علی اشرف نظری

علی اشرف نظری

رتبه علمی: دانشیار علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
لینک رزومه

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۰۷ مورد از کل ۱۰۷ مورد.
۱۰۱.

تأثیر سیاست های فرهنگی دولت پهلوی بر تحول ادبیات داستانی ۱۳۰۴–۱۳۵۷ ش(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سیاست های فرهنگی دولت رضا شاه پهلوی تحول ادبیات داستانی ادبیات داستانی ایران محمد رضا پهلوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۲۶
با وجود اهمیت سیاست های فرهنگی در شکل دهی به جریان ادبیات داستانی ایران در دوران حکومت پهلوی، این موضوع کمتر مورد تحلیل قرار گرفته است. اغلب پژوهش های پیشین تمرکز خود را بر تحلیل متون ادبی قرار داده اند و به نقش سیاست های فرهنگی در تغییرات تولید و محتوای آثار ادبی توجه کافی نکرده اند. این پژوهش با هدف، بررسی تأثیر سیاست های فرهنگی دولت پهلوی (اول و دوم) بر جریان ادبیات داستانی ایران و تحلیل تغییرات در تولید و محتوای آثار ادبی تحت تأثیر این سیاست ها می پردازد. همچنین، مقایسه ای دقیق میان سیاست های فرهنگی رضاشاه و محمدرضا پهلوی و نحوه تأثیر آنها بر ادبیات داستانی انجام شده است. ازجمله جنبه های نوآورانه این پژوهش، تمرکز بر سیاست گذاری های فرهنگی به جای تحلیل صرف متون ادبی است. تحلیل این پژوهش در چارچوب نظری سیاست گذاری فرهنگی انجام شده است. سؤال پژوهش عبارت است از اینکه سیاست های فرهنگی دوران رضاشاه و محمدرضا پهلوی چگونه بر جریان ادبیات داستانی ایران تأثیر گذاشت و چه تغییراتی در تولید و محتوای این آثار ایجاد کرد. فرضیه این پژوهش بر این اساس است که سیاست گذاری های فرهنگی دوران حکومت پهلوی ها، با تمرکز بر ناسیونالیسم، مدرن سازی و کنترل نهادهای فرهنگی، منجر به شکل گیری جریان های جدید ادبی و در عین حال محدودسازی نقد اجتماعی و سیاسی در ادبیات داستانی ایران شد. روش مقاله تاریخی-تحلیلی می باشد. در این روش، از منابع آرشیوی، اسناد تاریخی و منابع ثانویه معتبر مانند کتاب ها و مقالات علمی به عنوان داده های اصلی استفاده شده است.
۱۰۲.

تحلیل گفتمان هویتی در سیاست گذاری خارجی؛ مقایسه ایران و ترکیه در بحران سوریه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: منازعات منطقه ای میان رودان ایران ترکیه نئو عثمانی گرایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۰۷
با روی کار آمدن حکومت الجولانی در سوریه شاهدیم که نگاه به امر هویت اهمیت فراوانی یافته است. در کنار این امر، حضور ایران و ترکیه به عنوان دو بازیگر هویت مند جدال گرا در این منطقه سبب شده تا نقش هویت در شکل گیری منازعات سیاسی میان رودان مهم باشد. با توجه به موارد مذکور، در پژوهش حاضر می توان این پرسش اصلی را مطرح کرد که مؤلفه های هویتی چگونه در رقابت ایران و ترکیه در بحران سوریه نقش آفرینی کرده اند. در این پژوهش تلاش شده تأثیر هویت های ایدئولوژیک و قومی- مذهبی بر سیاست خارجی ایران و ترکیه در قبال سوریه و بررسی چگونگی بازتاب این رقابت در ساختار امنیتی و ژئوپلیتیک منطقه میان رودان تحلیل شود. نگارندگان با استفاده از روش پژوهش کیفی در پی به آزمون گذاردن این فرضیه است که تضاد در هویت های جمهوری اسلامی ایران و ترکیه یکی از عوامل مؤثر در تعمیق رقابت و افزایش بی ثباتی در سوریه و منطقه بوده است. نتیجه آنکه مؤلفه های هویتی نقش اساسی و گیرا در جهت دهی به رفتار و سیاست خارجی ایران و ترکیه در بحران سوریه ایفا کرده است. برخلاف تحلیل هایی که تنها بر منافع ژئوپلیتیکی یا اقتصادی تأکید دارند، این مطالعه نشان می دهد که هویت های ایدئولوژیک، مذهبی و تاریخی، چارچوب ادراکی تصمیم گیران دو کشور را شکل داده و در انتخاب راهبردها و ائتلاف ها بسیار اثرگذار بوده است. ترکیه با تکیه بر هویت سنی و تمایلات نئوعثمانی، به حمایت از گروه های سنی مخالف دولت اسد پرداخته، در حالی که ایران با رویکردی شیعی و گفتمان مقاومت، از دولت اسد و نیروهای همسو حمایت کرده است.
۱۰۳.

اصلاح فرهنگی و دگرگونی معنوی در بستر پروژه عقلانیت و معنویت: مطالعه مواضع سیاسی «مصطفی ملکیان»(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ملکیان اصلاح فرهنگی دگرگونی معنوی عقلانیت معنویت اصلاح طلبی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۶۷
«مصطفی ملکیان»، یکی از شاخص ترین روشن فکرانِ فرهنگ گرا، رویکردی کاملاً فردگرایانه دارد؛ به طوری که به باور او، همه معنویانِ جهان، فردگرا هستند؛ یعنی مخاطبشان فرد است، نه جامعه. از این رو تفاوتِ آنها با روشن فکران و مصلحانِ اجتماعی در این است که اغلبِ اینها به اصلاحِ جامعه و نهادهای اجتماعی معطوف هستند، ولی به باورِ معنویان، هدفِ فرد، تنها باید اصلاحِ شخصِ خودش باشد و اصلاحِ جامعه، نتیجه کار او خواهد بود. همچنین در نظر ملکیان، همه چیز به انسان برمی گردد. انسان ها برای اصول نیامده اند، بلکه اصول برای انسان ها آمده و باید در خدمت آنها باشد. دل نگرانی ما هم تنها باید انسان باشد، نه هیچ امرِ انتزاعی دیگری از جمله سنّت، تجدّد، فرهنگ و حتّی دین؛ زیرا دین نیز برای انسان آمده، دغدغه اصلی اش نجاتِ اوست و از این رو خادمِ انسان است. در نگرش وی، نهاد نیز مفهومی انتزاعی و موجودی موهوم است و از منظرِ آنتولوژیک، به غیر از افراد و انسان های گوشت و پوست و خون دار، چیزی با عنوان نهاد و به تَبَع آن جامعه وجود ندارد و تغییر و اصلاحِ هر نهادی، وابسته و منوط بر اصلاحِ افرادی است که در آن دست اندرکار هستند و نقشی دارند. بر این اساس تحوّلِ سیاسی، نه از طریقِ انقلابی گری با قهر و خشونت و صرفِ دگرگونیِ سطحیِ رژیم سیاسی و ساختارهای کلان، بلکه در رویکردی اصلاحی و تدریجی از طریق تغییرِ باورها، احساسات و خواست های تک تکِ افراد و با اتّخاذِ روش های دموکراتیک و مسالمت آمیز ممکن خواهد بود. در نتیجه در پاسخ به این پرسش که «منظور از تعبیرِ «اصلاحِ فرهنگی» یا اصالتِ فرهنگ در رویکردِ ملکیان چیست؟»، فرضیه ما، این مهم است که فرهنگ نسبت به دیگر ساحت ها و حوزه های زندگی فردی و جمعی -از جمله سیاست یا اقتصاد- اصالت، اولویت و تأثیرگذاری بیشتری دارد. از این رو تا عنصرِ فرهنگ تغییر نکند، هیچ گونه دگرگونی اساسی و معناداری را نمی توان انتظار داشت. در ضمن این دگرگونی باید به سمت وسویی معنوی باشد تا مشکلات اجتماعی و درد و رنج آدمی حتّی الامکان رفع گردد. روش پژوهش در این مقاله، توصیفی- تحلیلی بوده، بر پایه مطالعات کتابخانه ای- اسنادی تنظیم شده است.
۱۰۴.

Ontological dimensions of post-foundational political thought and Reinvention of the Political(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: foundationalism Anti-foundationalism John Rawls Ernesto Laclau The Islamic Political

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۴
Between two spectrums of foundationalism and anti- foundationalism, ideas called post- foundationalist have emerged in the field of politics. They neither emphasize fixed and unchangeable foundations like foundationalists, nor do they consider everything variable like anti- foundationalists. They seek to reinterpret, in a process of dialogue and exchange, the foundations that have come to them as givens or precipitated in democratic societies, within the framework of temporal changes. In this way, a new experience has opened up for us from Western thought. Now the main question is whether it is possible to find a fixed foundation in this type of thought in which change in that is not recognized? By examining these ideas, and focusing on the thoughts of two important thinkers, John Rawls and Ernesto Laclau, we find that there are dimensions of political ontology among these ideas that are considered as red lines. Dimensions that can be called democratic political ontology. Now, in the next step, we should ask ourselves whether this experience can be used in defining The Islamic Political or not? By examining this type of political thought, we can claim that there is a way to present an Islamic political ontology and ultimately create a concept of The Islamic political. In a way that both religious principles are taken into account and changes in Muslim societies are recognized and, so to speak, channeled. In this article, this possibility is examined and the extraction of the foundations of Islamic political ontology is postponed to another text.
۱۰۵.

از انقلاب فرهنگی تا انقلاب الگوریتمی: تحول گفتمان انقلابی در عصر هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: انسان شناسی دیجیتال بازنمایی واقعیت انقلاب اسلامی ایران هوش مصنوعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۴۰
انقلاب اسلامی ایران به عنوان محیطی زمینه ساز امر سیاسی در بستر گفتمان های سنتی و تجددگرای چهار دهه پیش، از اهمیت فراوانی برخوردار است. ازسوی دیگر، ظهور فناوری های نوینی مانند هوش مصنوعی توانسته است ساخت ها و برساخت های جدیدی را در ادراک اجتماعی ایرانیان ایجاد کند. با توجه به این مسائل، پرسش اصلی پژوهش این است: چگونه این تحولات می توانند آینده گفتمان انقلاب اسلامی را تحت تأثیر قرار دهند؟ آیا این فناوری ها صرفاً در جهت بازتولید ساخت های ذهنی موجود عمل می کنند یا بستری برای شکل گیری برساخت های ذهنی جدید فراهم می آورند؟ این پژوهش در راستای تحلیل فرصت ها و تهدیدهای ناشی از کاربرد هوش مصنوعی در شکل دهی به ذهنیت اجتماعی ایرانیان نسبت به انقلاب اسلامی انجام شده است. نگارندگان با بهره گیری از روش پژوهش کیفی، فرضیه ای را مورد آزمون قرار داده اند که هوش مصنوعی می تواند هم به عنوان ابزاری برای تثبیت و تقویت گفتمان انقلاب اسلامی به کار گرفته شود و هم زمینه ساز شکل گیری برساخت های ذهنی نوینی باشد که ازنظر محتوایی با قرائت های پیشین تفاوت ماهوی دارند. نتایج پژوهش نشان می دهد که هوش مصنوعی در حوزه هایی مانند تولید محتوای شخصی سازی شده، تحلیل داده های فرهنگی و مدیریت افکار عمومی، ظرفیت به روزرسانی گفتمان انقلاب اسلامی و تطبیق آن با زبان و ذهنیت نسل جدید را دارد. بااین حال، در صورت نبود راهبردهای دقیق و چهارچوب های اخلاقی منطقی، خطراتی همچون انحراف گفتمان، سطحی سازی مفاهیم و ایجاد دوگانگی های هویتی نیز محتمل است؛ بنابراین آینده گفتمان انقلاب اسلامی در عصر هوش مصنوعی، وابسته به حکمت و هوشمندی فرهنگی در بهره برداری از این فناوری است.
۱۰۶.

بررسی تاثیرات سیاست های فرهنگی دولت پهلوی (اول و دوم) برجریان ادبیات داستانی ایران(1304-1357)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: ادبیات داستانی ایران سیاست های فرهنگی پهلوی کنترل فرهنگی ناسیونالیسم و ادبیات

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۲
این مقاله به بررسی تأثیر سیاست های فرهنگی دولت پهلوی (اول و دوم) بر جریان ادبیات داستانی ایران و تحلیل تغییرات در تولید و محتوای آثار ادبی تحت تأثیر این سیاست ها می پردازد. همچنین، مقایسه ای دقیق بین سیاست های فرهنگی پهلوی اول و دوم و نحوه تأثیر آن ها بر ادبیات داستانی انجام می شود. این پژوهش به تحلیل ارتباط مستقیم میان سیاست های فرهنگی و تغییرات اساسی در تولید و توزیع ادبیات داستانی ایران پرداخته و خلاء موجود در این زمینه را پر می کند. از جمله جنبه های نوآورانه این پژوهش، تمرکز بر سیاست گذاری های فرهنگی به جای تحلیل صرف متون ادبی است که در پژوهش های پیشین کمتر به آن پرداخته شده است. هدف اصلی این پژوهش پاسخ به این پرسش است که سیاست های فرهنگی دوران پهلوی اول و دوم چگونه بر جریان ادبیات داستانی ایران تأثیر گذاشت و چه تغییراتی در تولید و محتوای این آثار ایجاد کرد؟ فرضیه این مقاله بر این اساس است که سیاست گذاری های فرهنگی دوران پهلوی ها، با تمرکز بر ناسیونالیسم، مدرن سازی و کنترل نهادهای فرهنگی، منجر به شکل گیری جریان های جدید ادبی و در عین حال محدودسازی نقد اجتماعی و سیاسی در ادبیات داستانی ایران شد.این مقاله با استفاده از روش تاریخی-تحلیلی به بررسی سیاست های فرهنگی دوران پهلوی و تأثیرات آن ها بر ادبیات داستانی می پردازد.. در این روش، از منابع آرشیوی، اسناد تاریخی و منابع ثانویه معتبر مانند کتاب ها و مقالات علمی به عنوان داده های اصلی استفاده شده است.
۱۰۷.

تمایز سیاست و امر سیاسی در اندیشه «کارل اشمیت» و «شانتال موف»(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سیاست امر سیاسی اشمیت موف آنتاگونیسم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۶
پرسش اساسی مقاله این است که «امر سیاسی از چشم انداز شانتال موف و کارل اشمیت از چه وجوه همسان و ناهمسانی برخوردار است؟» در پاسخ، فرضیه اصلی این است که موف در عین عاریه گرفتن مفهوم امر سیاسی از اشمیت، فاصله بیشتری از مدل اشمیتی آنتاگونیسم با محوریت حکمران گرفته و معتقد است که تنها با قبول جنبه آنتاگونیسم امر سیاسی می توان امکان تحقق سیاست دموکراتیک را فراهم نمود. دموکراسی آگونیستی موف، شکل وارونه آن چیزی است که کارل اشمیت از پنداره امر س یاسی ارائه کرده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان