روابط ساختاری تجارب ناخوشایند دوره کودکی و فاجعه سازی درد در افراد مبتلا به میگرن با میانجی گری افسردگی و اضطراب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۵ شماره ۸۱
44 - 55
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی رابطه ساختاری تجارب ناخوشایند دوران کودکی و فاجعه سازی درد در افراد مبتلا به میگرن با میانجی گری افسردگی و اضطراب بود. روش پژوهش همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل بیماران مبتلا به میگرن 20 تا 30 ساله مراجعه کننده به کلینیک های درد مشهد در سال 1403-1404 بود. حجم نمونه 204 نفر از بیمارانی بود که تشخیص میگرن توسط پزشک متخصص مغز و اعصاب دریافت کرده و داوطلبانه برای شرکت در پژوهش رضایت داشتند. این افراد به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه فاجعه سازی درد سالیوان و همکاران (1995)، پرسشنامه تجارب نامطلوب دوران کودکی دانگ و همکاران (2004)، مقیاس افسردگی بک (1996) و مقیاس اضطراب بک (1988) بود. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS تحلیل شدند. نتایج نشان داد که تجارب ناخوشایند دوران کودکی از طریق افسردگی تأثیر معناداری بر فاجعه سازی درد دارد (0/01>p)، اما این تأثیر از طریق اضطراب معنادار نبود. همچنین، افسردگی با ضریب مسیر 0/531 بیشترین تأثیر را در میانجی گری داشت. یافته های این پژوهش نشان می دهد که تجارب اولیه زندگی و حالات عاطفی منفی، به ویژه افسردگی، نقش مهمی در ادراک درد و فاجعه سازی آن در بیماران مبتلا به میگرن ایفا می کنند.