نصیر اسکندری

نصیر اسکندری

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۵ مورد از کل ۵ مورد.
۱.

نتایج پروژه پیش ازتاریخی محوطه ورامین: معرفی مرحله اولیه تمدن جیرفت

نویسنده:
تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۲
در باستان شناسی جنوب غرب آسیا، دشت جیرفت به عنوان یک منطقه مهم و کانونی در عصر مفرغ شناخته می شود. دلیل شهرت جیرفت به واسطه کشف اشیاء تدفینی فراوان حاصل از حفریات قاچاق و مهم تر، به دلیل دستاوردهای علمی شش فصل کاوش در محوطه های کنارصندل است. پس از یک دهه وقفه در کاوش های باستان شناسی پیش ازتاریخی در جیرفت، پروژه محوطه ورامین جیرفت آغاز شد و تاکنون به مدت دو فصل انجام شده است. در این مقاله نتایج پژوهش های میدانی انجام شده در محوطه ورامین ارائه می شود. کارهای صورت گرفته در قالب «پروژه پیش ازتاریخی ورامین» طی دو فصل عبارتنداز: 1) گمانه زنی به منظور تعیین عرصه و حریم محوطه، 2) تهیه نقشه توپوگرافی و انجام بررسی هدفمند سطحی محوطه به منظور تعیین وسعت محوطه در ادوار مختلف فرهنگی، فرآیند شکل گیری و نحوه رشد محوطه و تعیین کارکرد بخش های مختلف آن، 3) کاوش لایه نگاری محوطه به منظور تعیین توالی فرهنگی دشت و ارائه گاهنگاری مطلق، 4) کاوش دو گور سردابه ای جهت شناخت ساختار گورها و الگوهای تدفین در عصرمفرغ منطقه. اصلی ترین هدف از کاوش محوطه ورامین (به عنوان بخشی از یک شبکه استقراری گسترده تر) شناخت فرآیندها و پویایی های بومی شهرنشینی اولیه و روند تکاملی تمدن جیرفت بود. پروژه محوطه ورامین جیرفت نشان داد استقرار در این محوطه از اواخر هزاره پنجم پیش ازتاریخ آغاز شده است و طی هزاره های چهارم و سوم پیش ازتاریخ تداوم داشته است؛ همچنین وجود یک کارگاه تولید ظروف سنگی و مهرهای سنگی با وسعتی بالغ بر نیم هکتار مستند شد. از دیگر دستاورد های این پروژه، معرفی یک دوره جدید فرهنگی مربوط به اواخر هزاره چهارم و اوایل هزاره سوم پیش ازتاریخ (3300-2900 پ.م.) در دشت جیرفت است که تاکنون ناشناخته مانده بود، این دوره فرهنگی جدید «دوره ورامین» نام گذاری شد. در توالی فرهنگی منطقه، دوره ورامین حدفاصل دوره علی آباد و دوره کنارصندل جنوبی جای می گیرد.
۲.

مطالعه پتروگرافی سفال های هزاره چهارم قبل ازمیلاد محوطه نارجوئیه III جیرفت

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۳۳
فرهنگ علی آباد، یکی از مهم ترین فرهنگ های مربوط به هزاره چهارم قبل ازمیلاد (مس وسنگ جدید) در جنوب شرق ایران است که پراکندگی سفالینه های آن را می توان در مناطقی همچون استان کرمان، استان سیستان وبلوچستان و غرب کشور پاکستان مشاهده کرد. در بررسی های باستان شناسی مربوط به فرهنگ مذکور، محوطه نارجوئیه III شناسایی گردید که دارای سفال های شاخص این فرهنگ بوده است. در این پژوهش سعی شده با طرح پرسش هایی درخصوص چگونگی نحوه فرآوری خمیره، نوع خاک و شاموت مصرف شده، شرایط و حرارت پخت در کوره و هم چنین تاحدودی به منشأ ساخت سفال های این منطقه(؟) پاسخ داده شود. در همین راستا به منظور مطالعه فنی (اطلاعاتی نظیرِ نوع خاک مورد استفاده و نحوه فرآوری آن، منشأ و شیوه ساخت) این سفال ها از روش پتروگرافی مقاطع نازک در زیر میکروسکوپ پلاریزان استفاده گردید. براساس مطالعه کانی شناسی می توان سفال ها را ازنظر نوع پتروفابریک به دو دسته سیلتی (ریزبلور) و پورفیری (درشت بلور) تقسیم بندی کرد. تمام سفال ها ازنظر خصوصیات کانی شناسی از ویژگی های یکسانی پیروی می کنند که بیان کننده استفاده از یک نوع خاک یکسان است. دانه های خمیره افزوده شده را می توان به راحتی در اندازه های درشت شناسایی کرد، که این دانه ها به صورت دانه های کوارتز با لبه های تیز و زاویه دار، پلاژیوکلاز، دانه های میکا و خرده سنگ ها هستند. سفال ها ازنظر منشأ ساخت دارای منشأیی واحد بوده و با مقایسه با رِخنمون زمین شناسی منطقه، احتمالاً بومی و مربوط به همان منطقه کرمان هستند. دمای پخت سفال ها را براساس کانی های شناسایی شده کلسیت و مسکویت می توان تاحدودی تخمین زد که برای 5 قطعه باتوجه به حضور کلسیت پایین تر از 850 درجه سانتی گراد و در سفال هایی با دانه های مسکویت نارنجی متمایل به زرد تا 950 درجه سانتی گراد درنظر گرفته شده است.
۳.

گاهنگاری نسبی و مطلق تپه وکیل آباد ارزوییه با استفاده از روش تاریخ گذاری رادیوکربن با طیف سنجی جرمی شتاب دهنده (AMS-14C): ارزیابی گاهنگاری دوره مس سنگی تپه یحیی صوغان

تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۰۲
عصر مس و سنگ جنوب شرق ایران به علت وفور و غنای محوطه های عصر مفرغ این منطقه ازجمله کنارصندل، شهر سوخته و شهداد، کمتر موردتوجه محققان و باستان شناسان قرارگرفته است درحالی که فرهنگ های عصر مفرغ ریشه در فرهنگ های دوره مس سنگی دارند. ازاین روی مطالعه فرهنگ های پیش از هزاره سوم ق.م یک ضرورت است. دره ی صوغان واقع در جنوب استان کرمان به واسطه دربرداشتن تپه یحیی در باستان شناسی ایران شناخته شده است که کماکان مبنای توالی فرهنگی و گاهنگاری منطقه به شمار می رود. پس از گذشت حدود نیم سده از کاوش تپه یحیی، کاوش محوطه پیش ازتاریخی تپه وکیل آباد به عنوان یک محوطه شاخص عصر مس و سنگ جنوب شرق ایران، ما را در شناخت بهتر فرهنگ های این دوره یاری خواهد داد. پژوهش حاضر به معرفی تپه وکیل آباد و نتایج کاوش لایه نگاری آن می پردازد. در راستای دستیابی به یک گاهنگاری به روز از فرهنگ های پیش ازتاریخ منطقه، تعداد 6 نمونه ذغال با استفاده از سالیابی مطلق کربن 14 و روش طیف سنج جرمی شتاب دهنده (AMS)، جهت تاریخ گذاری مورد آزمایش قرار گرفت. نظر به اینکه گاهنگاری ارائه شده از جنوب شرق ایران به نتایج حاصل از کاوش های قدیمی تپه یحیی و تل ابلیس بازمی گردد، چندان قابل اعتماد نیست. این مقاله، ضمن توضیح کاوش تپه وکیل آباد، به بعضی از ایرادات جدول گاهنگاری جنوب شرق ایران می پردازد و گاهنگاری های پیشین را مورد ارزیابی قرار می دهد. طبق یافته های سفالی، فرهنگ یحیی V را در این محوطه شاهد هستیم و بر اساس آزمایش سالیابی مطلق، این محوطه تاریخ اوایل هزاره پنجم تا اواخر همین هزاره را دربر می گیرد. نتایج سالیابی مطلق به دست آمده از فرهنگ های مس سنگی تپه وکیل آباد نشان داد که گاهنگاری های قدیمی ارائه شده برای توالی فرهنگی تپه یحیی و جنوب شرق ایران نیازمند بازنگری است. بدین گونه که زمان آغازین هر یک از فرهنگ های شناخته شده دوره نوسنگی با سفال و مس سنگی تپه یحیی، بایستی دست کم به چند سده قبل تر بازگردد.
۴.

ارزیابی گاهنگاری دوره مس سنگی جنوب شرق ایران: گاهنگاری مطلق (14C) و نسبی تپه دهنو و تپه دهنو شرقی شهداد با استفاده از روش طیف سنج جرمی شتاب دهنده (AMS)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۸۷ تعداد دانلود : ۱۴۶
ازلحاظ مطالعات باستان شناختی، نیمه ی شرقی ایران کمتر موردتوجه باستان شناسان قرار گرفته است و ازاین رو، ابهامات و پرسش های فراوانی در رابطه با جدول گاهنگاری این بخش از ایران و به ویژه جنوب شرق وجود دارد. عمده اطلاعات ما از فرهنگ های پیش ازتاریخ و جدول گاهنگاری جنوب شرق ایران بر شالوده مطالعات میدانی دهه هفتاد میلادی استوار است. به طور ویژه، اطلاعات گاهنگاری رایج برای دوره مس سنگی جنوب شرق ایران بر اساس گاهنگاری دو محوطه تپه یحیی و تل ابلیس است که از زمان انجام آنالیزهای سالیابی این دو محوطه، حدود نیم قرن می گذرد و طبیعی است با توجه به روش های مورداستفاده در گذشته، گاهنگاری دوره مس سنگی جنوب شرق ایران نیاز به بازنگری داشته باشد. در این نوشتار سعی بر آن است بر اساس آزمایش های سالیابی مطلق به دست آمده از منطقه شهداد به ارزیابی گاهنگاری دوره مس سنگی جنوب شرق ایران پرداخته شود و یک جدول گاهنگاری به روز برای این دوره زمانی ارائه شود. در این پژوهش با استفاده از سالیابی مطلق کربن 14 و روش طیف سنج جرمی شتاب دهنده (AMS) تعداد 10 نمونه ذغال جهت تاریخگذاری مورد آنالیز قرارگرفت که نتایج به دست آمده توانست ضمن به چالش کشیدن گاهنگاری های پیشین، به برخی از ابهامات جدول گاهنگاری جنوب شرق ایران پاسخ دهد. بر اساس آزمایش های سالیابی مطلق، دو محوطه دهنو و دهنو شرقی شهداد تاریخ اوایل هزاره پنجم تا اوایل هزاره سوم ق.م را دربر می گیرند. در این مقاله، برای ارائه جدول گاهنگاری دوره مس سنگی جنوب شرق ایران، علاوه بر نتایج سالیابی مطلق به دست آمده از تپه دهنو و تپه دهنو شرقی شهداد، گاهنگاری دیگر محوطه های دوره مس سنگی جنوب شرق که به تازگی کاوش شده اند؛ نظیر محوطه محطوط آباد و محوطه ورامین جیرفت نیز موردتوجه قرار گرفته اند.
۵.

ارزیابی مجدد محوطه شهداد (2): گاهنگاری، مُهرها، اشیای فلزی و گِلی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۲۷۳
محوطه شهداد یک، عنوان یکی از مراکز بزرگ شهری عصر مفرغ جنوب شرق ایران از اهمیت فراوانی در مطالعات باستان شناختی خاور نزدیک برخوردار است. با توجه به این مهم که حدود نیم قرن از آغاز کاوش های شهداد گذشته است، این ضرورت احساس شد تا نگاهی تازه به محوطه شهداد و اشیای به دست آمده از آن انداخته شود. پیش از این، در مقاله ای به اشیای سنگی (کلوریتی و مرمری)، سفال ها و گورهای بدست آمده از کاوش محوطه شهداد توسط نگارنده پرداخته شده است. در اینجا نیز بر آن هستیم تا دیگر مواد فرهنگی به دست آمده از کاوش های مرکز شهری شهداد، یعنی اشیای فلزی، اشیای گِلی و مُهر ها را مورد مطالعه و بازیینی قرار دهیم. این مقاله اطلاعاتی نیز از وضعیت برهمکنش های فرهنگی منطقه ای و فرامنطقه ای شهداد ارائه می کند. همچنین گاهنگاری ارائه شده توسط کاوشگر محوطه شهداد، مورد بازنگری اساسی قرار گرفته است و درنهایت براساس مطالعات مقایسه ای گاهنگاری جدیدی برای محوطه شهداد ارائه شده است. پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که، آیا گاهنگاری ارائه شده برای محوطه شهداد پس از گذشت چند دهه کماکان مورد تأیید است و یا بایستی یک گاهنگاری جدید برای این محوطه مهم ارائه گردد؟ طبیعی است که اطلاعات و شناخت ما از باستان شناسی عصر مفرغ جنوب شرق ایران به واسطه انجام فعالیت های میدانی بیشتر و همچنین به روز شدن روش های سالیابی مطلق، مانند روش AMS، در مقایسه با گذشته، بیشتر شده باشد؛ از این رو با انجام مطالعه مقایسه ای محوطه شهداد با دیگر محوطه ها در مقایس منطقه ای و فرامنطقه ای، بدیهی است یک گاهنگاری دقیق تر برای آن ارائه گردد. پرسش دیگر این تحقیق، مشخص نمودن جایگاه محوطه شهداد در چرخه برهمکنش فرهنگی عصر مفرغ در جنوب غرب آسیا بر پایه مطالعه اشیای فلزی، گِلی و مُهرها بوده است. براساس داده های به دست آمده از کاوش های شهداد، تصور یک نقش مرکزی در شبکه گسترده مبادلات هزاره سوم قبل ازمیلاد جنوب غرب آسیا برای شهداد دور از ذهن نمی باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان