علی اکبر احمدی افرمجانی

علی اکبر احمدی افرمجانی

مدرک تحصیلی: دانشیار گروه فلسفه، دانشگاه علامه طباطبایی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۹ مورد از کل ۱۹ مورد.
۱.

نقش ضرورت در مواجهه با مسئله شر در فلسفه افلاطون

تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۸
افلاطون در مواجهه با مسئله شر بیش از هر چیز می کوشید تا تنزه و تعالی خیر و مثل را از دخالت در ایجاد شر حفظ کند. از این رو جز این که سبب برخی شرور را خود آدمیان برمی شمرد، از عنصری به نام ضرورت سخن می گوید که در کنار عقل در کیهان و ساماندهی آن نقش می آفریند. وجود ضرورت به مثابه مانع و مزاحمی در مسیر کار عقل، تبیینی برای بروز نظام مند شر در جهان است. در واقع افلاطون برای یافتن راه حل بار دیگر به ثنویت روی می آورد. در این نگرش خیر می خواهد جهان را تا جایی که برایش مقدور است بدون نقص بیافریند و تا جایی که کار به دست عقل است امور بر مدار خیر می گردد، ولی ضرورت با دخالت خود در این روند اخلال می کند. در این مقاله می کوشیم با تبیین و تحلیل ضرورت، نقش هایی که می آفریند، انواع شر، عناصری مانند ایده خیر و دمیورژ در نسبت با ضرورت، نشان دهیم که افلاطون به رغم کوشش های فراوان نتوانسته از زیر بار سنگین ثنویتی که در جای جای فلسفه او به چشم می خورد شانه خالی کند.
۲.

تعمیم پذیری در اخلاق کانت بررسی نظری و عملی فرمول اول اخلاق کانت

تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۵
کانت صورت بندی های مختلفی از امر مطلق پیش می نهد که نخستین آن ها صورت بندی عام نام دارد و در آن آزمون مشهور تعمیم پذیری قرار گرفته است. در تاریخ فلسفه ی اخلاق، بحث و جدل بر سر چیستی و کاربرد این صورت بندی یا فرمول بسیار بوده است و موافقان و مخالفان ثابت قدمی دارد. در این نوشته، ابتدا چیستی این فرمول و جایگاه آن را در نظام اخلاقی کانت بررسی می کنیم. سپس، نحوه ی کاربرد آن را در عرصه ی عمل می سنجیم. برخی مراد کانت از این فرمول یا چگونگی کاربرد آن را خوب درک نکرده اند و اشکال هایی نابجا به آن وارد کرده اند. در مرحله ی سوم، تفسیر نتیجه گرایانه ی شلی کگان از فرمول عام را بررسی خواهیم کرد تا دریابیم که آیا این فرمول، با فرمان های نتیجه گرایانه هم سازگار است یا خیر. درنهایت، در بخشی نسبتاً مفصل، برخی اشکالات مشهوری را ارزیابی می کنیم که در تاریخ فلسفه ی اخلاق بر فرمول عام وارد شده است.
۳.

محمول وجود در منطق فرگه ای

کلید واژه ها: راسلکواینفرگهمحمول وجود

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۶ تعداد دانلود : ۱۸۹
یکی از مقدماتی ترین مطالبی که در هر کتاب آموزشیِ منطقِ فرگه ای در بحث منطق محمولات به چشم می خورد، این است که «وجود داشتن» نمی تواند در هیچ گزاره ای محمول واقع شود؛ بلکه جایگاه «وجودْ» سور گزاره ی جزئی است. هدف من در این مقاله این است که نشان دهم بنیان گذاران منطق فرگه ای چه دیدی به ساختار گزاره داشتند و چرا وجود در این ساختار نمی تواند محمول واقع شود. سپس تبیین و راه حل این منطق دانان از گزاره های وجودی را بیان می کنم؛ و در پی آن، اشکالات و نارسایی های تحلیل ارائه شده را بررسی خواهم کرد. بسیاری از فیلسوفان تحلیلی، چون مور (Moore, 1936)، نیل (Kneale, 1936)، ویزدم (Wisdom, 1931)، اِیِر (Ayer, 1947) و دیگران، بیش تر در بحث های مربوط به برهان وجودی برای اثبات خدا، به محمول نبودن وجود اشاره کرده اند. اما من در این مقاله تنها به فرگه، راسل، و کواین خواهم پرداخت. آرای فیلسوفان نامبرده با اندکی مسامحه ذیل رای این سه می گنجد.
۴.

نلسون گودمن: مسئلة وجودشناسانه ارزش هنر

کلید واژه ها: ارزشذات گراییشناخت گراییمسئله وجودشناسانهضدذات گرایی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۶۱
این مقاله به بررسی مسئله وجودشناسانة ارزش هنر در فلسفة نلسون گودمن می پردازد، به عبارت دیگر، این مسئله که ’ طبق نظریه شناخت گرایی گودمن، روابط میان ویژگی (های) ارزشمند یک اثر هنری با خود آن اثر از چه نوع است؛ در وهلة اول، از طریق بررسیِ (1) انواع روابط میان ویژگی های ارزشمند اشیاء با خود آن ها، (2) انواع روابط میان ویژگی های ارزشمند آثار هنری با خود آثار، و (3) موضع گودمن دربارة مسئلة دستوری ارزش هنر، مقدمات حل مسئلة فوق را فراهم می کند. و در وهلة بعد، معلوم می سازد که گرچه گودمن در مسئلة دستوریِ ارزش هنر یک شناخت گرا شمرده می شود، و موضع شناخت گرایی در مسئله ی وجودشناسانة، یک موضع ضدذات گرایانه است، اما چنین نیست که ضدذات گراییِ او دقیقاً واجد همان مؤلفه هایی باشد که شناخت گرایی بدانها قائل است. گودمن، در این باور که ارزشِ شناختی اسناد شده به هنر، (1) متکثر است و (2) خاص هنر نیست، با شناخت گرایی هم قول است. اما در این که این ارزش (3) میان همه ی آثار هنری مشترک است و (4) رابطه میان آن با خود آثار از نوعِ درونی است با شناخت گرایی اختلاف دارد. با این حال، این اختلاف که گودمن را به موضع ذات گرایی نزدیک می کند سبب عدول وی از موضع ضدذات گرایی نمی شود، زیرا هرچند به اشتراک ارزشِ شناختی در میان همه آثار هنری قائل است، اما، این ارزشِ مشترک را خاص هنر نمی داند.
۵.

تحلیل رویکرد ویتگنشتاینی به مسئله خود ارجاعی

کلید واژه ها: ویتگنشتاین متقدمخود ارجاعیتفسیر توصیف ناپذیرتفسیر یکپارچه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۸۹
دست کم سه رویکرد متفاوت به خود ارجاعی در سنت فلسفه تحلیلی وجود دارد. رویکرد راسلی، رویکرد پوزیتیویستی و رویکرد ویتگنشتاینی. هرکدام از این رویکردها راه حلی متفاوت برای مسئله خود ارجاعی پیشنهاد کرده اند. از آن میان رویکرد ویتگنشتاینی به این مسئله بحث های زیادی را به وجود آورده است. ظاهراً فقره6.54 (عبارت ماقبل آخر) رساله ویتگنشتاین تمامی گزاره های کتاب از جمله خودش را بی معنی قلمداد می کند. این خود ارجاعی مخاطبین رساله را در وضع پارادوکسیکالی قرار می دهد. ویتگنشتاین با طرح مفهوم نردبان سعی دارد تا از این خود ارجاعی بگریزد. از میان تفاسیر مختلف از رساله ویتگنشتاین دو تفسیر توصیف ناپذیر و یکپارچه حول این مسئله شکل گرفته اند و سعی می کنند که با تفسیر واژه «بی معنی» خوانشی سازگار از متن رساله به دست بدهند؛ اما از خلال نقدهای این دو تفسیر به یکدیگر به نظر می رسد که اساساً رویکرد ویتگنشتاینی برای حل بحران خود ارجاعی راهگشا نباشد.
۶.

ثنویت در الاهیات افلاطونی

کلید واژه ها: تعالیالاهیاتثنویتحلولنگرش سلبیدمیورژ

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی یونانِ باستان و روم سقراط تا ارسطو افلاطون (428-348 ق.م)
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه دین
تعداد بازدید : ۲۲۶ تعداد دانلود : ۱۹۸
الاهیات افلاطونی به مثابه بخشی از نظام فکری او تابع مؤلفه هایی است که کل پیکره اندیشه های او را تحت تأثیر قرار داده است. وی، همان گونه که در حوزه هستی شناسی و متافیزیک، با توجه به میراث هراکلیتی و پارمنیدسی خود، دو ساحت عقلی و حسی را مطرح می کند، در حوزه الاهیات نیز از یک سو قلمرو متعالی را مطرح می کند که در آن می توان ویژگی هایی نظیر ثبات، و حتی گونه ای مشابهت با صفات نظام های الاهیاتی ادیان، یافت. اما برای اعمال نفوذ و تبیین تغییرات به خدایانی نیاز دارد که در قلمرو جهان متغیر ایفای نقش کنند. از این رو الاهیاتی ناظر به ساحت این جهانی یا حلولی شکل می گیرد. بدین ترتیب ثنویت معهود و مألوف افلاطون در هستی شناسی و معرفت شناسی، در الاهیات نیز رخ می نماید. مدعای این مقاله این است که دمیورژ و خیر را می توان دو روی یک سکه دید و دمیورژ را صورت شخصی تر و انضمامی تری برای خیر برتر و متعالی قلمداد کرد.
۷.

تحلیل رئالیسم معرفتی از دیدگاه لری لائودن آیا رئالیسم معرفتی تبیین صحیحی از پیشرفت علم ارائه می دهد؟

کلید واژه ها: پیش‏رفت علمرئالیسم معرفتیلائودنصدق تقریبی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۹ تعداد دانلود : ۳۲۶
در دهة 1970 میلادی میان رئالیست ها و پسارئالیست ها مناقشه ای حول محور دو پرسش مطرح بود؛ هدف معرفتی علم چیست و چگونه می توان پیشرفت یا توفیق علم را به بهترین نحو تبیین کرد؟ یکی از مهم ترین رویکردها نگرش رئالیسم متکی به صدق نظریه ها بود؛ پاسخ رئالیست ها بر مبنای رویکرد مطابقت با واقع تبیین می شد و تاریخ پیشرفت علم را دلیل این امر می دانستند. در مقابل، برخی نظیر لائودن دو مفهوم توفیق در علم و صدق را از یک دیگر متمایز می کردند؛ لائودن با بهره گیری از تاریخ فلسفة علم رئالیسم معرفتی را از دو نقطه آماج حمله قرار داد؛ اولاً از نظر او مفهوم صدق تقریبی یک نظریه یا پیش روی به سمت صدق دارای تعریفی روشن از جانب رئالیست ها نبود، ثانیاً ارتباط میان صدق تقریبی نظریه و پیشرفت علم به صراحت تبیین نشده است. در این نوشتار دو نقد بنیادین لائودن بر رئالیسم معرفتی تبیین و بررسی خواهد شد.
۸.

ملاصدرا و معناشناسی

کلید واژه ها: اسممعناشناسیملاصدراصفتدلالتارجاع

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی حکمت متعالیه
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلاسفه اسلامی
تعداد بازدید : ۲۲۹ تعداد دانلود : ۲۰۸
صدرا یک بار اشاره می کند که آنچه عارفان بدان اسم می گویند، نزد فیلسوفان به نام ""مشتق"" شناخته می شود. اما در مواضع دیگری، خود از واژه ی اسم استفاده می کند و حتی تقسیم بندی ظریفی میان اسم، صفت و ذات را معرفی می نماید. در باب معنای اسم، او در موضعی به صراحت اعلام می کند که اسم ها به ازای معانی کلی عقلی هستند و نه به ازای هویات عینی، و حتی برای نام ها در عالم اسماء، به موازات اشیاء، قائل به جنس و فصل می گردد. اما در موضع دیگری بیان می کند که اینطور نیست که تنها ماهیت های کلی دارای نام باشند، بلکه اشخاص و معقولات ثانی هم می توانند موضوع له نام باشند. گویی برداشت صدرا از معنا گاهی بسیار تنگ و گاهی وسیع تر بوده است. این وسعت نظر هنگامی که او درباره ی نام های بی مسما و مسماهای بدون نام سخن می گوید بیشتر به چشم می آید و در هنگام بحث از امکان و چگونگی نامیدن خداوند به اوج می رسد. در اسفار، نام خداوند را نامی برای همه ی اشیاء و مسمای نام خداوند را مسمایی برای همه ی نام ها می شمرد. چنین قبض و بسطی در اشاره های صدرا به معنا، است که تلاش نویسندگانی چون سجاد رضوی را در تطبیق نظر صدرا بر [گوشه هایی از] نظریات معناشناسی معاصر نامطلوب می سازد. در واقع نظر به بنیادهای به کلی دیگرگون فلسفه ی اصالت وجود، ظهور هرگونه شباهت ظاهری میان معناشناسی معاصر و معناشناسی صدرایی را باید به دیده ی تردید نگریست.
۹.

هوسرل اول و دوم: تطور آرای هوسرل در مورد فلسفة زبان

کلید واژه ها: هوسرلنظریة معنانوئمانوئسیسفلسفة زبان

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی دوره معاصر (قرون 20 و 21) فلسفه قاره ای پدیدارشناسی
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه زبان
تعداد بازدید : ۵۷۲ تعداد دانلود : ۵۸۰
دیدگاه ""هوسرل"" دربارة فلسفة زبان و معناداری، حداقل دو دورة متفاوت دارد. در دورة اول که گاهی رئالیسم افلاطونی نیز خوانده می شود، هوسرل نظری مشابه ""فرگه"" دارد: معنا عبارت است از یک نوع مثالی. در دورة دوم، با توجه به التفات (Intention)و ساختار آگاهی، دیدگاه او چرخشی استعلائی یافته و با استفاده از کلمة جدید نوئما، ساختاری پیجیده برای معنا پیشنهاد می کند. در این مقاله، دو دورة مذکور تشریح شده و توضیح داده می شود که در هر دو دوره، التفات و مسألة آگاهی نقش خاص خود را ایفا می کند. با تشریح این دو دوره و بررسی تشابه ها و تمایزها، مشخص می شود با وجود تغییرات زیاد آرای او، می توان یک خط سیر ثابت را در دیدگاه او پیدا کرد.
۱۰.

کواین در برابر کریپکی

تعداد بازدید : ۴۹۵ تعداد دانلود : ۴۸۶
ما در این مقاله ضمن بررسی انتقادات مشهورتر کواین به منطق موجهات، تلاش می کنیم نشان دهیم که سوای ابعاد سمنتیکی مخالفت کواین با منطق موجهات، می توان دیدگاه او در معرفت شناسی را به مثابة لایه ای عمیق تر برای رد و طرد منطق موجهات در نظر گرفت، گرچه خود کواین تصریحی به این نحوة انتقاد از منطق موجهات نکرده است. در این میان اشاراتی به نظرات کریپکی، که یکی از جدی ترین مدافعین منطق موجهات است می کنیم و بر این باوریم که آرای کواین و انتقادات او به منطق موجهات را در تقابل با آرای کریپکی بهتر می توان فهمید.
۱۱.

گودل؛ از نسبیت تا ایدئالیسم سازگاری نسبیت آینشتاین با فلسفة کانت در باب مسألة زمان

۱۲.

ذوحدین هگلی؛ بررسی نسبت «پدیدارشناسی» و «منطق»

۱۴.

خدا و دین از نظر هگل جوان

کلید واژه ها: دینحیاتهگل جوانالوهیت(خدا)ایجابیت

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی عصر جدید کانت تا ابتدای دوره معاصر ایده آلیسمِ آلمانی (قرون 18 و 19)
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه دین
تعداد بازدید : ۶۳۶ تعداد دانلود : ۵۹۲
هگل جوان که وارث دین کانتی و روشن گری است دیدگاه نوینی را در خصوص دین ارائه می کند که از جهات مختلفی نقد دین کانتی است؛ از نظر هگل، دین کانتی برخاسته از کل وجود انسان نیست. هگل دین مورد نظر خود را دین ذهنی می خواند که برخاسته از صمیم روح و قلب است، در حالی که نقطه مقابل آن، دین عینی است که دست ساخته مفاهیم عقلی است. دین ذهنی هگل، توجهی به جاودانگی شخصی نفس ندارد؛ و کمال نفس در همین دنیا و در تشبه به خدا و وحدت با خدا حاصل می شود. به باور هگل، ما در بیان حقایق دینی با فقر زبانی مواجه ایم؛ زیرا اولاً: وجود خدا از سنخ سایر موجودات نیست و ثانیاً: روح را فقط روح درک می کند و کسی که بخواهد او را فقط با عقل درک کند، از درک الوهیت و از بیان آن عاجز خواهد ماند. برای این که کسی بتواند حقیقت الوهیت را درک کند، باید روحش تعالی یابد و از کرانمندی به سوی بی کرانگی حرکت کند. در بعُد سیاسی- اجتماعی نیز باید گفت کارکرد دین، متاثر از دین داری بیشتر افراد اجتماع است؛ اگر اکثریت مؤمن باشند، افراد دین دار در عشق و وحدت با یکدیگر زندگی می کنند، اما اگر اکثریت بی ایمان باشند، دین داران به انزوا روی می آورند. عیسی نیز به همین دلیل انزوا گزید. در نهایت، برای این که وحدت جامعه مومنان که به وسیله عنصر عشق با یکدیگر متحد شده اند به وحدتی کامل تبدیل شود و با عینیت نیز یگانه شود، به عنصری نیاز است که حلقه واصل این یگانگی شود و آن عبارت است از خیال. خیال که از یک سو با روح در پیوند است و از سوی دیگر، مصداق تام الوهیت را در شخص عیسی مشاهد می کند، می تواند پیوند میان عشق و عین را درک کند و این وحدت را تکمیل کند.
۱۶.

‌رهیافت‌ دوزبانی‌ تارسکی‌

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه زبان
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه منطق
  3. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی معرفت شناسی
  4. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق منطق فلسفه منطق صدق منطقی
تعداد بازدید : ۱۱۶۸
در مقاله‌ حاضر ابتدا چگونگی‌ پیدایش‌ مسئله‌ صدق‌ در لهستان‌ معاصرِ‌ تارسکی‌ مورد بررسی‌ قرار گرفته‌ است‌ و سپس‌ مراحل‌ ورود تارسکی‌ به‌ عرصه‌ معناشناسی‌ توضیح‌ داده‌ شده‌ است. به‌علاوه‌ ضمن‌ تاکید بر روش‌ خاص‌ تارسکی‌ در معناشناسی‌ و حل‌ مسائل‌ آن، تعریف‌ مسئله‌ صدق‌ تارسکی‌ و پاسخ‌ ویژه‌ او ارائه‌ می‌گردد و در نهایت‌ خاطرنشان‌ می‌شود که‌ رهیافت‌ دوزبانی‌ تارسکی‌ کلید درک‌ پاسخ‌ او به‌ مسئله‌ تعریف‌ صدق‌ است.
۱۷.

‌شک‌گرایی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹۳
در این‌ مقاله‌ ابتدا به‌ زمینة‌ و دلایل‌ ورود فیلسوفان‌ به‌ بحث‌ شک‌گرایی‌ پرداخته‌ می‌شود و توضیح‌ داده‌ می‌شود که‌ طرد امکان‌ توهم‌ و ارضأ به‌ حقیقت‌یابی‌ (در عین‌ حال‌ که‌ از ورود مطالب‌ کاذب‌ در ذهن‌ جلوگیری‌ کنیم) و به‌دلیل‌ شکنندگی‌ ظاهری‌ توجیه‌ چنین‌ توجهی‌ لازم‌ است‌ و در ادامه‌ برخی‌ صور رایج‌ شک‌گرایی‌ معرفی‌ می‌گردد. مولف‌ متذکر می‌شود که‌ انگیزه‌ او برای‌ بررسی‌ شک‌گرایی‌ پیدا کردن‌ راه‌ میانه‌ای‌ میان‌ زودباوری‌ (به‌معنای‌ تمایل‌ به‌ شک‌ و مقاومت‌ کمتر از حد معمول‌ در برابر باورها) و دیرباوری‌ (به‌معنای‌ تمایل‌ به‌ شک‌ و مقاومت‌ زیاد از حد در برابر باورهاست). او در این‌ باب‌ به‌ ارزیابی‌ برخی‌ اصول‌ و مبادی‌ عمده‌ معقول‌ترین‌ اشکال‌ و صور شک‌گرایی‌ (نظیر اصل‌ خطاپذیری، عدم‌ قطعیت‌ و...) می‌پردازد و در نهایت‌ اثبات‌ می‌کند که‌ آدمی‌ دارای‌ میزان‌ معتنابهی‌ شناخت‌ است‌ که‌ توجیه‌ آن‌ هم‌ سهل‌ و آسان‌ است. مولف‌ خاطرنشان‌ می‌سازد که‌ فقط‌ شک‌گرایی‌ را طبق‌ برخی‌ صور مطرح‌ آن‌ انکار کرده‌ است‌ و نشان‌ داده‌ است‌ که‌ برهان‌های‌ مربوط‌ به‌ دیدگاههای‌ شک‌گرایانه‌ اثبات‌کننده‌ این‌ مطلب‌ نیست‌ که‌ ما فاقد شناخت‌ و باور موجه‌ هستیم.
۱۸.

گواهی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۷
در این‌ مقاله‌ ابتدا میان‌ منابع‌ فردی‌ شناخت‌ و توجیه‌ (مانند ادراک‌ حسی‌ و حافظه) و منابع‌ اجتماعی‌ آن‌ (مانند گواهی) فرق‌ گذاشته‌ می‌شود و سپس‌ بیان‌ می‌شود که‌ بخش‌ اعظم‌ دانسته‌های‌ ما به‌ مطالبی‌ که‌ دیگران‌ به‌ ما انتقال‌ می‌دهند و بنابراین‌ به‌ گواهی‌ آنها، وابسته‌ است. در ادامه‌ برخی‌ مسائل‌ درخصوص‌ گواهی‌ بررسی‌ می‌شود و دربارة‌ هر یک‌ توضیحی‌ مناسب‌ ارائه‌ می‌گردد. آن‌ مسائل‌ عبارت‌اند از: (الف) بررسی‌ تفاوت‌ گواهی‌ رسمی‌ و غیررسمی‌ و نحوة‌ دخالت‌ هر کدام‌ در شناخت‌ و توجیه؛ (ب) چگونگی‌ پیدایش‌ باور مبتنی‌ بر گواهی‌ (روان‌شناسی‌ گواهی) و شرح‌ آرای‌ استنتاج‌گرایان‌ و غیراستنتاج‌گرایان؛ (ج) تعیین‌ نوع‌ و ماهیت‌ شناخت‌ و توجیه‌ که‌ محصول‌ گواهی‌ است‌ و تذکر این‌ مطلب‌ که‌ گواهی‌ نمی‌تواند منبع‌ اساسی‌ برای‌ شناخت‌ و توجیه‌ باشد ولی‌ می‌تواند در انتقال‌ آن‌ تاثیرگذار باشد؛ (د) تعیین‌ شرایطی‌ که‌ تحت‌ تاثیر آنها گواهی‌ می‌تواند در مخاطب‌ خود شناخت‌ و توجیه‌ را پایه‌ریزی‌ نماید؛ (ه') نحوة‌ وابستگی‌ گواهی‌ به‌ باور و ادراک‌ حسی؛ (و) روش‌ توجیه‌ مجموعه‌ باورهای‌ مبتنی‌ بر گواهی.
۱۹.

عقل

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۷
بحث‌ و پژوهش‌ پیرامون‌ معرفت‌شناسی‌ و به‌طور خاص‌ توجیه‌ معرفتی‌ بستگی‌ تام‌ به‌ منابع‌ معرفت‌ همچون‌ عقل‌ و تجربه‌ و نیز اقسام‌ گزاره‌ها و تحلیل‌ آنها دارد. و از این‌رو مباحث‌ مذکور، جایگاه‌ ویژه‌ و درخوری‌ در این‌ دانش‌ دارند. در این‌ نوشتار، مولف‌ نامور، سعی‌ کرده‌ است‌ تا دیدگاههای‌ برجسته‌ و مطرح‌ معرفت‌شناسان‌ متأخر غربی‌ را در این‌ زمینه‌ تشریح‌ و تبیین‌ کند. وی‌ ضمن‌ بررسی‌ گزاره‌های‌ تحلیلی‌ - ترکیبی‌ و نسبت‌ آنها با گزاره‌های‌ پیشینی‌ و پسینی‌ از منظر کلاسیک‌ - که‌ از سوی‌ کانت‌ ابراز شده‌ است‌ - به‌ بیان‌ دو رهیافت‌ تجربه‌گرایانه‌ و قراردادگرایانه‌ در این‌ باب‌ می‌پردازد و نقاط‌ قوت‌ و ضعف‌ هر یک‌ را نشان‌ می‌دهد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان