آرشیو

آرشیو شماره ها:
۳۴

چکیده

عدالت آموزشی همواره کانون توجه متخصصان تعلیم و تربیت بوده است. رشد نظریات فلسفی و آموزشی جدید نیز، به امکان تحقق بیشتر عدالت آموزشی کمک کرده است، بر این اساس؛ هدف از این مقاله بررسی جایگاه عدالت آموزشی در تحول نظام تعلیم و تربیت مبتنی بر سازنده گرایی است. پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی، عدالت آموزشی را در دو پارادایم پوزیتیویستی دنیای مدرن و پارادایم سازنده گرایی دنیای پست مدرن امروز مورد بررسی قرار می دهد. نتایج پژوهش نشان داد که اگرچه عدالت آموزشی در جامعه مدرن با بهره گیری از پارادایم پوزیتیویسم از طریق قوانین عام و تعمیم پذیر و دسترسی همگانی به آموزش تا حدودی تحقق یافت، اما ناکارآمد بودن آن، سبب شد تا در جامعة پست مدرن، با بهره گیری از پارادایم سازنده گرایی و با استفاده از موضع گیری های نظریه نقادی و با توجه خاص به اصالت انسان و تفاوت های فردی او به عنوان یک پارادایم نو ظهور در تعلیم و تربیت، فشارهای اجتماعی و بی عدالتی های ناشی از عدم توجه به تفاوت های فردی، به مقدار زیادی کاهش یابد؛ بنابراین به نظر می رسد تحول نظام تعلیم و تربیت مبتنی بر سازنده گرایی در عصر حاضر عدالت آموزشی را بیش از پیش تحقق بخشیده است.