فاطمه شهابی زاده

فاطمه شهابی زاده

مدرک تحصیلی: دانشگاه آزاد اسلامی واحد بیرجندگروه روانشناسی، واحد بیرجند، دانشگاه آزاد اسلامی، بیرجند، ایران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۷۶ مورد از کل ۷۶ مورد.
۶۱.

اثربخشی آموزش رفتاردرمانی دیالکتیکی بر تنظیم شناختی هیجان، انعطاف پذیری شناختی و راهبردهای ناسازگارانه نگرانی در بیماران دارای اختلال افسردگی یک کارآزمایی بالینی کنترل شده تصادفی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۵ تعداد دانلود : ۱۹۷
اهداف هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی بر تنظیم شناختی هیجان، انعطاف پذیری شناختی و راهبردهای ناسازگارانه نگرانی در بیماران دارای اختلال افسردگی بود. مواد و روش ها این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و ازنظر طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش، کلیه مراجعینی بودند که با شکایت افسردگی به مراکز روان شناسی و مشاوره شهرستان جهرم در سال 1401 مراجعه و تشخیص افسردگی دریاف ت کرده بودند. از بین داوطلبان 3 کلینیک حامی، رهگشا و فردای بهتر با روش نمونه گیری هدفمند، تعداد 30 نفر که در پرسش نامه افسردگی بک نمره 20 تا 28 (یعنی سطح افسردگی متوسط) کسب کردند، انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش ( 15 نفر) وکنترل (15 نفر) قرار گرفتند. برای گردآوری داده ها از پرسش نامه راهبردهای تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و همکاران، پرسش نامه انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندروال، پرسش نامه راهبردهای ناسازگارانه نگرانی مییر و همکاران و پرسش نامه افسردگی بک استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها با روش آماری تحلیل کواریانس انجام شد. یافته ها یافته ها نشان داد رفتاردرمانی دیالکتیکی بر تنظیم شناختی هیجان، انعطاف پذیری شناختی و راهبردهای ناسازگارانه نگرانی تأثیر دارد و باعث افزایش راهبردهای سازگارانه تنظیم هیجان و انعطاف پذیری شناختی و کاهش راهبردهای ناسازگارانه تنظیم هیجان و راهبردهای ناسازگارانه نگرانی شده است. نتیجه گیری رفتاردرمانی دیالکتیکی به عنوان روش درمانی در کاهش نگرانی و بهبود انعطاف پذیری شناختی و راهبردهای سازگارانه تنظیم هیجان در بیماران افسرده پیشنهاد می شود.
۶۲.

مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد با و بدون خودشفقت گری توجه آگاهانه بر واکنشهای معنوی زنان با اضطراب کرونای دارای دلبستگی ناایمن به همسر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۰ تعداد دانلود : ۲۷۱
هدف: هدف این پژوهش مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد با و بدون خودشفقت گری توجه آگاهانه بر واکنش های معنوی زنان با اضطراب کرونای دارای دلبستگی ناایمن به همسر با یک دوره پیگیری دو ماهه بود. روش پژوهش: این مطالعه کارآزمایی بالینی در سال ۱400 بر روی 48 نفر معلم زن شهر زاهدان انجام شد. زنان با اضطراب کرونای دارای دلبستگی ناایمن به همسر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به طور تصادفی بین سه گروه مداخله ۱ (16 نفر درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد)، مداخله ۲ (16 نفر درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد با خودشفقت گری توجه آگاهانه) و گروه گواه (16 نفر) تقسیم شدند. از مقیاس اضطراب کرونا ویروس، پرسشنامه مقیاس های رابطه، مقیاس صبر و پرسشنامه کنترل معنوی زبان استفاده شد و داده ها در نرم افزار آماری SPSS نسخه 26 تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد توام با و بدون خودشفقت گری توجه آگاهانه در مقایسه با گروه گواه موجب افزایش کنترل شناختی زبان و صبر شده است (05/0 P<). درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد توام با خودشفقت گری توجه آگاهانه در کنترل شناختی زبان و صبر موثرتر از درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بوده است و این تاثیر در پیگیری تداوم داشته است. نتیجه گیری: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد توام با خودشفقت گری توجه آگاهانه به عنوان یک مداخله پایدار در جهت افزایش کنترل شناختی زبان و صبر می تواند در مراکز بهداشتی و درمانی در زنان با اضطراب کرونای دارای دلبستگی ناایمن به همسر به کار برده شود.
۶۳.

مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر ذهنی سازی (MBT) و درمان مبتنی بر رابطه والد-کودک (PCIT) بر تنظیم هیجان و رفتارهای خوردن کودکان مضطرب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۶ تعداد دانلود : ۲۴۰
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثریخشی درمان مبتنی بر ذهنی سازی و درمان مبتنی بر رابطه والد-کودک بر تنظیم هیجان و رفتارهای خوردن کودکان مضطرب انجام شد. روش پژوهش حاضرنیمه آزمایشی، همراه با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی مادران کودکان مضطرب شرکت پالایش نفت شهر بندرعباس در سال 1402 بودند که براساس ملاک های ورود و خروج 45 نفر واجد شرایط ورود به مطالعه به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه ازمایش و یک گروه کنترل گمارده شدند. آزمودنی ها با استفاده از پرسشنامه های تنظیم هیجان شیلد و کیکتی (1997)، رفتار خوردن کودکان واردل و همکاران (۲۰۰۱) و مقیاس اضطراب کودکان اسپنس- فرم والدین (1998) در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج آزمون تحلیل واریانس نشان داد که تفاوت معناداری بین گروه کنترل با درمان مبتنی بر ذهنی سازی و درمان مبتنی بر رابطه والد-کودک در تنظیم هیجان و رفتارهای خوردن کودکان مضطرب وجود دارد و درمان مبتنی بر ذهنی سازی و رابطه والد-کودک منجر به کاهش منفی گرایی هیجانی و مشکلات رفتارهای خوردن و افزایش تنظیم هیجانی انطباقی در کودکان مضطرب شده است. نیزدرمان مبتنی بر ذهنی سازی موثرتر از درمان مبتنی بر رابطه والد-کودک در تنظیم هیجان کودکان مضطرب است. بنابراین باتوجه به یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که از برنامه های درمانی مبتنی بر ذهنی سازی و رابطه والد-کودک می توان به عنوان مداخلات مناسب در جهت بهبود تنظیم هیجان و رفتارهای خوردن در کودکان مضطرب استفاده کرد.
۶۴.

مقایسه اثربخشی درمان شناختی- رفتاری توام با خودشفقت گری همراه با فعالیت های شناختی -حرکتی و مداخله شناختی-حرکتی به تنهایی بر اضطراب مرگ و ادراک پیری سالمندان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۹ تعداد دانلود : ۲۳۲
زمینه و هدف: هدف از انجام این پژوهش مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری توام با خودشفقت گری همراه با فعالیت های شناختی حرکتی حرکتی بر اضطراب مرگ و ادراک پیری سالمندان بود. مواد و روش: روش پژوهش، نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون، پس آزمون، با گروه کنترل همراه با دوره پیگیری بود. بدین منظورنمونه ای متشکل از 42 نفر(21 زن و 21مرد) بالای 60 سال ساکن شهرمشهد در سال 1400 که ملاک های ورودی را برآورده کردند، انتخاب و پس از گمارش تصادفی در سه گروه آزمایش اول(با مداخله درمان شناختی رفتاری توام با خودشفقت گری همراه با فعالیت های شناختی حرکتی)؛ گروه آزمایش دوم( با مداخله مبتنی برفعالیت های شناختی حرکتی به تنهایی) وگروه کنترل (بدون هیچگونه مداخله) در 18 جلسه 90 دقیقه ای طی 9 هفته تحت مداخلات ذکرشده قرارگرفتند. داده های حاصل از پرسشنامه اضطراب مرگ تمپلر وهمکاران (1970) و پرسشنامه ادراک پیری اسلاتمن و همکاران(2017) از طریق نرم افزارآماریSPSS و با روش تحلیل کوواریانس چند متغیره با اندازه گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که درمورد هردو متغیراضطراب مرگ و ادراک پیری، بین دوگروه آزمایش با گروه کنترل، درهردو زمان پس آزمون و پیگیری تفاوت معنادارشده،  اما تفاوت میان دو گروه آزمایش، معنادار نبود. نتیجه گیری: به نظر می رسد درمان شناختی-رفتاری توام با خودشفقت گری همراه با فعالیت های شناختی-حرکتی و همچنین مداخله شناختی-حرکتی به تنهایی، را می توان برای کاهش افسردگی مرگ و بهبود ادراک از پیری سالمندان و درجهت ارتقاء کیفیت زندگی و تدوین برنامه های آموزشی مناسب آن ها بکار گرفت.
۶۵.

اثربخشی معنویت درمانی و آموزش شفقت به خود بر رفتار های ضداجتماعی زندانیان (مورد مطالعه: زندان بیرجند)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۱۶ تعداد دانلود : ۱۸۷
بروز رفتار های ضداجتماعی، سبب نقض قوانین اجتماعی و برهم خوردن مقررات می شود. بسیاری از زندانیان، به همین علل، بخشی از زندگی خود را در زندان به سر می برند. در این مورد باید بیان داشت که درمان های مختلفی در زمینه کاهش گرایش به رفتار های ضداجتماعی و بروز این رفتار ها، می تواند اثربخش باشند؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی معنویت درمانی و آموزش شفقت به خود بر رفتار های ضداجتماعی زندانیان انجام گرفته است. روش این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه پژوهش، زندانیان شهرستان بیرجند در شش ماهه نخست سال 1400 بودند که با توجه به ملاک های ورود به پژوهش و شیوه نمونه گیری در دسترس، 60 نفر حاضر به همکاری شدند و به طور تصادفی به سه گروه، دو گروه آزمایش (20 نفر) و یک گروه کنترل (20 نفر) تقسیم شدند. روش اجرای مداخله آموزش شفقت به خود (8 جلسه) و معنویت درمانی (12جلسه) به صورت آموزش برای گروه های موردآزمایش بود و لازم به ذکر است که گروه کنترل، آموزشی دریافت نکردند. ابزار گردآوری داده ها نیز فهرست وارسی رفتارهای ضداجتماعی خادمی و سیف (1390) بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس آمیخته (کوواریانس چندمتغیره) و نرم افزار SPSS-23 استفاده شد. نتایج تحلیل مقایسه های چندگانه نشان داد اثربخشی معنویت درمانی و آموزش شفقت به خود بر گرایش های ضداجتماعی معنادار است. میانگین های تعدیل شده نشان داد اثربخشی آموزش شفقت به خود بیشتر از معنویت درمانی است؛ به طوری که میانگین گرایش های ضداجتماعی در گروه آموزش شفقت به خود (58/17) از گروه معنویت درمانی (28/20) کمتر است. به طورکلی می توان نتیجه گرفت استفاده از معنویت درمانی و درمان مبتنی بر شفقت به خود می تواند موجبات کاهش بروز رفتار های ضداجتماعی و گرایش به آن را در زندانیان فراهم آورد.
۶۶.

مقایسه اثربخشی آموزش فنون بر اساس رویکرد روایت درمانی و تحلیل تبادلی بر کاهش تکانشگری دانش آموزان بد سرپرست(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۳ تعداد دانلود : ۲۱۷
زمینه و هدف: مقایسه میزان اثر رویکردهای روان شناسی در حوزه های مختلف به ویژه مشکلات دانش آموزان یکی از موضوعات موردعلاقه محققان می باشد. هدف این پژوهش مقایسه اثربخشی آموزش فنون بر اساس رویکرد روایت درمانی و تحلیل تبادلی اریک برن بر کاهش تکانشگری دانش آموزان پسر پدر سرپرست (به واسطه طلاق) شهر زاهدان می باشد. مواد و روش ها: طرح پژوهش توصیفی از نوع علی- مقایسه ای بود، به منظور بررسی فرضیه های پژوهش 45 دانش آموز بدسرپرست مراجعه کننده به کلینیک امید زاهدان مورد پژوهش قرار گرفتند، پکیج آموزشی فنون بر اساس رویکرد روایت درمانی و تحلیل تبادلی اریک برن به آنها آموزش داده شد و مورد آزمون تکانشگری قرار گرفتند و نتایج با استفاده از نرم افزار SPSS با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیره مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که آموزش فنون بر اساس رویکرد روایت درمانی بر کاهش تکانشگری دانش آموزان بدسرپرست شهر زاهدان، موثر است و همچنین آموزش فنون بر اساس رویکرد تحلیل تبادلی بر کاهش تکانشگری دانش آموزان بدسرپرست شهر زاهدان، موثر می باشد (05/0>P). نتیجه گیری: باتوجه به نتایج تحقیق می توان گفت که تکانشگری دانش آموزان بدسرپرست با آموزش فنون بر اساس رویکرد روایت درمانی و تحلیل تبادلی اریک برن کاهش چشمگیری یافته است.
۶۷.

مقایسه اثربخشی درمان هیجان مدار با درمان فراشناخت بر شایستگیِ هیجانی-اجتماعی دانش آموزانِ پسرِ 13 تا 18 ساله در خانواده های طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۶ تعداد دانلود : ۲۳۱
زمینه: برخی از مطالعات نشان داده است طلاق والدین می تواند سبب تضعیف شایستگی هیجانی-اجتماعی در میان نوجوانان شود. پژوهش های قبلی اثربخشی مداخلات روانشناختی بر بهبود شایستگی هیجانی-اجتماعی را تأیید کرده اند؛ اما تاکنون پژوهشی که اثربخشی دو درمان هیجان مدار و درمان فراشناخت را با یکدیگر مقایسه کرده باشد، یافت نشد. هدف: هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی درمان هیجان مدار با درمان فراشناخت بر شایستگی هیجانی-اجتماعی دانش آموزانِ پسر 13 تا 18 ساله خانواده های طلاق بود. روش: پژوهش از نوع طرح های نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با پیگیریِ سه ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل نوجوانان پسر 13 تا 18 ساله دو مدرسه متوسطه اوّل منطقه پنج شهر تهران در سال تحصیلی 1400-1401 بود. با روش نمونه گیری تصادفی 45 نفر به عنوان نمونه آماری در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها، پرسشنامه شایستگی هیجانی اجتماعی ژو و یِی (2012) به کار گرفته شد. همچنین درمان هیجان مدار (گرینبرگ، 2015) در هشت جلسه روی گروه آزمایش اول و درمان فراشناختی (جلینک و همکاران، 2020) در هشت جلسه روی گروه آزمایش دوم اجرا شد؛ اما اعضای گروه گواه هیچ گونه مداخله درمانی دریافت نکردند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرّر، آزمونِ تعقیبی بونفرونی و نرم افزار 26-SPSS استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد اثر بخشیِ درمان فراشناخت و درمان هیجان مدار روی مؤلفه های «خود آگاهی، آگاهی-اجتماعی، خود مدیریتی» متغیر وابسته، معنادار بود (01/0 >p). همچنین از نظر آماری تفاوت معناداری به لحاظ اثربخشی میان دو روش درمانی دیده نشد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش، می توان نتیجه گرفت روش درمانیِ هیجان مدار و روش درمانی فراشناخت، هر دو موجب بهبود شایستگی هیجانی-اجتماعی پسران نوجوان 13 تا 18 سال می شوند.
۶۸.

روایی تشخیصی نسخه سوم سیاهه شخصیتی چندوجهی مینه سوتا (MMPI-3) در سطح ملی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶ تعداد دانلود : ۱۶۹
زمینه و هدف: فرایند سنجش روانشناختی با تاکید بر رویکرد درمانی همواره نقش موثری در شناسایی و تشخیص مشکل ها و اختلال های شخصیتی و روانشناختی دارد. بنابراین، هدف این پژوهش تعیین روایی تشخیصی نسخه سوم سیاهه شخصیتی چندوجهی مینه سوتا (MMPI-3) در سطح ملی بود. روش و مواد: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا کمّی از نوع روان سنجی بود. جامعه پژوهش همه مردان و زنان 18 تا 40 سال ایرانی بودند که از میان آنها 120 نفر (60 فرد مبتلا به اختلال مرزی و 60 فرد نرمال) به روش های نمونه گیری هدفمند و تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار پژوهش حاضر نسخه سوم سیاهه شخصیتی چندوجهی مینه سوتا (MMPI-3) بود و داده های آن با روش های ضریب حساسیت و ضریب وضوح گرایی در نرم افزار SPSS-25 تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که همه زیرمقیاس های نسخه سوم سیاهه شخصیتی چندوجهی مینه سوتا دارای روایی تشخیصی مناسبی بر اساس ضریب حساسیت بالاتر از 60/0 بودند، به جزء زیرمقیاس های نارسایی رفتاری، رفتارهای ضداجتماعی، فعالیت گرایی هیپومانیک، شکایات شناختی، عقاید مرگ و خودکشی، درماندگی/ ناامیدی، عدم کارآیی، خشم درونی، ترس های محدودکننده رفتار، مشکلات خانوادگی، مشکلات سلوکی نوجوانی، سوءمصرف مواد، پرخاشگری، بدبینی، خودبزرگ بینی، سلطه گری، اجتناب اجتماعی، کمرویی، پرخاش جویی، بی مسئولیتی و هیجان های منفی/ روان نژندی که ضریب حساسیت همه آنها کمتر از 40/0 بود. همچنین، همه زیرمقیاس های نسخه سوم سیاهه شخصیتی چندوجهی مینه سوتا دارای روایی تشخیصی مناسبی بر اساس ضریب وضوح گرایی بالاتر از 60/0 بودند، به جزء زیرمقیاس های فعالیت گرایی هیپومانیک و ترس های محدودکننده رفتار که ضریب وضوح گرایی همه آنها کمتر از 60/0 بود. نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر، مشاوران، درمانگران و متخصصان برای شناسایی و تشخیص مشکل ها و اختلال های شخصیتی و روانشناختی می توانند از نسخه سوم سیاهه شخصیتی چندوجهی مینه سوتا استفاده نمایند.
۶۹.

Efficacy of Acceptance and Commitment Therapy on Intimacy, Marital Forgiveness, and Marital Burnout in Women Affected by Extramarital Relationships(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۴۳
Objective: The present study aimed to determine the efficacy of acceptance-based therapy in enhancing intimacy and marital forgiveness and reducing marital burnout in women affected by extramarital relationships. Methods: This was a quasi-experimental study with a pretest-posttest and follow-up design, including a control group. The population consisted of all women affected by their husband's extramarital relationships who attended specialized family counseling centers in District 6 of Mashhad. From this group, 30 participants were selected through purposive sampling based on inclusion and exclusion criteria. Data were collected using the Rey et al. (2001) Marital Forgiveness Scale, the Pines (1996) Marital Burnout Scale, and the Thompson and Walker (1983) Marital Intimacy Scale. Participants were then randomly assigned into three experimental groups and one control group, each consisting of 15 individuals. Data analysis was conducted using repeated measures analysis of variance with the Statistical Software Package SPSS-20. Findings: The findings indicated that acceptance and commitment therapy was effective in improving intimacy, marital forgiveness, and reducing marital burnout in women affected by extramarital relationships (P < 0.01). The results were also sustained at the follow-up stage. Conclusion: Therefore, it can be concluded that acceptance and commitment therapy was effective in enhancing intimacy, forgiveness, and reducing marital burnout among women impacted by extramarital relationships, and this therapeutic approach can be utilized to address psychological issues in couples affected by extramarital relationships.
۷۰.

Comparison of the Effectiveness of Parent-Child Relationship-Based Play Therapy and Attachment-Based Play Therapy on Internalizing and Externalizing Behavioral Disorders in Children with Learning Disabilities(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۴۷
Objective: The study aimed to compare the effectiveness of attachment-based play therapy and parent-child relationship-based play therapy on internalizing and externalizing behavioral disorders in children with learning disabilities. Methods: This quasi-experimental study employed a pre-test, post-test, and follow-up design with a control group. A total of 45 children with learning disabilities were selected through purposive sampling and randomly assigned to three groups: attachment-based play therapy, parent-child relationship-based play therapy, and a control group. The study used the Achenbach and Rescorla (2001) Behavioral Disorders Questionnaire to measure internalizing and externalizing behaviors at each stage. Both experimental groups received nine 60-minute therapy sessions. Data were analyzed using repeated measures ANOVA and ANCOVA to compare the effectiveness of the interventions. Findings: The findings indicated that both attachment-based play therapy and parent-child relationship-based play therapy significantly reduced internalizing and externalizing behavioral disorders in children with learning disabilities, with large effect sizes (η² = 0.864 and η² = 0.773, respectively). Repeated measures ANOVA and ANCOVA confirmed the interventions' effectiveness (p < 0.001), and Bonferroni post-hoc tests revealed significant differences between the experimental groups and the control group, but no significant differences between the two experimental groups. The positive effects were sustained over time, demonstrating the long-term efficacy of both therapeutic approaches. Conclusion: Both attachment-based play therapy and parent-child relationship-based play therapy effectively reduce internalizing and externalizing disorders in children with learning disabilities, with lasting effects over time.
۷۱.

نقش میانجی باورهای مذهبی و معنا در زندگی در رابطه شدت حوادث استرس زا با سلامت روان در زنان خیانت دیده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۵۵
زمینه: خیانت زناشویی به عنوان یکی از عوامل استرس زای شدید، می تواند تأثیرات عمیقی بر سلامت روان افراد داشته باشد. باورهای مذهبی و معنا در زندگی به عنوان منابع روانشناختی، نقش مهمی در کاهش اثرات منفی حوادث استرس زا ایفا می کنند. با این حال، پژوهش های محدودی به بررسی نقش میانجی این متغیرها در ارتباط میان شدت حوادث استرس زا و سلامت روان، به ویژه در زنان خیانت دیده، پرداخته اند. این شکاف پژوهشی ضرورت بررسی دقیق تر این روابط را برجسته می کند. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی باورهای مذهبی و معنا در زندگی در رابطه شدت حوادث استرس زا با سلامت روان در زنان خیانت دیده بود. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان خیانت دیده مراجعه کننده به مراکز مشاوره و روانشناسی، بهزیستی و اورژانس اجتماعی شهرستان جهرم طی 3 ماهه دوم سال 1402 بودند که از این میان تعداد 360 با روش نمونه گیری در دسترس مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه های سلامت روانی (ویتوویر، 1983)، ارزیابی میزان فشار روانی استرس (هولمز و راهه، 1967)، باورهای مذهبی (جورج، 1998)، معنا در زندگی (استگر و اویشی، 2004) بودند. داده ها با نرم افزارهای Spss نسخه 26 و Smart PLS نسخه 3 با سطح معناداری 05/0 تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد شدت حوادث استرس زا و سلامت روانی (05/0 <P)، رابطه مستقیم شدت حوادث استرس زا و معنا و هدف زندگی (05/0 <P) و رابطه مستقیم شدت حوادث استرس زا و باورهای مذهبی (05/0 <P) رابطه مستقیم نداشتند، رابطه مستقیم معنا و هدف زندگی و سلامت روانی (05/0 >P)، رابطه مستقیم باورهای مذهبی و سلامت روانی (05/0 >P) و رابطه مستقیم باورهای مذهبی و معنا و هدف زندگی (05/0 >P) از نظر آماری معنی دار بود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج، باورهای مذهبی و معنای زندگی در زنان قربانی خیانت نقش واسطه ای در کاهش شدت حوادث استرس زا بر سلامت روان داشتند، از این رو، آگاهی متخصصان حوزه های روانشناسی، مشاوره و سلامت از این مدل می تواند در جهت ارتقای سلامت روان این دسته زنان بسیار مؤثر و کمک کننده باشد.
۷۲.

اثربخشی درمان مبتنی بر ذهنی سازی بر نشخوارهای فکری و نگرانی بیماران دارای اختلال اضطراب فراگیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۶۰
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر ذهنی سازی بر نشخوارهای فکری و نگرانی بیماران دارای اختلال اضطراب فراگیر انجام گرفت. پژوهش حاضر کاربردی، از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری شامل بیماران دارای اختلال اضطراب فراگیر مراجعه کننده به مراکز مشاوره منطقه یک شهر تهران در سه ماهه پاییز سال 1402 بودند. در این پژوهش تعداد 34 فرد دارای اختلال اضطراب فراگیر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و با شیوه تصادفی در گروه های آزمایش و گواه جای دهی شدند (17 نفر در گروه آزمایش و 17 نفر در گروه گواه). بیماران حاضر در گروه آزمایش درمان مبتنی بر ذهنی سازی را طی هشت هفته در هشت جلسه 90 دقیقه ای دریافت نمودند. در این پژوهش از پرسشنامه اختلال اضطراب فراگیر (GADQ)، پرسشنامه نشخوارهای فکری (RQ) و پرسشنامه نگرانی ایالتی پنسیلوانیا (PSWQ) استفاده شد. داده ها با تحلیل واریانس آمیخته با استفاده از نرم افزار آماری SPSS 23 تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر ذهنی سازی بر نشخوارهای فکری (0/001>P؛ 0/62=Eta؛ 52/19=F) و نگرانی (0/001>P؛ 0/58=Eta؛ 45/23=F) بیماران دارای اختلال اضطراب فراگیر تأثیر معنادار دارد. بر اساس یافته های حاصل از پژوهش حاضر، درمان مبتنی بر ذهنی سازی با بهره گیری از آموزش مهارت ها و نگرش های بهنجار، تقویت انعطاف پذیری و مقابله با استرس، افزایش ظرفیت ارتباطی، پذیرا بودن نسبت به دیدگاه دیگران و ایجاد ذهنیت موفق می تواند به عنوان درمانی کارآمد در جهت کاهش نشخوارهای فکری و نگرانی بیماران دارای اختلال اضطراب فراگیر مورد استفاده قرار داد.
۷۳.

مقایسه اثربخشی آموزش حافظه فعال و هوش موفق استرنبرگ بر عملکرد تحصیلی و کفایت اجتماعی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۴۹
نظر به تأثیر متقابل عملکرد تحصیلی و کفایت اجتماعی بر یکدیگر و کیفیت زندگی دانش آموزان، مداخلات هدفمند می توانند نقش مهمی در بهبود این دو متغیر ایفا کنند. لذا هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش حافظه فعال و هوش موفق استرنبرگ بر عملکرد تحصیلی و کفایت اجتماعی دانش آموزان متوسطه بود. روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون و دوره پیگیری بود. جامعه آماری در این پژوهش، دانش آموزان دختر متوسطه اول مناطق 1 و 3 تهران بود. طبق نمونه گیری دردسترس، 51 دانش آموز انتخاب و در سه گروه 17 نفره به صورت تصادفی (کنترل، آزمایش اول، آزمایش دوم) قرار گرفتند. گروه های آزمایش تحت مداخلات آموزش حافظه فعال و هوش موفق استرنبرگ قرار گرفتند. پرسشنامه های کفایت اجتماعی پرندین (1385) و عملکرد تحصیلی فام و تیلور (1999) ابزار پژوهش بودند. داده های پژوهش به وسیله آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در نرم افزار SPSS-26 تحلیل شدند. یافته ها نشان داد اثربخشی هوش موفق و حافظه فعال بر عملکرد تحصیلی و کفایت اجتماعی متفاوت است. میانگین های تعدیل شده نشان داد که در هردو متغیر اثربخشی آموزش هوش موفق بیشتر است زیرا میانگین کفایت اجتماعی و عملکرد تحصیلی آن، از گروه حافظه فعال بیشتر است. نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی نیز نشان داد این اثربخشی و تفاوت آن در دوره پیگیری دوماهه نیز تداوم داشت (001/0>P). طبق یافته های پژوهش، پیشنهاد می شود که برنامه های آموزشی مدارس به ویژه برای دانش آموزان متوسطه، از روش های مبتنی بر هوش موفق به عنوان یک رویکرد جامع و کارآمد برای بهبود هم زمان عملکرد تحصیلی و مهارت های اجتماعی بهره ببرند.
۷۴.

مقایسه اثربخشی برنامه تقویت بنیان خانواده و آموزش شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر کفایت اجتماعی نوجوانان 13 تا 14 سال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۵۴
دوره‌ی نوجوانی از دوره‌های بحرانی و پیچیده از زندگی پس از کودکی است؛ که معمولاً از 11 تا 12 سالگی آغاز می‌شود و در 18 تا 21 سالگی خاتمه می‌یابد. پژوهش حاضر در نظر دارد به این موضوع بپردازد که آیا بین آموزش برنامه‌ی تقویت بنیان خانواده[1] و درمان‌شناختی مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر کفایت اجتماعی هویت نوجوانان 13- ۱۴ سال تفاوت معناداری وجود دارد؟ این تحقیق، بر مبنای هدف، کاربردی و، بر مبنای روش، از نوع نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه کنترل است. جامعه‌ی آماری پژوهش حاضر شامل کلیه‌ی نوجوانان 13 تا 14 سال مدارس متوسطه دوره‌ی اول شهر بیرجند در سال 1403 می‌باشد که از میان آن‌ها 45 نفر به روش نمونه‌گیری هدفمند براساس معیارهای ورود و خروج انتخاب و با توجه به توان آزمون 80% و خطای 05/0 و اندازه‌ی اثر متوسط برای هر گروه 15 نفر در نظر گرفته شد. سپس افراد تصادفی در سه گروه آموزش‌شناختی مبتنی بر ذهن‌آگاهی (15 نفر)، آموزش برنامه‌ی تقویت بنیان خانواده (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. پرسش‌نامه‌ی‌ کفایت اجتماعی توسط نوجوانان هر سه گروه تکمیل شد. یافته­ها نشان داد آموزش‌شناختی مبتنی بر ذهن‌آگاهی تأثیر قابل ‌توجهی بر بهبود کفایت اجتماعی نوجوانان دارد. این نوع آموزش با افزایش خودآگاهی اجتماعی و هیجانی، کاهش تکانشگری و تقویت خودتنظیمی هیجانی و بهبود مهارت‌های حل مسئله‌ی اجتماعی به نوجوانان کمک می‌کند تا روابط اجتماعی مؤثرتر و سالم‌تری داشته باشند. در مجموع، ذهن‌آگاهی نوجوانان را قادر می‌سازد تا با تأمل بیشتری به موقعیت‌های اجتماعی پاسخ دهند و تعاملات مثبت‌تری را تجربه کنند که این امر موجب ارتقای سلامت روانی و اجتماعی آنان می‌شود
۷۵.

مقایسه اثربخشی آموزش ذهن آگاهانه مشفقانه و آموزش خودشفابخشی بر سرمایه های روان شناختی و بهزیستی روانی نوجوانان دختر دارای نشانگان اضطراب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۶۰
با توجه به نقش مشکلات روان شناختی مانند اضطراب، در میزان خطرپذیری و اهمیت این موضوع در دختران نوجوان نیاز به مداخلات روان شناختی مناسب برای این قشر از جامعه در راستای پیشگیری از پیامدهای نامناسب آن در سنین بعدی حائز اهمیت فراوانی است؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش ذهن آگاهانه مشفقانه و آموزش خودشفابخشی بر سرمایه های روان شناختی و بهزیستی روانی انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح سه گروهی- سه مرحله ای بود. جامعه آماری شامل کلیه ی نوجوانان دختر دارای نشانگان اضطراب شهر تربت جام که با استفاده از ملاک های ورود (کسب نمره بالاتر از نقطه برش 16 در پرسشنامه اضطراب بک) به روش هدفمند 45 نفر از دانش آموزان دختر دوره متوسطه اول انتخاب و سپس با تخصیص تصادفی در 3 گروه قرار داده شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه سرمایه روان شناختی و پرسشنامه بهزیستی روان شناختی گرداوری شدند. گروه آزمایش1 تحت آموزش ذهن آگاهی مشفقانه و گروه آزمایش2 تحت آموزش خودشفابخشی طی 8 جلسه 90 دقیقه ای قرار گرفتند؛ در حالی که در این مدت زمان گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکردند. داده های به دست آمده به روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر با استفاده از نرم افزار spss نسخه 23 تجزیه و تحلیل گردید. نتایج نشان داد که آموزش ذهن آگاهی مشفقانه و آموزش خود شفابخشی باعث بهبود سرمایه های روان شناختی و بهزیستی روان شناختی در نوجوانان دختر دارای نشانگان اضطراب شده است و این اثر در طول زمان نیز پایدار بوده است. همچنین نتایج آزمون تعقیبی نشان داد که بین اثربخشی دو رویکرد تفاوت معناداری وجود ندارد.
۷۶.

مقایسه اثربخشی مداخله شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان شناختی رفتاری بر کاهش میل به مصرف مواد مبتلایان سایکوز ناشی از مواد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۴
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی مداخله شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان شناختی رفتاری بر کاهش علائم منفی مبتلایان سایکوز ناشی از مواد بود. روش: روش این پژوهش نیمه آزمایشی و از طرح پیش آزمون – پس آزمون همراه با گروه کنترل سه گروهی بهره گرفته شده بود.جامعه آماری این پژوهش مبتلایان سایکوز ناشی از مواد شهر تهران می باشند. به منظور اطمینان بیشتر برای پژوهش حاضر، 15 نفر در هر گروه انتخاب می شود. از جامعه آماری یاد شده به منظور انتخاب شرکت کنندگان افراد داوطلبی که دارای ملاک های ورود به پژوهش باشند انتخاب و پس از اجرای مرحله پیش آزمون در یک جلسه مشترک، به صورت تصادفی در سه گروه 15 نفری آزمایش 1 (درمان ذهن آگاهی )، آزمایش 2 (درمان شناختی- رفتاری) و گروه گواه جایگزین شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه میل به مصرف مواد فرچاد و همکاران (۱۳۸۵) و پروتکل درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی و پروتکل درمان شناختی رفتاری بود. یافته ها: نشان می دهد که این متغیرها تاثیر معنی داری بر میانگین نمره علائم منفی دارد. یعنی میانگین نمره علائم منفی در گروه کنترل و آزمایش اول و دوم در مرحله پس آزمون پس از حذف اثرات پیشین تفاوت معنی داری با هم دارد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که هر دو روش بر کاهش علائم منفی بیماران سایکوز ناشی از مواد تاثیرگذار هستند لذا می توان از این روش ها در جهت کاهش علائم منفی استفاده نمود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان