فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸۱ تا ۲۰۰ مورد از کل ۱۸٬۷۲۷ مورد.
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۲۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۶
207 - 234
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله شناسایی بدفهمی های دانشجومعلمان رشته آموزش ابتدایی از مفاهیم فیزیک عمومی است. روش پژوهش آمیخته (کیفی-کمی) است؛ ابتدا با تحلیل محتوای سرفصل های آموزش علوم، بدفهمی ها در حوزه فیزیک عمومی شناسایی شد. سپس، برای تأیید بدفهمی ها، از روش کیفی گروه کانونی (6 نفره) استفاده شد. در بخش کمی پژوهش، میزان رواج این بدفهمی ها در بین دانشجومعلمان با استفاده از یک آزمون محقق ساخته مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری بخش کمی، دانشجومعلمان مقطع کارشناسی ورودی سال تحصیلی ۱۳۹۹-۱۳۹۸ در رشته آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان بود. نمونه ای به حجم ۳۴۰ نفر به روش نمونه گیری در دسترس از میان دانشجومعلمان پردیس های تهران، مشهد، اصفهان، اراک، یاسوج و همدان انتخاب شد. نتایج تحقیق نشان داد که تمامی ۲۰ بدفهمی شناسایی شده، در بین دانشجومعلمان وجود دارد که برخی از آن ها رواج بالاتری دارند. همچنین، نتایج نشان می دهد که تعداد و شدت بدفهمی های موجود در میان دانشجومعلمان قابل توجه است و این امر ضرورت بازنگری و اصلاح برنامه های درسی تربیت معلم را برجسته می سازد.
آموزش کارآفرینی یا کارآفرینی آموزش: بررسی الگوی اجرایی آن در مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۲۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۶
1 - 34
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف ضرورت کارآفرین نمودن آموزش در مدارس انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و با روش کیفی سنتزپژوهی و مصاحبه با افراد صاحب نظر انجام شده است و جامعه آماری کلیه مطالعات در بازه زمانی (2003-2021) و انجام مصاحبه نیمه ساختار یافته بوده است. ازاین رو، 600 پژوهش در زمینه موضوع مورد نظر ارزیابی و درنهایت 125 پژوهش به صورت هدفمند انتخاب گردید و در گام دوم با 30 نفر از افراد صاحب نظر تا رسیدن به اشباع نظری مصاحبه انجام شد. با تحلیل محتوا و پیاده سازی مصاحبه های انجام شده، درمجموع 90 کد اصلی، 18 کد محوری و 7 کد باز مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج تحلیل در دو بخش وضعیت موجود آموزش کارآفرینی و کارآفرینی آموزش قرار گرفت. نتایج این پژوهش این طور نشان داد که در وضعیت موجود مدارس با ضعف در سیاست گذاری و اهداف کلان، هدف گذاری خرد و در سطح کوچک، نیروی انسانی، محتوای آموزشی، فضا و امکانات آموزشی و ارزیابی و پیگیری مواجه است که در همین زمینه نیاز است تا به منظور پیش بایست های کارآفرینی آموزش به زیرساخت مبنایی کارآفرینی آموزش، ایجاد مدارس ارزش آفرین، راه اندازی سیستم به روزرسانی مربیان و ایجاد یک سیستم کوچینگ و پیگیری توجه ویژه ای داشته باشند.
Analytical Hierarchy Process in Identifying and Ranking Factors Affecting L1 Use among Iranian EFL Teachers
حوزههای تخصصی:
Consolidating the students’ L1 permits instructors to supply clear clarifications and moderate potential challenges in comprehension. By recognizing the esteem of L1, instructors can advance more successful dialect instruction. Hence, this ponder investigated the essential variables influencing Iranian instructors’ utilization of L1 in EFL classrooms. The members of the think-about group were chosen through comfort inspection. A pairwise survey was conducted, and 32 tall school English instructors from Gorgan, Golestan, Iran, reacted to the questions. Along these lines, 20 instructors out of 32 were chosen based on their level of instruction and the consistency of their reactions. They were counseled on how the pairwise survey was answered to get more reliable reactions. After analyzing the information utilizing the Master Choice computer program and Explanatory Chain of command Handle (AHP), it was uncovered that instructors, for the most part, favored utilizing L1 to decrease negative full of feeling channels in a classroom environment, such as making less tense environment, additionally improving positive emotional channels like motivating the learners. It was also concluded that the other reasons behind the teacher's L1 utilization were for classroom administration purposes, social targets, and cognitive engagement of the understudies. The discoveries of this thinking suggest that EFL instructors and TEFL approach producers join L1 in teaching-learning and prepare more viably and intentionally.
الهیات سیاسی تربیت: برنامه ای پژوهشی برای تعلیم و تربیت در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوشتار حاضر برنامه پژوهشی ای را برای بازفهمی و بازسازی مسئله تعلیم وتربیت در ایران ارائه می کند. بدین منظور، تلاش شد در قالب یک جستار نظرورزانه طرحی از مسئله تعلیم وتربیت ایران و مسیر حرکت از وضع موجود به وضع مطلوب ناظر به محورها و مضامین اساسی این برنامه پژوهشی عرضه گردد. این برنامه پژوهشی با نام الهیات سیاسی تربیت، دو پیش فرض بنیادین دارد. پیش فرض اول، که ناظر به اصلاح انگاره صاحب نظران و پژوهشگران حوزه تعلیم و تربیت نبست به غرب است، «غرب شناسی الهیات سیاسی تربیت» نام دارد. این پیش فرض مشخصاً به پروژه مطالعات نقد سکولاریزاسیون اشاره دارد و «وجود ریشه های الهیاتی برای مدرنیته» را برملا می سازد و زمینه ای برای تبارشناسی الهیاتی غرب مدرن، به ویژه تعلیم و تربیت سکولار غربی است. پیش فرض اول، کمک می کند تا غرب و تعلیم و تربیت غربی را با روایتی الهیاتی بازشناسی کنیم و این رکن غرب شناسی در برنامه پژوهشی این نوشتار است. پیش فرض دوم، «خودشناسی الهیات سیاسی تربیت» نام دارد که بیانگر ضرورت تلاش برای درک وضع تاریخی و اجتماعی و تعلیم وتربیت در ایران از منظری بیرون از افق تاریخی مدرنیته است. این افق تاریخی، که باید برآمده از حکمت ایرانی – اسلامی باشد و طرح کلی آن در این نوشتار عرضه شده، جهان ایرانی نام دارد. جهان ایرانی، رکن خودشناسی در الهیات سیاسی تربیت به مثابه یک برنامه پژوهشی است. براین اساس، نوشتار حاضر به نوعی ضرورت و امکان بازسازی نظریه و تاریخ تعلیم و تربیت در ایران را مطرح می سازد.
از تقابل تا ترکیب؛ تحلیل روایت دانشجویان از آموزش حضوری و مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گسترش روزافزون استفاده از اینترنت و رسانه های اجتماعی، نظام آموزشی را دستخوش تحولات بنیادین کرده و مباحث گسترده ای را پیرامون مزایا، معایب و تأثیرات این فناوری ها بر فرایند یادگیری در آموزش عالی، پدید آورده است. پژوهش حاضر باهدف بررسی تقابل میان آموزش حضوری و مجازی و امکان تلفیق این دو شیوه، از بیان تعریفی آموزش حضوری، مجازی و ترکیب این دو، نظریه همگرایی رسانه ها و نظریه کنشگر_ شبکه، بهره گرفته است. این مطالعه با استفاده از روش تحلیل روایت، دیدگاه ها و تجربیات دانشجویان را به عنوان ذینفعان اصلی و کاربران این دو شیوه آموزشی مورد بررسی قرار داده است. نمونه این پژوهش شامل ۱۸ نفر از دانشجویان دانشگاه فرهنگیان شهر سنندج بود که به روش هدفمند و ملاک محور انتخاب شدند. نتایج به دست آمده از مصاحبه نیمه ساخت یافته با تحلیل شش مرحله ای براون و کلارک، پنج مضمون اصلی را آشکار کرد: «رقابت بر سر میدان آموزش»، «غیرانسانی شدن آموزش»، «ارتقای کیفیت بخشی آموزشی»، «شیوع کرونا و گسترش آموزش مجازی» و «ترکیبی شدن آموزش». این یافته ها نشان داد روایت دانشجویان که متأثر از تجربه آن ها در استفاده از رسانه های اجتماعی در یادگیری و آموزش است، متفاوت و گاها متناقض است. آنها بر این باورند که بین دو سبک آموزشی حضوری و مجازی در دانشگاه تقابل و رقابت وجود دارد و شیوع کرونا، به طور قابل توجهی به تقویت جایگاه آموزش مجازی کمک کرده است. در این راستا، برخی از مصاحبه شوندگان با بیان این که روند روزافزون آموزش مجازی و استفاده از رسانه های مجازی، جنبه های انسانی آموزش را تضعیف کرده و این امر آموزش را با چالش مواجه نموده است. لذا، غالب مصاحبه شوندگان با تاکید بر ترکیب و استفاده از هر دو سبک آموزشی، راه حل عبور از چالش ها و مشکلات هردو روش را در آموزشی ترکیبی و چندرسانه ای می دانند.
The effect of cognitive-based learning on Iranian EFL learners' reading comprehension components(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۶, Issue ۱ , ۲۰۲۵
55 - 84
حوزههای تخصصی:
This study aimed at examining the effect of cognitive-based learning on Iranian EFL learners' reading comprehension components; identifying the main idea, making Inferences, recognizing unfamiliar vocabulary, text organization, and information recall. In doing so, the researchers selected 84 homogeneous intermediate level male and female EFL learners with the age range 18 to 25 out of 110 conveniently nominated sample of students majoring in different fields in a Vocational and Technical college in Dezful. A standard version of Quick Oxford Placement Test (QPT) was used to homogenize the participants and the selected ones whose scores were within one SD above and below the mean, were considered as the experimental (i.e., cognitive-based learning, n=41) and control (n=43) groups in line with the nature of convenience non-random sampling. Then, the learners in both groups experienced the processes of pretesting, 12 sessions of intervention which were presented through synchronous online Interactions using Adobe Connect, and post-testing. A validated researcher-made L2 reading comprehension test tapping different reading components was used to collect the data. The results of Analysis of Covariates (ANCOVA) and Multivariate Analysis of Covariates (MANCOVA) proved the effectiveness of cognitive based learning, using Bloom’s Taxonomy levels in developing L2 reading and its components among the participants. The findings can be used to enrich cognitive learning and analytical views in the L2 reading classroom, helping both teachers and learners in this regard.
Comparative Analysis of Negotiation Strategies in the 2024 U.S. Presidential Debates(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۴, Autumn ۲۰۲۵
139 - 153
حوزههای تخصصی:
This study investigates the negotiation strategies used by Democratic and Republican candidates in the 2024 U.S. presidential debates, focusing on how language functions as a tool to navigate ideological divides in an increasingly polarized political climate. By applying a mixed-method approach, combining qualitative discourse analysis and survey data, the research examines debate transcripts alongside citizen feedback to assess the effectiveness of candidates’ rhetorical strategies. Drawing on Politeness Theory, Speech Act Theory, and Pragma-Crafting Theory, the study reveals distinct linguistic patterns: Democratic candidates employ inclusive, cooperative language to foster unity, while Republican candidates use direct, assertive language to project confidence and decisiveness. The findings highlight the role of language in shaping voter perceptions of leadership and ideological alignment, offering insights into how candidates' rhetoric resonates with their respective bases and impacts broader electoral dynamics. This research contributes to the fields of political communication and negotiation theory by offering a comparative analysis of debate strategies and providing practical implications for political strategists and campaign teams navigating the complexities of modern electoral discourse. This research contributes to the fields of political communication and negotiation theory by offering a comparative analysis of debate strategies and providing practical implications for political strategists and campaign teams navigating the complexities of modern electoral discourse.
Predicting the level of empathy based on the amount of reading fiction books (novels) and emotional intelligence with the mediation of mindfulness
حوزههای تخصصی:
This study examined the predictive role of fiction reading and emotional intelligence (EI) on empathy, with mindfulness as a mediator. A sample of 300 participants (60% female; *M* age = 20.3 years) completed validated scales: Fiction Reading Frequency (1–5), Wong and Law’s EI Scale (30–150), Five Facet Mindfulness Questionnaire (15–90), and the Jefferson Empathy Scale (20–100). Path analysis was conducted using PROCESS Macro (Model 4) with 5,000 bootstrap samples. Both fiction reading (β = .32, *p* < .001) and EI (β = .42, *p* < .001) directly predicted empathy. Mindfulness partially mediated these relationships: - Fiction reading → Mindfulness → Empathy: β indirect = .10, 95% CI [.04, .16] - EI → Mindfulness → Empathy: β indirect = .17, 95% CI [.10, .25] The full model explained 58% of empathy variance (*R*² = .58). Significant correlations emerged between all variables (*r* = .32–.67, *p* < .01). Fiction reading and EI enhance empathy both directly and indirectly *via* mindfulness. This underscores mindfulness as a mechanism for translating cognitive-emotional skills into empathic capacities. Recommendations include integrating fiction-based modules into empathy training programs.
Unveiling Resilience: Understanding Factors Influencing the Immunity of Iranian English Teachers(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۳, Summer۲۰۲۵
103 - 126
حوزههای تخصصی:
This study explores the detailed experiences and coping mechanisms of Iranian English as a Foreign Language (EFL) teachers about teacher immunity in the Iranian educational setting. A total of thirty experienced instructors of English as a Foreign Language (EFL), with an average age of 32 and an average teaching experience of nine years, were selectively chosen to take part in comprehensive interviews conducted in the Persian language. The study utilized the grounded theory technique, where interviews were transcribed and systematically analyzed using MAXQDA. The results highlight the crucial significance of a conducive work atmosphere, opportunities for professional growth, and efficient communication in enhancing teacher resilience and immunity. Peer support, strong administrative support, and favorable school rules play a vital role in cultivating a culture of mutual assistance that is essential for teacher resilience. Professional development programs improve educators' ability to adapt and increase their job happiness. The autonomy to make decisions also strengthens their resilience. Additionally, it is crucial to prioritize a good equilibrium between work and personal life, even if it might be difficult due to the blurring lines between these two domains. Mindfulness techniques and seeking social support are crucial coping methods that effectively reduce stress and burnout among teachers. This study examines how individual traits, environmental factors, and coping techniques influence teacher immunity in the Iranian EFL teaching context. The acquired insights provide useful assistance for creating interventions that aim to improve the well-being and productivity of teachers and, ultimately, the quality of education.
اثربخشی تمرینات ادراکی حرکتی بر تقویت تمرکز ذهنی و رشد اجتماعی در دانش آموزان با نشانگان داون شهرستان کنگاور
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: نشانگان داون یک اختلال ژنتیکی است که با تأثیرات متفاوتی بر توانایی های شناختی، اجتماعی و حرکتی افراد همراه است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر تمرینات ادراکی حرکتی در تقویت تمرکز ذهنی و بهبود رشد اجتماعی دانش آموزان با نشانگان داون شهرستان کنگاور انجام شد. روش شناسی پژوهش: این پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون است. نمونه منتخب پژوهش شامل ۱۴ نفر دانش آموز با نشانگان داون شهرستان کنگاور بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. این افراد به دو گروه آزمایش (۷ نفر) و گروه کنترل (۷ نفر) تقسیم شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس رشد اجتماعی واینلند و آزمون تمرکز ذهنی تولوز پیرون استفاده شد. در گروه آزمایش، آزمودنی ها تحت تاثیر تمرینات ادراکی حرکتی به صورت گروهی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی (تحلیل کوواریانس) تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که بین تمرینات ادراکی-حرکتی در دانش آموزان با نشانگان داون و رشد اجتماعی و تمرکز ذهنی در دو گروه آزمایش و کنترل رابطه معناداری وجود دارد (۰۵/۰>p). نتیجه گیری: نتایج نشان می دهند که تمرینات ادراکی -حرکتی بر رشد اجتماعی و تمرکز ذهنی کودکان با نشانگان داون تأثیرگذار است. این یافته ها بر اهمیت طراحی و اجرای برنامه های آموزشی ویژه برای بهبود تمرکز ذهنی و اجتماعی در کودکان کم توان ذهنی به ویژه گروه نشانگان داون تأکید می کند.
واکاوی دیدگاه نوجوانان از معنای زندگی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های کیفی در علوم تربیتی سال اول بهار ۱۴۰۴ شماره ۲
128 - 167
حوزههای تخصصی:
یافتن معنا در زندگی از مهمترین نیازهایی است که برای همه انسان ها و در هر سطحی می تواند مطرح باشد. اما، ظهور و بروز آن در مرحله نوجوانی، اهمیت آن را در این دوره دو چندان می کند. نسل جوان سرمایه های عظیم هر کشوری محسوب می شوند و زمانی می توانند نقش خویش را در توسعه و پیشرفت کشور بهتر ایفا کنند که در رویارویی با بحران های زندگی و واقعیت های جامعه آمادگی لازم را دارا باشند. لذا، آگاهی از نگرش های آنان به منظور اتخاذ تصمیمات و راهکارهای مناسب و هم تجهیز آنان به مهارت های لازم در مواجهه با بحران های جهان معاصر از جمله بحران معنا امری ضروری است. هدف این پژوهش بررسی دیدگاه دانش آموزان نوجوان از معنای زندگی می باشد. با توجه به این هدف، با مصاحبه با نوجوانان، دیدگاه آنها در ارتباط با مؤلفه های معنای زندگی مورد واکاوی قرار گرفت. این پژوهش در پارادایم کیفی انجام گرفته است. بدین صورت که ابتدا با 35 نفر از دانش آموزان سال یازدهم و دوازدهم دوره متوسطه، مصاحبه نیمه ساختار یافته انجام شد و داده ها، با روش پدیدارشناسی ون منن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. با استخراج درون مایه ها و مقایسه آنها، 22 مقوله فرعی و 10 مقوله اصلی استخراج شد که در نهایت در زیر 4 تم اصلی تحت عنوان «معنای زندگی در ارتباط باخود» معنای زندگی در ارتباط با دیگران «معنای زندگی در ارتباط با خدا» و «معنای زندگی در ارتباط با طبیعت» قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد از میان این چهار حیطه، نوجوانان معنای زندگی را بیشتر در «ارتباط با خود» سپس «ارتباط با دیگران» تفسیر می کنند و «ارتباط با خدا و طبیعت» نسبت به دو حیطه دیگر برای آنها اهمیت کمتری دارد.
The Effect of Teaching Writing Through Flipped classroom, interactive Classroom, and Integration of Flipped and interactive Classroom on Iranian Advanced EFL Learners’ writing Performance(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۳, Summer۲۰۲۵
143-157
حوزههای تخصصی:
Writing proficiency is a key factor in the development of language skills and there are different approaches to writing development. This study sought to investigate the effect of flipped classroom, interactive classroom, and the integration of two approaches on Iranian advanced English as a Foreign Language (EFL) learners’ writing performance. Eighty-five Iranian learners enrolled in EFL programs at the Sokhan English Institution in Guilan, Iran, participated in this quasi-experimental research. There were both male and females. After homogenizing them with the Oxford Placemen, they were divided into three experimental groups: the flipped classroom, the interactive classroom, and the integration of two approaches. Three instruments were used to collect data: the Oxford placement test, the pretest, and the posttest of writing. They had 13 sessions of treatment. Data analysis by ANCOVA revealed that both flipped classroom, and interactive classroom positively impacted the writing skills of EFL learners. However, the group receiving the integration of flipped and interactive approaches treatment outperformed in its effect on learners' writing performance. The current research findings could assist creators of textbooks, educational organizers, material developers, language institutions, educators, and students in creating a more effective environment for learning foreign languages and enhancing writing skills.
واکاوی جنبه های کاهشی و افزایشی استفاده چت بات های هوش مصنوعی و کاربرد چندگانه آن ها در آموزش عالی با رویکرد پساپدیدارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه ریزی آموزشی دوره ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۷
211 - 236
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه هوش مصنوعی نقش مهمی در آموزش عالی ایفا می کند. هدف این پژوهش بررسی تجارب دانشجویان در استفاده از چت بات های هوش مصنوعی است و تلاش می کند تا درک بهتری از نحوه شکل گیری این تجارب و تاثیرات آن بر فرایند یادگیری و تعاملات آموزشی ارائه دهد. روش شناسی: طرح پژوهش کیفی از نوع پساپدیدارشناسی و روش نمونه گیری هدفمند از نوع معیار بود. پس از مصاحبه با 15 دانشجو، مصاحبه با اشیاء و مشاهدات پژوهشگران، داده ها بر اساس مفاهیم پساپدیدارشناسی (وساطت فناورانه، کاربرد های چندگانه فناوری و روابط چهارگانه) و با استفاده از روش تحلیل مضمون و نرم افزار MAXQDA2020 تحلیل شد. یافته ها: از منظر ساختارهای افزایشی، چت بات های هوش مصنوعی سبب صرفه جویی در زمان، بهبود کیفیت نوشته ها، کاهش هزینه ها، دریافت پاسخ های فوری و بازخورد سریع شده اند. در مقابل ساختارهای کاهشی شامل ارجاع به منابع غیرواقعی، گنجاندن مطالب نادرست در متون و انجام نادرست مقالات، تضعیف اصالت نوشته ها، کاهش مسئولیت پذیری، کم شدن تعاملات انسانی، تنبلی و افت تفکر انتقادی بود. همچنین بر اساس یافته ها، روابط مختلفی نظیر غیریت و تجسد بین دانشجویان و چت بات های هوش مصنوعی شکل می گیرد. نتیجه گیری و پیشنهادها: چت بات ها جنبه های افزایشی مفیدی برای آموزش عالی به ارمغان آورده اند. با این حال، اساتید و دانشجویان باید به جنبه های منفی و محدودیت های آن توجه کنند تا بتوانند به شیوه ای مؤثرتر از این فناوری در فرآیند آموزش و یادگیری بهره برداری کنند. نوآوری و اصالت: برای نخستین بار تجربه زیسته دانشجویان از چت بات های هوش مصنوعی با استفاده از رویکرد پساپدیدارشناسی تحلیل می شود و هم زمان دلالت های این تجربه بر مؤلفه های برنامه ریزی آموزشی نیز استخراج می گردد.
اثربخشی آموزش سواد اطلاعاتی اینترنتی بر یادگیری خودراهبر، تفکر سطح بالا و مهارت های حل مسئله دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین رشته ای در آموزش سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
19 - 38
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: سواد اطلاعاتی اینترنتی نقش مهمی در افزایش خودکفایی دانش آموزان در دسترسی به منابع معتبر علمی دارد و آنها را برای یادگیری مادام العمر آماده می کند؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش سواد اطلاعاتی اینترنتی بر مهارت های حل مسئله، تفکر سطح بالا و یادگیری خودراهبر دانش آموزان ابتدایی بوده است. روش: روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه مورد مطالعه این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر پایه سوم ناحیه ۲ شهر یزد در سال تحصیلی 1401-1400 بودند. بدین منظور 30 دانش آموز دختر پایه سوم ابتدایی ناحیه ۲ یزد با بهره گیری از روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. ابزار پژوهش برای گردآوری داده ها پرسش نامه های یادگیری خودراهبر فیشر، کینگ و تاج (2001)؛ تفکر سطح بالای عبدی و دیگران (1393) و مهارت حل مسئله هپنر و پترسن (1982) بود. آموزش سواد اطلاعاتی اینترنتی، طی 8 جلسه 60 دقیقه ای برای گروه آزمایش اجرا گردید. یافته ها: نتایج بررسی فرضیه ها از طریق تحلیل کوواریانس چند متغیره (سطح معناداری 05/0) نشان داد که آموزش سواد اطلاعاتی اینترنتی بر مهارت های حل مسئله، تفکر سطح بالا و یادگیری خودراهبر دانش آموزان دختر پایه سوم ابتدایی تأثیر دارد و آن را بهبود می بخشد. نتیجه گیری: بنابراین معلمان و مسئولان آموزشی می توانند با آموزش سواد اطلاعاتی اینترنتی به دانش آموزان، به بهبود عملکرد تحصیلی و موفقیت تحصیلی آنان کمک نمایند.
بررسی قابلیّت کتاب های کمک درسی ریاضی متوسطه اول در فرایند اجرای آموزش از راه دور از دیدگاه دبیران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی وضعیّت پوشش ایجاد شده برای اهداف ریاضی متوسطه اول توسط کتاب های کمک درسی از نظر دبیران ریاضی شهرستان دلفان است، تا مشخص شود این کتاب ها می توانند به عنوان منابع آموزشی، در آموزش از راه دور مورد استفاده قرار گیرند. ابتدا پیشینه پژوهش بررسی شد. جامعه آماری دبیران ریاضی شهرستان دلفان است و نمونه آماری دبیران ریاضی متوسطه اولِ مشغول به تدریس در سال تحصیلی 1403- 1402 در این شهرستان است. ابزار جمع آوری اطّلاعات پرسشنامه محقق ساخته است که شامل 12 سوال و فرضیه اصلی «از نظر دبیران ریاضی شهرستان دلفان کتاب های کمک درسی اهداف ریاضی متوسطه اول را پوشش می دهند» و سه فرضیه فرعی پژوهش را پوشش می دهد. داده ها را با استفاده نرم افزارSPSS16 تجزیه و تحلیل شد. نتایج به دست آمده از بررسی فرضیه اصلی نشان داد که کتاب های کمک درسی اهداف مورد نظر ریاضی متوسطه اول را پوشش و بررسی فرضیه های فرعی نشان داد که این کتاب ها اهداف «دانشی» و هدف «یادگیری حل مسئله» را پوشش می دهند، اما اهداف «مهارتی» را پوشش نمی دهند.
بررسی میزان احساس تعلق به مدرسه در بین دانش آموزان افغان مقطع ابتدایی به منزلۀ نشاط ذهنی
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: دانش آموزان افغان که بخش قابل توجهی از مهاجران در ایران را تشکیل می دهند در جایگاه یک شهروند مهاجر دارای حقوق و مسئولیت هایی هستند. یکی از حقوق آن ها، حق تحصیل در مدارس است. احساس تعلق به مدرسه، عنصری حیاتی در رشد و شکوفایی دانش آموزان محسوب می شود و فقدان آن می تواند پیامدهای منفی متعددی به دنبال داشته باشد. این موضوع برای دانش آموزان مهاجر، به ویژه دانش آموزان افغان که ممکن است با چالش های فرهنگی، زبانی و اجتماعی بیشتری روبرو باشند، اهمیتی دوچندان پیدا می کند. در این پژوهش ما به دنبال بررسی این احساس در میان دانش آموزان افغان هستیم. روش ها : برای انجام این پژوهش از روش پژوهش پیمایشی استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان افغان مقطع ابتدایی شهرستان پاکدشت بوده اند که 264 نفر از آنان به صورت تصادفی برای حجم نمونه انتخاب شده اند. برای بررسی میزان احساس تعلق دانش آموزان افغان از پرسشنامه حس تعلق بری و همکاران استفاده کرده ایم. پرسشنامه ها در اختیار دانش آموزان قرار گرفت و بعد از جمع آوری، داده ها با استفاده از نرم افزار 21 spss و از طریق آمارهای توصیفی تک متغیره مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. یافته ها: داده های به دست آمده حاکی از آن است که به طور کلی احساس تعلق خوبی در بین دانش آموزان افغان به مدرسه وجود دارد. دامنه نمرات 57 نشان می دهد که تفاوت های قابل توجهی در احساس تعلق بین دانش آموزان وجود دارد. انحراف معیار 03/12 نشان دهنده پراکندگی مناسب این احساسات در میان دانش آموزان است. اما در مؤلّفه مشارکت علمی داده های به دست آمده حاکی از آن است که دانش آموزان ممکن است نسبت به تحصیل و مشارکت در فعالیت های علمی رغبت کمی داشته باشند. نتیجه گیری: احساس تعلق مثبت در بین دانش آموزان افغان دیده می شود. اما می توان اقدامات مختلفی را برای بهبود وضعیت احساس تعلق به مدرسه و مشارکت دانش آموزان طراحی کرد. این اقدامات باید شامل برنامه های آموزشی برای معلمان، فعالیت های تشویقی برای دانش آموزان، و ایجاد فضایی عادلانه و محترم در مدرسه باشد. فضای عادلانه محیطی است که در آن همه دانش آموزان، فارغ از تفاوت هایشان، به فرصت های برابر آموزشی و حمایتی دسترسی داشته باشند. این فضا، زمینه را برای شکوفایی و موفقیت همگانی فراهم می کند.
On the Effect of Text-based Concept Maps vs. Image-based Concept Maps on Developing Iranian Intermediate EFL Learners’ Reading Comprehension
حوزههای تخصصی:
The study aims to investigate the influence of image-based and text-based concept maps on the reading comprehension abilities of Iranian Intermediate EFL learners. A total of 90 learners participated in the study, consisting of 55 females and 35 males, all between the ages of 18 and 32. Participants were selected from intact classes at three English language schools in Sabzevar, Iran. This research was organized as a quasi-experimental study, in which the participants were segmented into two experimental groups and one control group. The intervention lasted for five weeks, with two sessions each week, each session running for one hour and thirty minutes. The outcomes from the assessments were analyzed using an independent sample t-test and ANOVA test, revealing that the image-based concept map instructional approach improved learners' reading comprehension. In terms of cognitive understanding and creativity, students who utilized image-based concept mapping outperformed their peers in the text-based mapping group. Additionally, the findings indicated that the image-based concept map teaching strategy could assist students in obtaining a more profound understanding of reading materials. Teachers might consider integrating visual mapping techniques to encourage deeper comprehension and facilitate more meaningful learning experiences, which could ultimately lead to better academic performance in language learning contexts.
Iranian EFL Learners’ Academic Self Efficacy, Metacognitive Reading Strategies, and Reading Comprehension Achievement: Exploring the Relationships and Predicting Roles
حوزههای تخصصی:
This study scrutinized the probable significant relationships among Iranian EFL learners’ academic self-efficacy, metacognitive reading strategies, and reading comprehension test performance. Relevantly, the significant predicting roles of the learners’ metacognitive reading strategies as well as academic self-efficacy for reading achievement were statistically investigated, increasing the depth of the study. Furthermore, the probable significant differences between the learners’ academic self-efficacy as well as the utilization of metacognitive reading strategies were investigated across three reading proficiency levels. To this end, 100 BA students, majoring in English Language Teaching at Islamic Azad University-Neyshabur Branch-Iran participated. Three standard instruments were employed, including academic self-efficacy and metacognitive reading strategies questionnaires along with the reading comprehension section of a TOEFL test. The study followed a quantitative correlational design. Since the normality of data was proved, the parametric statistical analyses, including descriptive statistics, Pearson's correlation coefficients, multiple regression analyses, and one-way analysis of variance were employed. The findings demonstrated significant positive relationships among the learners’ reading achievement, academic self-efficacy, and utilization of metacognitive reading strategies. In addition, it was found that metacognitive reading strategies can better predict reading comprehension than the learners’ academic self-efficacy. Academic self-efficacy was also proved as a significant predictor of the learners’ utilization of overall metacognitive reading strategies. No significant differences were proved between three proficiency levels in the utilization of metacognitive reading strategies as well as academic self-efficacy. The findings have some insightful pedagogical implications as well as some useful hints for language teachers and syllabus designers.
A Comparative Analysis of Competency-Based and Traditional English Language Teaching Models in Vietnamese Universities
منبع:
Research in English Education Volume ۱۰, Issue ۲ (۲۰۲۵)
114-125
حوزههای تخصصی:
This study presents a comparative analysis of Competency-Based Language Teaching (CBLT) and traditional English teaching models in the context of Vietnamese regional universities. Drawing on national reforms such as the 2018 General Education Program and the National Foreign Language Project, the research aims to evaluate the pedagogical effectiveness, curriculum orientation, assessment practices, and learning outcomes associated with both models. A mixed-methods design was employed, including surveys with 250 students and 30 instructors across five local universities, supplemented by curriculum document analysis and semi-structured interviews. Quantitative data were analyzed using descriptive statistics and ANOVA, while qualitative data were thematically coded to uncover key perceptions and implementation challenges. Findings reveal that while traditional models offer structural clarity and familiarity, CBLT demonstrates stronger alignment with 21st-century skills, communicative competence, and learner autonomy. However, challenges such as inadequate infrastructure and limited teacher training hinder full implementation. The study concludes with practical recommendations for phased adoption of CBLT through localized curriculum reforms, faculty development programs, and integration of digital tools.Top of FormBottom of Form
مقایسه میزان اثربخشی آموزش بیمارتوسط پرستار از دیدگاه بیماران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: آموزش به بیمار با هدف تاثیر بر رفتارهای سلامتی بیمار انجام می شود، لذا سنجش اثربخشی آموزش ها یک ضرورت است. هدف از انجام این پژوهش، مقایسه میزان اثربخشی آموزش بیمار توسط پرستاران از دیدگاه بیماران بستری بود. روش ها: مطالعه حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی است که 422 بیمار بستری در بیمارستان علی ابن ابیطالب (ع) شهر زاهدان در سال 1402، در پژوهش شرکت نمودند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی و پرسشنامه استاندارد ارزیابی اثربخشی آموزش پرستار به بیمار بود که نسبت روایی محتوا 99/0 و شاخص روایی محتوا 80/0 محاسبه شد. . پایایی ابزار از طریق ضریب آلفای کرونباخ 91/0 گزارش گردید. داده ها جمع آوری شده و در نرم افزار افزار آماری SPSS26 تحلیل شدند و از آزمون های آماری کای اسکوئر و آنالیزواریانس استفاده شد. یافته ها: میانگین نمره کلی اثربخشی آموزش پرستار به بیمار 85/4 ±44/13بود که باتوجه به آزمون آماری تحلیل واریانس یک طرفه میانگین نمره اثربخشی کلی در بخش های مختلف بایکدیگر تفاوت معناداری داشت(P=0.001) . یشترین نمره میانگین به بخش سوختگی ( 98/4 ± 61/15) و کمترین نمره میانگین به بخش داخلی (34/5 ± 33/12) تعلق داشت (P=0.000 ). نتیجه گیری: نتایج نشان داد کمترین میانگین نمره اثربخشی آموزش ها در بخش داخلی و بیشترین میانگین نمره اثربخشی در بخش سوختگی بوده است.در نهایت عملکرد پرستاران در ارائه آموزش اثر بخش به بیماران مطلوب است، اما نیاز به ارتقاء سطح معلومات حرفه ای خصوصا در حیطه داروها می باشد چرا که بیشترین نیاز بیماران به چگونگی استفاده از داروها در زمان ترخیص می باشد.