فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۱۸۱ تا ۲٬۲۰۰ مورد از کل ۳٬۲۹۳ مورد.
نابرابری منطقه ای و همگرایی بهره وری غلات در استانهای مختلف ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رشد بهره وری در سطح ملی حاکی از وجود تفاوتهای معنی دار استانهایی که به سرعت پیشرفت می کنند با سایر استانها است. از آنجا که تفاوتها در نرخ های رشد بهره وری در استانهای مختلف نتیجه نابرابری منطقه ای است، لذا مهم است که حرکات بلندمدت تفاوتهای سطوح بهره وری استانها شناسایی شود تا اقدامات مؤثر مانند سرمایه گذاری بیشتر در تاسیسات زیربنایی، تحقیقات، توسعه و غیره انجام گردد. با توجه به اهمیت موضوع، این مطالعه به دنبال یافتن پاسخ به این سؤال است که آیا تمایل به سمت همگرایی در بهره وری غلات (گندم آبی و دیم، جو آبی و دیم، ذرت دانه ای آبی و شلتوک) در دو دهه گذشته در استانهای مختلف کشور وجود داشته است یا خیر؟ نتایج حاصل از بکارگیری شاخص مالم کوئیست و آزمون همگرایی بهره وری نشان داد که به طور متوسط در سالهای 82-1363، برخی استانها از رشد بهره وری بالا برخوردار بوده اند و برخی استانها در تولید غلات رشد بهره وری منفی را تجربه کرده اند. چنین یافته هایی بیانگر اختلاف زیاد نرخ های رشد بهره وری بین استانهای تولیدکننده غلات کشور می باشد. نتایج حاصل از آزمون همگرایی حاکی است که تعدادی از استانهای با سطوح اولیه بهره وری پایین این پتانسیل را دارند که سریعتر از استانهای با بهره وری بالا رشد کنند. به عبارت دیگر به سمت میانگین بهره وری کل استانها همگرا می باشند. درحالیکه شکاف در تفاوتهای بهره وری غلات در بعضی استانها عمیق تر شده و این تفاوتها در بلندمدت به صفر نخواهد رسید. علاوه بر این، تاثیر تغییرات اجزای بهره وری بیانگر آن است که رشد بهره وری غلات به استثنای گندم دیم در اکثر استانها به دلیل پیشرفت تکنولوژی است. همچنین کارایی مقیاس در اغلب استانها سهم کمی در افزایش بهره وری داشته است که نشان می دهد تولیدکنندگان غلات بطور عام از نهاده های تولید بیش از حد بهینه استفاده می کنند.
ره یافت شبکه ی عصبی مصنوعی (ANN)و روش های هم جمعی (ARDL و وهانسون- جوسیلیوس) در پیش بینی قیمت گوشت مرغ در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیش بینی دقیق قیمت طیور و فرآورده های آن از طریق توجه به کاهش نوسانات باعث تخصیص بهینه ی منابع، افزایش کارایی و سرانجام افزایش درآمد مرغداران می شود. با توجه به اهمیت پیش بینی قیمت گوشت مرغ، در این تحقیق قیمت این محصول با استفاده از روش های هم جمعی ARDL، جوهانسون- جوسیلیوس و روش شبکه های عصبی مصنوعی برای افق های زمانی یک ماهه، شش ماهه و دوازده ماهه پیش بینی شد و این فرضیه که شبکه ی عصبی مصنوعی در پیش بینی قیمت گوشت مرغ از کارایی بیش تری نسبت به دیگر مدل های اقتصادسنجی برخوردار است، بررسی شد. داده های مربوط به متغیرهای تاثیرگذار بر قیمت گوشت مرغ برای دوره ی زمانی فروردین ماه 1371 تا بهمن ماه 1384 از شرکت پشتیبانی امور دام کشور جمع آوری شده است که از داده های فروردین 1371 تا بهمن 1384 برای تخمین مدل ها و آموزش شبکه ی عصبی و از مابقی داده ها (اسفند 1384 تا بهمن 1385) برای بررسی قدرت پیش بینی مدل های مختلف استفاده شده است. نتایج به دست آمده حاکی از آن بود که روند پیش بینی شده به وسیله ی شبکه ی عصبی المان سه لایه با هشت نرون در لایه ی ورودی، سه نرون در لایه ی مخفی و تابع فعال سازی زیگموییدی (برای افق زمانی دوازده ماهه) و شبکه ی المان سه لایه شامل هشت نرون ورودی و هفت نرون در لایه ی مخفی با تابع فعال سازی تانژانت هیپربولیک (برای افق زمانی یک ماهه) از کارایی بیش تری در کمینه کردن خطای پیش بینی، نسبت به روش های هم جمعی، برخوردارند؛ اما در افق زمانی شش ماهه، مدل ARDL دقیق تر از شبکه ی عصبی المان عمل می کند. از این دیدگاه، استفاده از روش نوین پیش بینی قیمت همانند شبکه های عصبی مصنوعی، می تواند به تاثیر سیاست گذاری قیمتی و حتی تنظیم بازار از طریق پیش بینی نوسان های مختلف کمک کند.
تعیین سبد غذایی برای گروه های درآمدی مختلف با استفاده از منطق فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انسان بهعنوان رکن اصلی اقتصاد جامعه دارای نیازمندیهایی است که مهمترین آنها نیاز به امنیت غذایی و تغذیه سالم است. در جامعه ایران دو گروه از افراد وجود دارند که از امنیت کامل غذایی برخوردار نیستند، این دو گروه شامل کسانی هستند که یا بهعلت بضاعت مالی توانایی تهیه مواد غذایی سالم و مغذی را ندارند و یا اینکه علیرغم توانایی مالی، بهعلت مصرف غیرصحیح مواد غذایی فاقد امنیت غذاییاند. لذا دو عامل در ایجاد امنیت غذایی افراد نقش مهم ایفا میکنند که شامل درآمد و ارتقای دانش غذایی افراد میشوند و با معرفی سبد غذایی مناسب میتوان به این دو دست یافت. در این مقاله ضمن استفاده از نظرات متخصصان تغذیه و بهداشت، برای اولین بار به کمک منطق فازی با تابع عضویت ذوزنقه وبا استفاده از دادههای مرکز آمار و جداول ترکیبات مواد غذایی، یک سبد غذایی برای دهکهای خانوارهای شهری و روستایی تعیین شده است. همچنانکه خواهیم دید، ماهیت تغذیه و انسان آنچنان است که روش استفاده از منطق فازی بر دیگر روشها برتری دارد. ما در اینجا با تعریف 21 تابع هدف و 27 مجموعه مواد غذایی و 10 ماده مغذی و 78 قید با ضرایب فازی و با استفاده از برنامهریزی آرمانی یک سبد غذایی را بهدست آوردهایم. این سبد غذایی علی رغم آنکه نیاز افراد به مواد غذایی را مرتفع میکند از کمترین هزینه نیز برخوردار است. با تعیین سبد غذایی و هزینه آن خط فقر مشخص شده است. نتایج بهدست آمده نشان میدهد که خانوارهای روستایی در دهکهای اول و دوم هزینهای و خانوارهای شهری در دهک اول، توانایی مالی جهت خرید مایحتاج غذایی را نداشتهاند. لذا به امنیت غذایی دسترسی نخواهند داشت. هزینه سبد غذایی ارائه شده از این روش که برای اولین بار در ایران محاسبه شده از دیگر روشهای معمول کمتر است.
مقایسه ی اهمیت فرآوردههای نفتی و برق با سایر عوامل تولید در بخش کشاورزی ایران
حوزههای تخصصی:
هدف از این مطالعه ، ضمن سازگار نمودن آمارهای موجود از راه روش های مقتضی ، رهیافت خود توزیع با وقفه های گسترده ی (ARDL) – به دلیل برتری این رهیافت نسبت به روش های آلترناتیو- به منظور برآورد الگو به کار گرفته شده است . نتایج این پژوهش حاکی از این است که ضرایب بلندمدت برآورد شده برای نهاده های نیروی کار ، سرمایه ، فرآورده های نفتی و برق معنی دار و به ترتیب معادل 29/0، 11/0، 06/0 و 45/0 بوده که بیانگر تاثیر مثبت بلند مدت هر یک از نهاده های یادشده از جمله فرآورده های نفتی و برق بر تولید بخش کشاورزی ، طی دوره ی مورد مطالعه (1383-1346) است . همچنین مقدار ضریب های استاندارد شده برای هر یک از نهاده های یادشده ، به ترتیب برابر 029/0، 12/0، 098/0 و 63/1 محاسبه شده است . مقایسه ی ضریب برآورد شده ی بلندمدت و نیز ضریب استاندارد شده ی نهاده ی برق با مقادیر متناظر مربوط به فرآورده های نفتی- و نیز سایر نهاده ها - حاکی از اهمیت شایان توجه نهاده ی برق در تولید بخش کشاورزی بوده ، لذا بکارگیری نهاده ی برق به جای فرآورده های نفتی ، ضمن صرفه جویی در مصرف فرآورده های نفتی و نیز افزایش بیش تر تولید ، می تواند به کاهش آلودگی های زیست محیطی - که یکی از مؤلفه های اصلی مورد نظر در توسعه ی پایدار است- منجر شود . همچنین مقایسه ی ضرایب کوتاه مدت و بلند مدت بیانگر این مطلب است که اگرچه در بلندمدت تاثیر نهاده ها از جمله فرآورده های نفتی و برق بر تولید ، شایان توجه بوده ، اما اثرگذاری بر تولید در کوتاه مدت ، ناچیز بوده است. سرانجام ، ضریب مربوط به جزء تصحیح خطا برابر 07/0- برآورد شده که نشان دهنده ی این است که در هر دوره ، 7 درصد از خطای عدم تعادل دوره ی پیش تعدیل می شود . بر این اساس می توان نتیجه گرفت که سرعت تعدیل در بخش کشاورزی پایین بوده و لذا در این بخش نمی توان بر تاثیرگذاری سیاست ها در کوتاه مدت چندان امیدوار بود.
سنجش درجه توسعه یافتگی کشاورزی شهرستان های استان خراسان رضوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این مطالعه بررسی سنجش درجه توسعه یافتگی کشاورزی در شهرستان های استان خراسان رضوی است. برای رسیدن به این هدف از روش تاکسونومی عددی در چارچوب 10 شاخص اصلی، برای رتبه بندی و درجه بندی شهرستان ها از نظر شاخص های گوناگون توسعه یافتگی کشاورزی استفاده شد. آمار و اطلاعات این مطالعه از آمارنامه های کشاورزی استان و سالنامه های آماری سال های 1382-1386 به دست آمد. نتایج مطالعه نشان داد که شهرستان های چناران، فریمان و سبزوار از درجه توسعه یافتگی کشاورزی بالاتری نسبت به دیگر شهرستان ها برخوردار است و شهرستان های کلات، نیشابور و گناباد نیز در مرتبه پایانی قرار دارد. در پایان، راهکارهایی برای استفاده از پتانسیل های شهرستان های گوناگون در جهت توسعه بخش کشاورزی ارایه می شود
معرفی راه کار ناپارامتریک تصادفی در تخمین کارایی فنی: مطالعه ی موردی واحد های مرغداری در منطقه ی سیستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مطالعه، کارایی فنی واحدهای مرغداری منطقهی سیستان با استفاده از راهکار ناپارامتریک تصادفی تعیین شد. برای محاسبهی کارایی از 41 واحد فعال مرغداری در سال 1384، آمار و اطلاعات مربوطه جمعآوری شد. در مطالعههای پیشین تحلیل کارایی فنی واحدهای تولیدی به دو روش تابع تولید مرز تصادفی[1] و تحلیل پوششی دادهها[2] مد نظر بود. در این مطالعه، با ترکیب این دو روش در چارچوبی واحد، کارایی فنی واحدهای مرغداری تخمین زده شد. نتایج نشان داد که اغلب واحدهای مرغداری از لحاظ فنی کارا بوده و میانگین کارایی واحدهای مورد مطالعه 94 درصد میباشد. افزون بر آن، 48 درصد از واحدهای مورد مطالعه دارای بازده ثابت نسبت به مقیاس، 43 درصد دارای بازده افزایشی نسبت به مقیاس و 7 درصد از واحدهای مورد مطالعه دارای بازده کاهشی نسبت به مقیاس میباشند. با توجه به یافتههای مطالعه، افزایش بهرهوری نهادهها و اعمال سیاستهای حمایتی مناسب در خصوص بازار نهاده و محصول برای افزایش تولید و بهبود کارایی فنی مورد تاکید است.
بررسی و تبیین فعالیتهای پایداری در بین ذرتکاران استان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف شناخت فعالیتهای پایداری و معرفی عوامل مؤثر بر رفتارهای پایداری کشاورزان انجام شده است. پژوهش با استفاده از روش پیمایش (توصیفی) در بین ذرتکاران استان خوزستان انجام شد و از بین 9750 نفر کشاورز ذرتکار (9750N=) با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی طبقهبندی شده، تعداد 370 نفر کشاورز ذرتکار (370n=) به طور تصادفی انتخاب شدند. روایی پرسشنامه با دریافت نظر استادان دانشگاه و کارشناسان مورد بررسی قرار گرفت و میزان ضریب آلفای کرونباخ برای تعیین پایایی پرسشنامه، 75/0 بدست آمد. بر اساس نتایج، اکثریت کشاورزان از تناوب زراعی و کودهای ریزمغذی برای حاصلخیزی مزرعه خود استفاده میکردند. استفاده از کودهای سبز، کودهای حیوانی، استفاده از لگومها در تناوب با ذرت و بکارگیری روشهای تلفیقی برای مبارزه با علفهای هرز کم بود. همچنین نتایج نشان داد که سطح سواد، میزان استفاده از کانالهای ارتباطی، میزان تماس با مراکز ترویجی و میزان عملکرد با انجام فعالیتهای پایداری رابطه مثبت و معنیداری داشتند. متغیرهای سن، تعداد فرزندان، مقدار آفتکش مصرفی و نوع مالکیت کشاورز رابطه منفی و معنیداری با انجام فعالیتهای پایداری داشتند. نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیره نشان داد که متغیرهای میزان استفاده از آفتکشها، میزان تماس با مراکز ترویجی، میزان استفاده از کودهای حیوانی و میزان عملکرد ذرت 28 درصد از تغییرات فعالیتهای پایداری را تبیین میکنند. در نهایت، مقاله پیشنهادهایی برای بهبود فعالیتهای پایداری در بین کشاورزان ارایه میدهد.
بررسی ساختار بازار و نظام بازاریابی گل و گیاهان زینتی در ایران مطالعه موردی؛ بازار گل رز شاخه بریده در اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تولید گل و گیاهان زینتی در ایران، در عین حال که توام با مزیتهای قابل توجهی می باشد، چالشها و نارسائی هائی را نیز در ساختار بازار و بازاریابی این محصولات در بر دارد. در این مطالعه، به بررسی مسیرهای مختلف بازاررسانی گل و گیاهان زینتی در وضعیت ساختار بازار موجود براساس معیارهای اقتصادی بازاریابی و ویژگیهای ساختار بازار، پرداخته شده است. گل رز شاخه بریده و استان اصفهان، به ترتیب، به عنوان محصول و منطقه نمونه تولید انتخاب شد. نتایج نشان داد که سهم تولید کننده از قیمت فروش به مصرف کننده و راندمان بازاریابی پائین باشد. در عین حال در این نظام، به دلیل وجود ضایعات بالا، کارائی فنی پائین است. ولی، کارائی قیمتی به دلیل بالا بودن قیمت خرده فروشی نسبت به قیمت سر مزرعه، بالا و در نتیجه کارائی کل نیز بالا می باشد. بنابراین، سهم سایر عوامل بازاریابی از این نسبت بالا بیشتر از تولید کننده است. بررسی ساختار این بازار نشان می دهد که کالاها غیر همگن بوده و شرایط ورود به بازار سخت و توام با عدم حتمیت است. بر این اساس، نظام بازار رسانی گل و گیاه در ایران ناکارا و ساختار بازار، یک ساختار غیر رقابتی است. این شرایط غیر رقابتی که باعث وجود اطلاعات ناقص در بازار خواهد شد، امکان برنامه ریزی تولید برای تولیدکنندگان را میسر نمی سازد و به دلیل وجود مازاد عرضه یا تقاضا، نوسانات قیمت گل در سطح عمده فروشی زیاد است. این در حالی است که قیمت خرده فروشی نوسانات کمتری داشته و کاهش قیمت بازار در بسیاری از زمانها به مصرف کننده منتقل نمی شود. بنابراین، تولید کننده کمترین و مصرف کننده بیشترین قیمت ممکن را، به ترتیب دریافت و پرداخت، می نمایند. در این خصوص اصلاح ساختار بازار گل در ایران پیشنهاد گردید.
بررسی اثرات آزادسازی تجاری بر متغیرهای کلیدی بخش کشاورزی ایران: مدل تعادل عمومی قابل محاسبه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وجود تحولات عمده در عرصه اقتصادی و تجارت جهانی و بازتاب گسترده آن بر اقتصاد کشورها به ویژه کشورهای در حال توسعه، ضرورت پیوند فرآیند توسعه اقتصادی کشورها را با نیروها و عوامل اقتصاد جهانی توجیه کرده است. در این میان مدل های تعادل عمومی قابل محاسبه به عنوان ابزاری قوی در تحلیل های اقتصادی شناخته شده اند و به طور گسترده برای ارزیابی اثرات آزادسازی تجاری استفاده شده اند. در این مطالعه با استفاده از یک الگوی تعادل عمومی قابل محاسبه، اثرات کاهش تعرفه های وارداتی به عنوان نمادی از آزادسازی تجاری بر متغیرهای کلیدی بخش کشاورزی بررسی شد. داده های مورد نیاز الگو از ماتریس حسابداری اجتماعی سال پایه 1380 به دست آمد و پارامترهای الگو بر اساس آن کالیبره شد. نتایج مربوط به شبیه سازی نشان داد که کاهش تعرفه در بخش کشاورزی موجب کاهش اشتغال، موجودی سرمایه، تولید و صادرات در این بخش خواهد شد؛ اما کاهش تعرفه در بخش های غیرکشاورزی و کل بخش ها، اگرچه تولید را در بخش کشاورزی کاهش خواهد داد، اما موجب افزایش اشتغال و صادرات در این بخش خواهد شد.
بهینه سازی پویای حمل و نقل دانه روغنی آفتابگردان در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حمل و نقل و مسایل اقتصادی مربوط به آن، نقش مهمی در هزینه های تولید کالاهای کشاورزی و قیمت تمام شده آن ها ایفا می کند. ارایه یک الگوی اقتصادی برای بهینه سازی حمل و نقل محصولات کشاورزی در جهت کاهش هزینه های مربوط، بر قیمت تمام شده این محصولات تاثیرگذار خواهد بود. این مطالعه با هدف ارایه یک الگوی ریاضی حمل و نقل پویا برای تعیین برنامه بهینه حمل و نقل دانه روغنی آفتابگردان از مناطق تولیدی و مبادی ورودی (به عنوان مراکز عرضه)، به کارخانه های روغن کشی (به عنوان مراکز مصرف) انجام شده است. تعداد مراکز تولید و عرضه دانه آفتابگردان در کشور 40 منطقه و تعداد مراکز مصرف آن 7 کارخانه است. این مطالعه بر اساس آمار و اطلاعات ماهانه و با استفاده از بسته نرم افزاری LINGO انجام شده است. نتایج نشان داد که اجرای برنامه پیشنهادی سبب صرفه جویی اقتصادی در هزینه حمل و نقل دانه آفتابگردان در کشور به میزان 436 میلیون ریال برابر با 11.8 درصد هزینه حمل و نقل پرداخت شده در سال مورد نظر، می شود.
بررسی اثر ریسک قیمتی بر حاشیه بازاریابی گوشت قرمز در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رفتار عاملان بازاریابی در مقابل ریسک قیمتی، اثر قابل ملاحظه ای بر افزایش حاشیه بازاریابی دارد به طوری که با انتقال افزایش قیمت به مصرف کننده نهایی، قدرت خرید و از آن رو مصرف آن ها کاهش می یابد. پژوهش حاضر عوامل مؤثر بر حاشیه بازاریابی در سطوح مزرعه- کشتارگاه و کشتارگاه- خرده فروشی، گوشت گاو و گوسفند را با در نظر گرفتن اثر ریسک و رفتار ریسکی و نیز متغیرهای طرف عرضه و تقاضا برای دوره 1377-1383 مورد ارزیابی قرار داده است. نتایج نشان داد که کشش متغیر ریسک قیمتی (نوسان قیمت) در کشتارگاه و خرده فروشی نسبت به حاشیه بازاریابی مزرعه- کشتارگاه و کشتارگاه- خرده فروشی به ترتیب برای گوشت گاو 51/0 و 78/1 و به ترتیب برای گوشت گوسفند 03/0 و 54/0 بوده است
اثر سیاست تعرفه ای بر قیمت داخلی گوشت مرغ و گوساله در ایران
حوزههای تخصصی:
در این مقاله نقش افزایش نرخ تعرفه ی گوشت مرغ و گوساله بر قیمت داخلی آن ها مورد بررسی قرار گرفته است. در این راستا از مدل انتقال و در قالب پانل دیتا، برای گوشت گوساله دوره ی زمانی 87-1369 و برای گوشت مرغ دوره ی زمانی 85-1371 در نظر گرفته شده است. نتایج نشان می دهد که با افزایش نرخ تعرفه ی گوشت مرغ و گوساله از 4 به 90 درصد، قیمت مصرف کننده ی این کالاها به ترتیب 39/11 و 37/27 درصد افزایش می یابد.
مطالعه ی تبادل میان اهداف بهره برداران و سیاست گزاران در مصرف آب: مطالعه ی موردی منطقه ی فسا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهداف بهره برداران کشاورزی و سیاست گذاران این بخش در مورد چگونگی استفاده از گروهی از منابع و از جمله آب کشاورزی می تواند متفاوت باشد. بهره برداران برای کاهش ریسک تولید و افزایش درآمد خود به طور معمول تمایل به استفاده ی بیش تر از آب دارند. این در حالی است که سیاست گذاران این بخش در پی استفاده ی پایدار از منابع آب کم یاب هستند. پس در این مطالعه با استفاده از ره یافت برنامه ریزی چندهدفی و به کارگیری اطلاعات نمونه ای از بهره برداران استان فارس (منطقه ی فسا) چگونگی تبادل میان کاهش مصرف آب، کاهش ریسک و افزایش بازده ناخالص تبیین شد. استفاده از ره یافت برنامه ریزی چندهدفی به الگوهای متعدد منتهی می شود که الگوهای مطلوب از میان آن ها با استفاده از معیار منطق فازی مشخص و معرفی شد. یافته های مطالعه حاکی از وجود رابطه ی تبادلی میان اهداف یاد شده بود. هم چنین مشخص شد که تعقیب هدف کاهش مصرف آب منجر به کاهش قابل ملاحظه ی اولویت الگوی کشت فعلی می شود. برآورد ضرایب کشش ریسک نسبت به دو منشا تغییر یعنی آب و بازده ناخالص نشان داد که نقش بازده ناخالص در تغییر ریسک در مقایسه با آب مهم تر است. برآورد تابع مطلوبیت متشکل از اهداف یاد شده بیانگر اهمیت بالاتر افزایش درآمد در مقایسه با دو هدف کاهش مصرف آب و کاهش ریسک بود. در الگوهای بهینه ی ارایه شده برای سه گروه از بهره برداران، مشخص شد گندم و ذرت در مقایسه با دیگر محصولات می توانند ترکیب مطلوب تری از اهداف یاد شده را تامین کنند.
ارزیابی سیاست های حمایتی دولت در بازار گندم ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دولت ها بیشتر وقت ها برای حمایت از درآمد کشاورزان، تخصیص بهینه منابع و توزیع عادلانه درآمدها، در بازارهای کشاورزی مداخله می کنند. به خاطر اهمیت گندم در الگوی مصرفی خانوارهای ایرانی، این کالا همواره مورد توجه سیاست گزارن بوده است. دولت در چارچوب سیاست غذای ارزان، به مصرف گندم یارانه می دهد و همچنین سیاست های حمایتی تعیین قیمت تضمینی، یارانه به نهاده های تولید و بیمه را برای تولید محصول گندم اجرا می کند. دولت همچنین خریدار و فروشنده انحصاری گندم در کشور است. با توجه به پیوستگی در اجرا و هزینه های فزاینده برنامه های حمایتی از تولیدکنندگان و مصرف کنندگان گندم، هدفی است که در این مقاله دنبال می شود ارزیابی و تعیین ترکیب بهینه سیاست های دولت در بازار گندم است. برای دستیابی به این هدف، از روش حداقل سازی (کمینه سازی) تابع زیان خالص اجتماعی استفاده شده است. سیاست های اجرا شده در سال 1384 مبنای انجام این مطالعه است. نتایج این مطالعه نشان داد که متوسط کارایی انتقال سیاست های جاری دولت حدود 87 درصد است و سیاست حمایت از تولیدکنندگان، کمترین زیان اجتماعی را نسبت به اجرای سیاست غذای ارزان به تنهایی و یا اجرای همزمان سیاست غذای ارزان و قیمت تضمینی ایجاد کرده است. همچنین گرفتن این سیاست بیشترین کاهش در هزینه های دولت و بیشترین افزایش در رفاه مالیات دهندگان را ایجاد کرده است