مطالب مرتبط با کلید واژه " کواین "


۱.

نگاهی تطبیقی به احکام تحلیلی کانت و قضایای ذاتیة المحمول

نویسنده:

کلید واژه ها: هیومکانتابن‏سیناقضایای تحلیلیقضایای ترکیبیذاتی باب ایساغوجیلوازم معناذاتیهْْ المحمولعرضیهْْ المحمولغزالیشیخ اشراقمحقق طوسیلایبنیتسکواین

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه منطق
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه تطبیقی
تعداد بازدید : ۵۶۷ تعداد دانلود : ۵۲۴
قضایای تحلیلی در فلسفه غرب، تعاریف گوناگونی دارد. برابر تعریف کانت، قضیه‌ای تحلیلی است که مفهوم موضوع و محمول آن یکی است یا محمول آن در موضوعش مندرج است. این تعریف با تعریف قضایای ذاتیهْْ‌المحمول (ذاتی باب ایساغوجی)، شباهت زیادی دارد، امّا در تطبیق این دو تعریف بر یکدیگر، چند مشکل اساسی وجود دارد: اول آنکه بحث ذاتیات، در ابتدا با توجه به ماهیات بنا شده است؛ دوّم آنکه ذاتی جزء ذات است، نه تمام ذات؛ سوم اینکه بحث ذاتیات، بیشتر جنبه هستی‌شناختی دارد. اساساً این بحث برای رفع مشکل تعریف مطرح، شده است. افزون بر این، بحث ذاتیات، تنها در قضایای حملی مطرح شده است. این نوشته نشان خواهد داد این مشکلات در منطق مسلمانان حل شده است. البته امروزه بسیاری از فیلسوفان غرب از تعریف کانت، برگشته‌اند؛ یعنی قضایای تحلیلی را تعمیم داده‌اند. تعاریف غیر کانتی با قضایای ذاتیهْْ‌المحمول، تطبیق‌پذیر نیست، بلکه با تعریف ذاتی باب برهان، بیشتر تناسب دارد.
۲.

در دفاع از یک حکم جزمی

کلید واژه ها: ترادفکواینتحلیلیترکیبی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۸
اچ. پی. گریس (H. P. Grice)، عضو شورای مدیریت دانشکدة سنت‌جان دانشگاه آکسفورد و پیتر. اف. استراسون (Peter. F. Strawson) استاد فلسفة دانشگاه آکسفورد بودند، سمت‌هایی که تا هنگام بازنشستگی آنها ادامه داشت. گریس و استراوسون در این نوشتار درصدد ابطال عقیدة کواین (Quine) هستند. کواین بر این باور است که تمایز تحلیلی ترکیبی (analytic synthetic distinction) معتبر نیست. استدلال آنها در برابر کواین این است که اگر ایدة ترادف (the idea of synonymy) بی‌معنا است، در این صورت ایدة معناداری نیز اساساً بی‌معنا است. گریس و استراسون استدلال می‌کنند که کواین نتوانسته است اثبات کند مفهوم تحلیلیّت (analycity) بیهوده و بی‌معنا است. پروفسور کواین در مقاله «دو حکم جزمی تجربه‌گرایی» تمایز فرض‌شده میان گزاره‌های تحلیلی و ترکیبی (analytic and synthetic statements)و دیگر ایده‌های مربوط به آنها را نقد می‌کند و می‌گوید قائل به چنین تمایزی نیستیم. قصد داریم اثبات کنیم که نقدهای وی از این تمایز، ردّیة او را توجیه نمی‌کند...
۳.

ابعاد مسئلة معنا از دیدگاه فلسفی

کلید واژه ها: معناکواینویتگنشتاینفلسفة تحلیلیجان سرل

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۴ تعداد دانلود : ۵۳۰
مسئلة معنا از مسائل غامض زبان شناسی و فلسفی است. در این نوشتار که سبک و سیاقی فلسفی دارد، سعی می شود تا به برخی از پیچیدگی های مسئلة معنا اشاره شود. ابتدا با تأملاتی کلی دربارة معنا، سؤالاتی دربارة آن طرح می شود تا برخی از جنبه های عام این مسئله ـ و نه براساس موشکافی های فلسفی ـ نمایان شود. در ادامه، با بیان این مطلب که فیلسوفان نیز از آغاز به مسئلة معنا توجه داشته اند، از منظر فلسفة معاصر در باب معنا اشاره می شود. دو جریان عمدة فلسفی معاصر، یعنی جریان فلسفة تحلیلی و پدیدارشناسی که می توان گفت بقیة جریان ها، انشعاب هایی از این دو جریان فلسفی اند، در ارتباط با مسئلة معنا به اجمال معرفی می شود. سپس با تمرکز بر جریان فلسفة تحلیلی و ممیزاتی که می توان برای آن برشمرد تا ویژگی های این زمینة تفکر فلسفی را دریافت، سعی می شود بر همین زمینة فکری، فهرستی از پرسش هایی اساسی درباب معنا بیان شود. از همین رو و برای تأکید بر پیچیدگی و دقایق فلسفی این بحث، دو مسئله، انتخاب و پیرامون آن ها مباحثی مطرح شده است. یکی مسئلة رابطة «معنا» و «معرفت» و دیگری مسئلة رابطة «معنا» و «زبان» است. مسئلة اول یک بار به شکل عام و بار دیگر بر زمینة فلسفة تحلیلی و مسئلة دوم به طور خلاصه از منظر ویتگنشتاین، کواین و جان سرل بررسی شده و به دلیل گستردگی و عمق برخی از نظریات، از منظر فیلسوفانی چون دیویدسون، بررسی نشده است.
۴.

نقش قرارداد در تقوم مبانی دانش از دید تجربه گرایان جدید

نویسنده:

کلید واژه ها: قراردادکواینکارنپقراردادگراییپوانکارهشلیک

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۸ تعداد دانلود : ۳۱۶
ظاهراً پوانکاره نخستین کسی است که در دورة معاصر، به اهمیت قراردادها در تقوم مبانی دانش اشاره کرده (و با در نظر داشتن تقسیم بندی های کانتی)، به این رأی رسیده است که اصول موضوعه و قضایایی که در مبانی علوم قرار گرفته اند، نه حقایقی پیشینی نه حقایقی تجربی را بیان می کنند، بلکه صرفاً «قرارداد» هستند. این سخن در فلسفة علم معاصر تأثیر بسیار گذاشته و توجه اندیشمندانی چون شلیک، کارنپ و کواین را به خود معطوف کرده است. از دید این اندیشمندان، پرسش اصلی این است که: چگونه مبانی دانش که به شکلی قراردادی انتخاب می شود، به تقوم دانشی تجربی در مورد جهان طبیعی می انجامد؟ دانشی که ادعای انطباق با واقعیت عینی و امور جهان خارج را دارد؟ در این مقاله، با نگاهی به آرای این اندیشمندان، در پی پاسخ دادن به این پرسش هستیم که تأثیر قراردادها بر شکل گیری ساختارهای علمی، بر تلقی ما از ارتباط این ساختارها با واقعیت ها یا واقعیت جهان چه اثری می گذارد. با این تعبیر، تحلیل مفهوم قرارداد اصولاً، ما را به تأمل در باب مفاهیم و ساختار نحوی زبان (در اصل، ساختار منطقی آن) و چند و چون ارتباط آنها با واقعیت وا می دارد؛ زیرا علم را می توان شیوه ای برای مدل سازی روابط موجودات جهان، در زبان و بر اساس قواعد زبانی دانست.
۵.

تحلیل نادرست کواین از ذات گرایی ارسطویی

نویسنده:

کلید واژه ها: ارسطوکواینذات گراییموجهات

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۷ تعداد دانلود : ۳۰۵
کواین، فیلسوف تجربه گرای شهیر امریکایی، در پی انتقاداتی که به منطق موجهات محمولی دارد آن را متعهد به آموزة ذات گرایی ارسطویی می داند و می کوشد نشان دهد که چنین آموزه ای بی معناست. او ذات گرایی ارسطویی را آموزه ای تعریف می کند که، مستقل از نحوة تشخیص شیء و مستقل از هرگونه رابطة زبانی، قائل به تمایز میان صفات ذاتی و عرضی برای اشیاست. در این مقاله تلاش خواهم کرد بر اساس متون ارسطو، به بررسی تعریف کواین از ذات گرایی ارسطویی بپردازم. از این بحث خواهم کرد که آیا او ذات گرایی ارسطو را درست تعریف کرده است و آیا انتقادات او به ذات گرایی، شامل ذات گرایی ارسطویی هم می شود؟ نشان خواهم داد که کواین تحلیل صحیحی از آن چه ارسطو ذات گرایی می داند ارائه نکرده است.
۶.

تأثیر اراده بر شناخت: تأملی در سیر تاریخی

کلید واژه ها: شناختحقیقتکواینارادهنیچهشوپنهاورجیمز

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق گروه های ویژه تاریخ فلسفه
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی معرفت شناسی
تعداد بازدید : ۴۸۷ تعداد دانلود : ۴۴۲
این مقاله به روابط متقابل اراده و شناخت، به ویژه تأثیری که اراده بر شناخت در سنت غربی می گذارد، پرداخته است. موضوع به لحاظ تاریخی از دوران باستان بررسی شده است و سپس نشان داده می شود که ویلیام جیمز در این موضوع یک معیار است. بنابراین سیر تاریخی موضوع به سه دوره «قبل از جیمز»، «دوران جیمز» و «بعد از جیمز» تقسیم شده است. ابتدا دیدگاه-های نیچه و شوپنهاور درمقام دو شخصیت کلیدی در زمینه بررسی تاثیرگذاری اراده بر شناخت بشری، تبیین می شود، و نشان داده می شود که چرا اندیشه آنها به طور گسترده جذب دنیای فلسفه نشده است. سپس خطوط کلی نظریه جیمز را بررسی نموده و به دیگر فرضیات و نظریات جیمز که «اراده به باور» را همراهی می کنند پرداخته می شود. در این قسمت نشان داده می شود که برخی پیش فرض های جیمز قابل پذیرش نیستند، ولی خطوط اصلی نظریه وی درخور دفاع است. در نهایت به اندیشه کواین و رهیافت های او به مسئله، به عنوان کسی که بعد از جیمز اصول اساسی نظریه او را اشاعه داده است، پرداخته می شود. سپس با اشاره به کل گرایی و طبیعت گرایی و نیز نظریه شناخت طبیعی شده کواین، نشان داده خواهد شد که دیدگاه های کواین کاملا همسو با جیمز است. در پایان نشان داده می شود که چرا اندیشه کواین به صورت وسیع مورد استقبال دنیای فلسفه واقع شده است. درنهایت اشاره مختصری به فیلسوفان معاصری که در این مبحث تاثیرگذار بوده اند می شود .
۷.

هستی شناسی رخدادها؛ تحلیلی بر استدلال دونالد دیویدسن

نویسنده:

کلید واژه ها: کواینرخدادتعهد وجودیمقوله متافیزیکیدونالد دیویدسن

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۷ تعداد دانلود : ۲۳۷
رخدادها اموری اند که واقع می شوند یا اتفاق می افتند. هر چند بحث فلسفی از رخدادها در متافیزیک معاصر بسیار برجسته تر از گذشته است، می توان پیشینه این مسأله را در فلسفه قدیم در قالب بحث حرکت و سکون و نیز بحث از مقولات فعل و انفعال بازجست. پرسش های مهم در باب رخدادها را می توان در سه محور هستی رخدادها (به مثابه مقوله متافیزیکی مستقل)، چیستی رخدادها و معیار تمایز و اینهمانی آنها جای داد. دونالد دیویدسن از جمله متافیزیسن های معاصر است که در هر سه محور بحث کرده است. مهم ترین استدلال او برای اثبات وجود رخدادها از خصلتی وجودشناختی معناشناختی برخوردار است. او احتجاج می کند که منطق محمولات متعارف نمی تواند اعتبار شهودی استنتاج جمله هایی با قیود کمتر از جمله ای با قیود بیشتر را نشان دهد. وی سپس راه چاره را در این می بیند که جمله های مزبور را به صورت جمله هایی مسوّر که در آن بر روی رخدادها سور بسته می شود بازسازی کنیم که با توجه به تفسیر کواین از تعهد وجودی مستلزم قبول وجود رخدادها خواهد بود. اختصاص به افعال، اختصاص به قیود استاندارد، امکان تکمیل منطق محمولات متعارف و عدم الزام در پذیرش معیار کواین برخی از نقدهایی که بر استدلال دیویدسن وارد شده است. با بررسی این نقدها و پاسخ هایی که به آنها داده شده و نیز پاسخ های محتملی که می توان داد نتیجه می شود که استدلال دیویدسن از قاطعیت لازم برخوردار نیست.
۸.

نقد پسین از فرض پیشین جهان شمولی شهود

کلید واژه ها: شهودکواینتفاوت های فرهنگیمثال گتیهفلسفه آزمایشگرانه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۱ تعداد دانلود : ۱۷۳
نقش شهود در فلسفه بسیار گسترده است. این گستردگی نقش و اهمیت ویژه آن به خاطر کاربردی است که برای شهود به عنوان شاهد و گواه در توجیه بسیاری از باورهای مبنایی در نظر گرفته می شود. از آشناترین موارد ایفای چنین نقشی برای شهود می توان به مثال هایی مثل گتیه در معرفت شناسی، ملت چین در فسلفه ذهن، یا پیوند عضو در فلسفه اخلاق و غیره اشاره کرد. آنچه در این مثال ها اهمیت دارد آنست که در تمامی آنها شهودهای عقلانی، عام و جهانشمول در نظر گرفته می شوند. اما در ادامه پروژه کواین در طبیعی سازی معرفت شناسی و نظریات برون گرایانه معرفت شناسانی چون گلدمن، جریان متاخری که «فلسفه آزمایشگرانه» خوانده می شوند، سعی نموده اند شهود را به صورت علمی و آزمایشگاهی بررسی کنند. این شیوه بررسی به نقش علم و دستاوردهای آن برای حل مسائل فلسفی بسیار توجه دارد و با طرح آزمایش هایی سعی نموده نشان دهد که تفاوت های فرهنگی، موجد تفاوت در شهود عقلانی و یا اخلاقی افراد بوده و دیگر نمی توان شهود را دستاویز و ابزاری برای طرح نظریه خود در نظر گرفت.
۹.

بن مایه های فکری هستی شناسی ها در فلسفه کواین

تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۹۶
هدف: هدف مقاله حاضر، توسعه نظری حوزه هستی شناسی ها از طریق مطالعه در زیربناهای فکری آنهاست. برای رسیدن به این هدف، ضمن جست وجو در اولین تعاریف انجام شده درباره هستی شناسی ها و استخراج پایه های فکری آنها از این تعاریف، به استخراج برخی مبادی فکری این ابزار از طریق تفحص در جنبه های فنی آن اهتمام می کنیم و سپس، به بازخوانی آنها در فلسفه کواین می پردازیم. روش: روش پژوهش حاضر هنگام جست وجو و استخراج مفاهیم کلیدی از تعاریف هستی شناسی ها، روش سندی و هنگام بحث در مورد بنیان های هستی شناختی آن، رویکرد تحلیل مفهومی است. با این رویکرد، چنانکه در بحث های نظری تداول دارد، می توان مبادی فکری یک روش یا ابزار را تحلیل نمود. یافته ها: تحلیل ها نشان داد که یکی از بن مایه های فکری مهم هستی شناسی ها مفهوم «تعهد هستی شناختی» کواین است. بر این اساس، هستی شناسی ها صرفاً به موجودیت هایی تعهد دارند که قابل بازنمایی باشند. بدین ترتیب، وجود و عدم موجودات منوط به قابلیت بازنمایی آنهاست تا موجودیت جوهری آنها در جهان واقعی. همچنین، تحلیل شد که روابط موجود در هستی شناسی ها را بر خلاف ادبیات موجود نمی توان روابطی معنایی (Intensional) از جنس روابط اصطلاحنامه ها دانست بلکه روابط میان موجودیت ها در هستی شناسی ها روابطی مصداقی (Extensional) با مرجع های سرراست است که از نگاه فلسفی، از معنا تهی است
۱۰.

محمول وجود در منطق فرگه ای

کلید واژه ها: راسلکواینفرگهمحمول وجود

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۰ تعداد دانلود : ۲۰۱
یکی از مقدماتی ترین مطالبی که در هر کتاب آموزشیِ منطقِ فرگه ای در بحث منطق محمولات به چشم می خورد، این است که «وجود داشتن» نمی تواند در هیچ گزاره ای محمول واقع شود؛ بلکه جایگاه «وجودْ» سور گزاره ی جزئی است. هدف من در این مقاله این است که نشان دهم بنیان گذاران منطق فرگه ای چه دیدی به ساختار گزاره داشتند و چرا وجود در این ساختار نمی تواند محمول واقع شود. سپس تبیین و راه حل این منطق دانان از گزاره های وجودی را بیان می کنم؛ و در پی آن، اشکالات و نارسایی های تحلیل ارائه شده را بررسی خواهم کرد. بسیاری از فیلسوفان تحلیلی، چون مور (Moore, 1936)، نیل (Kneale, 1936)، ویزدم (Wisdom, 1931)، اِیِر (Ayer, 1947) و دیگران، بیش تر در بحث های مربوط به برهان وجودی برای اثبات خدا، به محمول نبودن وجود اشاره کرده اند. اما من در این مقاله تنها به فرگه، راسل، و کواین خواهم پرداخت. آرای فیلسوفان نامبرده با اندکی مسامحه ذیل رای این سه می گنجد.
۱۱.

بررسی مقایسه ای تجربه گرایی از دیدگاه کواین و علامه طباطبایی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۱
ویلارد ون ارمن کواین یکی از فیلسوفان تجربه گرای آمریکایی است که با سه سنت فلسفه تحلیلی و پراگماتیسم و منطق ریاضی جدید رابطه نزدیکی دارد، وی تجربه گرایی را می پذیرد و سعی در اصلاح این سنت معرفت شناختی دارد، او پنج نقطه عطف برای تجربه گرایی بیان می کند که سه نقطه آخر را وی برای تکمیل این دیدگاه مطرح نموده است، نقطه اول عطف توجه از تصورات به کلمات است، نقطه دوم توجه از کلمات به جملات است، نقطه سوم عطف توجه از جملات به نظام هایی از جملات یا همان کل گرایی است، نقطه چهارم وحدت انگاری روشی و نقطه پنجم طبیعت گرایی اوست، در مقابل علامه طباطبایی دواصل تجربه گرایی را نمی پذیرد البته وی مبدء بودن حس را می پذیرد ولی نسبت به معرفت هایی که مطابَق حسی دارند، و حجیت علومی را که صرفا مستند به حس باشند را زیر سوال می برد، وی معتقد است اگر قضایای پیشین پذیرفته نشود نتیجه جز سوفسطائی گری و فرو ریختن کاخ علم به همراه نخواهد داشت.