پژوهش های جغرافیای انسانی

پژوهش های جغرافیای انسانی

پژوهشهای جغرافیای انسانی بهار 1389 شماره 71

مقالات

۱.

تحلیل و ارزیابی کاربری اراضی روستا– شهر گلوگاه بابل با استفاده از GIS

کلید واژه ها: روستاکاربری اراضیارزیابی کیفیارزیابی کمیشهر گلوگاه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹۱ تعداد دانلود : ۸۸۰
ارزیابی کاربری اراضی شهری به عنوان هسته اصلی برنامه ریزی شهری، نقشی مهم در ساماندهی فضایی– مکانی شهرها ایفا می کند. روستا– شهر گلوگاه در سال 1381 تبدیل به نقطه شهری شده و با جمعیتی معادل 5114 نفر در جنوب شهرستان بابل قرار دارد، که به لحاظ ساماندهی مکانی– فضایی کاربری اراضی شهر، نابسامان می باشد. علل این نابسامانی را بایستی عمدتا در توپوگرافی شهر، ضعف مدیریت، عدم اجرای قوانین و مقررات شهرسازی جستجو کرد. نتایج بررسی های کمی سطوح و سرانه های شهری موجود و افق ده ساله آتی شهر (1395)، نشان می دهد که مساحت کاربری های دایر روستا– شهر گلوگاه با توجه به سرانه ها و استانداردها حدود 123873 متر مربع کمبود فضا دارد. در تحلیل کیفی کاربری اراضی شهر با استفاده از نرم افزار Are GIS و با توجه به شاخص های ارزیابی (مطلوبیت، ظرفیت، سازگاری)، نتایج حاصل بیانگر آن است که مکان گزینی اکثر کاربری های این شهر در ماتریس مطلوبیت، شرایط آن نسبتا نامطلوب بوده، گرچه از لحاظ سازگاری، در حد نسبتا سازگار بوده، در عین حال از حیث ماتریس ظرفیت، غیر از کاربری تجاری و اداری، سایر کاربری ها نتوانسته اند جمعیت سطح شهر و حوزه نفوذ آن را تحت پوشش مناسب قرار دهند. یافته های حاصل از این تحقیق بیانگر آن است که بایستی به توسعه درون بافتی شهر اندیشید و با در نظر داشتن شاخص های مکان گزینی کاربری ها به تفکیک قطعات و باز توزیع فضایی– مکانی اراضی شهر پرداخت.
۲.

برنامه ریزی تعاملی گردشگری روستایی با رهیافت ارزیابی مشارکتی روستایی مورد مطالعه روستای وکیل آباد «سردابه»

کلید واژه ها: گردشگری روستاییبرنامه ریزی تعاملیرهیافت ارزیابی مشارکتی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی مدیریت مدیریت بازرگانی مدیریت جهانگردی
  2. حوزه‌های تخصصی جغرافیا رشته های جغرافیای عمومی جغرافیای اوقات فراغت
تعداد بازدید : ۱۵۴۲ تعداد دانلود : ۶۸۱
گردشگری روستایی یکی از زمینه های نسبتا تازه در توسعه روستایی است که می تواند فرصت ها و امکاناتی را به ویژه برای اشتغال و درآمد روستایی فراهم سازد و نقش موثری در احیا و نوسازی نواحی روستایی ایفا کند. نقش و اهمیت گردشگری در فرایند توسعه روستایی در بسیاری از کشورها به اثبات رسیده است. هم اکنون گردشگری روستایی به عنوان صنعت بالقوه پایداری قلمداد می شود.توجه به این امر مهم در برنامه ها و طرح های توسعه روستایی به ویژه طرح های محلی اهمیت زیادی را طلب می کند. گردشگری روستایی امروزه یکی از مردمی ترین اشکال گردشگری محسوب می شود (پاپلی یزدی؛ 1385، 201). جاذبه ها، امکانات و قابلیت های توسعه گردشگری در نواحی روستایی کشور ما بسیار متنوع و گسترده است. تاکنون این جاذبه ها چندان شناخته و معرفی نشده و بهره برداری های لازم از آن ها به عمل نیامده است.گردشگری در فرآیند برنامه ریزی توسعه روستایی اهمیت بسزایی دارد. لذا توجه به این امر در برنامه ها و طرح های توسعه روستایی به ویژه طرح های محلی پیش از پیش احساس می شود. با در نظر گرفتن مشکلات فراوان پیش روی توسعه و پیشرفت روستای وکیل آباد و بعضا کمبود پتانسیل های لازم در جهت توسعه بخش کشاورزی به دلیل تقطیع اراضی و کوهستانی بودن منطقه و مهاجرت روستاییان و بیکاری، گردشگری روستایی می تواند نقش موثری در رونق بخشیدن به جامعه و اقتصاد روستایی ایفا نموده و گام موثری در جهت توسعه پایدار روستایی محسوب گردد.
۳.

نگرش و گرایش جامعه میزبان به توسعه گردشگری در نواحی روستایی نمونه مورد مطالعه: دهستان کلیجان، شهرستان تنکابن

کلید واژه ها: گردشگرینواحی روستاییتنکابنتوسعه پایداری گردشگرینگرش و گرایش جامعه میزبان

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۹۱ تعداد دانلود : ۷۴۳
گردشگری یک فعالیت منبع پایه است و به جاذبه ها و خدمات وابسته است، اما در عین حال توسعه موفقیت آمیز آن مستلزم میهمان نوازی و استقبال از طرف جامعه میزبان نیز می باشد. به طوری که بدرفتاری، بی علاقگی و سوءظن جامعه محلی، نهایتا به گردشگران منتقل خواهد شد و احتمالا عدم تمایل گردشگران به بازدید مجدد از مقصدهای مذکور، را در پی خواهد داشت. بدین سان درک واکنش جامعه محلی و عواملی که بر روی این طرز تفکر تاثیر می گذارند، به منظور دستیابی به حمایت مطلوب جامعه روستایی از توسعه گردشگری امری ضروری به شمار می آید. گرایش و حمایت ساکنین یکی از مولفه های کلیدی در رویکرد توسعه پایدار گردشگری محسوب می شود. هدف این تحقیق، بررسی عوامل موثر بر گرایش ها و میزان حمایت ساکنین از توسعه گردشگری در نواحی روستایی دهستان گلیجان از توابع شهرستان تنکابن می باشد. این تحقیق به لحاظ روش از نوع پیمایشی مبتنی بر استفاده از پرسشنامه می باشد. جامعه آماری به سه گروه خانوارهای ساکن معمولی، فعالان بخش تجاری و خدماتی و مسوولین بخش عمومی تقسیم و از روش نمونه گیری طبقه ای نسبی با حجم نمونه 354 نفر (روش کوکران) استفاده شد. به منظور تحلیل متغیرهای مورد مطالعه، با استفاده از نرم افزار SPSS و روش های آماری همبستگی، رگرسیون و آزمون های آماری ناپارامتریک استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد ماهیت نگرش و گرایش ساکنان محدود مورد مطالعه نسبت به گردشگری با یکدیگر تفاوت معنی داری دارند و میزان حمایت ساکنان تحت تاثیر سطح توسعه گردشگری می باشد. به طوری که با افزایش میزان اثرات منفی ناشی از توسعه گردشگری در مقایسه با منافع حاصله، به تدریج از میزان حمایت های میزبان کاسته خواهد شد. بر این اساس روستاهای ساحلی با درک قوی تر اثرات و پیامدهای منفی گردشگری حمایت کمتری را از توسعه گردشگری نسبت به روستاهای دور از ساحل داشته اند.
۴.

بررسی تطبیقی اثرات کاهش آب هیرمند بر فعالیت های کشاورزی در روستاهای سیستان

کلید واژه ها: خشکسالینواحی روستاییسیستانهیرمندفعالیت های کشاورزی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶۸ تعداد دانلود : ۵۴۱
با توجه به میانگین بسیار کم بارش سالانه و محدودیت تشکیل سفره های آب زیرزمینی در سیستان، خشکسالی های این ناحیه را بایستی ناشی از کم آبی و یا خشکی رود هیرمند دانست که در طی تاریخ بارها حیات اجتماعی و اقتصادی روستاهای سیستان را به خطر انداخته است. در دهه های اخیر به دلیل کنترل و بهره برداری بیشتر آب هیرمند در افغانستان، اثرات خشکسالی ها در این روستاها تشدید گردیده است. در این پژوهش، ضمن بررسی تطبیقی اثرات کاهش آب هیرمند بر فعالیت های کشاورزی روستاهای سیستان، نقش آب زیر سطحی قابل دسترس نیز در تعدیل این اثرات در چارچوب مطالعات تطبیقی روستایی مورد کنکاش قرار گرفته است. پژوهش به روش پیمایش، از پاییز 1386 تا تابستان 1387 در 101 روستا از 808 روستای سیستان اجرا گردید که در طی آن از 260 تن از اعضای شورای اسلامی روستاها یا خبرگان محلی پرسشگری به عمل آمده است. نتایج بررسی موید آن است که طی خشکسالی ها، ضمن استمرار بخشی از فعالیت های کشاورزی در تعداد محدودی از روستاهای واقع در نیمه شرقی سیستان (به دلیل وجود شرایط مطلوب دسترسی به آب زیر سطحی)، در سایر روستاهای این ناحیه، این فعالیت ها به شکل بسیار شدیدی کاهش یافته و حتی برخی از فعالیت ها متوقف می گردد.
۵.

سنجش کیفیت و ظرفیت گردشگری شهری بر اساس الگوی رفتاری گردشگران و جامعه میزبان، نمونه موردی: شهر اصفهان

کلید واژه ها: گردشگری شهریجاذبه های گردشگریظرفیت پذیرشسنجش کیفیت گردشگری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹۷ تعداد دانلود : ۶۱۹
شهرها دارای جاذبه های گردشگری فراوان می باشند و همواره گردشگران زیادی را به سوی خود جذب می نمایند. لذا توسعه گردشگری شهری پایدار و مدیریت خردمندانه آن نیازمند برنامه ریزی می باشد. در دهه های اخیر رشد و توسعه صنعت گردشگری و اتخاذ آن به عنوان یکی از فعالیت های عمده اقتصادی از طرف کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه، برنامه ریزان را بر آن داشته تا جهت توسعه فعالیت های گردشگری به دو مقوله مهم توجه نمایند:اول افزایش کیفیت تجربه گردشگری، دوم تلاش در جهت حفظ منافع جوامع میزبان در این مطالعه هدف سنجش و ارتقا ظرفیت پذیرش گردشگری شهر اصفهان در راستای توسعه پایدار گردشگر بوده است. این تحقیق از نوع توسعه ای و روش آن کمی، تحلیلی، پیمایشی می باشد. در این تحقیق شهر اصفهان به دلیل وجود جاذبه های فراوان گردشگری و اهمیت وافر آن در سطح ملی و منطقه ای و همچنین به دلیل وجود جاذبه های فراوان گردشگری و اهمیت وافر آن در سطح ملی و منطقه ای و همچنین به دلیل چند نقشی بودن انتخاب گردیده است.قلمرو زمانی تحقیق فروردین 1388 تا آذر 1388 بوده است. نتیجه این تحقیق نشان می دهد که ظرفیت پذیرش و کیفیت گردشگری این شهر از دید گردشگران بیش از ظرفیت پذیرش بالفعل این شهر می باشد هر چند که تسهیلات و زیرساخت های گردشگری این مقصد هنوز در مرحله توسعه قرار دارد. این مقصد در مرحله ای قرار گرفته است که به تدریج آثار مخرب محیطی و اجتماعی– اقتصادی آن از سوی گردشگران درک می شود. و مدل تحقیق نیز تایید نموده که حجم گردشگران بیش از ظرفیت پذیرش این شهر می باشد. در مجموع می توان نتیجه گرفت که به دلیل حجم ورودی گردشگران بیش از ظرفیت پذیرش کالبدی این مقصد گردشگری جامعه میزبان نیز تاثیرات نامطلوب و منفی گردشگری را در ابعاد مختلف اقتصادی اجتماعی محیطی کالبدی احساس نموده اند. از دیگر سو کیفیت تجربه گردشگری نیز در شهر اصفهان رو به کاهش است و تنها وجود جاذبه های با اهمیت در این شهر باعث جذب گردشگران به این مقصد شده است و امکانات و تسهیلات مناسب گردشگری نتوانسته است نقش مناسبی در این میان ایفا نماید.
۶.

تمرکززدایی و توسعه پایدار در ایران

کلید واژه ها: ایرانتوسعه پایدارتمرکززدایینظام متمرکز

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۲۲ تعداد دانلود : ۸۸۴
نوع نظام اداری– مدیریتی در واحدهای سیاسی مختلف با توسعه پایدار رابطه معناداری دارد. در این راستا، سازماندهی فضایی و تقسیم سرزمین به واحدهای جغرافیایی (سیاسی– اداری) از نظر کمی و کیفی، به منظور اداره بهتر که با شرایط جدید سازگاری داشته باشد، در دستور کار دولت ها قرار گرفت. واحدهای سیاسی متناسب با قلمرو جغرافیایی، ساختار فرهنگی و قومیتی، وضعیت توپوگرافیک، آمایش سرزمین و نوع ساختار حقوقی– سیاسی حاکم، الگویی از نظام های متمرکز یا بسیط، عدم تمرکز یا فدرال، تراکم زدایی، تمرکز زدایی، واگذاری اختیارات و خودمختاری را مبنای عمل قرار دادند. با رهیافت فوق هدف این پژوهش مطالعه نظریات، تجربه کشورهای توسعه یافته، فرآیندهای حاکم بر نظام سیاسی ایران و تبیین رابطه تمرکززدایی و توسعه پایدار در ایران است. برای دستیابی به این منظور، از روش تبیینی– تحلیلی و جمع آوری داده ها و اطلاعات موجود به شیوه کتابخانه ای–اسنادی و بعضا مصاحبه با صاحب نظران استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که اکثر صاحب نظران برای خروج از ناکارآمدی، بر کوچک سازی دولت و واگذاری امور به مردم و حکومت های محلی تاکید دارند.تجربه کشورهای توسعه یافته نیز مبین همین واقعیت است. در ایران نیزم مطالعات و تحقیقات انجام یافته توسط کارشناسان و پژوهشگران خارجی، در طرح هایی همچون «تورسن»، «بتل موموریال» و «ستیران» و همچنین «طرح پایه آمایش سرزمین اسلامی» و «طرح جامع تقسیمات کشوری» که توسط پژوهشگران و سازمان های داخلی انجام پذیرفته است، تحولات مربوط به تمرکز و عدم تمرکز در ایران در ابعاد گوناگون آن مورد بررسی قرار گرفته است.این پژوهش ها همگی بر تمرکززدایی برای اداره بهینه سرزمین تاکید کرده اند. قانونگذاران در ایران برای خروج از این وضعیت قوانینی را به تصویب رسانده اند. قبل از انقلاب سال 57، در برنامه های عمرانی سوم، چهارم و پنجم و بعد از انقلاب نیز، از برنامه های اول تا چهارم توسعه بر تمرکززدایی تاکید شده است. اگر چه در این برنامه ها برای دولت الزاماتی در نظر گرفته شده است؛ اما با این الزامات مغفول واقع شده و و یا این که با باز تولید قدرت متمرکز به شیوه ای دیگر، تنها در ابعاد کمی تقسیماتی صورت پذیرفته است. بنابراین بر خلاف آموزه های فوق، با گذشت زمان، دولت در ایران حجیم، متورم، متمرکز و ناکارآمد شده است.
۷.

تحلیل ساختار فضایی شهرهای مرزی استان آذربایجان غربی با استفاده از تحلیل های آماری چند متغیره و شبکه های عصبی

کلید واژه ها: شبکه عصبیآذربایجان غربیساختار فضاییشهرهای مرزیتحلیل های آماری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۳۱ تعداد دانلود : ۸۸۳
هدف از این مقاله بررسی و تحلیل ساختار فضایی شهرهای مرزی استان آذربایجان غربی و عوامل موثر بر آن از طریق شاخص های مختلف (جمعیتی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، بهداشتی– درمانی، زیربنایی، حمل و نقل و ارتباطات و کالبدی) است. روش پژوهش توصیفی– تحلیلی و همبستگی است . از مدل های کمی و برنامه ریزی از جمله تصمیم گیری های چند معیاره تاپسیس، آنتروپی، ضریب پراکندگی برای رتبه بندی و از روش های شبکه عصبی، تحلیل رگرسیون، تحلیل مسیر و تحلیل واریانس برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شده است. برابر بررسی های صورت گرفته از بین 13 شهر مرزی استان آذربایجان غربی بر اساس تقسیمات اداری– سیاسی 1385، شهرهای پیرانشهر، سردشت و اسنویه که حدود 67.8 درصد از جمعیت شهرهای مرزی را شامل می شوند به عنوان شهرهای مرزی توسعه یافته شناخته شده اند. شهرهای سیه چشمه، آواجیق، گردکشانه، تازه شهر و پلدشت که حدود 18.7 درصد از جمعیت شهرهای مرزی را در برگرفته اند به عنوان شهرهای مرزی نیمه توسعه یافته و شهرهای میرآباد، سیلوانه، بازرگان، ربط و سرو که حدود 13.5 درصد از جمعیت شهرهای مرزی را تشکیل می دهند به عنوان شهرهای محروم مرزی استان شناخته شده اند. استفاده از مدل ضریب پراکندگی نشان می دهد در بین شاخص های مختلف بیشترین میزان نابرابری در شاخص های فرهنگی و کمترین میزان نابرابری در شاخص های اجتماعی بوده است. بر اساس نتایج تحلیل مسیر بخش های فرهنگی و زیربنایی به ترتیب بیشترین و کمترین تاثیر را بر ساختار فضایی شهرهای مرزی داشته اند. در روش شبکه های عصبی بخش زیربنایی با میزان 100 درصد و بخش جمعیتی با میزان 8.8 درصد بیشترین و کمترین اهمیت را در بین ساختار فضایی شهرهای مرزی داشته اند. میزان نابرابری بین رتبه شهرهای مختلف در بخش های گوناگون با استفاده تحلیل واریانس چند متغیره بررسی گردید که نتایج بیانگر نابرابری رتبه شهرها در شاخص های مختلف بوده است. یعنی توسعه شهرها در شاخص های مختلف یکسان صورت نگرفته است.
۸.

مطالعه تطبیقی رهیافت های امنیت انرژی چین و ژاپن در آسیای مرکزی

کلید واژه ها: امنیتانرژیآسیای مرکزیژاپنچین

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۷۳ تعداد دانلود : ۸۰۲
برخلاف برخی بحث ها در زمینه اهمیت فزاینده رویکرد تامین امنیت انرژی در سیاست های کشورهای بزرگ واردکننده انرژی، به نظر می رسید گسترش حضور چین و ژاپن در عرصه های مختلف بین المللی، تنها به واسطه افزایش نیاز آنها به واردات نفت و تلاش آنها برای ایمن سازی عرضه انرژی در سطح جهان نیست، این دو کشور در پی تداوم بخشیدن به رشد اقتصادی و پیشبرد اهداف سیاسی و استراتژیک خود هستند. گسترش پیندهای آنها با کشورهای در حال توسعه و تلاش برای تامین منافع اقتصادی و نفوذ سیاسی خود در سطح بین المللی، نمی تواند فقط در چارچوب سیاست های تامین انرژی این کشوها ارزیابی شود. اگرچه دغدغه تامین امنیت انرژی گرچه بر رفتار بین المللی این کشورهای تاثیرگذار است، اما نمی توان گفت که مهمترین عامل شکل دهنده به روابط این دو کشور با کشورهای تولید کننده انرژی است. در این مقاله تلاش خواهد شد ضمن تاکید بر نقش انرژی به عنوان عاملی مهم در تدوین سیاست خارجی چین و ژاپن، نشان داده شود که عامل انرژی تنها یکی از عوامل تاثیرگذار بر سیاست های بین المللی این کشورها است و عناصر ژئوپلیتیک، محاسبات استراتژیک و نیز سیاست های مبتنی بر حفظ موازنه قدرت در این منطقه از جهان نیز در تعیین سیاست های این دو قدرت بزرگ آسیایی، نقش ویژه ای را ایفا می کند. نویسندگان با در نظر داشتن تحولات بین المللی در حوزه مباحث نظری و تغییر رویکردها در عرصه اقتصاد سیاسی از ایجاد وابستگی متقابل میان تولیدکنندگان و مصرف کنندگان انرژی به ایجاد الگوی همکاری جمعی جهانی برای دست یابی به امنیت انرژی، تلاش کرده اند تا با مطالعه تطبیقی چگونگی تعامل چین و ژاپن در زمینه انرژی با کشورهای صادرکننده نفت و گاز در حوزه آسیای مرکزی، به بررسی عوامل تاثیرگذار بر سیاست های انرژی این دو کشور در این منطقه بپردازند.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۴۳