حسین کچویان

حسین کچویان

سمت: استادیار
مدرک تحصیلی: دانشیار جامعه شناسی دانشگاه تهران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۶۴ مورد.
۴۱.

بررسی روش «تاریخ نگاری ایده ها»ی آرتور لاوجوی در متن منازعات روش شناختی تاریخ اندیشه(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۶۲۵ تعداد دانلود : ۹۲۴
تاریخ اندیشه طی سده اخیر موقعیت خود را به مثابه یک دیسیپلین یا حوزه مطالعاتی متمایز تثبیت کرده است. به تبع این امر، توجه به مباحث روش شناختی این حوزه مطالعاتی نیز گسترش یافته و مجموعه ای از منازعات روشی را برانگیخته است. عمده ترین منازعات روش شناسی حول مباحثی چون متن و زمینه، مطالعه طولی و عرضی و نیز مسئله عینیت در جریان است. در این مقاله، کار تاریخ نگار آلمانی تبار آمریکایی، آرتور لاوجوی، در بستر این مباحث روش شناسی تاریخ اندیشه مورد توجه قرار می گیرد. او که به واسطه طرح روش «تاریخ ایده ها» در محافل علمی و دانشگاهی شناخته می شود، به رویکرد متن گرا و علاقه مند به مطالعات طولی در تاریخ اندیشه تعلق دارد. بنای رویکرد روشی او بر دو ستون اصلی بنا شده است: نخست، مفهوم «واحد-ایده» که عبارت از ایده های بنیادینی است که دکترین ها و نظریه ها از ترکیب آنها ساخته می شوند و دیگر تأکید بر مطالعه تحول ایده ها در بستر میدان ها و حوزه های مختلف فکری بدون توجه به مرزها و دیوارهای تخصصی و رشته ای
۴۷.

تأمل در تعلم ما: بازخوانی نحوه آشنایی ما با علوم اجتماعی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۳۳ تعداد دانلود : ۹۸۹
دکتر حسین کچویان را شاید بیشتر از هر چیز دیگری با آثارش بتوان معرفی کرد: نقد نظریه پایان ایدئولوژی، میشل فوکو و دیرینه شناسی دانش، کندوکاو در ماهیت معمایی ایران، جهانی شدن و حتی ترجمه هایی چون علم و جامعه شناسی معرفت، روشنفکران و شکست پیامبری. اما این همه، معرف مدیر گروه جامعه شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران نیست. وی که دانش آموختهی دانشگاه تهران، تربیت مدرس و منچستر انگلیس است، مدت زمانی را نیز از محضر دکتر «حائری یزدی» و«آیت الله جوادی آملی » بهره برده است. عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، این روزها به سبب بحث هایی که در حوزهی فلسفهی علوم اجتماعی مطرح میکند، توجه بسیاری را به خود جلب کرده است. عصر یک روز چهارشنبه در اتاق مدیر گروه جامعه شناسی واقع در طبقهی پنجم دانشکدهی علوم اجتماعی دانشگاه تهران پای صحبت های ایشان نشستیم تا از علوم اجتماعی و وضعیت تاریخی آن در جامعهی ایرانی بگویند.
۴۸.

نظریه جهانی‏شدن ترکیبی مسأله‏ساز از دو کلان ـ روایت تاریخ تجدد(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲۰ تعداد دانلود : ۹۸۲
نظریه جهانیِ جهانی شدن معضلات بی شماری دارد که با وجود تلاش های نظری گسترده و تقریبا بی سابقه برای حل و فصل آن ها همچنان گشوده ناشده باقی مانده است. اما تاکنون کمتر به این اندیشیده شده که این معضلات از چه ناحیه ای به وجود آمده است. این مقاله اساسا بر این نکته مغفول تمرکز داشته و می کوشد بعدی مهم از آن را روشن سازد. مقاله می کوشد نشان دهد که ریشه تمامی مشکلات این نظریه، به تلاش آن برای ترکیب دو دسته روایت های متضاد یا متناقض از غرب معاصر بر می گردد. اما از آن جهت که از این دو روایت اولی یعنی نظریه پسامدرنیسم روایت بحران غرب و دیگری یعنی نظریه جامعه بعد صنعت گرایی روایت پیشرفت غرب می باشد، مشکل موجود در این ترکیب صرفا جنبه روش شناسانه و معرفت شناسانه ندارد بلکه به ابهام و تناقض های تاریخی موجود در غرب کنونی یا تجدد خالص برمی گردد
۵۰.

جهانی شدن و فرهنگ: معضله ای حل ناشدنی؟

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴۹ تعداد دانلود : ۸۱۲
جهانی شدن به عنوان مفهومی برای توضیح وضع کنونی عالم از مفاهیمی است که به رغم مباحث گسترده بر سر معنا و تعریف آن همچنان در ابهام و ناروشنی قرار دارد. اما با اینکه جهانی شدن به خودی خود مفهومی مشکل زا و مسئله دار است از این حیث وضعیت آن در همه زمینه ها به یک شکل یکسان نیست بلکه برعکس معضلات این مفهوم در بعضی قلمروها صورت کاملا حاد و برجسته ای دارد. یکی از این زمینه ها آنجایی است که جهانی شدن با مسئله فرهنگ ارتباط می یابد. مسئله این نوشتار کنکاش در ابعاد معضلاتی است که جهانی شدن در حوزه فرهنگ با آن مواجه است...
۵۲.

بررسی تاریخی چگونگی تطور معنایی مفهوم «ملّت» از فهم دینی به درک تجددی در آستانه نهضت مشروطه(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰۹ تعداد دانلود : ۹۵۵
این مقاله به بررسی چگونگی تحول معنایی مفهوم «ملت» در آغاز آشنایی ایرانیان با منظومه فکری تجدد می پردازد. «ملت» در متون و ادبیات سنتی به معنای «دین» و مذهب است، اما در آغاز آشنایی ایرانیان با تجدد، جایگزین مفهوم «nation» به معنای اصالت اراده افراد خودآگاه دارای حقّ شد که اساساً مفهومی غیردینی و حتّی ضدّدینی است. مقاله نشان می دهد که سه عامل اصلی زمینه ساز این جایگزینی بوده اند: نخست رخدادهای سیاسی و اجتماعی شتابان میانه دوره قاجار که سبب شد «ملت» افزون بر دین، بر علمای دینی و پیروان دین نیز اطلاق شود و در نتیجه پیوند خوردن با دینداران به جای دین، یک گام به مفهوم تجددی فردمحور nation نزدیک شود؛ دوم، نظر گروهی از روشنفکران نخستین مبنی بر این که اگر اندیشه های جدید در قالب مفاهیم دینی و سنتیِ مورد پذیرش جامعه مذهبی ایران مطرح شود با مقاومت کمتری روبه رو شده و راه گسترش تجدد هموارتر خواهد شد. از این رو، آگاهانه بر مفهوم «ملت» تأکید شد؛ زیرا برای ذهن ایرانیان آشنا و مأنوس بود؛ و سوم حضور فراگیر گروه های مختلف نخبگان ایرانی در امپراتوری عثمانی که در کشمکش با اندیشه جدید nationalism قرار داشت و به ویژه «نظام ملت» آن در حال تحول به «ملت عثمانی» و «ملت اسلام» و «ملت توران» و «ملت ترک» بود. ادبیات مفهومی و شیوه های بیانی نخبگان عثمانی در عصر تنظیمات به فضای عمومی ایران وارد شد. برای انجام این تحقیق از اسناد و متون تاریخی، اشعار و فتاوا و رساله های دوره میانی قاجاریه استفاده شده است.
۵۳.

نظام اخلاقی نخبگان علمی و عوامل جامعه شناختی مؤثر برآن(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷۰ تعداد دانلود : ۶۴۱
هر جهان اجتماعی سه لایه معنایی، نهادی و فردی دارد. با پیوند لایه های معنایی و فردی، طی فرایندهای دگرسازی، دیالکتیک بیرونی جهان اجتماعی برقرار می شود. فرد نیز سه لایه هویتی دانشی، خواهشی و توانشی دارد. با پیوند نظر و عمل افراد، طی فرایندهای خودسازی، دیالکتیک درونی جهان اجتماعی برقرار می شود. با دیالکتیک بیرونی و درونی جهان اجتماعی، «نهادها» و «نظام های اخلاقی» شکل می گیرند. جهان های اجتماعی گوناگون بنا به هویتشان، اتکای یک سانی بر نظم نهادی و نظم اخلاقی ندارند. تاکنون متلایم ترین نظم اخلاقی، در جهان های اجتماعی دینی رخ نمود، و کارآمدترین نظم نهادی به مدد علم تجربی در جهان دنیوی تجدد، سربرآورد. نخبگان علمی جامعه ما بیش از همه، از فرایندهای تربیتی علم تجربی، متأثر می شوند که انتظار می رود آثار اخلاقی آن را بروز دهند. توزیع نظام های اخلاقی قدسی و دنیوی در میان نخبگان علمی کشور، نشانگر نقش علم تجربی در بازتولید جهان های دینی و دنیوی است. نخبگان علمی، بیشتر در میانه طیف نظام های اخلاقی قدسی دنیوی قرار می گیرند و پایبندی عملی آنان به ارزش های اخلاقی، پایین ارزیابی می شود و متغیرهایی چون تعلق خانوادگی و جهان شناسی دینی همراه آن در اجتماعی شدن اولیه و تعلق صنفی تخصصی و جهان شناسی علمی همراه آن در اجتماعی شدن ثانویه، نظام اخلاقی آنها را توضیح می دهد.
۵۵.

مفهوم سازی گفتمانی جنبش دانشجویی در ایران (مطالعه موردی دفتر تحکیم وحدت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۲ تعداد دانلود : ۵۹۹
هدف این مقاله آن است که با اتکا به نظریات گفتمانی فوکو و استفاده از ظرفیت های دیرینه شناسانه و برخی از امکانات تبارشناسانه وی و نیز با اتخاذ سطح تحلیل گفتمانی در فهم سنت و تجدد و نسبت میان آن ها، به مفهوم سازی و دوره بندی گفتمانی دفتر تحکیم وحدت از آغاز شکل گیری تاکنون بپردازد و افزون بر مشخص نمودن ویژگی های گفتمانی هر دوره از حیث نسبت با گفتمان سنتی و تجددی، نشان دهد که در هر دوره چه نوع صورت بندی گفتمانی در دفتر تحکیم صورت گرفته و این صورت بندی ها تا کدامین آستانه پیش رفته اند. در این مسیر، روش دیرینه شناسانه فوکویی و استراتژی های روش شناختی وی مبنای کار قرار گرفت و پس از تعیین گزاره ها (کنش های کلامی و غیرکلامی مؤثر) به عنوان جامعه آماری، نمونه گیری هدفمند تا آنجا ادامه یافت که به اشباع رسید و داده های برآمده از نمونه های جدید، چیزی بر اطلاعات پیشین ما نیفزود. با توجه به چنین مبنای نظری و روشی ، مشخص شد که پنج دوره «تطور از گفتمان روشنفکری دینی به گفتمان اسلام ناب»، «بازتولید گفتمان اسلام ناب»، «تطور از گفتمان اسلام ناب به سمت گفتمان روشنفکری دینی»، «تطور از گفتمان روشنفکری دینی به گفتمان تجددی و تشدید نقاط تفرق گفتمانی» و «صورت بندی و تعمیق دو گفتمان متعارض (گفتمان مدرن و اسلام ناب) در دو تحکیم وحدت مجزا» را می توان از هم جدا نمود.
۵۶.

انقلابات؛ ظهور جمعی امر قدسی و تأسیس نظم اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۶ تعداد دانلود : ۵۰۴
انقلاب های کبیر، در تعبیری کلی و خارج از مناقشات نظری به عنوان دگرگونی های بزرگ و تغییرهای بنیادینی شناخته می شوند که نظم اجتماعی پیشین را از میان برده و نظم جدیدی را بنیان گذاری می کنند. در پاسخ به این مسئله که چگونه این تغییر و دگرگونی و نظم یابی ممکن می شود نظریات مختلفی در حوزه علوم اجتماعی بیان شده است. اولین صورت بندی ها از چگونگی نظم یابی جامعه به واسطه نظریه پردازان قرارداد اجتماعی و سپس اقتصاددانان سیاسی انجام گرفت. پرسش هابزی، اما در مرکزیت تمامی بررسی ها قرار دارد؛ چگونه امکان دارد که افرادی با امیال متفاوت یک جامعه را تشکیل بدهند، چگونه ممکن است خواست های متفاوت بدنمندی واحدی را ممکن کنند؟ جامعه شناسی با صورت های متفاوت قراردادگرایی که امر اجتماعی را به وسیله امری خارج از منطق اجتماع تحلیل می کردند مخالفت کرد؛ جامعه شناسی پرسش از نظم اجتماعی را درون مناسبات جمعی انسان ها بررسی کرد؛ دورکیم در پاسخ به این مسئله از تجربه جامعه به عنوان عنصر پیونده دهنده ارزشی نام می برد و وبر کاریزما را به عنوان ارزش گذاری می داند که افراد از طریق تسلیم یا ایمان به کاریزما با یکدیگر پیوند برقرار می کنند. مفاهیمی مانند امر قدسی، غلیان جمعی، جوش وخروش جمعی، کاریزما و خلسه های جمعی در دورکیم و وبر با یکدیگر همپوشانی دارند که امکان فهم تغییرات بزرگ اجتماعی به واسطه ترکیب این مفاهیم را مهیا می کنند. ازآن جهت که انقلاب ها رخداد دگرگون کننده و نظم بخش حیات اجتماعی هستند؛ از طریق تحلیل وضعیت و ماهیت انقلاب ها می توان به پرسش چگونگی شکل گیری نظم اجتماعی پاسخ داد.
۵۷.

«عبدالرحمن ابن خلدون» و مفسّران: بررسی آراء طه حسین، محسن مهدی و سید جواد طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۰ تعداد دانلود : ۳۵۲
کتاب «مقدمه» ابن خلدون بیش از دویست سال است که به طور جدی مورد توجه جامعه شناسان، شرق شناسان، تاریخ نگاران و متفکران مسلمان قرار گرفته است. مفسران ابن خلدون کوشیده اند تا اندیشه ی او را در برخی قالب های از پیش موجودی نظیر سنت فلسفی و سیاسیِ افلاطونی-ارسطویی، قوم گرایی و یا جامعه شناسی متجدد کُنتی طبقه بندی کنند. چنین طبقه بندی هایی، بیش از آن که فروکاستن محتوای «مقدمه» به جامعه شناسی پوزیتیوِ کنتی یا مشارکت هایی در علوم دوره ی میانه باشد، ساختار محتوای درونیِ «مقدمه» را که بعضاً در تعارض با چنین دیدگاه هایی است، نادیده می گیرد. در این مقاله سه نمونه از دیدگاه های مفسران مشهور ابن خلدون را که وجوه معرفتی، جامعه شناختی و تاریخی «مقدمه» را موردتوجه قرار داده اند، نقادانه مورد توجه قرار داده ایم. مقاله نشان می دهد که هر یک از این تفاسیر مبتنی بر چه پیش فرض هایی، اجتهاد را بر نصّ مقدم می دارند. سید جواد طباطبایی در راستای پروژه ی زوال اندیشه ی سیاسی در جهان اسلام، تلاش فکری ابن خلدون را ناکافی دانسته و به زعم ما با مهندسیِ معکوس تاریخ، به داوری مبانی معرفت شناختی «مقدمه» نشسته است. محسن مهدی و طه حسین نیز که هر یک شهرت جهانی دارند، از جانب فلسفه ی کلاسیک اسلامی و ناسیونالیسمِ عربی به سراغ «مقدمه» رفته اند و وجوهی از حقیقت آن را، به بهای نادیده گرفتن وجوه دیگر، روشن کرده اند.
۵۸.

جریان شناسی معرفتی ایران پس از انقلاب اسلامی (بررسی میدان منازعه علم تجربی متجدد و دینی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۶ تعداد دانلود : ۳۰۲
هدف پژوهش حاضر این است که با توجه به وقوع رنسانس و انقلاب علمی در جامعه اروپای پس از قرن هفدهم و تأثیرپذیری سایر جوامع، از جمله ایران از تغییرات گسترده علمی، جریان های فکری مختلفی که در مقابل ماهیت علم متجدد موضع گیری کرده اند، مورد تجریه و تحلیل قرار گیرد. بنابراین، با استفاده از روش تحلیل محتوای مضمونی، جریان های فکری مختلف که طیفی از موافقان تا مخالفان را شامل می گردد، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. از آنجایی که بیان دیدگاه های همه صاحب نظران این حوزه، میسر نیست و بسیاری از صاحب نظران مذکور نیز اشتراک فکری دارند، پس از بررسی های اکتشافی، متفکران شاخصی انتخاب گردید که در هر دیدگاه، آرای آنان بیشترین پوشش نظری را داشت. بدین ترتیب، بر اساس مواضع آنان، دیدگاه های استخراج شده، توصیف و تجزیه و تحلیل گردد. پس از تجزیه و تحلیل انجام شده بر اساس چهار مفهوم ماهیت علم متجدد، روش تجربی متجدد، علوم انسانی- اجتماعی متجدد و علم دینی، جریان های فکری حاضر در این حوزه، به سه دیدگاه کلی تقسیم بندی گردید که عبارت است از: 1) دیدگاه علم تجددطلب، 2) دیدگاه پیرایه زدا و 3) دیدگاه سنت گرای اسلامی.
۵۹.

تبیینی دیگر پیرامون اندیشه پیشرفت با نقدی بر نقش «کار جمعی» نزد انسان نوین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۱ تعداد دانلود : ۳۰۴
در این مقاله تلاش شده از منظری غیرمدرن به بررسی یکی از نظریات مدرن کلاسیک در حوزه جامعه شناسی پرداخته شود تا قوت این منظر تازه نضج یافته در برابر نظریات معتبرجامعه شناسی محک زده شود. به همین منظور نظریه تقسیم کار اجتماعی دورکیم برای بررسی برگزیده شده است. روشی که در این مقاله برگزیده شده بررسی فرانظری یک نظریه است. اگر چه از این منظر می توان ابعاد مختلف یک نظریه را مورد بررسی قرار داد ولی در اینجا برای تمرکز بیشتر بر مقایسه میان دو منظر غیر مدرن مدرن و مدرن، موضوع همبستگی اجتماعی از منظر تقسیم کار اجتماعی مورد بررسی واقع شده است. ضمن این مقاله ابتدا موضوع تقسیم کار اجتماعی از دو منظر غیر مدرن و مدرن شرح داده شده و سپس نشان داده می شود که با توجه به واقعیات زندگی انسان غیر مدرن، وی ترجیح می دهد به جای تقسیم کار از تفکیک کار بهره ببرد. در نهایت دیده خواهد شد که تقسیم کار حتی در زندگی انسان مدرن نیز اثری بیش از وابستگی اجتماعی بر جای نمی گذارد و انسان مدرن برای دست یابی به همبستگی اجتماعی نیازمند اعمال تغییرات اساسی در شیوه زندگی جمعی خویش می باشد.
۶۰.

علوم اجتماعی قاعده مدار است یا قانون مدار؟ (بازخوانی آراء علامه محمدحسین طباطبایی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۹ تعداد دانلود : ۲۴۳
«قانون مدار» یا «قاعده مدار» بودن عرصهٔ اجتماعى، یکى از مسائل بنیادى جامع هشناسى است که توجه بسیارى از متفکران کلاسیک، از جمله وبر و دورکیم و مارکس و نیز نظریه پردازان معاصر نظیر هابرماس و گیدنز و باسکار را به خود، مشغول کرده است. نوع مواضع اتخاذشده، در قبال این موضوع دوگانه، تبعات زیادى براى صورتبندى و تفکر اجتماعى و بالتبع، تغییرات اجتماعى به دنبال داشته است؛ چه آنکه پذیرش هریک از این شقوق، «چیستى» (هستی شناسى) پدیده هاى اجتماعى را به گونه اى خاص تصویر می کند. دیگر آنکه، از آن مسیر، بر معرفت شناسى و روش شناسى جامعه شناختى و نیز بر موضوعاتى نظیر میزان عاملیت و کنشگرى انسان و امکانات تغییر اجتماعى تأثیر می گذارد. اگرچه این بحث، در ادبیات موجود علوم اجتماعى، با تأملات اصحاب هرمنوتیک و تاریخ گرایان آلمانى و در دوران اخیر، با آرى آراء ویتگنشتاین دوم، و به صورت خاص به ویژه با نظریات پیتر وینچ گسترش یافته است، .اما در ایران، نیز، از خلال تأملات فلسفى علامه محمدحسین طباطبایى، نیز می توان این بحث را پیگیرى نمود و با ادبیات موجود در این زمینه مقایسه نمود کرد. در مقاله حاضر، برخى آثار علامه طباطبایى درزمینه چیستى پدیده هاى اجتماعى را بررسى می کنیم. همچنین، نوع نگاه و نظام استدلالى علامه طباطبایى دربارهٔ موضوع قاعده مدارى و قانون مدارى در عرصهٔ اجتماعى را در افق مباحث جدید جامعه شناسى، مشخص مى کنیم؛ سپس نشان می دهیم که این نظریات چه تبعاتى براى علوم اجتماعى به همراه خواهد داشت. روش کاربردى، در این پژوهش، مطالعهٔ کتابخانه اى و تحلیل درون متنى است. طباطبایى «اجتماعیات» را جزئى از «اعتباریات» دانسته و بر این اساس، عرصه اجتماعى را قاعده مدار می داند و علوم اجتماعى را به «دلیل کاوى» رهنمون می سازد؛ اما تمام موضوعات و مسائل علوم اجتماعى و جامعه شناسى را به «قاعده کاوى» تقلیل نمی دهد. او معتقد است اعتباریات، ازسویى، ریشه در «حقیقیات» دارد و لذا با علوم اجتماعى می توان بسترهاى حقیقى در شکل گیرى اعتباریات اجتماعى را به روش «علت کاوانه» بررسى کرد. ازسوى دیگر، این اعتباریات طى مکانیزمى علی آثار حقیقی به دنبال دارد که باز هم به کمک علوم اجتماعى، بررسى علت کاوانه آن ممکن است. بر این مبنا، طباطبایى تصویرى توأمان قاعده مدار و قانون مدار از علوم اجتماعى ارائه می دهد که در دوران معاصر، در آراء برخى متفکران نیز صورتبندى شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان