محمد باشکوه اجیرلو

محمد باشکوه اجیرلو

مدرک تحصیلی: دانشیار گروه مدیریت و اقتصاد دانشگاه محقق اردبیلی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۶۸ مورد از کل ۶۸ مورد.
۶۱.

خوشه بندی محرک های مؤثر بر رفتار انتخاب کانال مشتریان در بستر خرده فروشی همه کاناله(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۹۴
طی ده سال اخیر پژوهش های گسترده ای در حوزه محرک های رفتار انتخاب کانال مشتریان در بستر خرده فروشی همه کاناله انجام شده است. مرور این پژوهش ها نشان می دهد که پراکندگی نتایج و تنوع روش هایی که این پژوهش ها به کار گرفته اند، زیاد است؛ از این رو انجام دادن یک مطالعه جامع با مرور سیستماتیک برای خوشه بندی نتایج و تحلیل های مطالعات مرتبط گذشته ضروری است. در این راستا، محققان در پژوهش حاضر با هدف خوشه بندی محرک های مؤثر بر رفتار انتخاب کانال مشتریان در بستر خرده فروشی همه کاناله انجام گرفت. پژوهش حاضر از نوع مطالعات علم سنجی و جامعه آماری شامل تمامی مطالعات نمایه شده در مخزن علمی اسکوپوس طی سال های 1996 تا اکتبر 2024 به تعداد 5333 مطالعه است. پس از اعمال معیارهای ورود (مقاله های انگلیسی چاپ شده در مجله های معتبر) اطلاعات استنادی تعداد 738 مطالعه مرتبط و معتبر از مخزن علمی اسکوپوس استخراج و وارد نرم افزار بسته نرم افزاری بیبلیومتریک در R و نرم افزار Vosviewer شد. تجزیه وتحلیل اطلاعات نشان داد که رشد واقعی مقاله ها از سال 2013 اتفاق افتاده و پراستنادترین مقاله مربوط به Abhishek et al. (2016) بوده است و دو کشور آمریکا و چین در صدر تولیدکننده های مقاله های حوزه پژوهش هستند. خوشه بندی مطالعات به تعیین سه خوشه اصلی شامل خوشه 1 (خوشه قرمز): تجربه مشتری در خرده فروشی همه کاناله، خوشه 2 (خوشه سبز): مهاجرت کانال مشتری (Customer Channel Migration) در خرده فروشی همه کاناله و خوشه 3 (خوشه آبی): پیکربندی سیستم توزیع همه کاناله برای هدایت مشتریان انجامید. نتایج نشان داد که خرده فروشان برای جذب و ماندگاری مشتریان لازم است تجربه های آنها را در استفاده از خرده فروشی همه کاناله بهینه کنند تا تجربه خریدی یکپارچه را در چندین نقطه تماس ایجاد کنند و در نتیجه، سطح رضایت مصرف کننده را افزایش دهند.
۶۲.

مدلی برای بازی وارسازی اجتماعی در توسعه کسب و کارها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۰۵
هدف: گیمیفیکیشن اجتماعی به طور گسترده در صنایع مختلف برای افزایش تعامل کاربران استفاده شده است و قوانین تعامل را در مدیریت کسب و کار تغییر می دهد. طراحی گیمیفیکیشن اجتماعی می تواند تا حدودی به شکل دادن به رفتار کاربر کمک کند و سطح عملکرد کسب و کارها را افزایش دهد. با توجه به نقش و تاثیر گیمیفیکیشن در سرعت بخشیدن به توسعه کسب و کارها اهمیت این موضوع برجسته می شود. روش شناسی: . این پژوهش با هدف ارائه الگویی برای نقش گیمیفیکیشن اجتماعی در توسعه کسب و کارها به شیوه ی توصیفی، از طریق مصاحبه های عمیق نیمه ساختارمند با روش داده بنیاد پرداخته است. جامعه ی آماری شامل خبرگان و صاحبنظران و متخصصان در زمینه های گیمیفیکیشن، کسب وکارهای آنلاین، کارشناسان علم اطلاعات و فناوری و رسانه های اجتماعی هستند که از بین آنها ۱2نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و در این مطالعه مشارکت کردند. تعداد نمونه ها از قاعده اشباع پیروی می کند. یافته ها:شرایط علی شامل(تسهیل یادگیری و آموزش، تقویت تعامل اجتماعی، ارتقای انگیزه مشارکت، بهبود تجربه کاری و رقابت)، شرایط زمینه ای شامل (مشارکت و مسئولیت اجتماعی، آموزش و توسعه منابع انسانی، بازاریابی و تبلیغات بازی گونه) شرایط مداخله گر (فقدان درک صحیح کاربران از گیمیفیکیشن، عدم تناسب گیمیفیکیشن با اهداف کسب وکار، طراحی نادرست گیمیفیکیشن)، راهبردها (خلاقیت و نوآوری، توسعه و بهبود مستمر فرایندها، شبیه سازی و ایفای نقش)، پیامدها شامل (تحلیل و بازخورد بهتر، ساده سازی مسائل پیچیده، بهبود عملکرد تجاری، هم افزایی و رشد کسب و کار با بازی وارسازی، همگرایی فروش و درآمد) دسته بندی شدند.
۶۳.

تجزیه و تحلیل روند جهانی پژوهش های حوزه ی بازاریابی محاوره ای: رویکرد آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۰۶
بازاریابی محاوره ای یکی از موضوعات است که باتوجه به پیشرفت های فناورانه و رشد روزافزون هوش مصنوعی بر عملکرد سازمان ها و گسترش فعالیت ها در فضای بین المللی تاثیر زیادی می گذارد؛ هدف پژوهش حاضر ابتدا شناسایی تولیدکننده ترین کشورها، نویسندگان، مجلات، هم نویسندگی، کلیدواژه های پرتکرار و روند زمانی انتشار آن ها در زمینه بازاریابی محاوره ای با استفاده از تحلیل کتاب سنجی بود. همچنین شناسایی مفاهیم اصلی حیطه موضوعی براساس روش مرور نظام مند است. این پژوهش از روش آمیخته (کمی- کیفی) استفاده کرده است. در بخش کمی، یک تجزیه وتحلیل کتاب سنجی با تولیدکننده ترین داده های مرتبط با بازاریابی محاوره ای انجام شده است. این داده های از پایگاه اسکوپوس از سال 2000-2024 جمع آوری و با کمک نرم افزار VOSviewer تجزیه و تحلیل شدند. نتایج این پژوهش نشان دهنده روند صعودی انتشار متون مخصوصاً در دهه ی اخیر می باشد. بیشترین انتشارات این حوزه به زبان انگلیسی، بیشترین اسناد مربوط به مقالات، پراستنادترین سند، پژوهشگران با بیشترین فعالیت، کشورها با بیشترین تولیدات علمی، هم نویسندگی و در نهایت روند جهانی کلیدواژه های پرتکرار براساس بازه زمانی 2014 تا 2024 ارائه شدند. جدیدترین کلیدواژهای پرتکرار شامل هوش مصنوعی، آموزش، هوش مصنوعی محاوره ای، خدمات مشتری، یادگیری ماشینی، آنتروپومرفیسم، چت بات (ها)، چت چی پی تی، کووید 19، تجربه کاربر، اعتماد، تحلیل احساسات هستند. در بخش کیفی، براساس مرور نظام مند مفاهیم اصلی و نوآور از جمله ادراکات حضور اجتماعی، تعاملات هوشمندانه، توانمندسازی نوآورانه و مسئولیت اجتماعی در فناوری شناسایی شد. نتایج به پژوهشگران در شناسایی روندهای نوظهور، انجام پژوهش در این حیطه و انتخاب عناوین و موضوعات جدیدی یاری می رساند.
۶۴.

ارائه مدل پویا برای استمرار فناوری های دیجیتال در کسب و کارهای نوآفرین (استارتاپ ها)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۱۰۷
هدف: در عصر جدید اقتصاد دیجیتال، کسب وکارها با رقابت های فزاینده و فرصت های فراگیر روبرو هستند. در همین حال، بسیاری از کسب وکارها سنّتی سفر دیجیتالی شدن را به سمت مدل های کسب وکار دیجیتالی تر دنبال می کنند و مشتاقانه منتظر پیاده سازی فناوری های دیجیتال در هر عملکردی از عملیات خود هستند. بسیاری از استارت آپ ها هم سعی دارند با استفاده از فناوری های پیشرفته، مشکلات را حل کنند. از نظر اقتصاد، استارت آپ ها نه تنها محصولات زیادی را برای بهتر کردن زندگی ایجاد می کنند، بلکه به ارائه فرصت های شغلی زیادی در ارتقای رشد اقتصادی کمک می نمایند. بنابراین، پژوهش حاضر با انگیزه ارائه مدل پویا برای استمرار فناوری های دیجیتال در کسب وکارهای نوآفرین (استارتاپ ها) انجام شده است. روش: این پژوهش از نظر رویکرد کیفی و از نظر هدف کاربردی- توصیفی است، استراتژی پژوهش ، داده بنیاد است که با استفاده از رویکرد ساخت گرا (چارمز) به شکل گیری نظریه پرداخته است . جامعه آماری شامل خبرگان، صاحب نظران و کارآفرینان در حوزه کسب و کارهای نوآفرین (استارتاپ ها) بوده که از بین آن ها 10 نفر به روش نمونه گیری نظری انتخاب شده و از طریق مصاحبه های عمیق نیمه ساختارمند در تحقیق مشارکت داده شدند. تعداد نمونه ها از قاعده اشباع پیروی می کند. برای اطمینان از کسب داده های کامل و همه جانبه و از دست ندادن ابعاد اساسی پژوهش، از چارچوب از پیش تعیین شده ای مشتمل بر سه سؤال برای خبرگان به عنوان راهنمای مصاحبه استفاده شد . بعد از انجام هر مصاحبه و تحلیل داده ها ، مواردی که نیاز به واکاوی بیشتری داشتند، در مصاحبه ها مورد پرسش قرار می گرفتند و سؤالات مصاحبه بر این اساس تنظیم می شدند. محتوای تمامی مصاحبه ها به صورت یادداشت های راهنما مستند و ثبت شده است. برای محاسبه پایایی از شیوه دو کدگذار استفاده شد که برابر با 78 درصد بدست آمد. با توجه به اینکه سطح پایایی بیش از 60 درصد است، پایایی کدگذاری تأیید شد و می توان ادعا کرد که سطح پایایی تحلیل مصاحبه مناسب است. درنهایت برای اثبات و تأیید و رتبه بندی مؤلفه های پیشنهادی، از روش آماری آنتروپی شانون براساس نظرسنجی خبرگان استفاده شده است. یافته ها: پس از تجزیه وتحلیل داده ها مدل پویای استمرار فناوری دیجیتال در کسب وکارهای نوآفرین یا همان استارتاپ ها تدوین شد که شامل مولفه های زیر می باشد: اقتضائات (تغییرات بازاری، جهانی شدن، هنجارهای جدید فضای کار)، شرایط زمینه ای (محرک های داخلی و خارجی و ابتکارات تغییر و تحول)، عوامل مداخله گر (موانع سازمانی- فرهنگی و فقدان قابلیت های تکنولوژی)، راهبردها (استراتژی بقاء، استراتژی یکپارچه سازی و تحقیق و توسعه)، پیامدها (ایجاد جامعه شبکه ای، رهبری دیجیتال، موقعیت یابی در بازار، افزایش چابکی و ایجاد بازارگاه های داده محور). نهایتا ً بعد از اتمام تحلیل های صورت گرفته بر روی داده های کیفی، کدگذاری ها باید در قالب یک مدل ارائه شوند . مدلی که تبیین کننده روابط علت و معلولی بوده و مقوله های مهم و برجسته را مشخص نماید . از آنجا که چارمز ، مدل از پیش تعریف شده ای را ارائه نمی دهد و این کار را تماما ً در اختیار پژوهشگر قرار می دهد، بنا به نظر پژوهشگر، مدلی که تبیین درستی برای بیان روابط بین مقولات است، تدوین گردید. نتیجه گیری: فن آوری های دیجیتال توسعه روابط بین بازیگران مختلف را تسهیل می کنند که به صورت پویا برای انجام فرآیندهای تجاری و نوآوری با هم تعامل دارند. این بدان معناست که انتشار فناوری های دیجیتال با استفاده از اهرم همکاری، امکانات جدیدی را برای توسعه کسب وکارهای نوآفرین فراهم کرده است. از این رو، در بازارهای جدید و پویا، استارت آپ ها باید اولین کسانی باشند که فرصت های ارائه شده توسط فناوری های دیجیتال را شناسایی و کشف می کنند؛ به ویژه با توجه به راه اندازی یک سرمایه گذاری جدید. بنابراین، فناوری های دیجیتال یک کانال تجاری مهم برای استارت آپ ها در حوزه های مختلف، مانند توسعه محصول جدید، نوآوری محصولات موجود یا فرآیندها، تجزیه و تحلیل بازار و نیازها و رضایت مشتری است.
۶۵.

کارکرد استراتژی های هوش مصنوعی برای خلق تجربه جدید مشتری در صنعت مد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۹۹
هدف این پژوهش، بررسی و ارزیابی کارکرد هوش مصنوعی ( AI ) در بهبود تجربه مشتریان در صنعت مد است. با توجه به تحولات فناوری و تغییرات سریع در سلیقه مشتریان، این پژوهش به دنبال طراحی و اعتبارسنجی مدلی است که از استراتژی های هوش مصنوعی برای خلق تجربه های نوآورانه و شخصی سازی شده استفاده کند. این پژوهش از نوع کیفی و بر اساس نظریه داده بنیاد انجام شده است. جامعه آماری شامل 20 نفر از کارشناسان حوزه بازاریابی، توسعه دهندگان فناوری های هوش مصنوعی و مشتریان فعال در استفاده از خدمات مرتبط با AI است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته جمع آوری و با استفاده از نرم افزار MAXQDA و روش کد گذاری سه مرحله ای (باز، محوری و انتخابی) صورت گرفت. یافته ها نشان می دهند که هوش مصنوعی می تواند تجربه مشتری را از طریق شخصی سازی پیشنهادها، پیش بینی رفتار مصرف کنندگان و بهینه سازی زنجیره تأمین بهبود بخشد. ابزارهایی مانند ربات های گفتگو و تحلیل های پیش بینی کننده به برندها کمک می کنند تا تعاملات مؤثرتری با مشتریان برقرار کنند. همچنین، شرایط علی، زمینه ای و مداخله گر شناسایی شده در این پژوهش چارچوبی برای استفاده هدفمند از هوش مصنوعی فراهم می آورد. نتایج نشان می دهد که هوش مصنوعی می تواند تحولات اساسی در صنعت مد ایجاد کند. این فناوری نه تنها فرایندهای طراحی و تولید را بهینه می کند، بلکه تجربه خرید مشتریان را نیز شخصی سازی کرده و وفاداری آن ها را افزایش می دهد. توجه به جنبه های اخلاقی استفاده از AI ، مانند حفظ حریم خصوصی، برای موفقیت پایدار ضروری است. مدل ارائه شده می تواند راهنمای عملی برای برندهای مد در بهره برداری مؤثر از فناوری های نوین باشد.
۶۶.

ارائه چارچوبی برای رشد استارت آپ ها با پشتیبانی بازاریابی رسانه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۲۷
بازار معاصر، بازاریابی رسانه های اجتماعی را به عنوان یک میانجی قدرتمند بین تعامل دیجیتال کارآمد، فرصت های تفسیر داده ها و رشد استارت آپ ها قرار می دهد، این پژوهش با هدف ارائه الگویی پویا برای رشد استارت آپ ها با پشتیبانی بازاریابی رسانه های اجتماعی به شیوه ی توصیفی-کاربردی انجام شده است. از طریق مصاحبه های عمیق نیمه ساختارمند به تدوین و اعتباریابی چارچوبی مفهومی با روش داده بنیاد پرداخته است. جامعه ی آماری شامل صاحب نظران و مدیران استارتاپ ها و متخصصان فناوری دیجیتال و بازاریابان رسانه های اجتماعی هستند که از بین آنها ۱3نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و در این مطالعه مشارکت کردند. تعداد نمونه ها از قاعده اشباع پیروی می کند. ﺑﺮای ﺗﺠﺰﯾﻪوﺗﺤﻠﯿﻞ دادهﻫﺎ، از روش ﮐﺪﮔﺬاری ﺑﺎز، ﻣﺤﻮری و ﮔﺰﯾﻨﺸﯽ اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪ یافته های پژوهش نشان می دهد مفاهیم در قالب یک مقوله محوری و 13 مقوله اصلی و 32 مقوله فرعی و 137 ﻣﻔﻬﻮم ﯾﺎ ﮐﺪ ﺑﺎز ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﺷﺪ. شرایط علی شامل(محرک های هویت بخشی بازاریابی رسانه های اجتماعی، محرک های بقا و پایداری و محرک های تعامل آنلاین)، شرایط زمینه ای شامل (شناسایی جامع از تاثیرات یازاریابی رسانه ها بر استارتاپ ها، پیاده سازی بازاریابی رسانه های اجتماعی) شرایط مداخله گر (عدم قطعیت فناوری، کمپین های تامین مالی کم و فقدان استراتژی قدرتمند بازاریابی رسانه ها)، راهبردها ( ارتقا جایگاه یابی، بافت همبند)، پیامدها شامل (هم آفرینی شبکه ای، ارتقا زنجیره ارزش و توسعه استارتاپ) دسته بندی شدند. استارت آپ ها از رسانه های اجتماعی در محیط کسب وکار مدرن برای دسترسی به مشتریان و ذینفعان برای نوآوری و رقابت در محیط کسب وکار پویا استفاده می کنند.
۶۷.

نقش پیشایندهای موثر در رابطه بین شهرت دیجیتال برند و ترجیح برند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۱
شهرت برند یک عامل اساسی است که بر فرآیند تصمیم گیری مصرف کنندگان در مورد خرید یک محصول یا خدمت از یک شرکت تأثیر می گذارد و ابزار مؤثری را برای تجسم هر شرکت به عنوان موجودیتی با ارزش فراهم می نماید. ازاین رو، مطالعه عوامل مؤثر بر شکل گیری شهرت دیجیتال برند بسیار مهم است. هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر تسهیم دانش و مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت بر شهرت دیجیتال برند و ترجیح برند می باشد که نقش میانجی فعالیت های نوآورانه نیز موردبررسی قرار گرفت. این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازنظر روش اجرا توصیفی می باشد.جامعه ی آماری پژوهش حاضر شامل کارکنان تعدادی از بانک های دولتی و خصوصی شهر اردبیل (بانک های کشاورزی، ملی، مسکن، سپه، ملت، صادرات، پاسارگاد و شهر) می باشد که با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای و فرمول کوکران، تعداد 384 نفر از آن ها به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. داده های موردنیاز بااستفاده از پرسشنامه جمع آوری و بر اساس روش مدل یابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار SPSS و Smart PLS مورد تحلیل قرار گرفت. براساس نتایج مطالعه، تاثیر مثبت تسهیم دانش و مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت بر شهرت دیجیتال برند مورد تائید قرار گرفت. همچنین شهرت دیجیتال برند بر ترجیح برند تأثیری مثبت دارد. ضمن این که نقش میانجی فعالیت های نوآورانه در اثرگذاری تسهیم دانش و مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت بر شهرت دیجیتال برند مورد تائید قرار گرفت.
۶۸.

بررسی نقش سرمایه انسانی در تعدیل رابطه مدیریت دانش و پایداری شغلی در صنعت گردشگری با توجه به سیاست های کلی اشتغال(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۵
تحقیق حاضر به بررسی تأثیر نقش تعدیل گری سرمایه انسانی بر رابطه بین مدیریت دانش و پایداری شغلی در صنعت گردشگری پرداخته و با تمرکز بر بندهای 2 (ایجاد اشتغال مولد)، 3 (توسعه فرهنگ کارآفرینی)، 9 (تقویت سرمایه انسانی) و 11 (مشارکت بخش خصوصی و تعاونی در ایجاد اشتغال) از سیاست های کلی اشتغال ابلاغی از سوی مقام معظم رهبری تدوین شده است. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ روش گردآوری داده ها، توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری شامل مدیران و خبرگان صنعت گردشگری با شرایط داشتن حداقل مدرک کارشناسی در رشته های مدیریت، گردشگری و IT و حداقل 10 سال سابقه فعالیت در این صنعت است. از 190 نفر نمونه در دسترس، داده ها با استفاده از روش های کتابخانه ای و میدانی جمع آوری و مورد استفاده قرار گرفت. روایی و پایایی ابزار با روش اعتبار محتوا و آلفای کرونباخ تأیید شد. تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS و PLS نسخه 3 انجام شد. نتایج نشان داد که بین ابعاد مدیریت دانش ساختاری، فرهنگی، انسانی و فناوری با پایداری شغلی رابطه معناداری وجود دارد. با این حال، سرمایه انسانی نقش تعدیل گر در رابطه بین مدیریت دانش ساختاری و پایداری شغلی را تأیید نکرد، اما در مدیریت دانش فرهنگی، انسانی و فناوری تأثیر معناداری داشت. یافته ها براهمیت تقویت سرمایه انسانی در بهبود پایداری شغلی و تحقق اهداف اشتغال تأکید می کنند.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان