مقایسه اثربخشی درمان پذیرش و تعهد و واقعیت درمانی بر اضطراب، خودکارآمدپنداری، و تاب آوری مادران دارای فرزند مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سلامت روان کودک دوره ۱۲ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۴۵)
۱۱۸-۱۰۱
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: مادران کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی با مشکلات روان شناختی بالایی مواجه هستند. پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان پذیرش و تعهد و واقعیت درمانی بر اضطراب، خودکارآمدپنداری، و تاب آوری مادران دارای فرزند مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی انجام شد. روش: روش پژوهش از نوع شبه تجربی با طرح چند گروهی پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه انجام شد. جامعه آماری شامل تمامی مادران دارای فرزند مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر رشت در سال 1403 بود. از این جامعه 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه 10 نفره (درمان پذیرش و تعهد، واقعیت درمانی، و گواه) جایگزین شدند. گروه درمان پذیرش و تعهد پروتکل باند و همکاران (2011) را در 8 جلسه 90 دقیقه ای و گروه واقعیت درمانی پروتکل گلاسر (2003) را در 7 جلسه 90 دقیقه ای دریافت کردند؛ در حالی که گروه گواه هیچ مداخله ای در جریان پژوهش دریافت نکرد ولی در پایان مطالعه، خلاصه ای از مداخله مؤثرتر را دریافت کردند. ابزارهای پژوهش شامل فرم اعتبار یابی شده در ایران مقیاس تاب آوری (کانر و دیویدسون، 2003)، سیاهه اضطراب (بک و همکاران، 1988)، و مقیاس خودکارآمدپنداری عمومی (شرر و همکاران، 1982) بود. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-28 و از طریق آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری انجام شد. یافته ها: یافته ها نشان داد هر دو مداخله منجر به کاهش معنادار اضطراب و افزایش خودکارآمدپنداری و تاب آوری شدند (05/0P>). با وجود این درمان پذیرش و تعهد در مقایسه با واقعیت درمانی، تأثیر معنادار تری بر افزایش خودکارآمدپنداری (049/0P=، 26/4F=)، و به ویژه تاب آوری (001/0P<، 66/16F=) داشت. تفاوت دو مداخله در کاهش اضطراب، معنادار نبود (288/0P=، 17/1F=). نتیجه گیری: نتایج نشان داد اگرچه هر دو روی آورد درمانی کارآمد هستند، اما درمان پذیرش و تعهد با تقویت فرایندهایی مانند انعطاف پذیری روان شناختی و عمل مبتنی بر ارزش ها به عنوان یک مداخله مؤثرتر می تواند مادران را نه تنها در مواجهه با کشاکش ها، که در مسیر شکوفایی روان شناختی و تحول پس از تنیدگی هدایت کند.