تورج زینی وند

تورج زینی وند

مدرک تحصیلی: دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه رازی، کرمانشاه

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۷۰ مورد.
۱.

جامعه پذیری جنسیّت و جدال زیرساخت های زبانی مردانه و زنانه در شعر فارسی و عربی (بر اساس دیدگاه نقدی عبدالله غذامی)

تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۶
ادبیات از دیرباز مانند دیگر فعالیت های فکری و معنوی انسان هدف و منظوری اجتماعی و فرهنگی داشته است. لذا به موازات تحوّلات جامعه، دست خوش دگرگونی گشته و آینه تمام نمای جامعه خویش بوده است. با مروری بر ادبیات ملل، می توان نحوه تأثیرپذیری آن را از مقوله های جنسیت، زبان و فرهنگ مشاهده کرد. وجود تشابه و نقاط مشترک فراوان بین شعر فارسی و عربی، ضرورت تطبیق دیدگاه نقدیِ غذامی را بین دو ادبیات ایجاب کرده است. این پژوهش، که با روش توصیفی و تحلیلی صورت گرفته است، در تلاش است تا نقاط مشترک بین دو ادب را از زاویه دیگر بازگو کند. نتیجه اینکه، شعر عربی و فارسی از همان ابتدا عرصه جدال زیرساخت های زبانی مذکر و مؤنث بوده است. در دوره کلاسیک، زبان مذکر و نرینه محور حاکم است و اگر معدود زنانی پای در عرصه شعر و شاعری گذاشتند، به ناچار و به اجبار فرهنگ و گفتمان شعری رایج آن زمان، زبانی مردانه داشتند. در دوران معاصر و با ارتباط شرق با غرب، آشنایی با جنبش های آن و در نتیجه آزادی عمل بیشتر، بستر مناسب برای آگاهی زنان از وضع خویش فراهم آمد و در فعالیت های اجتماعی و فرهنگی نقش پررنگ تری داشتند. با ورود زنان به عرصه شعر، زبان شعری در هر دو ادب، آن فخامت و مردانگی دوران کلاسیک خود را از دست داد و با پذیرش ویژگی های زبانی زنانه، دچار نرمی، لطافت و انعطاف پذیری بیشتری شد. نازک الملائکه و فروغ فرخزاد، از پایه گذران زیرساخت های زبانی زنانه در شعر بودند و با آگاهی کامل به ابراز احساسات زنانه در شعر می پرداختند.  
۲.

از فقر تا فحشا؛ از ثروت تا قدرت (تحلیل گفتمان انتقادی داستان "مارتا البانیه" نوشته جبران خلیل جبران)

تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۴۷
الگوی انتقادی نورمن فِرکلاف با تکیه بر مراحل سه گانه توصیف، تفسیر و تبیین، سازمان هر متنی را روشن می کند. مراحل سه گانه فوق، منجر به شناخت روساخت واژگان متن و تجزیه و تحلیل آن می شود. امتیاز این رویکرد نسبت به سایر مکاتب نقد آن است که متن را پس از تحلیل رها نکرده، بلکه پژوهش گر به ارزیابی و قضاوت متن با استناد به مرحله تبیین می پردازد. هدف از کاربرد الگوی فوق در داستان کوتاه مارتا البانیه، آن است که از طریق توصیف ِساختار نحوی، ایدئولوژیِ نویسنده افشا شود؛ سپس با تکیه بر مرحله تفسیر، متن داستان تحلیل و ارزیابی گردد. در نهایت روش فرکلاف، قدرت نهفته در ساختار جامعه؛ یعنی همان عامل مؤثّر در ایجاد ایدئولوژی را برملا ساخته و نشان می دهد چگونه ثروت در جامعه، قدرتی نوساخته ایجاد کرده است. از این رو می توان گفت که الگوهای زبانی مورد استفاده در داستان مذکور به گونه ای است که می توان، ساختار زبان شناسی آنرا به سه بخش تقسیم کرد که هر بخش، واگویه گر مطالب ویژه ای است. در نهایت این پژوهش بر آن است که نشان دهد؛ نویسنده چگونه با تکیه بر ساختار نحوی به دنبال افشای عناصر ایدئولوژی و قدرت برخاسته از آن است؟ پاسخ به این پرسش می تواند عواملی را که در بازنمایی و نیز شکل دهی به جهان بینی نویسنده در روند آفرینش داستان مؤثّر بوده اند؛ بازنشانی کند.
۳.

دراسه أسلوبیه فی الدواوین النثریه للشاعر العراقی یحیى السماوی المستوی الصوتی

تعداد بازدید : ۱۵۲ تعداد دانلود : ۲۰۷
یعدّ المستوى الصوتی مجالاً من مجالات المنهج الأسلوبی، وهو یهتم بمعرفه الدور الذی یلعبه الإیقاع فی النص، لأنالمادهالصوتیهوماتتضمنهمنإیقاع وتکراروموسیقىعذبه وماتحویهمنتأثیراتصوتیهتسهمفی جمالیه النصوإثراءالمعنى. بما أن قصیده النثر بوصفها واحده من أشکال الکتابه الشعریه الجدیده لا تخلو من العناصر الإیقاعیه التی تتلون أشکالها وتتعدد مصادرها وتؤتی القصیده قوتها الإیحائیه والجمالیه، فتحاول هذه الدراسه أن تتلمس أسالیب التشکیل الإیقاعی فی القصائد النثریه للشاعر العراقی یحیى السماوی. وقد اتبع البحث منهجاً وصفیاً تحلیلیاً، وذلک باستقراء القصائد النثریه وتفکک عناصرها الإیقاعیه لاستخراج أسلوب الشاعر الإیقاعی وقیمته الدلالیه والجمالیه. وقد تبین من خلال هذه الدراسه أن قصائد السماوی النثریه مشحونه بطاقات إیقاعیه فذه، مما تؤدی دوراً دلالیاً وجمالیاً لإثاره المتلقی وإثراء تجربته، وبذلک تنتمی إلى قصیده التفعیله وتکتسب صبغه الشعر. ومن أهم أسالیب الشاعر الإیقاعیه فی قصائده النثریه هی: إیقاع التقابل والتضاد، وإیقاع التوازی، وإیقاع تعداد، والتکرار بکافه أشکاله، والتراکم الصوتی، والجناس، والتجانس الصوتی. إن هذهالأسالیبجمیعاتسهمفیتشکیلواقعالإیقاعالصوتیالذیتنهضعلیهالقصیده وتسهم بقدرتها على الإثاره والتأثیر فی المتلقی.
۴.

سیر تحوّلات ادبیّات تطبیقی در اردن (از پژوهش های سنتی تا نقد فرهنگی تطبیقی)

تعداد بازدید : ۱۶۷ تعداد دانلود : ۱۶۴
​اگر چه تاریخچه ادبیات تطبیقی در کشور اردن، همگام و همپای دیگر کشورهای عربی از جمله مصر نبوده است، اما این کشور نمونه دیگری را از رشد ادبیّات تطبیقی در جهان عرب عرضه می کند؛ تطبیقگران اردنی، ابتدا به بررسی روابط تأثیر و تأثّر آثار پیشین ادبیّات عربی و سایر ملل؛ به ویژه غرب می پرداختند. لذا، پژوهش های دوره نخست، بیشتر بر محور ادبیّات سنّتی و پیشین؛ به طور خاص شعر، می چرخید. با ظهور مدرنیسم، پژوهش های تطبیقی در اردن نیز وارد مرحله جدیدی شد. تطبیقگران درصدد کشف میزان اثرپذیری ادیبان عرب زبان از تحولّات ادبیّات جهانی و جنبش های آزادی بخش غرب برآمدند. توجّه به سایر شاخه های ادبیّات در کنار شعر؛ داستان ها و نمایشنامه ها از جمله ویژگی های پژوهش های تطبیقی این دوره است. با رشد ملّی گرایی و پان عربیسم و همچنین نقد روش ها و نظریات کشورهای سابقاً استعمارگرِ جهان، تطبیقگر اردنی دریافت که پافشاری های نخ نما شده برای ردیابی خاستگاه اثر ادبی، دیگر مطلوب و شایسته ادبیات تطبیقی نیست. از این رو، پژوهش های تطبیقی پسامدرنیسم به عرصه مطالعات تطبیقی اردن گام نهاد. مقاله حاضر، با رویکردی توصیفی- تحلیلی، در صدد آن است تا ضمن به تصویر کشیدن تاریخ تحوّل ادبیّات تطبیقی در اردن به دوره پژوهش های تطبیقی آثار سنّتی (المقارنات التراثیه)، پژوهش های تطبیقی ادبیّات عصر تجدد (مقارنات أدب الحداثه) و پژوهش های تطبیقی- فرهنگی ادبیّات عصر پساتجدّد (المقارنات الثقافیه وما بعد الحداثه)، تحوّلات این دانش را در این کشور عربی بررسی و تحلیل نماید.
۵.

زیباشناسی سیمای حضرت فاطمه و حضرت زینب (علیهما السّلام) در شعر احمد وائلی و احمد عزیزی

تعداد بازدید : ۱۵۸ تعداد دانلود : ۱۴۲
معرّفی و تبیین سیمای حضرت فاطمه و حضرت زینب (علیهما السّلام) به مثابه برجسته ترین زنان تاریخ اسلام، در شعر احمد وائلی و احمد عزیزی، مورد توجّه قرار گرفته است. هردو سراینده بر شخصیّت الگویی این دو بانوی بزرگوار و به تبع آن درباره اصالت نسب خاندان و نیز سجایای ایشان سخن گفته و آنان را به منزله الگوی شایسته معرّفی کرده اند. درکنار این مهم، سخنی استوار درباره منطق گویا و بلاغت بیان همراه با صبر و استقامت حضرت زینب (س) را دست مایه پردازش های شعری خویش کرده اند. این دو شاعر ﺑﺎ ﺑﺎزآﻓﺮﯾﻨﯽ ﺳﯿﻤﺎ و ﻣﻨﺰﻟﺖ حضرت فاطمه و زینب (علیهما السّلام) در ﺟﻬﺎن ﻧﮕﺮی و اﻧﺴﺎنﺷﻨﺎﺳﯽ اﺳﻼم و ﻣﮑﺘﺐ ﺗﺸﯿّﻊ ﮐﻮشیده اند و در عین بهره گیری از تمام توان هنری و شعری خود، زنان معاصر جهان اسلام را نیز به پیروی و الگوپذیری از آن دو حضرت فراخونده اند. پژوهش حاضر بیانگر این است که دو شاعر ضمن برشمردن اوصاف حضرت فاطمه و زینب (علیهما السّلام) ازنظر مضمونی دو تفاوت عمده دارند: شعر وائلی، بیشتر روایتی تاریخی از زندگی اهل بیت (ع) است که عاطفه در آن چندان پررنگ نیست؛ درحالی که شعر احمد عزیزی سرشار از احساس و عاطفه است. هردو شاعر ازنظر کاربست ساختاری و جنبه های هنری، از عناصر علم بیان، معانی و بدیع، همچون تشبیه، استعاره، مجاز، مراعات نظیر، تضاد و اقتباس از آیات قرآن و احادیث، استفهام و موارد فصل و... بهره گرفته اند؛ امّا رویکرد عزیزی در بهره گیری از این عناصر، به نوعی ذهنی گرایی تمایل دارد که به باور نگارندگان در شعر سپهری و پیش تر از او در شعر سبک هندی یا اصفهانی ریشه دارد؛ درحالی که شعر وائلی، بیشتر به سبک شاعران کلاسیک عرب نزدیک است.
۷.

نقد و بررسی کتاب النقد الثقافی المقارن؛ منظور جدلی تفکیکی اثر عزالدین المناصره

تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۳
عزالدین المناصره از منتقدان فرهنگی سیاسی در حوزه نقد ادبی است که با نگارش کتاب النقد الثقافی المقارن؛ منظور جدلی تفکیکی بر غنای ادبیات تطبیقی در جهان عرب افزوده است. مؤلف در این کتاب، ضمن تعریف نقد فرهنگی و هم پوشانی آن با سایر حوزه های علوم انسانی، به نارسایی و تأثیرات منفی نقد غربی بر هنر و ادبیات جهان اشاره و بر حفظ هویت آن تأکید کرده است. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی تحلیلی، ضمن معرفی اثر، به ارزیابی نقد فرهنگی از دیدگاه مناصره و دیدگاه های ایدئولوژیکی وی به مباحث ادبی و هنری در کتاب مذکور پرداخته است. گفتنی است به چالش کشیدن افکار ملی و فراملی و معرفی نقد فرهنگی تطبیقی به عرصه نقد تطبیقی جهان عرب، ازجمله مزایای کتاب مورد پژوهش مناصره است. البته کلی گویی، نادیده گرفتن واقعیت ها، عدم ذکر مستندات و ادله جهت اثبات مدعای خویش، نبود روند منطقی و اصولی جهت ورود به موضوع و عدم دسته بندی مطالب، ازجمله نقدهای محتوایی و ساختاری است که بر کتاب مناصره وارد شده و در پژوهش حاضر به تفصیل درباره آن ها سخن رفته است.
۸.

نقد فرهنگی ادبیّات تطبیقی از دیدگاه عزّالدین مناصره

تعداد بازدید : ۲۴۵ تعداد دانلود : ۱۷۰
عزالدین مناصره (1946- اکنون)، شاعر و ناقد فلسطینی تبار از پژوهشگران برجسته ادبیّات تطبیقی به شمار می آید که موضع گیری متفاوتی نسبت به ادبیّات تطبیقی و ماهیّت فرهنگی آن دارد. وی در این حوزه، با نگاهی نقدی به بررسی امپریالیسم فرهنگی غرب در جریان جهانی شدن ادبیّات به طور عام و پژوهش های ادبیّات تطبیقی به طور خاص پرداخته است. رویکرد فرهنگی-سیاسی، با اتکا بر گفتمان ساختارشکنانه ژاک دریدا، چارچوبی است که ناقد از آنها سود جسته و به یاری آن، ضمن بررسی مکاتب نقد ادبی، به بررسی آرای نظریه پردازان و پژوهشگران عرصه ادبیّات تطبیقی و زوایای پنهان و هدفمند آن پرداخته است. یافته های پژوهش، بیانگر آن است که مناصره با وام گیری نگرش دریدایی به پروژه «دیگری سازی»، به دگرگونه فهمیدن و اندیشیدن در پژوهش های ادبیّات تطبیقی، نحوه بازنمایی غرب از شرق و برتربینی سلطه گر بر سلطه پذیر و واسازی این نوع نگرش و سپس ردیابی تداوم آن در مطالعات تطبیقی پرداخته است. در این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی، به معرّفی و تحلیل دیدگاه های عزالدین مناصره در نقد فرهنگی تطبیقی پرداخته می شود.
۹.

درآمدی بر زیبایی شناسی حکمت «قِیمَهُ کُلِّ إمرئٍ ما یُحْسِنُهُ»(نهج البلاغه، حکمت 81)

تعداد بازدید : ۳۳۷۵ تعداد دانلود : ۲۶۴
حکمت «قِیمَهُ کُلِّ امْرئٍ مَا یُحْسِنُهُ» از نهج البلاغه، دربردارنده ویژگی های بلاغی و معنوی فراوان است و از روزگاران گذشته تاکنون، موجب شگفتی، تحیر و تأمل برخی از اندیشمندان گردیده است. یافته های پژوهش، حاکی ازآن است که آن چه موجب تفاوت در دیدگاه شارحان و مترجمان این حکمت شده است، ترکیب «مَا یُحْسِنُهُ» می باشد؛ به این صورت که برخی این عبارت را به مفهوم «دانایی» و «علم»، وبرخی دیگر نیز آن را به مفهوم «کردار» و «عمل» شرح و ترجمه نموده اند. در حقیقت، از نظر امام7 ملاک و معیار شخصیت انسان در گرو علم و عمل او است و انسانی می تواند به نهایت کمال برسد که همواره و پیوسته بر مدار علم و عمل شایسته و نیک (برخوردار از حسن فعلی و حسن فاعلی)، گام بر دارد. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی اسنادی بر آن است تا با بررسی ابعاد و جوانب زیباشناسانه عبارت مذکور از نهج البلاغه، دیدگاه شارحان، مترجمان و اندیشمندان متقدم و متأخر را مورد بررسی و تبیین قرار دهد.
۱۰.

امپریالیسم زبانی از دیدگاه نقدی عزّالدّین المناصره

کلید واژه ها: نقد فرهنگی ادبیات تطبیقی امپریالیسم زبانی عزالدین مناصره

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۱۰ تعداد دانلود : ۲۳۲۱
عزالدین المناصره (1946- اکنون)، شاعر و ناقد فلسطینی تبار از پژوهشگران برجسته ادبیّات تطبیقی در جهان عرب به شمار می آید که موضع گیری متفاوتی نسبت به ادبیّات تطبیقی و ماهیّت فرهنگی آن دارد. وی در این حوزه، با طرح مفاهیم مرکزیّت اروپا-آمریکایی زبان، شرط اختلاف زبانی در مطالعات مکتب فرانسوی ادبیّات تطبیقی، آنگلوگرایی و فرانکوگرایی و ترجمه بیگانه ساز، به بررسی نقادانه امپریالیسم زبانی در جریان جهانی شدن ادبیّات به طور عام و پژوهش های ادبیّات تطبیقی به طور خاص پرداخته است. از این رو، پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی، به معرّفی و تحلیل و البته نقد دیدگاه های عزالدین مناصره در جریان سیاست زبانی استعمار پرداخته و به این نتایج دست یافته است. مناصره از زبان به مثابه ابزار «انتقال فرهنگ»، به عنوان شکل نوینی از استعمار در دوران حاضر یاد می کند. از نظرگاه او، ترویج زبان انگلیسی و فرانسوی توسط سلطه طلبان، در کشورهای جهان سومی، از یک سو، به منزله «نفوذ و استیلا» یافتن در آنها به شکلی نرم و آرام است که موجب افزایش منافع غرب در کشورها شده و از سوی دیگر، فرهنگ ها و زبان های ملّی و محلّی را در بلندمدت به سمت تضعیف یا نابودی سوق داده است. مناصره، بومی گرایی ترجمه و برگردان آثار ادبی مطابق با ارزش های ایدئولوژیکی فرهنگ مقصد و به کارگیری وسائل ارتباطات و اطلاعات همچون رسانه ها و اینترنت و تعامل های سازنده با کشورهای اسلامی را که زبان عربی در آن کشورها به عنوان زبان دوم مورد توجّه قرار می گیرد؛ از جمله راهکارهایی برای حفظ و نشر زبان عربی و مقابله با امپریالیسم زبانی برمی شمرد.
۱۱.

الأدب المقارن والنقد الأدبی: العلاقه أو المنازعه؟ (دراسه وتحلیل)

تعداد بازدید : ۲۱۱ تعداد دانلود : ۱۳۴
إنّ لکلّ مدرسه من مدارس الأدب المقارن ذات اتجاهات أدبیه؛ موقفها الخاصّ تجاه النقد الأدبی. فبینما تکرّس المدرسه الفرنسیه للأدب المقارن على دراسه العلاقات التاریخیه للآثار الأدبیه فی ضوء رصد التأثیر المتبادل بینهما من دون اهتمام بقضایا النقد والجمالیات الأدبیه عبر دراساتها. فی الحقیقه؛ زبده قولهم هی أنّ الباحثین فی الأدب المقارن لیسوا نقاداً والنقاد لیسوا من المقارنین. أمّا المدرسه الأمریکیه فی الأدب المقارن، التی بدأت مع المحاضره التی ألقاها "رینیه ویلیک"، فإنّها تعدّ کنقطه انطلاقه لاحتکاک الأدب المقارن بالنقد الأدبی والتوفیق بین مناهج الأدب المقارن والنقد الأدبی ثم الدمج بین مناهج الأدب المقارن والنقد الأدبی بحیث یکمل بعضهما البعض. وفی السیاق ذاته إنّ من أبرز خصائص المدرسه الأمریکیه للأدب المقارن، أنّها تعیر أهمیه قصوى للجمالیات الفنیه المنضویه تحت النصوص الأدبیه وخلاصه قولهم هی؛ أنّ الأدب المقارن والنقد الأدبی أمران متداخلان لدرجه یمکننا اعتبارهما وجهین لعمله واحده. وأما هذا البحث فإنّه یحاول واعتمادا على المنهج الوصفی التحلیلی، دراسه کیفیه تفاعل المدارس الأدبیه للأدب المقارن مع مسارات النقد. ومن أهمّ النتائج التی تفیدها هذه المقاله هو أن بین المدارس الأدبیه للأدب المقارن ولاسیما المدارس الأمریکیه والألمانیه والسلافیه منها وبین النقد الأدبی علاقه عضویه أو بنیویه. وبناء على ذلک نستطیع القول إنّ دراسه النماذج الأدبیه الراقیه وبمعزل عن النظر فی الأبعاد الجمالیه والاتجاهات الأدبیه الکامنه فیها تعدّ عملیه مبتوره غیر مکتمله. آخذاً بنظر الاعتبار إنّ المدرسه الأمریکیه للنقد تتطرق أثناء دراستها إلى بحث جمالیات النص الأدبی کمهمّه أساسیه من مهامها الأدبیه.
۱۲.

جامعه شناختی ادبی دو داستان کوتاه «چتر» غلامحسین ساعدی و «النّوم» نجیب محفوظ

تعداد بازدید : ۳۰۷ تعداد دانلود : ۱۸۵
بررسی مسائل اجتماعی، سیاست و حکومت از گذشته دور تاکنون در بین ادیبان و نویسندگان متداول بوده است؛ امّا در قرن بیستم، اهتمام و توجّه به این پدیده ها منسجم و جدّی تر شد. غلامحسین ساعدی و نجیب محفوظ از نویسندگان معاصر هستند که تحت تأثیر اوضاع آشفته سیاسی و اجتماعی، نگرش کمابیش یکسانی در داستان بازتاب می دهند. داستان «چتر» و «النّوم» که از نمونه های موفّق این دو نویسنده هستند، به شکلی رمزی و نمادین به بحران جوامع خویش می پردازند. عنوان، شخصیّت و فضای داستان، در خدمت پیش برد و فکر اصلی داستان است. خفقان و سرخوردگی در دوجامعه به شکل چشمگیری قابل ملاحظه است. پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی و در چارچوب مکتب آمریکایی و رویکرد نظری مطالعات میان رشته ای برآن است که به چگونگی بازنمایی مسائل اجتماعی در داستان «چتر» ساعدی و «النّوم» از نجیب محفوظ بپردازد تاخواننده ضمن آشنایی با فضا و بافت کلّی جامعه، دیدگاه کلّی این دو نویسنده را نسبت به جامعه بازشناسد.
۱۳.

مؤشّرات سیمیائیه فی شعر محمّد عفیفی مطر قصیده مکابدات کیخوتیه نموذجاً

تعداد بازدید : ۲۱۲ تعداد دانلود : ۲۶۷
لقد تمکّنت السیمیائیه بفرض منهجیتها المجدیه على ساحه النقد الأدبی المعاصر من إجلاء مکامن النصوص الشعریه ورصد شبکه علاقاتٍ نصّیهٍ فیها؛ فهی تعمل على إضاءه نشاط النصوص فی المقاربات النقدیه والکشف عن شیفرات البنى اللغویه وتقییم مدى مرونتها مع التعابیر الإبداعیه. یعدّ محمّد عفیفی مطر شاعراً مصریاً کبیراً یحظى تعبیره بنسقٍ من الرموز والمفاهیم الغامضه التی تتوّجه معظمها نحو إشاراتٍ معرفیهٍ نشیطهٍ تتیح فرصهً مغتنمهً لمقاربه شعره من رؤى مختلفهٍ کرؤیه السیمیائیه. من هذا المنطلق، اخترنا السیمیائیه فی دراستنا لقصیده مکابدات کیخوتیه کی نخطو مع الاستعانه بها فی ساحه دلائلها المکنونه وإشاراتها المعرفیه الفاعله مهما کانت لسانیهً أو غیر لسانیهٍ. تدلّ حصیله البحث على أنّ الشاعر لتحقیق السمات التعبیریه العلیا فی القصیده المعنیه، یستعیر معظم ألفاظه من لغه الحیاه الیومیه ویسعى أن یقلّل من وطأه لغته التصویریه الغامضه من جههٍ ویبعد عن التعبیر المباشر من جههٍ أخرى، لکنّه ما زال ینغمس فی سلسلهٍ من المفارقات الضدّیه الّتی تحدث خرقاً کبیراً بین واقعه الملموس وتصوّراته الذهنیه. تجتمع غایه الصور المستعمله لهذه القصیده فی الطبیعه والمفردات الّتی تتعلّق بها، وإن یرافق هذه الصور خرق النظام اللغوی المعتاد فی طریقه التمتّع بالمفردات والنظره إلیها. تملک عتبات القصیده النصیه دوراً سافراً فی إناره طریقه ولوج الشاعر فی النصّ وإیصاله إلى نهایهٍ منشودهٍ، إلى جانب فضاء النصّ الجمالی الذی یبیّن فی القصیده خصوصیته الفریده عن طریق ألوان التشاکل والتباین حصولاً على الانسجام النصّی الشامل بواسطه اختیار الألفاظ المتباعده والمتقاربه معاً.
۱۴.

بیرم التونسیّ؛ شاعر الشّعب والحرّیه (دراسه وتحلیل)

تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۳۷
محمود بیرم التونسیّ (1893م-1961م) الشّاعر والکاتب المصری المعاصر، یعود جلّ شهرته إلی أشعاره الشّعبیه أو الفولکولور. یعتبر التونسی فضلاً عن کونه شاعراً، مؤلّفاً موسیقیاً وکاتباً للمسرحیات والسّناریوهات السّینمائیه والبرامج الإذاعیه. وهو الّذی حوّل شعر الزّجل إلى فن حدیث راق. أکسبت القصائد العامیه الّتی نظمها التونسیّ الأدب الشعبی رصیداً هائلاً وضخماً وأعطته زخماً کبیراً لا یستهان به. حیث مهّدت الطریق لنشوء نمط جدید من أدب الفولکولور فی غضون الخمسینات والستّینات. تطرّق التونسی فی کثیر من مقطوعاته الشّعریه إلى القضایا السیاسیه والاجتماعیه والوطنیه لکنّه طرق أحیاناً أبواب المدح والرثا والدین والشّعر السّاخر أیضاً. یرمی مقالنا هذا واعتماداً على المنهج الوصفی- التحلیلی دراسه أشعار التونسی العامیه ومن أبرز معطیات البحث أنّ الشاعر کرّس شعره للتعبیر عمّا یمسّ حیاه الشّعب من أحداث سیاسیّه وثوریه وما یعانیه أبناء شعبه من المشاکل والمصائب بنبره حاسمه وناقده. و أبرز میزه یتمیّز بها شعر بیرم التونسیّ هی أنّه نظم باللّغه الدارجه أو الشعبیه لما لهذه اللّغه من تأثیر فی أکبر شریحه من الشّعب المصری الّذی علّق علیه الشاعر آماله لمواجهه التّحدیات وتجاوز المشاکل.
۱۶.

واکاوی برساخت گفتمانی داستان حضرت سلیمان(ع) در سوره نمل با تکیه بر نشانه های معناساز مایکل هلیدی

تعداد بازدید : ۵۶۴ تعداد دانلود : ۲۰۳
بخشی از سوره نمل به روایت حکومت و قلمرو وسیع حضرت سلیمان می پردازد که جن، انس، پرندگان و باد، همه تحت فرمان وی درآمدند. با توجه به اهمیت نظریات نوین در فهم بهتر متون، به روش توصیفی- تحلیلی، با تکیه بر سه فرانقش هلیدی به عنوان نشانه های معناساز در نظریه نقش گرا به بررسی آیات مورد نظر پرداختیم. هدف از این پژوهش تحلیل برساخت گفتمانی این داستان قرآنی و آزمودن نظریه مذکور و قابلیت اعمال آن در حیطه داده های قرآنی است. نتایج پژوهش نشان می دهد که در سطح اندیشگانی، فرآیند مادی پربسامد ترین فرآیند به کار رفته در متن است؛ در اکثر بندها، حضرت سلیمان (ع) نقش کنشگر را دارد که پایان دادن به گمراهی قوم سبأ را « هدف» قرار داده است. انتقال این مفاهیم از سوی حضرت سلیمان با استناد بر وجه خبری و الزامی محقق می شود که قطعیت دیدگاه ایشان را نسبت به کسانی که در دستگاه حکومتش قرار دارند، نشان می دهد. اکثر بندها با آغازگر مرکب ساختاری شروع می شوند که نقطه شروعی مناسب برای القای پیام بوده و بر پیوستگی متن کمک کرده است. اما در میان عناصر انسجام بخش، عنصر ارجاع، تکرار، تضاد معنایی و ادات افزایشی از بسامد بالایی برخوردارند و تأثیر شگرفی در برجسته سازی کلام شخصیت ها و پیوستگی و گستردگی بندها ایفا کرده اند.  
۱۷.

تحلیلی بر مشروع نمایی حکومت اموی در اشعار سیاسی اخطل

تعداد بازدید : ۲۵۸ تعداد دانلود : ۱۶۹
از آنجا که بنی امیه در میان مردم وجهه دینی نداشتند و حکومت آنها از مشروعیت دینی و سیاسی لازم برخوردار نبود، در به دست آوردن این مشروعیت در میان مردم، تلاش بسیاری کردند. شاعران و جاعلان حدیث و اخبار را در شام گرد آوردند و با دادن عطایای فراوان، از آنها سوءاستفاده تبلیغاتی کردند. از جمله این شاعران اخطل، شاعر نصرانی بود که در ستایش حاکمان اموی نهایت اغراق را به کار گرفت و آنها را بهترین قریش و سزاوارترین مردم در خلافت معرفی کرد. این شاعر نصرانی به رغم اختلافاتی که از لحاظ اعتقادی با خلیفه مسلمان داشت، تصویری اسلامی از او با زبان شعر که مورد اقبال مردم بود، ترسیم کرد. این پژوهش به این پرسش های اساسی پاسخ می دهد: امویان چگونه از ادبیات و شعر سیاسی در مشروعیت بخشی به حاکمیت بهره بردند؟ شعر اخطل چگونه در مسیر تأمین خواست دولت بنی امیه قرار گرفت و از چه مفاهیم و ابزارهایی استفاده کرد؟ یافته های این پژوهش تحلیلی-انتقادی نشان می دهد که اخطل با بهره گیری از مضامین گوناگون شعری تلاش کرد حکومت امویان را امری مشروع، الهی و موهبتی آسمانی معرفی کند. این شاعر از تعبیرها و مضمون هایی استفاده می کرد که توجیه کننده اهداف سیاسی امویان است. ترویج تفکر موروثی بودن خلافت، قدسیت بخشی، استفاده از القاب و عناوین مذهبی و تبلیغ اصالت و نجابت اشرافی بنی امیه از جمله رویکردهای شاعر در مشروعیت نمایی حکومت امویان است.
۱۸.

ادبیّات تطبیقی در الجزایر؛ از استعمار تا بهار سیاسی

کلید واژه ها: ادبیات تطبیقی استعمار الجزایر بهار سیاسی زبان فرانسوی و عربی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۳ تعداد دانلود : ۴۶۱
پیدایی و شکوفایی ادبیّات تطبیقی در الجزایر با فراز و فرودهای گوناگونی همراه بوده است: با ورود فرانسویان به خاک الجزایر در سال (1830)، این کشور صحنة تاخت و تازهای استعماری آنان قرار گرفت و اوّلین تلاش آنان، تغییر زبان و فرهنگ مردم آن مرز و بوم بود. لذا، غالب پژوهش های تطبیقی نیز تحت تأثیر این شرایط، به زبان فرانسوی نگاشته شدند. سرانجام در سال (1962) الجزایر با انقلاب مردم به بهار سیاسی راه یافت و با «تعریب» زبان در حوزة پژوهش های تطبیقی، اهتمام به بازخوانی تصویر الجزایر در آثار اروپاییان از جمله فرانسویان و آلمانی ها، تخصیص واحدهای دانشگاهی به ادبیّات تطبیقی و مکاتب این شاخة ادبی و برگزاری همایش ها و کنفرانس های بین المللی از جمله گام های تطبیقگران الجزایری در پیشرفت و به روزرسانی ادبیّات تطبیقی در این کشور است. لذا مقالة حاضر، با رویکردی توصیفی- تحلیلی، در صدد آن است تا سیر تاریخی ادبیّات تطبیقی را در الجزایر با تقسیم تاریخ معاصر آن کشور به دورة استعمار و پسااستعماری بررسی کند.
۱۹.

ادبیّات تطبیقی و علم اخلاق

نویسنده:

کلید واژه ها: ادبیات تطبیقی فلسفه و علم اخلاق اخلاق مداری اخلاق هنجاری و کاربردی قواعد و اصول اخلاقی مطالعات فرارشته ای

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۲ تعداد دانلود : ۳۱۷
خوانش اخلاقی اهداف و آرمان های دانش ادبیّات تطبیقی می تواند مقدّمة این فرضیه شود که ادبیّات تطبیقی، نه تنها دانشی اخلاق گراست، بلکه درسه بُعد علّی، مفهومی و معرفت شناسی، وابستگی و پیوندی ریشه دار و ناگسستنی با علم اخلاق دارد؛ در حقیقت، دانش ادبیّات تطبیقی از این زاویه، علمی است که در اهداف و مقاصد خود معلول این دانش بوده و به مانند علم اخلاق، در پی ترویج و تبلیغ هنجارها و قوانین اخلاقی است که در تعاملات انسانی و فرهنگی، جانشین ناهنجاری ها و چالش های اخلاقی می گردد. این پژوهش، در پرتو مطالعات فرارشته ای، و البتّه با روش توصیفی – تحلیلی، بر آن است تا از زاویة اخلاق به تبیین و تفسیر اهداف ادبیّات تطبیقی بپردازد. یافته های اساسی آن نیز چنین است که ادبیّات تطبیقی اصیل، با بهره گیری از علم اخلاق می تواند موجب آفرینش یک گفتمان اخلاقی - جهانی گردد و بسترها و زمینه های اثربخشی و حضور معنادار خود را بیشتر و ژرف تر نماید.
۲۰.

نشانه شناسی اجتماعی داستان کوتاه «القمیص المسروق» کنفانی با تکیه بر سازه های گفتمانی هلیدی

کلید واژه ها: نشانه شناسی اجتماعی هلیدی داستان کوتاه القمیص المسروق کنفانی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۸ تعداد دانلود : ۳۶۲
نشانه شناسی اجتماعی، رویکردی کاربردی در بررسی متون است که دغدغه اصلی آن، درک نشانه های اجتماعی و رفتارهای معنادار است. با توجه به اهمیت به کارگیری نظریات علمی در فهم بهتر متون، سازه های گفتمانی هلیدی (اندیشگانی، میان فردی و متنی) را ابزاری برای بررسی یکی از داستان های کوتاه کنفانی با عنوان «القمیص المسروق» قرار دادیم که از حیث شمول دو قطب مثبت و منفی، جدال بین خدمت به وطن و خیانت و گذر قهرمان داستان از تردید به یقین برجسته می نماید. بر این اساس، در حوزه اندیشگانی، چگونگی بازتاب واقعیت در داستان مذکور، در حوزه میان فردی، نحوه تعامل شخصیت ها و در سطح متنی شیوه سازماندهی و انسجام دو حوزه پیشین، با روش توصیفی-تحلیلی بررسی شد تا به این سؤال پاسخ داده شود که گزینش های زبانی در حوزه های مذکور به عنوان سازه های معناساز، چگونه در گفتمان شناسی داستان مذکور و کشف لایه های زیرین معنا عمل می کند؟ نتایج حاصل از بررسی جمله واره های این داستان نشان می دهد که در سطح اندیشگانی، چارچوب کنشگرانه متن در آغاز داستان با حضور پررنگ گفتمان «دیگری» همراه است که انسان فلسطینی را به حاشیه رانده و درگیر احساساتی ساخته است که وی را به سمت خیانت سوق می دهد، اما فهم حقیقت در پایان داستان از او کنشگری فعال می سازد که انتقام جویی از دشمن را در خود تقویت می کند. در سطح بینافردی، تعامل شخصیت های داستانی، روند گذر قهرمان داستان از تردید به یقین، در مواجه با خیانت را به نمایش می گذارد. و اما در سطح متن، «ارجاع»، «حروف افزایشی» و «تکرار» به ترتیب در سطوح دستوری، پیوندی و واژگانی، بیشترین کارکرد را تداوم معنایی و انسجام بخشی متن به خود اختصاص داده اند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان