مطالب مرتبط با کلیدواژه

گازهای گلخانه ای


۶۱.

بررسی و تحلیل نقش تاب آوری نهادی در مواجه با اثرات تغییرات اقلیمی بر شهرها (مورد پژوهی: شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آگاهی بخشی جزایر گرمایی سازگاری گازهای گلخانه ای مدیریت شهری مشهد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۲۲۰
امروزه خطرات تغییرات اقلیمی و تاثیر آن بر شهرها که محل زیست بیش از نیمی از جمعیت جهان هستند، به یکی از چالش های جدی برای شهرهای جهان، مسئولان و مدیران شهری تبدیل شده است. این مسئله نیاز شهرها را به چاره اندیشی در رابطه با نحوه محافظت از شهروندان در راستای مقابله، کنترل یا کاهش اثرات تغییرات اقلیمی و به تأویلی بهتر، تاب آوری آن ها مشهود ساخته است. دراین بین، نظام مدیریت شهری و نهادهای مؤثر در توسعه شهر، در صف نخست رویارویی با پیامدهای تغییرات اقلیمی هستند؛ بنابراین پژوهش حاضر به دنبال بررسی وضعیت و میزان تأثیرگذاری تاب آوری مدیریت شهری مشهد در راستای کاهش اثرات تغییرات اقلیمی در سطح این شهر است. به این ترتیب، این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و پرسشگری از 40 نفر از متخصصان و کارکنان مجموعه مدیریت شهری مشهد، به این نتیجه رسیده که هرچند بین مؤلفه های تاب آوری مدیریت شهری مشهد و کاهش اثرات تغییرات اقلیمی، همبستگی مثبت و قوی وجود دارد اما مدیریت شهری این شهر، در مواجه با اثرات تغییرات اقلیمی، تاب آوری لازم را ندارد و در این زمینه نیاز به آگاهی بخشی و آموزش نیروی انسانی در باب پدیده تغییر اقلیم، بالا بردن کارایی و اثربخشی اقدامات سازگاری، تعامل و همکاری با مردم و نهادهای دولتی در امر اقدامات سازگاری، به روز نمودن دستورالعمل ها و مقررات در باب سازگاری با اثرات تغییرات اقلیمی و تلاش در راستای تأمین منابع مالی و اطلاعاتی در مواجه با کاهش اثرات تغییرات اقلیمی در سطح شهر مشهد دارد.
۶۲.

بررسی تأثیر تغییرات اقلیمی بر زیست پذیری شهرها: موردپژوهی شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: گرمایش جهانی گازهای گلخانه ای تغییرات اقلیمی زیست پذیری شهری شهر مشهد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۱۱۰
طی سال های اخیر، پدیده تغییر اقلیم به محور اصلی چالش های ناپایدارکننده سکونتگاه های شهری تبدیل شده است. به طوری که امروزه بسیاری از شهرهای جهان با پیامدهای برآمده از تغییرات اقلیمی ازجمله افزایش سطح دما، کاهش میزان بارش، خشکسالی و کمبود آب، ناامنی غذایی، آلودگی هوا، تهدید سلامت انسان ها، تأثیر بر میزان تقاضای انرژی در فصول گرم و سرد و امثال آن مواجه هستند که تمامی این پیامدها در عمل بر زیست پذیری ساکنان این شهرها اثرگذار بوده است. در این بین، شهرها می توانند بستر مناسبی برای پاسخ به اثرات تغییرات اقلیمی به صورت رویکردهای کاهش و سازگاری باشند. به همین منظور، پژوهش حاضر در راستای بررسی تأثیر تغییرات اقلیمی بر زیست-پذیری شهر مشهد انجام گرفته است. این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش انجام، توصیفی- تحلیلی است. بدین ترتیب، مبتنی بر چارچوب سنجشی، پرسشنامه ای محقق ساخته براساس طیف لیکرت و با استفاده از روش گلوله برفی بین 40 نفر از متخصصان و پژوهشگران مرتبط با موضوع پژوهش در سطح شهر مشهد توزیع شده و برونداد آن با آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه، مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفته است. نتایج بررسی داده های اسنادی در این پژوهش نشان می دهد که شهر مشهد طی پنج دهه اخیر با افزایش 2/8 درجه سانتی گرادی دما، کاهش 2/41 میلی متری بارش و کاهش 31 روزی تعداد روزهای یخبندان مواجه بوده که این موارد مبین وجود پدیده تغییر اقلیم در سطح این شهر است. همچنین نتایج حاکی از آن است که بین اثرات تغییرات اقلیمی و زیست پذیری شهر مشهد رابطه ای معنادار، معکوس و قوی برقرار بوده (ضریب همبستگی 922/0-) که این امر نشانگر آن است که تغییرات اقلیمی حادث شده در سطح شهر مشهد در عمل بر زیست پذیری این شهر اثرات سو داشته اند. از سوی دیگر، از بین اثرات اجتماعی، اقتصادی، کالبدی و محیط زیستیِ تغییرات اقلیمی، اثرات محیط-زیستی (با ضریب رگرسیونی 602/0-)، بیشترین اثرگذاری را بر کاهش زیست پذیری شهر مشهد داشته است.
۶۳.

تدوین سناریوهای کاربرد فناوری های سبز در گردشگری کم کربن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: گردشگری کم کربن فناوری سبز ردپای کربن گازهای گلخانه ای انرژی های تجدیدپذیر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۸۹
صنعت گردشگری با تکیه بر منابع طبیعی، از عوامل اصلی آلودگی محیطی و انتشار کربن است که توجه به اثرات آن بر محیط زیست ضروری است. این پژوهش با هدف تدوین سناریوهای استفاده از فناوری های سبز در گردشگری کم کربن، از روش آمیخته استفاده کرده است. در مرحله نخست با روش کیفی (گروه کانونی)، 23 شاخص کلیدی شناسایی و 18 مؤلفه تأثیرگذار تعیین شدند. سپس با رویکرد کمی سناریونگاری، هزینه و دسترسی به انرژی های سبز به عنوان مهم ترین عدم قطعیت ها شناسایی شدند و براساس تحلیل ها، چهار سناریوی آینده شامل آینده کم کربن (سبز)، آینده نافرجام، آینده پرهزینه و آینده محدود تدوین شدند. سناریوی مطلوب می تواند به توسعه مقاصد پایدار، کاهش هزینه ها و جذب سرمایه گذاری منجر شود، در حالی که سناریوی نامطلوب خطرات زیست محیطی و کاهش انگیزه سفر را به دنبال دارد.
۶۴.

تعیین کننده های انتشار دی اکسیدکربن در ایران با تأکید بر بخش کشاورزی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: گازهای گلخانه ای بخش کشاورزی انرژی انتشار دی اکسیدکربن تغییرات اقلیم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۳
گرم شدن کره زمین یک موضوع مهم در چند دهه اخیر بوده و انتشار گازهای گلخان ه ای به ویژه دی اکسیدکربن یکی از مهم ترین دلایل تغییرات اقلیمی است. با توجه به نقش مهم دی اکسیدکربن در تغییرات اقلیمی، شناسایی عوامل مؤثر بر انتشار آن می تواند به طراحی راهبردهای مؤثر برای کاهش گازهای گلخانه ای و مقابله با گرم شدن زمین کمک کند. در این راستا هدف از انجام این مطالعه تعیین عوامل مؤثر بر انتشار دی اکسیدکربن با تأکید بر بخش کشاورزی است. برای این منظور اطلاعات مورد نیاز طی سال های 1990 تا 2022 جمع آوری شد. بعد از بررسی ایستایی متغیرها، با استفاده از مدلARDL الگوی کوتاه مدت و بلندمدت برآورد شد. نتایج این مطالعه نشان داد که در کوتاه مدت و بلندمدت، تولیدات زراعی، دامی و جنگل، به همراه مصرف انرژی و رشد جمعیت تأثیر مثبت و معنی داری بر انتشار دی اکسیدکربن دارند. همچنین اگر چه دما در کوتاه مدت تأثیری بر انتشار دی اکسیدکربن ندارد؛ اما در بلندمدت افزایش آن می تواند منجر به کاهش انتشار شود. زیرا در بلندمدت، افزایش دما با تحریک سیاست های زیست محیطی، بهبود فناوری و تغییر رفتار مصرفی می تواند موجب کاهش انتشار دی اکسیدکربن شود، درحالی که در کوتاه مدت چنین تأثیری مشاهده نمی شود. همچنین افزایش بارندگی هم در کوتاه مدت و هم بلندمدت منجر به کاهش میزان انتشار دی اکسیدکربن خواهد شد. این یافته ها بیانگر نقش مهم اقلیم و منابع آب در مدیریت انتشار گازهای گلخانه ای و توسعه پایدار در ایران است. با توجه به تأثیر مثبت تولیدات زراعی، دامی و جنگلی بر انتشار دی اکسیدکربن، پیشنهاد می شود بهره وری تولید در این بخش ها با استفاده از فناوری های نوین و کم کربن افزایش یابد و شیوه های کشاورزی پایدار ترویج شود. با توجه به تأثیر مثبت مصرف انرژی و رشد جمعیت بر انتشار CO₂، بهینه سازی مصرف انرژی، گسترش انرژی های تجدیدپذیر و مدیریت مصرف در کنار برنامه ریزی جمعیتی می تواند در کاهش انتشار مؤثر باشد. همچنین با توجه به نقش بلندمدت دما در کاهش انتشار، حمایت از سیاست های زیست محیطی و ارتقای آگاهی عمومی برای انطباق با تغییرات اقلیمی توصیه می شود. در نهایت، با توجه به نقش کاهنده بارندگی بر انتشار، حفاظت از منابع آب و توسعه کشاورزی مبتنی بر بهره گیری بهینه از نزولات جوی باید مورد توجه قرار گیرد.
۶۵.

نقش هوش مصنوعی و حقوق بین الملل در مقابله با تغییرات آب وهوایی: چالش های جهانی تا سال ۲۰۳۰میلادی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: تغییرات آب وهوا حقوق بین الملل هوش مصنوعی گازهای گلخانه ای محیط زیست

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۶
بعد از 152 سال تلاش های سازمان یافته بین المللی غیردولتی و دولتی و نیز اقدامات چند جانبه دولت ها تا کنون با بیش از 1000 معاهده ب ین الملل ی، منطق ه ای، دوجانب ه و چن د جانب ه مح یط زیستی؛ چشم انداز روشنی از افق 2030 میلادی پیش روی جامعه بین المللی برای حفظ محیط زیست و کاهش گازهای گلخانه ای نیست و اگر دولت ها در ایفای تعهدات بین المللی خود مسئولانه و هماهنگ اقدام ننمایند؛ در این صورت هدف ۵/۱ درجه سانتی گراد توافق پاریس در عرض چند سال از بین خواهد رفت و جهان را در مسیر افزایش دما در طول این قرن قرار خواهد داد که اثرات منفی بر امنیت جهانی خواهد داشت. مسئله اصلی این پژوهش، چگونگی بهره گیری از سیستم های هوش مصنوعی برای مقابله جهانی هدفمند با تغییرات آب و هوایی در چارچوب حقوق بین الملل تا سال 2030 میلادی است. سوالات اصلی عبارتند از اینکه چگونه این سیستم ها می توانند نقش های متنوع خود را برای مقابله مؤثر با تغییرات آب و هوایی ایفا کنند؟ و چه چالش هایی در این نقش آفرینی ها و بطور خاص در ادغام با حقوق بین الملل تا سال 2030 میلادی متصور است؟ روش این پژوهش، توصیفی- تحلیلی است و بر تحلیل تقاطع حقوق بین الملل، هوش مصنوعی و تغییرات آب و هوایی تمرکز دارد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که علی رغم نقش آفرینی متنوع هوش مصنوعی در مقابله با تغییرات آب و هوایی، دچار چالش های فنی و زیست محیطی است و نیز دیدگاه ها و سیاست های مختلف قدرت های جهانی منجر به  افزایش اختلافات گردیده است که می بایست برای آن یک راهکار سیاسی و حقوقی یافت.
۶۶.

مدیریت انرژی بهینه اتفاقی یک ریزشبکه DC دارای خودروهای الکتریکی با هدف کاهش همزمان هزینه تولید و میزان انتشار آلایندگی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ریزشبکه DC خودروی الکتریکی مدیریت انرژی گازهای گلخانه ای G2V/V2G

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۴
در این مقاله یک استراتژی جدید جهت مدیریت انرژی یک ریزشبکه DC دارای خودروهای الکتریکی با هدف بهینه سازی هزینه تولید و میزان انتشار آلایندگی گازهای گلخانه ای به صورت همزمان ارائه شده است. این ریزشبکه DC، از سیستم فتوولتائیک (PV)، میکروتوربین (MT)، دیزل ژنراتور (DG)، سلول سوختی (FC) و باتری تشکیل شده است که انرژی مورد نیاز بار را تأمین می کنند. همچنین در این ریزشبکه دو پارکینگ خودروی الکتریکی سبک و سنگین وجود دارد که وظیفه تأمین انرژی مورد نیاز خودروهای الکتریکی را بر عهده دارند. به منظور بهبود سیستم مدیریت انرژی پیشنهادی جهت کمینه سازی به صورت همزمان هزینه های تأمین انرژی الکتریکی و تولید آلایندگی ناشی از انتشار گازهای گلخانه ای از قابلیت G2V/V2G پارکینگ خودروهای الکتریکی موجود در این ریزشبکه استفاده شده است. مدل سازی ریزشبکه DCپیشنهادی به صورت دقیق بوده و پخش بار الکتریکی در آن لحاظ شده است. شبیه سازی ها و مطالعات عددی این مقاله در نرم افزار گمز انجام شده است و نتایج نشان می دهد که استراتژی مدیریت انرژی پیشنهادی به خوبی می تواند سبب کاهش هزینه تأمین انرژی الکتریکی و همچنین میزان تولید و انتشار آلایندگی های گلخانه ای به صورت همزمان شود.
۶۷.

بررسی چالش های فنی ساختمان های کم کربن در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ساختمان های کم کربن گازهای گلخانه ای چالش های ساخت و ساز محیط زیست

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۴۴
بحران های زیست محیطی، جوامع و دولت ها را به سوی ارائه راه حل و چاره اندیشی برای کاهش انتشار کربن سوق داده است. یکی از راهکارهای اساسی مقابله با این معضل، کم کردن سهم تولید آلاینده ها در بخش ساختمان است. به رغم تلاش ها و فعالیت برخی کشورها، به نظر می رسد ایران، مسیری طولانی و پرچالش برای نهادینه شدن سازوکارهای کم کربن در بخش های مختلف ازجمله صنعت ساخت وساز پیش روی خود دارد. مقاله حاضر به جست وجوی این چالش ها پرداخته است. روش به کارگرفته شده در این پژوهش، از نوع استنادی است و با بهره گیری از یافته های منابع متعدد، به موضوع چالش های فنی ساختمان های کم کربن در ایران پرداخته شده است. بررسی پژوهش های پیشین نشان داد که عمده ترین موانع احداث بناهای کم کربن بر سر راه کشورها، موانع فنی، اقتصادی، اطلاعاتی، سیاسی و فرهنگی اجتماعی است؛ بررسی موانع فنی از حیث ارتباط بیشتر با فعالان عرصه ساختمان، به عنوان محور تحقیق، از میان سایر موارد برگزیده و در راستای هریک، به دیگر موانع مرتبط اشاره شد. براساس نتایج تحقیق، موانع فنی احداث ساختمان های کم کربن در ایران، شامل مواردی چون فقدان آیین نامه ها، و چالش های مربوط به مکان یابی و سایت، معماری، مصالح، بهره وری انرژی، انرژی های تجدیدپذیر، بهره وری آب، و کیفیت محیط داخل، مدیریت پسماندهای ساختمانی و کاربرد فناوری های هوشمند است. در این میان، عامل مصالح، مهم ترین چالش های فنی، و محدودیت های سیاستی با مسئولیت سازمان های ذی ربط، در کنار محدودیت های اطلاعاتی، برجسته ترین محدودیت های به وجودآورنده چالش های فنی حال حاضر ایران به شمار می روند.
۶۸.

جایگاه اصل مسئولیت مشترک اما متفاوت دولتها در رژیم حقوقی تغییرات اقلیم(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: مسئولیت مشترک مسئولیت متفاوت تغییرات آب و هوایی گازهای گلخانه ای مکانیسم تمایز انطباق

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۹
مسئله تغییرات اقلیم به شناسایی اصل مسئولیت مشترک اما متفاوت دولت ها، پرداخته است که به عنوان یک اصل راهنما در نظام حقوقی تغییرات اقلیم کاربرد دارد. این اصل ،یکی از مؤثرترین اصول در رژیم حقوقی بین الملل محیط زیست است. اسناد سه گانه اقلیمی که بر مبنای رژیم تمایزگرا شکل گرفته، تعهدات عمده کاهش انتشار را متوجه کشورهای توسعه یافته نموده است. در این تحقیق تلاش شده با توجه به راهبردهای حقوق بین الملل و با توجه به معاهدات بین المللی اقلیمی، جایگاه اصل مسئولیت مشترک اما متفاوت را در رژیم حقوقی تغییرات آب و هوایی بررسی کرده، و با امعان نظر به مبنای مکانیسم تمایز و محورهای آن، نقاط قوت و ضعف در فرایند عملیاتی سازی این اصل در نظام اقلیمی تجزیه و تحلیل گردد. همچنین این پژوهش درصدد است تا با تبیین موانع و چالش های پیش رو در مورد اجرایی شدن این مکانیسم، راهکارهای لازم را ارائه دهد. نتیجه این تحقیق که با روش توصیفی– تحلیلی انجام شده نشان می دهد که از طریق بازتعریف از این اصل و تقسیم مسئولیت ها و تغییر و جابجایی در دسته بندی های موجود، باید دسته های همگنی از دولت ها ارائه گردد تا این مکانیسم تمایز درخصوص کشورهای در حال توسعه با توانمندی های متفاوت نیز اعمال گردد. همچنین توصیه می گردد تا این اصل، به عنوان یک اصل عرفی بین المللی مورد تفسیر قرار گیرد.