علی اشرف نظری

علی اشرف نظری

رتبه علمی: دانشیار علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
لینک رزومه

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۱۴ مورد از کل ۱۱۴ مورد.
۱۰۱.

تأثیر سیاست های فرهنگی دولت پهلوی بر تحول ادبیات داستانی ۱۳۰۴–۱۳۵۷ ش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۷۴
با وجود اهمیت سیاست های فرهنگی در شکل دهی به جریان ادبیات داستانی ایران در دوران حکومت پهلوی، این موضوع کمتر مورد تحلیل قرار گرفته است. اغلب پژوهش های پیشین تمرکز خود را بر تحلیل متون ادبی قرار داده اند و به نقش سیاست های فرهنگی در تغییرات تولید و محتوای آثار ادبی توجه کافی نکرده اند. این پژوهش با هدف، بررسی تأثیر سیاست های فرهنگی دولت پهلوی (اول و دوم) بر جریان ادبیات داستانی ایران و تحلیل تغییرات در تولید و محتوای آثار ادبی تحت تأثیر این سیاست ها می پردازد. همچنین، مقایسه ای دقیق میان سیاست های فرهنگی رضاشاه و محمدرضا پهلوی و نحوه تأثیر آنها بر ادبیات داستانی انجام شده است. ازجمله جنبه های نوآورانه این پژوهش، تمرکز بر سیاست گذاری های فرهنگی به جای تحلیل صرف متون ادبی است. تحلیل این پژوهش در چارچوب نظری سیاست گذاری فرهنگی انجام شده است. سؤال پژوهش عبارت است از اینکه سیاست های فرهنگی دوران رضاشاه و محمدرضا پهلوی چگونه بر جریان ادبیات داستانی ایران تأثیر گذاشت و چه تغییراتی در تولید و محتوای این آثار ایجاد کرد. فرضیه این پژوهش بر این اساس است که سیاست گذاری های فرهنگی دوران حکومت پهلوی ها، با تمرکز بر ناسیونالیسم، مدرن سازی و کنترل نهادهای فرهنگی، منجر به شکل گیری جریان های جدید ادبی و در عین حال محدودسازی نقد اجتماعی و سیاسی در ادبیات داستانی ایران شد. روش مقاله تاریخی-تحلیلی می باشد. در این روش، از منابع آرشیوی، اسناد تاریخی و منابع ثانویه معتبر مانند کتاب ها و مقالات علمی به عنوان داده های اصلی استفاده شده است.
۱۰۲.

تحلیل گفتمان هویتی در سیاست گذاری خارجی؛ مقایسه ایران و ترکیه در بحران سوریه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۳۹
با روی کار آمدن حکومت الجولانی در سوریه شاهدیم که نگاه به امر هویت اهمیت فراوانی یافته است. در کنار این امر، حضور ایران و ترکیه به عنوان دو بازیگر هویت مند جدال گرا در این منطقه سبب شده تا نقش هویت در شکل گیری منازعات سیاسی میان رودان مهم باشد. با توجه به موارد مذکور، در پژوهش حاضر می توان این پرسش اصلی را مطرح کرد که مؤلفه های هویتی چگونه در رقابت ایران و ترکیه در بحران سوریه نقش آفرینی کرده اند. در این پژوهش تلاش شده تأثیر هویت های ایدئولوژیک و قومی- مذهبی بر سیاست خارجی ایران و ترکیه در قبال سوریه و بررسی چگونگی بازتاب این رقابت در ساختار امنیتی و ژئوپلیتیک منطقه میان رودان تحلیل شود. نگارندگان با استفاده از روش پژوهش کیفی در پی به آزمون گذاردن این فرضیه است که تضاد در هویت های جمهوری اسلامی ایران و ترکیه یکی از عوامل مؤثر در تعمیق رقابت و افزایش بی ثباتی در سوریه و منطقه بوده است. نتیجه آنکه مؤلفه های هویتی نقش اساسی و گیرا در جهت دهی به رفتار و سیاست خارجی ایران و ترکیه در بحران سوریه ایفا کرده است. برخلاف تحلیل هایی که تنها بر منافع ژئوپلیتیکی یا اقتصادی تأکید دارند، این مطالعه نشان می دهد که هویت های ایدئولوژیک، مذهبی و تاریخی، چارچوب ادراکی تصمیم گیران دو کشور را شکل داده و در انتخاب راهبردها و ائتلاف ها بسیار اثرگذار بوده است. ترکیه با تکیه بر هویت سنی و تمایلات نئوعثمانی، به حمایت از گروه های سنی مخالف دولت اسد پرداخته، در حالی که ایران با رویکردی شیعی و گفتمان مقاومت، از دولت اسد و نیروهای همسو حمایت کرده است.
۱۰۳.

اصلاح فرهنگی و دگرگونی معنوی در بستر پروژه عقلانیت و معنویت: مطالعه مواضع سیاسی «مصطفی ملکیان»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۰۶
«مصطفی ملکیان»، یکی از شاخص ترین روشن فکرانِ فرهنگ گرا، رویکردی کاملاً فردگرایانه دارد؛ به طوری که به باور او، همه معنویانِ جهان، فردگرا هستند؛ یعنی مخاطبشان فرد است، نه جامعه. از این رو تفاوتِ آنها با روشن فکران و مصلحانِ اجتماعی در این است که اغلبِ اینها به اصلاحِ جامعه و نهادهای اجتماعی معطوف هستند، ولی به باورِ معنویان، هدفِ فرد، تنها باید اصلاحِ شخصِ خودش باشد و اصلاحِ جامعه، نتیجه کار او خواهد بود. همچنین در نظر ملکیان، همه چیز به انسان برمی گردد. انسان ها برای اصول نیامده اند، بلکه اصول برای انسان ها آمده و باید در خدمت آنها باشد. دل نگرانی ما هم تنها باید انسان باشد، نه هیچ امرِ انتزاعی دیگری از جمله سنّت، تجدّد، فرهنگ و حتّی دین؛ زیرا دین نیز برای انسان آمده، دغدغه اصلی اش نجاتِ اوست و از این رو خادمِ انسان است. در نگرش وی، نهاد نیز مفهومی انتزاعی و موجودی موهوم است و از منظرِ آنتولوژیک، به غیر از افراد و انسان های گوشت و پوست و خون دار، چیزی با عنوان نهاد و به تَبَع آن جامعه وجود ندارد و تغییر و اصلاحِ هر نهادی، وابسته و منوط بر اصلاحِ افرادی است که در آن دست اندرکار هستند و نقشی دارند. بر این اساس تحوّلِ سیاسی، نه از طریقِ انقلابی گری با قهر و خشونت و صرفِ دگرگونیِ سطحیِ رژیم سیاسی و ساختارهای کلان، بلکه در رویکردی اصلاحی و تدریجی از طریق تغییرِ باورها، احساسات و خواست های تک تکِ افراد و با اتّخاذِ روش های دموکراتیک و مسالمت آمیز ممکن خواهد بود. در نتیجه در پاسخ به این پرسش که «منظور از تعبیرِ «اصلاحِ فرهنگی» یا اصالتِ فرهنگ در رویکردِ ملکیان چیست؟»، فرضیه ما، این مهم است که فرهنگ نسبت به دیگر ساحت ها و حوزه های زندگی فردی و جمعی -از جمله سیاست یا اقتصاد- اصالت، اولویت و تأثیرگذاری بیشتری دارد. از این رو تا عنصرِ فرهنگ تغییر نکند، هیچ گونه دگرگونی اساسی و معناداری را نمی توان انتظار داشت. در ضمن این دگرگونی باید به سمت وسویی معنوی باشد تا مشکلات اجتماعی و درد و رنج آدمی حتّی الامکان رفع گردد. روش پژوهش در این مقاله، توصیفی- تحلیلی بوده، بر پایه مطالعات کتابخانه ای- اسنادی تنظیم شده است.
۱۰۴.

Ontological dimensions of post-foundational political thought and Reinvention of the Political(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۰۷
Between two spectrums of foundationalism and anti- foundationalism, ideas called post- foundationalist have emerged in the field of politics. They neither emphasize fixed and unchangeable foundations like foundationalists, nor do they consider everything variable like anti- foundationalists. They seek to reinterpret, in a process of dialogue and exchange, the foundations that have come to them as givens or precipitated in democratic societies, within the framework of temporal changes. In this way, a new experience has opened up for us from Western thought. Now the main question is whether it is possible to find a fixed foundation in this type of thought in which change in that is not recognized? By examining these ideas, and focusing on the thoughts of two important thinkers, John Rawls and Ernesto Laclau, we find that there are dimensions of political ontology among these ideas that are considered as red lines. Dimensions that can be called democratic political ontology. Now, in the next step, we should ask ourselves whether this experience can be used in defining The Islamic Political or not? By examining this type of political thought, we can claim that there is a way to present an Islamic political ontology and ultimately create a concept of The Islamic political. In a way that both religious principles are taken into account and changes in Muslim societies are recognized and, so to speak, channeled. In this article, this possibility is examined and the extraction of the foundations of Islamic political ontology is postponed to another text.
۱۰۵.

تمایز سیاست و امر سیاسی در اندیشه «کارل اشمیت» و «شانتال موف»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۹۹
پرسش اساسی مقاله این است که «امر سیاسی از چشم انداز شانتال موف و کارل اشمیت از چه وجوه همسان و ناهمسانی برخوردار است؟» در پاسخ، فرضیه اصلی این است که موف در عین عاریه گرفتن مفهوم امر سیاسی از اشمیت، فاصله بیشتری از مدل اشمیتی آنتاگونیسم با محوریت حکمران گرفته و معتقد است که تنها با قبول جنبه آنتاگونیسم امر سیاسی می توان امکان تحقق سیاست دموکراتیک را فراهم نمود. دموکراسی آگونیستی موف، شکل وارونه آن چیزی است که کارل اشمیت از پنداره امر س یاسی ارائه کرده است.
۱۰۶.

بررسی تاثیرات سیاست های فرهنگی دولت پهلوی (اول و دوم) برجریان ادبیات داستانی ایران(1304-1357)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۷۷
این مقاله به بررسی تأثیر سیاست های فرهنگی دولت پهلوی (اول و دوم) بر جریان ادبیات داستانی ایران و تحلیل تغییرات در تولید و محتوای آثار ادبی تحت تأثیر این سیاست ها می پردازد. همچنین، مقایسه ای دقیق بین سیاست های فرهنگی پهلوی اول و دوم و نحوه تأثیر آن ها بر ادبیات داستانی انجام می شود. این پژوهش به تحلیل ارتباط مستقیم میان سیاست های فرهنگی و تغییرات اساسی در تولید و توزیع ادبیات داستانی ایران پرداخته و خلاء موجود در این زمینه را پر می کند. از جمله جنبه های نوآورانه این پژوهش، تمرکز بر سیاست گذاری های فرهنگی به جای تحلیل صرف متون ادبی است که در پژوهش های پیشین کمتر به آن پرداخته شده است. هدف اصلی این پژوهش پاسخ به این پرسش است که سیاست های فرهنگی دوران پهلوی اول و دوم چگونه بر جریان ادبیات داستانی ایران تأثیر گذاشت و چه تغییراتی در تولید و محتوای این آثار ایجاد کرد؟ فرضیه این مقاله بر این اساس است که سیاست گذاری های فرهنگی دوران پهلوی ها، با تمرکز بر ناسیونالیسم، مدرن سازی و کنترل نهادهای فرهنگی، منجر به شکل گیری جریان های جدید ادبی و در عین حال محدودسازی نقد اجتماعی و سیاسی در ادبیات داستانی ایران شد.این مقاله با استفاده از روش تاریخی-تحلیلی به بررسی سیاست های فرهنگی دوران پهلوی و تأثیرات آن ها بر ادبیات داستانی می پردازد.. در این روش، از منابع آرشیوی، اسناد تاریخی و منابع ثانویه معتبر مانند کتاب ها و مقالات علمی به عنوان داده های اصلی استفاده شده است.
۱۰۷.

از انقلاب فرهنگی تا انقلاب الگوریتمی: تحول گفتمان انقلابی در عصر هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۹۶
انقلاب اسلامی ایران به عنوان محیطی زمینه ساز امر سیاسی در بستر گفتمان های سنتی و تجددگرای چهار دهه پیش، از اهمیت فراوانی برخوردار است. ازسوی دیگر، ظهور فناوری های نوینی مانند هوش مصنوعی توانسته است ساخت ها و برساخت های جدیدی را در ادراک اجتماعی ایرانیان ایجاد کند. با توجه به این مسائل، پرسش اصلی پژوهش این است: چگونه این تحولات می توانند آینده گفتمان انقلاب اسلامی را تحت تأثیر قرار دهند؟ آیا این فناوری ها صرفاً در جهت بازتولید ساخت های ذهنی موجود عمل می کنند یا بستری برای شکل گیری برساخت های ذهنی جدید فراهم می آورند؟ این پژوهش در راستای تحلیل فرصت ها و تهدیدهای ناشی از کاربرد هوش مصنوعی در شکل دهی به ذهنیت اجتماعی ایرانیان نسبت به انقلاب اسلامی انجام شده است. نگارندگان با بهره گیری از روش پژوهش کیفی، فرضیه ای را مورد آزمون قرار داده اند که هوش مصنوعی می تواند هم به عنوان ابزاری برای تثبیت و تقویت گفتمان انقلاب اسلامی به کار گرفته شود و هم زمینه ساز شکل گیری برساخت های ذهنی نوینی باشد که ازنظر محتوایی با قرائت های پیشین تفاوت ماهوی دارند. نتایج پژوهش نشان می دهد که هوش مصنوعی در حوزه هایی مانند تولید محتوای شخصی سازی شده، تحلیل داده های فرهنگی و مدیریت افکار عمومی، ظرفیت به روزرسانی گفتمان انقلاب اسلامی و تطبیق آن با زبان و ذهنیت نسل جدید را دارد. بااین حال، در صورت نبود راهبردهای دقیق و چهارچوب های اخلاقی منطقی، خطراتی همچون انحراف گفتمان، سطحی سازی مفاهیم و ایجاد دوگانگی های هویتی نیز محتمل است؛ بنابراین آینده گفتمان انقلاب اسلامی در عصر هوش مصنوعی، وابسته به حکمت و هوشمندی فرهنگی در بهره برداری از این فناوری است.
۱۰۸.

نقش قدرت و گفتمان سیاست خارجی در عصر کرونایی و پساکرونایی (مطالعه موردی چین)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۴
با توجه به پدیده ی اخیر، پاندمی ویروس کرونا در جهان و تأثیرات آن بر سیاست خارجی هر نظام سیاسی، این مقاله با برگرفتن ایده از رساله ی اصلی تحت عنوان قدرت مولد فوکویی از منظر گفتمان و نقش آن بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در این مقام است که دو مفهوم استراتژیک قدرت و گفتمان در سیاست خارجی نظام سیاسی چین مورد واکاوی قرار دهد. بررسی نقش قدرت و گفتمان سیاست خارجی در عصر کرونایی و پساکرونایی (مطالعه موردی: کشور چین) می باشد. پژوهش حاضر به روش توصیفی-تحلیلی و در صدد پاسخگویی به این پرسش است که سیاست خارجی کشورجمهوری خلق چین چگونه توانسته است برای حصول به منافع ملی حداکثری خود در روند موضوع پاندمی ویروس کرونا از دو مفهوم قدرت و گفتمان بهره برداری بهینه انجام دهد؟. قدرت و دانش و اجرای یک گفتمان هژمون، برای تأسیس یک رژیم حقیقت مستقل، در نظام بین الملل امری ضروری است.
۱۰۹.

منابع احزاب اپوزیسیون در روند توسعه سیاسی (مطالعه موردی: حزب گوران در اقلیم کردستان عراق)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۲
اقلیم کردستان بیش از 600 کیلومتر مرز مشترک با ایران دارد که به لحاظ فرهنگی و تاریخی بسیار متجانس و در حوزه دموکراسی تأثیر و تأثری عمیق بر یکدیگر دارند. پژوهش حاضر به دنبال پاسخگویی به این پرسش است که شکل گیری اپوزیسیون سیاسی در اقلیم کردستان نشانه ای از گذار این اقلیم به سوی دموکراسی است یا اقتدارطلبی؟ فرضیه بر این باورست که گرچه برآمدن اپوزسیون در اقلیم کردستان نشانه ای از دموکراسی حداقلی در این اقلیم بوده اما تشکیل، تثبیت و تضعیف آن دلیلی بر ساختار و کارکرد اقتدارطلبانه دو حزب اصلی اقلیم کردستان است. روش پژوهش حاضر از نوع کیفی (اسنادی-کتابخانه ای) است. نتایج پژوهش بیانگر این واقعیت است که شکل گیری اپوزیسیون سیاسی در اقلیم کردستان واکنشی به حاکمیت اقتدارطلبی بوده، اما همزمان نشانه ای از حرکت جامعه کردی به سوی نوعی پلورالیسم حزبی و سیاسی در این اقلیم نیز بوده است.
۱۱۰.

پیمایش نگرش های عمومی نسبت به امر حکمرانی داده در ایران؛ درک حلقه مفقوده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۲
مقدمه و اهداف: با توجه به تحول دیجیتال و نقش روزافزون داده ها در تصمیم گیری های حکمرانی، درک نگرش های عمومی نسبت به امر حکمرانی داده اهمیت فزاینده ای یافته است. حکمرانی داده به عنوان چارچوبی برای مدیریت، حفظ و بهره برداری از داده ها، علاوه بر تأثیر بر سیاست گذاری، شفافیت و پاسخگویی دولت، مستلزم پذیرش و تعامل جامعه است. در ایران، با وجود پیشرفت های تکنولوژیک، همچنان حلقه مفقوده ای در شناخت نگرش های عمومی نسبت به استفاده، حفاظت و اشتراک داده ها مشاهده می شود. پژوهش حاضر با هدف تحلیل نگرش های عمومی نسبت به حکمرانی داده، شناسایی موانع اجتماعی و فرهنگی، و ارائه راهکارهایی برای ارتقای تعامل جامعه با سیاست های داده محور طراحی شده است. به ویژه، تمرکز بر فهم عواملی است که موجب اعتماد یا بی اعتمادی شهروندان نسبت به مدیریت داده ها می شوند. اهداف اصلی این مطالعه شامل تعیین سطح آگاهی عمومی از حکمرانی داده، ارزیابی نگرش ها نسبت به شفافیت و امنیت داده ها، و شناسایی حلقه های مفقوده در سیاست گذاری داده ها می باشد. علاوه بر این، پژوهش در پی پاسخ به این سوال کلیدی است: «چه عواملی نگرش عمومی نسبت به حکمرانی داده در ایران را شکل می دهند و سیاست گذار چگونه می تواند این نقش حلقه مفقوده را در سیاست های داده کشور بر طرف نماید؟» روش: در این پژوهش در رشته علوم سیاسی، از داده های مصاحبه محور به عنوان روشی کارآمد برای سیاست گذاری استفاده شده است. روش پژوهش از نوع نگرش توصیفی–تحلیلی و با رویکرد کمی است. داده ها از طریق مصاحبه های ساختارمند و پرسشنامه طیفی (۱ تا ۵) گردآوری شده اند. جامعه آماری شامل دانشجویان و فارغ التحصیلان رشته های علوم سیاسی، حقوق، مهندسی برق و کامپیوتر، جغرافیای سیاسی و جامعه شناسی است و حجم نمونه با مدل کوکران ۱۵۰ نفر تعیین شده است. پژوهش بر پایه روش نمونه گیری غیراحتمالی انجام گرفته است. داده ها پس از جمع آوری، در نرم افزار SPSS کدگذاری و در بخش Data View وارد شدند. سپس با دستور Frequencies میانگین پاسخ ها محاسبه و در جدول های کلی تنظیم شد. هدف پژوهش، تحلیل داده های توصیفی برای بررسی مسائل حکمرانی داده در جامعه کنونی است و نتایج در بخش یافته ها ارائه گردیده است. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل داده های پیمایشی نشان می دهد که سطح آگاهی عمومی نسبت به مفاهیم حکمرانی داده در ایران محدود است و بسیاری از شهروندان با مفاهیمی چون شفافیت داده ای، امنیت اطلاعات و حقوق دیجیتال آشنایی کافی ندارند. این کمبود آگاهی با بی اعتمادی نسبت به نهادهای متولی داده ها و نگرانی از سوءاستفاده های احتمالی همراه است. همچنین، یافته ها نشان می دهند که فقدان سازوکارهای شفاف اطلاع رسانی و مشارکت اجتماعی، حلقه مفقوده اصلی در فرآیند حکمرانی داده را شکل می دهد. از سوی دیگر، افرادی که تجربه تعامل با خدمات دیجیتال حکومتی دارند، نگرش های مثبت تری نسبت به مدیریت داده ها نشان می دهند، که نشان دهنده نقش تجربه مستقیم در تقویت اعتماد عمومی است. نتایج پژوهش همچنین حاکی از این است که فرهنگ سازمانی و سیاست گذاری های کلان می توانند نقش تعیین کننده ای در پذیرش عمومی داشته باشند و ضعف در این حوزه ها موجب افزایش مقاومت و بی اعتمادی شهروندان می شود. در نهایت، شناسایی این حلقه مفقوده و عوامل مؤثر بر نگرش عمومی، امکان طراحی راهکارهای سیاستی مبتنی بر مشارکت اجتماعی، شفافیت و آموزش دیجیتال را فراهم می آورد، که می تواند به بهبود کیفیت تصمیم گیری های داده محور و تقویت اعتماد شهروندان به نهادهای حکومتی منجر شود. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد نگرش عمومی به حکمرانی داده در ایران تحت تأثیر عواملی چون آگاهی دیجیتال، تجربه مستقیم با خدمات الکترونیک و اعتماد به نهادهای حکومتی است. مهم ترین چالش، فقدان شفافیت و آموزش در حوزه حقوق دیجیتال است که به "حلقه مفقوده" بین سیاست گذاری و پذیرش اجتماعی منجر شده است. پر کردن این شکاف نیازمند رویکردی چندبعدی شامل آموزش عمومی، شفافیت نهادها و طراحی سیاست های مشارکت محور است. تقویت اعتماد از طریق مشارکت فعال شهروندان و تضمین امنیت داده ها، به پذیرش موفق حکمرانی داده کمک می کند در نهایت، موفقیت حکمرانی داده علاوه بر توسعه فناوری، نیازمند هماهنگی با ساختارهای اجتماعی و فرهنگی جامعه است.
۱۱۱.

واکاوی اندیشه های سیاسی مبتنی بر ایدئولوژی زدگی از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۸
خاستگاه اندیشه سیاسی معاصر در ایران دوره مشروطیت است. اندیشه سیاسی قبل از انقلاب اسلامی با متدلوژی اندیشه سیاسی عقلانیت محور و انتقادی زاویه اساسی داشته است. مشخصه اصلی این نوع از اندیشه، وجود مجموعه ای دارای نظم از ایده هاو ایده آل ها که دارای عناصر ثابت و ایستا بود که در ارتباط منظم ونه لزوماً منطقی متقابل بودند. مشکل ماهوی در اندیشه سیاسی تحقیق حاضر در چارچوب عناصر ثابتی از ایدئولوژی ها با تکیه بر زمان ادواری برای حل مسائل کلان قابل بحث است. فرض اصلی عدم وجود منطق حاکم بر اندیشه سیاسی متعارف و ذهنیت منظم در تفکر سیاسی بود. در این روش فکری، بسیج توده ها و تحریک اجتماعی بعنوان اصل اساسی برای تغییرات سیاسی- اجتماعی بعنوان اصول کمی و نه کیفی اندیشه سیاسی اندیشمندان مورد توجه است. شناخت و تأکید بر عدم وجود الگوی منحصربفرد در حوزه اندیشه سیاسی بواسطه تلقی کلاسیک ازایدئولوژی بعنوان هدف تحقیق مورد بحث قرار می گیرد
۱۱۲.

تغییرات اقلیمی؛ مشروعیت دولت ها و امکان بازتعریف امر سیاسی در بین النهرین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۸
تغییرات اقلیمی به عنوان یکی از مهم ترین چالش های دوران معاصر تأثیرات عمیقی بر ساختارهای سیاسی و مشروعیت دولت ها بر جای می گذارد. در منطقه بین النهرین که سابقه طولانی تغییرات محیطی و بحران های منابع آبی را تجربه کرده این مهم از اهمیت وافری برخوردار است. با توجه به موارد مذکور، پرسش پژوهش را می توان چنین در نظر گرفت که تغییرات اقلیمی چگونه می تواند مشروعیت دولت ها را تحت تأثیر قرار داده و امکان بازتعریف امر سیاسی را فراهم آورد؟ هدف این مطالعه تحلیل رابطه میان بحران های اقلیمی و بازتعریف قدرت سیاسی در بین النهرین است و در پی بررسی این مسئله است که آیا تغییرات محیطی می تواند زمینه ساز شکل گیری هنجارها و نهادهای سیاسی جدید شود یا خیر. همچنین فرض است که تغییرات اقلیمی نه تنها تهدیدی برای ثبات دولت ها محسوب می شود، بلکه می تواند به عنوان عاملی محرّک در بازتعریف امر سیاسی و بازسازی مشروعیت دولت ها عمل کند. با تحلیل داده های کیفی می توان برآورد کرد که بحران های اقلیمی با اعمال فشار بر منابع حیاتی، توانایی دولت ها در پاسخگویی به نیازها را محدود و کم ساخته و به ظهور راهکارها و ساختارهای سیاسی جدید منجر شده است. درک و مدیریت تأثیرات تغییرات اقلیمی برای حفظ مشروعیت و پایداری سیاسی در مناطق آسیب پذیری مانند بین النهرین ضروری است و بازتعریف امر سیاسی می تواند پاسخی راهبردی به این چالش باشد. تغییرات اقلیمی، علاوه بر فشارهای اقتصادی و اجتماعی، بر مشروعیت دولت ها و توانایی آنان در مدیریت منابع حیاتی تأثیر می گذارد. دولتی که نتواند بهنگام و مؤثر به بحران های محیطی پاسخ دهد، با کاهش اعتماد عمومی و افزایش نارضایتی روبه رو خواهد شد.
۱۱۳.

هوش مصنوعی و تغییرات بنیادین در حوزه امر سیاسی: تحلیل چشم اندازهای جدید سیاسی برای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۶
هوش مصنوعی یکی از محورهای اصلی بحث و مناظره فکری در سال های 2020 تا 2024 بوده است. این فن-آوری امکان درک شرایط پیچیده، شبیه سازی فرایندهای تفکری و شیوه های استدلالی انسانی، توانایی یادگیری و کسب دانش و استدلال برای حل مسائل و در چشم اندازی کلان، توانایی یک سیستم برای انجام وظایفی مانند یادگیری، برنامه ریزی و توانایی تعمیم دادن را فراهم کرده است. پرسش اصلی مقاله حاضر چنین است: هوش مصنوعی چگونه در حوزه امر سیاسی بر نحوه حکومت و شیوه حکمرانی، الگوی رأی دهی و مشارکت سیاسی تأثیر می گذارد؟ فرضیه اصلی این است که هوش مصنوعی در حال حاضر در بسیاری از جنبه های دولت به کار گرفته شده و منجر به شکل گیری حکمرانی مجازی و دولت الکترونیک، ظهور ناسیونالیسم فنی، تکنوکراسی هوش مصنوعی، گسترش نوآوری و تقویت رقابت پذیری ملی، سیستم رأی گیری با پشتیبانی بلاک چین، ظهور بازیگران قدرتمند خصوصی یا فراملی، ناامنی سیاسی سایبری و شکل گیری شبکه های عصبی مصنوعی سیاسی شده است. درک نظری تحولات هوش مصنوعی با هدف تحلیل آینده سیاست در ایران هدف اصلی این مقاله است.
۱۱۴.

شبکه های اجتماعی و برساخته شدن هویت دیجیتال ایرانیان؛ مطالعه موردی شبکه اجتماعی اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۳
ازآنجا که امروزه با مفهوم «هویت» به عنوان یک اصل بنیادین مواجه هستیم، پدیده های نوظهوری مانند «هویت دیجیتال» اهمیت ویژه ای پیدا کرده اند و می توانند در بستر جامعه ایران به موضوعی چالش برانگیز تبدیل شوند. منظور از هویت دیجیتال، همان حضور، مشخصات و رفتار یک فرد، سازمان یا یک سامانه در فضای مجازی است. این هویت می تواند شامل اطلاعات شخصی، فعالیت ها، تعاملات و اثر دیجیتال باشد که فرد یا سازمان در بسترهای آنلاین بر جای می گذارد. حال با توجه به موارد مذکور، این مقاله با مطالعه فاصله بین ادراک از خود و حضور سلبریتی های سیاسی شبکه اینستاگرام در شکل دهی به هویت دیجیتال، به تبیین دلایل و تبعات این فاصله بر آینده رابطه میان هویت دیجیتال و نهادهای تصمیم ساز دولتی می پردازد. روش پژوهش اثر، تحلیل کیفی و استقرایی (رسیدن از مشاهدات به استدلال) بوده و ابزار گردآوری اطلاعات مطالعه کتابخانه ای و اسنادی، مصاحبه ساختارمند براساس مدل کوکران در قالب پرسشنامه از 200 نفر از دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاهی و اندیشکده ای بوده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که شبکه های اجتماعی تأثیر قابل توجهی بر بازتعریف هویت ایرانیان داشته اند؛ زیرا از یک سو، فضای نسبتاً باز این پلتفرم ها و دسترسی آسان به اطلاعات متنوع، به غنی تر شدن هویت های فردی و فرهنگی کمک کرده و ازسوی دیگر، گسترش شایعات و اطلاعات نادرست در همین فضا، باعث رواج شبه علم و ایجاد سردرگمی در درک هویت دیجیتال شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان