آرشیو

آرشیو شماره ها:
۳۶

چکیده

قاعدة «الواحد»، یکی از مهم­ترین قواعد فلسفی به شمار می­آید، که البته می­توان بنیاد آن را نظریه­ای نوافلاطونی دانست. ابن­رشد، در کتاب­های مختلف خود به قاعدة «الواحد» و در پی آن، به تبیین نحوة فاعلیّت خداوند و «صدور» پرداخته است. در آثار او، به صراحت می­توان دو رویکرد کاملاً متفاوت به قاعدة الواحد را مشاهده کرد؛ چنان­که می­توان گفت دیدگاه او نسبت به این قاعده، در آثار اولیّه­اش مدافعانه بوده اما در آثار نهایی­اش منکرانه است. او، در آثاری مانند «تلخیص مابعدالطبیعه»، همانند فلاسفة مشائی مسلمان، به سلسلة ترتیبی عقول معتقد می­باشد که بر اساس آن، فعل خداوند به صورت آفرینش نظام طولی عقول در عالم ظهور می­یابد. با این حال، در آثاری مانند «تهافت التهافت» و «تفسیر مابعدالطبیعه»، او این قاعده را ردّ کرده و به صدور نظام طولی و ترتیبی عقول مفارق از مبدأ اوّل معتقد نیست.