فریبا سیدان

فریبا سیدان

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۸ مورد از کل ۸ مورد.
۱.

سنجش رابطه آگاهی از قوانین و اثرات سوءمصرف مواد مخدر و روان گردان ها و گرایش به استفاده از مواد مذکور میان دانش آموزان دختر

تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۸
هدف : امروزه گرایش به سوءمصرف مواد مخدر و روان گردان ها در دختران، ازجمله آسیب های اجتماعی است که توجه مسئولین و صاحب نظران عرصه های مختلف از قبیل جامعه شناسان، پزشکان، روان شناسان و غیره را به خود جلب کرده است . بررسی رابطه میزان آگاهی از اثرات سوءمصرف مواد مخدر، روان گردان ها و قوانین مرتبط، با میزان گرایش به استفاده از مواد مذکور در دختران دانش آموزمی باشد. روش: طرح پژوهش توصیفی-علّی بود. نمونه پژوهش شامل دختران دانش آموز مقطع متوسطه دوم شهر تهران که تعداد 399 نفر با ترکیب دو روش نمونه گیری خوشه ای و طبقه بندی غیرنسبتی برای نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه بود. یافته ها: میزان آگاهی از اثرات و پیامدهای سوءمصرف مواد مخدر میان 64% دانش آموزان و میزان آگاهی از قوانین مبارزه با مواد مخدر میان 85% درصد دانش آموزان بالا بود. همچنین میزان گرایش به سوءمصرف مواد مخدر، در54% دانش آموزان پایین بود. نتیجه گیری: هرچه میزان آگاهی ازاثرات مصرف مواد مخدر و قوانین مرتبط افزایش یابد، گرایش به مصرف مواد مخدر کاهش می یابد. بنابراین می توان همواره با به کارگیری راهبردهای آموزشی جهت بالابردن سطح آگاهی دانش آموزان، درامر پیشگیری ازگرایش به سوءمصرف مواد مخدر استفاده کرد.
۲.

سنجش رابطه تعادل بین نقش های خانوادگی و شغلی و کیفیت زندگی زنان شاغل درآموزش و پرورش شهر سنندج

کلید واژه ها: زنانکیفیت زندگینقش های خانوادگینقش های شغلیتعادل نقش

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی خانواده
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی کار و شغل
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی آموزش و پرورش
تعداد بازدید : ۴۸۴ تعداد دانلود : ۱۹۹
در سال های اخیر دگرگونی های بنیادی و اساسی در وضعیت زنان به وقوع پیوسته و منجر به تحولاتی در زمینه چندگانگی نقش و جایگاه اجتماعی آنان در بخش هایی از جامعه شده است . برخی از پژوهشگران بر آن اند که نقش های چندگانه اجتماعی ، شغلی و خانوادگی منابع گوناگونی هستند که منافع متعددی را در اختیار افراد قرار می دهد و پاداش ها و امتیازت متعددی را به همراه آورده بر کیفیت زندگی زنان می افزایند . این پژوهش با بهره گیری از مبانی نظری تئوری کنش متقابل نمادی و با توجه به دیدگاه مارکز در زمینه تعادل نقش ، به سنجش رابطه بین این متغیر و کیفیت زندگی زنان پرداخته است . جامعه آماری این بررسی متشکل از زنان شاغل ، متأهل ، دارای فرزند و ساکن در شهرسنندج است وحجم نمونه ، 290 نفر از زنان شاغل در آموزش و پرورش شهرسنندج را دربرمی گیرد که به روش نمونه گیری تصادفی سهمیه ای انتخاب شده اند . بر اساس یافته های تحقیق، زنان با ازدواج نه چندان زودهنگام خود (میانگین سن ازدواج 36/24) از فرصت های تحصیلی و شغلی خود به خوبی بهره برده و همراه همسرانشان ، سرمایه های فرهنگی مطلوبی دارند و این امر به برقراری توازن بین نقش های خانوادگی و شغلی آنها کمک بسزایی کرده است . یافته ها نشان می دهد بین میزان تعادل در نقش های شغلی و خانوادگی و کیفیت زندگی زنان ارتباط معناداری وجود دارد . یافته های حاصل از رگرسیون چندگانه نیز حاکی از آن است که متغیر های میزان تحصیلات همسر و تعادل نقش ، 36 درصد از واریانس متغیر کیفیت زندگی زنان را تبیین می کنند . با توجه به رابطه تحصیلات همسران و کیفیت زندگی زنان ، می توان دریافت زندگی زنان ایرانی تا حدود زیادی تحت تأثیر نگرش و رفتار های شوهرانشان در خانواده است که معمولاً شرایط دست یابی به فرصت های پیشرفت از طریق اشتغال را برای ایشان تسهیل کرده بر کیفیت زندگی آنان می افزاید .
۳.

بررسی عوامل موثر بر بر نگرش دختران نسبت به روابط با جنس مخالف

کلید واژه ها: سبک زندگیدخترانهویت اجتماعیمدرنیسمنگرشارزش هادوستی با جنس مخالف

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰۶ تعداد دانلود : ۵۹۸
چکیده:درجامعه ماگسترش روابط و دوستی دختران و پسران،بعنوان رفتاری فرهنگی و اجتماعی،پدیده نسبتا جدیدی است که درسالهای اخیرابعادتازه ای یافته است.نتایج برخی ازپژوهش ها حاکی از آنندتغییرارزشهاوسبک زندگی نوجوانان و جوانان در بروزاین پدیده نقش مهمی ایفا می نمایند.دراین زمینه روندتغییرات ودگرگونیهای فرهنگی واجتماعی در عصر ارتباطات و اطلاعات با چنان سرعتی انجام گرفته که افراددر عین حال که از آن متاثرند،گاه در مواجه وانطباق با آن،با مشکلاتی نیز روبریند.این پژوهش بااهدافی چون سنجش نگرش دختران نسبت به رابطه با جنس مخالف و بررسی عوامل فرهنگی – اجتماعی موثربرآن انجام شده است.با بکارگیری روش پیمایشی،جامعه آماری پژوهش، دختران دانش آموز در مقطع سنی 18-16 دبیرستانهای منطقه 13 آموزش و پرورش تهران را شامل شده و تعداد381 نفراز آنان به شیوه نمونه گیری سهمیه ای انتخاب شده اند.یافته های پژوهش نشان می دهدنگرش تعدادقابل ملاحظه ای(7/45 درصد)از دختران دانش آموز نسبت به این گونه روابط مثبت،3/32%درصد بینابین و22%درصد از دختران منفی است.نتایج آزمون فرضیات نشان می دهدمیان متغیرهای مستقل نگرش خانواده ودوستان،اعتقادات،ارزشهاوپایبندی دینی،سبک زندگی وپایگاه اقتصادی اجتماعی بانگرش دختران نسبت به رابطه باجنس مخالف،رابطه ای معناداروجوددارد.نتایج تحلیل چندگانه نشان دادسه متغیر نگرش خانواده،ارزشها و پایبندی دینی و نگرش دوستان،بر روی هم45درصد از واریانس متغیر وابسته را تبیین می کنند.
۴.

عوامل مؤثر بر میزان تعهد اجتماعی در زنان و مردان شاغل

تعداد بازدید : ۱۲۷۰ تعداد دانلود : ۶۶۴
تعهد اجتماعی از جمله ارکان مهم اجتماعی است، به طوری که شرایط تنظیم امور را فراهم کرده، بر قابلیت و میزان ثبات اجتماعی افزوده و پیش بینی امور و جریان های اجتماعی را تسهیل میکند. برخی از مطالعات در ایران نشان میدهد که به موازات بالا رفتن سطح توسعه اجتماعی- اقتصادی در استان ها، تعهد به عنوان یکی از مؤلفه های اعتماد اجتماعی کاهش پیدا میکند. به عبارت دیگر به موازات توسعه اجتماعی، تعهد و اعتماد اجتماعی که شرط لزوم تعاملات اجتماعی در زندگی نوین است، فزونی پیدا نکرده است. برخی از صاحب نظران به طرح این اندیشه که زنان رشد اخلاقی متفاوتی با مردان دارند و رشد اخلاقی زنان بیش تر بر اندیشه های تعهد و مسؤولیت متمرکز است، پرداخته اند. اما کم تر مطالعه ای به بررسی تأثیر متغیر جنسیت بر تعهد اجتماعی پرداخته است. این مطالعه با توجه به اهمیت حضور زنان در عرصه های اجتماعی و توسعه کشور درصدد آن است که ضمن شناسایی عوامل و مؤلفه های مؤثر بر سطح تعهد اجتماعی، تأثیر جنسیت بر آ ن را نیز بررسی کند. هدف کلی این پژوهش، سنجش و مقایسه میزان تعهد اجتماعی و عوامل مؤثر بر آن در میان زنان و مردان میباشد. روش پژوهش، پیمایشی بوده و ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه است. حجم نمونه ای برابر با 220 نفر از بین 10 اداره معاونت سلامت وزارت بهداشت از طریق فرمول کوکران براورد شده و با توجه به روش نمونه گیری لایه ای نمونه آماری انتخاب شده است. نتایج پژوهش نشان میدهد که بین زنان و مردان به دلیل وابستگی عاطفی، میزان مبادلات و روابط اجتماعی و نوع جامعه پذیری تفاوت معناداری وجود دارد. بر اساس نتایج به دست آمده میزان تعهد اجتماعی زنان تا حد قابل ملاحظه ای بیش از مردان است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها نشان دهنده وجود رابطه معناداری بین متغیرهای جنسیت، وابستگی عاطفی، روابط و مبادلات اجتماعی، عضویت اجتماعی و نوع جامعه پذیری به عنوان متغیرهای مستقل و تعهد اجتماعی، به عنوان متغیر وابسته پژوهش است. هم چنین نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون چند متغیره نشان میدهد که از میان متغیرهای تحقیق، جنسیت به طور مستقیم دارای بیش ترین قدرت تبیین و اثرگذاری بر واریانس تعهد اجتماعی است.
۵.

خانواده و ارتقای شغلی زنان

کلید واژه ها: زنانخانوادهارتقای شغلینقش

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱۴ تعداد دانلود : ۸۵۲
زنان و مردان در بازار کار، نه تنها از نظر میزان مشارکت و بی کاری، بلکه از لحاظ نوع شغل، درآمد حاصل از کار، و ارتقای شغلی هم دارای شرایط متفاوت اند. در این پژوهش، عوامل موثر بر میزان ارتقای شغلی زنان شاغل در اداره های دولتی، با تاکید بر خانواده، مورد بررسی قرار گرفته است و جامعه آماری را زنان 30 تا 40 ساله، شاغل، همسردار، و دارای فرزند تشکیل می دهند، که از کل شاغلان زن در 50 اداره دولتی شهرستان اسکو انتخاب شده اند و جمعا بیش از 120 نفراند. ابزار پژوهش نیز پرسش نامه است و برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی و آزمون های معناداری استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد میزان ارتقای شغلی زنان این شهرستان از میزانی متوسط برخوردار بوده و عوامل خانوادگی بیش از سایر عوامل در عدم ارتقای شغلی زنان موثر است. میزان ارتقای شغلی زنان پاسخ گو، از کیفیت نقش، فشار نقش، تقسیم جنسیتی کار در خانه، تقاضاهای ساختاری خانواده، اضطراب، و ویژگی های مدیریتی، به طور مستقیم، و از متغیرهای افسردگی، استرس، خستگی شغلی، تهی سازی انرژی فرد، سرایت شرایط تنش آمیز یک نقش به نقش دیگر، و محرک های تنش زای خانوادگی، به طور غیرمستقیم و از طریق فشار نقش تاثیر می پذیرد. عوامل سازمانی در این میان نقشی ندارد.
۶.

چندگانگی پایگاه اجتماعی-اقتصادی زنان و بیماری‌های روانی

نویسنده:

کلید واژه ها: پایگاه اجتماعی - اقتصادیزنان؛ بیماری روانیافسردگی و اضطراب

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۷۳ تعداد دانلود : ۷۰۷
چه گونه گی برآورد پایگاه اجتماعی - اقتصادی زنان یکی از دشواری های مهم پژوهش در بررسی های جامعه شناسانه درباره ی زنان است. از این رو، هدف اصلی این نوشتار، بررسی متغیرهای در آینده در برآورد پایگاه اجتماعی - اقتصادی زنان، و هم چنین تشریح چه گونه گی تأثیر این متغیرها بر سلامت و بهداشت روانی آنان است. یافته های پژوهش نشان می دهد که پایگاه اجتماعی - اقتصادی زنان وضعیتی چندگانه و دارای چندین بعد است که با توجه به حوزه های چندگانه ی عمومی و خصوصی زنده گی زنان، بر بروز بیماری های روانی آنان تأثیر می گذارد. در نظر این بررسی، طبقه بندی زنان بر پایه ی طبقه ئی که سرپرست مرد خانواده در آن است ناپذیرفتنی نیست، چرا که هنوز بخشی بزرگ از وضعیت اجتماعی - اقتصادی زنان تحت تأثیر ویژه گی های سرپرست مرد خانواده است؛ اما با توجه به لزوم نگرش به تجربه ها و دل بسته گی های زنان، برآورد میزان دست یابی برابر زنان و مردان به منابع همه گانی و فردی، یکی از الگوهای کارآمدی است که با روی کرد بدان، می توان جایگاه زنان را در نظام و لایه بندی اجتماعی تعیین نمود. هم چنین پدیده ی یاد شده سرچشمه ی فشار روانی زنان است و بیماری های روانی افسردگی و اضطراب در آنان پدید می آورد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان