جهانی رسانه

برجسته‏سازی اخبار انرژی هسته ای ایران در بخش فارسی سایت‏های بی بی سی و صدای آمریکا

دریافت فایل ارجاع: RIS (پژوهیار، EndNote ، ProCite ، Reference Manager) | BibTex

چکیده

برنامه­ های هسته­ای جمهوری اسلامی ‏ایران یکی از مهم‏ترین مباحث و مسایل در داخل ایران و در سطح بین‏المللی است.  از زمان مطرح شدن این برنامه­ها، کشورهای غربی و در راس آنها، ایالات متحده آمریکا واکنش‏های مکرر و تندی را علیه ‏این فعالیت‏ها ابراز کردند؛ این کشورها ادعا می‏کنند که ‏ایران در پس این فعالیت­ها احتمالاً قصد دسترسی به تسلیحات اتمی ‏را دارد؛ ولی جمهوری اسلامی ‏ایران بر این اعتقاد است که تمامی ‏فعالیت­های هسته­ایش، صلح‏آمیز و در چارچوب تعهدات آژانس بین المللی انرژی اتمی ‏است.  این مقاله با روش تحلیل محتوا به ‏ارزیابی چگونگی برجسته‌سازی اخبار انرژی هسته­ای ایران در بخش فارسی سایت‏های  صدای ­آمریکا و بی­بی­سی می‏پردازد.  همچنین در این مقاله تفاوت دیدگاه رسانه‏های مذکور در خصوص فعالیت‏های اتمی ‏ایران، با در نظر گرفتن مفهوم دروازه‌بانی و نظریه برجسته‌سازی، طی سه سال (1385-1383) مورد تحلیل قرار می‏گیرد.

متن

رسانه¬ها موقعیت یا عرصه‏ای را فراهم می‏آورند که در آن روز به روز مسایل زندگی عموم، چه در سطح ملی و چه در عرصه بین-المللی، بیشتر متجلی می‏شوند.  رسانه‌ها به بخش اصلی و مرکزی صحنه سیاسی تبدیل شده¬اند و تبلیغات سیاسی به روش‏های قبلی نیز بی‏فایده¬ شده‏اند (مک‏کوئیل،1382).  با بهره¬گیری از فنآوری‏های پیچیده و پیشرفته، امروزه رسانه‌ها می‏توانند پیام‏های خود را به صدها میلیون مخاطب برسانند و در چنین برهه زمانی اینترنت می¬تواند نقشی حیاتی ایفا کند.  اینترنت امکان ارتباط را برای کسانی که به رادیو، تلویزیون، روزنامه و مجلات دسترسی ندارند، فراهم می‏کند.  اینترنت مرزها را در می‏نوردد و در این حال ممکن است برخی از مطالب آن مشوق تجزیه کشورها یا حاوی ایده‏های سوء بر ضد کشورها باشد (دفلور و دنیس،1383).
رسانه‌ها با توسعه خود حداقل موفق به تحقق دو چیز شده‏اند: یکی منحرف کردن زمان و توجه‏از سایر فعالیت‏ها به سوی خود و دیگری ایجاد مجرایی برای رساندن اطلاعات مورد نظر خود برای تحقق ایده‏ها  و اهدافشان.  به منظور دستیابی به هدف نفوذ در افکار عمومی، آنها از روش‏ها و فنون مختلفی استفاده می‏کنند (مک‏کوئیل،1382) که یکی از این فنون، برجسته‌سازی اخبار است.  سورین و تانکارد (1384) در این‏باره می‏گویند که "امروزه رسانه‌ها جهان را تسخیر کرده‏اند، اگرچه‏این رسانه‌ها به مخاطبان خود نمی‏گویند که چگونه فکر کنند، اما به طرز خیره کننده‏ای در گفتن این که به چه فکر کنند، موفق¬اند."
فرآیند برجسته‌سازی با بزرگ و کوچک‏نمایی رویدادها و درجه‏بندی موضوعات در رسانه‌ها سعی می‏کنند که رویداد را در ذهن مخاطب برجسته سازند که‏این امر در راستای القای دیدگاه رسانه به مخاطب نیز هست (شکرخواه،94:1374).
یکی از موضوعاتی که طی چند سال اخیر در صدر مسایل مهم سیاست خارجی و همچنین رسانه‏های کشورهای بزرگ دنیا قرار گرفته، برنامه‏انرژی هسته‏ای ایران است.  موضوع مرتبط با این برنامه‏ها به‏طور برجسته‏از سال 2002 میلادی در محافل سیاسی و در میان افکار عمومی‏دنیا مطرح شد و از آن پس به‏دلیل مبارزه با تروریسم جهانی، ایران زیر ذره‏بین قرار گرفت.  برنامه ‏اتمی ‏ایران یکی از مهم‏ترین خبرها در داخل کشور و همچنین در سطح بین‏المللی بوده ‏است.  به‏طوری‏که‏ اهمیت این موضوع محدود به‏ایران نمی‏شود و هیچ موضوع مربوط به‏ایران تاکنون این چنین در سطح بین‏المللی اهمیت پیدا نکرده‏است.  از زمان مطرح شدن این مسئله، کشورهای غربی و در راس آنها ایالات متحده، واکنش‏های تندی را علیه‏این برنامه‏ها ابراز و به تبع آن رسانه‌های غربی نیز سعی در برجسته‌سازی آن کردند.
در مسئله هسته‏ای ایران از مطبوعات، تلویزیون، ماهواره، شبکه‏های اطلاع‏رسانی و اینترنت استفاده گسترده‌ای می‏شود، به‏طوری که قدرت‏های مزبور با دست یازیدن به روش‏ها و الگوهای اطلاع‏رسانی و خبررسانی به بیان نقطه‏نظرات، تمایلات و سیاست‏های خود می‏پردازند و از سوی دیگر سعی می‏شود که با استفاده‏از رسانه‌ها، نقطه‏نظرات مسئولان جمهوری اسلامی ‏ایران برجسته و نظرات طرف‏های مقابل نقد شود.  در این خصوص "بارها دولتمردان ایران اعلام کرده‏اند که هدف از دنبال کردن برنامه‏های اتمی، مقاصد صلح‏طلبانه‏است ولی ایالات متحده و هم‏پیمانان این کشور بر این اعتقادند که هدف ایران از پیگیری این برنامه‏ها، دست‏یابی به جنگ افزار اتمی‏است" (پرونده هسته‏ای ایران، 5:1386).
بنابراین انجام این پژوهش در این برهه زمانی، با در نظر گرفتن تکرار اخبار مرتبط با این پرونده‏از سوی رسانه‌های مطرح دنیا، ضروری است.  به‏طوری‌که به‏دلیل همین برنامه‏ها تاکنون پنج قطعنامه ‏از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه جمهوری اسلامی ‏ایران تصویب شده ‏است که چهار قطعنامه ‏از آنها به تحریم‏هایی در خصوص ایران مربوط بوده ‏است.  همچنین هدف این پژوهش رسیدن به ‏این نتیجه ‏است که رسانه‌های غربی، به‏ویژه سایت‏های صدای آمریکا و بی‌بی‌سی - که نمودی از نگاه ‏ایدئولوژیک مالکان و مدیران این رسانه‏هاست- چگونه به برجسته‌سازی اخبار مرتبط با برنامه هسته‏ای ایران می‏پردازند.  چه دیدی از فعالیت‏های هسته‏ای ایران را ترویج می‏کنند.  راه حل مناقشه ‏اتمی ‏ایران را در چه چیزی می‏بینند.  چه عواقبی را برای ادامه برنامه ‏اتمی ‏ایران پیش‏بینی می‏کنند.  کدام مرجع را برای حل این پرونده شایسته می‏دانند و ...
 
 

پیشینه نظری
مطالعات زیادی در خصوص شیوه‏های برجسته‏سازی موضوعات خبری انجام شده‏است. گالتونگ و روژ  ویژگی‏هایی را مشخص کردند که سبب می‏شوند یک رویداد تبدیل به خبر شود.  آنان به تشریح فرآیندی پرداختند که بر اساس آن رویداد‏های جهان به‏وسیله رسانه‏ها به تصاویر رسانه‏ای تبدیل می‏شوند و در اختیار مخاطبان قرار می‏گیرند.  این دو پژوهشگر در پژوهش خود به تجزیه و تحلیل نه عامل مؤثر در جریان انتقال اخبار پرداخته‏اند.  این نه عامل عبارتند از: تواتر، آستانه، وضوح یا فقدان ابهام، مجاورت فرهنگی، همخوانی، غیرمنتظره بودن، استمرار، ترکیب و ارزش‏های فرهنگی و اجتماعی دروازه‏بانان خبری و دریافت‏کنندگان.  همه عوامل ذکر شده بر روند انتخاب یا عدم انتخاب رویدادهای خبری مؤثرند. مهم‏ترین نتیجه‏ای که می‏توان از مطالعه گالتونگ و روژ گرفت این است که فرآیند انتخاب اخبار نسبتاً نظام‏مند و تا حدودی قابل پیش‏بینی است.  شایان توجه‏است که‏این مدل تنها مربوط به فرآیند انتخاب اخبار خارجی است.  طی مطالعاتی که سه تن از پژوهشگران برجسته‏سازی انجام دادند مشخص شد هنگامی‏که منابع اطلاعاتی و ارتباطی زیادی وجود داشته باشد قدرت رسانه‏ها در برجسته‏سازی و در نتیجه نفوذ در افراد کمتر می¬شود.  تیپتون، هنی و بیش‏هارت در پژوهش خود درباره ‏اعتبار منبع در مبارزات محلی دریافتند که ‏احتمال وقوع برجسته‏سازی در مبارزات محلی کمتر از مبارزات ملی است چون در مبارزات محلی مردم قادرند از شبکه‏های اجتماعی که به آن پایبند هستند به‏منزله منابع اطلاعاتی استفاده کنند.  بر این اساس پالم گرین و کلارک طی پژوهشی که در همین زمینه‏انجام دادند، دریافتند در جایی که عامه مردم در مورد مسایل محلی بر یکدیگر اثر متقابل دارند، برجسته‏سازی کمتر انجام می‏گیرد (شکرخواه، 1374).
هرمان و چامسکی نشان می‌دهند که نهاد‌های رسانه‌ای تجاری، هنجارها و باورهای افراد را بر اساس منافع اجتماعی، سیاسی و اقتصادی دولت حاکم شکل می‌دهند.  بنابراین، رسانه‌ها مردم را برای حمایت از منافع اجتماعی نخبگان آماده می‌کنند.  معیار آنها برای دریافت همگانی و درک عقلانی، ایدئولوژی مسلط جوامع است.  ایدئولوژی مسلط نیز به حذف آن عقاید و ارزش‌های معارض و جهان‌بینی‌هایی تمایل دارد که جهان‌بینی مشخص هر جامعه را تضعیف می‌کنند.  رسانه‌ها نه تنها یک عامل خنثی نیستند بلکه "به‏انجام وظیفه‌ای می‌پردازند که هم ایدئولوژیک است و هم سیاسی".  گیتلین بر این عقیده ‏است که رسانه‌‌های بانفوذ مانند شبکه‌ها و رسانه‌‌های چاپی به‏منزله بخشی از نخبگان شرکتی، متعهد به حفظ سیستم موجود هستند.  هرچند او تأکید می‌کند که ‏این فرآیند هژمونیک، ضمنی و غیرمستقیم است "هر روز، مستقیم یا غیرمستقیم، از راه بیان یا حذف، با استفاده ‏از تصاویر یا کلمات، به‏شکل سرگرمی، خبر و آگهی بازرگانی، رسانه‌های جمعی حوزه‌هایی از معنی و ارتباط، نماد و بیان را تولید می‌کنند که‏از راه آانها ایدئولوژی آشکار و متعین می‌شود" (ایزدی و سقای، 1387).
پژوهش‏های اخیر نشان می‏دهند که پوشش خبری از کشورهای خارجی می‏تواند تاثیرات عمیق برجسته‌سازی روی افکار عمومی ‏را نشان دهد (وانتا و همکاران، 2004).  وانتا و همکارانش به ‏این نتیجه رسیده‏اند که پوشش منفی زیاد درباره کشورهای خارجی در خبرها با نگرش‏های منفی درباره آن کشورها پیوند دارد.
لازم به بیان است که در پژوهش‏های کلاسیک درباره برجسته‌سازی، بعد محوری افکار عمومی، به موضوعات برجسته ‏از نظر عموم مربوط می‌شد اما اکنون پیامدهای رفتاری این فرآیند مورد توجه زیادی قرار می‏گیرد.  برخی از مطالعات پیوند بین موضوع برجسته و قدرت رفتار و نگرش را گزارش می‏کنند (ویور، 1984).
اسمیت (1987) بر این باور است که‏ارزیابی‏های دولت با اهمیت موضوعات سیاسی رسانه‌های مختلف پیوند دارد.  انتمن (1989) در تحلیل محتوای سرمقاله‏های  محافظه‏کارانه، میانه‌رو و لیبرال نشان می‏دهد که تاکید رسانه‌ها بر موضوعات ناآشنا، منجر به تغییر نگرش زیادی در بین عموم می‏شود.
 
چارچوب نظری: دروازه بانی و برجسته‏سازی رسانه‏ای
قدرت عظیمی ‏در وسایل ارتباط جمعی نهفته‏است و منابع معنی موجود در این وسایل با اهداف بسیار متنوع و امکاناتی که روز به روز بر آن افزوده می‏شود، در حال تولید پیام هستند.  در تعریف دروازه‏بان گفته می‏شود که "هر شخصی که توانایی محدود کردن، تفسیر و یا دوباره تفسیر کردن اطلاعات ارسالی به‏وسیله رسانه یا دریافتی از آن را دارد، دروازه‏بان تلقی می‏شود" (عباسی، 8:1382).  دروازه¬بانان آشکار و پنهانی در انتخاب پیام، حذف پیام و تغییر شکل پیام دست دارند.  مثلاً هر کدام از دست اندرکاران تولید پیام‏های خبری وسایل ارتباط جمعی می‏توانند نقش یک فیلتر را در تبدیل یک واقعیت به ‏اطلاعات ایفا کنند و این اطلاعات که محتوای پیام‏های خبری وسایل ارتباط جمعی هستند، اغلب از فیلترهای گوناگون عبور می‏کند (محسنیان راد، 1384).
کارکرد حرفه‏ای دروازه‏بان‏‏ها این است که تصمیمات عینی و منصفانه‏ای می‏گیرند که برای محصول خبری نهایی سرنوشت‏ساز است.  در بیشتر مطالعات مربوط به دروازه‌بانی تلاش می‏شود تا فشارهایی که بر این تصمیمات تاثیر می‏گذارند و یا به مسیر تعصب و تبعیض می‏کشانند، مطالعه شوند.  معمولاً فشارها از عوامل زیر ناشی می‏شوند:
1.    نظام ارزشی ذهنی خود دروازه‏بان‏ها مانند دوست داشتن‏ها و دوست نداشتن‏های آنها؛
2.    وضعیت کاری بلاواسطه آنها و
3.    آن دسته‏از نظارت‏های قانونی، دیوان‏سالارانه و تجاری شناسایی‏پذیر که بر تصمیمات دروازه‏بان‏ها تاثیر می‏گذارند (لربینکر، 178: 1376).
میزان انتخاب خبرها بر اساس معیارهای ذهنی و قضاوت‏های شخصی و دستیابی به‏ارزش‏های خبری و بدان‏گونه که برنامه‏های خبری رسانه‌ها بر اساس آن عمل می‏کنند از جمله ‏اهدافی است که معمولاً در مطالعه نظریه دروازه‌بانی به‏وسیله پژوهشگران دنبال می‏شود (مهرداد،1380).  فانکاوزر (سورین و تانکارد، 350:1384) علاوه بر جریان واقعی رویدادها فهرستی از پنج مکانیسم پیشنهاد کرده‏است که در تاثیرگذاری بر میزان توجه رسانه‌ها به یک موضوع دخالت دارند.  این مکانیسم‏ها عبارتند از:
1.    سازگاری رسانه‌ها به جریانی از رویدادها؛
2.    گزارش افراطی رویدادهای مهم ولی غیرعادی؛
3.    گزارش گزینشی جنبه‏های دارای ارزش خبری موقعیت‏هایی که به خودی خود دارای ارزش خبری نیستند؛
4.    شبه رویدادها یا آفریدن رویدادهای دارای ارزش خبری؛
5.    خلاصه رویدادها یا وضعیت‏هایی که رویدادهای فاقد ارزش خبری را به شیوه‏ای دارای ارزش خبری ترسیم می‏کنند.
چانان ناوه (2003) نیز بر این باور است که معیارهای اصلی مربوط به‏ارزش‏های خبری در گزینش وقایع، رویدادها و آفرینش انواع اخبار به ترتیب زیر هستند:
-  ایدئولوژی به‏منزله گرایش مهم سردبیر خبر؛
-   تازه و شگفت‏‏انگیز بودن خبر؛
- اخبار باید مهم باشد، جنبه بین‏المللی داشته باشد و باید از نظر رهبران و جوامع به نخبگان قدرتمند جهانی اشاره کند؛
- وقایع خشونت‏آمیز و به تعبیر دیگر، وقایع منفی پوشش بهتری خواهند داشت؛
- برای جوامع و ملت‏هایی که رسانه‌ها آنها را پوشش می‏دهند، باید وقایعِ مربوط به‏این ملت‏ها را بازتاب داد و این وقایع از نظر پوشش قابل دسترسی باشند؛ و
- در پایان روزنامه‏گاران دنبال وقایعی هستند که مطابق با الگوهای خبری پیشین، شناخته شده و مانوس باشند.
رسانه‌ها همیشه مشغول تاثیرگذاری بر یک پدیده یا تاکیدزدایی از آن هستند.  امروزه تاثیرات این تاکیدگذاری و تاکیدزدایی بیش از هر زمان دیگری آشکار شده‏است. ‏هارولد دتیز از صفت "جهت‏گیری"  استفاده می‏کند.  او می‏گوید که "هر رسانه به خودی خود جهت‏گیری دارد".  نیل پستمن نیز می‏گوید "رسانه‌ها کارشان این است که ساختارهای واقعی را در زمان انتقال ارزش‏گذاری می‏کنند و با این کار پدیده‏ای را مهم‏تر و پدیده دیگری را نازل‏تر نشان می‏دهند".  استوارت هود معتقد است که "بیشتر دروازه‏بانان رسانه‌ها، سیاست‏های دلخواه طبقات میانه را اجرا می‏کنند و در حقیقت اجماع و وفاقی که ‏ایجاد می‏کنند، معطوف به طبقه میانه ‏است و گزینش و دروازه‌بانی آنان از همین منظر انجام می‏شود" (شکرخواه، 90:1374) و این موضوع بدیهی است که علاوه بر نخبگان قدرت، آمیزه‏ای از نیروهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در کنترل جریان خبرها در تمامی‏ مراحل شکل‏گیری، تولید، توزیع و اشاعه آن حکم دروازه‏بانان خبری را ایفا می‏کنند (مولانا،1371).
بنا به گفته شرام امروزه دورازه‏بانان یکی از مهم‏ترین نقش‏ها را در امر ارتباط اجتماعی ایفا می‏کنند و معدودی از دروازه‏بانان مهم قدرتی بس عظیم بر دیدگاه‏های ما نسبت به محیط‏مان اعمال می‏کنند.  به همین دلیل، کار پژوهش در ارتباط بر دروازه‌بانی نظر دارد که چه در مجراهای رسمی ‏و چه در مجراهای غیر‏رسمی ‏ارتباط نسبت به شرکت‏کنندگان معمولی تماس بیشتری با پیام دارند و در نظام‏های غیر‏رسمی، این دروازه‏بانان، ارتباط‏گران مرکزی در نظام‏های شایعه‏پراکنی به‏شمار می‏آیند و در شبکه ‏ارتباط میان‏فردی نفوذ و قدرت دارند.  در مجراهای رسمی ‏این دروازه‏بانان همان گزارشگران، سردبیران خبر، سردبیران سرویس‏های مخابره خبر و نظایر آنها در رسانه‌های گروهی و رئیس‏های دوایر، رئیس‏های بخش‏ها، رئیس‏های هیئت مدیره و غیره در سازمان‏های رسمی ‏هستند (بلیک و‏هارولدسن، 1378).
در همین راستا، دومینیک (1378) معتقد است که رسانه‌ها اثری به‏نام "تعیین دستور کار" دارند، یعنی آنها می‌توانند برخی موضوعات خاص را انتخاب کنند و بر آنها تأکید کنند و از این افق باعث شوند که جامعه برای این موضوعات اهمیت قائل شود.  نظریه برجسته‌سازی که برای اولین بار توسط مک کامبز و شاو در پژوهش چپل هیل در1968 توسعه یافت، می‏گوید که رسانه‌های جمعی اولویت‏ها را با برجسته کردن بعضی از مسایل برای افکار عمومی، معین می‏کنند.  بنابر یک عقیده، برجسته‌سازی معمولاً به‏منزله عملکرد رسانه‌های جمعی و نه یک نظریه در نظر گرفته می‏شود (مک کامبز و شاو، 2007).  برجسته‌سازی فراگردی است که طی آن، رسانه¬های جمعی اهمیت نسبی موضوعات مختلف را به مخاطب انتقال می‏دهند.  به لحاظ رسانه‏ای، برجسته‌سازی فرآیندی است که طی آن رسانه‌ها سعی می‏کنند تا بر ذهنیت مخاطبان به نحو دلخواه تأثیر گذارند و افکار عمومی‏را به جهات مورد نظر سوق دهند و این امر با دروازه‌بانی و رده‏بندی اهمیت رویدادها، عملی می‏شود.  درواقع در این فرآیند، اولویت‏های رسانه، میزان هر نوع رویداد را در بخش‏های خبری مشخص می‏سازند.  به لحاظ محتوایی، تکرار بیش از حد رویدادها، برجسته‌سازی را مشخص می‏سازد.  رویدادهایی وجود دارند که نه‏از ارزش خبری برخوردارند و نه برای مخاطبان مهم تلقی می‏شوند ولی در این موارد تکرار به‏اندازه‏ای است که رویداد مورد نظر جنبه تبلیغی پیدا می‏کند (شکرخواه، 1374). 
مک کامبز (1981) می‏گوید: "بسیاری از پژوهشگران ارتباطات جمعی به ‏این دلیل به پژوهش برجسته‌سازی گرایش پیدا کردند که‏ان را گزینه‏ای برای جستجوی تاثیرات رسانه‏ای جهت‏دار در سطوح فردی متصور می‏شدند."  براساس نظرات انتمن (1989) برجسته‏سازی، انتخاب برخی از جنبه‌های واقعیت ادراک شده‏است که در یک متن ارتباطات مهم‏ترین موضوع است و در یک فرآیندی قرار دارد که برای تعریف یک مشکل خاص، تفسیر علی، ارزیابی معنوی و یا توصیه‌های رفتاری، به کار برده شده و ترویج داده می‏شوند.
بروز انقلاب ارتباطی باعث شده‏است تا گفتمان برجسته‌سازی از افراد و نهادها به‏مثابه منبع، به سطح مخاطبان سوق داده شود.  به عبارت دیگر نقش کامپیوترها در شبکه‏های ارتباطی باعث شده‏است تا مردم قدرت ارتباطی را از دروازه‏بانان (رسانه‌ها) پس بگیرند.  این امر به ‏این معنی است که قدرت ارتباطی از حالت "محدود به گسترده" (یک منبع برای همه مخاطبان) به حالت "گسترده به گسترده" نقل مکان کند (شکرخواه،1381).  در جامعه جدید رسانه‏ای، مخاطبان دیگر تنها مصرف کنندگان اطلاعات نیستند بلکه‏انها می‏توانند به راحتی نقطه نظرات خودشان را منتشر کنند.  ارتباط از حالت فرد با جمع به شکل جمع با جمع درآمده‏است و قدرت برجسته‌سازی اخبار که زمانی عمدتاً در اختیار رسانه‌ها بود برای نهادها، گروه‏های کوچک و افراد هم به‏وجود آمده‏است.  فرآیند ارتباط، مخاطب‏محور شده‏است و امکان پژوهش روی اخبار و اطلاعات برای همگان ایجاد شده‏است (افخمی، 1386).
امروزه بازیگران وقایع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و غیره می‏توانند به‏وسیله ‏اینترنت، خبرها و دیدگاه‏های خود را به‏طور مستقیم و بدون آن‏که به‏استفاده‏از رسانه‌ها و فیلترهای خبری آنان نیاز داشته باشند، در میان مخاطبان پخش یا منتشر کنند (سرابی،1380).  منظور از ارتباطات اینترنتی همان چیزی است که ‏از آن با نام "ارتباطات کامپیوتری شده" یاد می‏شود.  براساس نظر لاولی (مان و همکاران، 2000) می‏توان ارتباطات کامپیوتری شده را به‏منزله ‏استفاده مستقیم از کامپیوترها در یک فرآیند ارتباطی مبتنی بر متن تعریف کرد.  وی (همان: 2) در تعریف این شکل ارتباطی می‏گوید: "با در نظر گرفتن وضعیت جاری شبکه‏ها و ارتباطات کامپیوتری، ارتباطات کامپیوتری‏شده به ‏ارسال پیام مبتنی بر متن محدود می‏شود، در حالی که ‏امکان گنجاندن صدا، طرح و تصاویر ویدیویی به‏منزله فنآوری، پیچیده‏تر می‏شود".
کاربرد برجسته‌سازی روی کمیت یا حجم گزارش خبری نیز متمرکز می‏شود.  نظریه ‏اصلی کاربرد برجسته‌سازی، فرض را بر این قرار داده که کل میزان گزارش خبری مربوط به یک موضوع سیاسی به شناخت خوانندگان و بینندگان نسبت به ‏اهمیت آن موضوع بستگی دارد.  اثرات برجسته‌سازی وسایل ارتباط جمعی نه تنها از کمیت (زمان و فضای تخصیص یافته) خبر تاثیر می‏گیرد، بلکه کیفیت (محتوا) خبر نیز بر آن تاثیر می‏گذارد (اوگاوا،1380).
محتوای رسانه، روابط بین واقعیت و گزینش وقایع به‏وسیله رسانه‌ها و تاثیر آن بر روی ادراک عموم را در نظر می‏گیرد.  پژوهش برجسته‌سازی ثابت کرده ‏است که ‏اشکال ذهنی مردم، به‏ویژه آنهایی که ‏ارتباط مستقیمی ‏با واقعیت ندارند، به‏وسیله رسانه‌ها جهت داده می‏شوند.  در حالی‌که، موضوعات مطرح شده در رسانه‌ها ثابت کرده‏اند که ‏این موضوعات با مخاطب (عامه مردم) ارتباط کمتری دارد.
افکار عمومی ‏و حتی مهم‏ترین رفتارهای انسانی از این موضوع پیروی می‏کند.  تحلیل محتوای رسانه‌های نوین، اولین گام در پژوهش برجسته‌سازی به‏شمار می‏رود.  رویکرد تحلیل محتوای رسانه در مورد همه متون منتشر شده در رسانه‌های جهت‏دهنده به ‏افکار عمومی، نشان می‏دهد که 100 درصد اخبار منتقل شده به مردم، از این واقعیت حکایت می‏کنند (http://www.agendasetting.com/research.php ).
بیشتر واقعیت‏ها در رسانه‌ها پوشش داده نمی‏‏شوند و در نتیجه مردم به چنین مطالبی، به‏منزله مهم‏ترین مطالب، توجهی نشان نمی‏دهند.  به‏ویژه زمانی که ‏ان وقایع با مسایلی پیوند داشته باشند که عموم مردم در مورد آنها نیاز به آگاهی دارند.  این تاثیر "تقلیل اولویت" نامیده می‏شود.  مثلاً این نوع تاثیر را می‏توان در گزارشگری در مورد فجایعی مثل مالاریا یا ایدز دید http://www.agendasetting.com/research.php) ).
شکل 1 موضوعات مطالعه شده در بالا یعنی برجسته‏سازی، تقلیل واقعیت و تاثیر مستقیم را در تولید و انتشار خبر نشان می‏دهد.  قسمت اول این شکل برجسته‏سازی بین رسانه‏ای را نشان می‏دهد و قسمت دوم به ما می‏گوید که در پژوهش برجسته‏سازی، چه موضوعاتی مطالعه می‏شوند. 
شکل 1. برجسته سازی بین رسانه‏ای و محتوای رسانه‏ای به‏کار رفته در پژوهش برجسته‏سازی
 
 
برنامه هسته‏ای ایران
برنامه هسته‌ای ایران در سال ۱۳۵۳ در دوران سلطنت محمدرضا شاه پهلوی با تأسیس سازمان انرژی اتمی‏ و امضای قرارداد ساخت نیروگاه ‏اتمی ‏بوشهر، شکل جدی به خود گرفت.  ایران در سال ۱۹۵۸ میلادی، به عضویت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی درآمد.  در سال ۱۹۶۸، پیمان عدم تکثیر سلاح‌های هسته‌ای را امضا کرد و در سال ۱۹۷۰ آن را در مجلس شورای ملی به تصویب رساند (روزنامه‏ابتکار، 1387).
برنامه هسته‌ای ایران پس از انقلاب اسلامی نیز ادامه یافت.  این برنامه در سال ۲۰۰۲ میلادی، در دستور کار آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ‏و شورای امنیت سازمان ملل متحد قرار گرفت و به بروز بحران‌هایی در روابط ایران و جامعه بین‌المللی منجر شد که تا امروز ادامه دارد.
در تاریخ ۹ فوریه سال ۲۰۰۳ میلادی محمد خاتمی، رئیس‏جمهور وقت ایران، خبر از تهیه سوخت هسته‌ای توسط متخصصین ایرانی برای نیروگاه‌های هسته‌ای ایران را داد و سرانجام در آوریل سال ۲۰۰۶ میلادی ایران اعلام کرد که موفق به غنی‌سازی اورانیوم به‏میزان سه و نیم درصد شده‏است.  به‏دلیل امکان استفاده دوگانه‏از این فنآوری در تولید تسلیحات هسته‌ای (http://www.wisconsinproject.org/pubs/testimonies/2000/5-26-00.htm )، ایران مورد اعتراض کشورهای دیگر به‏ویژه دیگر اعضای آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، که ‏ایران نیز یکی از اعضای آن است، قرار گرفت.  ایران با هدف اعتمادسازی و رفع هرگونه ‏ابهام پیرامون صلح‌آمیز بودن استفاده‏ از فنآوری هسته‌ای با بازرسی‌های آژانس انرژی هسته‌ای موافقت کرد.  اما کشورهای غربی همچنان به‏اعتراض‏های خود ادامه دادند. 
پیرامون مخالفت این کشورها، برخی کارشناسان بر این باورند که آمریکا در این زمینه برخوردی دوگانه و تبعیض‌آمیز داشته ‏است و کشورهای غربی قصد دارند دانش غنی‌سازی را در انحصار خود داشته‌ باشند و به همین دلیل از دسترسی کشورهای جهان سوم جلوگیری می‌کنند (http://iscanews.ir/fa/ShowNewsItem.aspx?NewsItemID=88389 ).  به گفته روزنامه واشنگتن پست یکی از دلایل مخالفت با برنامه ‏اتمی ‏ایران "سیاست‌های تهدیدآمیز" است.  به گفته دنیس بلر، رئیس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا)، اسرائیل مصمم به جلوگیری از پیشرفت برنامه ‏اتمی ‏ایران است.  در اوت ۲۰۰۶، کمیته دائمی ‏منتخب مجلس نمایندگان ایالات متحده آمریکا در گزارشی به کنگره آمریکا، ایران را یک "تهدید علیه ‏امنیت ملی آمریکا" دانست و "موضع خصمانه ‏ایران علیه آمریکا" را دلیل محکمی ‏برای لزوم پیشگیری از دستیابی به فنآوری هسته‌ای دانست (http://intelligence.house.gov/media/pdfs/iranreport082206v2.pdf ).
درباره پرونده هسته‏ای ایران، پنج عضو دائم شورای امنیت (ایالات متحده، بریتانیا، فرانسه، روسیه و چین) به‏اضافه‏المان، در چند سال اخیر در سطوح رفتاری و گفتاری از به کارگیری انواع تهدیدها و تحریم‏ها یا سیاست‏های  تشویقی ـ تنبیهی علیه تهران سخن گفته‏اند.  اگرچه ‏ایران و بیشتر کشورهای دنیا ـ از جمله غیرمتعهدها ـ کلیت ارجاع پرونده هسته‏ای ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد را مخدوش می‏دانند، اختلاف‏نظر‏ها بین ایران و غرب بر سر مسئله هسته‏ای، در واقع متاثر از تضاد ماهوی نگرش‏ها است.
 
روش‏شناسی
روش مورد استفاده در این پژوهش، روش تحلیل محتواست.  برنارد برلسون ، تحلیل محتوا را تکنیکی پژوهشی به‏منظور توصیف نظام¬مند، عینی و کمی‏ محتوای آشکار ارتباطات می‏داند (لربینکر، 1376).
سوال اساسی این پژوهش این است که بخش فارسی سایت‏های صدای آمریکا و بی‌بی‌سی چگونه به برجسته‌سازی اخبار مرتبط با برنامه هسته‏ای ایران می‏پردازند و در این خصوص از چه مفاهیم و مضامینی استفاده می‏کنند.
جامعه آماری این طرح عبارت از همه‏اخبار مرتبط با برنامه هسته‏ای ایران است که روی بخش فارسی سایت‏های بی¬بی¬¬¬سی و صدای آمریکا طی سال¬های 1383 تا 1385 (به مدت سه سال) ارسال شده‏اند و در آرشیو این سایت‏ها موجود هستند.  حجم نمونه شامل اخبار 108 روز است که در مجموع 244 خبر را در بر می¬گیرد.  روش نمونه‏گیری، تصادفی سیستماتیک است.  در این پژوهش به‏منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از آمار توصیفی، استنباطی و آزمون خی دو استفاده می‏شود.
یافته‏های  پژوهش
نتایج جدول 1 نشان می‏دهند که جهت‏گیری مثبت در تیتر اخبار هسته‏ای ایران در بخش فارسی سایت‏های  بی‌بی‌سی و صدای آمریکا، به‏طور میانگین 8/16 درصد، جهت‏گیری منفی 2/51 درصد و جهت‏گیری خنثی 32 درصد بوده ‏است.  این یافته‏ها نشان می‏دهد که جهت‏گیری منفی در تیتر هر دو سایت، حجم بیشتری را به خود اختصاص داده ‏است.
جدول 1. مقایسه سایت‏های  بی‌بی‌سی و صدای آمریکا بر حسب جهت گیری تیتر
 
 
                         X2: 2.578                    df: 2                    Sig: .276
 
یافته‏ها نشان می‏دهند که تیتر¬های با بار معنایی اقناعی در سایت بی‌بی‌سی 9/40 درصد و در سایت صدای آمریکا 4/27 درصد بوده ‏است.  همچنین تیترهای فاقد بار اقناعی برای سایت بی‌بی‌سی 1/59 درصد و برای سایت صدای آمریکا 6/72 درصد است.  این نتایج نشان می‏دهند که تیترهای فاقد بار اقناعی در این دو سایت با 6/65 درصد تقریباً دو برابر تیترهای اقناعی با 4/34 درصد بوده ‏است (جدول 2).
نتایج پژوهش حاضر بیانگر آن است که سایت بی‌بی‌سی با 7/78 درصد و سایت صدای آمریکا با 5/61 درصد، به‏صورت ترکیبی از "متن و تصویر" استفاده کرده‏اند و این گونه ‏اخبار در هر دو سایت مورد تحلیل، در رتبه نخست قرار دارند.  اخباری که تنها به صورت متن انتشار یافته‏اند، در سایت بی‌بی‌سی 7/4 درصد و در صدای آمریکا 35 درصد از کل خبرها را به خود اختصاص داده‏اند و اخباری که به صورت "متن+ لینک+ تصویر" منتشر شده‏اند، به‏طور میانگین 2/10 درصد از کل اخبار این دو رسانه را تشکیل می‏دهند.  جدول 3 این نتایج را نشان می‏دهد.
 
جدول 2. مقایسه سایت‏های بی‌بی‌سی و صدای آمریکا برحسب بار معنایی تیتر
 
 
                         X2: 4.985                         df: 1                           Sig: .026
جدول 3. مقایسه سایت‏های بی‌بی‌سی و صدای آمریکا برحسب نحوه ‏انتشار خبر
 
 
                            X2: 41.842                      df: 2                        Sig: 0
همان‏طور که جدول 4 نشان می‏دهد، بخش فارسی سایت‏های بی‌بی‌سی و صدای آمریکا از لحاظ انعکاس نظامی ‏بودن برنامه هسته‏ای ایران در اخبار خود، درصدهای تقریباً مشابهی را به خود اختصاص داده‏اند.  این میزان به‏طور میانگین 7/35 درصد است.  سایت بی‌بی‌سی با 3/6 درصد و صدای آمریکا با 6/2 درصد اخبار خود، اعتقاد به صلح‏آمیز بودن برنامه‏های هسته‏ای ایران دارند.  مشکوک بودن این برنامه‏ها از دیدگاه ‏این دو رسانه به‏طور میانگین 8/41 درصد است.
از نظر کشورهای مذاکره‏کننده غربی، گزینه "تعلیق غنی‏سازی اورانیوم" با بیشترین درصد به‏مثابه راه‏حل پرونده هسته‏ای ایران مد نظر قرار گرفته که میزان آن در سایت بی‌بی‌سی 9/44 درصد و در سایت صدای آمریکا 8/53 درصد است.  گزینه "گفتگو و راه حل دیپلماتیک" با 4/24 درصد در سایت بی‌بی‌سی و با 2/16 درصد در صدای آمریکا و گزینه "تغییر نظام جمهوری اسلامی" با 4/9 درصد در بی‌بی‌سی و با 7/1 درصد در صدای آمریکا، به‏منزله گزینه‏های برون‏رفت از بحران هسته‏ای ایران مورد توجه قرار گرفته ‏است (جدول 5).
جدول 4. مقایسه سایت‏های بی‌بی‌سی و صدای آمریکا برحسب سوگیری خبر
 
 
X2: 3.224                         df: 3                       Sig: .358
جدول 5. مقایسه سایت‏های بی‌بی‌سی و صدای آمریکا برحسب راه‏حل پرونده هسته‏ای ایران
 
 
X2:11.599                           df: 4                           Sig: .021
همان‏طور که جدول 6 نشان می‏دهد از نظر دو رسانه مورد تحلیل، "شورای امنیت سازمان ملل متحد" با بیشترین میزان (میانگین 1/36 درصد) به‏مثابه تنها مرجع برای حل مناقشه ‏اتمی ‏ایران معرفی شده ‏است.  این در حالی است که "ایالات متحده" از دیدگاه ‏این دو رسانه با میانگین 9/4 درصد به‏منزله تنها مرجع برای حل پرونده هسته‏ای نام برده شده‏ است.  "جامعه بین‏الملل" با 7/10 درصد، "گروه 1+5" با 8/25 درصد و "آژانس بین‏المللی انرژی اتمی" نیز با 9/11 درصد به‏طور میانگین در هر دو سایت، به‏منزله مرجع حل پرونده مذکور معرفی شده‏اند.  شایان ذکر است که شورای امنیت برای حفظ صلح و امنیت بین‏المللی، براساس فصل‏های شش و هفت منشور، به‏منزله یک میانجی در حل و فصل اختلافات بین‏المللی و یک مجری نظم در موارد تهدید و نقض صلح و عمل تجاوز، اقدام می‏کند (کرمی، 1375).
جدول 6. مقایسه سایت‏های بی‌بی‌سی و صدای آمریکا برحسب
مرجع نهایی برای حل پرونده هسته‏ای ایران
   
X2:10.562                            df: 5                             Sig: .061
 
براساس جدول 7، یکی از اهداف ایران از دستیابی به ‏انرژی هسته‏ای، "تهدید منافع غرب" به‏شمار آمده که ‏این میزان در سایت بی‌بی‌سی 4/13 درصد و در سایت صدای آمریکا 5/8 درصد است.  "تبدیل شدن ایران به یک قدرت منطقه‏ای" هدف دیگری است که میزان آن در سایت بی‌بی‌سی 7/8 درصد و در صدای آمریکا 1/5 درصد است.  از دیدگاه دو رسانه مذکور، "تامین انرژی برق" به‏منزله هدف دیگری ذکر شده ‏است که میزان آن در بی‌بی‌سی 1/7 درصد و در صدای آمریکا 4/3 درصد است.  به‏طور میانگین 5/4 درصد از اخبار دو سایت مذکور، "بقای نظام اسلامی" را هدف دیگری از سوی ایران در قبال تعقیب برنامه‏های  هسته‏ایش می‏دانند.
نتایج نشان می‏دهد که "تحریم ایران" جزء مهم‏ترین عواقبی است که در قبال دنبال کردن فعالیت‏های اتمی ‏برای جمهوری اسلامی ‏در نظر گرفته شده ‏است.  میزان این مقوله در سایت صدای آمریکا 2/40 درصد و در بی‌بی‌سی 2/36 درصد است.  "اقدام نظامی ‏علیه ‏ایران" نیز جزء مقولاتی است که برای تنبیه ‏ایران در نظر گرفته شده ‏است.  این میزان در سایت بی‌بی‌سی 4/13 درصد و در صدای آمریکا 3/10 درصد است.  به‏طور میانگین، "انزوای ایران در سطح جهانی" با 4/7 درصد و "تحریک کشورهای خاورمیانه برای وارد شدن به مسابقه تسلیحاتی" با کمتر از یک درصد، اخبار دو رسانه مورد تحلیل را تشکیل می‏دهند (جدول 8).
 
جدول 7. مقایسه سایت‏های بی‌بی‌سی و صدای آمریکا برحسب اهداف ایران از
دنبال کردن برنامه هسته‏ای از نظر کشورهای غربی مذاکره‏کننده
 
 
X2: 9.135                         df: 5                        Sig: .104
جدول 8. مقایسه سایت‏های بی‌بی‌سی و صدای آمریکا برحسب
عواقب دنبال کردن برنامه‏های  هسته‏ای برای ایران
 
 
X2: 8.386                           df: 4                      Sig: .078                         
یافته‌های جدول 9 نشان می‏دهند که ‏از دیدگاه سایت‏های بی‌بی‌سی و صدای آمریکا، دو کشور روسیه و چین به‏طور میانگین برای هر دو سایت با 7/19 درصد، در قبال پرونده هسته‏ای ایران معتقد به گزینه‏های  "دیپلماتیک و گفتگو" هستند.  در حالی‏‌که رسانه‏های مورد تحلیل با 2/15 درصد، واکنش این دو کشور را "موافق با تحریم و یا همراهی با کشورهای غربی مذاکره‏کننده در پرونده هسته‏ای ایران" می‏دانند.
جدول 9. مقایسه سایت‏های ‏بی‌بی‌سی و صدای آمریکا برحسب
واکنش کشورهای روسیه و چین به پرونده هسته‏ای ایران
 
 
                  X2: .142                         df: 2                        Sig: .932          
نتیجه‏گیری
این مقاله به تحلیل محتوای اخبار مرتبط با برنامه‏های هسته‏ای ایران در بخش فارسی سایت‏های صدای آمریکا و بی‌بی‌سی طی سال‏های 1383 تا 1385 می‏پردازد.  در این پژوهش از مفهوم دروازه‏بانی و نظریه برجسته‏سازی استفاده شده ‏است.  حجم نمونه شامل اخبار 108 روز است که در مجموع 244 خبر را دربرمی¬گیرد.
تحلیل بخش فارسی سایت‏های فارسی صدای آمریکا و بی‌بی‌سی، نشان می‏دهد که نگرش این دو رسانه بین‏المللی نسبت به برنامه‏های اتمی ‏ایران، همواره چالشی بوده و بار ارزشی منفی در اخبار آنها برجستگی بیشتری دارد.  به‏‏طوری ‏که ‏این دو رسانه شگردهای مناقشه‏انگیزی را پیرامون این فعالیت‏ها شکل می‏دهند و دیدگاهی مشکوک از برنامه‏های هسته‏ای ایران را ترویج می‏کنند.  همچنین هدف ایران از ادامه فعالیت‏های  اتمی ‏را در راستای مقاصد نظامی ‏می¬دانند.  از آنجا که در دو سایت مورد تحلیل، تصورات مشکوک و نظامی‏بودن فعالیت‏های اتمی ‏ایران غلبه بیشتری دارد، لذا انعکاس این دیدگاه در سطح جهانی می‏تواند توجیهی برای اقدامات پیشگیرانه و تنبیهی دولت‏های قدرتمند غربی باشد.  یعنی انتقال پرونده ‏ایران به شورای امنیت و اعمال تحریم‏ها و در نهایت ـ در صورت بی‏نتیجه بودن فعالیت‏های دیپلماتیک و تحریم‏ها ـ اقدام نظامی ‏مدنظر قرار گیرد.
براساس تحلیل‏های انجام شده در سایت‏های اینترنتی نامبرده، در مورد غنی‏سازی اورانیوم نیز بین قدرت‏های  غربی و ایران اختلاف دیدگاه وجود دارد.  از آنجا که غنی‏سازی اورانیوم می‏تواند دو نوع کاربرد صلح آمیز یا نظامی ‏داشته باشد، کشورهای غربی ـ با توجه به تصورات مشکوک از فعالیت‏های هسته‏ای ایران ـ بر تعلیق غنی‏سازی اورانیوم اصرار دارند و این اقدام را یک راه‏حل اساسی برای پایان بخشیدن به مناقشه ‏اتمی ‏ایران اعلام می‏کنند در حالی‏که ‏ایران غنی‏سازی اورانیوم را حق مشروع و مسلم خود می‏داند.
همچنین نتایج پژوهش نشانگر آن است که کشورهای غربی به‏جای این که ‏از دید حقوقی به پرونده ‏اتمی‏ ایران توجه کنند و حل آن را در چارچوب تعهدات آژانس بین‏المللی انرژی اتمی ‏مدنظر قرار دهند، این پرونده را کاملاً سیاسی تشخیص می‏دهند و معتقدند که شورای امنیت ملل متحد باید نقش فعالی را در حل این بحران ایفا کند.
 
 
 

 
منابع
منابع فارسی
افخمی، حسین (1386)، روابط عمومی‏الکترونی: تاریخچه، مفاهیم و سیر تحول، در مجموعه مقالات نخستین همایش روابط عمومی‏الکترونیک.
 
اوگاوا، تسونئو (1380). کاربرد تنظیم و برجسته‌سازی خبر. ترجمهزهره بیدختی، در فصلنامه رسانه. شماره2.
ایزدی، فواد و حکیمه سقای بی ریا (1387)، "تحلیل گفتمان سرمقاله‏های  روزنامه‏های  برجسته‏امریکا درباره برنامه هسته‏ای ایران"، ترجمه جمال الدین اکبرزاده، در فصلنامه رسانه، شماره 73.
بدیعی، نعیم و حسین قندی (1378). روزنامه نگاری نوین. تهران: انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی.
بلیک، رید و ادوین‏هارولدسن (1378). طبقه بندی مفاهیم در ارتباطات ترجمه مسعود اوحدی. تهران: انتشارات سروش.
----- (1386). پرونده هسته‏ای ایران3: روندها و نظرها. تهران: انتشارات موسسه فرهنگی مطالعات و پژوهش‏های بین¬المللی ابرار معاصر.
چانان ناوه (2003)، "نقش رسانه در تصمیم ‏گیری سیاست خارجی: یک چارچوب نظری"، ترجمه بهنام رضاقلی زاده و حسین بصیریان، در مجله جهانی رسانه، بازنمایی در سایت:
http://dcsfs.ut.ac.ir/gmj/1-2.asp
        
دفلور، ملوین و اورت دنیس (1383). شناخت ارتباط جمعی. ترجمهسیروس مرادی. تهران: انتشارات سروش.
دومینیک، ژوزف (1378)،  "پویایی ارتباط جمعی"، ترجمه محمود حقیقت کاشانی، در فصلنامه رادیو و تلویزیون، شماره 1.
سرابی، سعید (1380)، " انقلاب دیجیتال، اینترنت و خبر"، در فصلنامه پژوهش و سنجش، شماره 27 .
سورین، ورنر و جیمز تانکارد (1384). نظریه‏های  ارتباطات. ترجمه علیرضا دهقان. تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
شکرخواه، یونس (1374). خبر. چاپ اول، تهران: انتشارات مرکز مطالعات و پژوهش‏های رسانه‌ها.
شکرخواه، یونس (1381). خبرنویسی مدرن. تهران: انتشارات خجسته.
روزنامه‏ابتکار (12/6/1387). پرونده هسته‏ای ایران از آغاز تا امروز. سال پنجم، شماره 1282.
عباسی، حجت الله (1382)، "دروازه‌بانی خبر در تلویزیون". در ماهنامه‏افق. شماره45.
کرمی، جهانگیر (1375). شورای امنیت سازمان ملل متحد و مداخله بشردوستانه. تهران: موسسه چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه.
لربینکر، اتو (1376). ارتباطات اقناعی. ترجمه علی رستمی. تهران: مرکز پژوهش‏های مطالعات و سنجش برنامه‏ای صدا وسیما.
محسنیان راد، مهدی (1384). ارتباط شناسی. تهران: انتشارات سروش.
مک کوئیل، دنیس (1382). درآمدی بر نظریه‏ارتباطات جمعی. ترجمه پرویز اجلالی. تهران: مرکز مطالعات و پژوهش‏های رسانه‌ها.
مولانا، حمید (1371).جریان بین المللی اطلاعات. ترجمه یونس شکرخواه. چاپ اول، تهران: مرکز مطالعات و پژوهش‏های رسانه‌ها.
مهرداد، هرمز (1380). مقدمه‏ای بر نظریات و مفاهیم ارتباط جمعی. تهران: انتشارات فاران.

منابع انگلیسی

Agenda Setting Research (2007),’ International Agenda Setting Conference’, Available in: http://www.agendasetting.com/research.php.
 
Entman, R. (1989), ‘How the Media Affect What People Think: An Information
 Processing Approach’,In: Journal of Politics, 51(2): 347_70.
Lanson, Jerry and Barbara croll fought (1999). News in New Century. USA. Pine Forge
Press.
Mann, Chris and Fiena Atewart (2000). Internet communication and gualitative
research, A handbook for researching online. London:Sage.
McCombs, M.E. (1981). Setting the agenda for agenda-setting research. Beverly
Hills. CA: Sage.
Mccombs, Shaw (2007),’ The Agenda Setting Approach’, Strategic Media Intelligence,
Available in:  the world wide web: http://www.mediatenor.com/smi_AS_approach.php.
Smith, K.A. (1987), ‘Effects of Newspaper Coverage on Community Issue
Concerns and Local Government Evaluations’, In: Communication Research, 14:
379_95.
Wanta, W., G. Golan and C. Lee (2004), ’ Agenda Setting and International News:
Media Influence on Public Perceptions of Foreign Nations, In: Journalism and Mass
Communication Quarterly, 81(2):364_77.
Weaver, D. (1984), ‘Media Agenda-Setting and Public Opinion: Is There a Link?’,
 pp. 680_91, In: R.N.Bostrom (ed.) Communication Yearbook 8, Newbury Park, CA: Sage.
http://intelligence.house.gov/media/pdfs/iranreport082206v2.pdf.
http://iscanews.ir/fa/ShowNewsItem.aspx?NewsItemID=88389.
http://www.wisconsinproject.org/pubs/testimonies/2000/5-26-00.htm.

تبلیغات