محمدرضا جلیلوند

محمدرضا جلیلوند

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۳۰ مورد از کل ۳۰ مورد.
۲۱.

بررسی و نقد وضعیت مدیریت پژوهشی در طیف اعتماد-کنترل: مورد مطالعه دانشگاه تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۴ تعداد دانلود : ۱۶۶
پژوهش را می توان جستجوی نظام یافته وقایع و پدیده ها برای کشف حقایق و دستیابی به داشته های جدید معرفی کرد. فرآیند پژوهش و مدیریت این فرآیند در هر سه سطح فردی، گروهی و سازمانی به ویژه اگر تحقیقات دانشگاهی مدنظر باشد از مسائل پراهمیت و بحث برانگیز است. بر کسی پوشیده نیست که دانشگاه کارآمد، آموزش، پژوهش، فرهنگ سازی و ارائه خدمات کارآمد و در نهایت توسعه پایدار را در پی دارد. مطالعه حاضر براساس ماهیت اکتشافی خویش قصد دارد در دانشکده های مدیریت، اقتصاد و روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران و به کمک مصاحبه و تحلیل سلسله مراتبی (AHP) به بررسی و نقد وضعیت مدیریت پژوهشی به خصوص سنجش حد تمایل مدیریت به اعتماد یا کنترل پژوهشگران و فرآیند پژوهش بپردازد. نتایج نشان داد که مدیران و خبرگان پژوهشی معتقدند که مدیریت پژوهشی در دانشکده های مذکور پیش از کنترل پژوهشگران گرایش زیادی به اعتماد به آنها دارد. در این دانشکده ها حد مطلوب این بود که بیشتر از استفاده از فرآیندهای کنترلی، باید به پژوهشگر اعتماد کرد. یک معیار اعتماد را می توان رتبه علمی پژوهشگر دانست یعنی هرچه رتبه علمی پژوهشگر بالاتر باشد، بیشتر می توان به او اعتماد نمود. 
۲۲.

آینده پژوهی فعالیت سازمان های خبری ایران با تأکید بر پسا کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱ تعداد دانلود : ۱۸۵
بحران کرونا هر چند به ظاهر ماهیتی صرفاً پزشکی و مرتبط با نظام سلامت داشت، در واقع پدیده ای چندبعدی بود که آثار و پیامدهای آن در حوزه های گوناگون از جمله رسانه و خبررسانی قابل رصد و رهگیری است.ازاین رو، پژوهش حاضر با هدف شناسایی نقش کرونا در تحول فعالیت های خبری و فناورانه در سازمان های خبری ایران در آینده انجام شده است. برای نیل به این هدف از روش کیفی در دو بخش، شامل مصاحبه نیمه ساختاریافته و همچنین مطالعه نقش عوامل پستل در سازمان های خبری ایران در دوران پساکرونا استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش را مدیران رسانه و استادان رشته ارتباطات تشکیل داده اند و یافته ها بیانگر آنند که افزایش سرعت در تولید محتوا، گرایش مخاطب به استفاده از اطلاعات کپسولی، مرگ رسانه های رسمی با توسعه پلتفرم های شبکه های اجتماعی، پدیده اینفلوئنسرها و مرجعیت خبری آنها، استفاده از هوش مصنوعی، بهره گیری از اینترنت اشیا و واقعیت افزوده، کاهش رسانه های چاپی، کاهش محتواهای ارتباط چهره ای و رو در رو، افزایش محتواهای سطحی و گسترش استفاه از پادکست ها، فراگیر شدن کاربرد فناورهای نوین در حوزه خبر، دستیابی گسترده به اطلاعات ملت ها و امکانات تحلیل و پردازش آنها، کاهش حجم فیزیکی اطلاعات، تبدیل هر فرد به منبع اطلاعاتی مجزا، تبدیل مدل های کسب و کار از سنتی به دیجیتال و تولید و انتشار محتوا در مقیاس بالا به عنوان مهم ترین تحولات در محتوای تولید شده از سوی سازمان های خبری به ویژه از دیدگاه فناورانه در آینده محسوب می شوند.
۲۳.

آینده صنعت تبلیغات با کاربست فناوری واقعیت افزوده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۴۶
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی و تحلیل آینده صنعت تبلیغات با استفاده از فناوری واقعیت افزوده (AR) انجام شده است. این تحقیق تلاش می کند تا فرصت ها و چالش های پیش روی تبلیغات در عصر واقعیت افزوده را شناسایی کند و راهکارهایی برای بهره برداری مؤثر از این فناوری ارائه دهد. هدف نهایی، کمک به ذینفعان صنعت تبلیغات در ایجاد استراتژی های نوین و تعاملی تر برای بهبود تجربه کاربری و افزایش تعامل مخاطبان است.روش: در این پژوهش از مرور سیستماتیک ادبیات استفاده شده است. مقالات منتخب با تکنیک تحلیل مضمون ارزیابی و تفسیر شد. یافته های پژوهش: فناوری واقعیت افزوده در حال تغییر شکل صنعت تبلیغات است. AR می تواند تعاملات شخصی سازی شده و محتوای جذاب تری را برای مخاطبان فراهم کند، و تبلیغات آینده را به سمت تجربه های بیشتر تعاملی و فراگیر سوق دهد. همچنین، چالش هایی مانند هزینه های پیاده سازی، مسائل مرتبط با حریم خصوصی، و نیاز به زیرساخت های فنی مناسب شناسایی شده است که باید برای بهره برداری بهینه از AR به آن ها توجه شود.نتیجه گیری: واقعیت افزوده می تواند به عنوان یک ابزار کلیدی در تحول صنعت تبلیغات ایفای نقش کند. با بهره برداری صحیح از این فناوری، کسب وکارها و آژانس های تبلیغاتی قادر خواهند بود تا تجربه های تبلیغاتی نوآورانه و تعاملی را ارائه دهند که منجر به جذب بیشتر مشتریان و افزایش تعاملات آن ها با برندها می شود
۲۴.

عدالت توزیعی در بانکداری؛ مرور نظام مند بر ادبیات پژوهش و رهیافت های آن برای نظام بانکی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۷۰
1. مقدمه و هدف فعالیت نظام بانکی با فرایند خلق پول و عرضه اعتبار پیوند خورده و به طور مستقیم بر شیوه های توزیع و بازتوزیع ثروت در جامعه اثر می گذارد. در غیاب ملاحظات اخلاقی و اجتماعی، این فرایند می تواند به گسترش نابرابری های اقتصادی و شکاف در بهره مندی از خدمات مالی بینجامد. به همین دلیل، موضوعاتی چون مسئولیت اجتماعی بانک ها و نقش نهاد ناظر پولی در کاهش پیامدهای منفی عملیات بانکی، به محورهای اصلی توجه پژوهشگران و سیاست گذاران تبدیل شده است. هدف این پژوهش، شناسایی و مرور نظام مند مطالعات انجام شده درباره عدالت توزیعی در بانکداری و ارائه رهیافت هایی متناسب با نظام بانکی ایران است. 2. مواد و روش ها این تحقیق با رویکرد مرور نظام مند (Systematic Review) انجام شده است. جامعه آماری شامل پژوهش های بین المللی معتبر در حوزه عدالت توزیعی در بانکداری در بازه زمانی 1990 تا 2023 میلادی بود. در مرحله غربالگری، 44 مقاله منتخب بر اساس معیارهای اعتبار علمی و تناسب موضوعی انتخاب شد. سپس با بهره گیری از روش مطالعه تطبیقی، یافته های این مقاله ها با ادبیات مالی اسلامی، قوانین بالادستی کشور و وضعیت موجود نظام بانکی ایران مقایسه گردید. 3. یافته های تحقیق بررسی مقاله ها نشان داد که عملیات بانکی در شرایط تورم مزمن و نرخ بهره حقیقی منفی (مانند وضعیت ایران) می تواند به توزیع رانت اعتباری و تشدید نابرابری اقتصادی منجر شود. یافته ها همچنین نشان دادند که تجارب بانکداری متعارف در سطح جهانی مجموعه ای از مصادیق و پیشنهادهای سیاستی در حوزه عدالت توزیعی ارائه کرده اند که در صورت تطبیق با شرایط ایران، قابلیت استفاده دارند. 4. بحث و نتیجه گیری مطالعه حاضر نشان می دهد که تجارب جهانی در زمینه عدالت توزیعی در بانکداری، همراه با تحلیل های برگرفته از مالی اسلامی و قوانین بالادستی، می تواند مبنایی برای اصلاح رویه های بانکی در ایران قرار گیرد. در نتیجه، برای کاهش نابرابری ها و بهبود عدالت توزیعی، لازم است سیاست گذاران بانکی ایران ضمن بهره گیری از یافته های بین المللی، اصلاحات ساختاری در خلق و تخصیص اعتبار، نظارت بر عملکرد بانک ها و رعایت مسئولیت اجتماعی را مدنظر قرار دهند.
۲۵.

شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر شکست کارآفرینان سریالی هیبریدی در صنعت نشر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۲۰
مقدمه: این مطالعه با هدف شناسایی عوامل حیاتی مؤثر بر شکست کارآفرینان سریالی هیبریدی در صنعت نشر انجام شده است. درک این عوامل بسیار مهم است؛ زیرا افراد را قادر می سازد از اشتباهات گذشته درس بگیرند، استراتژی های خود را اصلاح و ساختارهای تجاری بهبود یافته ای را پیاده سازی کنند. شناسایی زودهنگام عوامل شکست بالقوه می تواند برنامه ریزی کسب وکار را بهبود بخشد و از هدر رفتن سرمایه جلوگیری کند. با توجه به ماهیت پویای صنعت نشر و چالش های منحصربه فردی که کارآفرینان سریالی هیبریدی با آن مواجه هستند، این پژوهش به دنبال ارائه تحلیل جامعی است که می تواند توسط کارآفرینان فعلی و مشتاق در این زمینه مورد استفاده قرار گیرد. روش شناسی: این پژوهش با رویکردی کاربردی و استقرایی- قیاسی و با استفاده از روش آمیخته متوالی، به انجام رسیده است. داده ها از طریق مصاحبه ها با 15 کارآفرین سریالی هیبریدی که به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و همگی تجارب متنوعی در صنعت نشر داشته اند، جمع آوری و برای تحلیل آن ها از روش تحلیل مضمون، بهره گرفته شد؛ چراکه بینش های کیفی، درکی غنی از چالش های پیشروی این کارآفرینان را فراهم می کند. پس از آن، داده های کیفی با استفاده از روش بهترین- بدترین برای تعیین و اولویت بندی عوامل کلیدی مؤثر بر شکست، تحلیل کمی شدند. یافته ها: این مطالعه 22 عامل مهم را شناسایی کرد که در شکست کارآفرینان سریالی هیبریدی نقش دارند. در میان این عوامل، چندین عامل حیاتی تر بودند. تداوم مشکلات مالی به عنوان یک موضوع غالب برجسته شد که اغلب ناشی از مسائل اقتصادی کلان و یا هزینه های عملیاتی بالای صنعت نشر است. عامل اصلی دیگر، عدم آشنایی با چارچوب های راه اندازی کسب وکار بود که مانع از مدیریت و رشد مؤثر کسب وکار می شد. علاوه بر این، عدم تناسب بین درآمد و هزینه ها که نشان دهنده یک ناهماهنگی اساسی در برنامه ریزی مالی است، جزو عوامل کلیدی شکست محسوب می شود. همچنین فقدان تجربه و دانش در زمینه های خاص مرتبط با صنعت نشر، این چالش ها را تشدید می کند و کارآفرینان را برای حرکت در چشم اندازهای پیچیده با مخاطره روبرو می کند. در مقابل، عواملی مانند ترس از شکست، تغییر در مسیر زندگی و شکست همکاران، اهمیت کمتری داشتند. نتیجه گیری/ دستاوردها: تداوم نوسانات مالی، به عنوان تأثیرگذارترین عامل در شکست کسب وکارهای صنعت نشر مشخص گردید. این یافته بر اهمیت برنامه ریزی و مدیریت مالی قوی برای کارآفرینان سریالی هیبریدی تأکید می کند. برای کاهش این خطرات، ضروری است که کارآفرینان این درک را در فرآیندهای برنامه ریزی استراتژیک خود بگنجانند و اطمینان حاصل کنند که برای مقابله با بی ثباتی مالی آماده هستند. علاوه بر این، نیاز اساسی به نهادهای دولتی برای توسعه برنامه های حمایتی جامع وجود دارد که می تواند به جلوگیری از بحران ها و حفظ ثبات بخش نشر کمک کند. این موضوع ممکن است شامل برنامه های کمک مالی، ابتکارات آموزشی برای بهبود دانش خاص صنعت و چارچوب هایی برای حمایت از مدل های کسب وکار نوآورانه باشد. با پرداختن به این عوامل کلیدی، هم کارآفرینان و هم سیاست گذاران می توانند در جهت تقویت صنعت نشر تاب آورتر و پر رونق تر، همکاری کنند.
۲۶.

شناسایی و رتبه بندی مؤلفه های مؤثر بر پیشبرد شمول مالی و عدالت توزیعی در نظام بانکی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۹۶
خلق پول و توزیع ناعادلانه منابع حاصل از آن، از ویژگی های بانکداری مدرن به شمار می رود. در اقتصاد بانک محور ایران نیز، با وجود تاکید اسناد بالادستی و سیاست های کلی نظام، نظیر سیاست های کلی امنیت اقتصادی، سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی و سیاست های کلی برنامه های پنج ساله توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بر ضرورت کاهش نابرابری و دسترسی فراگیرِ منصفانه، و تحقق عدالت اقتصادی؛ هم چنان چالش های بزرگی در این مسیر، به ویژه در زمینه دسترسی خانوارها به تسهیلات بانکی وجود دارد. این مسئله در شرایطی است که تورم مزمن، نرخ بهره حقیقی را منفی نموده و در شرایط تحریم و در حضور نوسانات ارزی و شوک های قیمتی، دریافت تسهیلات ناشی از خلق پول را به نوعی رانت تبدیل کرده است. در چنین شرایطی به نظر می رسد که آثار توزیع ناعادلانه منابع و نارضایتی عمومی ناشی از توزیع نامناسب وام های سیاستی (تکلیفی) و صف های طولانی دریافت تسهیلات ازدواج، اشتغال، فرزندآوری، مسکن و... در حال تشدید است. از همین رو در این پژوهش، ابتدا با روش کتابخانه ای، ابعاد شمول مالی و عدالت توزیعی در نظام بانکی، شناسایی و شاخص های مربوطه تدوین شد. سپس، با استفاده از تکنیک دلفی و توزیع پرسش نامه های نیمه باز میان ۴۰ تن از خبرگان، طی ۳ دور این شاخص ها تکمیل؛ و در سه بُعد «اجماع»، «اهمیت» و «اولویت» ارزیابی و رتبه بندی شدند. نتایج نشان داد که برای دست یابی به سطح مطلوب شمول مالی و عدالت توزیعی و توسعه پایدار آن، سیاست گذاران باید بر مولفه هایی مانند «اتخاذ سیاست های پولی مناسب»، «بهبود رتبه بندی مشتریان»، «تنوع بخشی به دامنه وثایق»، «بهبود شاخص نظارت بانکی» و... تمرکز کنند.
۲۷.

Effects of users' social identity on intention to purchase a brand: The mediating roles of social media use, eWOM and brand loyalty

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۲۸
Background: Social identity theory suggests that individuals define themselves partly through their membership in social groups, and these identities shape attitudes and behaviors, including consumption choices. Brands increasingly function as social symbols, allowing users to express group belonging, self-concept, and shared values through brand affiliation. Consequently, users’ social identities can significantly influence their intention to purchase a brand by strengthening emotional attachment, perceived congruence, and loyalty toward brands that represent their in-group. Aims: Consumers like to associate themselves with different brands to represent their social identity. This study suggests a social identity perspective of customer-brand relationship and integrates brand identity with social media usage, electronic WOM (eWOM) and brand loyalty in predicting brand purchase intention in an online environment. Methodology: Data were collected through a questionnaire-based survey among a sample of higher education students in a public university in Iran. A sample of 423 respondents was selected through a convenience sampling technique. Data were then analyzed through Structural Equation Modeling (SEM) to provide a prediction-oriented model assessment by LISREL 8.54. Sobel mediation tests were performed to test the mediating effects of social media use, eWOM and brand loyalty on the relationship between social identity and brand purchase intention. Findings: The findings indicated that social identity (affective, cognitive, and evaluative) of users/consumers has a significant impact on: (a) social media use, (b) eWOM about brand, and (c) brand loyalty. Social media use and brand loyalty were found to be the determinants of eWOM about brand. Finally, this research found that all three variables of: (a) social media use, (b) eWOM about brand, and (c) brand loyalty are the main determinants of intention to purchase a certain brand. Conclusion: This research suggests that social identity perspective can be integrated with other perspectives to model the consumer's psychological path to brand purchase intentions. This study confirms the critical role of social identification of users in the reaction towards a given brand and stresses the mediation effects of social media use, brand loyalty and eWOM on the effects of social identity on the path to brand purchase intention.
۲۸.

تاثیر عرضه و تقاضای اطلاعات بر همزمانی قیمت سهام در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۸
هدف: هدف این پژوهش بررسی تأثیر عرضه و تقاضای اطلاعات بر همزمانی قیمت سهام شرکت ها و تحلیل نقش شفافیت یا عدم شفافیت محیط اطلاعاتی به عنوان یک متغیر تعدیلگر در این رابطه است. در بازارهای مالی، اطلاعات به عنوان یکی از مهم ترین عوامل تأثیرگذار بر تصمیمات سرمایه گذاری و قیمت گذاری سهام شناخته می شود و تفاوت های موجود بین اطلاعات خاص شرکت و اطلاعات عمومی بازار می تواند تأثیر قابل توجهی بر میزان همزمانی قیمت سهام داشته باشد. این تحقیق به ویژه به بررسی تأثیر جریان اطلاعات، که شامل تقاضا و عرضه اطلاعات است، می پردازد و به دنبال این است که چگونه این جریان می تواند موجب تغییرات در همزمانی قیمت سهام شود. همچنین، پژوهش به تأثیر محیط اطلاعاتی هر شرکت بر این رابطه می پردازد، به ویژه در شرایطی که محیط اطلاعاتی شرکت ها مبهم یا شفاف باشد. روش: روش شناسی پژوهش بر اساس داده های ترکیبی (تابلویی) و نمونه ای از ۱۰۵ شرکت بورسی فعال در ۱۲ صنعت مختلف از سال های ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۲ طراحی شده است. برای اندازه گیری تقاضای اطلاعات از شاخص غیرمستقیم حجم جستجوی گوگل و برای اندازه گیری عرضه اطلاعات از شاخص حجم پوشش رسانه ای استفاده شده است. از آنجا که جریان اطلاعات در بازارهای سرمایه به طور مستقیم قابل مشاهده نیست، این روش ها به عنوان نماینده ای برای تقاضا و عرضه اطلاعات به کار گرفته شده اند. به منظور آزمون فرضیات تحقیق، از مدل های رگرسیونی مختلف استفاده شده است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که بین تقاضای اطلاعات خاص شرکت و همزمانی قیمت سهام و همچنین بین عرضه اطلاعات و همزمانی قیمت سهام، رابطه ای منفی و معنادار وجود دارد. به عبارت دیگر، افزایش تقاضا برای اطلاعات خاص شرکت و همچنین افزایش عرضه اطلاعات باعث می شود که قیمت سهام کمتر تحت تأثیر اخبار عمومی و تحولات بازار قرار گیرد و بیشتر بر اساس اطلاعات اختصاصی مربوط به هر شرکت تغییر کند. این نتایج با فرضیه های موجود در ادبیات پژوهش مبنی بر تأثیر مستقیم جریان اطلاعات بر قیمت ها همخوانی دارد. با این حال، یافته های پژوهش به طور قطعی تأثیر قوی تر بودن رابطه منفی بین پوشش رسانه ای و همزمانی قیمت سهام در شرکت هایی با محیط اطلاعاتی غیرشفاف تر را تأیید نمی کند. این عدم تأیید ممکن است ناشی از پیچیدگی های موجود در تحلیل اثرات محیط های اطلاعاتی مبهم باشد که به نظر می رسد برای تحلیل دقیق تر، نیاز به مطالعات تکمیلی و مدل های پیچیده تری داشته باشد. نتیجه گیری: این پژوهش می تواند برای سرمایه گذاران و تحلیل گران بازار مالی مفید واقع شود. شناخت بهتر از نحوه تأثیر عرضه و تقاضای اطلاعات بر همزمانی قیمت سهام می تواند به آن ها کمک کند تا تصمیمات آگاهانه تری در زمینه سرمایه گذاری اتخاذ کنند. علاوه بر این، این تحقیق می تواند برای پژوهشگران و دانشگاهیان در زمینه شناخت و درک عوامل مؤثر بر همزمانی قیمت سهام و بهبود محیط های اطلاعاتی مفید باشد. در نهایت، نتیجه گیری های پژوهش می تواند به رسانه های فعال در بازار سرمایه توصیه هایی برای بهبود پوشش اطلاعاتی شرکت ها و کاهش ابهام محیط اطلاعاتی ارائه دهد.
۲۹.

مردم نگاری شبکه ای کنش های فم تریپ های ایرانی در بستر شبکه های اجتماعی (مطالعه چندموردی: اینستاگرام و یوتیوب)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۹
هدف : سفرهای آشنایی یا به اختصار فم تریپ ها، عنصر مهمی برای اپراتورهای تور برای تبلیغ مقاصد گردشگری، هتل ها و فعالیت های گردشگری هستند. یکی از بزرگ ترین چالش های گردشگری ایران، تصویر نامطلوب در رسانه های جهانی است. فم تریپ می تواند با دعوت از: تورگردان های معتبر، خبرنگاران و روزنامه نگاران، بلاگرها و اینفلوئنسرهای سفر، مسیر «بازسازی تصویر» ایران را هموار کند. وقتی این افراد تجربه مستقیم، امن و جذاب از ایران داشته باشند، روایت های مثبت آنها بسیار اثرگذارتر از تبلیغات رسمی است. هدف این پژوهش واکاوی نحوه کنشگری فم تریپ های ایرانی در شبکه های اجتماعی «اینستاگرام و یوتیوب» است.   روش شناسی : در این مطالعه از استراتژی کیفی نتنوگرافی (مردم نگاری شبکه ای) استفاده شده است. داده ها شامل محتوای تولید شده توسط کاربران در واکنش به فم تریپ های مربوط به مقاصد و جاذبه های گردشگری ایران در 9 صفحه منتخب در اینستاگرام و یوتیوب بود. به علاوه، داده ها با استفاده از نشانه شناسی تحلیل شد. بازه انتش ار فم تریپ ها از ابتدای سال1400 تا اخر مرداد 1403 بود. یافته ها : نتایج نشان داد که انتظارات عمده گردشگران بالقوه از فم تریپ های ایران عبارتند از «شفافیت، واقع گرایی و اعتماد به محتوا»، «تجربه گرایی فرهنگی و تعامل انسانی» و «آموزش سفر و الهام بخشی دیجیتال». افزون بر این، نتایج حاکی از آن بود که تصور گردشگران بالقوه از فم تریپ های ایرانی آن است که «ایران؛ کشوری با جاذبه های تاریخی و فرهنگی غنی» است و «چالش ها و تناقض هایی در روایت های رسانه ای» وجود دارد. سرانجام، مشخص شد که توصیه های کاربردی برای توسعه صنعت گردشگری ایران شامل «شفاف سازی و واقع گرایی در روایت ها»، «توجه به تنوع فرهنگی و اجتماعی»، «استفاده مؤثر از شبکه های اجتماعی» و «مدیریت نقدها و بازخوردها» است. نتیجه گیری : یافته های این مطالعه نتنوگرافی نشان می دهد که فم تریپ های ایرانی نقش مهمی در شکل دهی به تصویر مقصد در شبکه های اجتماعی دارند و بر ضرورت انتخاب راهبردی اینفلوئنسرها و طراحی روایت های هدفمند تأکید می کنند. تحلیل داده ها بیانگر آن است که سازمان های گردشگری باید از رویکردهای تبلیغاتی یک سویه فاصله گرفته و به جای آن، شیوه های هم آفرینی را تقویت کنند تا اینفلوئنسرها بتوانند محتوای اصیل و تجربه محور تولید کنند و در نتیجه تعامل مخاطبان را افزایش دهند. علاوه بر این، نتایج نشان می دهد که اثربخشی پایدار فعالیت های فم تریپ مستلزم ایجاد همکاری های بلندمدت با تولیدکنندگان محتوای معتبر و هم سویی میان ارزش های مقصد و برند شخصی اینفلوئنسرهاست. در مجموع، این دلالت ها بر لزوم استفاده از راهبردهای دیجیتال هدفمندتر و مبتنی بر رابطه برای ارتقای دیده شدن و اعتمادپذیری مقصدهای گردشگری ایران تأکید می کنند
۳۰.

پیشران های چندوجهی مهاجرت افغانستانی ها به ایران: کاوشی در تقاطع ناامنی، معیشت شکننده و پیوندهای تمدنی از نگاه خبرگان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۳۸
ایران در دهه های گذشته شاهد حضور جمعیت میلیونی مهاجران اتباع افغانستانی بوده است. با وجود نقش مهاجرپذیری ایران، این پدیده کمتر به صورت نظام مند مورد توجه پژوهشگران و سیاست گذاران قرار گرفته است. هدف این مطالعه، بررسی پیشران های مهاجرت افغانستانی در ایران است. روش این پژوهش کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون است. جامعه مطالعه، خبرگان حوزه مهاجرت بودند و با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند با چهل نفر به روش نیمه ساختاریافته در سال 1404 مصاحبه انجام شد. نتایج نشان داد، مهاجرت افغانستانی ها به ایران پدیده ای چندبعدی و پیچیده است که تحت تأثیر سه دسته عامل عمده اقتصادی، سیاسی-امنیتی و اجتماعی-فرهنگی قرار دارد. از جنبه اقتصادی، فقر شدید، بیکاری و نابرابری در افغانستان به عنوان عوامل دافعه، نیاز اقتصاد ایران به نیروی کار کم مهارت و ارزان، همراه با اقتصاد یارانه ای و هزینه های پایین زندگی، به عنوان عوامل جاذبه عمل می کنند. از منظر سیاسی-امنیتی، جنگ، بی ثباتی سیاسی، حکومت ناکارآمد و طردکننده طالبان و همچنین ضعف حکمرانی مهاجرت در ایران، موجب تشدید مهاجرت شده اند. همچنین، عوامل اجتماعی-فرهنگی مانند پیوندهای تمدنی و زبانی مشترک و شبکه های اجتماعی ، به عنوان تسهیلگرهای مهاجرت عمل کرده اند. براین اساس تداوم مهاجرت افغانستانی ها به ایران امری اجتناب ناپذیر است و مدیریت آن مستلزم تدوین سیاست های جامع و یکپارچه است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان