فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۸۸۱ تا ۱٬۹۰۰ مورد از کل ۳۷٬۰۰۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر رابطه سبک مدیریت کلاس درس و مهارت های ارتباطی معلم با عملکرد تحصیلی دانش آموزان شهر کرج در سال تحصیلی 1400-1399 بود. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و با توجه به گردآوری داده ها، توصیفی و از نوع همبستگی می باشد. در پژوهش حاضر جامعه ی آماری پژوهش را کلیه معلمان و دانش آموزان ابتدایی شهر کرج تشکیل دادند. جهت انتخاب حجم نمونه از روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای استفاده شد. بدین صورت که چهار مدرسه به عنوان نمونه انتخاب و در هر مدرسه 6 کلاس پایه ششم ابتدایی انتخاب شدند و با توزیع پرسشنامه در بین دانش آموزان هر کلاس به صورت تصادفی ساده داده های لازم گردآوری شد. تعداد حجم نمونه با توجه به تعداد جامعه نامحدود تعداد 200 نفر (معلم و دانش آموزان) به عنوان نمونه انتخاب شدند و به پرسشنامه های عملکرد تحصیلی فام و تیلور (1990)، سبک های مدیریت کلاس درس گراشا (1996) و مهارت های ارتباطی کوئین دام پاسخ دادند. نتایج نشان داد متغیرهای سبک مدیریت کلاس درس و مهارت های ارتباطی معلمان به شکل مثبت و معنی داری عملکرد تحصیلی دانش آموزان را پیش بینی می کنند. بنابراین نتایج پژوهش حاضر می تواند موردتوجه مراکز آموزش وپرورش، معلمان و دانش آموزان جهت بهبود عملکرد تحصیلی واقع شود.
رابطه احساس تنهایی و اضطراب اجتماعی با سرگردانی ذهنی: نقش میانجی علائم اختلال بازی اینترنتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی سال ۲۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۱۲)
446 - 456
حوزههای تخصصی:
با افزایش دسترسی به اینترنت به عنوان یکی از مهم ترین ابزارهای ارتباطی و اطلاعاتی، افزایش استفاده ناکارآمد از اینترنت در نوجوانان مشاهده می شود. اختلال بازی اینترنتی به معنای استفاده مداوم و مکرر از اینترنت برای شرکت در بازی ها، اغلب با بازیکنان دیگر است که منجر به اختلال یا ناراحتی قابل توجه بالینی می شود. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی علائم اختلال بازی اینترنتی در رابطه بین احساس تنهایی و اضطراب اجتماعی با سرگردانی ذهنی است. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان مشغول به تحصیل در مقاطع متوسطه اول و متوسطه دوم (نوجوانان 13 تا 18 ساله) شهر تهران در سال تحصیلی 1401_1402، و حجم نمونه 252 نفر است. متغیرهای پژوهش با استفاده از پرسش نامه اختلال بازی اینترنتی وانگ و چانگ (2002)، پرسش نامه سرگردانی ذهنی (MWQ)، پرسش نامه اضطراب اجتماعی (SAIN) و پرسش نامه احساس تنهاییUCLA)) سنجش شد. برای استخراج نتایج توصیفی و تحلیل مسیر از نرم افزارهای spss25 و Smart PLS 3 استفاده شد. نتایج تحلیل مسیر نشان داد متغیر علائم اختلال بازی اینترنتی در رابطه اضطراب اجتماعی و سرگردانی ذهنی نقش میانجی دارد. هم چنین نشان داده شد متغیر علائم اختلال بازی اینترنتی در رابطه احساس تنهایی و سرگردانی ذهنی نقش میانجی ندارد. به این صورت که رابطه مستقیم احساس تنهایی و سرگردانی ذهنی تأیید و رابطه احساس تنهایی و اختلال بازی اینترنتی رد شد. برنامه هایی جهت کاهش اضطراب اجتماعی و احساس تنهایی می تواند به کاهش سرگردانی ذهنی دانش آموزان کمک کند. هم چنین با فراهم کردن برنامه هایی جهت کاهش اضطراب اجتماعی می توان رفتار بازی در نوجوانان را مدیریت نمود.
آیا حل مسئله سریع تر دقت را بهبود می بخشد؟ بررسی پیش بینی کننده های شناختی در تعامل سرعت-دقت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حل مسئله یک فرآیند شناختی هدف محور است که شامل ارزیابی مشکل و ایجاد راه حل ها جهت دستیابی به نتایج مطلوب می شود. این مهارت تحت تأثیر تنظیم زمان مندی بهینه و خودکنترلی قرار دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش متغیرهای زمان کل، زمان تأخیر، درجه دشواری، زمان واکنش و خودکنترلی در تعامل سرعت-دقت بود. نمونه پژوهش حاضر شامل ۵۴ دانش آموز دختر ۱۰ تا ۱۱ ساله بدون سابقه بیماری بود که به صورت در دسترس از مدارس غیرانتفاعی مشهد در سال تحصیلی ۱۴۰۱-۱۴۰۲ انتخاب شدند. از تکلیف برج لندن برای ارزیابی متغیرهای دقت عملکرد در حل مسئله، زمان تاخیر، زمان کل، درجه سختی و از تکلیف فلنکر برای متغیرهای خودکنترلی و زمان واکنش استفاده شد. به منظور پیش بینی متغیرهای مذکور در دقت عملکرد حل مسئله، داده ها از طریق تحلیل های آماری رگرسیون چندگانه و تحلیل میانجی در SPSS-26 بررسی شدند. یافته ها نشان دادند که متغیرهای زمان کل (769/0- = β)، زمان تاخیر (574/0 = β)، درجه دشواری (388/0= β) و زمان واکنش (160/0- = β) به طور معناداری عملکرد حل مسئله را پیش بینی می کنند. به این صورت که افزایش زمان کل برای حل مسئله منجر به کاهش دقت شد، در حالی که افزایش زمان تأخیر در آغاز حل مسئله باعث افزایش دقت گردید. اگرچه نقش تعدیل کنندگی خودکنترلی در رابطه بین زمان تاخیر و زمان کل با دقت معنادار نبود (05/0p>)، اما رگرسیون گام به گام حاکی از پیش بینی معنادار متغیر خودکنترلی در دقت عملکرد بود (157/0 = β). بنابراین زمان بندی نقش مهمی در دقت عملکرد دارد. به طوری که صرف زمان کافی برای پردازش شناختی قبل از پاسخ دهی می تواند عملکرد را بهبود بخشد و طولانی شدن فرآیند حل مسئله، به جهت افزایش بار شناختی یا استراتژی های ناکارآمد، می تواند دقت را کاهش دهد. اگرچه نقش درجه دشواری و ماهیت تکلیف در این رابطه مهم است. عدم اثر معنادار تعدیلی خودکنترلی بر تنظیم این رابطه می تواند به ارتباط گسترده این متغیر با دیگر ابعاد شناختی شرکت کنندگان مرتبط باشد.
بررسی رابطه ابعاد شناختی احتکار با انباشت بی رویه داده های دیجیتالی در دانشجویان با میانجی گری دشواری تنظیم هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر اطلاعات، انباشت بی رویه داده های دیجیتال به یک چالش جدی تبدیل شده است. این پژوهش با هدف بررسی عوامل روان شناختی مؤثر بر احتکار دیجیتالی، به ویژه در میان دانشجویان، انجام شد. با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری بر روی داده های 413 دانشجو از دانشگاه های خلیج فارس و علامه طباطبایی، رابطه بین شناختارهای احتکاری، دشواری تنظیم هیجان و احتکار دیجیتالی مورد بررسی قرار گرفت. نمونه گیری به روش در دسترس بود و برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های احتکار دیجیتالی (نیو و همکاران، 2019)، شناختارهای احتکاری (استکتی و همکاران، 2003) و مقیاس دشواری تنظیم هیجان (گرتز و روئمر، 2004) استفاده شد. نتایج نشان داد که شناختارهای احتکاری نقش محوری در پیش بینی احتکار دیجیتالی ایفا می کنند ( ). دانشجویانی که باورهای نادرستی در مورد ارزش اطلاعات دیجیتال داشته و دشواری در دورانداختن آن ها را تجربه می کردند، تمایل بیشتری به انباشت بی رویه داده ها داشتند. همچنین، تعامل پیچیده ای بین شناختارهای احتکاری و دشواری تنظیم هیجان مشاهده شد. هرچند دشواری تنظیم هیجان به تنهایی تأثیر مستقیمی بر احتکار دیجیتالی نداشت ( )، اما در تعامل با شناختارهای احتکاری، نقش تعدیل کننده داشت ( )؛ یعنی با افزایش دشواری تنظیم هیجان، تأثیر شناختارهای احتکاری بر احتکار دیجیتالی افزایش می یافت به طوری که افرادی که هم زمان دارای شناختارهای احتکاری قوی و مشکلات در تنظیم هیجانات خود بودند، بیشتر مستعد احتکار دیجیتال بودند. این پژوهش نشان می دهد که برای مقابله با مشکل رو به رشد احتکار دیجیتالی، باید به طور همزمان بر تغییر باورهای ناکارآمد و بهبود مهارت های تنظیم هیجان تمرکز کنیم. نتایج این مطالعه به درک عمیق تری از مکانیسم های روان شناختی زیربنایی احتکار دیجیتالی کمک کرده و می تواند در طراحی مداخلات درمانی موثر برای این اختلال مفید واقع شود.
مدل یابی درگیری تحصیلی دانشجویان علوم پزشکی بر اساس ادراک از حمایت اساتید و خودکارآمدی تحصیلی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: درگیری تحصیلی به عنوان یکی از مسائل مهم در حوزه آموزش نقشی اساسی در رسیدن به تجربه یادگیری مطلوب داشته و می تواند تضمین کننده موفقیت تحصیلی دانشجویان باشد. هدف پژوهش حاضر مدل یابی روابط ساختاری میان درگیری تحصیلی، ادراک از حمایت اساتید و خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان علوم پزشکی است. روش کار: جامعه آماری در این پژوهش توصیفی- همبستگی، کلیه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کاشان در سال تحصیلی 98-1397 بودند. تعداد 327 نفر با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و به پرسشنامه درگیری تحصیلی ریو و تسنگ، خودکارآمدی تحصیلی مک ایلروی و بانتینگ و درک حمایت معلم متنی، مک وایرتر و اونیلو پاسخ دادند. داده ها با استفاده از مدل معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار Amos تحلیل شدند. نتایج: نتایج نشان داد ادراک از حمایت اساتید می تواند به طور معناداری درگیری تحصیلی دانشجویان را پیش بینی کند و خودکارآمدی تحصیلی دارای نقش میانجی گر در رابطه ادراک از حمایت اساتید با درگیری تحصیلی است. شاخص های الگوسازی حاکی از آن است که مدل ارائه شده از برازش مناسب برخوردار و انطباق مطلوبی بین مدل ساختاری شده با داده های تجربی برقرار است و متغیرهای پیش بینی کننده الگو، 68/0 از واریانس درگیری تحصیلی را تبیین کردند. نتیجه گیری: ارائه حمایت و توجه و پذیرا بودن نسبت به دانشجو از جانب اساتید می تواند زمینه رشد احساس خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان را فراهم کرده و به افزایش درگیری در فعالیت های مربوط به یادگیری کمک نماید. بنابراین ضروری است برنامه ریزی و بازنگری در شیوه های آموزشی در راستای بهبود ادراک از حمایت اساتید مورد توجه قرار گیرد.
تدوین برنامه آموزش مهارتهای حل مساله و اثربخشی آن بر مهارتهای تنظیم هیجان و اضطراب اجتماعی نوجوانان دچار اختلال اتیسم با عملکرد بالا(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف تدوین برنامه آموزش مهارت های حل مساله و اثربخشی آن بر مهارت های تنظیم هیجان و اضطراب اجتماعی نوجوانان دچار اختلال اتیسم با عملکرد بالا انجام شد. روش ها: این پژوهش در دو بخش کیفی و کمی انجام شد. بخش کیفی شامل تدوین و اعتباریابی برنامه آموزشی بود و بخش کمی شامل روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل همراه با دوره پیگیری 1 ماهه بود. جامعه آماری بخش کیفی شامل 28 متخصص با مدرک دکتری روانشناسی کودکان استثنایی شهر تهران در سال 1401 بود که 10 نفر از آن ها به شیوه هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند و جامعه آماری بخش کمی شامل 53 دانش آموز دچار اختلال اتیسم شهر قزوین در سال 1401 بود که 20 نفر از آن ها به شیوه در دسترس براساس ملاک های ورود از آموزشگاه استثنائی پارس به عنوان نمونه انتخاب و در 2 گروه آزمایش (10) و کنترل (10) به شیوه تصادفی گمارش شدند. ابزارهای اندازه گیری پژوهش شامل سیاهه تنظیم هیجان شیلدز و همکاران (1997) و مقیاس اضطراب اجتماعی لاگرکا (1999) بود. گروه آزمایش در 12 جلسه 45 دقیقه ای برنامه آموزشی را دریافت کرد. جهت تحلیل داده ها در بخش کیفی، از نسبت روایی محتوایی و شاخص روایی محتوایی و در بخش کمی، از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر دو راهه با نرم افزار SPSS26 استفاده شد. یافته ها: برنامه آموزشی اعتبار محتوایی مناسبی دارد و موجب بهبود مهارت های تنظیم هیجان و کاهش اضطراب اجتماعی درگروه آزمایش شده است. نتیجه گیری: پیشنهاد می شود آموزش مهارت های حل مساله را در اولویت آموزشی نوجوانان دچار اختلال اتیسم با عملکرد بالا قرار گیرد.
سبک ادراک نزدیکی خطر به عنوان عامل آسیب پذیری اختصاصی نشانه های اختلالات اضطرابی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر، به بررسی مدل سه گانه آسیب پذیری در تبیین نشانه های افسردگی، اضطراب فراگیر و اضطراب اجتماعی با هدف ارزیابی هر سطح مدل پرداخت. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان دختر و پسر دانشگاه های ارومیه بود که از میان آن ها 370 نفر به صورت در دسترس انتخاب شدند که از این تعداد، 340 نفر (177 پسر، 162 دختر) به طور کامل به پرسشنامه پنج عاملی نئو (NEO-FFI)، پرسشنامه کنترل اضطراب (ACQ-R)، پرسشنامه سبک ادراک نزدیکی خطر (LMSQ-R)، فرم کوتاه مقیاس افسردگی، اضطراب، استرس (DASS)، پرسشنامه نگرانی پنسیلوانیا (PSWQ) و پرسشنامه وحشت زدگی و هراس آلبانی (APPQ) پاسخ دادند. یافته های تحلیل مسیر نشان داد که نورزگرایی به طور مثبت می تواند نشانه های هر سه اختلال را پیش بینی کند، اما برون گرایی با کنترل نورزگرایی، به طور منفی می تواند تنها نشانه های افسردگی و اضطراب اجتماعی را پیش بینی کند. کنترل ادراک شده، بعد از ثابت نگه داشتن اثر ابعاد سرشتی، تنها توانست نشانه های اضطراب فراگیر را پیش بینی کند. در مورد آسیب پذیری اختصاصی، یافته ها نشان دادند که با کنترل ابعاد عمومی زیستی و روان شناختی، سبک ادراک نزدیکی خطر پیش بینی کننده اختصاصی اضطراب نیست. نتایج این مطالعه دارای تلویحاتی در زمینه مدل های فراتشخیصی مربوط به اختلال های هیجانی و نقش ابعاد آسیب پذیری عمومی و اختصاصی در آغاز، شدت و سیر اختلال های روانی است.
بررسی ویژگی های روان سنجی پرسش نامه عملکرد انعکاسی در دانش آموزان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی ویژگی های روان سنجی پرسش نامه عملکرد انعکاسی در دانش آموزان ایرانی بود. در این مطالعه توصیفی همبستگی، تعداد 342 نفر (265 دختر و 77 پسر) از دانش آموزان مقطع متوسطه دوم (18-16 سال) شهرستان بابلسر در سال تحصیلی 1401-1402 به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و پرسش نامه عملکرد انعکاسی (RFQ-Y)، شارپ و همکاران (2009) را تکمیل نمودند. جهت تحلیل داده ها از روش تحلیل عاملی تأییدی و ضریب همسانی درونی (آلفای کرونباخ) استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که ساختار دو عاملی پرسش نامه عملکرد انعکاسی از برازش مطلوبی برخوردار است. همچنین در این مدل زیر مقیاس A با آلفای کرونباخ 88/0، زیر مقیاس B با مقدار 81/0 و مقیاس کلی با مقدار 90/0 دارای پایایی مناسبی می باشند. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که مقیاس مورد استفاده از روایی و پایایی مطلوبی برخوردار است و می تواند تصویر قابل قبولی از این سازه را ارائه نماید. بنابراین می توان از این مقیاس در پژوهش های مختلف، به منظور ارزیابی ذهنی سازی در دانش آموزان استفاده نمود.
پیش بینی تمایل به روابط فرازناشویی بر اساس رفتار فداکارانه با میانجی گری شفقت ورزی به خود در زنان متاهل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ آذر ۱۴۰۳ شماره ۹ (پیاپی ۱۰۲)
۱۷۰-۱۶۳
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی تمایل به روابط فرازناشویی بر اساس رفتار فداکارانه با میانجی گری شفقت ورزی به خود در زنان متاهل انجام شد. روش این پژوهش، توصیفی-همبستگی و از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه زنان متاهل شهر تهران در سال 1402 بود. نمونه ای به حجم 300 نفر، به صورت هدفمند و باتوجه به ملاک های ورود و خروج به پژوهش انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس گرایش به خیانت زناشویی (MIS) بشیرپور و همکاران (1397)، پرسشنامه ادراک رفتارهای فداکارانه (PSBM) هارپر و فیگرس (2008) و مقیاس شفقت ورزی به خود (SCS) نف (2003) بود. داده های پژوهش با روش مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شد. یافته ها نشان داد مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است. نقش میانجی گری شفقت ورزی به خود در رابطه رفتار فداکارانه با تمایل به روابط فرازناشویی تایید شد (05/0>p). شدت اثر مستقیم برابر با 194/0- و شدت اثر غیر مستقیم برابر با 213/0- بود و بر این اساس، شدت اثر کل رفتار فداکارانه بر تمایل به روابط فرازناشویی مقدار 407/0 بود. یافته ها نشان داد رفتار فداکارانه هم به طور مستقیم و هم به طور غیرمستقیم (با میانجی گری شفقت ورزی به خود) بر تمایل به روابط فرازناشویی تاثیرگذار بود. بنابراین شفقت ورزی به خود می تواند در رابطه بین رفتار فداکارانه با تمایل به روابط فرازناشویی نقش واسطه ای ایفا کند.
اثربخشی زوج درمانی هیجان مدار بر تن انگاره و صمیمیت زناشویی در زنان نابارور مراجعه کننده به متخصصان ناباروری شهر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ آذر ۱۴۰۳ شماره ۹ (پیاپی ۱۰۲)
۱۸۰-۱۷۱
حوزههای تخصصی:
ناباروری به معنای ناتوانی در بارداری بعد از یک سال رابطه جنسی بدون استفاده از روش های جلوگیری از بارداری است. پژوهش با هدف تعیین اثربخشی زوج درمانی هیجان مدار بر تن انگاره و صمیمیت زناشویی در زنان نابارور مراجعه کننده به متخصصان ناباروری شهر اهواز انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون _پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش متشکل از کلیه زنان نابارور مراجعه کننده به متخصصان ناباروری شهر اهواز در سال 1402-1401 بود. به روش نمونه گیری هدفمند تعداد 30 زن نابارور (15 نفر برای هر گروه) و با در نظر گرفتن ملاک های ورود به مطالعه، انتخاب و به تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل جایگزین شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه چندبعدی روابط خود با بدن (کش و هیکز، 1990، MBSRQ) و پرسشنامه ارزیابی شخصی صمیمیت در روابط (شافر و اولسون، 1981، PAIR) استفاده شد. شرکت کنندگان گروه آزمایش، طی 9 جلسه 90 دقیقه ای، هفته ای یک بار تحت زوج درمانی هیجان مدار قرار گرفتند. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون آماری تحلیل کوواریانس چند متغیری انجام شد. یافته ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون تن انگاره و صمیمیت زناشویی در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری در سطح (05/0>P) وجود داشت. با توجه به نتایج پژوهش، اجرای درمان زوج درمانی هیجان مدار برای زنان نابارور می تواند موجب بهبود تن انگاره و صمیمیت زناشویی در آنها شود.
اثربخشی روان درمانی مثبت گرا بر تحمل پریشانی و کیفیت زندگی بیماران قلبی- عروقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ دی ۱۴۰۳ شماره ۱۰ (پیاپی ۱۰۳)
۱۱۰-۱۰۱
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی روان درمانی مثبت گرا بر تحمل پریشانی و کیفیت زندگی بیماران قلبی- عروقی انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری سه ماه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی بیماران قلبی- عروقی بودند که به بیمارستان قلب شهر بندر ماهشهر در نیمه دوم سال 1402 مراجعه کرده بودند؛ 32 بیمار به روش هدفمند پس از کسب معیارهای ورود به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (16 نفر) و کنترل (16 نفر) قرار گرفتند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس تحمل پریشانی (DTS-15؛ سیمونز و گاهر، 2005) و مقیاس کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (WHOQOL؛ گروه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی، 1998) استفاده شد. برنامه درمانی شامل 12 جلسه 60 دقیقه ای بود که به صورت فردی هر هفته یک جلسه در طول سه ماه برای اعضای گروه مداخله برگزار شد. به منظور تحلیل داده ها از تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر استفاده شد. نتایج نشان داد بین گروه ها بین پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تحمل پریشانی و کیفیت زندگی تفاوت معناداری وجود داشت (05/0>p) و روان درمانی مثبت گرا دارای ماندگاری اثر در دوره پیگیری بود (05/0>p). در مجموع می توان نتیجه گرفت که درمانی مثبت گرا یک درمان موثر بر بهبود تحمل پریشانی و کیفیت زندگی در بیماران قلبی- عروقی بوده است.
تاثیر مداخله ارسال پیام های اصلاحی بر درگیری کاربران منتشرکننده اخبار جعلی در ایکس (توییتر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از مطالعه حاضر مقایسه تأثیر علّی یکی از مداخله های مقابله با اخبار جعلی یعنی ارسال پیام های اصلاحی، بر روی کاربران فارسی زبان منتشرکننده اخبار نادرست از طریق بررسی میزان درگیری آنها با این پیام بود. روش مطالعه از نوع آزمایشی و بر اساس طرح آزمایش میدانی تصادفی اجرا شد. جامعه مورد هدف کاربران فارسی زبان ایکس قرار داده شد که اقدام به انتشار یک خبر جعلی مشخص کرده بودند. نمونه مورد مطالعه 334 نفر از این کاربران بودند که در فاصله 48 ساعت ابتدایی انتشار خبر، به صورت کاملا تصادفی انتخاب و به صورت تصادفی به 3 گروه آزمایشی تخصیص داده شدند. داده های مطالعه از طریق رابط برنامه کاربردی (API) ایکس استخراج و مورد تحلیل رگرسیون لجستیک اسمی دو وجهی و آزمون استقلال خی دو قرار گرفت. اجرای مداخله به این صورت بود که بعد از آماده سازی یک حساب کاربری خنثی توسط محقق، سه نوع پیام اصلاحی برای این کاربران ارسال شده و در فاصله 24 ساعت درگیری آنها با پیام اصلاحی مورد مطالعه قرار می گرفت. نتایج نشان داد پیامی که صرفا حاوی حقیقت بود نسبت به پیامی که حاوی حقیقت و شایعه بود به صورت معنی داری تاثیر بیشتری داشت (p<0.05). همچنین ویژگی های کاربران تاثیری بر درگیری آنها با پیام اصلاحی نداشت. باتوجه به خلاء پژوهشی موجود در موضوع کارآمدی رویکردهای مختلف اصلاح، این مطالعه برای اولین بار در دنیا نشان داد در متغیر درگیری، رویکرد صرفا بیان حقیقت کارآمدی بیشتری دارد. نتایج این مداخله قابلیت کاربردی سازی در رسانه های اجتماعی برای مقابله با اخبار جعلی را دارد.
Does organizational ergonomics have impact on workplace burnout?
حوزههای تخصصی:
The objective of this study was to explore the influence of organizational ergonomics on the burnout experienced by administrative personnel at the University of Sistan and Baluchestan, Zahedan, Iran. The utilized research approach was of a descriptive correlation-predictive nature. The study's statistical population included all administrative personnel at the University of Sistan and Baluchestan. The study sample included 130 individuals (54 males and 76 females) chosen through convenience sampling and took part in the research. A questionnaire on burnout and organizational ergonomics was utilized to gather data. The research data were analyzed using the Pearson correlation coefficient and stepwise regression. The correlation coefficient results indicated that the emotional exhaustion sub-scale exhibited a negative and significant correlation with scores in engineering psychology, work physiology, anthropometry, and job biomechanics (p<.05). The depersonalization sub-scale exhibited a negative and significant relationship with scores in engineering psychology, work physiology, and anthropometry (p<.05). However, no notable relationship was found between depersonalization and job biomechanics. The personal accomplishment sub-scale showed a positive and significant relationship with engineering psychology, work physiology, and anthropometry (p<.05). However, there was no notable correlation between the personal accomplishment sub-scale and job biomechanics. The findings from stepwise regression indicated that anthropometric measures accounted for 25.4% of the variance in emotional exhaustion, while work physiology accounted for 11.3% and 12.7% of the variance in depersonalization and personal accomplishment, respectively. It is concluded that appropriate organizational ergonomics leads to enhanced productivity and diminishes occupational stress, particularly job burnout.
ارزیابی تعهد به طبیعت گرایی روش شناختی در دیدگاه Daniel Dennett درمورد آگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی میزان تعهد Dennett به طبیعت گرایی روش شناختی در نظریه او درباره آگاهی می پردازد. آگاهی، به عنوان یکی از پیچیده ترین معماهای فلسفی و علمی، همواره محل نزاع میان دیدگاه های طبیعت گرا و غیرطبیعت گرا بوده است. Dennett با ارائه نظریه "پیشنویسهای چندگانه"، رویکردهایی را که آگاهی را تجربه ای واحد و متمرکز می دانند، نقد می کند. او با رد استعاره "تماشاخانه دکارتی"، آگاهی را محصول جریان های موازی و چندگانه در مغز می داند که به طور پیوسته و بدون یک پردازشگر مرکزی در سراسر مغز ویرایش می شوند. همچنین Dennett با انکار جنبه پدیداری آگاهی و تأکید بر توهم بودن این تجربه ها، تلاش می کند نظری های کاملاًً طبیعت گرایانه از آگاهی ارائه دهد. برای ارزیابی دیدگاه Dennett ، ابتدا مروری بر زمینه شکل گیری و تعاریف دقیق طبیعت گرایی روش شناختی و هستی شناختی خواهیم داشت. طبیعت گرایی روش شناختی بر این باور است که تنها روش معتبر برای کسب دانش، استفاده از روش های علوم طبیعی است؛ در حالی که طبیعت گرایی هستی شناختی بیان می کند که تنها موجودات واقعی، آنهایی هستند که در قلمرو امور طبیعی وجود دارند. نکته مهم این است که طبیعت گرایی در مقابل پوزیتیویسم مطرح شده و برخلاف آن، محدودیت ها یا معیارهای پیشینی بر علم تحمیل نمی کند. در عوض، طبیعت گرایی خود را با دستاوردهای علمی تطبیق داده و دامنه متافیزیک را براساس یافته های علمی توسعه داده یا محدود می کند. بنابراین، طبیعت گرایی روش شناختی نوعی اولویت نسبت به طبیعت گرایی هستی شناختی دارد و می توان گفت که هسته اصلی طبیعت گرایی، طبیعت گرایی روش شناختی است. با توجه به این مسأله، Dennett در تبیین آگاهی، برای پایبندی به طبیعت گرایی هستی شناختی، به صورت پیشینی موجودیت Qualia را رد کرده و آن را توهم می داند. به عبارت دیگر قبل از بررسی علمی، Dennett یک معیار متافیزیکیِِ پیشینی اتخاذ می کند که این امر با تعریف و مبنای طبیعت گرایی روش شناختی تعارض دارد. طبیعت گرایی روش شناختی به طور اصولی مستلزم بررسی علمی همه پدیده ها، حتی پدیده ها از جمله آگاهی است. بنابراین، این مقاله استدلال می کند که Dennett به هسته اصلی طبیعت گرایی، که بر پایبندی به رو شهای علمی استوار است، پایبند نیست و نظریه او در نهایت بیشتر به موضعی پوزیتیویستی نزدیک می شود تا یک نظریه کاملاًً طبیعت گرایانه.
Predicting Marital Intimacy Based on Infertility Stigma and Coping Strategies in Infertile Women(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: Infertility is not merely a medical condition affecting women but a biopsychosocial health issue that encompasses lower quality of life, psychiatric disorders, and even marital conflicts. The aim of this study was to predict marital intimacy based on infertility stigma and coping strategies in infertile women. Method: This applied research was descriptive-correlational in nature. The population included all infertile women in Tehran in the year 2020. From this group, 250 participants were selected using purposive sampling. The participants were assessed using the Thompson and Walker (1983) Marital Intimacy Scale, Fu’s (2014) Perceived Infertility Stigma Scale, and Folkman and Lazarus’s (1985) Coping Strategies Scale. Data were analyzed using SPSS software, version 23. Findings: Data analysis revealed that infertility stigma and coping strategies significantly predict marital intimacy in infertile women at the 0.01 level (p < .01, F(6, 249) = 45.877). Infertility stigma and coping strategies explained 53.1% of the variance in marital intimacy. The t-tests for significance in regression for self-devaluation (β = -.189, p = .001), social rejection (β = -.143, p = .003), family shame (β = -.279, p = .001), emotion-focused coping style (β = .351, p = .001), and problem-focused coping style (β = .251, p = .001) were significant at the level below .01. Among the sub-scales of infertility stigma, family shame and among the coping strategies, emotion-focused coping style had a more significant unique contribution in predicting marital intimacy. Conclusion: Infertility stigma and coping strategies can be used to predict marital intimacy among infertile women.
اثربخشی آموزش مهارت های ارتباطی با تاکید بر آموزه های دین اسلام بر رضایت زناشویی و طلاق عاطفی همسران خانواده های ایثارگر شهرستان زاهدان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
تعالی مشاوره و روان درمانی دوره ۱۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۱
12 - 22
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی آموزش مهارت های ارتباطی با تاکید بر آموزه های دین اسلام بر رضایت زناشویی و طلاق عاطفی همسران خانواده های ایثارگر شهرستان زاهدان انجام شد. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه و جامعه آماری متشکل از همسران خانواده های ایثارگر شهرستان زاهدان در سال ۱۴۰۰ بود. 30 نفر با روش نمونه گیری در درسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و گواه گمارده شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس رضایت زناشویی (انریچ، ۱۹۹۸) و طلاق عاطفی (گاتمن، 1998) بود. برنامه آموزش مهارت های ارتباطی با تاکید بر آموزه های دین اسلام به صورت هفتگی دوبار طی ۸ جلسه ۵/۱ ساعته به گروه آزمایش، ارائه شد و گروه کنترل آموزشی را دریافت نکرد. داده ها با استفاده از آزمون های کای دو و تحلیل کوواریانس در نرم افزار آماری SPSS26 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: تحلیل ها نشان داد که بین دو گروه به لحاظ متغیرهای جمعیت شناختی سن، تحصیلات و اشتغال تفاوت معنی داری وجود ندارد (05/0<p). نتایج دیگر نشان داد که آموزش مهارت های ارتباطی با تاکید بر آموزه های دین اسلام در افزایش نمرات رضایت از زندگی (001/0>p، ۳۴۱/۵۴F=) و کاهش نمرات طلاق عاطفی (001/0>p، ۱۶۶/۱۵F=) همسران خانواده های ایثارگر مؤثر بود. نتیجه گیری: آموزش مهارت های ارتباطی با تاکید بر آموزه های دین اسلام به عنوان یک مداخله کارآمد در جهت بهبود رضایت از زندگی و طلاق عاطفی در همسران خانواده های ایثارگر مورد استفاده گیرد.
A Qualitative Study of the Psychological Empowerment of Women with a Healthy Adult Mode(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Family Therapy Journal, Vol. ۵ No. ۴, Serial Number ۲۳ (۲۰۲۴) Special Issue on Women Studies
114-123
حوزههای تخصصی:
Objective: The Healthy Adult mode is one of the primary modes in schema therapy, reflecting maturity, mental health, and good judgment. The present study aimed to qualitatively investigate the psychological empowerment of women with a Healthy Adult mode. Methods: This qualitative study was conducted using a phenomenological approach. Participants included women aged 20-40 from Isfahan Province in 2023, selected through purposive sampling based on inclusion criteria. Data were examined using semi-structured, in-depth interviews. Data saturation was achieved with 20 interviews. Data were analyzed using Colaizzi's seven-step method. Findings: After interviewing women with a Healthy Adult mode and analyzing the data, 80 initial codes, 8 sub-themes, and 2 main themes were extracted. Coping and self-awareness were classified under the main themes, and self-compassion, self-regulation, problem-solving ability, mindfulness, developed social relationships, assertiveness, self-awareness, and the concept of a "good enough" parent were classified under the sub-themes. Conclusion: Based on the findings of this study, it can be concluded that Iranian women with a Healthy Adult mode have developed components of psychological empowerment. Ultimately, it is suggested that counseling centers and organizations use practical services based on the findings of this research to enhance the psychological empowerment and promote the adult state of personality in women.
Effectiveness of Self-Compassion Therapy on Loneliness and Health-Related Quality of Life in Infertile Women(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Family Therapy Journal, Vol. ۵ No. ۴, Serial Number ۲۳ (۲۰۲۴) Special Issue on Women Studies
140-147
حوزههای تخصصی:
Objective: This study aimed to evaluate the effectiveness of self-compassion training on reducing loneliness and improving health-related quality of life in infertile women. Methods: A randomized controlled trial design was used, involving 30 infertile women recruited from a specialized infertility treatment center. Participants were randomly assigned to an experimental group (n = 15) receiving eight sessions of self-compassion training or a control group (n = 15) with no intervention. Assessments were conducted at baseline, post-intervention, and at a five-month follow-up using the Loneliness Questionnaire and the Health-Related Quality of Life Questionnaire. Data were analyzed using repeated measures ANOVA and Bonferroni post-hoc tests. Findings: The experimental group showed significant reductions in loneliness from pre-test (M = 45.32, SD = 6.45) to post-test (M = 30.21, SD = 5.28) and follow-up (M = 31.12, SD = 5.34), while the control group remained stable. Health-related quality of life significantly improved in the experimental group from pre-test (M = 62.45, SD = 7.34) to post-test (M = 78.53, SD = 6.78) and follow-up (M = 77.95, SD = 6.65), with minimal changes in the control group. ANOVA results indicated significant time and group interactions for both loneliness (F(2, 56) = 67.03, p < .001, η² = .71) and health-related quality of life (F(2, 56) = 113.20, p < .001, η² = .80). Conclusion: Self-compassion training is effective in reducing loneliness and improving health-related quality of life in infertile women. These benefits were sustained at the five-month follow-up, highlighting the long-term potential of self-compassion interventions in supporting the psychological well-being of infertile women.
Comparison of the Effectiveness of Schema Therapy, Cognitive-Behavioral Therapy, and Compassion-Focused Therapy on Components of Loving, Emotional Empathy, Marital Values, Coping Skills, and Willingness to Marry Among Single Women with Fear of Marriage(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Family Therapy Journal, Vol. ۵ No. ۴, Serial Number ۲۳ (۲۰۲۴) Special Issue on Women Studies
201-210
حوزههای تخصصی:
Objective: The present study aimed to compare the effectiveness of schema therapy, cognitive-behavioral therapy, and compassion-focused therapy on components of loving, emotional empathy, marital values, coping skills, and willingness to marry among single women with a fear of marriage. Methods and Materials: This experimental study used a pretest-posttest-follow-up design with four groups (three experimental groups and one control group). The statistical population included all girls with pre-marital fears in the city of Semirom. From this population, 60 participants were selected using convenience sampling based on inclusion and exclusion criteria and were assigned to four non-randomized groups. The control group was placed on a waiting list, while the three experimental groups received schema therapy-based interventions (Fadavi Nia & Khayyatan, 2021), cognitive-behavioral therapy (Mohammadpour et al., 2015), and compassion-focused therapy (Pirjavid et al., 2021) over eight 90-minute sessions. All participants responded to the Coping Skills Questionnaire (Billings & Moos, 1981) in three phases. The collected data were analyzed using descriptive statistics (mean and standard deviation) and inferential statistics. Findings: The results showed that all three methods effectively improved the two dimensions of avoidance-oriented and problem-focused coping. Conclusion: Based on these results, it can be concluded that these three methods are suitable for improving psychological constructs, with schema therapy and cognitive-behavioral therapy being more effective in enhancing the dimensions of coping mechanisms. Counselors and psychotherapists can use the techniques and strategies from these methods to improve these dimensions.
The Effectiveness of Mindfulness-Based Cognitive Therapy on Resilience and Self-Efficacy in Female Heads of Households(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Family Therapy Journal, Vol. ۵ No. ۴, Serial Number ۲۳ (۲۰۲۴) Special Issue on Women Studies
246-251
حوزههای تخصصی:
Objective: The present study aimed to determine the effectiveness of mindfulness-based cognitive therapy (MBCT) on resilience and self-efficacy in female heads of households. Methods: This research employed a quasi-experimental method with a pre-test and post-test control group design. The statistical population included female heads of households who sought counseling services at centers in Tehran in 2023. From this population, 30 individuals were selected using convenience sampling and were randomly assigned to two groups: an experimental group (15 participants) and a control group (15 participants). The instruments used in this study were the Resilience Questionnaire and the Self-Efficacy Questionnaire. The experimental group received eight two-hour sessions of mindfulness-based cognitive therapy, while the control group did not receive any specific intervention. Findings: The findings indicated that the mean scores of resilience and self-efficacy in the post-test were significantly higher than those in the pre-test for the experimental group. Conclusion: Consequently, it can be concluded that mindfulness-based cognitive therapy has an effect on enhancing resilience and self-efficacy in female heads of households.