ساختارشکنی مفهوم خدا در عصر مدرن: از رمانتیسیسم تا نقد عقلانیت دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مابعدالطبیعی سال ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱
393 - 414
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی تحولات مفهوم خدا در عصر مدرن می پردازد. با گسترش رمانتیسیسم، مادی گرایی، ضرورت گرایی مکانیکی، نسبی گرایی اخلاقی و شک گرایی نسبت به دین طبیعی و وحیانی، شالوده و بنیان سنتی مفهوم خدا دستخوش دگرگونی عمیق شده و در چارچوبی ضد رئالیستی بازتعریف گردیده است. در این چشم انداز، خدا از ویژگی های فراسویی و مطلق تهی می شود و تمامی زبان و یادکردهای دینی درباره او به چالش کشیده می گردد؛ امری که می توان آن را گونه ای ساختارشکنی از مفهوم خدا دانست. این تحول به ویژه تحت تأثیر فیلسوفانی چون دیوید هیوم شکل گرفت و در قرن حاضر نیز به طور فزاینده ای گسترش یافته است. با این حال، این رویکرد با کاستی هایی بنیادین مواجه است: ناتوانی در تبیین ذات و صفات خدا، نادیده گرفتن ماهیت دین و محدودیت در تبیین تجربه دینی. از این رو به نظر می رسد بازگشت به ظرفیت های سنت عقل گرایانه بتواند راهی برای بازاندیشی نسبتِ انسان با خداوند را بگشاید.