یوسف اباذری

یوسف اباذری

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۳ مورد از کل ۱۳ مورد.
۱.

«چپ اسلامی» و «توسعه لیبرالی» در ایران (مورد مطالعه: سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی)

کلید واژه ها: تعدیل اقتصادیجامعة مدنیتوسعة سیاسیچپ خط امامسازمان مجاهدین انقلاب اسلامی

حوزه های تخصصی:
  1. علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی نظری نظریه های متاخر در جامعه شناسی
  2. علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی سیاسی و انقلاب و جنگ جامعه شناسی سیاسی
  3. علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی مسایل اجتماعی و انحرافات
تعداد بازدید : ۲۸۰ تعداد دانلود : ۳۳۷
هدف این پژوهش تأملی جامعه شناختی در رویکرد جناح «چپ سنتی» به «توسعه» در سال های پس از جنگ (1376- 1384) است. توسعه در این پژوهش به تغییر اجتماعی سازمان یافته تعبیر شده است. در این پژوهش، در قالب مطالعه ای موردی بر سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی- به عنوان یکی از مهم ترین و منسجم ترین و «ایدئولوژیک ترین» تشکل های این جناح- تمرکز شده است. سپس نقد آنان بر سیاست تعدیل اقتصادی و واکنش آنان به نسخه ای از همین سیاست و مشارکت آن ها در «پروژة توسعة سیاسی» در عصر اصلاحات در چارچوب تغییر مناسبات سیاسی و ایدئولوژیک پی گرفته شده است. این تشکل پیش از دوم خرداد منتقد جدی سیاست تعدیل اقتصادی بود و آن را «پروستاریکای نظام جمهوری» اسلامی می شمرد. قرارگرفتن در جایگاه اپوزیسیون قانونی، فروپاشی شوروی و «بحران» در ایدئولوژی چپ، تغییرات اجتماعی و فرهنگی و برآمدن ارزش ها و خواست ها و نیروهای اجتماعی جدید در کشور و مواجهه با بحث های تازة فکری، سازمان را در مدار تحول قرار داده است، اما آنچه معنا و مسیر و نمای بیرونی این تغییر را تعیین می کند، رخدادی پیشامدی و حادث است: دوم خرداد. پس از دوم خرداد سازمان هویتی اصلاح طلبانه می یابد و بازسازی نظم سیاسی را در صدر اهداف خود می نشاند، اما به عنوان عضوی مهم از ائتلاف اصلاح طلبی و با منطق اولویت دادن به بازسازی نظم سیاسی، لاجرم از بخشی از اهداف خویش، به طور عمده در حیطة اقتصاد، پس می نشیند و بر این انگاره تکیه می کند که هر تحولی از مسیر توسعة سیاسی و اصلاح ساخت قدرت می گذرد. این رویکرد پیامدهای متنوعی چه در عرصة نظر و چه در حیطة پرکتیس های سیاسی و اجتماعی دارد. در پژوهش حاضر، سویه های مختلف این رویکرد و ناسازه های مضمر در آن نشان داده می شود.
۲.

فراروایت تمدن یا فرایند تمدن ها؟ خوانشی از پروبلماتیک فرهنگ - تمدن

تعداد بازدید : ۱۲۶۷ تعداد دانلود : ۱۳۰۷
از جمله مفاهیم پُرمناقشه در علوم انسانی مفهوم «تمدن» است که در مورد آن کمتر توافقی میان اندیشمندان می توان یافت؛ چه در تعریف و چه در جهت گیری. ادبیات بسیاری در مورد «تمدن» تولید شده و هریک از زاویه ای خاص بدان پرداخته اند. برخی رو به گذشته دارند و تمدن را امری تاریخی می بینند. برخی حال را می نگرند و تمدن را همچون پروژه می انگارند. برخی چشم به آینده دارند و به فرجام تمدن می اندیشند؛ در این میان عد ه ای دل نگرانند و دهشت و بدفرجامی می بینند و عده ای دل خوش از غایت تمدن به تفرج مشغولند. هستند اندیشمندانی که در تعریف شان از تمدن صبغه ایدئولوژیک چشم نوازتر است. در این مقاله تلاش می کنیم با نگاهی اجمالی به دیدگاه های متعدد، مفهوم سازی متفاوتی از پروبلماتیک فرهنگ ـ تمدن ارائه دهیم و از منظری متفاوت به خوانش دیدگاه های تمدنی بپردازیم.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان