محبوبه طاهر

محبوبه طاهر

مدرک تحصیلی: استادیار گروه روانشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد شاهرود، شاهرود، ایران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۷۳ مورد از کل ۷۳ مورد.
۶۱.

اثربخشی آموزش به روش چندرسانه ای بر افزایش مهارت های اجتماعی دانش آموزان با اختلال روانشناختی برون نمود(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۴ تعداد دانلود : ۲۰۲
مقدمه و هدف: هدف پژوهش حاضر تبیین اثربخشی آموزش به روش چندرسانه ای بر افزایش مهارت های اجتماعی دانش آموزان با اختلال روان شناختی برون نمود بود.روش شناسی پژوهش: روش پژوهش از نوع شبه تجربی بوده است. در این مطالعه 30 دانش آموز مبتلا به اختلال برون نمود به روش نمونه گیری در دسترس در شهرستان شاهرود انتخاب شدند، و با استفاده از برنامه آموزش چندرسانه ای در 10 جلسه مورد آموزش قرار گرفتند. ابزار پژوهش حاضر پرسشنامه آخنباخ، پرسشنامه مهارت های اجتماعی و بسته درمانی آموزش چند رسانه ای بود. جهت تجزیه و تحلیل یافته ها از آزمون کواریانس استفاده شد (05/0 ≥P).یافته ها: نتایج تحلیل کواریانس حاکی از اثربخشی آموزش به روش چندرسانه ای بر افزایش مهارت های اجتماعی دانش آموزان با اختلال روانشناختی برون نمود بوده است. (05/0≥P).لذا توصیه می گردد تا نظام آموزش و پرورش این سبک آموزش چندرسانه ای را در دستور کار قرار دهد.
۶۲.

بررسی اثربخشی آموزش اخلاق با رویکرد هیجان مدار بر مسئولیت پذیری و تصمیم گیری اخلاقی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۵ تعداد دانلود : ۱۲۰
این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش اخلاق با رویکرد هیجان مدار بر مسئولیت پذیری و تصمیم گیری اخلاقی دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم در شهر شاهرود انجام شد. این مطالعه به روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل انجام شد. نمونه آماری بصورت هدفمند شامل 24 دانش آموز دختر بود که به صورت تصادفی به دو گروه 12 نفره آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش در هشت جلسه آموزشی به مدت 90 دقیقه با آموزش اخلاق با رویکرد هیجان مدار شرکت کردند، در حالی که گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. ابزارهای مورد استفاده برای جمع آوری داده ها شامل مقیاس مسئولیت پذیری پرسشنامه روان شناختی کالیفرنیا (CPI) و آزمون قضاوت اخلاقی (MJT) بود. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس انجام شد. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش اخلاق با رویکرد هیجان مدار تأثیر معناداری بر افزایش مسئولیت پذیری (F=294.547، p<0.001) و بهبود تصمیم گیری اخلاقی (F=41.118، p<0.001) در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل داشته است. آموزش اخلاق با رویکرد هیجان مدار می تواند به طور معناداری به ارتقای مسئولیت پذیری و تصمیم گیری اخلاقی دانش آموزان کمک کند. این یافته ها اهمیت توجه به هیجانات در آموزش اخلاق را برجسته می کند و نشان می دهد که هیجانات می توانند به عنوان یک ابزار قدرتمند در تقویت رفتارهای اخلاقی به کار گرفته شوند. برای بهره گیری کامل از این رویکرد، نیاز به آموزش معلمان و تدوین برنامه های آموزشی مناسب وجود دارد.
۶۳.

مدل ساختاری افسردگی بر اساس فرایند و محتوای خانواده در زوجین بدون فرزند: نقش میانجی گر تمایزیافتگی خود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۱۴۵
پژوهش حاضر با هدف تعیین برازش مدل ساختاری افسردگی بر اساس فرایند و محتوای خانواده در زوجین بدون فرزند با نقش میانجی گری تمایزیافتگی خود انجام شد. روش پژوهش، توصیفی- همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری، شامل کلیه زوجین بدون فرزند ساکن شهرستان گنبدکاووس در سال ۱۴۰۲ بود که از بین آن ها ۱۳۰ زوج (۲۶۰ نفر) از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه های افسردگی بک (BDI-II، بک و همکاران، ۱۹۶۳)، فرایند و محتوای خانواده (FPC، سامانی، ۲۰۰۵) و تمایزیافتگی خود (DSI-R، اسکورن و فریدلندر، ۱۹۹۸) بود. داده ها به روش تحلیل معادلات ساختاری مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. نتایج بیانگر برازش مطلوب مدل پژوهش بود. نتایج نشان داد که در بین زوجین بدون فرزند فرایند و محتوای خانواده به صورت مثبت و معنادار بر تمایزیافتگی خود اثر دارد (001/0>P). در بین زوجین بدون فرزند تمایزیافتگی خود به صورت منفی و معنادار بر افسردگی اثر دارد (001/0>P). همچنین تمایزیافتگی خود در زوجین بدون فرزند اثر فرایند و محتوای خانواده بر افسردگی را به صورت منفی و معنادار میانجیگری می کند (001/0>P)؛ بنابراین می توان نتیجه گرفت، تمایزیافتگی خود با توجه به نقش فرایند و محتوای خانواده می توانند تبیین کننده افسردگی زوجین بدون فرزند باشد.
۶۴.

اثربخشی درمان شناختی-رفتاری مبتنی بر مدل مارلات بر عملکرد توجه و خودکارآمدی ترک در بیماران تحت درمان نگهدارنده با متادون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۶ تعداد دانلود : ۲۱۴
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان شناختی-رفتاری مبتنی بر مدل مارلات بر عملکرد توجه و خودکارآمدی ترک در بیماران تحت درمان نگهدارنده با متادون انجام شد. روش: پژوهش حاضر نیمه- آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و دوره پیگیری دو ماهه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی مردان مصرف کننده تریاک مراجعه کننده به مرکز ترک اعتیاد آوای ذهن شهر تهران در سال 1401 بود که از بین آن ها با توجه به معیارهای ورود به مطالعه و با استفاده از نرم افزار G*Power، 40 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (20 نفر) و کنترل (20 نفر) قرار گرفتند. برای گردآوری اطلاعات علاوه بر چک لیست اطلاعات جمعیت شناختی-فرم محقق ساخته، از آزمون رایانه ای استروپ و پرسش نامه خودکارآمدی ترک استفاده شد. جلسات درمان با توجه به پروتکل مارلات طی 12 جلسه (هر هفته یک جلسه 75 دقیقه ای) برای افراد گروه آزمایش اجرا شد. داده ها با تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شد. یافته ها: نمرات کل عملکرد توجه و خودکارآمدی ترک در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل به طور معناداری بهبود یافت و این تأثیرات مثبت در مرحله پیگیری نیز پایدار ماند. نتیجه گیری: می توان از درمان شناختی-رفتاری مبتنی بر مدل مارلات به منظور بهبود وضعیت رفتاری و کارکرد توجه در افراد مصرف کننده مواد به عنوان روش مداخله ای مؤثر سود جست.
۶۵.

Effectiveness of Emotion-Focused Therapy and Schema Therapy on Attachment Styles and Emotion Regulation in Women Affected by Infidelity(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۶۹
Objective: The present study aimed to examine and compare the effectiveness of emotion-focused therapy and schema therapy on attachment styles and emotion regulation in women affected by infidelity. Methods and Materials: This research employed a quasi-experimental design with a pretest–posttest and control group. The statistical population included all women affected by infidelity who referred to counseling centers in Tehran in 2023. From this population, 45 participants were selected using purposive sampling and randomly assigned to three groups: the first experimental group (emotion-focused therapy, 15 participants), the second experimental group (schema therapy, 15 participants), and the control group (15 participants). The experimental groups received the respective interventions across a set number of sessions, while the control group did not receive any intervention. All three groups were assessed at pretest, posttest, and follow-up stages using the Attachment Styles Questionnaire and the Emotion Regulation Questionnaire. Findings: Data analysis using repeated measures analysis of variance and post hoc tests indicated that both therapeutic approaches led to significant improvements in attachment styles and enhanced emotion regulation abilities in women affected by infidelity (p < .05). Moreover, a comparison of results showed that schema therapy demonstrated greater effectiveness than emotion-focused therapy in certain indices. Conclusion: Based on the findings, emotion-focused therapy and schema therapy can be considered effective approaches for promoting secure attachment styles and improving emotion regulation among women affected by infidelity.
۶۶.

اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر خودنهان سازی نوجوانان دارای سابقه خودجرحی بستری در بخش روانپزشکی بیمارستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۵۲
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر خودنهان سازی نوجوانان دارای سابقه خودجرحی بستری در بخش روانپزشکی بیمارستان انجام شد. روش پژوهشی مورد منفرد (A-B-A) همراه با خط پایه چندگانه و دوره پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری پژوهش نوجوانان 14 تا 19 سال بستری در بخش روان پزشکی بیمارستان بقیه الله اعظم شهر تهران در سال 1401-1400 بودند. از جامعه آماری 4 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه خودنهان سازی (SCS, 1990) و سیاهه رفتارهای خودآسیب رسان (ISAS, 2009) استفاده شد. پس از طی خط پایه چندگانه برای هر نوجوان، برنامه مداخله ای به صورت انفرادی در 8 جلسه 90 دقیقه ای ارائه شد. داده ها به روش تحلیل پایا و به کمک رسم نمودار تحلیل شدند. نتایج نشان داد پس از دریافت آموزش نمرات شرکت کنندگان در خودنهان سازی و خودجرحی برای هر شرکت کننده کاهش یافته است. بر اساس نتایج، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش خودنهان سازی و خودجرحی نوجوانان بستری در بیمارستان اثربخش است.
۶۷.

اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر سرمایه روا ن شناختی و تنظیم هیجانی دانش آموزان تیزهوش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۳۱
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر سرمایه روا ن شناختی و تنظیم هیجانی دانش آموزان تیزهوش انجام شد. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر متشکل از تمامی دانش آموزان دبیرستان علامه حلی 4 شهر تهران در سال تحصیلی 1401-1400 بود که از بین آنان تعداد 30 نفر (15 نفر در گروه گواه و 15 در گروه آزمایش) از طریق روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه جایگذاری شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه های سرمایه روا ن شناختی لوتانز (2007) (PCQ) و تنظیم هیجان گراس و جان (2003) (ERQ) بود. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که بین میانگین پس آزمون سرمایه روان شناختی و تنظیم هیجانی در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری 01/0 وجود داشت. علاوه بر این نتایج نشان داد که این مداخله توانسته تأثیر خود را در طول زمان نیز به شکل معناداری حفظ نماید (۰۰۰۱/0>P). درنتیجه آموزش ذهن آگاهی با بهره گیری از فنونی همانند افکار هیجانات و رفتار آگاهانه می تواند به عنوان رویکردی مؤثر برای افزایش سرمایه های روان شناختی و بهبود تنظیم هیجانی دانش آموزان تیزهوش مورد استفاده قرار گیرد.
۶۸.

خودکارآمدپنداری ترک در مردان دارای اختلال سوءمصرف مواد تحت درمان نگهدارنده: مقایسه دو رویکرد درمانی شناختی- رفتاری مبتنی بر مدل مارلات و تحریک الکتریکی فراجمجمه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۲۶
زمینه و هدف: اختلالات سوءمصرف مواد، به ویژه اعتیاد به تریاک، چالش های بزرگی را برای افراد و سیستم های بهداشتی ایجاد می کنند. استراتژی های درمانی مؤثر برای بهبود خودکارآمدپنداری ترک و کاهش نرخ عود ضروری هستند. هدف این مطالعه مقایسه اثربخشی دو رویکرد درمانی، شامل درمان شناختی-رفتاری مبتنی بر مدل مارلات (CBTMM) و تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای مغز (tDCS)، بر خودکارآمدپنداری ترک در مردان دارای اختلال سوءمصرف تریاک تحت درمان نگهدارنده با متادون بود. روش و و مواد: این مطالعه یک کارآزمایی بالینی تصادفی کنترل شده بود که شامل 60 مرد دارای اختلال سوءمصرف تریاک تحت درمان نگهدارنده با متادون بود. شرکت کنندگان به طور تصادفی در سه گروه 20 نفره (CBTMM، tDCS، و کنترل) قرار گرفتند. مداخلات شامل 12 جلسه 75 دقیقه ای بود که به صورت هفتگی برگزار شد. داده ها در سه مرحله (پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دو ماهه) با استفاده از پرسشنامه خودکارآمدپنداری ترک جمع آوری و با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر و آزمون های تعقیبی بونفرونی تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که هر دو رویکرد درمانی CBTMM و tDCS به طور معناداری خودکارآمدپنداری ترک را در مقایسه با گروه کنترل افزایش دادند. میانگین نمره خودکارآمدپنداری ترک در گروه CBTMM از 44.60 (انحراف معیار = 7.64) در پیش آزمون به 58.80 (انحراف معیار = 8.98) در پس آزمون و سپس به 61.85 (انحراف معیار = 8.48) در پیگیری افزایش یافت. در گروه tDCS نیز بهبود معناداری مشاهده شد، هرچند کمتر از گروه CBTMM. نتیجه گیری: ین یافته ها می تواند به توسعه و بهبود برنامه های درمانی برای بیماران وابسته به مواد مخدر کمک کند و راهکارهای جدیدی برای بهبود وضعیت روانی و شناختی این بیماران ارائه دهد.
۶۹.

مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر کارآمدی هیجانی و درمان مواجهه سازی/ بازداری از پاسخ بر کمال گرایی در افراد مبتلا به اختلال وسواسی- جبری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۱۷
زمینه و هدف: اختلال وسواسی- جبری یک اختلال مزمن و ناتوان کننده است. بنابراین، هدف این مطالعه مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر کارآمدی هیجانی و درمان مواجهه سازی/ بازداری از پاسخ بر کمال گرایی در افراد مبتلا به اختلال وسواسی- جبری بود. روش و مواد: مطالعه حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری سه ماهه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش کلیه افراد مبتلا به اختلال وسواسی- جبری مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران در سال 1400 (حدود 500 نفر) بودند. نمونه پژوهش 51 نفر بودند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه گمارده شدند. گروه آزمایش اول و دوم به ترتیب 8 جلسه 60 دقیقه ای تحت درمان مبتنی بر کارآمدی هیجانی و درمان مواجهه سازی/ بازداری از پاسخ قرار گرفتند و گروه کنترل در لیست انتظار برای درمان ماند. ابزارهای پژوهش حاضر سیاهه کمال گرایی (هیل و همکاران، 2004) و مقیاس وسواسی- جبری ییل- براون (گودمن و همکاران، 1989) بودند. داده های این پژوهش با روش های تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرنی در نرم افزار SPSS-22 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که هر دو روش مداخله درمان مبتنی بر کارآمدی هیجانی و درمان مواجهه سازی/ بازداری از پاسخ در مقایسه با گروه کنترل باعث کاهش کمال گرایی در افراد مبتلا به اختلال وسواسی- جبری شدند و نتایج در مرحله پیگیری حفظ شد (001/0P<)، اما بین مراحل پس آزمون و پیگیری و بین دو روش مداخله در کاهش کمال گرایی آنان تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0P>). نتیجه گیری: طبق نتایج مذکور، مشاوران و درمانگران می توانند از هر دو روش درمان مبتنی بر کارآمدی هیجانی و درمان مواجهه سازی/ بازداری از پاسخ برای کاهش کمال گرایی در افراد مبتلا به اختلال وسواسی- جبری استفاده کنند.
۷۰.

مقایسه اثربخشی درمان عقلانی-هیجانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر انعطاف پذیری شناختی نوجوانان دختر مبتلا به اختلال بدتنظیمی خلق مخرب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۵۶
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان عقلانی-هیجانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر انعطاف پذیری شناختی نوجوانان مبتلا به اختلال بدتنظیمی خلق مخرب بود. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری (2 ماهه) بود جامعه آماری پژوهش حاضر را تمامی دانش آموزان دختر دارای خلق مخرب مقطع متوسطه اول شهر قدس در سال تحصیلی 1402-1401 تشکیل داد که تعداد 48 نفر به شیوه هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار گرفتند. ابزار این پژوهش پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی دنیس و واندروال (2010، CFI) بود. مداخله درمان عقلانی-هیجانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در 8 جلسه 90 دقیقه ای هفته ای یک بار به صورت گروهی برای گروه آزمایش اول و دوم اجرا شد. داده ها با بهره گیری از تحلیل واریانس آمیخته تجزیه وتحلیل شدند. نتایج تحلیل واریانس نشان داد بین گروه ها در پس آزمون و پیگیری انعطاف پذیری شناختی تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>P)، و نتایج نشان داد درمان پذیرش و تعهد نسبت به درمان عقلانی هیجانی به طور معناداری بر انعطاف پذیری شناختی نوجوانان دختر مبتلا به اختلال بدتنظیمی خلق مخرب اثربخش تر بود و بین دو درمان تفاوت معنادار مشاهده شد (05/0<P). می توان این گونه نتیجه گرفت که بین دو درمان عقلانی-هیجانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد تفاوت معنادار وجود دارد.
۷۱.

پیش بینی رشد پس آسیبی در نوجوانان دارای تجربه خشونت خانگی براساس انعطاف پذیری شناختی و خودکارآمد پنداری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۸
این پژوهش باهدف پیش بینی رشد پس آ سیبی در نوجوانان دارای تجربه خشونت خانگی براساس انعطاف پذیری شناختی و خودکارآمدپنداری انجام شد. پژوهش از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی نوجوانان باتجربه خشونت خانگی دارای پرونده در بهزیستی مشهد در سال 1402 بود، که از بین آن ها و با نمونه گیری در دسترس و براساس فرمول پلنت (8M + 50 ≤ N) تعداد 180 نفر انتخاب شد. برای گردآوری اطلاعات از چک لیست اطلاعات دموگرافیک-فرم پژوهشگر ساخته از پرسشنامه رشد پس آسیبی (تدسچی و کالهون، 1996)، پرسشنامه انعطاف2 پذیری شناختی (دنیس و وندروال، 2010) و پرسشنامه خودکارآمدی عمومی (شرر و مادوکس، 1982) استفاده شد. تحلیل داده ها با آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه با نرم افزار آماری SPSS-v26 انجام شد. نتایج نشان داد که بین خودکارآمدپنداری (0/629=r و 0/05>p) و هر یک از ابعاد آن با رشد پس آسیبی در نوجوانان با تجربه خشونت خانگی، رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. این رابطه بین انعطاف پذیری شناختی (0/589=r و 0/05>p) و هر یک از ابعاد آن با رشد پس آسیبی در افراد نمونه، مثبت و معنادار بود. نتایج رگرسیون نیز نشان داد که متغیرهای پیش بین باهم توان تبیین 31 درصد از واریانس رشد پس آسیبی در نوجوانان با تجربه خشونت خانگی را داشته اند. با توجه به نتایج می توان استنباط کرد که انعطاف پذیری شناختی و خودکارآمدپنداری بر رشد پس آسیبی تأثیر دارند و با آموزش و مداخلاتی که شامل بهبود خودکارآمدی و انعطاف پذیری شناختی گردند، می توان میزان رشد پس آسیبی را در نوجوانان با تجربه خشونت خانگی را ارتقا بخشید.
۷۲.

مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر کارآمدی هیجانی و مواجهه سازی/بازداری از پاسخ بر بدتنظیمی هیجانی افراد مبتلا به اختلال وسواسی-جبری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۶۹
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر کارآمدی هیجانی و مواجهه سازی/بازداری از پاسخ بر بدتنظیمی هیجانی افراد مبتلا به اختلال وسواسی-جبری انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری پژوهش تمامی زنان و مردانی که در پاییز سال 1401 به کلینیک ها و مراکز مشاوره و روان درمانی تحت نظارت سازمان نظام روانشناسی و مشاوره منطقه 3 شهر تهران مراجعه کردند و توسط روانپزشک تشخیص قطعی اختلال وسواسی-جبری دریافت نمودند، بودند. تعداد 51 نفر با روش نمونه گیری غیرتصادفی به شیوه هدفمند وارد مطالعه شدند و بطور تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه قرار گرفتند. سپس گروه آزمایش اول (درمان مبتنی بر کارآمدی هیجانی) و دوم (درمان مواجهه سازی/بازداری پاسخ) هر یک طی 12 جلسه 60 دقیقه ای به صورت فردی، تحت مداخله قرار گرفتند. ابزار پژوهش مقیاس وسواس فکری-جبری ییل-براون (Y-BOCS، گودمن و همکاران، 1989)، و پرسشنامه های تنظیم شناختی هیجان (CERQ، گارنفسکی و کرایج، 2006)، بود. تحلیل داده ها با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون بونفرونی انجام شد. یافته های بدست آمده نشان داد که هر دو روش مداخله در مقایسه با گروه گواه به طور معنی داری موجب کاهش بدتنظیمی هیجانی می شوند (01/0P<) و بین میزان اثربخشی دو روش تفاوت معناداری وجود ندارد (01/0<P). بطورکلی با بکارگیری هر یک از روش های مداخله ای درمان مبتنی بر کارآمدی هیجانی و مواجهه سازی /بازداری از پاسخ می توان گام مهمی در تنظیم هیجان بیماران OCD برداشت.
۷۳.

تأثیر حساسیت و گرایش به تجربه چندش در اختلال وسواسی_جبری : مقایسه درمان مبتنی بر کارآمدی هیجانی و مواجهه سازی/ بازداری از پاسخ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۹
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر کارآمدی هیجانی و مواجهه سازی/ بازداری از پاسخ بر حساسیت و گرایش به تجربه چندش در افراد مبتلا به اختلال وسواس_جبری انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی، طرح پیش آزمون_پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری دوماهه بود. از بین مراجعه کنندگان به مراکز مشاوره تحت نظارت سازمان نظام روان شناسی ایران، در سال 1401، منطقه ۳ شهر تهران با تشخیص قطعی اختلال وسواسی_ جبری توسط روان پزشک، 51 نفر به صورت هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه گمارده شدند. ابزارهای مقیاس وسواس فکری_جبری، ییل-براون و مقیاس حساسیت و گرایش به تجربل چندش ون اورولد و همکاران بود. گروه های مداخله، هر کدام ۱۲جلسه درمان دریافت کردند. داده ها با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر انجام شد. یافته ها نشان داد هر دو روش بر کاهش حساسیت و گرایش به تجربه چندش مؤثرند و تفاوت معناداری بین اثربخشی دو روش وجود ندارد. بنابراین، درمانگران می توانند از هر یک از دو روش به طور مؤثر بهره مند شوند. این نتایج بر اهمیت پرداختن به ابعاد هیجانی و شناختی تجربه چندش در درمان این اختلال تأکید دارد و می تواند راهگشای بهبود کیفیت خدمات روان درمانی در این حوزه باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان