اکبر عابدی

اکبر عابدی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۴ مورد از کل ۱۴ مورد.
۱.

تبیین گاهنگاری مطلق (C14) و نسبی فرهنگ های مفرغ قدیم حوضه رود زاب ایران با استفاده از روش طیف سنج جرمی شتاب دهنده (AMS)؛ شکل گیری هویت فرهنگی از ورای تحولات فرهنگی مس و سنگ جدید(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۴۰
حوضه رودخانه زاب در ایران باوجوداینکه در پهنه جغرافیای شمال غرب ایران وسعت کمی را اشغال کرده است، از دیرباز به جهت پل ارتباطی دو سرزمین بین النهرین و حوضه دریاچه ارومیه از یک جایگاه ویژه و استراتژیک برخوردار است. باوجود اهمیت بسیار منطقه زاب، در مطالعات عصر مفرغ قدیم، به ویژه تحولات این منطقه در گذار از مس و سنگ جدید به مفرغ قدیم، مورد غفلت واقع شده است. پروژه کاوش تپه سیلوه -از محوطه های شاخص شکل گرفته در سرشاخه های حوضه زاب - فرصت مطالعات این موضوع را فراهم ساخته است. در این پژوهش سعی بر آن شده است که با استفاده از 14 نمونه آزمایش کربن 14 به ترسیم توالی های فرهنگی تپه سیلوه و به تبع آن به توالی های فرهنگی حوضه رودخانه زاب در دوران پیش ازتاریخ دست یافت. بر این اساس، نتایج 14 نمونه کربن 14 در محیط آزمایشگاهی آنالیز شد و در تاریخ گذاری های به دست آمده از این نمونه ها پس از انجام کالیبراسیون آن در چهارچوب گاهنگاری ایران به تعریف توالی فرهنگی منطقه پرداخته شد. چهارچوب گاهنگاری به دست آمده از این پژوهش نشان می دهد که حوضه رودخانه زاب در طول هزاره سوم پیش از میلاد، بیشتر از منطقه شمال غرب ایران به ویژه جنوب دریاچه ارومیه تحت تأثیر فرهنگ های شمال بین النهرین قرار داشته است.
۲.

تبیین الگوهای استقراری و فرهنگی شمال غرب دریاچه ارومیه در دوره مس و سنگ بر اساس تحلیل های GIS(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۲۷
شمال غرب دریاچه ارومیه که هفت شهرستانِ سلماس، خوی، چایپاره، چالدران، شوط، پلدشت و ماکو را شامل می شود؛ در کرانه جنوبی رودخانه ارس واقع شده است. این منطقه به سبب شرایط جغرافیایی و مسیر ارتباطی مابین قفقاز جنوبی، شرق آناتولی، فلات مرکزی و جنوب دریاچه ارومیه و همچنین ظرفیت های زیست محیطی مناسب و مطلوب، زمینه ساز حضور جوامع انسانی در ادوار مختلف تاریخی و فرهنگی بوده است. باوجوداینکه از قرن 19 میلادی به بعد حوضه جنوبی دریاچه ارومیه موردتوجه مطالعات باستان شناسی واقع شده، اما بخش شمالی آن که از توانمندی ها و قابلیت های بسزایی برخوردار است، چندان موردمطالعه قرار نگرفته و فقدان پژوهش های علمی و روشمند دوران پیش ازتاریخ به ویژه دوره مس و سنگ در این پهنه فرهنگی بسیار محسوس است. با عنایت به اینکه مجموعه عوامل زیست محیطی نقش مهمی در شکل دهی و توزیع مکانی استقرارهای جوامع بشری در ادوار مختلف فرهنگی دارند، به نظر می رسد برهم کنش های انسان با محیط زیستِ پیرامون در حوضه شمال غرب دریاچه ارومیه یک چشم انداز متمایز را به دنبال داشته است. پژوهش حاضر برای نخستین بار به تبیین الگوهای استقراری و فرهنگی 21 سکونتگاه مس و سنگ در حوضه شمال غرب دریاچه ارومیه که تاریخ نسبی از آغاز هزاره پنجم تا پایان هزاره چهارم ق. م دارند، می پردازد. مهم ترین پرسش اصلی پژوهش این است که عوامل زیست محیطی چه نقش و تأثیری بر شکل گیری، نحوه پراکنش و برهم کنش فرهنگی استقرارگاه های دوره مس و سنگ در شمال غرب حوضه دریاچه ارومیه داشته اند؟ در این خصوص عوامل محیطی مانند: ارتفاع از سطح دریا، آب وهوا، منابع آب، خاک ها، راه ها، جهت و میزان شیب زمین در ارتباط با 21 استقرار مس و سنگ با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) تحلیل شد و نتایج پژوهش نشان داد که اساسی ترین عوامل محیطی در شکل گیری و برهم کنش فرهنگی زیستگاه های دوره مس و سنگ در این حوضه، سه عامل «دسترسی به منابع آب دائمی»، «کد ارتفاعی» و «راه های ارتباطی» است و این سه عامل، وابستگی استقرارها را به منابع آب به صورت خطی، وابستگی به پهنه دشت جهت کشاورزی و وابستگی به معابر مواصلاتی را جهت مبادلات تجاری، نشان می دهد.
۳.

تعاملات فرهنگی منطقه شمال غرب ایران و قفقاز جنوبی در دوره مس و سنگ

تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۲۷
شمال غرب ایران و قفقاز جنوبی ازلحاظ زیست محیطی، شرایط نسبتاً مناسبی برای شکل گیری استقرارهای باستانی دارند؛ ازجمله می توان به حوضه دریاچه ارومیه و سواحل اَرس در شمال غرب ایران و حوضه های رود کورا، میل مغان (مناطق کوهستانی) در منطقه قفقاز جنوبی اشاره کرد. شواهد باستان شناختی و تحقیقات انجام یافته اخیر در دو حوزه جغرافیایی، اشتراکات و تشابهات فرهنگی دوره مذکور را به میان می گذارد. هدف اصلی در این مقاله، معرفی محوطه ها و سنت های سفالی و مشخص ساختن توالی گاهنگاری در مناطق موردمطالعه است. برای دستیابی به تعاملات فرهنگی در حوزه جغرافیایی موردمطالعه در دوره مس وسنگ پرسش های ذیل مطرح می گردد؛ وضیعت توالی گاهنگاری در دو حوزه فرهنگی چگونه است؟ فرضیه اصلی در این ارتباط، وجود گاهنگاری (آغاز و پایان دوره مس وسنگ) تقریباً همسان در دو نقطه جغرافیایی است. لایه های استقراری و توالی سکونت از دوره نوسنگی به دوره مس وسنگ در محوطه های باستانی، موضوع تداوم و انتقال فرهنگی را چگونه نشان می دهد؟ نگارش پیشِ رو، با روش توصیفی-تحلیلی صورت می گیرد. به عنوان نتیجه نهایی می توان به تشابهات و تفاوت های داده های باستان شناختی، ازجمله به ویژگی های سفالی، ساختار معماری، تدفین و... اشاره کرد که با مطالعه محوطه هایی مانند دالما تپه، کول تپه جلفا، دَوَ گوز خوی و... در شمال غرب ایران و لیلا تپه، قالایری، پویلو تپه، بویوک کسیک، سویوق بولاق، بریکیل دیبی، کاوتسخِوی، تخوت در منطقه قفقاز جنوبی به دست آمده است و ازلحاظ گاهنگاری از 5000 تا 3700/3600 پ.م. را شامل می شود.
۴.

کاربرد آنالیز ایزوتوپ های استرانسیوم استخوان و دندان در مطالعه پدیده مهاجرت های باستانی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۳۵۸
یکی از سوالات مهم باستان شناسان، بررسی جابجایی ها و مهاجرت مابین گروه های انسانی گذشته است. روش رایج برای بررسی این مسائل مراجعه به مصنوعات و آثار به جا مانده از فرهنگ های پیشین و مقایسه ی تطبیقی فرم ها، نقوش و روش های تولید است که در میان فرهنگ های مختلف باستانی به کار رفته است و از این طریق به بررسی ارتباطات و روابط فرهنگی پرداخته می شود. در سه دهه ی اخیر آنالیز ایزوتوپ های استرانسیوم (Sr) موجود در نمونه های دندان و استخوان انسان (و حتی حیوانات) این امکان را فراهم ساخته است که مهاجرت و جابجایی های باستانی با روش جدیدی مورد مطالعه قرار گیرد. طبق بررسی های علمی 87Sr/86Sr در هر منطقه با توجه به عوارض زمین شناختی و جنس سنگ ها و رسوبات سحطی با 87Sr/86Sr مناطق دیگر متفاوت است. با مطالعه ی 87Sr/86Sدر نمونه های استخوان و دندان های اسکلت های تاریخی و مقایسه ی آن با میانگین نسبت زمین شناختی 87Sr/86Sr در منطقه می توان به بومی و یا مهاجر بودن نمونه اسکلت های مورد مطالعه پی برد. از آنجاییکه امروزه نیز مردمان منطقه پیرانشهر بدلیل نزدیکی به شهرهای اربیل و سلیمانیه عراق رفت و آمدهای زیادی دارند و طبق مطالعات صورت گرفته اغلب اهالی روستای سیلوه در طی یک قرن گذشته از کردستان عراق به این منطقه مهاجرت کرده اند خود این موضوع زمینه مساعدی جهت مطالعه مهاجرت ها و جابجایی های جوامع انسانی را فراهم می سازد. هدف از انجام این پژوهش استفاده از آنالیز ایزوتوپهای پایدار استرانسیوم موجود در نمونه دندان و استخوان اسکلت های بدست آمده از سایت حفاری تپه سیلوه پیرانشهر، به منظور تعیین بومی و یا مهاجر بودن آن هاست. برای نیل به این هدف 87Sr/86Sr موجود در نمونه ها اندازه گیری شد. با مقایسه نسبت ایزوتوپ های استرانسیوم امکان تعیین بومی یا مهاجر بودن نمونه ها فراهم گشت. نمونه های مورد مطالعه در این پژوهش نسبت های متفاوتی در آنالیز ایزوتوپ استرانسیوم نشان دادند که از این رو می توان همه نمونه ها را غیر بومی در نظر گرفت. البته این نظر فقط در مورد پنج نمونه مورد مطالعه بیان می شود و برای اظهار نظر در مورد سایت تاریخی پیرانشهر نیاز به مطالعه و آزمایش نمونه های بیشتری می باشد.
۵.

تمدن جیرفت (براساس متون میخی بین النهرینی و کشفیات باستان شناختی در محوطه های باستانی ورامین و کنارصندل جیرفت)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۹۳۶ تعداد دانلود : ۵۹۷
تمدن تازه کشف شده جیرفت واقع در حوزه فرهنگی هلیل رود، نشان از جایگاه ارزشمند تاریخی این بخش از فلات ایران در دوران آغاز تاریخی دارد. گل نوشته های به زبان میخیِ به دست آمده از جنوب بین النهرین (عراق امروزی)، از مکان های متعددی مربوط به هزاره سوم و دوم پیش از میلاد نام می برند که برخی از آنها در ایران جایابی شده اند. جای نام[1] «مارهاشی» یک از این مکان هاست که هنوز بر سر محل امروزی آن نظرات فراوانی ارائه شده است. امروزه بیشتر پژوهشگران بر این باورند که جای نام مارهاشی در حوزه تمدنی هلیل رود قرار داشته است. براساس گاه نگاری متون سومری، در زمان پادشاهان اکد و سلسله سوم اور (سومر جدید) ارتباط تنگاتنگی میان این منطقه از ایران و جنوب بین النهرین وجود داشته است. در این مقاله به بررسی روابط تمدن جیرفت و بین النهرین پرداخته شده و ضمن بررسی محل جای نام مارهاشی و تطبیق آن با تمدن جیرفت، براساس پژوهش های جدید باستان شناسیِ صورت گرفته در جیرفت (محوطه های باستانی کنارصندل و ورامین)، به ریشه و وضعیت فرهنگی جنوب کرمان پیش از زمان ظهور نام مارهاشی در متون بین النهرینی نیز پرداخته شده است. این پژوهش نشان داد که پیش از ظهور نام مارهاشی در متون بین النهرین در قرن 23 پیش از میلاد، به مدت دست کم یک هزاره ارتباط تنگاتنگی میان دو منطقه جنوب کرمان و جنوب بین النهرین وجود داشته است که در متون بین النهرین بدان اشاره نشده و تنها مدارک باستان شناسی گواه این مدعاست.
۶.

بررسی جریان القاعده افغانستان؛ ماهیت، تبارشناسی و عقاید آن

تعداد بازدید : ۲۹۶ تعداد دانلود : ۱۹۸
امروزه جریان تکفیر به عنوان یک بلای خانمان سوز دامن مسلمانان جهان را گرفته است. جریانی که می کوشد برداشت افراطی و خشن خود را از مبانی تعالی بخش اسلام، در جهان پیاده کند.  در این رهگذار «القاعده» افغانستان همواره به عنوان بنیانگذار و خط دهنده ی جریان تکفیر در منطقه ی غرب آسیا مورد توجه و اتقان صاحب نظران بوده و هست. زمانی بر اهمیت بررسی این جریان افزوده می شود که دریابیم بیشتر گروه های تکفیری که امروز در صف نبرد با محور مقاومت قرار گرفته اند، ریشه در القاعده و تفکرات این جریان داشته و دارند. گروهی که «عبدالله عزّام فلسطینى»،«اسامه بن لادن عربستانى» و «أیمن الظواهرى مصرى » با عنوان «القاعده» در کشور افغانستان و به بهانه ی جهاد علیه شوروی بنیان نهادند، بعدها سرمنشأ پیدایش جریان های سلفی افراطی و تکفیری زیادی در منطقه گردید؛ به طوری که می توان ادعا کرد که عمده تفکر جریان انحرافی تکفیر با ظهور این جریان قوت و قدرت گرفت. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی با واکاوی این جریان می کوشد تا به این سؤال اساسی پاسخ دهد که عوامل زمینه ساز، سیر تاریخی و نحوه ی پیدایش القاعده به عنوان یک جریان سلفی تکفیری کدام اند و مبانی فکری و اعتقادی  القاعده چیست؟! یافته های پژوهش نشان می دهد که جهاد بر علیه ارتش کمونیستی شوروی، باعث شد تا سه رهبر بزرگ سلفی در افغانستان با یکدیگر ائتلاف کرده و زمینه ساز پیدایش جریان جهادى فراگیری به نام «القاعده» شوند. ریشه ی تفکرات القاعده، بر بستر اندیشه ی سلفی استوار است و رهبران آن به طور خاص، بیشتر از تفکر حاکم بر جریان هاى اخوانى مصر تأثیر پذیرفته اند. همچنین این پژوهش با بررسی تفکرات رهبران القاعده به این نتیجه رسیده است که گسترش تفکر شیعه با راهبری و پرچمداری کشور شیعی ایران، همواره برای آنان خطرآفرین بوده و در پی دفع این خطر بوده و هستند.
۷.

مطالعه پتروگرافی سفال های هزاره چهارم قبل ازمیلاد محوطه نارجوئیه III جیرفت

تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۳۳۵
فرهنگ علی آباد، یکی از مهم ترین فرهنگ های مربوط به هزاره چهارم قبل ازمیلاد (مس وسنگ جدید) در جنوب شرق ایران است که پراکندگی سفالینه های آن را می توان در مناطقی همچون استان کرمان، استان سیستان وبلوچستان و غرب کشور پاکستان مشاهده کرد. در بررسی های باستان شناسی مربوط به فرهنگ مذکور، محوطه نارجوئیه III شناسایی گردید که دارای سفال های شاخص این فرهنگ بوده است. در این پژوهش سعی شده با طرح پرسش هایی درخصوص چگونگی نحوه فرآوری خمیره، نوع خاک و شاموت مصرف شده، شرایط و حرارت پخت در کوره و هم چنین تاحدودی به منشأ ساخت سفال های این منطقه(؟) پاسخ داده شود. در همین راستا به منظور مطالعه فنی (اطلاعاتی نظیرِ نوع خاک مورد استفاده و نحوه فرآوری آن، منشأ و شیوه ساخت) این سفال ها از روش پتروگرافی مقاطع نازک در زیر میکروسکوپ پلاریزان استفاده گردید. براساس مطالعه کانی شناسی می توان سفال ها را ازنظر نوع پتروفابریک به دو دسته سیلتی (ریزبلور) و پورفیری (درشت بلور) تقسیم بندی کرد. تمام سفال ها ازنظر خصوصیات کانی شناسی از ویژگی های یکسانی پیروی می کنند که بیان کننده استفاده از یک نوع خاک یکسان است. دانه های خمیره افزوده شده را می توان به راحتی در اندازه های درشت شناسایی کرد، که این دانه ها به صورت دانه های کوارتز با لبه های تیز و زاویه دار، پلاژیوکلاز، دانه های میکا و خرده سنگ ها هستند. سفال ها ازنظر منشأ ساخت دارای منشأیی واحد بوده و با مقایسه با رِخنمون زمین شناسی منطقه، احتمالاً بومی و مربوط به همان منطقه کرمان هستند. دمای پخت سفال ها را براساس کانی های شناسایی شده کلسیت و مسکویت می توان تاحدودی تخمین زد که برای 5 قطعه باتوجه به حضور کلسیت پایین تر از 850 درجه سانتی گراد و در سفال هایی با دانه های مسکویت نارنجی متمایل به زرد تا 950 درجه سانتی گراد درنظر گرفته شده است.
۸.

شناسایی اولین منابع ابسیدین در شمال غرب ایران جهت منشایابی منابع بومی آثار پیش از تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۳۶ تعداد دانلود : ۲۵۵
دست افزارهای ابسیدینی از فراوان ترین مصنوعاتی هستند که در محوطه های باستانی خاورمیانه و خاورنزدیک یافت می گردند. منشأیابی ابزارهای ابسیدین از موضوعات جذاب و مورد بحث در میان باستان شناسان و زمین شناسان است. از آنجایی که مطالعات فراوانی بر روی منشأیابی معادن ابزارهای سنگی ابسیدینی در مناطق همجوار ایران مانند آناتولی و قفقاز انجام گرفته است، لذا بخش های عمده ای از ایران به عنوان یک وقفه مطالعاتی در باستان شناسی خاورمیانه از بابت مطالعات منشأیابی ابزارها و معادن ابسیدین به شمار می آید. مطالعات اخیر ِمعادن و منابع ابسیدینِ ایران و نیز منشایابی ابزارهای سنگی فراوان ابسیدینی، زمینه مساعدی جهت ایجاد یک پایگاه اطلاعاتی و ترسیم افقی پژوهشی را برای مطالعات ابسیدین منطقه فراهم ساخته است. در این پژوهش با هدف معرفی گروه های جدید ابسیدینی در خاورمیانه و بخش ایران 10 نمونه ابسیدین از منابع شناسایی شده اخیر در منطقه تجرق میانه و قزلجه بستان آباد و اطراف کوه های بزقوش با استفاده از روش آنالیز pXRF به روش قابل حمل ارائه گردیده است. به نحوی که 8 نمونه از منبع ابسیدین تجرق میانه و 2 نمونه از منبع قزلجه شهریار بستان آباد انتخاب و مورد آنالیز قرار گرفتند. نتایج مطالعات و تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد سه گروه عمده جدید ابسیدین قابل تفکیک و شناسایی است که تحت عنوان گروه ابسیدینی A و B تجرق میانه و گروه منبع قزلجه شهریار بستان آباد معرفی می گردند. این یافته ها نخستین نمونه های ابسیدینی شناسایی شده ایران در ارتباط با منابع و منشایابی نمونه های تاریخی و باستانی هستند که زمینه ای جهت مطالعه و مقایسه این منابع با یافته های باستانی و منشاهای مختلف محتمل داخلی و خارجی را فراهم خواهند ساخت.
۹.

محوطه دوزداغی خوی، استقرارگاهی از عصرمفرغ در شمال دریاچه ارومیه

تعداد بازدید : ۲۷۱ تعداد دانلود : ۴۲۱
دشت میان کوهی خوی به لحاظ دارا بودن شرایط جغرافیایی و ظرفیت های زیست محیطی مناسب، درطول هزاران سال اقوام مختلف را به سوی خود جذب کرده و زمینه ساز ایجاد استقرارهای انسانی در ادوار مختلف بوده است. الگوی پراکندگی محوطه های شناسایی شده در این دشت میان کوهی در عصرمفرغ، ظهور و وجود یک مرکز بزرگ به نام «محوطه دوزداغی» را نشان می دهد که در این دوره به مرکزی بسیار مهم و بزرگ تبدیل می شود. محوطه دوزداغی با ارتفاع 1200 متر از سطح دریا، محوطه ای است با وسعت بیش از 16 هکتار و با 24 متر ارتفاع از سطح اراضی اطراف و بلندترین محوطه پیش از تاریخی دشت است که درکنار رودخانه دائمی قودوخ بوغان و چشمه سار ها و تالاب های زیبای اطراف آن شکل گرفته است. یکی از مهم ترین پرسش های موجود در رابطه با دشت خوی به دلیل همجواری آن از یک سو با منطقه قفقاز جنوبی و شرق آناتولی و از سوی دیگر حوضه دریاچه ارومیه و چگونگی ارتباطات و تعاملات منطقه ای و فرامنطقه ای دشت خوی با مناطق همجوار است که نیازمند مطالعه و پژوهش است. فرض نیز بر این است که با توجه به آنالیز برخی از مواد فرهنگی مانند ابسیدین و نشان دادن ارتباطات فراوان با منطقه قفقاز و شرق آناتولی گمانه زنی در این محوطه نیز با هدف آشکار ساختن این ارتباطات بوده است. این محوطه دارای آثار فرهنگی از دوره های نوسنگی، مس وسنگ، مفرغ و عصرآهن است که به دلیل قرارگرفتن در مسیر مواصلاتی فلات ایران به آناتولی و نیز واقع شدن در مسیر بزرگراه مهم بازرگانی منشعب از جاده خراسان بزرگ (جاده ابریشم)، از موقعیت ممتازی جهت مبادلات تجاری و فرهنگی برخوردار بوده است. وجود معدن نمک به عنوان کالای صادراتی در این محوطه و هم چنین ابزارهایی از سنگ ابسیدین (کالای وارداتی) در 7 نوع و رنگ متفاوت، شاهد این مدعاست. درصد حجم پراکندگی سفالینه ها در سطح محوطه نشان می دهد که دوره پویایی و شکوفایی این محوطه در عصرمفرغ بوده و به نظر می رسد که در این دوران و برای اولین بار در دشت خوی، می توان از وجود یک مرکز با مساحت بیش از 16 هکتار سخن گفت که وجود چنین مرکزی به احتمال زیاد درراستای تجارت فرامنطقه ای بوده است. در این پژوهش، 20 نمونه سفال عصرمفرغِ گردآوری شده از بررسی سطحی و گمانه زنی به منظور تعیین عرصه و حریم محوطه مورد مطالعه و گونه شناسی قرار گرفته است.
۱۰.

شواهد نویافته از مالکیت در فرهنگ کورا– ارس (هزاره سوم ق.م.) با استناد به مهرهای مکشوفه از کاوش های باستان شناختی کول تپه هادیشهر، شمال غرب ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلید واژه ها: مالکیت مهر استوانه ای و استامپی کورا - ارس کول تپه هزاره سوم ق.م

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی انسان شناسی انسان شناسی باستان شناختی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی انسان شناسی انسان شناسی فرهنگی انسان شناسی قوم شناختی
تعداد بازدید : ۶۷۹ تعداد دانلود : ۶۶۶
طی اولین و دومین فصل کاوش محوطه کول تپه هادیشهر یک مهر استوانه ای و یک مهر استامپی به دست آمد که در نوع خود به عنوان یکی از اولین شواهد مهر و مهرسازی در فرهنگ کورا– ارس به شمار می آیند. در بین این دو مهر، نوع استوانه ای آن دارای یک نقش خاص و بی نظیری است که از آن تحت عنوان مارپیچهای جفت یا شاخ های مارپیچ که به شکل شاخ قوچ یا چشم های جغد یا انسانی که به عنوان نماد فرهنگ کورا– ارس به شمار می آید، یاد می گردد. از آن جایی که این نقش و نماد در تمامی سفال ها، فلزات و سایر زیورآلات فرهنگ کورا– ارس به وفور به کار رفته است، ظاهر شدن آن بر یک نقش مهر گواه تحولات زیادی در ساختار اجتماعی و اقتصادی فرهنگ کورا– ارس است. قدمت این مهر به 2800 ق.م. تاریخ گذاری شده است. از آن جایی که این مهرها جزء نخستین آثار مالکیت و مدیریت اقتصادی و اجتماعی در این منطقه از ایران به شمار می آیند معرفی و شناسایی آن ها می تواند نقش مؤثری در بازسازی رفتار اجتماعی مردمان آن روزگار داشته باشد.
۱۱.

ساختارشناسی خمره ی نو یافته ی سفالی چرخه ی زیستی متعلق به گورستان پیش ازتاریخی کِشیک سیستان و بلوچستان، جنوب شرق ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۱۸ تعداد دانلود : ۴۰۶
کشف اتفاقی محوطه پیش از تاریخی کشیک در شهرستان نیک شهر استان سیستان و بلوچستان منجر به شناسایی یک گورستان هزاره سوم ق.م. گردید که دربردارنده آثار ارزشمند سفالی، فلزی و بقایای تدفین بود. در این میان یک خمره سفالی یافت گردید که با توجه به اهمیت و نقوش موجود در سطح آن نیازمند بررسی های علمی جزئی و دقیق تری بود. این خمره سفالی بر اساس نحوه تکرار نقوشش، خمره چرخه زیستی نامیده شده است. به منظور بررسی فن ساخت، شرایط پخت و کوره، بومی یا وارداتی بودن آن و همچنین شناسایی رنگدانه های به کار رفته برای ایجاد نقوش با روش های آنالیز پراش پرتوایکس به روش پودری (XRPD)، آنالیز طیف بینی پاشنده انرژی پرتو ایکس کوپل شده به میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM-EDX) و مطالعه مقطع نازک سفال (OPM) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از روش های فوق نشان دهنده ی استفاده از خاک هایی با منشأ آبرفتی و منطق ه ای رودخانه کشیک دارد که حاکی از منشأ محلی و بومی سفال بررسی شده در این منطقه است. همچنین در ساخت خمره هیچ گونه تنوعی از کانی ها مشاهده نمی شود و عمده کانی موجود در آن کوارتز با دانه های ریز رسوبی است. در پخت سفال شرایط اکسیداسیون و همچنین احیا را با توجه به حضور پیک کربن (گرافیت) و مغز خاکستری سفال می توان اثبات نمود. رنگدانه مورداستفاده جهت تزئین نقوش دارای عناصر آهن و منگنز است که به جهت پایداری و پایه معدنی آن ها استفاده شده و در ترکیب با یکدیگر، تنالیته ای از رنگ قهوه ای تا سیاه را ایجاد می نماید.
۱۳.

گاهنگاری مطلق (14C) و نسبی محوطه دوه گُز خوی با استفاده از روش طیف سنج جرمی شتاب دهنده (AMS)؛ شواهدی از دوره مس و سنگ انتقالی، دالما و پیزدلی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلید واژه ها: دوه گُز خوی جدول گاهنگاری شمال غرب ایران تاریخگذاری مطلق کربن با روش AMS

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۵ تعداد دانلود : ۵۴۷
با توجه به وجود برخی سوالات و ابهامات موجود در گاهنگاری باستان شناختی شمال غرب ایران، این محوطه به عنوان یکی از محوطه های کلیدی پیش از تاریخ این منطقه برای کاوش انتخاب گردید. در این پژوهش سعی بر آن است تا با ارائه گاهنگاری دقیق و لایه نگاری منسجم به ابهامات اساسی از جمله وضعیت فرهنگی منطقه در دوران نوسنگی جدید/مس و سنگ انتقالی، مس و سنگ قدیم (دالما) و نیز مشخص شدن وضعیت منطقه در دوران مس و سنگ میانی و جدید پرداخته شود. در این پژوهش با استفاده از گاهنگاری مطلق کربن 14 و روش طیف سنج جرمی شتاب دهنده (AMS) شش نمونه از قطعات ذغال جهت تاریخگذاری مطلق مورد آنالیز قرار گرفته است که نتایج بدست آمده توانسته به برخی از ابهامات جدول گاهنگاری شمال غرب ایران پاسخ گوید. قبل از کاوش های کول تپه هادیشهر و دوه گُز خوی هیچ گونه گاهنگاری دقیقی برای بازه زمانی حد فاصل حسنلو دوره VIII (پیزدلی) و حسنلو دوره VII (یانیق) ارائه نگردیده است. همان گونه که کاوش ها و مطالعات پیشین بازگو می کنند حسنلو دوره VIII تا VII یک بازه زمانی هزار ساله را در بر می گیرند، اما نکته اساسی در این رابطه، وجود تنها دو دوره یعنی دوره پیزدلی و یانیق (کورا – ارس II) خود حاوی یکسری ابهامات فراوانی است، چراکه بر اساس مطالعات و کاوش های جدید مشخص گردیده است که چندین دوره در حد فاصل حسنلو VIII و VII قابل تاریخگذاری است. همین موضوع یکی از ایرادات اساسی در ارتباط با جدول گاهنگاری است که برای باستان شناسی پیش از تاریخ این منطقه ارایه گردیده است. نتایج آنالیزها در نهایت بازه زمانی 5400-5000 ق.م. را برای دوره مسو سنگ انتقالی (Dava Göz I)، 5000-4500 ق.م. برای دوره مس و سنگ قدیم یا همان دوره دالما (Dava Göz II)، 4500-4200 ق.م. برای دوره مس و سنگ میانی و جدید 1 یا همان دوره پیزدلی (Dava Göz III) و در نهایت بازه زمانی 4200-3800/3700 ق.م. برای دوره مس و سنگ جدید 2 (Dava Göz IV) پیشنهاد می دهند.
۱۴.

مروری بر مطالعات اُبسیدین در ایران، منشأیابی معادن و اُبسیدین های محوطه های باستانی، پژوهش ها و پرسش های موجود

نویسنده:

کلید واژه ها: ایران باستان شناسی منشأیابی ابسیدین روش های مطالعاتی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶۶ تعداد دانلود : ۷۱۲
اُبسیدین یکی از فراوانترین مصنوعاتی است که در محوطههای باستانی خاورمیانه و خاورنزدیک یافت می شود. چگونگی منشأیابی اُبسیدین یکی از موضوعات جذاب و مورد بحث در میان باستانشناسان و زمینشناسان است. از آنجایی که مطالعات فراوانی بر روی منشأیابی معادن ابزارهای سنگی اُبسیدینی در مناطق همجوار ایران مانند آناتولی و قفقاز انجام گرفته است لذا بخشهای عمدهای از ایران وقفه ای مطالعاتی در باستانشناسی خاورمیانه از بابت مطالعات منشأیابی ابزارها و معادن اُبسیدین محسوب می شود. مطالعات اخیر روی معادن اُبسیدین در ایران و همچنین منشأیابی ابزارهای سنگی اُبسیدینی فراوان، زمینه مساعدی را جهت ایجاد پایگاهی اطلاعاتی و نیز ترسیم یک افق پژوهشی به منظور مطالعات اُبسیدین در ایران فراهم ساخته است. در این پژوهش عمدتاً سعی بر این است تا با مروری کلی بر مطالعات و پژوهشهای انجام گرفته در رابطه با اُبسیدین، از سالیان گذشته تا به امروز بر پتانسیلها و سؤالات موجود در رابطه با مطالعات اُبسیدین ایران پرداخته شود و با ارائه افقی پژوهشی، زمینه را جهت مطالعات آینده فراهم سازد. این پژوهش همچنین در صدد این است تا یک بررسی و شناسایی از منابع و معادن اُبسیدین در ایران را انجام دهد و با مطالعه داده های اُبسیدینی به دست آمده از محوطه های شاخص ایران مانند کول تپه هادی شهر، دوه گُزخوی، چیاسبزشرقی استان لرستان، چغاگلان دشت مهران، تپه بوینو خدا آفرین، محوطه های شناسایی شده شرق دریاچه ارومیه، محوطه های شاخصی مانند یانیق تپه، تپه حسنلو، پیزدلی و غیره و ارتباط این محوطه ها با منابع شناسایی شده، یک چهارچوب کلی برای معادن اُبسیدین و نیز منشأیابی ابزارهای اُبسیدینی در ایران فراهم نماید. بر اساس مطالعه انجام شده روشن گردید که اغلب اُبسیدین های محوطه های ایران دارای منشأ آناتولیایی و قفقازی اند و در راستای تجارتهای دوربرد فرامنطقه ای وارد محوطه های ایران شده اند. تعداد انگشت شماری از معادن اُبسیدین نیز در بخش های شمال غرب ایران وجود داشته اند که تنها بخشی از نیازهای بومی جوامع پیش از تاریخ ایران را تأمین می نموده اند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان