محمدجواد زاهدی مازندرانی

محمدجواد زاهدی مازندرانی

رتبه علمی: استاد جامعه شناسی توسعه، دانشگاه پیام نور تهران، تهران، ایران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۴۹ مورد از کل ۴۹ مورد.
۴۱.

مطالعه خرده فرهنگ هم باشی در کلان شهر تهران (شرایط، زمینه ها و پیامدها)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۵ تعداد دانلود : ۳۱۶
در طی سالهای اخیر هنجارها و ارزشهای حاکم بر زندگی خانوادگی در سراسر جهان تغییر یافته است، جامعه ما نیز در این زمینه تحولات گسترده ای را تجربه کرده است ازجمله آنها می توان به شکل گیری خرده فرهنگ هم باشی در کلان شهر تهران اشاره کرد. این شیوه تعامل بین دو جنس شاید در ممالک دیگر امری عادی باشد، اما در جامعه ما به عنوان یک شوک فرهنگی در نظر گرفته می شود. این مقاله در پی مطالعه خرده فرهنگ هم باشی و برخی آثار آن در شهر تهران است. روش: این پژوهش با روش تحقیق کیفی و مصاحبه های عمیق در بین نمونه ای متشکل از 20 نفر از افرادی که تجربه زیسته هم باشی در شهر تهران را دارند به انجام رسیده است. یافته ها: مقوله ها و زیرمقوله های استخراج شده نشان داد که فردگرایی، بازاندیشی، تفاوت نسلی، فاصله بین بلوغ جنسی و بلوغ اقتصادی، هزینه-سود به عنوان شرایط علی، مهاجرت شغلی-تحصیلی، سبک زندگی، تقدس زدایی از ازدواج به عنوان شرایط زمینه ای، آشنایی با زندگی هم باشی افراد دیگر و تجربه دوستی با جنس مخالف به عنوان شرایط مداخله گر و بازتعریف نقشهای جنسیتی و اعتقاد به برابری در بین زوجهای هم باش به عنوان راهبردها (استراتژی) مشخص شده است. پیامدهای زندگی هم باشی بر اساس نتایج این پژوهش به دو دسته فردی و اجتماعی قابل تقسیم است. داغ ننگ، آسیب پذیری دختران، بی ثباتی در زندگی هم باشها به عنوان پیامدهای فردی، کاهش تعاملات اجتماعی، کاهش کارکرد خانواده به عنوان پیامدهای اجتماعی در نظر گرفته شده است. بحث: گرایش به سمت خرده فرهنگ هم باشی به موازات حرکت جامعه به سوی مدرنیته و گسترش ارتباطات و تحولات فرهنگی ناشی از آن بوده است و در افراد هم باش، دل بستگی و تعهدی که باید نسبت به ارزشهای پذیرفته شده در جامعه باشد کمرنگ شده است؛ بنابراین می توان گفت، رشد فردگرایی و عقلانیت در بین افراد جامعه، بازتولید نشدن ارزشهای نسل قبل در بین نسل جدید، بازاندیشگی در بین نسل جوان و... در کاهش اهمیت ازدواج و علاقه مندی به شیوه های جدید ارتباط بین زن و مرد تأثیرگذار است.
۴۲.

بررسی رابطه سبک زندگی با تعلقات قومی و ملی شهروندان شهر خرم آباد(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۰ تعداد دانلود : ۲۹۰
مقدمه: از دید جامعه شناسان هویت یابی فرایندی است که مدام در معرض بازسازی است و عوامل این بازسازی به لحاظ اجتماعی، تاریخی و فرهنگی متفاوت است. سبک زندگی از جمله عوامل مهمی است که تأثیر تعیین کننده ای بر تعلقات هویتی دارد. سبک زندگی با انتخابی شدن زندگی روزمره معنا می یابد؛ بدین ترتیب برخلاف جامعه سنتی در جامعه معاصر به واسطه ظهور جامعه مصرفی، سبک زندگی و تعین بخشی آن در حوزه های دیگر و از جمله تعلقات قومی و ملی اهمیت بیشتری یافته است. سبک زندگی با خاصیت بازاندیشانه و بازتابی و قدرت انتخابی که برای افراد ایجاد کرده است، هویتهای منسجم و تعلقات نسبتاً پایدار سنتی را دچار استحاله کرده است و منابع متکثر و متعددی را برای هویت سازی و ایجاد تعلقات، تعهدات و همچنین تمایزات و تشخصهای هویتی ایجاد کرده است. هدف این مقاله بررسی رابطه سبک زندگی و تعلقات قومی و ملی شهروندان شهر خرم آباد است. روش: در این تحقیق از تکنیک پیمایش و ابزار پرسشنامه برای جمع آوری داده ها استفاده شده است. جامعه آماری شهروندان شهر خرم آباد است. همچنین با استفاده از فرمول کوکران ۵۱۶ نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. یافته ها: نتایج تحقیق بیانگر این است، که سبک مدرن ۵/۰ بر تعلقات ملی و ۲۱/۰- بر تعلقات قومی اثرگذار است. همچنین سبک سنتی ۲۴/۰ بر تعلقات قومی و ۳۱/۰ بر تعلقات ملی تأثیرگذار است. سبک زندگی مدرن اثر بیشتری روی تعلقات ملی دارد تا تعلقات قومی. همچنین، اثر سبک زندگی سنتی بر تعلقات ملی بیشتر از تعلقات قومی است. مدل معادلات ساختاری نیز بیانگر شاخص برازش GFI برابر با ۹۴/۰ است و شاخصهای AGF، CFI وRMR نیز بیانگر برازش خوب و قابل قبول مدل است. همچنین شاخص RMSEA که مقادیر باقیمانده را نشان می دهد برابر با ۰.۰۴۷ است، که مقدار کم آن بیانگر این است که مدل دارای برازش نسبتاً مطلوبی است. بحث: تغییرات ناشی از برهم کنش نظامهای سنتی و مدرن و تعارضهای ناشی از آن در شهر خرم آباد منجر به شکل گیری مسائل مختلف و از جمله مسائل هویتی شده است. به طور خلاصه می توان گفت شهر خرم آباد در حال تجربه نوعی گذار است که امکان بازاندیشی و به چالش کشیده شدن عناصر فرهنگی و هویت ساز در آن بسیار وجود دارد. درواقع می توان گفت تغییرات ناشی از سبک زندگی جدید ساختار سنتی حاکم بر این شهر را به چالش کشیده و پیامدهایی را از خود بر جای گذاشته است.
۴۳.

دگرگونی شیوه های صمیمیت: تحلیل تطبیقی صمیمیت زناشویی در میان سه نسل از زنان تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۴ تعداد دانلود : ۲۹۰
در سال های اخیر، دگرگونی های گسترده ای در روابط اجتماعی و صمیمی جامعه ایرانی به ویژه در میان زنان رخ داده است و امروزه زنان جوان دیدگاه و رویکرد متفاوتی در مقایسه با زنان نسل های قبلی نسبت به روابط صمیمی از خود نشان می دهند. مقاله حاضر، تجربه های صمیمی سه نسل از زنان تبریزی را در ارتباط با شرایط اجتماعی دوران جوانی شان بررسی می کند و ابعاد جدیدی از صمیمیت زناشویی را برجسته و تحلیل می کند. روش تحقیق از نوع کیفی است. برای جمع آوری اطلاعات، از مصاحبه های روایتی و برای تحلیل داده ها از رویکرد نظریه پردازی زمینه ای استفاده شده است. در این مقاله مدعی هستیم که در طول سه نسل مورد بررسی، نوعی دگرگونی در شیوه های صمیمیت رخ داده است. تحلیل یافته ها نشان می دهد در نسل اول و تا حدی نسل دوم، نظارت اجتماعی شدید روی برهم کنش های اجتماعی منجر به تنظیم شده بودن زندگی صمیمی شده بود، اما در نسل سوم با اشاعه نیروهای مدرن، به تدریج صمیمیت های ناب ظهور می یابند. همچنین در نسل های اول و دوم، برهم کنش های صمیمی در پشت صحنه زندگی های اجتماعی انجام می گرفت، ولی با اشاعه نیروهای مدرن و کاهش آستانه شرم، پرده های اجتماعی حوزه صمیمیت نازک تر شده است؛ به طوری که در نسل سوم، ابراز علنی صمیمیت، نشانه ای از مدرن بودن تلقی می شود. می توان الگوی رایج در نسل های اول و دوم را با اصطلاح «صمیمیت سنتی» و الگوی رایج در نسل سوم را با اصطلاح «صمیمیت مدرن» توصیف کرد.
۴۴.

بازنمائی کشمکشهای گفتمانیِ عدالت جنسیتی در برنامه های توسعه جمهوری اسلامی ایران1(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۴ تعداد دانلود : ۲۷۶
مقدمه: نظام برنامه ریزی در ایران از گفتمانهای سیاسی و اجتماعی حاکم تأثیر می پذیرد و اینکه این گفتمانها چه جایگاهی برای سوژه ها و ابژه ها قائل باشند در برنامه های توسعه به صورتهای متفاوتی بازنمایی می شوند. ازجمله سوژه های بسیار مهم سوژه «زنان» است. برحسب اینکه سوژه زنان در گفتمان دولتهای کارگزارِ برنامه توسعه چه معنا و هویتی یابد، دال «عدالت جنسیتی» نیز به همان منوال در نظام برنامه ریزی منظور می گردد یا مسکوت می ماند. بدین ترتیب توجه یا بیتوجهی برنامه های توسعه به عدالت جنسیتی است که می تواند به برقراری آن یا تداوم نابرابری جنسیتی منجر شود. روش: پژوهش با روش تحلیل گفتمان لاکلو و موفه به بازنمائی کشمکشهای گفتمانی عدالت جنسیتی در برنامه های توسعه پرداخته است. یافته ها: برنامه های توسعه پس از انقلاب از حیث توجه به سوژه زنان از کشمکشهای گفتمانی جاری در عرصه سیاسی متأثر بوده است. تحلیلها نشان داد که در برنامه اول و دوم، عدالت آموزشی و دلالت ناکامل عدالت بهداشتی موردتوجه بوده است. نشانگان «افزایش فرصتهای اشتغال زنان و ارتقاء شغلی آنان»، «توجه به ترکیب جنسیتی عرضه نیروی کار» و «ارتقای مهارتهای شغلی زنان» با دلالت بر مدلول «عدالت اقتصادی»؛ نشانگان «اصلاحات ضروری در امور حقوقی»، «تسهیل امور حقوقی و قضائی زنان»، «خدمات حقوقی»، «حمایت از حقوق زنان»، «بازنگری قوانین و مقررات» و «تمهیدات قانونی و حقوقی برای رفع خشونت علیه زنان»، نظام معنایی «عدالت حقوقی» در گفتمان اصلاحات را سامان می دهند؛ گزاره «برنامه ریزی برای تدوین برنامه آموزشی ارتقاء سلامت و شیوه های زندگی سالم»، دلالت ناکامل عدالت بهداشتی است و «دسترسی به فرصتهای برابر آموزشی» بازنمایی از «عدالت آموزشی» است که گفتمان توسعه سیاسی آن را در برنامه سوم و چهارم گنجانده است. در برنامه پنجم توسعه نشانگان «ارتقا سلامت زنان» و «تأسیس خانه سلامت دختران و زنان» به مثابه «عدالت بهداشتی» در نظر گرفته می شوند. اگرچه «توسعه و ساماندهی امور اقتصادی معیشتی»، «عدالت اقتصادی» را بازنمائی می کند اما ازآنجاکه بر زنان سرپرست خانوار و آن هم بر مشاغل خانگی تأکید دارد تمام بار معنایی عدالت اقتصادی را دربر ندارد. گزاره های «تأمین آموزشهای موردنیاز متناسب با نقش دختران و پسران» و «تضمین دسترسی به فرصتهای عادلانه آموزشی به تناسب جنسیت» دلالت بر مدلول عدالت آموزشی داشته و بار معنایی آن را به طور کامل پوشش می دهند. همچنین تحلیل گفتمان عدالت جنسیتی در برنامه ششم توسعه نشانگر آن است که گفتمان حاکم بر برنامه ششم با نشانه محوری «عدالت جنسیتی» و با مدلولهای «فرصتهای شغلی»، «سلامت و بهداشت»، «باسوادی زنان»، «اصلاح نظام حقوقی (در حوزه خانواده)» و «مشارکت در تصمیم سازی و تصمیم گیری» (نه فرصت برابری سیاسی) شکل گرفته است که این نشانه های معنایی به ترتیب دربرگیرنده عدالت اقتصادی، عدالت بهداشتی، عدالت آموزشی، دلالت ناکامل عدالت حقوقی و دلالت ناکامل عدالت سیاسی هستند. بحث: با توجه به یافته ها می توان گفت که عدالت جنسیتی یکی از نشانگان معنایی گفتمانهای اصلاحات و اعتدال، با برداشت برابری به مثابه همانندی است و بدین ترتیب حساسیت جنسیتی برنامه های سوم، چهارم و ششم توسعه قابل توجه است. گویی محدودیتهای ساختاری، آنها را در معرض خصومتها و انتقادهای گفتمانهای رقیب قرار داده و مانع از اجرای کامل برنامه ها می شود.
۴۵.

تأثیر پایگاه اقتصادی−اجتماعی بر دینداری فرا تحلیل پژوهش های دینداری دو دهه اخیر در ایران(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۳ تعداد دانلود : ۳۰۰
گستردگی و پراکندگی مطالعات با موضوع پایگاه اقتصادی−اجتماعی و دینداری، ضرورت استفاده از روش فراتحلیل را دوچندان کرده است. هدف مقاله حاضر، ترکیب نتایج پژوهش های انجام شده در رابطه با پایگاه اقتصادی−اجتماعی و دینداری و استخراج نتایج جدید به منظور تفسیر معتبرتر یافته هاست. جامعه آماری این پژوهش را تمامی تحقیقات علمی پژوهشی ایران پیرامون رابطه بین پایگاه اقتصادی−اجتماعی و دینداری طی سال های 1383 تا 1399 تشکیل داده است که در یکی از پایگاه های اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، پایگاه مجلات تخصصی نور، پایگاه اطلاعات نشریات کشور، پایگاه مرکز اسناد و مدارک علمی ایران نمایه شده اند. در کل تعداد 26 سند پژوهشی یافت شد که از میان آنها 16 پژوهش، شرایط و ملاک های انتخاب را داشتند و وارد نرم افزار جامع فرا تحلیل (CMA) شدند. در گام نخست، سوگیری انتشار و همگنی مطالعات بررسی شد و آزمون های آماری استفاده شده در این بخش، حکایت از عدم سو گیری انتشار و ناهمگنی مطالعات دارند. در گام بعدی، اندازه اثر و همچنین، نقش متغیرهای تعدیل گر ارزیابی شدند که نتایج بیان کننده آن است که اندازه اثر پایگاه اقتصادی−اجتماعی بر دینداری معادل (168/0-) است که بر حسب نظام تفسیری کوهن، در حد «کوچک» ارزیابی می شود. به سخن دیگر، متغیر مستقل «پایگاه اقتصادی−اجتماعی» تأثیر اندک، امّا معناداری بر متغیر وابسته «دینداری» دارد. همچنین، یافته ها نشان می دهد که متغیر «محل سکونت» می تواند در رابطه بین پایگاه اقتصادی−اجتماعی و دینداری نقش تعدیل کنندگی را ایفا کند؛ به نحوی که پایگاه اقتصادی−اجتماعی شهرستان نشین ها در مقایسه با تهران نشین ها تأثیر بیشتری بر دینداری آنها دارد.
۴۶.

سازمان های غیردولتی و برساخت مسائل محیط زیست: توقف طرح بایوجمی در تالاب انزلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۰ تعداد دانلود : ۲۰۵
اهداف: مقاله حاضر با هدف مطالعه نقش سازمان های غیردولتی در برساخت مسائل محیط زیست و با تمرکز به پروژه رسوب زدایی بایوجمی در تالاب انزلی، از منظری اجتماعی نوشته شده است. با آغاز مراحل آزمایشی پروژه بایوجمی، جنبش ضد بایوجمی در استان گیلان با مرکزیت شهر انزلی به راه افتاد که سازمان های غیردولتی یکی از مدعیان اصلی این جنبش بودند. ادعاسازی به عنوان بخشی از رویکرد برساخت گرایی اجتماعی، شیوه ای را که مشکلات محیط زیستی و همچنین ابزارها و شیوه های رسیدگی به آن ها از نظر اجتماعی ساخته شده و مورد مناقشه قرار می گیرند، برجسته می کند. این نوع برداشت از مشکلات محیط زیست به معنای تعریف این مسائل بدون توجه به ابعاد عینی آن ها نیست. بلکه منظور این است که باید به فرآیندهای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و تاریخی مربوط به پیدایش چنین مشکلاتی نیز توجه کرد. روش مطالعه: پژوهش با روش مطالعه موردی کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون متون حاصل از مصاحبه، مشاهده و اسناد انجام شده است. مشارکت کنندگان 26 نفر از مؤسسان و هیأت مدیره سازمان های غیردولتی محیط زیستی استان گیلان هستند و اطلاعات مورد نیاز به کمک مصاحبه عمیق از مشارکت کنندگان، مطالعه اسناد و مشاهده میدانی گردآوری شد. یافته ها: بر اساس مطالعه فعالیت های سازمان های غیردولتی در زمینه محیط زیست، بالاخص در زمینه مقاومت علیه اجرای بایوجمی، شش مضمون فراگیر شامل عملکردهای علمی، بلاغتی، آموزشی- ترویجی، رسانه ای، ارتباطات سازمانی و تاکتیک های عملی در مناقشه سیاسی، از داده های حاصل از تحقیق استخراج شد که بیانگر شیوه عمل سازمان های غیردولتی در فرآیند برساخت مسائل محیط زیستی است. نتیجه گیری: طی فرآیندی که شامل عملکرد سازمان ها در مضامین مذکور است، مسأله بایوجمی در عرصه عمومی مورد توجه قرار گرفته و تصمیم مبتنی بر خواست و ادعای سازمان های غیردولتی، برای حل آن گرفته می شود. با این وصف نتیجه کنشگری سازمان های غیردولتی در زمینه پروژه بایوجمی، در نهایت دستور توقف اجرای آن را به همراه داشت.
۴۷.

مطالعه کیفی ذائقه دینی طبقه فرودست شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۶ تعداد دانلود : ۲۹۹
با وجود برخی ادعاها در مورد مرگ طبقه، طبقه همچنان موضوعی مهم در بررسی های جامعه شناختی برد متوسط و به ویژه در تعیین ترجیحات دینی است به نحوی که کنشگران دینی تمایل به سبک های دینی مرتبط و متناسب با موقعیت اقتصادی - اجتماعی خود شان را دارند. به سخن دیگر، افراد با موقعیتهای اقتصادی - اجتماعی مختلف، ذائقه دینی متفاوتی دارند. هدف پژوهش حاضر بررسی ذائقه دینی طبقه فرودست شهری است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش نظریه زمینه ای انجام گرفته است. مشارکت کنندگان در این پژوهش کنشگران دینی طبقه فرودست شهری در شهرکرد هستند که از طریق نمونه گیری هدفمند از نوع ملاک محور انتخاب شده اند. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساخت یافته با هجده نفر از افراد این طبقه جمع آوری شده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی و برای تأمین روایی و پایایی از معیارهای گوبا و لینکلن استفاده شده است. یافته ها بیانگر هجده مقوله منتخب است که در قالب یک مدل پارادایمی با مقوله محوری (مناسکی شدن دین)، شرایط علّی (جمع گرایی، سنت گرایی، تقدیر گرایی و احساساتی بودن)، شرایط زمینه ای (جامعه پذیری دینی مناسک محور)، شرایط مداخله ای (پایگاه اقتصادی - اجتماعی پایین)، راهبردها (دینداری مناسکی، دینداری عاطفی، دینداری واسطه ای، دینداری تکلیفی، دینداری موروثی و دینداری تقدیرگرا) و پیامدها (تقلیل گرایی دینی، ظاهرگرایی دینی، کارناوالی شدن مناسک، مداح محوری و بدنمندی دینی) سازمان یافته است. نتایج بیانگر آن است که مناسک، جایگاه برجسته، مهم و موثری را در ذائقه دینی طبقه فرودست شهری دارد و تعیین این جایگاه بدون فهم منطق دین عامه و فهم منطق مناسک در دین عامه امکان پذیر نیست.  
۴۸.

تأثیرگذاری هنجارهای مشارکتی بر رفاه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۰ تعداد دانلود : ۲۳۸
مقدمه: در توسعه اجتماعی، بر ارتباط میان مشارکت و رفاه در جامعه تأکید می شود؛ به این معنا که وقتی مردم احساس کنند در جامعه مشارکت دارند و ارزشمند محسوب می شوند، کیفیت زندگی، رضایتمندی و احساس رفاه آنان نیز افزایش می یابد. به سخن دیگر، اجتماع به هم پیوسته ای که در آن اعتماد و ارزش های مشترک وجود دارد، از سلامت و آموزش بهتر برخوردار است، جرائم در آن کمتر می شود و فرصت های شغلی و رفاه همگانی در آن بیشتر می گردد. ضمن آنکه مشارکت به طورضمنی بر وجود مردم سالاری و میزانی مطلوب از عدالت اجتماعی نیز دلالت می کند. در این مقاله سعی شده است تا با بهره گیری از این رویکرد، رابطه میان التزام به هنجارهای مشارکتی و رفاه بررسی شود. روش: روش این تحقیق، پیمایشی است و از ابزار پرسش نامه برای گردآوری داده ها استفاده شده است. حجم نمونه بررسی شده ۳۰۰ نفر از شهروندان تهرانی هستند که به صورت تصادفی با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده اند. یافته ها: توزیع فراوانی پاسخ گویان برحسب التزام به هنجارهای مشارکتی نشان می دهد که التزام 3/19 درصد پاسخ گویان، کم؛ 5/64 درصد، متوسط؛ و 2/16 درصد زیاد بوده است. بحث: نتایج به دست آمده حاکی از آن است که رابطه معنی داری بین هنجارهای مشارکتی و مؤلفه های آن (اعتماد اجتماعی، اعتماد فردی، اعتماد تعمیم یافته، اعتماد نهادی، مشارکت رسمی، مشارکت غیررسمی، همیاری، حمایت اجتماعی و میزان روابط) با احساس رفاه اجتماعی وجود دارد. همچنین ضرایب رگرسیون چندمتغیری نشان می دهد که از میان متغیرهای بررسی شده، اعتماد فردی، حمایت اجتماعی، همیاری، مشارکت غیررسمی، مشارکت رسمی و میزان روابط، بهترین پیش بینی کننده ها برای التزام به هنجارهای مشارکتی است.
۴۹.

رابطه استفاده از فضای مجازی با سرمایه اجتماعی افراد دچار معلولیت جسمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۰۷
امروزه دسترسی به اینترنت و فضای مجازی در بین همه اقشار جامعه گسترش روزافزونی یافته و ابعاد مختلف زندگی را تحت تاثیر قرار داده است. هدف پژوهش بررسی رابطه استفاده از فضای مجازی بر سرمایه اجتماعی افراد دارای معلولیت است. روش پژوهش پیمایشی و جامعه آماری افراد دارای معلولیت جسمی، حرکتی، بینایی، شنوایی و صوت و گفتار تحت پوشش بهزیستی استان تهران است که با استفاده از فرمول کوکران 383 نفر به شیوه تصادفی طبقه ای به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه سرمایه اجتماعی ناهاپیت و گوشال (1998) استفاده شد. یافته ها نشان داد، استفاده افراد دارای معلولیت از فضای مجازی با اعتماد بین فردی، اعتماد تعمیم یافته، اعتماد نهادی، همیاری، حمایت اجتماعی و انسجام اجتماعی رابطه مستقیم و معناداری داشت. اما استفاده از فضای مجازی با مشارکت اجتماعی و روابط اجتماعی رابطه ی معکوس و معناداری داشت. به طورکلی 8/63 درصد از واریانس سرمایه اجتماعی توسط استفاده از فضای مجازی تبیین شده است. استفاده آموزشی و پژوهشی از فضای مجازی نسبت به سایر متغیرها، بیشترین تاثیر را بر سرمایه اجتماعی افراد دارای معلولیت تحت پوشش بهزیستی استان تهران داشته است. نتیجه اینکه هر چند استفاده از فضای مجازی موجب کاهش مشارکت و روابط اجتماعی حضوری افراد دارای معلولیت شده است. اما استفاده بیشتر از این فضا به خصوص در بعد آموزشی موجب همیاری، حمایت، اعتماد و انسجام اجتماعی افراد دارای معلولیت شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان