هدف از پژوهش حاضر،تعیین تأثیر مصرف حاد کافئین بر بیشینه قدرت،استقامت عضلانی(تعداد تکرارها تا رسیدن به واماندگی) و سطح لاکتات خون در دو شدت فعالیت مقاومتی در مردان تمرین کرده می باشد. بدین منظور، 16 ورزشکار پرورش اندام (با میانگین سنی 7/3±50/25 سال، قد 27/5± 37/177 سانتی متر و وزن 14/2 ±5/87 کیلوگرم) انتخاب شدند. در جلسه اول و پس از مصرف کپسول های دارونما، آزمودنی ها آزمون یک تکرار بیشینه حرکت پرس سینه و پرس پا را انجام دادند. در جلسه دوم نیز پس از مصرف کپسول حاوی کافئین (شش میلی گرم / کیلوگرم وزن بدن)، پروتکل جلسه اول را اجرا کردند. همچنین، در جلسه سوم پس از مصرف دارونما در هر دو حرکت، تکرارها را تا رسیدن به واماندگی با شدت 60 درصد یک تکرار بیشینه انجام دادند و بلافاصله سطح لاکتات خون آن ها از طریق لاکتومتراسکات اندازه گیری شد. در جلسه چهارم و پس از مصرف کافئین، همان پروتکل جلسه سوم اجرا شد و در جلسه پنجم نیز پس از مصرف دارونما در هر حرکت، تکرارها را تا رسیدن به واماندگی با شدت80 درصد یک تکراربیشینه نجام دادند و سطح لاکتات خون آن ها اندازه گیری شد. درنهایت، در جلسه ششم و پس از مصرف کافئین، پروتکل جلسه قبل را انجام دادند. نتایج با استفاده از آزمون تی مستقل (P=0.05) نشان می دهد که مصرف کافئین در مقایسه با دارونما بر تعداد تکرارها در حرکت پرس پا تا رسیدن به واماندگی با شدت 60 درصد یک تکراربیشینه تأثیر معنا داری دارد؛ اما در دیگر متغیرها تأثیر معنا داری در این رابطه مشاهده نمی شود؛ بنابراین، به نظر می رسد مصرف حاد کافئین موجب افزایش تعداد تکرارها تا رسیدن به واماندگی در شدت های پایین، به ویژه برای حرکات پایین تنه می شود.
در مقطعی که نوسازی و بازسازی نواحی مختلف شهرهای کشور از جمله دغدغههای مسئولین و برنامهریزان شهری است، ضرورت شناخت از چرایی، چگونگی و پیامدهای اجتماعی - فضایی مهاجرتهای درونشهری برای دستیابی به قانونمندیهای حاکم بر این حرکات، اصلی اجتنابناپذیر میباشد. این مهاجرتها که غالباً به تغییر محل سکونت افراد، بهطور اختیاری به سایر نواحی شهر صورت میگیرد، سبب نابسامانیهای اجتماعی - فرهنگی و بیقوارگی فیزیکی - کالبدی و مآلاً کاهش حس همسایگی در مقطعی که مشارکتهای مردمی ضرورت دارد، شدهاست. بافت قدیم تهرانپارس از منطقه 8 شهرداری تهران دستخوش چنین نابسامانیهایی است. تحقیق حاضر با شناخت عوامل مؤثر در مهاجرتهای درونشهری و پیامدهای اجتماعی - فضایی ناشی از آن با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی انجام گرفته است. دادههای تحقیق عمدتاً از طریق روش میدانی(مصاحبه، پرسشگری و پیمایش) جمعآوری شده است. یافتههای تحقیق نشان میدهد که با شناخت چرایی و چگونگی و پیامدهای این نوع مهاجرتها میتوان به کاهش نابسامانیهای اجتماعی - فضایی ناشی از این نوع حرکات در نواحی مختلف شهری کمک نمود
هستی شناسی ها ابزار بیان رسمی مفاهیم و روابط موجود در قلمرویی خاص هستند. در سال های اخیر تلاش های زیادی برای طراحی روش های یادگیری و خودکار سازی فرایند ساخت هستی شناسی انجام شده است. از آنجا که هستی شناسی را مجموعه مفاهیم و روابط آن می دانیم، استخراج مفاهیم و روابط معنایی میان این مفاهیم از اهمیت بسیاری برخودار است. ساخت انواع هستی شناسی برای انواع قلمروها و کاربردهای گوناگون، فرایندی پرهزینه و زمان بَر بوده و خودکارسازی این فرایند، گام مهمی در رفع آن است. عدم وجود دانش پایه مانند اصطلاح نامه ها یا پایگاه های دانش حوزه ها، اکتساب دانش برای ساخت هستی شناسی آن حوزه ها مشکل خواهد بود. در پژوهش حاضر روشی نیمه خودکاری برای اکتساب دانش در حوزه علم سنجی ایران ارائه شده که قادر است اطلاعات این حوزه را استخراج کرده و در فرایندی، دانش موجود را برای ساخت هستی شناسیِ آن پردازش کند. بدین منظور ابتدا اسناد مرتبط با حوزه ی مورد نظر گردآوری شده و به روش متن کاوی، نمایه سازی خودکار گردید. سپس در مرحله بعدی با استفاده از روش C-valueمفاهیم اصلی، استخراج شده است، آنگاه با استفاده از روش خوشه بندی k- means ، اسناد مربوطه، خوشه بندی شدند و برای هر خوشه با محاسبه وزن مفاهیم، براساس روش TF-IDF، مفاهیم کلیدی مناسب استخراج گردید. در پایان با استفاده از روش تحلیل هم رخدادی واژگان، سلسله مراتب مفاهیم حوزه، استخراج شده و هستی شناسی مربوطه ساخته شده است. نتایجِ به دست آمده، نشان می دهند که این روش در مقایسه با روش های مشابه دقت بسیاری در یادگیری ساخت هستی شناسی داشته است .