ناصر براتی

ناصر براتی

مدرک تحصیلی: دانشیار گروه شهرسازی، دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)، قزوین، ایران.
پست الکترونیکی: naser.barati2012@yahoo.com

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۴۱ مورد.
۱.

عکس های غیرحرفه ای جنگ ایران و عراق به مثابه متن؛ نمونه مورد مطالعه: عکس های والفجر مقدماتی، کانال کمیل

تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۷۳
بیان مسئله: در عکس ظرفیت های ناشناخته ای وجود دارد که از حیث واقعیت به مراتب به آنچه رخ داده نزدیک تر از روایت های ادبی و تاریخی است. چنانچه دانش فضایی عکس و تفسیر آن ها در تمدن انسانی ارتقا یابد، می تواند از عکس تاحدودی به حقایق نهفته در آن دست یافت. جنگ ایران و عراق یکی از حوادث مهم جامعه ایران است که تعداد بی شمار عکس های غیرحرفه ای آن می تواند به خوانش وقایع و رخدادهای جنگ کمک کنند. هدف پژوهش: جنگ ایران و عراق یکی از حوادث مهم جامعه ایران است که تعداد بی شمار عکس های غیرحرفه ای آن می تواند به خوانش عینی آنچه رخ داده کمک کنند چراکه اصولاً حوزه علم و در این پژوهش علم تاریخ با امر عینی سروکار دارد. چرایی کاربرد گسترده عکس در بسط دانش تاریخی نیز در همین امر خلاصه می شود که سندیت آن از امر رخ داده در گذشته، «عینی» است و نه انگاره ای ذهنی. به طور کلی این مقاله در نظر دارد با بررسی نقش و جایگاه عکاسی غیرحرفه ای در جنگ ایران و عراق، روایتگری و قابل استنادبودن عکس های برجای مانده از این وقایع را در تدوین تاریخ مورد ارزیابی قراردهد. چرخشی که بعد از جنگ، مکان عملیات والفجر مقدماتی را به سرزمینی مقدس تبدیل کرد؛ تقدسی که در شکل گیری و اثبات واقعیت آن عکس های غیرحرفه ای بیش از هر تکنولوژی نوین دیگری نقش داشت. روش پژوهش: این مقاله با روش تحلیل گفتمان انتقادی با رویکرد فرکلاف (به طور خاص) که اصطلاح گفتمان را به نظام های نشانه ای همچون متن و تصویر محدود می کند انجام شده است و با کمک گرفتن از عکس به مثابه متن، روایتی ویژه و اختصاصی از والفجر مقدماتی ارائه می دهد. نتیجه گیری: در مجموعه عکس های مورد مطالعه، «دیگری» یا دشمن بعثی، حضور پررنگی ندارد. در این عکس ها نگرشی از دوستی و روابط اجتماعی وجود دارد که ذات آن با گفتمان دشمن ستیزی که در جوامع در حال جنگ گفتمان غالب بوده، متفاوت است. نیازی به گفتمان دشمن ستیزی احساس نمی شود و گفتمان مکان مقدس (کربلا- فکه) و رفتارهای عاشورایی، این واقعه آئینی را به رویدادی تبدیل کرده که روایتی متفاوت از روایت دولت به وجود آورده است.
۲.

برداشت صحیح از پیشینه های معماری منظر برای تولید دانش

تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۳۶
برداشت از پیشینه طرح ها در حوزه معماری به عنوان امری رایج، از یک سو دچار تابوی «تقلیدی بودن»، و از سوی دیگر دچار اتهام «بدعت گذاری» است. در این زمینه تاکنون به سه مسئله «استخراج دانش کاربردی از پیشینه ها»، «تعریف برداشت صحیح از پیشینه ها» و «ابهام زدایی از تفاوت آموزشی و تحقیقی بودن مطالعه موردی» پرداخته شده است. آنچه همچنان معنای «برداشت صحیح از پیشینه های معماری منظر» را نیازمند تحقیق بیشتر می کند، اجتناب ناپذیری تفسیر به واسطه نقش فاعل شناسا در معماری منظر است. پرسش تحقیق حاضر این است که اجتناب ناپذیری تفسیر چه تأثیری بر معنا و روش برداشت صحیح از پیشینه های معماری منظر دارد؟ هدف این تحقیق، کاهش موانع نظری است که می تواند توان تولید دانش این دیسیپلین را دچار اختلال کند. برای این کار، ابتدا مفهوم «تولید دانش» تدقیق می شود. سپس «شرایط پیشینه ها به عنوان منبعی از دانش» از یک سو و «شرایط محقق به عنوان فاعل شناسای مداخله گر» از سوی دیگر به عنوان مؤلفه های تشکیل دهنده «برداشت» در قالب چارچوبی نظری تدوین می شوند. در نهایت موضع معماری منظر در مقایسه با این چارچوب تبیین می شود. نتایج نشان می دهد برای تولید دانش در دیسیپلین معماری منظر می توان -علاوه بر چهار شکل برداشت «بی قاعده»، «سطحی»، «عمیق» و «ساختاری» که در تحقیقات گذشته برای معماری تبیین شده است- به سطحِ دیگری از برداشت به شکل «پیوستاری» نیز توجه داشت. سطحی که به کمک دو فنِ «سه سویه سازی» و «تبلور»، می تواند افق های تازه ای در معماری منظر برای مواجهه با مسائل دارای تعدد تفسیرِ فاعل شناسا، و تأمین اعتبار یافته ها باز کند.
۳.

به سوی فرایندی دموکراتیک در برنامه ریزی و طراحی شهری؛ ارزیابی وضعیت مداخله شهروندان در برنامه ها و پروژه های شهری ایران

تعداد بازدید : ۱۶۳ تعداد دانلود : ۸۱
بیان مسئله: به نظر می رسد که امروزه به دلیل نبود دموکراسی مشورتی و مشارکتی، بسیاری از طرح ها و برنامه های شهریِ کشور ایران دارای ماهیتی تمامیت خواهانه، تمرکزگرایانه و انحصارطلبانه هستند. وجود این گونه ناکارآمدی ها در مراحل ارائه و اجرا، سبب نفی حقوق شهروندی و ترجیحات همگانی می شود. لذا، شهروندان در قبال پیامدهای منفیِ ناشی از اقدامات شهری احساس مسئولیت نمی کنند. همین طور، بستر مناسبی هم برای تأثیرگذاری آنها بر مراحلِ مختلف فرایندهای شهری و مطالبه حقوق و ارائه نظراتشان فراهم نشده است. بدین ترتیب، پروژه های شهرسازیِ کشورمان محوریت و نقش خود را به عنوان عاملی برای ایجاد ثبات و پایداری و ارتقای نقش مردم در توسعه و اداره شهر از دست داده اند. بنابراین، آنچه در این مقاله به عنوان انگیزه اصلی و اساسِ بحث مطرح است، نحوه ارتقای دموکراسی شهری در فرایندهای برنامه ریزی و طراحی شهری است.هدف: هدف اصلی این مقاله، واکاویِ عللِ نبود زمینه مداخله دموکراتیک برای شهرنشینان و شهروندان در فرایندهای توسعه و مدیریت شهری، و همچنین یافتن راه حل هایی برای برون رفت از این معضل اجتماعی عمیق و گسترده است.فرضیه تحقیق: تحققِ دموکراسی و مشارکت واقعیِ شهروندان در روند توسعه فضاهای شهری می تواند به تصمیم گیری های صحیح تر و کارآمدتر و همین طور اجرای موفقیت آمیزترِ برنامه ها و طرح های شهری بیانجامد.روش تحقیق: روش تحقیق در این مقاله از نوع تحلیلِ محتوا و مقایسه ای است که طی آن، ضمن مطالعه ارکان نظام دموکراتیک، سعی می شود نحوه مداخله دموکراتیکِ شهرنشینان در فرایندهای توسعه و مدیریت شهریِ کشور ایران نیز با در نظر گرفتن اصول نظریه انتقادی بررسی شود؛ در واقع سعی شده تا از دلِ فرایند نقد و تحلیلِ ماهیت وضع موجود و مقایسه آن با ارکان لازم برای تحقق فرایند دموکراتیک شهری، بستری برای ارائه یافته ها و راه کارهای پیشنهادی فراهم شود. همچنین، برای جمع آوریِ اطلاعات نیز از مطالعات اسنادی، مصاحبه با مردم و همین طور مشاهدات میدانی استفاده شده است.نتیجه گیری: بسیاری از معضلاتِ مربوط به نظام های شهری کشور ایران، از عوامل غیردموکراتیکی مانند عدمِ مشارکت پذیری، نبود همه شمولی، نقض حقوق شهروندی و عدالت شهری، قوانین شهری فاقد مشروعیت، عدم انعطاف پذیری و زوال کثرت گرایی نشئت می گیرد. لذا با تمهید معیارهایی همچون کثرت عقاید، همه شمولی، انعطاف پذیری، شکل گیری جوامع مردم نهاد، آموزش و گفتمان شهروندی، تنوع پذیری و رعایت حقوق شهروندان به شهر، می توان این فرایندها را دموکراتیزه و در نتیجه بستری برای بروز شکلی جامع از برنامه ریزی و طراحی شهری دموکراتیک فراهم کرد؛ فرایندی که با ایجاد فرصت های برابر منجر به تقویت دموکراسی شهری می شود و به جایگاه مردم، نه به عنوان مشکل بلکه به مثابه راه حل، ارج می نهد.
۴.

نقش رویکرد منظرین در ارتقای رضایتمندی از محیط شهری

تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۲۳۵۵
بیان مسئله: رضایتمندی فرایند داوری مثبت نسبت به پدیده ها است و تحت تأثیر مؤلفه هایی ایجاد می شود که این مؤلفه ها به پایگاه نظری مورد مطالعه آن وابسته است. امروزه در شهرها شاهد افزایش کمّی پروژه های منظر شهری هستیم؛ اما این مسئله که چرا این پروژه ها از نظر کیفی نتوانسته اند رضایت مخاطب را جلب کنند و تأثیر عمده ای در کیفیت محسوس شهر و داوری مثبت شهروندان برجای بگذارند، محل پرسش است. بنابراین، سؤال اصلی این پژوهش این است که چه نسبتی میان مؤلفه های رویکرد منظرین و مؤلفه های رضایتمندی وجود دارد؟ هدف: هدف پژوهش، افزایش میزان رضایتمندی مخاطب از پروژه های منظر شهری و به تبع آن از شهر، و تعریف پایگاه اختصاصی برای پروژه های منظر شهری است.روش تحقیق: روش تحقیق به صورت کیفی و تحلیل محتوای آثار است. ابتدا مفهوم رضایتمندی و متغیرهای تأثیرگذار بر آن بررسی و تعریف جدیدی از رضایتمندی ارائه شده است. سپس در خصوص مفهوم منظر، به مطالعه دیدگاه متخصصان پرداخته شده و در نهایت ارتباط میان رویکرد منظرین و مؤلفه های تأثیرگذار بر رضایتمندی بررسی شده است.نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که رضایتمندی و رویکرد منظر در توجه به ذهن مخاطب اشتراک دارند؛ اما، صفت اختصاصی رویکرد منظر، در توجه توأمان به هردو وجه عینی و ذهنی پدیده است که اصولاً قادر نیست آنها را به طور مستقل و جداگانه مورد توجه قرار دهد؛ در نتیجه، به این دلیل که حتی فاکتورهای عینی نیز برحسب تفسیر ذهنی دگرگون می شوند، رویکرد منظر برای کسب رضایتمندی شرایط بهتر و مناسب تری را فراهم می کند؛ زیرا براساس این رویکرد عین و ذهن برای معرفی یک پروژه عملکردی هم زمان دارند و اگر یک فضای شهری به عنوان یک منظر شناخته شود، دیگر قابلیت تفکیک ابعاد مختلف آن، از جمله ماده و معنا، وجود ندارد.
۵.

نسبت عکاسی با منظر شهر، نقش آفرینی عکس شهدا در زندگی شهری

تعداد بازدید : ۲۲۰ تعداد دانلود : ۹۱
آن چه برای نسل باقی مانده از دفاع مقدس و مدافع ارزش های انقلاب اسلامی در جنگ تحمیلی و برای نسل بعد از جنگ و نسل حاضر دارای اهمیت بسیار است، شناخت دقیق ابعاد دفاع مقدس و ارزش های نشئت گرفته از آن و همچنین استمرار و حفظ این دستاوردها و ارزش هاست که می بایست به خوبی تبیین و بازتعریف شود. هدف پژوهش حاضر بررسی اهمیت نحوه استفاده و کاربرد عکس های رزمندگان در دوران جنگ و پس از آن در فضاهای شهری به ویژه در جریان زندگی شهری شهروندان با تأکید بر عکس های غیررسمی جنگ و شهدا است. به منظور دستیابی به این هدف، تصاویر به کار گرفته شده در محله شهدای شهرستان آران در بیدگل کاشان به عنوان نمونه مورد مطالعه پژوهش برگزیده شد. در پژوهش حاضر از روش توصیفی-تحلیلی با رویکرد پیمایشی بهره گرفته شده است و ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه ساختاریافته به همراه بررسی مستندات کتابخانه ای و اینترنتی است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که اهل محل دل بستگی خاصی به محله خود داشته و با استفاده از عکس، سعی در ایجاد همدلی و پیوند نسل ها دارند. عکس های فضاهای عمومی بیشتر از روایت رسمی دولتی پیروی می کند که در آن نگاهی ریاضی وار به جنگ حکم فرماست. در مقابل روایت مردمی از جنگ بیشتر در فضاهای شخصی وجود دارد که در بعضی مواقع هماهنگ با روایت رسمی نیست.
۶.

تأملی در مراتب وجودی محیط و تجلّی آن در بستر فرهنگی ایرانی اسلامی (نمونه موردی حیاط)

تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۲۴۳
محیط یکی از واژه های پرکاربرد در مباحث مختلف از جمله معماری است. ازآنجاکه هدف غایی معماری، طراحی محیط است؛ تبیین ماهیت وجودی معنایی محیط (که اتفاقاً کمتر موردبحث بوده و به یک مسئله بدل شده) می تواند نقش شایانی در هدفمندشدن مسیر طراحی و نقد داشته باشد. لذا هدف از مقاله پیش ِرو در عالی ترین سطح خود، پویش ماهیت محیط در عرصه معماری ایرانی اسلامی است. این مقاله که با استفاده از روش (تحقیق) استدلال های عقلی و با اتکا به مرتبه بندی هستیِ پدیده ها در حکمت ایرانی اسلامی انجام پذیرفته است، همّ آن داشته که با بررسی معنایی واژه محیط و معادل های آن در زبان های فارسی، عربی و انگلیسی، برخی از وجوه ماهیتی محیط را استخراج کند. علاوه براین، با رجوع به حکمت ایرانی اسلامی (و درصدر آن آموزه های قرآنی)، پویش دلالت های معنایی محیط ادامه یافته است. مقاله در ادامه به استخراج معانی حیاط در زبان فارسی، بینش اسلامی و معماری ایرانی اسلامی پرداخته است. نتایج تحقیق مؤید این مطلب است که محصوریت مادی اولین مرتبه از محیط است. در این مرتبت محیط جسمی است که خالی را دربرگرفته و اجسام دیگر را در خود جای داده است. محیط، در این مرتبت به سان یک جایگاه مادی نمود می یابد. آگاهی از محیط به مثابه حوزهای متمایز از حوزه پیرامونش دومین مرتبت محیط است. مخاطب این مرتبه ذهن آدمی است و عواملی مانند نوع زندگی، رویدادها و رفتارهای متمایز به انضمام عناصر متمایزکننده طبیعی به تفکیک این حوزه از حوزه پیرامونش کمک می کنند. از آنجاکه زندگی و آگاهی دو لایه معنایی از این مرتبه به شمار می آیند، محیط در این مرتبت به مثابه قرارگاهی رفتاری ادراکی متجلی می شود. سومین و بالاترین مرتبت محیط ازطریقِ وقوف به احاطه وجودی برتر محقق می شود. در این مرتبت که با نقش آفرینی نمادها تحقق می یابد؛ محیط بر سکونتگاهی معنوی دلالت دارد که تسکین دهنده روح آدمی است. بدیهی است این مراتب به صورت اعتباری تعیین شده اند و درحقیقت می توان طیفی پیوسته از مراتب محیط را متصور شد. علاوه براین، نتایج، نشان دهنده آن است که دلالت های معنایی حیاط، قرابتی نزدیک با دلالت های معنایی محیط دارد؛ این امر مؤید آن بوده که حیاط به مثابه یکی از هم خانواده های محیط و به مثابه یک فضای انسان ساخت، نمونه یا الگویی از یک محیط ایرانی اسلامی است که هر سه مرتبه در آن متجلی شده است. 
۷.

مدل یابی هنجار شکل یابی مسکن روستایی اقلیم سرد و کوهستانی استان اردبیل

تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۸۰
هدف از این مقاله، بررسی نقش هنجارها بر شکل یابی مسکن روستایی در حوزه اقلیمی سرد و کوهستانی استان اردبیل در قالب مدل علی است. بعد از شناسایی سکونتگاه هایی روستایی با ارتفاع بین 1500 تا 2150 متر از سطح دریا در حوزه سرد و کوهستانی استان، با استفاده از فرمول کلاین، تعداد 270 نفر پرسشگر در بین 27 روستای جامعه هدف محاسبه و به شیوه هدف دار انتخاب گردید.  از هر 27 روستای نمونه، 10 نفر انتخاب گردید تا به 50 سؤال پرسشنامه مربوط به دیدگاه ساکنین در شکل یابی مسکن پاسخ دهند. روش پژوهش حاضر از نوع علی- همبستگی بوده که به صورت پیمایشی انجام می گیرد. همچنین میزان پایایی این ابزار با استفاده از روش آلفای کرونباخ، 905/0 =α به دست آمده است. با استفاده از روش تحلیل مسیر و رگرسیون و تعیین اثرات مستقیم و غیرمستقیم متغیرها بر هنجارهای شکل یابی مسکن روستایی موردبررسی قرار گرفت. یافته های تحقیق نشان داد که متغیرهای هم شکلی (تشابه) در برپایی مسکن و جغرافیایی/اقلیمی به عنوان عامل های مستقل به طور مستقیم و متغیرهای اقتصادی/معیشتی، هنجار مقیاس و تناسبات و فرهنگی/سنتی به طور غیرمستقیم و به عنوان عامل های میانجی بر هنجار شکل یابی مسکن روستایی اقلیم سرد و کوهستانی استان اردبیل تأثیر دارند. بالاترین متغیرهای پیش بین کننده هنجار شکل یابی مسکن روستایی را اقتصادی/معیشتی، مقیاس/تناسبات و هم شکلی (تشابه) در برپایی مسکن معرفی کرده است. بالاترین مقدار تأثیر مربوط به مؤلفه اقتصادی/معیشتی است که مقدار آن 405/0 است و متغیر بعدی، مقیاس و تناسبات است که مقدار آن 373/0 است و سپس متغیر هم شکلی (تشابه) در برپایی مسکن با ضریب 320/0 است. ضمن اینکه همبستگی متغیر فرهنگی/سنتی با هنجار شکل یابی مسکن روستایی معنی دار نشده است.
۸.

فضاهای جمعی : ضرورت ها و موانع؛ نمونه موردی: چهارراه ولی عصر تهران

تعداد بازدید : ۱۸۷ تعداد دانلود : ۱۱۹
انسان به عنوان موجودی اجتماعی بسیاری از توانایی های خود را از جامعه و محیط های عمومی کسب می کند. به این معنا که فضاهای عمومی در شهر، عرصه کسب مهارت، آموزش و تمرین رفتارهای اجتماعی برای انسان است. در این میان، آموزش نقش به سزایی در رشد و تکامل انسان در فرایند اجتماعی شدن دارد. روند اجتماعی شدن از کودکی آغاز می شود و در تمام سال های عمر با او همراه خواهد بود. البته باید توجه داشت در مقابل تمایل انسان به اجتماعی شدن، جامعه نیز باید آمادگی اجتماعی کردن و درونی سازی ارزش ها را در انسان داشته باشد. چهارراه ولی عصر که محل تقاطع دو خیابان اصلی و بسیار مهم ولیعصر و انقلاب است، نقطه ثقل مرکز فضایی شهر تهران به حساب می آید. این مکان با توجه به موقعیت منحصر به فرد خود می توانسته یکی از مهم ترین، مقبول ترین و سرزنده ترین فضاهای عمومی در شهر تهران باشد، اما اگر امروز این مکان با تمام پتانسیل های نا م برده، نتوانسته است در کارکرد اصلی خود ظاهر شود، چه موانعی بر سر شکل گیری فضای نوین شهری در چهارراه ولیعصر وجود دارد؟ این مقاله ضمن پرداختن به فرایند اجتماعی شدن انسان، نقش آن را در فضاهای عمومی شهر مطالعه می کند. در بخش بعد به بررسی چهارراه ولی عصر به عنوان فضایی با پتانسیل زیاد برای تبدیل شدن به یک فضای جمعی می پردازد و در انتها عوامل بازدارنده تبدیل چهارراه ولیعصر به یک فضاهای جمعی شهری فعال و باکیفیت را عنوان می کند.
۹.

تحلیلی بر مولّفه های تاریخیِ بنیادینِ دینی- فرهنگیِ شهر ایرانی اسلامی در قرون نخستین و قرون میانی

تعداد بازدید : ۱۴۸ تعداد دانلود : ۹۱
با وجودِ تکثری از متون در حوزه مفهوم «شهر اسلامی»، هنوز انسجام مشخصی بین یافته های رویکردهای آرمانشهری و تاریخی در این مطالعات دیده نمی شود. این مهم، به نادیده گرفتن نقشِ عوامل موثر چندگانه و متفاوت در شکل گیری «شهرهای پیچیده دوره اسلامی» انجامیده است. خوانشِ محتوایی شهر ایرانی اسلامی، نیازمند درکی واقع گرا و تاریخی در ابعاد مختلف آن است. رویکرد تحقیقِ این پژوهش، کیفی و راهبرد آن پژوهش تاریخی است. همچنین ابعاد تحلیلیِ متن، ناظر به ادراکی «فرآیندی» از تولد و تحول شهر به جای شناختی «محصول محور» از آن است. بازه زمانی پژوهش نیز تا دوره صفویه را در بر دارد. یافته ها؛ بیانگر وجود «شصت» مؤلِفه کلیدی بنیادین در این زمینه و در سه لایه «تاریخ اعراب»، «فرهنگ ایران» و «تمدن ایرانی اسلامی» می باشد. مؤلِفه ها، به تنهایی متعلق به «دین – فرهنگِ» خاص اعراب و یا ایرانی ها نبوده و حاصل یک رابطه هم افزا بوده اند. نگاهی کلان به مجموعه مؤلفه ها؛ امکان درکِ چگونگی شکل گیری فرآیند بیرونی پیدایش و رشد شهر و همچنین امکان تبیینِ پدیده ها، وقایع و تحولات دینی و فرهنگیِ جامعه و شهر ایرانی اسلامی را در قرون یاد شده فراهم می نماید.
۱۰.

مبانی معماری مقابر امامزادگان در ایران

تعداد بازدید : ۲۵۸ تعداد دانلود : ۱۱۶۱
بیان مسئله : بر اساس آمارهای موجود، در ایران به عنوان کانون اصلی تشیع بیش از چهارهزار امامزاده وجود دارد و در طول دوران اسلامی ایران، بناهای آرامگاهی با شکوهی جهت این امامزادگان ساخته شده که گونه ویژه ای را در معماری ایران پس از مساجد تشکیل می دهند. نکته قابل توجه در مورد بسیاری از بناهای امامزادگان تأثیر اساسی آنها بر روند شکل گیری ، هویت بخشی و گسترش بسیاری از شهرهای ایران دوران اسلامی است. از این رو با توجه به اهمیت بنیادی و اعتقادی بناهای آرامگاهی امامزادگان درایران، کنکاش و پژوهش در ابعاد مختلف منشأ و نحوه پیدایش و مبانی شکل گیری و توسعه آنها از اهمیت فراوانی جهت شناخت بهتر و الگوگیری معماران حائز اهمیت است. البته لازم به یادآوری است که علاوه بر مقابر امامزادگان شیعه بسیاری از آرامگاه ها در نقاط مختلف سنی نشین ایران با همین الگوها موجود است که منسوب به صحابه پیامبر ، خلفای راشدین و علمای اهل تسنن است . هدف تحقیق : واکاوی این جستار و بررسی اهمیت و جایگاه مبانی معماری مقابر متبرکه مذهبی در مکتب شیعه می تواند روزنه ای جدید در بحث معماری ایرانی-اسلامی بگشاید. و در واقع هدف اصلی پژوهش حصول اصول و مبانی معماری مقابر امامزادگان و چگونگی و شناخت اشتراکات آنها به صورت مفهومی و بصری و نهایتاً استفاده از این اصول در معماری یادمانی آرامگاهی دوران معاصر به عنوان مبانی نظری است. روش تحقیق : این پژوهش به روش تحلیلی- توصیفی و با استفاده از روش تحقیق کیفی به تحلیل محتوا و در نهایت با استفاده از استنتاج به بیان اصول کلی می پردازد. جمع آوری اطلاعات از طریق مطالعه کتابخانه ای و اسناد معتبر تاریخی و تحقیقات میدانی صورت گرفته است. در این راستا ابتدا پیشینه تاریخی و مبانی نظری مبحث مورد بررسی قرار گرفته، در مرحله بعد پنج نمونه از گونه های شاخص دوره های مختلف انتخاب شده و مؤلفه های هندسه بنا، عناصرشکل دهنده ، موقعیت مکانی، طبیعت گرایی و تزیینات در آنان مورد ارزیابی و تحلیل قرار گرفته است. نتیجه گیری : نهایتاًَ این یافته ها، نکات قابل توجهی را در ارتباط با اصول و مبانی معماری مقابر امامزادگان نمایان ساخته و بیانگر این مهم است که علی رغم وجود تفاوت زمینه ای در دوره های مختلف ، فرم ها و حتی نقش متفاوت کارکردی گونه های معماری امامزادگان ، همه دارای اصولی مشترک و یکسان نظیر طبیعت گرایی، نمادگرایی، درون گرایی، مصالح مشترک بومی، هندسه چند ضلعی های منتظم، استفاده از نمادها و عناصر مقدس مذهبی نظیر چهارتاقی وکارکرد فضای جمعی هستند.
۱۱.

تدوین ابزار سنجش میزان انطباق محیط سکونت شهری با نیاز شهروندان به فعالیت فیزیکی و کاربست آن در محله حجاب مشهد

تعداد بازدید : ۱۷۹ تعداد دانلود : ۱۴۹
رشد شهرنشینی طی دهههای اخیر، موجب افزایش نابرابری های بهداشتی، اجتماعی و اقتصادی در مقیاس وسیع بین ساکنان بسیاری از شهرها شده است، از میان مهم ترین پیامدهای آن، می توان به کم تحرکی شهروندان در سراسر دنیا و ایران اشاره نمود. عدم فعالیت فیزیکی، به عنوان یکی از مسائل مهم سلامت عمومی، با محیط سکونت و فعالیت های روزانه شهروندان در ارتباط است، و از آنجا که معیارهای مشخص و قطعی برای اندازه گیری آن در محیط شهری وجود ندارد، لذا جهت سنجش نحوه تأثیرگذاری فعالیت فیزیکی بر کیفیت محیط سکونت شهری، تدوین معیارهایی ضروری به نظر می رسد. بدین منظور معیارهای بدست آمده از مطالعات نگارندگان، در قالب چارچوب نظری، ابزار سنجش را مشخص نمود. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر نخست، تدوین ابزار سنجش کیفیت محیط سکونت شهری با تأکید بر فرصت های فعالیت فیزیکی و سپس بررسی معیارهای حاصل در محدوده مطالعاتی (محله حجاب مشهد) می باشد. پژوهش حاضر توصیفی - تحلیلی است، لذا گردآوری مبانی نظری با استفاده از مطالعات کتابخانه ای صورت گرفته و در ادامه از طریق تدوین پرسشنامه، ابزار بدست آمده در محله حجاب مورد ارزیابی قرار گرفت و داده های حاصل با استفاده از نرم افزار spss تجزیه و تحلیل آماری شد. با توجه به نتایج، تحلیل عاملی تأیید می کند که اولاً، موضوع فعالیت فیزیکی شهروندان از چهار متغیر عملکردی، دسترسی، اجتماعی و زیبایی شناختی تأثیر می پذیرد. ثانیاً با توجه به نتایج تحلیل و اندازه تأثیر هر کدام از متغیرها بر متغیر فعالیت فیزیکی می توان نتیجه گرفت که عامل عملکردی بیشترین تأثیر را بر کیفیت محیط سکونت شهری با تأکید بر فرصت های فعالیت فیزیکی شهروندان دارد. عامل دسترسی، عامل اجتماعی و عامل زیبایی شناختی به ترتیب به عنوان دیگر معیارهای مؤثر بر میزان فعالیت فیزیکی شهروندان می باشند.
۱۲.

بررسی الگوی جدایی فضایی در مراکز تاریخی شهری با رویکردی اجتماعی - فضایی (نمونه موردی: مرکز تاریخی تهران و کرمان)

تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۲۷
شهر به عنوان سیستمی پویا دارای ساختار و منطق فضایی خاص خود است. به همین دلیل برای شناخت ویژگی های شهر، بایستی به بررسی ساختار شهر پرداخت. ساختار شهر با توجّه به پیچیدگی های آن، نیاز به روش هایی برای مدلسازی دارد. روش چیدمان فضایی چنین شکل و ترکیبی از فضا الگوهایی را شناسایی می کند که می توانند برای مطالعه ی ساختارهای شهری و رفتار انسان مورد استفاده قرار گیرند. یکی از اهداف این پژوهش فهم الگوی جدایی فضایی در مراکز تاریخی است. نتیجه پژوهش نمایانگر این موضوع است که چیدمان فضایی می تواند بر مبنای عامل دید و دسترسی که بوسیله گراف شبیه سازی می گردد فضاهای آسیب پذیر را شناسایی نموده و یا در بحث طراحی فضاهای شهری قبل انجام هرگونه مداخله می توان اثرات اجتماعی آن را بررسی نمود. به عبارت دیگر روش چیدمان فضایی بر مبنای ترتیبات فضایی می تواند به عنوان چارچوبی تحلیلی برای حل جنبه اجتماعی مشکلات و معضلات شهری مثل جدایی های فضایی، عدم نظارت اجتماعی و ... بکار گرفته شود. در این پژوهش دو نمونه موردی تهران شهری با مداخلات زیاد و گسترش بی رویه و کرمان شهری که مداخلات و گسترش کمتری نسبت به تهران دارد در دوره قبل از مدرنیسم و کنونی مورد بررسی واقع شده اند که نتایج نشان می دهند که فضاهای منزوی در مرکز شهر تهران در دوره کنونی به وجود آمده است و در شهر کرمان کنونی در مرکز تاریخی شهر فضاهای منزوی کمتری را شاهد هستیم.
۱۳.

جهان بینی ایرانیان و شکل گیری الگوی محوری باغ ایرانی

تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۶۶
باغ ایرانی به عنوان یکی از مهم ترین دستاوردهای تمدن ایرانی در جهان، بازتابی از جهان بینی ایرانیان است. سال هاست پژوهشگران متعدد ایرانی و خارجی به دنبال یافتن الگو یا کهن الگویی برای باغ ایرانی هستند. برای مدت ها الگوی «چهارباغ» به عنوان الگوی باغ ایرانی در جهان معرفی شده بود؛ الگویی هندسی که با تمسّک به جهان بینی چهاربخشی کتب کهن به دنبال انطباق آن با الگو و جهان بینی ایرانیان و بهشت موعود به ویژه در دوران اسلام، تفکر شکل دهنده به تقسیم چهارتایی در باغ ایرانی را توجیه و به عنوان کهن الگوی اصیل برای باغ ایرانی معرفی کنند. با گسترش مطالعات و انطباق فضایی میان این الگو و نمونه های متنوع باغ ایرانی، الگوی «چهارباغ» به عنوان کهن الگویی برای تمام باغ های ایرانی مورد تشکیک قرار گرفت. مطالعات سال های اخیر پژوهشگران عموماً ایرانی نشان می دهد که فراتر از تقسیم چهارتایی، باغ ایرانی باغی محوری است که در آن یک محور به عنوان محور اصلی نقشی بنیادی در شکل گیری هندسه باغ ایرانی بازی می کند. این نوشتار با پذیرش و اثبات الگوی تک محوری در باغ ایرانی تکیه بر تحلیل هندسی باغ های ایرانی و نظریات صاحب نظران و انطباق جهان بینی ایرانی و الگوی هندسی تک محوری، به دنبال خوانش احساس زیست انسان ایرانی و فهم اوست که شکل دهنده باغ ایرانی با حاکمیت یک محور فضایی غالب است. نتایج این نوشتار با رسمیت دادن به الگوی باغ ایرانی مبتنی بر شکل گیری محور اصلی که بین کوشک و ورودی اصلی شکل گرفته و مسیر حرکت از ورودی به سمت کوشک را تعریف می کند. انطباق این الگو با جهان بینی ایرانی را براساس حرکت از ظلمات به نور و تقسیمات سه گانه متعاقب آن نشان می دهد.
۱۴.

سنجش الگوی حضور مشترک در فضاهای نوین جمعی (مورد پژوهی: مجتمع تجاری کوروش)

تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۸۲
در طول تاریخ، فضای شهری به عنوان مکان ملاقات در سطوح مختلف برای شهروندان عمل کرده است. در این مکان ها مردم با یکدیگر ملاقات می کردند، از اخبار مطلع می شدند و برای ازدواج برنامه ریزی می کردند. همچنین علاوه بر خرید و فروش کالا، هنرمندان خیابانی مردم را سرگرم می کردند. برگزاری مراسم مختلف و رویدادهای بزرگ و کوچک، خواندن اعلامیه ها به صورت عمومی، و پیگیری مجازات ها از دیگر رخدادهایی بود که در فضاهای شهری اتفاق می افتاد. اما امروز این فضاهای اجتماعی در حال کاهش هستند و جای خود را به فضاهای نوین جمعی داده اند که در شهرها در حال ساخته شدن هستند. بنابراین اطمینان حاصل کردن از اینکه این فضاها برای شکل دادن تعاملات انسانی به درستی عمل می کنند از اهمیت بالایی برخوردار است. هدف این مقاله معرفی روش های جدیدی برای درک و مدل سازی رفتارهای انسانی (عامل ها) و الگوهای حضور مشترک در فضاهای نوین جمعی است. متأسفانه در حال حاضر در طرح های شهری کشور، از روش های مناسبی برای درک و پیش بینی الگوهای حضور مشترک در فضاهای همگانی استفاده نمی شود، به همین منظور در این نوشتار دو روش چیدمان فضایی و داده های تلفن همراه بر پایه تئوری مدل سازی عامل مبنا بررسی شدند و نقش آنها در درک الگوهای حضور مشترک بیان شده است. سپس به عنوان نمونه مورد پژوهش، مرکز خرید کوروش با استفاده از این دو روش مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان می دهد قسمت جنوبی این مجموعه ظرفیت بالاتری برای رویدادها و تجمعات اجتماعی دارد و همچنین ساعت اوج بار ترافیک انسانی در این مجموعه ساعت 7 بعدازظهر است. شلوغ ترین روزها در هفته، پنجشنبه ها و جمعه ها و روزهای ابتدایی و انتهایی ماه شلوغ ترین روزهای ماه هستند. در انتها نتیجه گرفته شد این روش ها می توانند مسیر تصمیم سازی برای داشتن کیفیت زندگی بالاتر از طریق ارتقای فضاهای نوین جمعی را روشن سازند.
۱۵.

مدل مفهومی جدید از تفکیک اراضی شهری در توسعه های مسکونی با تأکید بر فضای باز(نمونه موردی : شهر زنجان)

تعداد بازدید : ۲۴۴ تعداد دانلود : ۱۵۱
زمین به عنوان کالای غیرقابل بازتولید دارای ارزش غیرقابل انکاری است. یکی از اقدامات مهم شهرسازی که به واقع شهرسازی عملی نامیده می شود، تفکیک اراضی شهری است. آیا با مطالعه تجارب بافت های مسکونی سنتی در ایران و تجارب جهان در کوی های مسکونی جدید می توان الگویی بهینه از تفکیک اراضی به خصوص الگوی تفکیکی شطرنجی طراحی کرد؟ روش تحقیق در این پژوهش تحلیلی-تطبیقی است. هدف اصلی این پژوهش ارایه الگویی بهینه از تفکیک اراضی شهری و مدل مفهومی-عملیاتی جدید براساس تحلیل الگوهای تفکیک اراضی در جهان و ایران و مؤلفه های اصلی تأثیرگذار بر آنها است. نتایج به دست آمده از پژوهش نشان می دهد، الگوهای تفکیک اراضی شطرنجی که به صورت مکرر و رایج در توسعه های جدید مسکونی به کار می روند، خود سبب ایجاد مسایل عمده شده اند و مدل جدید ارایه شده می تواند جایگزین این الگو شود.
۱۶.

Evaluation of Iran Architecture Knowledge on Industrial Complexes In Order to Discover the Challenges and Provide Developmental Strategies (ارزیابی دانش معماری ایران در زمینة مجموعه های صنعتی؛ به منظور کشف چالش ها و ارایه راهبردهای توسعه)

کلید واژه ها: توسعه دانش معماری انتقال دانش دانش عملی مجموعه های صنعتی دانش نظری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۹ تعداد دانلود : ۱۲۴۲
این نوشتار مؤید آن است که ارزیابی دانش معماری در خصوص مجموعه های صنعتی به شناسایی چالش های توسعه آن کمک می کند. تأمل در مؤلفه های توسعه دانش معماری سبب شد تا ارزیابی این دانش در سه بخش دانش نظری (یا تولیدات نظری)، انتقال دانش (یا برنامه های آموزشی) و دانش عملی انجام شود. گفتنی است با توجه به ماهیت متفاوت سه گانه های مذکور، روش ارزیابی هرکدام متناسب با ویژگی های ماهوی آنها انتخاب شد. بدین ترتیب ارزیابی حوزه های نظری به علت ماهیت نوشتاری آن، با روش تحلیل محتوا توأم شد. در این بخش، مقالات علمی پژوهشی (مندرج در پانزده نشریه معتبر معماری تا زمستان 1393)، 2500 عنوان کتاب منتخب، پایان نامه های دانشجویی مقطع کارشناسی ارشد (که طی سال های 1380 تا پایان 1389 در دانشگاه شهید بهشتی به انجام رسیده اند) و رساله های دکتری معماری (که در دانشگاه های داخل کشور تا پایان سال 1391 تکمیل شده اند)، مورد بررسی قرار گرفت تا کمیّت دانش نظری در خصوص معماری مجموعه های صنعتی برآورد شود. لازم به ذکر است این سنجش در مقایسه با شش کاربری منتخب منظر، مسکونی، مذهبی، درمانی، آموزشی و اداری به انجام رسید. در بخش انتقال دانش، ارزیابی مذکور به تحلیل محتوای برنامه ها، گرایش ها، رشته ها و واحدهای درسی مطرح در سه مقطع کارشناسی، ارشد و دکتری معطوف شد. همچنین برای آگاهی از وضعیت دانش عملی، به ارزیابی جهت گیری مسابقات معماری (اعم از مسابقات دوره ای و مسابقات برگزار شده در بازة انتخابی 1389-1386) و نیز بررسی نمونه های انتخابی از واحدهای صنعتی موجود (در قالب 63 واحد صنعتی از شهرک صنعتی کاسپین قزوین) اقدام شد. نتایج نشان می دهد که دانش معماری مجموعه های صنعتی در مقایسه با دیگر کاربری ها از کمترین تولید نظری و انتقال تعلیمی برخوردار بوده است (چالش کمّی). علی رغم چنین وضعیتی، در حوزه عملی با رشدی کمّی قرین بوده و نیازمند توجه کیفی است (چالش کیفی). همچنین توسعه دانش معماری در زمینة مجموعه های صنعتی فاقد ساختار منسجم بوده و عمدتاً به صورت موضعی و گسسته در حال رشد است. نتایج گویای آن است که رفع چالش های یاد شده با انسجام بخشی به سه گانه های مذکور و اتخاذ راهبرد عمل به نظر (در قالب مهندسی معکوس) محقق می شود. تحقیق بر این نکته تأکید دارد که توسعه دانش معماری در خصوص مجموعه های صنعتی با برنامه ریزی در قالب ماتریسی از مؤلفه های تکمیلی و تکاملی متشکل از حوزه های سه گانه میسر می شود.
۱۷.

زیرساخت شهری و لزوم تغییر نگاه در تعریف و برنامه ریزی آن؛ زیرساخت منظرین مفهومی نو در تعریف زیرساخت های شهری قرن بیست و یک

تعداد بازدید : ۸۵۸ تعداد دانلود : ۱۳۶۰
شهرهای مدرن در طی قرن ها بر پایه زیرساخت های تکنولوژیک شکل گرفته و پایدار شده اند. امروز شهر و زندگی شهری بدون، بزرگراه ها و شبکه های حمل ونقل ریلی، فرودگاه ها، شبکه های تأمین آب، شبکه های فاضلاب، تلفن، برق، و اخیراً شبکه های اینترنت و موبایل غیرقابل تصور است و حضور پایه ای شان به مانند نور آفتاب، درختان، هوای پاک و … برای شهروندان عادی و طبیعی به نظر می رسد. این شبکه های زیرساختی بیش از هر دستاورد مدرن دیگر دوران صنعت بر شکل شهرها و رابطه انسان مدرن با محیط و طبیعت پیرامونش تأثیر گذاشته است. با ورود غرب به دوران پس از صنعت، از اواخر قرن بیست، همزمان با گسترش و توجه به مخاطرات اکولوژیکی ناشی از توسعه بی رویه شهرهای مدرن و زیرساخت های تکنیکی عظیم، که رویکردهای انتقادی به شهرسازی و تکنولوژی مدرن در دهه های آخر قرن بیست را به همراه داشت، بروز شکست ها و بحران ها در شبکه های زیرساختی اوایل قرن بیست و یک و عدم پاسخ گویی زیرسا خت های تک بعدی موجود به نیازهای چندبعدی جامعه پساصنعت، نیاز به بازنگری در رویکردهای رایج در تعریف و توسعه زیرساخت های مدرن را مورد توجه قرار داد. این پژوهش با بررسی و تحلیل مفهوم، ویژگی ها، بحران های پیش روی زیرساخت های شهری و در نهایت ویژگی های مورد انتظار از زیرساخت های دوران پس از صنعت را مورد سؤال قرار می دهد. از سوی دیگر با بررسی تاریخی- تفسیری مفهوم منظر، توانایی رویکرد منظرین در برنامه ریزی و مدیریت زیرساخت های قرن بیست و یک را مورد پژوهش قرار می دهد. در نهایت مطالعات تحلیلی این دو مفهوم نشان می دهد که از یک سو راهکار گذر از زیرساخت های شهری دوره صنعت به زیرساخت های شهری دوران پساصنعت، بهره گیری از رویکردهای چندوجهی و کل نگر است که امکان پیوند چندبعدی زیرساخت با وجوه مختلف اکولوژیکی، اجتماعی، اقتصادی شهر را مهیا ساخته و بر تسلط مهندسی عمران، که در طی بیش از یک قرن به شکل گیری زیرساخت های صلب و تک بعدی شهری به دور از تغییرات و نیازهای چندبعدی جامعه انجامید، پایان می دهد. از سوی دیگر دانش منظر که در قرن گذشته همگام با تغییرات نگاه بشر به محیطش دچار تغییرات مفهومی عظیم شده، به واسطه صفت ذاتی میانجی و بینابینی بودنش که امکان تقلیل به شی ءگرایی و تک بعدنگری را از بین می برد، به ما اجازه گذر از رویکردهای تک بعدی و شی ءگرای حاکم بر برنامه ریزی و مدیریت زیرساخت های شهری را می دهد. به این ترتیب با برقراری رابطه قیاسی میان این دو مفهوم، بهره گیری از رویکرد منظرین در برنامه ریزی و توسعه زیرساخت های شهری، با توجه به پیوند چندوجهی منظر با حوزه های مختلف ابژکتیو و سوبژکتیو، یکی از راهکارهایی است که به ما اجازه عبور از صلبیت و تک بعدی بودن زیرساخت های شهری را می دهد.
۱۸.

مردم پسندی در یادمان های شهید؛ ارزیابی موفقیت اجتماعی طرح های بنیاد شهید

تعداد بازدید : ۳۱۸ تعداد دانلود : ۷۶۲
آثار و بناهای یادمانی در ارتباط با جنگ و شهادت در دهه های اخیر به انواع مختلف در منظر شهرهای ایران تأثیرگذار بوده است. اگرچه ایجاد بناهای یادمانی در ایران سابقه ای طولانی و پیشینه ای غنی دارد، اما تنوع رویکردها و الگوهای ایجاد چنین مناظری در دوران مدرن و تلاش هایی که برای ایجاد نوآوری در این طرح ها صورت گرفته، به تولید آثار مختلفی انجامیده که در بسیاری موارد پاسخگوی نیازها نبوده اند. در این مقاله تلاش شده است با بررسی تلاش ها و برنامه های بنیاد شهید و امور ایثارگران الگوها و رویکردهایی که از موفقیت بیشتری در ابعاد مختلف کارکردی، هویتی و زیبا شناسانه طرح برخوردار هستند، شناسایی شوند. بدین منظور پس از مطالعه نمونه های مختلف با روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و با استفاده از مطالعات اسنادی و شناخت شیوه های طراحی آثار یادمانی، این شیوه ها بر اساس معیارهای عام طراحی، اهداف طرح و ویژگی های بناهای یادمانی و با نظرسنجی از متخصصین حوزه های مربوطه تحلیل و ارزیابی شدند. بررسی این نتایج، نکات قابل توجهی را در ارتباط با رویکردها و میزان موفقیت تلاش ها در ایجاد مناظر یادمانی شهری نمایان ساخته و نشان می دهد که مؤلفه های مخاطب محوری، خاطره انگیزی و ارتباط با فعالیت های روزمره، از مهم ترین عوامل موفقیت طرح هاست.
۱۹.

کندوکاوی پدیدارشناسانه در راستای شناخت یک انگاره کهن در معماری ایرانی- اسلامی؛ نمونه های موردی : میدان توپخانه (تهران)، میدان نقش جهان (اصفهان)،پارک لاله (تهران)، باغ شاهزاده (ماهان)

تعداد بازدید : ۵۴۹ تعداد دانلود : ۹۰۴
در دوران معاصر و اغلب در پناه تفکر مدرنیزم در عرصه های معماری و شهرسازی، آثار و بافت هایی به وجود آمدند که آفرینندگان آنها، بیش از هر چیز، به آوانگارد و نوآورانه و حتی غریب بودن آنها به خود می بالیدند. اصرار نوگرایان به ایجاد محیط هایی با استانداردهای یکسان برای انسان ها، با ویژگی های متفاوت، سبب شد فضاهای زیست شهری مدرن گرایش به سردرگمی، هرج ومرج، پریشانی و ابتذال پیدا کنند. حال آنکه با گذشت زمان و نمایان شدن مسایل چنین ساخت وسازهایی -که بی اعتنا به تاریخ و فرهنگ بومی ملت ها تداوم می یافتند- لزوم بازبینی ریشه ای در این زمینه آغاز و سعی شد مبانی اصیلی برای آثار و عناصر محیطی پیدا شود؛ مبانی ریشه داری که بتواند ارتباط قطع شدة بین مخاطب و محیط بومی را دوباره برقرار کند. با مطرح شدن مباحث روان شناسی محیطی، تاریخ و فرهنگ بومی و امثالهم کهن الگوها (آرکی تایپ ها) به عنوان یکی از مهم ترین و تعیین کننده ترین موضوع ها در زمینه طراحی فضاهای انسان ساخت مطرح شدند. کهن الگوها را ""انگاره های بنیادین، اصیل و پایداری"" تعریف کرده اند که حاصل تجمیع تجربه های هزاران سال تاریخ، تجربه و خاطرات جمعیِ بشری بوده و در حافظة پنهان و ناخودآگاه انسان ذخیره شده اند. در پهنة فرهنگی ایران نیز، به واسطة سابقة تاریخی آن، بلاجبار می باید انگاره های بنیادین یا کهن الگوهای متعددی وجود داشته باشند که توانسته اند این جامعة بزرگ و رنگارنگ را، در مجموعه ها و عناصر محیطی نسبتاً منسجم از نظر کالبدی، در پی قرون متمادی، در کنار هم حفظ کرده و گروه های اجتماعی را به هم پیوند بزنند. از این رو مقالة حاضر، تلاش دارد به این سؤال پاسخ دهد که آیا مدل و انگارة دوقطبی «بالا - پایین» را می توان یک کهن الگو یا انگاره بنیادین پایدار در ایران دانست؟ آیا وجود احتمالی این انگاره تنها به گذشته ها تعلق دارد؟ همچنین آیا این انگاره در فضای زیست انسان و طراحی فضاهای معماری و شهری زمان ما هم دیده می شود؟ برای همین منظور ضمن اشاره به مفهوم محور ذهنی/عینیِ بالا- پایین، و نشان دادن رابطة حیاتی آن با مفاهیم زبانی، انگاره های ارزشی و رفتاری، و الگوهای ساخت فضاهای مختلف معماری بومی، سعی شده است با کنکاش در نمونه ها و مصادیق مختلف، وجود این کهن الگو یا انگاره بنیادین ثابت شده و کاربرد آن مورد واشکافی قرار گیرد. برای رسیدن به این مهم از روش توصیف تحلیلی - توصیفی و به طور خاص از روش تحلیل محتوا و استنباطی استفاده شده، در بخش نظرسنجی، جهت کمّی کردن اطلاعات پژوهشی و برای سنجش نظر عمومی، با استفاده از فرمول کوکران در هر نمونه مطالعاتی، پرسش نامه هایی به روش نمونه گیری تصادفی توزیع و به روش توصیفی تحلیل شده است. نتایج حاصل از نظرسنجی ها نیز نشان می دهند که ادراک فضاهای سنتی و حتی مدرن ما هنوز مستقیماً از مفاهیم زبانی و انگاره های بنیادین تأثیر پذیرفته و کهن الگوی مورد نظر در این پژوهش همچنان در زندگی امروزة ما حضوری غیرقابل تردید دارد.
۲۰.

ارزیابی تطبیقی ادراک فضای شهری از نظرگاه مخاطبین و متخصصین عرصه شهری (مطالعه موردی مجموعه شهری امامزاده صالح تجریش تهران)

تعداد بازدید : ۳۳۳ تعداد دانلود : ۱۸۰
مهم ترین مسئله ای که در تفکر امروزی طراحی شهری به چشم می خورد در نظر گرفتن طراحی شهری به عنوان یک محصول تمام شده و کامل به جای""فرایندی بلند مدت و ادامه دار است که با مکانیزم های اجتماعی و سیاسی در هم بافته شده باشد"". نگرشی که طراحی شهری را از حالت انفعالی به فعال، از شکل گرایی صرف به عملکرد شکل گرا، از طرح محوری به فرایند محوری و از دستوری به تعاملی مشارکتی تبدیل می کند، ارتقای واقعی کیفیت محیط شهری را هدف غایی خود قرار می دهد. آنچه در اینجا دنبال می شود مدنظر قرار دادن تؤامان جایگاه کاربران و سازندگان فضای شهری است. در نظر گرفتن کیفیات مکانی مورد ادراک کاربران یک فضای شهری هم تراز با مؤلفه های مکانی مدنظر سازندگان شهری، بیانگر توجه به بعد اجتماعی فضاست. ادراک شهروندان از فضا تؤام با ریشه های فرهنگی و عرف جامعه تعلق فرد به آن، زمینه ساز شکل گیری چارچوب عملی فرد در استفاده از فضا و بروز رفتارهای اجتماعی در محیط است. در ساماندهی و احیاء هر محیط شهری باید سه عامل را هم زمان مدنظر قرار داد : محیط شهری یا فضا، کاربران در فضا، و طراحان بر فضا. هر محیط شهری در گذار به شخصیت مکانی خویش باید ریشه های هویتی و ساختار معنایی خود را در زمان تداوم بخشد تا موجد جاری شدن زمان در مکان شود. آنچه در عرصه های واجد پیشینه هویتی در شهر امروز مشهود است تنزل مکان نسبت به پایه های معرفت شناختی آن و ضعف ادراک لایه های مختلف زمانی در فضاست. این پژوهش بر آن است ارزیابی کیفیات ادراک مکان را با تکیه بر ""فضای وجودی عمومی"" مخاطبین و متخصصین عرصه شهری مورد توجه قرار دهد. در این راستا، مجموعه شهری امامزاده صالح (ع) تجریش تهران (محدوده فضای مقابل امامزاده و بازار، حدفاصل بستر رود جاری و میدان تجریش)، را به عنوان نمونه ای موردی مورد سنجش قرار داده و به صورت اخص به این پرسش پاسخ دهد : در ارزیابی سنجه های ادراکی مکان مورد پژوهش مجموعه شهری امامزاده صالح (ع) تجریش چه وجوه افتراق و تفاوتی میان نگرش شهروندان و متخصصین شهری وجود دارد. داده های کمّی و کیفی حاصل از پرسشنامه در برداشت اطلاعات ذهنی مخاطبین از کیفیات مکان، در قالب نقشه و نمودار به روش توصیفی تحلیلی مورد ارزیابی قرار می گیرد. نتایج حاصل از پژوهش حاکی از سطح سنجش مناسب تر شهروندان نسبت به متخصصین در غالب هنجارهای مورد ارزیابی است. لیک سنجش شهروندان نیز در هر هنجار کمتر از ""متوسط متمایل به خوب"" است. لذا در ارزیابی کلیت یک فضا تا زمانی که نیازهای نخستین فرد در مواجهه با عرصه عمومی پاسخ داده نشود، فرد قادر به دستیابی به ادراک سطوح بالاتر کیفیات محیطی نخواهد بود. دراین تحقیق با مراجعه به آراء مردم و متخصصان سعی شده است به کیفیات شهریِ متعارف معنایی عمیق تر و هم پیوند با مؤلفه های اجتماعی-فرهنگی داده شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان