بررسی فرایندهای شش گانه فرانقش اندیشگانی در وصیت نامه های شهدای شهرستان رفسنجان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از جمله گونه های نوشتاری که علی رغم اهمیت فراوان، کمتر به بررسی گفتمان آن در حوزه ادبیات پایداری توجه شده، وصیت نامه شهداست. تحلیل و بررسی وصیت نامه هر شهید، شاید یکی از بهترین دریچه های ورود به گفتمان، چشم انداز و نوع نگاه شهید به مسایل واقعی و دنیای درون و جهان خارج او باشد. متأسفانه گاهی در مورد شهدا، به شیوه ای سخن گفته شده که انسان هایی ماورایی و دست نیافتنی تصوّرشده اند. لذا، استفاده از یک الگوی نظری علمی و روشمند در چارچوب تحلیل گفتمان، برای بررسی گونه نوشتاری وصیت نامه شهدا به طوری که بتواند ما را هرچه بیشتر و بهتر با گفتمان و نوع نگاه واقعی آنها به مسایل و واقعیت های جهان خارج، آشنا سازد؛ ضرورت پیدا می کند. از این رو، پژوهش حاضر، بر اساس الگوی زبان شناسی نقش گرای نظام بنیاد هلیدی و متیسن (2014)، به منظور بررسی فرایندهای فعلی وصیت نامه شهدای رفسنجان از منظر فرانقش اندیشگانی نوشته شده است. پیکره پژوهش حاضر را 200 وصیت نامه شهدای رفسنجان که - از یک جامعه آماری 379 نفری - به روش هدفمند، نمونه گیری شده، تشکیل می دهد. پس از بررسی انواع فرایندهای شش گانه در پیکره، تعداد 11707 بند (جمله واره) مشخص شد. از این تعداد، به ترتیب بسامد، 4673 بند دارای فرایند مادّی، 2958 بند دارای فرایند رابطه ای، 2469 بند دارای فرایند ذهنی، 985 بند دارای فرایند بیانی، 510 فرایند از نوع رفتاری و نهایتاً 112 فرایند از نوع وجودی، شناسایی شد. به عبارت دیگر، فرایندهای اصلی یعنی مادّی، رابطه ای و ذهنی به ترتیب، بیشترین کاربرد؛ و فرایندهای فرعی یعنی بیانی، رفتاری و وجودی نیز به ترتیب کمترین کاربرد را داشته اند. این نتایج، حاکی از این است که شهدا برای بازنمود تجربه خویش، جهت انتقال ملموس و تأثیرگذارِ مهم ترین پیام ها و توصیه های کلیدی از فرایند مادّی؛ و برای بازنمایی داشته ها و نداشته ها، تحولات و سیر زندگی شخصی خود از فرایند رابطه ای استفاده کرده اند. فرایندهای ذهنی نیز عمدتاً در ابراز ندامت و تقصیر، نه بیان احساسات ایمانی، نقش داشته اند؛ رویکردی که گفتمان وصیت نامه ها را به واسطه کاربست فرایندهای اصلی به زبانی صمیمی، بی تکلّف و نزدیک به زبان روزمره بدل ساخته است.