مطالب مرتبط با کلید واژه " زیست قدرت "


۱.

بررسی و نقد کتاب باید از جامعه دفاع کرد

کلید واژه ها: جنگگفتمان تاریخیمیشل فوکونژادگراییزیست قدرت

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۱ تعداد دانلود : ۲۴۹
محققان در مقاله حاضر به نقد و تحلیل یکی از آثار محوری فوکو با عنوان باید از جامعه دفاع کرد پرداخته اند. در این پژوهش، پس از معرفی کلی اندیشه، روش، و آثار فوکو، عوامل بیرونی تأثیرگذار بر اندیشه نویسنده و ساختار اثر بررسی شده است که از جمله این عوامل می توان به تحولات اجتماعی و سیاسی دوران حیات او و اندیشه های مارکس، وبر، و نیچه اشاره کرد. سپس، به تحلیل درونی اثر پرداخته شده است و نقاط محوری این اثر مانند تحلیل مفهوم قدرت در گفتمان تاریخی سیاسی، ریشه یابی این گفتمان، بررسی تحولات آن، مفهوم جنگ، گفتمان نژادی و نژادگرایی دولتی، و انتقال از «قدرت انضباطی» به «زیست قدرت» بررسی شده اند. محققان، در پایان، به نقد و ارزیابی اثر پرداخته اند و نقدهایی را از زوایای شکلی، ساختاری، و محتوایی بر این اثر وارد می دانند که از جمله این نقدها می توان به نبود هماهنگی منطقی درس گفتارها در برخی نقاط و سردرگمی فوکو در استفاده از مفاهیم سلطه و جنگ برای تحلیل قدرت اشاره کرد.
۲.

زیست قدرت در اندیشه سیاسیِ فوکو، آگامبن، و نگری: از جامعه انضباطی تا جامعه کنترلی جهانی

نویسنده:

کلید واژه ها: قدرتسیاستگسستزیست سیاستزیست قدرتفلسفه سیاسی جدید

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم سیاسی اندیشه سیاسی اندیشه سیاسی در غرب
  2. حوزه‌های تخصصی علوم سیاسی اندیشه سیاسی اندیشه سیاسی در غرب تاریخ و مبانی اندیشه سیاسی از قرن بیستم به بعد
  3. حوزه‌های تخصصی علوم سیاسی جامعه شناسی سیاسی
تعداد بازدید : ۹۵۳ تعداد دانلود : ۳۰۵
تحول مفاهیم سیاسی و اجتماعی تابعی از تحول فرماسیون یا وضعیت واقعیِ نیروهاست. بر این پایه، می توان این ایده ها را در دستگاه نظری میشل فوکو مطرح کرد: مفاهیم برساخته فوکو، با ورود جامعه سرمایه داری به عصر اطلاعات، دست خوش تحول شده است. زیست قدرت، تقریباً، کلیدی ترین مفهومی است که با دگرگونی شرایط عینیِ اِعمال آن و با دگرگونیِ میدان واقعیت تولید سرمایه دارانه، از سوی طیف عمده ای از اندیشمندان، بازبینی و مجدداً شاکله بندی شده است. در این پژوهش، پس از مروری کوتاه بر پیشینه کاربرد مفاهیم زیست قدرت و زیست سیاست و معرفی دیدگاه های برخی از نظریه پردازان سنت انگلوامریکن، تلقی فوکو از این مفاهیم را مطالعه می کنیم. سپس، در بخش های دیگر این پژوهش، بر اساس اندیشه های جورجو آگامبن، آنتونیو نگری، و مایکل هارت، به بررسی گسست در سنت فوکویی مطالعات قدرت زیستی می پردازیم. در پایان، کاستی های اندیشه سیاسی و تاریخی فوکو را برمی شماریم و برای امکان یا امتناع کاربست روش شناسی ها و نظریه های وی در وضعیت استثناییِ پایدار یا وضعیت سرمایه داری اطلاعاتی واقعاً موجود ملاحظاتی را مطرح می کنیم.
۳.

گفتمان ولایتعهدی امام رضا(ع) میان دو رویکرد «زیست قدرت» و «زیست سیاست»

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۳۶
طرح موضوع ولایتعهدی امام رضا (ع) توسط مأمون عباسی، یکی از حوادث بسیار مهم تاریخی است که به شدت با مسئله امامت، حاکمیت و حکومت اسلامی مرتبط بوده و نیازمند تحلیل گفتمانی ویژه می باشد. دوره مأمون یک دورة استثنایی در تاریخ عباسیان است که با جریان های مختلف سیاسی اجتماعی و فرهنگی دینی روبرو بوده که نیازمند ظهور گفتمانی شده است که بر پایه «ولایتعهدی» مبتنی می باشد. این مقاله درصدد است تا «گفتمان ولایتعهدی» را به مثابه یک گفتمان مؤثر در طرح دیدگاه های مربوط به «سلطه» و «تدبیر» بر اساس رویکردهای «زیست قدرت» و «زیست سیاست» مورد تحلیل قرار داده و برخوردهای مأمون عباسی (رویکرد سلطه) و حضرت امام رضا (ع) (رویکرد تدبیر) را بر پایه آن و با روش «پدام» مورد ارزیابی قرار دهد.
۴.

مواجهات فلسفی آدورنو و فوکو با مدرنیته: طراحی مدل های درون گفتمان

تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۱۸
مقاله حاضر به کنکاش در آثار تئودور آدورنو و میشل فوکو می پردازد تا به مفهوم مدرنیته در اندیشه و آراء آنان دست یازد و بر این امر مُهر تأیید زند که هر یک از آنان در مواجهات خود با مدرنیته، طرحی مخصوص به خویش را درافکنده است. لذا، پس از مشخّص نمودن سنّت فلسفی قارّه ای به عنوان یک ”گفتمان“، و پس از مورد مداقه قراردادن پرسش ها و مسائل پژوهش، مفهوم مدرنیته به گونه ای انفکاکی در نزد آدورنو و فوکو بررسی می شود. نهایتاً در مقام مقایسه و نتیجه گیری، مدل های انتولوژیک، اپیستمولوژیک و پارادایمیک به طور مجزّا برای این دو اندیشمند طراحی و ارائه می شوند. هم چنان که نشان داده خواهد شد، عناصر اساسی و بنیادینی که انتولوژی و اپیستمولوژیِ انسانِ مدرن را برمی سازند، در نزد آدورنو، کلیّت و هم سانی، و در نزد فوکو، زیست قدرت و کرانمندی هستند. ناهم سان بودن عناصر تشکیل دهنده گفتمانی واحد خود را آشکارا در مدل های پارادایمیک ارائه شده متبلور خواهد ساخت؛ آن جا که با ابتنای بر سلسله مراتب معرفت نشان می دهیم در حالی که مواجهات فلسفی و پارادایمی آدورنو با مدرنیته مواجهاتی ”مستقیم“ هستند و مواجهه نظری وی مواجهه ای ”غیرمستقیم“ است، فوکو دارای مواجهات فلسفی و پارادایمی ”غیرمستقیم“ است و از انضمامی ترین سطح موجود در الگوی سلسله مراتب معرفت یعنی، ”به طورمستقیم“ از نظریه به واقعیت مورد بررسی (مدرنیته) ورود می کند.