استعمارپژوهی جنسیتی: مروری تحلیلی-انتقادی به نظریه کنش گری زنان در پدیده استعمار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۷ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
441-459
حوزههای تخصصی:
تحلیل پیوند میان جنسیت و استعمار، از محورهای بنیادین در مطالعات انتقادی گفتمان استعماری به شمار می رود. واکاوی ماهیت این ارتباط، نه تنها قلمرو مطالعات استعمارپژوهی را گسترش می دهد، بلکه ابعاد پیچیده ی موضوع جنسیت و نقش های چندگانه ی زنان را در دلِ پدیده ای چون استعمار بازنمایی می کند. سارا میلز، به عنوان نظریه پرداز و فمینیست ادبی معاصر، با رویکردی انتقادی و جنسیتی تبیین می کند که متون زن نوشت، برخلاف غفلتِ رایج در جریان استعمارپژوهی، نقشی کلیدی در بسط و تداومِ ساختار استعماری ایفا کرده و واجد «عاملیتی فعالانه» هستند. با توجه به خلأ تئوریک در ادبیات فارسیِ این حوزه، نوشتار حاضر بر آن است تا ضمن بررسیِ مبانی نظری میلز و دستاوردهای آن، با تحلیل یکی از نمونه های موردی وی، زوایای عملیِ این دیدگاه را واکاوی کند. در پایان نیز، قوت ها و کاستی های این نظریه با هدف جریان سازی در فضای فکری فارسی زبانان و کنشگران حقوق زنان مورد ارزیابی قرار می گیرد. یافته های این پژوهش بیانگر آن است که میلز با استراتژی «استعمارزدایی از درون»، درصدد فراهم آوردن زمینه های رهایی از استعمار بیرونی است. از این منظر، تلاش او بیش از آنکه نقدی بر عملکرد زنان باشد، کنشی فمینیستی جهت اعتباربخشی به نوشتار زنانه و اثبات توانمندی و خلاقیت آنان در تولید آثار ادبی و هنری، حتی در بسترهای صلبِ تاریخی است.