محمدحسن حسن زاده نیری

محمدحسن حسن زاده نیری

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۹ مورد از کل ۲۹ مورد.
۲۱.

درباره شماری از واژه های فارسی و ترکی تفسیر سورآبادی (در نسخه قونیه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۴ تعداد دانلود : ۲۳۴
کهن ترین ترجمه ها و تفسیرهای بازمانده از قرآن کریم به فارسی مربوط به اوایل سده چهارم هجری است. مؤلفان، مترجمان و کاتبان این متون، برای پرهیز از گمراه کردن خواننده، سعی کردند با دقت و امانت داری وسواس گونه، با بیانی ساده و فصیح و به دور از هرنوع کژتابی زبانی، به ترجمه و استنساخ قرآن بپردازند . همین موضوع سبب شده است این متون از لحاظ تحقیق در پیشینه زبان فارسی جایگاه ارزشمندی بیابند. جنبه ای از اهمیت این کتاب ها، کاربرد لغات و ترکیبات نادر فارسی است، ضمن آنکه ردپای لهجه مف سر یا مترجم یا کاتب در این متون دیده می شود. تفسیر سورآبادی (/ ) معروف به تفسیرالتفاسیر ازجمله این متون است که در حدود ۴70-۴80ق تألیف شده و مؤلف آن ابوبکر عتیق نیشابوری، معروف به سورآبادی است. از این تفسیر نسخه های فراوانی در کتابخانه های ایران و کشورهای دیگر وجود دارد که دست نویس قونیه، به کتابت محمودبن عیسی بن عمر قونی قلمدار   با تاریخ اولین جلد آن 22 صفر 723 و آخری 21 صفر 72۵  یکی از آنهاست. این دست نویس کامل ترین نسخه شناخته شده تفسیر سورآبادی است. بعضی از واژه های به کاررفته در این نسخه در کهن ترین شکل شان استعمال شده اند و جالب آنکه در کنار واژه های فارسی، لغات ترکی نیز به چشم می خورد. در این نوشتار به بررسی شماری از لغات و ترکیبات کهن فارسی و نیز واژه های ترکی به کاررفته در آن  نسخه قونیه (اعراف تا مریم)  پرداخته ایم. به نظر می رسد کاتب ترک زبان این دست نویس مواردی از لهجه خود را وارد این متن کرده است.      
۲۲.

صورت بندی سه استدلال از هجویری در منطق محمولات مرتبه اول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۹۵
اعتبار هر استدلالی به سازواری آن با قوانین منطقی بازبسته است. برخی استدلال ها نمودی برهانی دارند؛ ولی در بطنشان دارای گونه هایی از خطاهای منطقی اند؛ یعنی شبه برهان اند، نه برهان. آثار کلامی، به عنوان متونی که استدلال های به ظاهر منطقی و معتبر در خود دارند، از این باب درخور ارزیابی اند. بنابراین، منطق ابزار علمی مناسبی برای اعتبارسنجی این متون است. در این پژوهش سه استدلال از کتاب کشف المحجوب اثر علی بن عثمان هجویری بررسی می شود. این بررسی هم از منظر نحوی، با مبنا قرار دادن منطق صوری مرتبه اول، انجام می گیرد و هم از دیدگاه معنایی و مواد قیاس. سرانجام با برکشیدن مغالطات صوری و معنایی و نیز تعیین گونه ی مقدمات استدلال ها نشان داده می شود که هجویری از اصول علم منطق آگاهی و بر آنها تسلط داشته، نیز خود را به رعایت قوانین آن موظف می دانسته؛ ولی گاه از مغالطه عاری نبوده است. همچنین برمی آید که استدلال های او گاه از برهان به حد خطابه نزول رتبه دارد.
۲۳.

شعر حافظ و سعدی و شاب ظریف در پرتو بینامتنیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۱۱۲
تحلیل و مقایسه متون با یکدیگر در حوزه نقد و نظریه یکی از روش های جدید و کاربردی تحقیق به شمار می رود، در این راستا نظریه بینامتنیت بسیار مورد توجه منتقدین آثار کلاسیک و جدید است که با ادبیات تطبیقی نیز ارتباط تنگاتنگی دارد، عمده ترین مسأله در نظریه بینامتنیت کشف شباهت های متون است و دانشمندان این نظریه معتقدند که متن نظامی بسته نیست و متون در حال گفت وگو با یکدیگر هستند و هیچ متنی بدون پیش متن به وجود نیامده و هر متنی بر پایه متون پیشین خلق شده است، از این رو تطبیق متون ادبی ملل گوناگون ممکن است سبب کشف مضامین مشترک میان آثار شاعران و نویسندگان با یکدیگر شود. یکی از شعرای غزل سرای عرب که در قرن هفتم می زیسته، شاب ظریف است که معاصر با سعدی و متقدم بر حافظ است. اصلی ترین مضمون در دیوان او عشق و بیان احوال عاشق و معشوق است. اشعار او شباهت های مضمونی گوناگونی با غزلیات حافظ و کلیات سعدی دارد که شامل مواردی مانند نصیحت ناپذیری عاشق، وفای عهد، اشک ریزی عاشق، دیدار عاشق و معشوق، فراق و... است. از این روی در این جستار با بهره جستن از نظریه بینامتنیت کریستوا به تحلیل و بررسی برخی از موارد قرابت و تشابه مضامین شاب ظریف با کلیات سعدی و حافظ پرداخته و نمونه هایی از وحدت و تقارب مضامین آنان را بیان کرده ایم.
۲۴.

تحلیل دیدگاه «عشق به مثابه قصه» در رمان نوجوان در یک ظهر داغ تابستان، دختری از بصره آمد، براساس الگوی رابرت استرنبرگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۱۰۷
دوره ی نوجوانی، دوره ی انتقال از کودکی به بزرگ سالی است. در این دوره به دلیل بلوغ، تغییر و تحولات جسمی، روانی، اجتماعی و عاطفی در فرد پدید می آید. هم چنین در این سنین، عشق در اشکال و انواع مختلف جلوه می کند. عشق های اولیه، در حد دلبستگی های عاطفی و دوستی های زودگذر هستند و اگر نوجوان بتواند مراحل رشد و بلوغ جسمانی، عاطفی، اخلاقی و عقلانی را با موفقیت پشت سر بگذارد، آنگاه صمیمیت، دوستی و عشق واقعی پدیدار می شود. پس باید به او فرصت داد که در این دنیای بغرنج، خود را بشناسد و برای احساسات آشفته ی خود به دنبال مفهوم یا راهکار باشد. یکی از این راهکارها، قصه است. قصه باعث رشد «منِ» در حال شکفتنِ نوجوان و هم چنین تقویت قوه ی تخیل او می شود و عامل مهمی در تربیت اجتماعی نوجوان محسوب می شود. جمشید خانیان ازجمله نویسندگان مطرحی است که آثار درخوری برای نسل نوجوان با مضمون عشق، نگاشته است. این پژوهش قصد دارد باتوجه به نقش و اهمیت عشق در سنین نوجوانی، جایگاه قصه های عاشقانه و نحوه ی ارائه ی آن ها را در حل مسائل عاطفی، روانی و تربیتی نوجوانان، باتوجه به الگوی عشق به مثابه قصه ی رابرت استرنبرگ در رمان در یک ظهر داغ تابستان، دختری از بصره آمد، بازشناسی و مشخص کند که آیا نویسنده توانسته است از عهده ی تبیین قصه ی عشق برای نسل نوجوان برآید یا خیر؟  
۲۵.

ایهام تناسب های پنهان بر پایه ی اصطلاحات موسیقی در دیوان حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۸۸
    ایهام تناسب یکی از ویژگی های مهم سبک حافظ است. ازسوی دیگر حافظ با عوالم موسیقی آشنا بوده و به همین سبب با استفاده از اصطلاحات موسیقی ایهام های پنهان و آشکاری در شعر خود ایجاد کرده است. در دیوان او برخی از اصطلاحات کم کاربرد موسیقی در کنار اصطلاحات مشهور این حوزه به گونه ای قرار گرفته اند که ایهام تناسب تشکیل می دهند؛ اما ازآنجاکه خوانندگان با خوانش نخست نمی توانند به این روابط لغوی و ایهام تناسب های پنهان پی ببرند، برخی از این اصطلاحات در مطاوی ابیات حافظ مستتر و ناشناخته مانده است. در مقاله ی حاضر پس از تقسیم بندی کاربرد اصطلاحات موسیقی در دیوان حافظ و تبیین نوع جدید آن، یعنی اصطلاحات موسیقی همراه با ایهام تناسب یا ایهام تناسب دوسویه ی پنهان، به بررسی اصطلاحات کم کاربردی چون چرخ، روح، شیشه، عاشق، گفتار، معشوق، نسیم، نگار، وصال، سبز، شاهنشاهی، شاهی، شکن، شکن درشکن و شمامه پرداخته شده است. این اصطلاحات به گونه ای در کنار اصطلاحات شناخته شده ای چون پرده، خوش خوان، آواز، بربط و نی قرار گرفته اند که ایهام تناسب پنهان تشکیل می دهند. کشف این ایهام تناسب های نهان التذاذ هنری خوانندگان را از اشعار حافظ بیشتر می کند.     
۲۶.

نقش خواننده ی فرضی در سرایش دو مرثیه ی فارسی و عربی سعدی در سوگ بغداد(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۴
    رویکرد خواننده محوری از نیمه ی دوم قرن بیستم با عطف توجه ویژه به نقش خواننده در فرآیند فهم و ادراک متن و معناسازی از آن، دامنه دریافت معانی متون ادبی را به تناسب افق انتظارات مخاطبان گسترش داده است. بر مبنای این نگرش، منتقد ادبی بر گستره ی معناهای ممکن یک متن در طول تاریخ با درنظر گرفتن طیف مخاطبان آن و خاستگاه فرهنگی و اجتماعی شان متمرکز می شود. لیکن یکی از کارکردهای مهم توجه به عنصر خواننده، نقش و تأثیر آن بر ساختار متن در مرحله ی شکل گیری است. مخاطب فرضی در معنای گسترش یافته ی فضای دریافت کننده ی یک متن، قادر است نویسنده را در مرحله پیش از تولید متن به نحوی تحت تأثیر قرار دهد که ساختار متن تولیدشده در نهایت دارای بیشترین مطابقت با افق انتظارات او باشد. مقاله پیش رو، در سایه ی این نگرش، دو قصیده از سعدی را به روش تحلیل کیفی بازخوانی کرده است. سعدی در سوگ زوال خلافت عباسیان پس از حمله ی مغول به بغداد، دو مرثیه ی فارسی و عربی سروده است که می توان ساختار فرم و محتوای آنها را با محوریت قراردادن عنصر «خواننده » مطالعه و مقایسه نمود. نقش و تأثیر خواننده در آفرینش هر یک از آن دو متن ادبی به گونه ای است که از درون مایه و چهار بخش موضوعی مشترک، شامل وصف واقعه ی بغداد و سوگواری بر آن، حیات باقی در بهشت، تقدیرگرایی و مدح ابوبکر بن سعد بن زنگی، مضامین مختلف و ناهمسان، چه از نظر محتوایی و چه آماری، برساخته می شود. این پژوهش، نشان می دهد که سوگ نامه در برابر مخاطبان دیار عرب، رویکردی آکنده از عواطف و احساسات جریحه دار شده و همدلانه دارد، لیکن برای مخاطبان جان به دربرده از غارتی چنین، در فضای حکومت اتابکان فارس تحت سلطه ی ایلخانان محتاطانه سخن می گوید.      
۲۷.

تأویلات عرفا از وقایع و پدیده های طبیعی، تاریخی در رساله قشیریه، اسرارالتوحید و تذکره الاولیا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۹
مقوله «تأویل» یا «هرمنوتیک» از شیوه های متداول قدیمی در خوانش متون، به ویژه متون مقدس بوده است. عرفا و صوفیه کم کم نگاه تأویلی خود را از حوزه آیات قرآن و احادیث فراتر برده اند و به تأویل سایر پدیده ها و وقایع روزمره طبیعی نیز پرداخته اند. ما در این مقاله تلاش کرده ایم تا با کاوش در سه اثر مهمّ عرفانی رساله قشیریه، اسرار التوحید و تذکرهالاولیا، به بررسی آن بخش از تأویلات عرفا از امور غیر قدسی بپردازیم که عارف انواع رخداد های طبیعی و وقایع روزمره را از حالت طبیعی و نظام های قرار دادی متعارف خود خارج می کند و به وضع معنایی جدید مطابق با جهان بینی عرفانی خود می پردازد. برای تبیین هر چه بهتر تاویلات عرفا از آرای هرمنوتیکی مدرن غربی که نقش مهمی را برای فهمنده قائل است، نیز استفاده کرده ایم. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که عارف درصدد انطباق همه امور و وقایع طبیعی با اندیشه های عرفانی و جهان فکری خود است و مدام در پی یافتن بهانه ای برای رفتن از جهان شهود به عالم غیب است .این تداعی ها تأویلی به صورت های گوناگون بلاغی همچون ایهام، اسلوب الحکیم، ایهام دوگانه-خوانی، ایهام تبادر، تشبیه و مجاز رخ می نماید و صوفی با این شیوه ها به توسع تجارب روحی و عرفانی خویش می پردازد.
۲۸.

طبقه بندی نخستین برخورد عشاق در منظومه های عاشقانه فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۳۷
یکی از مهم ترین انواع شعر غنایی در سنت ادب فارسی، منظومه های عاشقانه هستند. داستان های عاشقانه به عنوان قصه هایی که بستر روایی مشابهی دارند عموماً دارای بن مایه ها و عناصر همانندی هستند. یکی از عناصر اصلی در داستان های عاشقانه منظوم یا منثور نخستین برخورد و آشنایی بین عشاق است چراکه هر داستان عاشقانه ای از دو سویه عاشق و معشوق برخوردار است که مواجه آن دو و مطلع شدن طرفین از وجود یک دیگر کلیدی ترین گرانیگاه برای آغاز روایت های عاشقانه به حساب می آید. نخستین برخورد بین عشاق به منزله سرآغاز اصلی داستان های عاشقانه از اهمیت قابل توجهی در بررسی چگونگی شکل گیری ساختار روایت های عاشقانه برخوردار است. در این پژوهش، تلاش بر آن خواهد بود تا با کمک روش ساختارگرایی و در ذیل آن ریخت شناسی به بررسی پنجاه روایت عاشقانه برگزیده از منظومه های عاشقانه فارسی بپردازیم تا با ارائه طبقه بندی نویی از نخستین برخورد بین عشاق دریچه ای جدید برای بررسی های ریخت شناسانه داستان های عاشقانه مبتنی بر آثار بومی گشوده شود.
۲۹.

تداعی آزاد معانی برپایه اصطلاحات کم کاربرد موسیقی در دیوان حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۹
مقاله حاضر با استناد به نظریه «تداعی آزاد معانی» و نظریه «ناخودآگاه متون» التذاذ هنری بیشتری از اشعار حافظ را برای خواننده حرفه ای این متن فراهم می سازد و با کشف و تبیین شبکه های پیچیده کلمات در شعر او زمینه های لازم را برای فهم غنی تر وعمیق تر آن اشعار فراهم می کند. در میان شبکه های متعدد ایهامی در دیوان حافظ، ایهام های مربوط به حوزه موسیقی در پدیدآمدن شبکه ایهام تناسب های پنهان حافظ نقش به سزایی دارد؛ اصطلاحاتی چون اقامت، بُعد، چپ، چنبر، خروج، دخول، دلگشا، دلنواز، رجعت، رشته، زنجیر، ساده، سبک، شانه، شاهین، طریق و فن. این اصطلاحات با قرارگرفتن در کنار اصطلاحات معروف تر موسیقی مانند پرده، مقام و راه، شبکه ایهام تناسب دیوان حافظ را گسترده تر و پیچیده تر می سازد و ایهام تناسب را از صنعت بدیعی صرف به ابزاری برای تداعی معانی های آزاد ارتقاء می دهد. در مقاله پیش رو شبکه درهم تنیده ایهام تناسب های پنهان در شعر حافظ در حوزه موسیقی بررسی و تبیین و برپایه نظریه های مذکور برخی از آن ایهام تناسب ها کشف و شرح شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان