مهدی سعدوندی

مهدی سعدوندی

مدرک تحصیلی: استادیار. دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر اصفهان
پست الکترونیکی: saedvandi@ac.ir

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۰ مورد از کل ۱۰ مورد.
۱.

عوامل فرهنگی-اجتماعی تأثیرگذار بر مانایی مسجد جامع عتیق اصفهان

تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۷۳
بیان مسئله: مسجد جامع اصفهان یکی از مهم ترین ابنیه تاریخی دوره اسلامی است که تا کنون پژوهش های گوناگونی پیرامون آن انجام شده، اما بیشتر این پژوهش ها متوجه وجه کالبدی آن بوده و وجوه فرهنگی و اجتماعی آن، کمتر مورد توجه واقع شده است. از سویی دیگر، مسجد جامع اصفهان بنایی است که در گذر قرن ها همچنان مانا به حیات خویش ادامه داده است؛ بنابراین پژوهش حاضر در جستجوی پاسخ این پرسش هاست: عوامل فرهنگی و اجتماعی تأثیرگذار بر مانایی تاریخی مسجد جامع اصفهان چیست و این عوامل چگونه توانسته اند، در دورانی که هنوز قوانین و علوم حفاظتی و مرمتی شناخته شده نبود، تداوم حیات کالبدی و کارکردی این بنا را سبب شوند؟هدف پژوهش: با توجه به آنچه گفته شد، هدف از این پژوهش شناخت عوامل فرهنگی-اجتماعی تأثیرگذار بر مانایی مسجد جامع عتیق اصفهان در طول تاریخ، با تکیه بر منابع تاریخی و مستندات کالبدی (کتیبه های مسجد) و پژوهش های معاصر است. نتایج این پژوهش می تواند به تدوین راهکارهای مناسب تری جهت نگهداری بافت های تاریخی کمک کند که، علاوه بر حفظ کالبد بافت های تاریخی، مبتنی بر مشارکت اجتماعی و البته توأم با حفظ زندگی باشد.روش پژوهش: در این پژوهش از نظریه زمینه ای استفاده شده که برگرفته از داده هایی است که در طی فرایند پژوهش به صورت نظام مند گردآوری و تحلیل شده اند. براساس این روش، ابتدا کدگذاری باز تا مرحله اشباع نظری صورت پذیرفت و پس از آن، دسته بندی و تجزیه و تحلیل کدها تا مرحله کدهای گزینشی انجام شد.نتیجه گیری: نتایج پژوهش بیانگر آن است که پنج عامل اساسی فرهنگی و اجتماعی، شامل حضورپذیری، مشارکت پذیری، فرهنگ بانی گری و وقف، تغییرپذیری و روزآمدی، نقش پررنگی را در مانایی مسجد جامع اصفهان ایفا کرده و طی قرن ها این مسجد را از زوال و نیستی محافظت کرده اند.
۲.

تحلیل کارایی سه نوع بادگیر جهت تهویه طبیعی در ساختمان مسکونی معاصر، اقلیم گرم و خشک، اصفهان

تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۷۶
اهداف: این تحقیق عملکرد حرارتی و تهویه داخل طبقات مختلف یک ساختمان مسکونی چهار طبقه را با به کارگیری سه مدل بادگیر در آب و هوای گرم و خشک بررسی میکند. هدف بررسی عملکرد تهویه طبیعی جهت کاربرد مجدد بادگیرها در مجتمع های مسکونی معاصر میباشد. روش ها: روش تحقیق به شیوه توصیفی تحلیلی میباشد؛ ابتدا با بررسی منابع مختلف مدل بهینه ساختمان مسکونی استخراج گردید. جهت ارزیابی پتانسیل خنک کننده و میزان جریان ، عملکرد سه مدل بادگیر در طبقات مختلف با مدل سازی رایانه ای یا دینامیک سیالات محاسباتی (CFD) تجزیه و تحلیل شده است. یافته ها: بادگیر یک طرفه با توجه به متوسط پایین هوای ورودی و منفی بودن جریان هوا در شفت مرکزی کارآمد نیست. بادگیر دو طرفه در ماههای گرم دارای سرعت جریان هوای مثبت است، ولیکن در ساختمان چهار طبقه در طبقات اول و دوم نمیتواند میزان هوای لازم جهت تهویه را در حالت پنجره باز داشته باشد. بادگیرچهار طرفه در حالت پنجره باز در طبقات دارای توان برودتی بالاتر و کارایی بهینه است زیرا میتواند جریان هوا را با سرعت و حجم مناسب برای طبقات اول تا چهارم فراهم کند . نتیجه گیری: در میان سه نمونه شبیه سازی شده در نرم افزار مشخص گردید که تنها مدل چهارطرفه میتواند کارایی لازم را جهت تهویه در طبقات مختلف داشته باشد. با توجه به برخی نکات خاص جهت به کارگیری مجددبادگیرها معماران و طراحان میتوانند طراحی را بهبود بخشیده و ساختمانی سازگارتر با تهویه طبیعی برای برقراری شرایط آسایش طراحی کنند .
۳.

شناخت حریم در معماری با رویکردی پدیدارشناختی

تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۳
معماری، بازتاب فهم انسان از پیوندهای وجودی با عالم است و منجر به خلق مکان ها می شود. هر مکان با مرزهای خود حریمی را به تعین می رساند که تجلی پیوندهای وجودی انسان است. این ارتباطِ نزدیک میان مرز و حریم می تواند به یکسان انگاشتن این دو مفهوم منجر شود. حال آنکه اگرچه هر حریمی الزاماً به صورت مرز تعین می یابد، مرز با حریم تفاوت دارد و همچنین، هر مرزی لزوماً تعین حریم نیست. کار معماری همواره با تعیین حدود و مرزها همراه است. این از طرفی مشخص می کند که پرداختن به مفاهیم مرز و حریم، موضوعی مهم در معماری است، ولی از طرف دیگر ممکن است موجب تقلیل در مفهوم حریم شود؛ به این معنا که چنین مفهومی چیزی اعتباری تلقی شود که نسبتی میان آن و معنای بنیادین معماری برقرار نیست و تنها نسبت آن با کالبد اثر معماری است. هدف این پژوهش، تبیین نظری ضرورت حریم است و برای نیل به آن، به پرسش از خاستگاه حریم پرداخته ایم. در این پژوهش که با روش استدلال منطقی و در حوزه پژوهش های کیفی انجام شده، عمده استدلال ها بر پایه نظریه اندیشمندانی است که با رویکردی پدیدارشناختی به معماری نگریسته اند. در این رهگذر پس از بررسی و ریشه شناسی واژه حریم، برای درک جایگاه آن در معماری، ارتباط سه گانه انسان، مکان و حریم بررسی شده است و نتایج زیر به دست آمده اند؛ حریم، برخاسته از وجود انسان و پیوندهایی است که با ماسوای خود برقرار می کند و امری تکوینی است؛ قضاوت درباره مکان و معیار اصیل و حقیقی بودن آن، مبتنی بر حریم و کمال تعین آن است. شکل حریم، برخاسته از همان وجود موجودات است؛ هم وصل می کند و هم موجب فصل می شود؛ در ظهور آن مفهوم هندسی ناب نیست، بلکه بازتاب دهنده ابعاد وجودی موجود است و مبتنی بر مراتب پیوندهای وجودی انسان، قابلیت ایجاد یک طیف پیوسته از بیرونِ بیرون به درونِ درون را دارد.
۴.

مراتب حفاظت از میراث معماری

تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۷
حفاظت آثار معماری، مبتنی بر شناخت معماری است و معماری، ظرف زندگی انسان است. انسان، معماری را برای رفع نیازهای خود میسازد و این در حالی است که او علاوه بر جسم، دارای روح و روان است و نیازهای انسان نیز در عین حال که متنوع بوده، دارای مراتبی نیز هستند. انسان در سطحی، نیازهای جسمی و معیشتی و در سطحی دیگر، نیازهای روانی و معنوی دارد. معماری نیز از این جهت، دارای وجوهی کالبدی و همچنین فراتر از کالبد است. بدین ترتیب، مراتب معماری، امکان حیات انسان در تمام ساحات وجودی او را مهیا می گردانند. حال با توجه به ذو مراتب بودن انسان و معماری، چنانچه هدف حفاظت را تطویل عمر و تداوم و بقای آن در تمام وجوه بدانیم، حفاظت نیز قائم به مراتب است. اما سؤال اینجا است که مراتب متعدد حفاظت کدام هستند؟ و این مراتب متعدد چه نسبت و ارتباطی با هم دارند؟ به منظور پاسخ به این پرسش ها به جهت توجه به ماهیت معماری و حفاظت از تمامیت آن، چیستی و چگونگی مراتب وجود در عالم مورد بحث قرار می گیرد؛ چرا که قطعاً مراتب وجودی انسان و نیازهای او و معماری و حفاظت نیز تابعی از آن هستند. لذا در این پژوهش با روش "قیاس" به معنای تعمیم از کل به جزء و استدلال منطقی، به تطبیق و تعمیم قواعد و مراتب عالم وجود بر معماری و پس از آن حفاظت پرداخته و سپس به پرسش های پژوهش پاسخ داده خواهد شد. در نهایت، مراتبی سه گانه از حفاظت به دنبال مراتب سه گانه معماری بیان می شوند؛ مرتبه پایین تر، مرتبه ماده است که جنبه محسوس و کالبد معماری را شکل می دهد، متناظر با مرتبه و قوای حسی انسان است و نیازهای اولیه و مادی انسان را با واسطه مواد و مصالح طبیعت (مرتبه مادی عالم) رفع می کند. حفاظت نیز در این مرتبه، مبتنی بر شناخت کالبدی اثر است. مرتبه بالاتر، مرتبه الگو بوده که واسطه انتقال معانی اعلی به ساحت ماده است. متناظر آن در انسان، قوه خیال و در هستی، عالم مثال است. در این مرتبه، الگوها و قواعد به طریق رمزی و استعاری، عامل شکل گیری معماری هستند. این مرتبه، از کالبد و ماده فراتر است. بدین ترتیب، حفاظت معماری در این مرتبه، مبتنی بر فهم و بازتکرار آگاهانه الگوها است. بالاترین مرتبه، مرتبه معنا است. متناظر آن در انسان، قوه عقل و در هستی نیز مرتبه عقل است. حفاظت از این مرتبه به تربیت، نه صرفاً آموزش، انسان ها جهت تقویت قدرت خوانش معنا نیاز دارد. این مراتب در نظامی طولی و درهم تنیده هستند و تقرب به مراتب بالاتر، در گرو عبور از مراتب پایین تر است.
۵.

نقش ساختار هندسی در هم پیوندی نظام حرکتی از ورودی به محراب در مساجد تاریخی بازار بزرگ اصفهان (الگویی راهبردی در برنامه ریزی و توسعه صنعت گردشگری)

تعداد بازدید : ۲۲۷ تعداد دانلود : ۲۸۴
گردشگری و سفر، پدیده ای اجتماعی است که در شکل دهی به واقعیّت ها و شناساندن ارزش های نهان فرهنگی سهم به سزایی دارد. در نگرش سنتی، گردشگری عمدتاً دارای ماهیّتی مکان محور بوده که بر اساس تجربه انسانی از مکان، شکل می گیرد. بررسی هم پوشانی جاذبه های تاریخی-فرهنگی، طبیعی، تفریحی و مراکز اقامتی در شهر اصفهان، تمرکز آن ها را در هسته تاریخی شهر نشان می دهد؛ که با توجّه به گسترش جغرافیایی، سازمان شهر نیازمند بازنگری در راستای ایجاد مکان های جدید و مطلوب است. بدین منظور، این مطالعه با هدف تشخیص نظام حاکم بر لایه های پنهان کالبد مساجد ارزشمند تاریخی محدوده بازار بزرگ اصفهان، از دیدگاه سازمان شکلی مترتب بر فضاها و مراتب رابط، در پی خوانش ویژگی های هندسی نهفته در ساختار پلانی مسیر حرکتی نمازگزاران در مساجد بوده است. در ادامه این روند و بر مبنای داده های کتابخانه ای و میدانی، سنجش هندسی و شکلی اجزاء مسیر از درگاه به محراب صورت گرفته است. یافته های تحقیق، بر استفاده مکرّر از نسبت عددی مشخص و فرم تکرارشونده مربع در مراتب شکلی مسیر حرکتی، تأکید نموده و از آن به عنوان عاملی اثربخش در ایجاد هم پیوندی در مراتب حرکتی، یاد کرده است. همچنین، با پیشنهاد بهره از این ساختار در کالبد مساجد نوین، افزون بر آن که بر پیوند میان هندسه و مفهوم «قَدر» به مثابه عاملی در راستای پیوستگی در مراتب تأکید می کند؛ به سبب پیوند تصور ذهنی گردشگران میان میراث کهن و جاذبه های جدید شهری، موجب رونق صنعت گردشگری در این شهر خواهد شود
۶.

زندگی، در حاشیه زندگی: تأثیر چگونگی گذران اوقات فراغت، در فرهنگ و زندگی شهری شهروندان

تعداد بازدید : ۲۳۵ تعداد دانلود : ۱۵۷
معماری از مهمترین مصادیق حکمت است. چرا که حکیم کسی است که به درمان دردها می پردازد، مسئله و مشکل را می یابد، علت آن را تشخیص می دهد و راه حل آن را ارائه می کند. به دنبال چنین اعتقادی و جستجوی حکمت در معماری، ضعف نشاط اجتماعی از عدم برنامه های مناسب اوقات فراغت شهروندان، که منشا بسیاری از معضلات اجتماعی است، نظرم را جلب کرد. مقاله حاضر در پی دست یافتن به اصول راهنما و رهنمودهای اجرایی، جهت استفاده مدیران و مسئولان متصدی به منظور برنامه ریزی و سیاست گذاری های صحیح و موثر می باشد. روش تحقیق کیفی است و از نوع تحلیل گفتمان می باشد. حتی تحقیق های اولیه نیز که با تکیه بر منابع و اسناد کتابخانه ای و موجود تهیه شده اند به گونه ای تحلیلی و مقایسه ای با آن ها برخورد می شود و در نهایت به راهکارها و رهنمودهای مناسب می پردازیم. در پی آن با اشاره به هر یک از شاخص های تأثیر گذار در تعریف اوقات فراغت و اهمیت آن در زندگی شهری، به مثابه ی زمانی برای فرهنگ سازی تأکید گردیده و به رهنمودهایی در جهت چگونگی کیفیت گذران هنگام فراغت می رسیم.
۷.

بازتاب مرگ اندیشی در معماری ایرانیان

تعداد بازدید : ۲۰۲ تعداد دانلود : ۱۴۲
آثار اندیشمندان و متون مقدس از عناصر تأثیرگذار بر سبک زندگی هر جامعه هستند و با فرهنگ، ارتباطی تنگاتنگ برقرار می کنند؛ تجلی باورها و اعتقادات فرهنگ ها که در آثار اندیشمندان و شاعران جامعه قابل ردگیری است، در آثار هنرمندان نیز خود را ظاهر می کنند. ردیابی مفهوم مرگ در فرهنگ کهن ایران به شناختی پیرامون نظر اندیشمندان، شعرا و عرفا که برگرفته از متون مقدس هستند وابسته است.همچنین اندیشه صاحب نظران بر باور و درپی آن بر عمل جامعه بشری تأثیرگذار است.بر این اساس اندیشه وآثار معماران فارغ از این موضوع نیست. چگونگی بازتاب مرگ اندیشی در آثار معماری پرسش اصلی این پژوهش است. تأمل در مفاهیم مرگ اندیشی در فرهنگ و دین نشان می دهد این مفاهیم در حوزه عمل معماران نیز قابل بازخوانی است. در مجموع می توان گفت مفهوم مرگ اندیشی معماری در جاودانه بودن بناهای متناسب با پروردگار حی، و میرا بودن بناهای متناسب با بشر فانی، تجلی می کند.
۸.

نگاهی به تحولات گفتمانی حوزه هنر اسلامی در سه مقطع زمانی

تعداد بازدید : ۱۶۷ تعداد دانلود : ۱۴۳
مقاله حاضر به بررسی حوزه «تاریخ هنر اسلامی» در سه مقطع زمانی اختصاص دارد. این مقاله با بررسی تحولات این حوزه، در قالبی تحلیل گفتمانی، ضمن روشن کردن ویژگی های بنیادین آن به تبیین ریشه برخی منازعات شکل گرفته در این حوزه، از جمله منازعه اخیر بر سر خود اصطلاح هنراسلامی، می پردازد. در این راستا پس از ارائه مقدماتی درباب مقوله تحلیل گفتمان که ابزار تحلیل نظری در این مقاله است، به بررسی ابعاد مختلف پیدایش، تحول و نشانه های چرخش در گفتمان هنر اسلامی در سه مقطع زمانی، یعنی قرن نوزدهم، قرن بیستم و دهه های آغازین قرن بیست ویکم، پرداخته شده است. بررسی حاضر نشان می دهد «هنر اسلامی»، به مثابه یک گفتمان، بیش از آنکه محصول واقعیتهایی در جهان بیرونی باشد، محصول اندیشه هایی است که در ادوار مختلف پیرامون این واقعیات به عمل آمده و انعکاس بیرونی خود را در قالب زبان و گفتمان یافته است. این حوزه گفتمانی در قرن نوزدهم و تحت تاثیر جریان شرق شناسی شکل گرفت. در قرن بیستم جابجایی آرام و درون گفتمانی را از رویکرد هویتی-مردم شناختی به رویکرد تاریخی-فرهنگی تجربه کرد؛ و در سالهای آغازین قرن بیست و یکم، عمدتاً تحت تاثیر نظریات پسااستعاری، با نقدهای جدی تری مواجه شد که درنتیجه بسیاری از ابعاد تثبیت شده این گفتمان، از چارچوب شرق شناسانه تا رویکرد فرهنگی-تاریخیِ آن، به پرسش کشیده شد. از دل این پرسش ها رویکردهایی نو و تازه به حوزه هنر اسلامی در حال پدید آمدن است. این پژوهش به روش تاریخی-تفسیری و با رویکرد تحلیل گفتمانی انجام یافته است.
۹.

شاخص سازی و به کارگیری آن در تبیین مفاهیم معماری اسلامی

تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۰
بنابر عقیده برخی صاحب نظران، معماری اسلامی تحت تأثیر ارزش های اسلامی شکل می گیرد، محتوای دینی دارد و باورها و ارزش های دینی را متجلی می سازد. اما باتوجه به اینکه اغلب ارزش های اسلامی در قالب مفاهیم انتزاعی قرار می گیرند برای افراد مختلف دارای معانی گوناگون بوده و هرکس به دلخواه خود، آنها را تعریف کرده و در بنا متجلی می سازد. نبود اتفاق نظر در برداشت از مفاهیم اسلامی، مبین ضرورت تدوین شاخص هایی است که بتوان بر مبنای آن چهارچوب معماری اسلامی را مشخص کرد. اما منظور از شاخص و شاخص سازی چیست؟ چگونه می توان به آن دست یافت و فرایند دستیابی به شاخص چگونه است؟ در این تحقیق با روش توصیفی- تحلیلی و بررسی اسناد موجود، به شناسایی روش شاخص سازی که عمدتاً در تحقیقات پیمایشی کاربرد دارد، پرداخته شده است تا با شناخت این روش بتوان به امکان به کارگیری آن در مطالعه معماری اسلامی پی برد. شاخص ها، نشانگرهایی هستند که فرایند جمع آوری، طبقه بندی، تجزیه و تحلیل اطلاعات و نتیجه گیری منطقی و به طورکلی جهت فعالیت را مشخص می کنند و چهارچوب مناسبی را برای هدف گذاری، تدوین، برنامه ریزی و ارزیابی فعالیت ها به دست می دهند. البته شاخص سازی، به منظور ساده سازی موقت پیچیدگی ها و کمی کردن نسبی کیفیت ها و جزئی کردن کلیات است و هدف آن پرداختن صرف به کمیات و یا جایگزین نمودن متغیرهای کیفی به اعداد و ارقام کمّی نیست؛ بلکه به دنبال روش هایی است تا بتوان یک مفهوم را با واسطه هایی و طی مراحل چندگانه ای به سنجش کمّی درآورد. نتایج این تحقیق معرفی فرایند شاخص سازی و تکنیک های آماری مناسب برای اولویت دهی به معرف های شاخص (روش دلفی و تحلیل سلسله مراتبی فازی (FAHP)) است.
۱۰.

بازنمود مفاهیم و ساختار ادبی قرآن در معماری اسلامی

تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۵
پس از طلوع اسلام، سبکهای معماری سرزمینهایی که به قلمرو اسلام پیوستند، بهگونهای تغییریافت که حاصل آن شاهکارهایی چون مساجد بزرگ شد. تفاوت محتوای بیان و فرم معماری جدید بهشکلی است که نمیتوان سهم و تأثیر اسلام را در دگرگونی آن، نادیدهگرفت. تأثیری که منشأ آن به معارفی بازمیگردد که کلیاتش در کتاب آسمانی قرآن نمود یافتهاست. چگونگی این تأثیر و کشف پیام اثر معماری ازطریق سنت، عرفان و یا اشراق بررسی شدهاست. اما پرسش این است که آیا میتوان از زاویهدید قرآن نگریست و درمعماری اسلامی، راهی را برای بازنمود حقایق نهفته در قرآن جستجوکرد؟ بنابر آنچه بیانشد، پژوهش حاضر برآنست تا با بهرهگیری از روش تطبیقی نامتوازن، چگونگی تأثیر قرآن بر معماری اسلامی را ازطریق عناصر ادبی آن نشاندهد. در این بررسی با تبیین جایگاه قرآن و نیز معماری اسلامی بهعنوان یک هنر در عالم هستی، مشخصمیشود که معماری همچون مخلوقات هستی جایگاهی برای بروز حقیقت است که بهدست انسان از عالم غیب در عالم حس بیان شدهاست. ازاینرو، معماری بازنمود همان حقیقت واحدی است که در کتاب قرآن در قالب الفاظ از جانب پروردگار آورده شدهاست. ازآنجاکه زبان در بیان قرآنی و همچنین معماری با آراستگی همراه است، میتوان برای آنها نظامی ادبی قائلشد. جنبه ها و عناصر ادبی این نظام در قرآن، باوجود بیان و زبانِ مردمی، ساده و روان و قابل تشخیص است و میتوان از خصوصیات این عناصر در معماری ازطریق تناظر میان مفاهیم کلیدی مشترک در ادبیات معماری و قرآن بهرهبرد و کیفیت حقیقت مانندی آن را ارتقا بخشید. بررسی تناظر درونمایه در قرآن و مفهوم در معماری، ساختار در قرآن و سیستم نظمدهنده در معماری و فرم در قرآن و فرم در معماری و بیان موارد کاربردی آنها، نمونه هایی است که بازنمود ساختار ادبی قرآن را در معماری اسلامی و تأثیرپذیری آنها را از قرآن نشانمیدهد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان