مقاله حاضر به کاربرد بهینه¬سازی استوار در تعیین ترکیب بهینه محصول با استفاده از بهینه¬سازی استوار در صنایع خودروسازی پرداخته است. هدف تعیین تعداد و نوع محصول تولیدی با در نظر گرفتن تمامی محدودیت¬ها، برای رسیدن به بالاترین سود در شرایط عدم قطعیت است. در این مقاله، ابتدا مدل قطعی مساله ترکیب محصول در صنایع خودروسازی ارائه می¬شود. سپس مدل قطعی با استفاده از رویکرد استفاده شده توسط برتسیمس و سیم در سال 2004 به مدل استوار تبدیل می¬شود. از مزایای استوارسازی به روش برتسیمس و سیم، قابلیت تنظیم کردن استواری جواب بهینه و سطوح حفاظت می¬باشد. مدل استوار مساله ترکیب محصول ارائه شده در این مقاله به صورت خطی بوده و از آن برای بهینه¬سازی سبد محصول صنایع خودروسازی تحت شرایط عدم قطعیت می¬توان بهره گرفت.
پروژههای بزرگ و پیچیده صنعتی همواره در معرض بروز ریسکهای مختلف قرار دارد که موفقیت انجام آنها در گرو مدیریت صحیح این ریسکها است. شناخت ریسک و ارزیابی آن از مهمترین فازهای مدیریت ریسک و زمینهساز موفقیت سایر فعالیتهای آن است چنانچه ریسکها به درستی تعیین نشوند موجب گمراهی تیم مدیریت ریسک و اتلاف منابع سازمان خواهد شد. این مقاله مروری بر روشهای شناسایی و انواع ریسکهای تهدیدکننده پروژههای بزرگ صنعتی دارد و با استفاده از نتایج مطالعات گذشته و مطالعه موردی ساخت چند نیروگاه، ریسکهای تهدیدکننده پروژههای نیروگاهی شناسایی و دستهبندی نموده است.
هدف این مقاله، تعیین امکان یا عدم امکان به کارگیری رهبری خدمتگزار در بانک مسکن و مقایسه دیدگاه های مدیران و کارکنان شعب در این خصوص بر اساس شاخص های جو سازمانی است. روش تحقیق به کار رفته در این بررسی، بر حسب هدف، کاربردی؛ بر حسب نحوه گردآوری داده ها، توصیفی- تحلیلی و از نوع همبستگی است. مدیران و دیگر کارکنان شعب بانک مسکن در استان سمنان جامعه آماری این تحقیق را تشکیل می دهند. از این جامعه، نمونه ای به شیوه تصادفی طبقه ای انتخاب شده است. به کمک پرسشنامه ای که روایی و پایایی آن تأیید شد، داده های لازم گردآوری و به کمک آزمون های من ویت نی و دو جمله ای، بررسی های لازم روی فرضیه ها انجام شد.
نتایج به دست آمده نشان می دهد که تفاوت معناداری بین دیدگاه های مدیران و دیگر کارکنان در ابعاد ""رضایت از پاداش"" و ""رضایت از رویه ها "" وجود دارد. از سوی دیگر به کارگیری رهبری خدمتگزار فقط بر اساس یکی از شاخص ها- رضایت از پاداش- امکان پذیر بوده و با توجه به دیگر شاخص ها- وضوح هدف، وضوح نقش و توافق بر روی رویه ها- در سازمان تحت مطالعه امکان پذیر نیست.
هدف این مقاله ارائه روشی بر ای تبیین وضعیت کیفیتی یک شرکت می باشد با تعیین امتیاز کیفیت یک کارخانه در ماه های متوالی نه تنها رشد یا افت شرکت را می توان مشخص کرد بلکه امکان هدف گذاری نیز میسر می گردد روش ارائه شده در این مقاله بر مبنای سطوح سه گانه کیفیتی کانو و در راستای افزایش رضایت مشتری بر اساس فعالیت های مختلف در کارخانه می باشد
آن چه امروزه به عنوان یک ضرورت برای مدیران به اثبات رسیده، لزوم استفاده از مدیریت راهبردی جهت ادامه حیات در محیط های پیچیده و متغیر کنونی است. مدیریت راهبردی عبارت است از: تدوین راهبرد مناسب جهت تحقق اهداف بلند مدت در شرایط متحول و متغیر کاری.تمرکز اصلی این مقاله بر قسمت اول مراحل مدیریت راهبردی (مرحله تدوین راهبرد) یعنی شناسایی موقعیت راهبردی است.در این مقاله تکنیکی جدید تحت عنوان تکتیک چهار مرحله ای دلتا در جهت شناسایی موقعیت راهبردی معرفی می گردد. مراحل چهار گانه این تکنیک عبارتند از: غربال سازی مدل دلتا، اولویت بندی شاخص های تأیید شده با استفاده از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی فازی، رسم منطقه موجه تار عنکبوتی برای راهبردهای مدل دلتا و تعیین موقعیت راهبردی در نمودار سه بعدی. در ضمن این تکنیک بر اساس مدل دلتا طراحی شده است.
هدف اصلی این پژوهش، بررسی وضعیت زیرساخت های تسهیم دانش در طرح جامع مالیاتی کشور است. رویکرد پژوهشی مورد استفاده، رویکرد کیفی و روش آن، مطالعه موردی است. برای نیل به هدف پژوهش، از چهار عنصر زیرساختی «رهبری و راهبرد4»، «فرهنگ»، «ساختار»، و «فنّاوری اطلاعات» استفاده گردیده است. مشارکت کنندگان به طور کلی، زیرساخت تسهیم دانش را در طرح جامع مالیاتی کشور با کمی چشم پوشی، متوسط ارزیابی کردند. نکته بسیار قابل تأمل این است که همه مشارکت کنندگان در فرایند مصاحبه، عامل «رهبری و راهبرد» را مهمترین نقطه ضعف زیرساختی تسهیم دانش در طرح جامع مالیاتی کشور می دانستند. «اعتماد به مدیریت» و «تمرکز بالا» نیز در رتبه های بعدی به عنوان ضعف های زیرساختی عمده، مورد اشاره قرار گرفت. براساس اطلاعات در دسترس محقق، این نخستین پژوهشی است که زیرساخت های تسهیم دانش در محیط طرح ها را مورد بررسی قرار داده است.
در این مقاله یک الگوریتم ترکیبی برای حل مساله طراحی مقاوم با چندین متغیر پاسخ ارائه شده است. الگوریتم ارائه شده، ترکیبی از شبکههای عصبی و تکامل توام ژنتیکی است که در آن شبکههای عصبی به عنوان تقریب زننده تابع، نگاشت بین متغیرهای فرایند را تقریب زده و الگوریتم تکامل توام مدل ساخته با هدف مقاوم ساختن متغیرهای پاسخ فرایند، را حل مینماید و نتایج این الگوریتم با الگوریتم ژنتیک مقایسه میشود. روش پیشنهادی در یک مطالعه موردی فرایند ریسندگی اپن اند مورد آزمایش قرار گرفته است.
برای افزایش توان رقابتی راهکارهای متعددی وجود دارد که گاه این اهداف با یکدیگر در تضاد بوده و رسیدن به یکی مانعی برای رسیدن به دیگری است. یکی از بهترین راه کارهای ارائه شده برای غلبه بر مشکل فوق، بهبود بهره وری و کارایی است. در این تحقیق با استفاده از روش تحلیل پوششی داده ها (DEA) که یک روش ریاضی و از بهترین روش های ناپارامتریک است، کارایی در پنج معدن سنگ آهن فعال درحوزه صنعت معدن ایران در سال های 1387 تا 1390 اندازه گیری و معادن کارا و ناکارا در مقایسه با یکدیگر مشخص شده اند. به دلیل محدودیت تعداد معادن سنگ آهن مورد بررسی در مقایسه با مجموع نهاده ها و ستانده ها و در نتیجه وقوع پدیده عدم تمایز از روش های مکمل مدل های کلاسیک تحلیل پوششی داده ها به خصوص روش اندرسون- پیترسون (AP) برای رتبه بندی نهایی واحدهای کارا استفاده شده است. بر اساس نتایج به دست آمده معدن سنگ آهن میشدوان در سه سال متوالی 1388 تا 1390 دارای بهترین رتبه بوده و بالاترین مقدار کارایی را با به خود اختصاص می دهد.
از مشکلات مهم صنعت عدم رقابت پذیری است. یکی از ارکان این مشکل، نبود رویکرد مشخص رقابت پذیری است. این پژوهش در حوزه ی متانل شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران انجام شده است. برای اندازه گیری توان رقابتی حوزه ی متانل شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران، ابتدا مدلی مفهومی توسعه داده شده است که سه حوزه ی اصلی دارد. سپس با استفاده از تکنیک های تحلیل عاملی و مدل سازی معادلات ساختاریافته این مدل با چندبار اصلاح و تعدیل به تایید رسید. سپس با استفاده از مدل سازی شبکه های بیزین، دوباره مورد بررسی قرار گرفته و تایید شد. سپس براساس دانش ایجاد شده توسط دو تکنیک فوق، یک سیستم فازی طراحی شد. در ادامه داده های مربوط به حوزه ی متانل شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران (شرکت فناوران و زاگرس) گردآوری شده و توسط سیستم فازی تحلیل شده است. طبق نتایج از این کار پژوهشی، مشخص شد، توان رقابتی شرکت صنایع پتروشیمی ایران وابسته به منابع است. به عبارت دیگر رویکرد این شرکت رویکرد مبتنی بر منابع ورودی بنگاه است.
هدف از این پژوهش بررسی روابط مستقیم و غیرمستقیم بین ابعاد مدیریت کیفیت فراگیر(TQM) و عدالت رویهای ادراکشده با تعهد سازمانی است بهمنظور دستیابی به اهداف پژوهش، از تعدادی سازمانهای ارائهدهنده خدمات در شهر اصفهان، 294 نفر بهصورت تصادفی برای پاسخگویی به پرسشنامههای پژوهش انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در پژوهش پرسشنامه مدیریت کیفیت فراگیر (TQM) از بروکزوزیتز (1999) با 24 سؤال، پرسشنامه عدالت رویهای از نیهوف و مورمن (1993) با 15 سؤال و دو پرسشنامه تعهد عاطفی و تعهد تداومی از میر و آلن (1999) و هوم و گریفیت (1991) بهترتیب با 3 و 5 سؤال بوده است. پرسشنامههای یاد شده برای اولین بار برای این پژوهش ترجمه و آماده شدهاند. شواهد روایی و پایایی ابزارهای مورد استفاده بررسی و تأیید شده است. دادههای حاصله با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون وتحلیل مسیر مورد مطالعه شده است. یافتهها حاکی از آن است که بین ابعاد مدیریت کیفیت فراگیر و عدالت رویهای با تعهد عاطفی رابطه مثبت و معنیدار (01/0>P) وجود دارد. از بین ابعاد مدیریت کیفیت فراگیر نیز دیدگاه مدیریت و رهبری و استفاده از اطلاعات در کنار عدالت رویهای ادراکشده با تعهد تداومی رابطه مثبت و معنیدار دارد. نتیجه حاصل از تحلیل مسیر نیز نشان میدهد تعهد عاطفی (و نه عدالت رویهای ادراکشده و نه ابعاد مدیریت کیفیت فراگیر) با تعهد تداومی (استمرار خدمت) دارای رابطه یکسویه و مستقیم است. همچنین بین عدالت رویهای با تعهد عاطفی و بین ابعاد مدیریت کیفیت فراگیر با عدالت رویهای ادراکشده رابطه یکسویه و مستقیم وجود دارد. تلویحات تأثیرات مدیریت کیفیت فراگیر بر تعهد عاطفی و تداومی (استمرار خدمت) در پایان تحلیل شده است.
بر اساس مشاهدات و تحلیل های انجام شده، این مقاله نشان خواهد داد که رابطه ریاضی انگیزش و کیفیت به صورت یک رابطه خطی نبوده و به عبارت دیگر، همواره افزایش انگیزش و کیفیت موجب بهبود کیفیت نمی گردد. بلکه در تحت شرایطی خاص رابطه انگیزش و کیفیت رابطه ای مستقیم و گاه معکوس دارد، به گونه ای که گویاترین نحوه ارتباط بین این دو تابعی درجه سه است که در بعضی از دامنه ها ارتباطی مثبت بین انگیزش و کیفیت را برقرار می کند.
ضریب قیمت بر درآمد به خاطر سهولت محاسبه و سادگی روابط به صورت گسترده ای در ارزشیابی سهام شرکت ها در بورس اوراق بهادار مورد استفاده قرار می گیرد اما هنوزهم بحث در مورد کفایت ضریب قیمت بر درآمد وکاربردهای آن با ابهامات زیادی مواجه است . تحقیقات چندی در مورد روابط بین ضریب قیمت بر درآمد وبازده سهام انجام گرفته اما شمار مطالعات در مورد متغیرهای تاثیر گذار بر روی ضریب قیمت بر درآمد بسیار کم است دربعد نظری تفاوت بین ضریب قیمت بردرآمد شرکت ها توسط سودآوری وریسک توضیح داده میشود .ارتباط بین ضریب قیمت بردرآمد با سود آوری ، رشد سود آوری مستقیم وریسک معکوس میباشد. پژوهش حاضر بر اساس نیازهای بازار و سرمایه گذاران ، به دنبال بررسی عوامل اثرگذاربر روی نسبت ضریب قیمت بر درآمد در بورس اوراق بهادار تهران است. دراین راستا به بررسی وجود یا فقدان ارتباط بین سه متغیر اساسی رشد کوتاه مدت، رشد بلند مدت وریسک با نسبت ضریب قیمت بردرآمد پرداخته شده است. نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهد که متغیرهای ریسک و رشد سود توانایی توضیح تفاوتهای ضرایب قیمت بر درآمد را دارند . اثررشد درآمدهای کوتاه مدت بیشتر از ریسک می باشد.
پژوهش حاضر به منظور بررسی ارتباط میان عوامل مؤثر بر ترک خدمت دانشگرانICTدر صنعت ارتباطات همراه ایران انجام پذیرفته است. جابجایی پرسنل در صنعت ارتباطات همراه از جمله بزرگترین مشکلاتی است که گریبانگیر سازمان های فعال در این بخش است. افرادی که به دلایل مختلف از سازمان خود ناراضی اند ممکن است به سادگی سازمان را ترک کنند، زیرا به سبب بازار رو به رشد و رقابتی صنعت مذکور، بدیل های شغلی متعددی برای آنها قابل تصوراست و امکان یافتن شغل های جدید و استخدام در سازمان های دیگر وجود دارد. برای انجام پژوهش، پس از بررسی ادبیات موضوع و بهره گیری از نظرات خبرگان، پیمایشی در میان صاحبنظران موضوع پژوهش انجام پذیرفت و پرسش نامه های جمع آوری شده با استفاده از آزمون میانگین یک جامعه مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که اصلی ترین عوامل مؤثر بر ترک خدمت دانشگران ICT عبارتند از: سن، سطح تحصیلات، تصدی سازمانی، جنسیت، حقوق، ابهام نقش، تنوع وظیفه، رضایت شغلی، گزینه های شغلی، رئیس بد و عدالت در پاداش؛ سپس با استفاده از متدولوژینقشه های شناختی فازی، چگونگی ارتباط میان این عوامل تبیین گردید.