راهبردهای نو در روانشناسی و علوم تربیتی

راهبردهای نو در روانشناسی و علوم تربیتی

راهبردهای نو در روانشناسی و علوم تربیتی دوره اول زمستان 1398 شماره 4

مقالات

۱.

اثربخشی قصه درمانی بر كاهش میزان اضطراب و بهبود هراس اجتماعی كودكان كم توان ذهنی شهر كرمانشاه

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۵
پژوهش حاضر باهدف تعیین اثربخشی قصه درمانی بر كاهش میزان اضطراب و بهبود هراس اجتماعی كودكان کم توان ذهنی شهر كرمانشاه در سال تحصیلی 98-1397 انجام گرفت. در این پژوهش از طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه كنترل استفاده شد. در پژوهش حاضر از نمونه در دسترس و با اجرای پرسشنامه اضطراب و مقیاس هراس اجتماعی، 20 کودک که دارای اضطراب و هراس اجتماعی بالابودند به عنوان گروه نمونه انتخاب شد و به صورت تصادفی 10 نفر در گروه آزمایش و 10 نفر در گروه کنترل جایگزین شدند. در گروه آزمایش 8 جلسه قصه درمانی دوساعته به مدت یك ماه بر روی آن ها اجرا شد و مشارکت کنندگان گروه کنترل در لیست انتظار قرار گرفتند. تحلیل یافته ها با استفاده از تحلیل کوواریانس مستقل نشان داد که قصه درمانی باعث كاهش اضطراب و هراس اجتماعی كودكان کم توان ذهنی شده است. مهم ترین نتایج این پژوهش، مؤثر بودن روش قصه درمانی و مفید بودن استفاده از آن در كاهش میزان اضطراب و بهبود هراس اجتماعی این كودكان است. ازاین رو می-توان نتیجه گرفت روش قصه درمانی، در كاهش میزان اضطراب و هراس اجتماعی كودكان کم توان ذهنی مؤثر بوده است.
۲.

بررسی تاثیر آموزش ذهن آگاهی بر راهبردهای مقابله ای و امید به زندگی زنان معتاد باردار

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۲
پژوهش حاضر باهدف تأثیر آموزش حضور ذهن بر راهبردهای كنار آمدن و امیدواری به زندگی زنان معتاد باردار در سال 1398-1397 انجام شد. طرح پژوهش شبه آزمایشی، از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری آن را تمامی زنان معتاد باردار مراجعه کننده به بیمارستان امام رضا شهر کرمانشاه در كه در سال 1398-1397 پرونده پزشكی داشتند تشكیل می دادند. حجم نمونه 30 نفر از زنان معتاد باردار از طریق نمونه گیری مبتنی بر هدف و به صورت تصادفی در دسترس انتخاب شدند. سپس نمونه ها به طور تصادفی در گروه های آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. تمام شرکت کنندگان پرسشنامه های راهبردهای كنار آمدن لازاروس و امیدواری به زندگی اشنایدر را به عنوان پیش آزمون كامل كردند. گروه آزمایش به مدت 9 جلسه تحت آموزش حضور ذهن (ذهن آگاهی) قرار گرفت، اما گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نكرد. نتایج نشان داد که آموزش ذهن آگاهی بر راهبردهای كنار آمدن (0/009=P) و امیدواری به زندگی (0/001=P) در زنان معتاد باردار تأثیر معنی داری دارد. با توجه به اینكه حضور ذهن و یا ذهن آگاهی این مادران پایین تر از نرمال بود، بنابراین آموزش ذهن آگاهی یا توجه آگاهی یا حضور ذهن می تواند نقش مهمی را به عنوان درمان های كمكی و توان بخشی در كنار درمان های پزشكی در زنان معتاد باردار ایفا كند.
۳.

اثربخشی واقعیت درمانی گروهی بر تنظیم هیجان و سلامت روان بیماران قلبی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۲
هدف از تحقیق حاضر تعیین اثربخشی واقعیت درمانی گروهی بر تنظیم هیجان و سلامت روان بیماران قلبی بود. تحقیق حاضر، تحقیقی نیمه آزمایشی (نیمه تجربی) است. ازآنجاکه اجرای هر آزمایش مستلزم انتخاب یک طرح مناسب است در این تحقیق نیز، از انواع طرح های نیمه آزمایشی، طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل به این منظور استفاده شد. جامعه آماری تحقیق حاضر بیماران قلبی شهرستان فسا بود. با توجه به اینکه تحقیق حاضر از نوع مداخله ای است لذا به شیوه نمونه گیری هدفمند 40 نفر از بیماران قلبی که نمره کمتر از میانگین در پرسشنامه تنظیم هیجان و سلامت روان گرفتند انتخاب شدند و به تصادف در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. اعضای گروه آزمایش 8 جلسه 5/1 ساعته واقعیت درمانی به شیوه دریافت كردند، درحالی که گروه گواه هیچ نوع مداخله ای را دریافت نكردند. پس از اتمام جلسات، پس آزمون اجرا و یک ماه بعد پیگیری انجام خواهد شد و داده ها با روش های آماری مناسب تجزیه وتحلیل شدند. نتیجه نشان داد تغییرات میانگین نمرات تنظیم هیجانی و سلامت روانی که در واقعیت درمانی گروهی شرکت کرده بودند تفاوت معناداری به لحاظ آماری دارند. بنابراین واقعیت درمانی گروهی می تواند باعث افزایش سلامت عمومی بیماران قلبی و درنتیجه بهبود کیفیت زندگی و کارایی آن ها باشد و همچنین واقعیت درمانی گروهی اثرات مثبتی بر تنظیم و کنترل هیجانات مثبت و منفی بیماران قلبی دارد که اثر مستقیمی بر بهبود زندگی و کنترل بیماری آن ها خواهد داشت.
۴.

رابطه ویژگی های شخصیتی و بی انضباطی با قلدری دانش آموزان دوره دوم متوسطه

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۳
مطالعه حاضر با هدف تعیین رابطه ویژگی های شخصیتی و بی انضباطی با قلدری دانش آموزان دوره دوم متوسطه منطقه شبستر انجام گردید. روش مطالعه حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری کلیه دانش آموزان دوره دوم متوسطه منطقه شبستر به تعداد 2260 نفر بود که از میان آنها با استفاده از فرمول کوکران و روش نمونه گیری خوشه ای تعداد 327 نفر (164 نفر دختر و 163 پسر) انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه های ویژگی های شخصیتی (کاستا و مک کری، 1985)، قلدری (ایلی نویز، 2011) و بی انضباطی (مصرآبادی و همکاران، 1392) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه به وسیله نرم افزار SPSS.22 صورت گرفت. نتایج ضزایب همبستگی نشان داد که بین مولفه های ویژگی های شخصیتی و بی انضباطی با قلدری دانش آموزان رابطه مثبت و معنی داری وجود داشت (0/01=>P). همچنین با توجه به نتایج رگرسیون چندگانه، 39/9 درصد از واریانس قلدری دانش آموزان توسط ویژگی های شخصیتی و بی انضباطی تبیین گردید. نتیجه تحقیق گویای این موضوع بود که ویژگی های شخصیتی و بی انضباطی دانش آموزان به عنوان متغیرهای مهمی به شمار می روند که می توانند رفتارهای قلدری دانش آموزان را پیش بینی نمایند.