مجید منتظرظهوری

مجید منتظرظهوری

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۹ مورد از کل ۹ مورد.
۱.

پژوهشی تحلیلی بر سفالینه های موسوم به گمبرون(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: سفال گمبرون دوره صفوی سبک شناسی تکنیک تزئینات

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 622 تعداد دانلود : 170
در طول دوره صفویه، در کنار سایر پیشرفت های هنری مانند فلزکاری، تولید انواع سفال نیز رونق فراوانی داشت. در این عصر سفالینه های متنوعی تولید می شد که نه تنها بخش مهمی از نیازهای داخلی را تأمین می کرد، بلکه گاهی به کشورهای دیگر نیز صادر می شد. در این میان سفال موسوم به گمبرون یکی از نمونه های شاخص سفالگری اواخر این دوره محسوب می شد. امروزه نمونه های متعددی از این گونه سفالین زینتبخش موزه های مختلف داخل و خارج از کشور بوده که در برخی کتب و مقالات اشارات مختصری به آن شده است، اما عملاً می توان این گونه سفالین را یکی از گونه های کمتر شناخته شده سفالی دوران اسلامی به حساب آورد؛ چراکه تاکنون نه تنها شواهد تولید آن در کاوش های باستانشناسی به دست نیامده، بلکه کمتر محوطه باستانی در ایران نیز شناسایی شده که در کاوش های آن نمونه هایی از این ظروف سفالی به دست آمده باشد. با توجه به این موارد ضرورت داشت که در یک پژوهش مستقل دیگر به این گونه سفالین پرداخته شود و مستندات بیشتری درمورد آن ارائه گردد. نتایج این پژوهش نشان داد که سفال گمبرون از اواخر قرن یازدهم هجری به بعد در ایران شناخته شده و با وجود اهمیت صادراتی، در بین مردم ایران هم تا حدودی کاربرد داشته است. احتمالاً این سفال در مراکزی چون قم، نائین، اصفهان و کرمان تولید می شده و فرم و تزئینات آن نیز تا حد زیادی مشابه نمونه های صفوی و برخی سفالینه های چینی بوده است.
۲.

باستان سنجی تحلیلی: امکانات و فرصت های پژوهش در ایران

کلید واژه ها: باستان سنجی تحلیلی آثار باستانی آنالیز عنصری آنالیز ساختاری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 111 تعداد دانلود : 772
پیش نیاز توسعه دانش باستان شناسی در کشور، دسترسی به آزمایشگاه های مجهز، به کارگیری متخصصان مجرب و گسترش همکاری های ملی و بین المللی است. امروزه دستاوردهای صنعت هسته ای در کشور می تواند سبب ارتقا کیفی و کمّی دانش باستان سنجی شود. با توجه به رشد و توسعه روزافزون روش های آنالیز مواد، لازم است مزایا و محدودیت های این روش ها موردتوجه پژوهشگران حوزه باستان سنجی قرارگیرد. در این پژوهش، امکانات و فرصت ها ی پژوهش در علم باستان سنجی تحلیلی با استفاده از روش های علوم تجربی در ایران ارائه و بحث شده است. به منظور معرفی ظرفیت های فنی کشور در این حوزه، تجهیزات و امکانات موجود برای انجام آنالیز و تحلیل داده های مرتبط با آن بررسی شده اند. علاوه بر این، به منظور شناخت مواد به کار برده شده در نمونه های باستانی و تعیین خاستگاه آن ها، مطالعه چند نمونه از این آثار با استفاده از روش های مختلف انجام شده است. فعالیت های انجام شده در این پژوهش شامل: پرتونگاری با ایکس و نوترون برای تصویر برداری از ساختار یک کوزه تاریخی مربوط به اوایل دوره قاجار، آنالیز عنصری آثار نگارگری در نسخ خطی با استفاده از روش آنالیز عنصری به منظورتعیین منشأ رنگ دانه های به کاررفته در آن، مطالعه الیاف طلا در فرش های نفیس دوره صفویه با استفاده از آنالیز هم زمان آنالیز عنصری و ساختاری، و آنالیز عنصری رنگ دانه های به کار رفته در نمونه های کاشی زرین فام مربوط به کاشان به روش آنالیز عنصری است. نتایج این پژوهش نشان می دهد ظرفیت های فنی موجود در کشور می تواند در شناخت ماهیت آثار باستانی و ارائه تحلیل های دقیق تر از این آثار، فرصت های جدیدی را در اختیار باستان شناسان کشور قرار دهد.
۳.

نقش دانش های بومی در مدیریت منابع آب در پایداری سکونتگاه ها و معیشت آن ها (مورد مطالعاتی: منطقه هورامان)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : 831 تعداد دانلود : 418
در نوشتار حاضر با هدف بررسی و ارزیابی فرهنگ مادی به جای مانده در پهنه فرهنگی منطقه هورامان، به اهمیت مسئله آب در این منطقه کوهستانی و نحوه مدیریت و کنترل آن پرداخته شده است. در پژوهش های میدانی که نتایج آن در این نوشتار انعکاس یافته تلاش بر آن بود تا به این پرسش ها پاسخ گفته شود که اصول و شیوه های مدیریت منابع آب در منطقه هورامان چگونه بود؟ و انواع منابع آب و سازه های آبی چه نقشی در شکل گیری سکونتگاه ها و شیوه معیشت جوامع منطقه داشته اند؟ در نتایج این پژوهش مشخص گردید که منابع آب های سطحی(رودخانه سیروان) و نزولات جوی به ویژه برف با وجود شیب تند منطقه هورامان، نقش مؤثر و مهمی در پویایی منظر فرهنگی هورامان داشته است. بر این اساس با ایجاد شبکه های مدیریت وانتقال منابع آب در دل سنگ و عمق دره ها و انتقال از طریق حفر یا احداث کانال، تأسیساتی آبی را به وجود آورده اند که ضمن تداوم و توسعه سکونتگاه ها، زمینه ارتباطات فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی جوامع منطقه، همراه با معیشتی پایدار در هورامان از گذشته تا به امروز را فراهم آورده است.
۴.

کتیبه های پهلوی آتشکدۀ ویگل، شواهدی بر فروزان بودن آتشکدۀ ویگل در قرون نخستین اسلامی

کلید واژه ها: ویگل و هراسکان آتشکده دوره ساسانی دوران اسلامی کتیبه پهلوی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 787 تعداد دانلود : 731
محوطه تاریخی ویگل و هراسکان در شهرستان آران و بیدگل در شمال استان اصفهان واقع شده است. مطالعات باستان شناسی فصل اول این محوطه منجر به شناسایی بخش چهارطاقی یک آتشکده و قسمتی از راهروی طواف آن گردید. فصل دوم کاوش آتشکده در جهت شناسایی سایر فضاها در اطراف بخش مرکزی آتشکده بود. مطالعات باستان شناسی مشخص ساخت از آنجا که این آتشکده در بافت شهری ساخته شده است، نسبت به آتشکده هایی که دور از محوطه های استقراری ساخته شده اند، اهمیت بیشتری دارد. به جز شواهد معماری، عناصر مذهبی و تزئینی گچی یافت شده در این آتشکده، شناسایی چند کتیبه پهلوی ساسانی برروی دیوارهای راهروی طواف شرقی آتشکده و کشف سفال نوشته های پهلوی (استروکا) بر اهمیت آن افزود. کتیبه های پهلوی برروی ازاره های گچی و دیوارهای با پوشش گل اُخری به خطی خوش نگاشته شده اند و متأسفانه به جز چند کتیبه بیشتر آن ها قابل خوانش نیست و نیازمند پژوهش گسترده ای است. گردآوری اطلاعات درباره آتشکده ویگل و کتیبه های پهلوی آن به شیوه میدانی صورت گرفته و روش پژوهش براساس مطالعات زبان شناسی و توصیفی-تحلیلی است. پرسش های اصلی پژوهش عبارتنداز: محتوای کتیبه های پهلوی چیست و چه مضامینی را شامل می شود؟ تاریخ تخمینی نگارش این کتیبه ها چه بازه زمانی را شامل می شود؟ با توجه به مطالعات زبان شناسی و باستان شناختی صورت پذیرفته، قرارگیری این کتیبه ها در داخل فضای آتشکده، مضامین کتیبه ها سویه مذهبی دارند و با توجه به نظر پژوهشگران حوزه زبان های باستانی این کتیبه ها احتمالاً در قرون اول و دوم هجری قمری نگاشته شده اند. با توجه به تاریخ گذاری کتیبه ها به نظر می رسد آتشکده ویگل که از روزگار ساسانی حیات داشته، تا قرون اولیه هجری قمری فروزان و دارای اعتبار بوده و پس از آن با اشاعه دین اسلام به مرور این آتشکده دستخوش تغییرات ساختاری و هویتی شده و احتمالاً در قرن شش هجری قمری بر اثر رخ دادهای تاریخی برای همیشه متروک گردیده است.
۵.

آرامگاه شهر گور، الگویی نو از سنتی کهن

کلید واژه ها: هخامنشی ساسانی آرامگاه استودان آتشکده الگوی تدفین

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 499 تعداد دانلود : 782
شهر گور، نخستین تختگاه ساسانیان، توسط مؤسس این سلسله «اردشیربابکان» بنیان نهاده شد. تاکنون مطالعات باستان شناسی و تاریخی گسترده ای پیرامون این شهر صورت گرفته است که منجر به شناسایی شواهد باستان شناسی ارزشمندی شده است. از مهم ترین شواهد باستان شناسی که طی کاوش های این شهر تاریخی به دست آمده، آرامگاهی با مقابر وانی شکلی است که در بخش غربی ارگ شهر شناسایی گردید. کشف این آرامگاه در این بخش از شهر در نزدیکی آتشکده، تعجب پژوهشگران را برانگیخت. هدف از پژوهش حاضر، تحلیل ماهیت و چیستی آرامگاه های شناسایی شده است. گردآوری اطلاعات به شیوه های اسنادی و میدانی صورت گرفته و روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی است. بنابر مطالعات و باور محققان و باستان شناسان، هم جواری تدفین که حاوی بقایایی ناپاک بدن انسان (نسو) است با آتشکده که محل نگه داری آتش مقدس بود، سازگاری نداشته و ازطرفی با آموزه های رایج دین زرتشتی هم خوانی ندارد. طرح این مسأله بنیادین اعتقادی درباره این شیوه جدید تدفین در باورمندی مذهبی ساسانیان و هم جواری نامتجانس این مؤلفه های دینی، چالشی ا ست بزرگ که نیازمند بازخوانی متون تاریخی، دینی و ارزیابی شواهد باستان شناختی شناسایی شده درباره این موضوع در ده های اخیر است. پرسش اصلی پژوهش عبارتنداز: ساخت آرامگاه شهر گور الگوی تدفینی جدید در روزگار ساسانیان است یا اقتباس از الگوی کهن تر محسوب می گردد؟ قبور یا تابوت های آرامگاه جهت نگه داری اجساد متوفیان بوده است؟ یا استودان و محل نگه داری بقایای استخوانی افراد بعد از اجرای سنت زرتشتی «خورشید نگرشی» بوده اند؟ مطالعه متون تاریخی و دینی درباره ساسانیان و دوران قبل از آن ها و یافته های باستان شناسی مرتبط حاکی از آن است که هم جواری مقابر به عنوان جایگاه عناصری ناپاک با آتشکده به عنوان کانون نگه داری آتش مقدس، الگویی تدفین جدیدی است که احتمالاً در اوایل روزگار ساسانیان در شهر گور به تأسی از رسم کهن هخامنشیان بروز یافته است. این الگوی تدفین در اواسط دوره ساسانیان به شیوه دیگر به شکل استودان درکنار برخی آتشکده ها تداوم یافته است.
۶.

پژوهشی در سفالگری دوران اسلامی معرفی و نقد کتاب سفالینه گونه موسوم به کوباچه(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : 916 تعداد دانلود : 163
سفال یکی از وجوه برجسته صنعت دوران اسلامی است که در طول این دوران با پیشرفت های چشم گیری در فن تولید و تزئین همراه بود. با توجه به شواهد باستان شناختی سفال گونه موسوم به کوباچه داری حوزه پراکنش گستره ای بوده که از خراسان تا تبریز در ایران و حتی مناطقی خارج از مرز های فعلی ایران در کشور هایی هم چون آذربایجان، را شامل می شود. کتاب «سفالینه گونه موسوم به کوباچه» جدیدترین و شاخص ترین اثر تألیفی پیرامون این گونه سفالی است که به ابعاد باستان شناختی آن می پردازد. برای نقد این کتاب، نگارندگان نخست به بررسی جنبه های ساختاری و روند بیان مطالب کتاب پرداخته و سپس محتوای آن را مورد بررسی قرار دادند. از جمله نقاط قوت کتاب می توان به تمرکز بر وجوه مختلف باستان شناختی این گونه سفالی اشاره کرد. در کنار این نقاط قوت، اما می توان گفت که کتاب از نظر ساختاری اگر در مستندنگاری فصول و ارجاعات دقیقتر می شد، بیشتر می توانست نظر مخاطبان را جلب کند. از سوی دیگر کتاب از نظر محتوایی در گونه شناسی و طبقه بندی سفالها دارای کاستی هست و نویسنده محترم کتاب می تواند در ویرایش های بعدی نسبت به رفع این کاستی های محتوایی اقدام کند.
۷.

A Comparative Study of Tis Port Pottery in Islamic Period and its Place in the Region(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : 809 تعداد دانلود : 162
Tis was one of the most important commercial ports of Iran in the early and middle centuries of the Islamic era. It played an important role in maritime or caravan export and import. Not only is this port less mentioned in historical sources, but also little research has been done on it. One of the archaeological findings of this region is various ceramics from Islamic periods, which are distributed on different parts of the site. Except for brief references in a few sources, there has been no independent research on ceramics of Islamic periods of Tis. Accordingly, the main purpose of this study is to know the economic and social life of Tis port in the Islamic era through study, analysis, and chronology of pottery. The method of this research is descriptive-analytical. The information is collected through field and library studies. According to research, the ceramics of the Islamic periods of Tis, probably belong to the 7-17 th centuries, but most of them date back to the 9 th -12 th centuries. During this period, various types of glazed and unglazed ceramics were used in this area, some of which, such as unglazed red ware and Celadon, were probably imported from near and far areas such as India, China, and others like a group of Sgraffito were domestically produced.
۸.

اقبالیه کاشان؛ شواهد باستان شناسی از پهنه فرهنگی دشت کاشان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : 506 تعداد دانلود : 190
دشت کاشان یکی از مناطق مهم فلات مرکزی ایران از نظر سوابق ارزشمند تاریخی است. بر اساس بررسی های موردی و کاوش هایی که طی هشتاد سال اخیر در این منطقه به انجام رسیده، دوره هایی از دوره پارینه سنگی تا دوران اسلامی در قسمت های مختلف این محدوده جرافیایی شناسایی شده است؛ با وجود این، برنامه های پژوهشی باستان شناسی انجام شده اعم از کاوش و بررسی سهم چشمگیری ندارند و در وهله نخست، اجرای برنامه ای برای بررسی دقیق و جامع باستان شناسی برای شناخت هرچه بیشتر وضعیت باستان شناختی آن ضروری است. برنامه گمانه زنی در محدوده اقبالیه، واقع در شمال غربی کاشان، یکی از فعالیت های صورت گرفته در چند سال اخیر است که یافته های باستان شناسی شناسایی شده آن شامل دوره های مختلف پیش از تاریخ، هزاره چهارم پیش از میلاد، دوره آهن، دوران تاریخی و دوره های مختلف اسلامی تا عصر حاضر است. در این مقاله بر آنیم به پرسش هایی نظیر ماهیت و چیستی و وضعیت باستان شناختی محدوده اقبالیه و یافته های حاصل از کاوش، همچنین دلیل پراکنش یافته ها و گسیختگی و آشفتگی نهشته ها پاسخی درخور ارائه دهیم. شواهد باستان شناسی حکایت از آن دارند که زمین های محدوده اقبالیه با توجه به موقعیت پست خود، همواره محلی برای ته نشست سیلاب های فصلی بخش های بالادست دشت کاشان است که مواد فرهنگی را نیز در بر می گیرد.
۹.

صیانت و سامان دهی عرصه و حریم منظری تپه های باستانی سیلک(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : 706 تعداد دانلود : 704
تپه های سیلک کاشان از نخستین استقرارگاه های دائمی انسان (روستانشینی) در فلات ایران محسوب می شود که آثاری از هزاره هفتم (دوره نوسنگی) پیش از میلاد تا عصر آهن 3 (دوره ماد) را در خود جای داده و بدین سبب ارزش و جایگاه فرهنگی و مطالعاتی ویژه ای دارد. محوطه باستانی سیلک در طول یک قرن اخیر آسیب های فراوانی را متحمل شده است. پدیده مخرب گسترش و توسعه کالبدی شهرها همیشه گریبان گیر محوطه های باستانی از قبیل سیلک که در بافت شهرها قرار دارند، بوده است. در راستای رویه ویرانگر و روزافزون گسترش و توسعه کالبدی شهر کاشان به طرف محوطه سیلک، کشاورزان منطقه نیز بیکار ننشسته و به اندازه وسع و توان خویش، به عرصه محوطه سیلک یورش برده و بخشی از آن را برای کشاورزی تصرف کرده اند. با توجه به رشد روندِ دست اندازی و تعرض به عرصه و حریم سیلک و برای جلوگیری از آسیب های بیشتر عرصه و سامان دهی حریم منظری سیلک، میراث فرهنگی کاشان با مساعدت شهرداری کاشان، به تبیین برنامه و فعالیت مطالعاتی باستان شناسی با عنوان «گمانه زنی به منظور تعیین عرصه و پیشنهاد حریم محوطه باستانی سیلک» اقدام نمود که این پروژه پژوهشی به تعیین و تکمیل و مشخص شدن عرصه و حریم این محوطه باستانی منجر شد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان