اسماعیل صدری دمیرچی

اسماعیل صدری دمیرچی

مدرک تحصیلی: دکتری روان شناسی مشاوره، استادیار گروه علوم تربیتی، دانشگاه محقق اردبیلی
پست الکترونیکی: e.sadri@uma.ac.ir

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۷۲ مورد از کل ۷۲ مورد.
۶۱.

Exploring the Mediating Effect of Defensiveness and Relationship Mindfulness on the Link Between Childhood Emotional Maltreatment and Marital Quality(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: emotional abuse Emotional Neglect defensiveness mindfulness relationship Marital Quality

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۸۸
Aim: This research was conducted with the aim of investigating the relationship between childhood emotional maltreatment and the quality of a marital quality with the mediating role of defensiveness and mindfulness relationship. Method: The current research was descriptive and correlational using the structural equation modeling method. The statistical population of the present study consisted of all the married people of Tehran city in the fall of 2023, and 420 of them were selected from four psychology centers through an online call by the convenience sampling method. The tools of this research include relational-connectivity (R-C S, Galovan, 2021), relationship sabotage scale (RSS, Peel and Caltabiano, 2021), mindfulness relationship measure (RMM, Kimmes et al., 2017) and childhood trauma questionnaire (CTQ, Bernstein et al., 2003). The data were analyzed using the structural equation modeling method with AMOS-24. Findings: The results indicated the appropriate fit of the model. The findings indicated that defensiveness and relationship mindfulness could predict the quality of marital relationship indirectly through neglect (p > 0.001). However, defensiveness and mindfulness in relation to emotional abuse did not predict the quality of marital relationships (p < 0.001). Conclusion: Relationship mindfulness and defensiveness play important roles in how childhood neglect impacts relationship quality. These findings underscore the necessity for interventions in marital relationships where childhood emotional neglect has occurred, as these couples may exhibit lower levels of relationship mindfulness and a greater tendency towards defensive behaviors. Therefore, therapy and support programs that target these areas may be particularly beneficial for enhancing relationship quality.
۶۲.

پیش بینی سلامت روان بر اساس سبک های دلبستگی و حمایت اجتماعی خانواده در دانش آموزان دوره متوسطه دوم(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: سلامت روان سبک های دلبستگی حمایت اجتماعی دانش آموزان متوسطه دوم خانواده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۹۷
هدف: دوره متوسطه دوم یکی از حساس ترین مراحل رشد نوجوانان است که سلامت روان آن ها می تواند تحت تأثیر عوامل گوناگون قرار گیرد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش سبک های دلبستگی (ایمن، اجتنابی، دوسوگرا) و حمایت اجتماعی خانواده در پیش بینی سلامت روان دانش آموزان انجام شد. روش: این مطالعه به شیوه توصیفی-همبستگی انجام گرفت. جامعه آماری شامل ۲۹۶ دانش آموز متوسطه دوم در شهر اردبیل بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه سبک های دلبستگی هازن و شیور، پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ-28) و پرسشنامه حمایت اجتماعی زیمت بود. برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۶ بهره گرفته شد. یافته ها: نتایج نشان داد که سبک های دلبستگی و حمایت اجتماعی خانواده به طور معناداری قادر به پیش بینی سلامت روان دانش آموزان هستند. سبک دلبستگی ایمن رابطه ای مثبت و معنادار با سلامت روان داشت، در حالی که سبک های اجتنابی و دوسوگرا با کاهش سلامت روان مرتبط بودند. همچنین، حمایت اجتماعی خانواده مهم ترین و قوی ترین متغیر پیش بینی کننده سلامت روان در میان متغیرهای مورد بررسی بود. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش بر اهمیت تقویت سبک دلبستگی ایمن و افزایش حمایت اجتماعی خانواده برای ارتقاء سلامت روان نوجوانان تأکید دارد. این نتایج می تواند راهنمایی برای طراحی مداخلات روانی- اجتماعی در مدارس باشد.
۶۳.

الگوی عوامل مؤثر بر رفتارهای خودآسیب رسان در فضای مجازی: یک مطالعه آمیخته اکتشافی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رفتارهای خود آسیب رسان عوامل مؤثر بر رفتارهای خود آسیب رسان رفتارهای خود آسیب رسان متأثر از فضای مجازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۲۱
زمینه: رفتارهای خود آسیب رسان در بین نوجوانان به ویژه در ارتباط با فضای مجازی، در سال های اخیر شایع است و مشکلات متعددی را ایجاد کرده است؛ بنابراین بررسی این موضوع و تلاش برای ارتقای نوجوان، نیازمند درک جامع و عمیقی از رفتارهای خود آسیب رسان در فضای مجازی، متناسب با شرایط محیطی و فرهنگی هر کشور است. اگرچه در طول سال گذشته، افزایش رفتارهای خود آسیب رسان در فضای مجازی مورد توجه قرار گرفته است، اما تحقیقات بسیار کمی در مورد این موضوع حیاتی در ایران وجود دارد. هدف: پژوهش حاضر باهدف طراحی الگوی عوامل مؤثر بر رفتارهای خود آسیب رسان در فضای مجازی: یک مطالعه آمیخته اکتشافی انجام شد. روش: این پژوهش با رویکرد آمیخته (کمی و کیفی) و به شیوه اکتشافی در دو فاز انجام شده است. در فاز اول (بخش کیفی)، به منظور شناسایی رفتارهای خود آسیب رسان در فضای مجازی، از روش سه سویه سازی استفاده شد. جامعه آماری این بخش شامل خبرگان حوزه های درمان اختلال های روان شناختی ناشی از فضای مجازی، شامل روان شناسان، مشاوران و متخصصان مرتبط در سطح شهر تهران بود. نمونه گیری به روش هدفمند انجام شد و داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته جمع آوری گردید. تجزیه وتحلیل داده های کیفی با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد و نتایج حاصل برای طراحی ابزار اولیه (پرسش نامه) مورد استفاده قرار گرفت. در فاز دوم (بخش کمی)، ابزار طراحی شده بر اساس نتایج بخش کیفی شامل پرسش نامه ای با محوریت اطلاعات فردی و رفتارهای خود آسیب رسان در فضای مجازی بود که به صورت آنلاین در سراسر ایران توزیع شد. جامعه آماری این بخش شامل والدین، معلمان، مشاوران و متخصصان مرتبط با حوزه پژوهش بود. نمونه گیری به روش دردسترس انجام شد و پرسش نامه های 400 نفر از افراد نمونه پس از ارزیابی های اولیه برای تجزیه وتحلیل نهایی انتخاب شد. داده های بخش کمی با استفاده از روش تحلیل عاملی تأییدی و با کاربرد نرم افزار Smart PLS 3.8 مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: پژوهش حاضر نشان داد که رفتارهای خود آسیب رسان در فضای مجازی را می توان در دو مقوله اصلی دسته بندی کرد: عوامل فردی یا روان شناختی و عوامل اجتماعی. در ادامه، نتایج تحلیل عاملی تأییدی که بر روی داده ها انجام شد، برازش مناسب مدل دو عاملی رفتارهای خود آسیب رسان در فضای مجازی را تأیید نمود. همچنین، همبستگی مثبت و معناداری بین ابعاد عوامل فردی/روان شناختی و عوامل اجتماعی رفتارهای خود آسیب رسان در فضای مجازی مشاهده گردید (05/0 > P) که نشان دهنده روایی هم زمان مناسب ابزار است. اعتبار ابزار نیز از طریق محاسبه آلفای کرونباخ برای هر دو عامل بالاتر از 7/0 به دست آمد که حاکی از قابلیت اعتماد مطلوب ابزار می باشد. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش می تواند مبنایی برای شناسایی و سنجش و مدیریت رفتارهای خود آسیب رسان در فضای مجازی در میان نوجوانان ایرانی و بهبود رفتارهای خود آسیب رسان در فضای مجازی در بین دختران متوسطه باشد.
۶۴.

مقایسه اثربخشی روش تحریک الکتریکی مغز با جریان مستقیم [tDCS] و پروتکل توانبخشی شناختی کوتاه مدت بر بهبود عملکرد حافظه بیماران مبتلا به آلزایمر خفیف(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: تحریک الکتریکی مغز باجریان مستقیم توانبخشی شناختی حافظه آلزایمر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۳۱
مقدمه: هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی روش tDCS و پروتکل توانبخشی شناختی کوتاه مدت بر بهبود عملکرد حافظه بیماران مبتلا به آلزایمر خفیف بود. روش: روش پژوهش شبه آزمایشی پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری با دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری افراد بالای 65 سال که با تشخیص آلزایمر خفیف در سال 1401 در شهر اردبیل به پزشک مغز و اعصاب به صورت سرپایی مراجعه کرده بودند که از بین این افراد،60 نفر به صورت نمونه گیری دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل گمارده شدند. سپس روش tDCS به مدت 10 جلسه 20دقیقه ای روی یک گروه آزمایش و برنامه توانبخشی شناختی کوتاه مدت به تعداد 9 جلسه 90 دقیقه ای بر روی گروه آزمایش دوم اعمال شد و بر روی گروه کنترل مداخله ای انجام نشد. پس آزمون با فاصله یک هفته اجرا شد و پیگیری یک ماه بعد از پس آزمون از هر سه گروه به عمل آمد. جهت جمع آوری اطلاعات از آزمون شناختی آدن بروک نسخه تجدید نظر شده استفاده شد. نتایج: نتایج نشان داد که روش tDCS تاثیر معنی داری بر حافظه پیش گستر دارد (05/0>p). در مورد متغیر حافظه پس گستر، اگر چه روش توانبخشی شناختی کوتاه مدت در پس آزمون تاثیر معنی داری نداشته است ولی در بلندمدت تأثیر معنی دار داشته است (05/0>p). در مجموع می توان گفت روش های به کار گرفته شده در بهبود حافظه بیماران مبتلا به آلزایمر تأثیر معناداری داشته اند. نتیجه گیری: از این رو می توان نتیجه گرفت که از هر دو روش می توان در جهت بهبود حافظه بیماران مبتلا به آلزایمر خفیف بهره جست.
۶۵.

Investigating the effectiveness of based-on-mentality schema therapy on feelings of loneliness, depression and self-concept of unmarried girls over 40 years old in Khorram Abad city(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Based-on-mentality schema therapy feeling of loneliness Depression self-concept Single girls

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۷۵
Aim: The present study aimed to investigate the effectiveness of schema therapy based on mentality in reducing feelings of loneliness and depression, as well as improving self-concept, among single women over 40 years of age in Khorramabad. Methods: This study employed a semi-experimental design with pre-test and post-test measurements, including experimental and control groups. The statistical population consisted of all single women over the age of 40 who had never been married as of 2022. A random sampling method was used to select 30 participants. The instruments used for data collection included the UCLA Loneliness Scale, the Beck Depression Inventory, and the Beck Self-Concept Scale. The intervention consisted of schema therapy based on mentality. Results: The results from both multivariate and univariate analysis of covariance indicated that the schema therapy based on mentality had a significant impact on reducing feelings of loneliness and depression and improving self-concept (P < 0.001). Conclusion: Based on the findings of this study, it can be concluded that schema therapy based on mentality effectively reduces feelings of loneliness and depression while enhancing the self-concept of single women.
۶۶.

ارائه ی الگوی مفهومی آسیب های فرایند انتخاب رشته تحصیلی ورود به دانشگاه: یک مطالعه ی داده بنیاد(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: الگوی مفهومی فرایند انتخاب رشته آسیب انتخاب رشته داوطلبان آزمون سراسری داده بنیاد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۵۴
مقدمه: انتخاب رشته تحصیلی از مهمترین تصمیم های آموزشی داوطلبان کنکور سراسری است که می تواند تاثیرات قابل توجهی بر آینده تحصیلی و شغلی آنها داشته باشد. شواهد و مستندات حاکی از وجود مسائل و مشکلات اساسی در این فرایند است. این پژوهش با هدف ارائه الگوی مفهومی آسیب های فرایند انتخاب رشته تحصیلی ورود به دانشگاه انجام شد. روش کار: این مطالعه به شیوه کیفی و با استفاده از روش نظریه داده بنیاد انجام شد. 18 نفر از متخصصان و صاحبنظران حوزه مشاوره تحصیلی و انتخاب رشته با استفاده از نمونه گیری هدفمند و مصاحبه نیمه ساختاریافته و بر اساس ملاک های ورود به پژوهش تا حد اشباع مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج: بر اساس تحلیل داده ها، الگوی آسیب های تحصیلی فرایند انتخاب رشته تحصیلی ورود به دانشگاه تعیین شد. در این الگو، ارزش های آسیب رسان و باورهای محدودکننده، به عنوان مقؤله محوری انتخاب شد. شرایط علّی عبارت بودند از: مشکلات علاقه و رغبت، ادراک نادرست از توانمندی و استعداد، تعاملات معیوب در خانواده، انگیزش نابسنده و تداخل نیازها. پنج مقوله اصلی، ابهام شرایط شغلی و آینده اشتغال، مشکلات فرهنگی- ساختاری، نظام آموزشی معیوب، خلأ قانون گذاری و ضعف سیستم نظارتی و عدم توازن در جایگاه اجتماعی رشته ها به عنوان شرایط زمینه ای و مؤلفه های نقص و کمبود اطلاعات و منابع آگاهی و موانع و محدودیت های ناشی از مدارس به عنوان عامل مداخله گر انتخاب شدند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش، حاکی از این است که عوامل متعددی در ایجاد و ادامه ی آسیب های فرایند انتخاب رشته تحصیلی داوطلبان نقش قابل توجهی دارند. این آسیب ها اغلب در حیطه ی فردی و روانشناختی نمود پیدا می کند، اما عواملی مانند وضعیت فرهنگی- اجتماعی جامعه، نظام آموزشی معیوب و ساختار خانواده ها می تواند مسیر صحیح انتخاب رشته تحصیلی را با چالش های اساسی مواجه کند.
۶۷.

روابط ساختاری حمایت اجتماعی ادراک شده با ولع مصرف در افراد وابسته به مواد تحت درمان نگه دارنده با متادون: نقش میانجی حساسیت اضطرابی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حساسیت اضطرابی حمایت اجتماعی ادراک شده درمان نگه دارنده با متادون ولع مصرف

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۸۰
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی حساسیت اضطرابی در روابط بین حمایت اجتماعی ادراک شده و ولع مصرف در افراد وابسته به مواد تحت درمان نگه دارنده با متادون انجام شد. روش: پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل همه بیماران وابسته به مواد مراجعه کننده به مراکز درمان نگه دارنده با متادون شهرستان خرم آباد در سال 1402 بود. برای تعیین حجم نمونه، از قاعده کلی کلاین (2015) استفاده شد. با در نظر گرفتن 12 متغیر قابل مشاهده و پیش بینی ریزش احتمالی، تعداد 220 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب به روش نمونه گیری در دسترس شدند. ابزار پژوهش شامل پرسش نامه حساسیت اضطرابی، پرسش نامه حمایت اجتماعی ادراک شده و پرسش نامه ولع مصرف بود داده ها با روش همبستگی پیرسون در نرم افزار SPSS-26 و روش مدل سازی معادلات در نرم افزار AMOS-24 و تحلیل شدند. یافته ها: حمایت اجتماعی ادراک شده اثر مستقیم و منفی معناداری بر ولع مصرف داشت، در حالی که حساسیت اضطرابی اثر مستقیم و مثبت معناداری بر ولع مصرف نشان داد. علاوه بر این، حساسیت اضطرابی نقش واسطه ای معناداری در رابطه ی میان حمایت اجتماعی ادراک شده و ولع مصرف ایفا کرد. به طورکلی، نتایج نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود. نتیجه گیری: حساسیت اضطرابی به عنوان یک متغیر میانجی می تواند اثرات حمایت اجتماعی بر کاهش ولع مصرف را تضعیف کند. بر این اساس، پیشنهاد می شود مداخلات درمانی با تمرکز بر تقویت شبکه های حمایت اجتماعی و کاهش حساسیت اضطرابی مانند آموزش مهارت های مقابله ای طراحی و اجرا شوند تا به کاهش ولع مصرف و افزایش اثربخشی درمان نگه دارنده کمک شود.
۶۸.

اثربخشی بازی درمانی شناختی رفتاری و تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای بر تنظیم شناختی هیجانی، کارکردهای اجرایی و مهارت های ارتباطی در کودکان اختلال طیف اوتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بازی درمانی شناختی رفتاری تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای تنظیم هیجانی کارکردهای اجرایی مهارت های ارتباطی اختلال طیف اوتیسم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۷۹
هدف: هدف از پژوهش حاضر، اثربخشی بازی درمانی شناختی رفتاری و تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای بر تنظیم هیجانی، کارکردهای اجرایی و مهارت های ارتباطی در کودکان اختلال طیف اوتیسم بود. مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی با پیش آزمون- پس آزمون و گروه گواه می باشد. جامعه آماری این پژوهش تمامی کودکان 6-12 سال با اختلال طیف اوتیسم مراجعه کننده به مدارس کودکان استثنائی، مراکز و کلینیک های شهر اردبیل در سال 1401-1402 بود. این پژوهش به صورت غیر تصادفی و هدفمند تعداد 45 کودک دارای اختلال طیف اوتیسم انتخاب شد و به صورت تصادفی در 3 گروه (15 نفره) قرار داده شدند. مداخله شامل بازی درمانی شناختی – رفتاری و مداخله تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای بود. ابزارهای این پژوهش نیز شامل آزمون رایانه ایان- بک، آزمون دسته بندی کارت های ویسکانسین، پرسشنامه تنظیم هیجانی گراس و جان، پرسشنامه مهارت های ارتباطی بود. یافته ها: با عنایت به نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی، مقایسه زوجی بازی درمانی شناختی رفتاری، تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای و گروه گواه در نمرات متغیرهای کارکردهای اجرایی، تنظیم هیجان و مهارت های ارتباطی نتایج نشان داد که گروه های بازی درمانی شناختی رفتاری، تحریک الکتریکی مستقیم فرا جمجمه ای با گروه گواه تفاوت معنادار وجود دارد (05/0p<). بحث و نتیجه گیری: بازی درمانی شناختی رفتاری و تحریک الکتریکی مستقیم فرا جمجمه ای بر تنظیم هیجانی، کارکردهای اجرایی و مهارت های ارتباطی در کودکان اختلال طیف اوتیسم تأثیر داشت اما تفاوت معناداری بین این دو روش وجود نداشت.
۶۹.

ویژگی های روان سنجی مقیاس نگرش کلی به هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نگرش به هوش مصنوعی ویژگی های روانسنجی هوش مصنوعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۱۹
هدف پژوهش حاضر محاسبه ویژگی های روانسنجی مقیاس نگرش کلی به هوش مصنوعی در نمونه ی ایرانی بود روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع پیمایشی بود. برای جمع آوری داده ها تعداد 414 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. و برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه نگرش کلی به هوش مصنوعی شپمن و رادوی (2020) و مقیاس آمادگی برای پذیرش فناوری چن و همکاران (2014) استفاده گردید. برای تجزیه وتحلیل داده ها علاوه بر آمار توصیفی، از آزمون همبستگی پیرسون، ضریب آلفای کرونباخ و تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی، دو عامل نگرش مثبت و نگرش منفی به هوش مصنوعی را تائید کرد. نتایج تحلیل ضریب همبستگی پیرسون برای بررسی روایی هم زمان دو خرده مقیاس نگرش کلی نسبت به هوش مصنوعی با چهار خرده مقیاس آمادگی برای پذیرش فناوری همبستگی مثبت و معناداری را نشان داد. پایایی بازآزمایی مقیاس نگرش نسبت به هوش مصنوعی براساس نتایج دو بار اجرای آزمون محاسبه و با ضرایب همبستگی 69/0 و 74/0مورد تائید قرار گرفت. بنابراین، مقیاس نگرش کلی به هوش مصنوعی برای سنجش این سازه در نمونه ی ایرانی از روایی و پایایی لازم برخوردار است.
۷۰.

The Effectiveness of Emotionally Focused Couple Therapy on Experiential Avoidance, Cognitive Emotion Regulation, and Rejection Sensitivity in Couples(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Cognitive Emotion Regulation couples emotionally focused couple therapy Experiential Avoidance rejection sensitivity

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۶
Objective: The present study aimed to examine the effectiveness of Emotionally Focused Couple Therapy (EFCT) on experiential avoidance, cognitive emotion regulation, and rejection sensitivity in couples. Methods:  This research employed a quantitative, applied design using a quasi-experimental pretest-posttest control group model. The statistical population included all distressed couples who sought counseling services in Ardabil between 2024 and 2025. From this population, 30 couples whose scores exceeded the cut-off point of 135 were randomly selected and assigned to either an experimental or a control group. Research instruments included the Rejection Sensitivity Questionnaire (RSQ), the Acceptance and Action Questionnaire–II (AAQ-II), and the short form of the Difficulties in Emotion Regulation Scale (DERS-SF). The intervention was based on Sue Johnson’s EFCT protocol, implemented in nine 90-minute sessions for the experimental group. Results: Covariance analysis showed that EFCT significantly reduced experiential avoidance, improved cognitive emotion regulation, and decreased rejection sensitivity in distressed couples ( p < .001). The effect size ranged from 65% to 68%, indicating a substantial impact on improving couple relationships. Conclusion: The findings demonstrate that EFCT has a significant and positive effect on experiential avoidance, cognitive emotion regulation, and rejection sensitivity in couples.
۷۱.

واکاوی شاخص های اثرگذار خانواده مبدأ بر تعارضات زناشویی زنان و مردان مراجعه کننده به مراکز مشاوره: یک پژوهش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تعارض زناشویی خانواده مبدأ پدیدارشناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۹
تجارب فرزندان از خانواده مبدأ در روابط زناشویی آنها در بزرگسالی اثرگذار است. پژوهش حاضر با هدف واکاوی شاخص های اثرگذار خانواده مبدأ بر تعارضات زناشویی زنان و مردان مراجعه کننده به مراکز مشاوره با رویکرد کیفی و به روش پدیدارشناسی انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش، دربرگیرنده زنان و مردان دارای تعارض زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی شهرستان مرند بود. اندازه نمونه شامل 18 نفر (12 زن و 6 مرد) مشارکت کننده بود که با روش غیراحتمالی و هدفمند انتخاب شدند. ابزار پژوهش حاضر مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. داده ها به روش تحلیل درون مایه کدگذاری و تحلیل شدند. پس از کدگذاری مصاحبه ها و دسته بندی درون مایه ها، 3 درون مایه اصلیی فرهنگی- اجتماعی، اقتصادی، و خانوادگی به دست آمد. نتایج حاصل نشان داد چنان چه خانواده مبدأ از کیفیت لازم در تربیت فرزندان برخوردار نباشد و الگوی رفتاری مناسب و بالیده را به آنها نیاموخته باشد، احتمال دارد که آنها در زندگی بعدی خودشان با مشکلات مختلفی و از جمله تعارض زناشویی روبرو شوند.
۷۲.

مقایسه اثربخشی آموزش تنظیم هیجان و مداخله تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای بر بهبود کارکردهای اجرایی (توجه، انعطاف پذیری شناختی، بازداری پاسخ، کنترل هیجان) و تکانشگری در دانش آموزان پسر دارای اختلال نقص توجه و بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش تنظیم هیجان تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای کارکردهای اجرایی تکانشگری اختلال نقص توجه و بیش فعالی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۴
هدف: مقایسه اثربخشی آموزش تنظیم هیجان و مداخله تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای بر بهبود کارکردهای اجرایی (توجه، انعطاف پذیری شناختی، بازداری پاسخ، کنترل هیجان) و تکانشگری در دانش آموزان پسر دارای اختلال نقص توجه و بیش فعالی بود. مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی با پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل می باشد. جامعه آماری این پژوهش کلیه ی دانش آموزان پسر دوره دوم متوسطه دارای اختلال نقص توجه و بیش فعالی در شهر اردبیل در سال تحصیلی 1403-1402 را شامل شد. نمونه گیری نیز به شیوه خوشه ای بود. ابزارهای پژوهش شامل: آزمون کامپیوتری ان_ بک، آزمون دسته بندی کارت های ویسکانسین، آزمون تکلیف دوگانه استروپ، تکانشگری و مداخلات شامل پروتکل آموزش تنظیم هیجان و تحریک الکتریکی مستقیم فرا جمجمه ای بود. یافته ها: آموزش تنظیم هیجان و تحریک الکتریکی مستقیم فرا جمجمه ای باعث بهبود کارکردهای اجرایی و کاهش تکانشگری دانش آموزان پسر مبتلا به اختلال نقص توجه و بیش فعالی شده است. نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی نیز نشان داد که میان گروه های آموزش تنظیم هیجان و تحریک الکتریکی مستقیم فرا جمجمه ای با گروه کنترل تفاوت معنادار وجود دارد (05/0p<). بحث و نتیجه گیری: آموزش تنظیم هیجان و تحریک الکتریکی مستقیم فرا جمجمه ای باعث بهبود کارکردهای اجرایی و کاهش تکانشگری دانش آموزان پسر مبتلا به اختلال نقص توجه و بیش فعالی شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان