شهناز نوحی

شهناز نوحی

مدرک تحصیلی: استادیار، گروه روانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شاهرود، سمنان، ایران

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۸ مورد از کل ۱۸ مورد.
۱.

The Effectiveness of Commitment and Acceptance Therapy and Life Skill Interventions on Problem-Solving Style and Relationship Beliefs in Male Divorce Applicants with Worry Symptoms

تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۲۶۹
This study aimed to determine the effectiveness of acceptance and commitment therapy (ACT) and life skill intervention on problem-solving style and relationship beliefs in male divorce applicants with worry symptoms. A quasi-experimental pre-test and post-test design were used in this research with two experimental groups and one control group. The statistical population of this study consisted of all male divorce applicants who referred to Iranmehr Counseling Center in Aliabad Katoul in 2018. The convenience sampling method was used to select samples from people who responded positively to the call, among whom 45 men were selected with scores higher than the mean on the Penn State Worry scale (1990), and randomly divided into two experimental groups and one control group (each group consisted of 15 people). Data were analyzed using SPSS-24 software and one-way and multivariate analysis of covariance.<strong> </strong>The research findings showed that life skill training (problem-solving) had a significant effect on problem-solving style and relationship beliefs and its subscales (P<0.05). ACT intervention also had a significant effect on both variables and their subscales (P<0.05).<strong> </strong>As a result, it can be stated that ACT and life skill interventions are effective on problem-solving style and relationship beliefs in male divorce applicants with worry symptoms.
۲.

اثربخشی درمان چندبعدی معنوی خداسو بر نشانگان اختلالات روانی و اختلال تنیدگی پس از سانحه

تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۲۰۷
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان چندبعدی معنوی خداسو بر نشانگان اختلالات روانی و اختلال تنیدگی پس از سانحه بود. روش : این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با دو گروه آزمایش و گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر کارکنان هلال احمر دارای نشانه های اختلال تنیدگی پس از سانحه در سال 1398 در شهر تهران بودند که از بین افراد دارای نشانه های اختلال تنیدگی پس از سانحه با استفاده از نمونه گیری هدفمند30 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه شامل 15 نفر) جایگزین شدند . ابزار پژوهش مقیاس اثر رویداد ویس و رایمر (1997) و پرسشنامه فهرست وارسی علائم ۹۰ تجدیدنظرشده ( SCL-90 ) دروگاتیس (1994) بود که توسط هر دو گروه تکمیل شد. گروه آزمایش درمان چندبعدی معنوی خداسو را 12 جلسه 90 دقیقه ای دریافت کرد. داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد درمان چندبعدی معنوی خداسو موجب کاهش نشانگان اختلالات روانی و زیرمقیاس های آن ها می شود (001/0 P= ). نتیجه گیری: بنابراین می توان گفت با تنظیم عمل انسان در ابعاد مختلف و تعادل بخشی به آن اختلالات روانی کاهش پیدا می کند و در نتیجه افراد بر مشکلات زندگی، که از دید فاعلی خارج از کنترل است، غلبه می کنند.
۳.

اثربخشی درمان چندبعدی معنوی خداسو بر معنویت ادراک شده و خودپنداره−خداپنداره در کارکنان هلال احمر دارای نشانه های اختلال تنیدگی پس از سانحه

تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۰۸
هدف پژوهش بررسی اثربخشی درمان چندبعدی معنوی خداسو بر معنویت ادراک شده و خودپنداره−خداپنداره در کارکنان هلال احمر دارای نشانه های اختلال تنیدگی پس از سانحه بود.روش این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با استفاده از طرح پیش آزمون و پس آزمون با دو گروه آزمایش و گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه کارکنان هلال احمر دارای نشانه های اختلال تنیدگی پس از سانحه در سال 1398 در شهر تهران بودند و از بین آنها با استفاده از نمونه گیری هدفمند30 نفر انتخاب و تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه شامل 15 نفر) جایگزین شدند. سپس پرسشنامه های معنویت ادارک شده رید (1986) و مقیاس خودپنداره−خداپنداره جان بزرگی (1395) توسط هر دو گروه تکمیل شد. پس ازآن درمان چندبعدی معنوی خداسو بر روی گروه آزمایش و سپس پس آزمون اجرا شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 24 و روش تحلیل کوواریانس تحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان داد درمان چندبعدی معنوی خداسو موجب افزایش نمرات معنویت ادراک شده و خودپنداره−خداپنداره و زیرمقیاس های آنها می شود (001/0P=). نتیجه پژوهش نشان داد این مداخله با اصلاح خودپنداره (تصویر ساختگی از خود) و خداپنداره (تصویر ساختگی از خدا) زمینه تقویت و ایجاد تصویر واقعی از خود و تصویر واقعی از خدا را فراهم می کند و درجات ادراک معنویت را نیز ارتقا می بخشد.
۴.

اعتبارسنجی مقیاس خودکارآمدی پدر بین پدران دارای دختر دبستانی

تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۲۵۰
هدف: در این مطالعه هنجاریابی، روایی و پایایی مقیاس خودکارآمدی پدر مورد بررسی قرار داده شده است. روش: روش این پژوهش توصیفی مقطعی و از نوع اعتبار سنجی بود.جامعه آماری پژوهش، کلیه پدران دارای دانش آموزان دختر ابتدایی در سال تحصیلی 1398-1399 در شهر شاهرود بودند که از بین آن ها به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای 346 نفر به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند. برای بررسی روایی پرسشنامه از روش تحلیل عاملی اکتشافی به روش تجزیه به مؤلفه های اصلی و از روش آلفای کرانباخ برای بررسی میزان پایایی استفاده شد. سپس برای عوامل منتخب، شاخص های تحلیل عاملی تأییدی و ضرایب پایایی همسانی درونی بررسی شدند. کلیه تحلیل های آماری توسط نرم افزارهای SPSS نسخه 25 انجام پذیرفت. یافته ها: یافته های بخش تحلیل عاملی نشان داد که با تحلیل عاملی سؤالات و چرخش نتایج با روش واریماکس چهار مؤلفه آشکار می شود که تعداد این مؤلفه-های به دست آمده و نیز سؤالاتی که با این مؤلفه ها بار عاملی بالایی داشتند تا حد زیادی با یافته های مؤلفین پرسشنامه همخوان است. همچنین مشخص شد که هم کل پرسشنامه و هم تمام آزمون های فرعی از ضریب پایایی بالایی برخوردار هستند .نتیجه گیری: در نتیجه می توان گفت از این پرسشنامه جهت سنجش خودکارآمدی پدر در جامعه پدران ایرانی می توان استفاده نمود.
۵.

Comparing the Effectiveness of Emotional Regulation Training and Autogenic Training on Perceived Anxiety Control in Women with Type 2 Diabetes

تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۸
Type 2 diabetes is conceptualized as a complex interaction of psycho-physiological factors, so it is necessary to consider the factors against this chronic disease. Accordingly, the present study aimed to compare the effectiveness of emotional regulation training and autogenic training on the perceived anxiety control in women with type 2 diabetes. Using a quasi-experimental method with pretest-posttest design, 33 women with type 2 diabetes were selected through purposive sampling from Tehran and randomly assigned in two experimental groups and one control group. Members of each experimental group received emotional regulation training and autogenic training in ten 90-minute sessions, separately. All respondents were asked to answer the items of demographic information and the Percieved Anxiety Control Questionnaire (ACQ) before and after interventions. To analyze data, MANOVA and Schefee post hoctest were used as statistical methods. The results of analysis showed that both interventions were effective in increasing the perceived anxiety control (p <0.05), but the difference between the two groups was not significant (p> 0.05). Explaining the effectiveness of the interventions, it can be said that both trainings have been able to increase the perceived anxiety control through special techniques, hence using them along with medical treatments is recommended.
۶.

ارزیابی مدل علی تحول روانی-معنوی جامعه دانشجویی با تأکید بر بحران های انسان معاصر

تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۵۰
هدف پژوهش حاضر ارزیابی مدل علی تحول روانی- معنوی جامعه دانشجویی  باتوجه به بحران های انسان معاصر است. روش تحقیق پیمایش و ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه دانشجویان دختر مقطع کارشناسی دانشگاه های قم در سال تحصیلی 1395-1396 بود.  جامعه آماری 13353 نف ر و حج م نمونه با استفاده از ج دول کرجسی و مورگ ان تع داد 320 نف ر برآورد شد.  روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای و تمامی شرکت کنندگان با سه آزمون تحول روانی – معنوی جان یزرگی (1391)، اضطراب وجودی ل ورنس و کاترین ا گ ود ( 1974) و بحران وجودی احمدی و دستغیب (1373) مورد مطالعه قرار گرفتند.  یافته ها نشان داد که بین «تحول روانی - معنوی» و «اضطراب وجودی» رابطه معکوس (47/0-r=) ، بین «اضطراب وجودی» و «بحران وجودی» همبستگی مثبت معنادار در حد متوسط (64/0-r=) وجود دارد.  علاوه بر این، نتایج بیانگر آن است که اضطراب وجودی از طریق سطح تحول روانی- معنوی می تواند تأثیر غیرمستقیم بر بحران وجودی داشته باشد.  بنابراین، می توان افزایش سطح تحول روانی – معنوی یک عامل کلیدی در کاهش اضطراب وجودی و بحران وجودی و درنتیجه ارتقای سلامت روان به حساب آورد.
۷.

ارزیابی مدل علی الگوی شخصیتی پدران و ناگویی خلقی دختران نوجوان: نقش واسطه ای سبک های فرزندپروری ناکارآمد پدران

تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۳۹
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش واسطه ای سبک های فرزندپروری ناکارآمد پدران در رابطه بین الگوی شخصیتی پدران و ناگویی خلقی دختران نوجوان انجام شد. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی (مدل یابی معادلات ساختاری) می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر دانش آموزان دختر مدارس شاهرود و پدران آن ها بود که تعداد 244 نفر از دختران دانش آموز مقاطع مختلف مشغول به تحصیل در مدارس شاهرود و پدرانشان به عنوان گروه نمونه به صورت دردسترس انتخاب شدند و پرسشنامه های ، شش عاملی شخصیت هگزاکو (60 HEXACO- ) (آشتون و لی، 2001)، ناگویی خلقی ( TAS-20 ) (تورنتو، پارکر و تیلور، 1979) و سبک فرزندپروری ( BPS ) (بامریند، 1972)، بین آن ها توزیع گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار 24- Amos و روش معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شدند. نتایج حاکی از برازش مناسب مدل پژوهش بود. نتایج نشان داد مسیر مستقیم سبک شخصیتی پدران بر سبک فرزندپروری مستبد پدران ( 18/1 ,T= 001/0 P= )، سبک شخصیتی پدران بر سبک فرزندپروری سهل گیر پدران ( 22/0- ,T= 001/0 P= )، سبک شخصیتی پدران بر ناگویی خلقی نوجوانان (61/0- T= , 001/0 P= ) معنی دار بود. همچنین ضرایب تأثیر غیرمستقیم سبک شخصیتی پدران بر ناگویی خلقی با میانجی گری سبک فرزندپروری مستبد پدران (40/0 ,T= 001/0 P= ) و سبک شخصیتی پدران بر ناگویی خلقی با میانجی گری سبک فرزندپروری سهل گیر پدران (06/0- ,T= 001/0 P= ) معنی دار بود. درنتیجه می توان گفت سبک فرزندپروری ناکارآمد پدران در ارتباط بین سبک شخصیتی پدران با ناگویی خلقی در نوجوانان نقش میانجی دارد. بنابراین، با توجه به نتایج به دست آمده، ناگویی خلقی از دو جنبه زیستی و آموزشی برخوردار است و در نظام خانواده شکل می گیرد و برای پیشگیری از آسیب های ناشی از آن میتوان مداخلاتی برای اصلاح سبک فرزندپروری پدران طراحی و اجرا نمود.
۸.

تدوین الگوی روان شناختی کیفیّت عملکرد رؤسای کلانتری های تهران بزرگ بر اساس مؤلفه های روان شناختی

تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۴۸
هدف و زمینه: پژوهش حاضر با هدف مشخص کردن میزان تأثیر مؤلفه های روان شناختی بر عملکرد رؤسای کلانتری های تهران بزرگ انجام شده است. با توجه به ماهیّت شغل پلیسی مؤلفه های تنیدگی شغلی، تحمل پریشانی، دشواری تنظیم هیجان و سرمایه روان شناختی بر عملکرد شغلی بررسی شده است. روش: تحقیق حاضر از لحاظ هدف، از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر نوع روش، پیمایشی است و در گروه طرح های علّی غیرآزمایشی قرار دارد که تحلیل داده ها به روش تحلیل مسیر انجام گرفته و درنهایت مدل نهایی تحقیق ترسیم شده است. جامعه آماری پژوهش، همه رؤسای کلانتری های تهران بزرگ است که به روش نمونه گیری تصادفی 83 نفر از آن ها انتخاب شده و از چهار پرسش نامه های استاندارد برای سنجش مؤلفه های روان شناختی و پرسش نامه محقق ساخته برای عملکرد رؤسای کلانتری ها استفاده شده است. یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از آن است که از بین مؤلفه های روان شناختی ضریب تأثیر تنیدگی شغلی بر عملکرد رؤسای کلانتری معنی دار نیست ولی سایر مؤلفه ها مانند تحمل پریشانی، دشواری تنظیم هیجانی و سرمایه روان شناختی بر عملکرد رؤسای کلانتری تأثیرگذار بوده است.  نتیجه گیری: همان طور که در مدل نهایی به دست آمده تأثیر معنی داری بین متغیر تحمل پریشانی و تنیدگی شغلی و تحمل پریشانی و دشواری تنظیم هیجانی با عملکرد رؤسای کلانتری وجود دارد؛ یعنی به هر میزان که تحمل پریشانی افزایش یابد میزان تنیدگی شغلی و دشواری تنظیم هیجان کاهش می یابد و درنتیجه عملکرد رؤسای کلانتری ها افزایش می یابد. ازآنجاکه نیروی انسانی در هر سازمانی باارزش ترین سرمایه محسوب می شود؛ درصورتی که در انتخاب رؤسای کلانتری به مؤلفه های روان شناختی تحمل پریشانی، دشواری تنظیم هیجانی و سرمایه روان شناختی آن ها توجه شود، باعث ارتقای عملکرد افراد و سازمان خواهد شد.
۹.

هنجاریابی پرسشنامه رفتار غذا خوردن کودکان (CEBQ)

تعداد بازدید : ۲۴۷ تعداد دانلود : ۴۴۴
مقدمه: در ایجاد مشکلات وزن در کودکان و بزرگسالان، بر تفاوت های فردی در چندین بُعد سبک غذاخوردن و تغذیه دلالت شده است. در این مطالعه هنجاریابی، روایی و پایایی پرسشنامه رفتار غذا خوردن کودکان موردبررسی قرار داده شده است . روش: این پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی است. این پرسشنامه شامل 35 سؤال است که هشت عامل مؤثر بر رفتار غذا خوردن (لذت بردن از غذا، پاسخ دهی به غذا، حساس شدن به غذاهای جدید، آرام خوردن، پاسخ دهی به سیری، پرخوری هیجانی، میل به نوشیدنی و کم خوری هیجانی) را اندازه می گیرد . آزمودنی های پژوهش 325 نفر از دانش آموزان مقطع ابتدایی بودند که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. برای بررسی روایی پرسشنامه از روش تحلیل عاملی اکتشافی به روش تجزیه به مؤلفه های اصلی و از روش آلفای کرانباخ برای بررسی میزان پایایی استفاده شد. یافته ها: یافته های بخش تحلیل عاملی نشان داد که با تحلیل عاملی سؤالات و چرخش نتایج با روش واریماکس هشت مؤلفه آشکار می شود که تعداد این مؤلفه های به دست آمده و نیز سؤالاتی که با این مؤلفه ها بار عاملی بالایی داشتند تا حد زیادی با یافته های مؤلفین پرسشنامه همخوان است . نتیجه گیری: پرسشنامه نهایی به دلیل استحکام ساختار عاملی و ویژگی های روان سنجی مناسب قابلیت به کارگیری توسط پژوهشگران مختلف را دارا است.
۱۰.

نقش سلامت معنوی و مقابله مذهبی در پیش بینی اضطراب مرگ در بیماران مبتلا به ویروس کرونا

تعداد بازدید : ۶۰۴ تعداد دانلود : ۷۷۳
این مطالعه با هدف بررسی نقش سلامت معنوی و مقابله مذهبی در پیش بینی اضطراب مرگ در بیماران مبتلا به ویروس کروناانجام شد؛ روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش کلیه افراد مبتلا به ویروس کرونا بودند که به بیمارستان پیامبر اعظم (ص) شهر گنبد کاووس در بهار 1399 مراجعه و به صورت اینترنتی در پژوهش شرکت کردند. در این پژوهش با توجه به محدودیت تردد، هنگام جدی شدن خطر کرونا در ایران، تعداد 200 نفر به عنوان گروه نمونه به صورت در دسترس انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه های اضطراب مرگ تمپلر (1970)، سلامت معنوی الیسون (1983) و مقابله مذهبی پارگامنت (2000) استفاده شد. داده ها با استفاده از نسخه 24 نرم افزار SPSS تحلیل شدند؛ نتایج نشان داد سلامت معنوی و مقابله مذهبی می تواند اضطراب مرگ را در بیماران مبتلا به ویروس کرونا پیش بینی کند (0.05p<) و با تقویت ابعاد معنویت می توان اضطراب مرگ ناشی از بیماری را در بیماران مبتلا به کرونا کاهش داد.
۱۱.

اثربخشی پسخوراند عصبی بر بهبود نشانه های مصرف، بهزیستی و حالت روان شناختی مردان مصرف کننده مورفین

تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۸۸
هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی پسخوراند عصبی بر بهبود نشانه های مصرف، بهزیستی و حالت روان شناختی مردان مصرف کننده مورفین بود. روش: برای انجام این پژوهش40 نفر از مراجعه کنندگان به چهارمرکز مشاوره حومه شهر تهران که طبق ملاک های تشخیصی اختلال مصرف مورفین داشتند(در دو گروه پسخوراندعصبی و کنترل) در دو مرحله پیش و پس آزمون از طریق کیت مورفین، آزمون حالت های مثبت روان شناختی و آزمون بهزیستی روان شناختی ریف مورد سنجش قرارگرفتند. به گروه آزمایش طبق برنامه درمانی30 جلسه 45 دقیقه ای آموزش پسخوراندعصبی داده شد و گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. برای تحلیل داده ها از روش توصیفی و روش تحلیل کواریانس توسط نرم افزار  SPSS استفاده گردید. یافته ها: سطح معناداری آماری یافته ها زیر 05/0 بود که نشان داد که پسخوراندعصبی باعث کاهش مصرف مورفین و افزایش بهزیستی روان شناختی و اکثر زیرمقیاس های حالت های مثبت روان شناختی در گروه درمان گردید. نتیجه گیری: با توجه به یافته ها نتیجه گیری شد که استفاده از پسخوراندعصبی در درمان و ارتقای بهزیستی و حالت های مثبت روان شناختی مردان مصرف کننده مورفین موثراست و می توان از روش پسخوراندعصبی در درمان و ارتقای بهزیستی و حالت های مثبت روان شناختی مردان مبتلا به اختلال مصرف مورفین بهره برد.  
۱۲.

مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر فن آوری واقعیت مجازی و ذهن آگاهی- پذیرش بر خودکارآمدی اجتماعی و نشانه های اختلال اضطراب اجتماعی

تعداد بازدید : ۲۷۵ تعداد دانلود : ۲۶۱
مقدمه: هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر فن آوری واقعیت مجازی و ذهن آگاهی- پذیرش بر خودکارآمدی اجتماعی و نشانه های اختلال اضطراب اجتماعی افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی بود . روش: در این پژوهش که با روش نیمه آزمایشی دو گروهی با پیش آزمون و پس آزمون انجام شد، تعداد 30 نفر از مراجعین یکی از کلینیک های مشاوره تهران به صورت در دسترس و بر مبنای مصاحبه اولیه تشخیصی و نقطه برش مقیاس اضطراب اجتماعی، مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی تشخیص داده شدند، انتخاب و با روش انتساب تصادفی در دو گروه 15 نفره گمارش شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس خودکارآمدی برای موقعیت های اجتماعی گودییانو و هربرت و پرسشنامه اضطراب اجتماعی کانور و همکاران بود. نتایج با استفاده از روش تحلیل کوواریانس و نرم افزار SPSS تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که بین گروه درمان مبتنی بر واقعیت مجازی و گروه درمان ذهن آگاهی- پذیرش از نظر خودکارآمدی اجتماعی تفاوت معنادار وجود دارد و درمان ذهن آگاهی-پذیرش اثربخش تر است. دیگر نتایج نشان داد که دو گروه درمان واقعیت مجازی و ذهن آگاهی-پذیرش تفاوت معناداری در اختلال اضطراب اجتماعی ندارند. نتیجه گیری: درمان مبتنی بر واقعیت مجازی و ذهن آگاهی-پذیرش بر خودکارآمدی اجتماعی و اختلال اضطراب اجتماعی اثربخش هستند و می توان از آنها برای درمان اختلال اضطراب اجتماعی استفاده کرد، اما برای افزایش خودکارآمدی اجتماعی درمان ذهن آگاهی- پذیرش مناسب تر است.
۱۳.

اثربخشی آموزش مدیریت خشم با رویکرد شناختی رفتاری بر کیفیت رابطه زناشویی و اضطراب اخلاقی مردان سوء مصرف کننده مواد

تعداد بازدید : ۱۸۸ تعداد دانلود : ۲۷۰
هدف : هدف پژوهش تعیین اثربخشی آموزش مدیریت خشم با رویکرد شناختی رفتاری بر کیفیت رابطه زناشویی و اضطراب اخلاقی مردان سوء مصرف کننده مواد بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با گروه گواه و طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری سه ماهه و جامعه آماری 300 مرد مصرف کننده مواد تحت درمان نگهدارنده با متادون در مرکز ترک اعتیاد کسرایِ شهرستان شاهرود در سال 1396 بود.از بین آن ها 30 مرد داوطلب از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین و سپس برنامه آموزش مدیریت خشم با رویکرد شناختی رفتاری ریلی و شاپشایر، 2012 در 12 جلسه 90 دقیقه ای هفته ای یک بار در مورد گروه آزمایش اجرا شد. ابزار پژوهش پرسشنامه 16 عاملی شخصیت کتل، ابر و تاتسوکا (1975) و کیفیت روابط زناشویی باسبی، کِرَن، لارسون و کریستنسن (1995) بود که در سه مرحله در مورد دو گروه اجرا و داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس مختلط با اندازه گیری مکرر تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش برنامه یادشده بر کیفیت روابط زناشویی (38/44 =F، 001/0 =P) و اضطراب اخلاقی مردان مصرف کننده مواد مؤثر بوده (533/27 =F، 001/0 =P) و این تأثیر در دوره پیگیری نیز پایدار مانده است. نتیجه گیری: از آنجا که نحوه ابراز هیجان خشم اکتسابی است؛ بنابراین مداخله های مدیریت خشم می تواند بر مهار و نحوه ابراز خشم تأثیر مثبتی در روابط زناشویی بگذارد و همراه با فراگیری روش های آرام سازی تدریجی عضلانی که بر دستگاه عصبی مؤثرند؛ تنش، نگرانی و اضطراب را کاهش دهد.
۱۴.

شناسایی عوامل مؤثر بر گرایش به مواد مخدر در زنان و ارائه مدل با نرم افزارPLS

تعداد بازدید : ۲۷۷ تعداد دانلود : ۲۴۰
هدف: هدف از مطالعه حاضر شناسایی عوامل مؤثر بر گرایش به مواد مخدر در زنان استان سمنان بود. روش: این پژوهش از نوع توصیفی_ پیمایشی و مبتنی بر معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمام زنانی بود که تجربه مصرف مواد مخدر را داشتند و در مدت 6 ماه به کمپ ترک اعتیاد زنان استان سمنان مراجعه کرده بودند. نمونه آماری (54 نفر) به صورت نمونه در دسترس انتخاب و از نظر تعداد برابر با جامعه آماری بود. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه «میزان گرایش به اعتیاد» استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل و تبیین اجزاء مدل و روابط بین آن ها از نرم افزارهای SPSS22 و PLS2 Smart استفاده شد. یافته ها: پس از ارائه مدل و بررسی عوامل مؤثر بر گرایش به مواد، «عوامل خانوادگی- محیطی» مهمترین عامل گرایش به مصرف بود و پس از آن «عوامل اجتماعی» و در نهایت «عوامل فردی» برگرایش به مواد اثرگذار بودند. نتیجه گیری: خانواده ناسالم، محیط ناسالم ایجاد می کند و زندگی کردن در چنین خانواده و محیطی، فرد را به سوی انحرافات اجتماعی و اعتیاد هدایت می کند. پیشنهاد می گردد که برنامه ریزان و سازمان های مسئول مبارزه با مواد مخدر بیش از سایر گروه ها برای نوجوانان، جوانان و زنان اهمیت ویژه ای قائل شوند. برای این مهم به تلاشی جدی برای سالم سازی محیط های اجتماعی از طریق ابزارهای فرهنگی و ارشادی به جای ابزارهای نظامی و اجباری نیاز است.
۱۵.

خانواده و اثربخشی آموزش کاهش وزن بر داغ ننگ چاقی و سلامت زنان دارای اضافه وزن

تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۵۸
هدف پژوهش اثربخشی آموزش کاهش وزن مبتنی بر خانواده بر داغ ننگ چاقی و سلامت عمومی زنان دارای اضافه بود. روش این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با استفاده از طرح پیش آزمون و پس آزمون با دو گروه آزمایش و گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه زنان دارای اضافه وزن  و چاق با   25<BMI<35 و فاصله سنی بین 25 تا 45 سال مراجعه کننده به خانه های سلامت شهرداری منطقه 18 شهر تهران در سال 1397 بود که تحت هیچ مداخله کاهش وزنی قرار نداشته اند و از بین آن ها با استفاده از نمونه گیری در دسترس 30  نفر انتخاب شدند و به تصادف در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه شامل 15 نفر) جایگزین شدند . سپس پرسشنامه های حرمت بدنی مندلسون و وایت (2001) و سلامت عمومی گلدبرگ (1972) توسط هر دو گروه تکمیل شد. پس ازآن برنامه آموزش کاهش وزن مبتنی بر الگوی خانواده بر روی گروه آزمایش اجرا شد. سپس پس آزمون اجرا شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 24 و روش تحلیل کوواریانس تحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان داد آموزش کاهش وزن مبتنی بر الگوی خانواده محور موجب افزایش حرمت بدنی و سلامت عمومی و زیرمقیاس های آن ها می شود (001/0P=).   بنابراین با توجه به نتایج می توان گفت آموزش روش های کاهش وزن اگر با مشارکت و درگیر کردن خانواده همراه باشد می تواند هم در کاهش وزن و سلامت تأثیر بهتری داشته باشد و هم موجب افزایش احساس رضایت نسبت به خود شود.
۱۶.

رابطه سمت شکایات جسمانی و علائم افسردگی با دست برتری

تعداد بازدید : ۳۴۱ تعداد دانلود : ۲۷۵
مقدمه: این تحقیق با هدف بررسی رابطه سمت شکایات جسمانی و علایم افسردگی در افراد راست دست و چپ دست انجام شده است. جامعه ونمونه آماری: دراین تحقیق علی مقایسه ای 120 دانشجوی دختر با میانگین سنی 25 سال و 5 ماه انتخاب شدند که ازاین تعداد 60 نفرراست دست و 60 نفرچپ دست بوده اند. افراد چپ دست به شیوه دردسترس وافراد راست دست به صورت تصادفی ازهمان کلاس هایی که نمونه های چپ دست برگزیده شده بودند انتخاب گردیدند. دانشجویان راست دست وچپ دست به دوگروه افسرده وغیرافسرده تقسیم گردیدند. ابزار اندازه گیری: برای گردآوری اطلاعات ازپرسشنامه افسردگی بک، پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ-28)، پرسشنامه دست برتری ادینبورگ وفرم ارزیابی شکایات جسمانی محقق ساخته بهره گرفته شد. برای تحلیل داده ها از روش رگرسیون لجستیک  دوجمله ای استفاده گردید. یافته ها: یافته ها نشان دادند که نمره نشانه های جسمانی افراد راست دست وچپ دست به طورمعنی داری با شکایات جسمانی طرف چپ بدن رابطه دارند. همچنین این تحقیق نشان داد که تفاوت معنی داری بین نمره افسردگی ونمره نشانه های جسمانی افراد راست دست وافراد چپ دست وجود ندارد. بحث ونتیجه گیری: باتوجه به شیوع بالای شکایات جسمانی درطرف چپ بدن دردانشجویان راست دست وچپ دست افسرده می توان وجود این شکایات درسمت چپ بدن را به عنوان علامت افسردگی درنظرگرفت.
۱۷.

اثربخشی آموزش فرزندپروری ترکیبی (زیستی- اجتماعی) به مادران بر خودکارآمدی ادراک شده کودکان فزون وزن

کلید واژه ها: فرزندپروری ترکیبی خودکارآمدی ادراک شده و کودک فزون وزن

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۸ تعداد دانلود : ۶۷۶
مقدمه: سبک فرزندپروری والدین نقش مهمی در سلامت جسمانی و سلامت روان شناختی کودکان دارند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش فرزندپروری ترکیبی (زیستی– اجتماعی) به مادران بر خودکارآمدی ادراک شده کودکان فزون وزن انجام شده است. روش: پژوهش حاضر از نوع پژوهش های نیمه آزمایشی است. جامعه مورد بررسی شامل کلیه دانش آموزان پسر مقطع دبستان (منطقه 2 و 5 شهر تهران) که از لحاظ وضعیت شاخص توده بدنی چاق و یا دارای اضافه وزن هستند، به همراه مادرانشان می باشند. در مجموع 50 مادر به همراه فرزندانشان از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. در نهایت به -واسطه افت 2 نفر از آزمودنی ها، 48 نفر در مطالعه باقی ماندند که در دو گروه آزمایش و کنترل، متشکل از 24 نفر به تصادف جایگزین شدند. آموزش فرزندپروری طی 10 جلسه (هفته)، هر جلسه 90 دقیقه برای گروه آزمایش اجرا شد و گروه کنترل هیچ مداخله ای دریاغت نکرد. همه آزمودنی ها قبل و بعد از آموزش به کلیه گویه های پرسشنامه های دموگرافیک و کودکان به پرسشنامه خودکارآمدی ادراک شده پاسخ دادند و همچنین شاخص توده بدنی آنها محاسبه شد. یافته ها: تحلیل داده ها با روش تحلیل کوواریانس یک متغیره و چندمتغیره نشان داد آموزش فرزندپروری باعث ارتقاء نمرات خودکارآمدی ادراک شده کودکان گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل شده است (05/0>P). نتیجه-گیری: نتایج این بررسی نشان داد که آموزش فرزندپروری ترکیبی (زیستی– اجتماعی) به مادران، به بهبود خودکارآمدی ادراک شده کودکان دارای اضافه وزن منتهی می شود. همچنین به نظر می رسد که شاخص توده بدنی کودکان به واسطه اصلاح سبک فرزندپروری مادر و بهبود خودکارآمدی ادراک شده شان، کاهش خواهد یافت.
۱۸.

مقایسه تأثیر گروه درمانگری مبتنی بر اصلاح سبک زندگی و گروه درمانگری شناختی در مدیریت وزن و ارتقای کیفیت زندگی زنان دارای اضافه وزن

کلید واژه ها: شاخص توده بدنی گروه درمانگری شناختی گروه درمانگری اصلاح سبک زندگی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱۸ تعداد دانلود : ۶۸۴
هدف: این پژوهش با هدف بررسی و مقایسه اثربخشی گروه­ درمانگری مبتنی بر اصلاح سبک زندگی و گروه درمانگری شناختی بر کاهش شاخص توده بدنی (BMI) و بهبود کیفیت زندگی در زنان دارای اضافه وزن صورت گرفته است. روش: بدین منظور از میان زنان داوطلب، 26 نفر براساس معیارهای ورود- خروج انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه جایگزین شدند (گروه­درمانگری با اصلاح سبک زندگی و گروه ­درمانگری شناختی). آزمودنی­های دو گروه قبل از مداخله و پایان ماه­های چهارم و هفتم به گویه­های پرسشنامه کیفیت زندگی و بهزیستی مرتبط با چاقی پاسخ دادند و BMI آنها نیز محاسبه شد. داده­های جمع­آوری شده با استفاده از نسخه شانزدهم نرم­افزار آماری SPSS و با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه­گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته­ها: هر دو مداخله اصلاح سبک زندگی و شناختی به کاهش BMI و بهبود کیفیت زندگی و بهزیستی مرتبط با چاقی می­انجامند (05/0>P). اما دو مداخله در اصلاح متغیرهای پژوهش تفاوت معناداری با هم نداشتند (05/0<P). نتیجه­گیری: نتیجه­گیری کلی این است که دو مداخله با اصلاح باورهای مخرب و رفتارهای نارساکنش­ور افراد درباره غذا خوردن به بهبود کنش­وری جسمی و کاهش ناراحتی بدنی همراه با اصلاح شاخص­های اضافه وزن منجر می­شوند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان