مطالب مرتبط با کلیدواژه

ساختارگرایی


۲۴۱.

تحلیل نگاره دیدار اردشیر و گلنار شاهنامه بایسنقری و تهماسبی (با تکیه بر جنبه دگرگونی مبنی بر دیدگاه ساختارگرایی)

کلیدواژه‌ها: دیدار اردشیر و گلنار شاهنامه بایسنقری شاهنامه تهماسبی ساختارگرایی دگرگونی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۵۶
بیان مسئله : در دوره ایلخانان، نخستین نسخ مصور شاهنامه تولید شد و اشعار فردوسی، زمینه ای مناسب برای تصویرسازی قرار گرفت.  موضوع نگاره «اردشیر و گلنار» در شاهنامه بایسنقری و تهماسبی، الهام گرفته از اشعار فردوسی است که در هر دو نسخه یکسان است؛ اما نگاره ها تفاوت هایی دارند که به دلیل داشتن تغییرات در بیان بصری حائز اهمیت هستند. هدف پژوهش : پژوهش حاضر باهدف تحلیل و مقایسه دگرگونی های تصویرسازی نگاره ها می خواهد ژرف-ساخت داستان را آشکار کند.  سؤال پژوهش : نگارگران با تکیه بر مفهوم دگرگونی، چگونه داستان اردشیر و گلنار را به تصویر کشیده اند؟ روش پژوهش : این پژوهش از نوع پژوهش های  توصیفی – تحلیلی است. گردآوری اطلاعات، با استفاده از روش کتابخانه ای و ابزار فیش برداری و مشاهده صورت می گیرد. شیوه تحلیل در این پژوهش، کیفی است و از رویکرد ساختارگرایی با تکیه بر نظریه ساختارگرایی استفاده می شود. نتیجه گیری :  نتایج این پژوهش نشان می دهد که هر دو نگاره در تطبیق با شاهنامه فردوسی دچار دگرگونی ساختاری هستند. در این امر، دلایلی همچون متأثر شدن از هنجارهای سیاسی، نظامی، اجتماعی و مذهبی همچون شرایط ایدئولوژیک حاکم بر زمانه و زمینه و اعتقادات شخصی پادشاهان به عنوان سفارش دهندگان و مکاتب حاکم بر نگارگری (مکتب هرات در شاهنامه بایسنقری و مکتب تبریز در شاهنامه تهماسبی) مؤثر بوده اند. همچنین سبک شخصی دو نگارگر در بروز ویژگی های صوری و محتوایی، سبب ایجاد دریافت متفاوت از اصل داستان فردوسی شده است. این امر حاکی از نوعی دگرگونی ساختاری در عوامل بیرونی و درونی از قبیل حذف صحنه اوج داستان و تقلیل زیبایی گلنار و اردشیر به وسیله جانشین سازی چهره های مغولی دوران تیموری در نسخه بایسنقری است. اضافه شدن شخصیت شاه تهماسب و آیه قرآن بر کاخ نگاره سبب دگرگونی ساختاری  بیرونی در نسخه تهماسبی شده است.
۲۴۲.

الگوهای روایی خاص در نقل حکایت های سماع در رساله های جامع و تذکره های صوفیان از سده ۴ تا ۶ ق(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سماع تصوف حکایت الگوی روایی ساختارگرایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۴۱
نقل حکایت یکی از ابزارهای مهم برای تعلیم در متون صوفیه است. یکی از مهم ترین و متفاوت ترین تعالیم صوفیه که در بسیاری از آثار ایشان از آن سخن به میان آمده، سماع است. با بررسی تعدادی از مهم ترین آثار صوفیانه در بازه زمانی سده چهارم تا ششم هجری، آشکار شد که می توان این حکایت ها را در الگوهای سیزده گانه ای جای داد که در این مقاله هریک عنوانی دارند. الگوهای اول تا ششم بسامد بالایی در متون دارند. در رساله های جامع به دلیل ماهیت تعلیمی بودن آن ها، این حکایت ها با مقاصد تعلیمی روایت شده اند، حال آنکه در تذکره ها، این حکایت ها بیشتر با هدف مشروعیت بخشی به سماع و توجیه عمل مشایخ آورده شده اند. بر این اساس، بررسی بسامد هریک از الگوهای پرتکرار در رساله های جامع و تذکره ها نشان می دهد که صاحبان تذکره ها افزون بر بهره گیری از الگوهای رساله های جامع، به دلیل آنکه بر قدرت و درک و دریافت خاص مشایخ تأکید داشته اند، از الگوهای «دریافت دیگر برحسب احوال درونی» و «عمل خارق العاده» استقبال کرده اند و در میان صاحبان تذکره ها، عطار در نقل حکایت ها نوآوری هایی داشته است. همچنین بررسی حکایت های سماع برمبنای الگوهای روایی آشکار کرد که صوفیان برای نقل حکایت های بعضی از مشایخ مشهور خود از الگوهای روایی خاصی بهره برده اند. سه صوفی معروف که حکایت های سماع آنان در متون صوفیه با شواهد مکرر و مشهوری آمده است، جنید، شبلی و ابوسعید ابوالخیر هستند. الگوهای روایی حکایت ها نشان می دهد که صوفیان گرایش داشته اند برای بیان حکایت های هریک از آنان الگوهای ویژه ای به کار برند.
۲۴۳.

بررسی مؤلّفه های روایت در شش شعر نصرت رحمانی بر اساس دیدگاه «ژرار ژنت»(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: روایت ساختارگرایی ژرار ژنت شعر روایی نصرت رحمانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۴
روایت شناسی ریشه در ساختارگرایی دارد و کارکرد اصلی آن بررسی عناصر ساختاری است. «ژرار ژنت» برای بررسی متون روایی طرحی پیشنهاد می کند و گام بلندی در راه اعتلای این علم برداشته است. او در نظریات خود به بررسی سه عامل زمان دستوری، وجه یا حال و هوا و لحن پرداخته است. هدف از نگارش این مقاله بررسی مؤلفه های روایت در شش شعر «نصرت رحمانی» بر اساس دیدگاه ژرار ژنت است. روش تحقیق تحلیلی توصیفی است. نتایج حاصل از بررسی اشعار نشان داد که ترتیب روایت در همه ی اشعار مورد بررسی به صورت خطّی است؛ یعنی، بین داستان و روایت تفاوتی وجود ندارد. روایت داستان ها در همه ی اشعار به غیر از «میعاد در لجن» که شتابی منفی داشت، دارای شتاب مثبت است. بسامد مورد استفاده در روایت، به غیر از شعر «چاقو» که بسامد مکرّر داشت و واژگان و عباراتی در آن تکرار شده است، در دیگر اشعار بسامد مفرد(تک) محور است. به لحاظ وجه در تمامی اشعار کمترین فاصله مشاهده می شود. زاویه ی دید در «فاحشه و ماشه را چکاند» سوم شخص و بیرونی و در دیگر اشعار؛ «میعاد در لجن»، «چاقو»، «مادر و نامه» اوّل شخص و درونی است. دیدگاه در «فاحشه و ماشه را چکاند» کانون بیرونی باز نمود ناهمگن و در سایر اشعار شامل «میعاد در لجن»، «چاقو»، «مادر و نامه» کانون درونی بازنمود همگن است. صدا و لحن نیز در «فاحشه و ماشه را چکاند» خارج از روایت خود و در دیگر اشعار «میعاد در لجن»، «چاقو»، «مادر و نامه» داخل در روایت خود است.
۲۴۴.

ملامت احباب و تشویق اغیار؛ تحلیل و نقد ساختاری پاره ای از حکایتهای صوفیانه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ساختارگرایی ولادیمیر پراپ عتاب فتوت ملامتیه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۱
بن مایه پاره ای از حکایت های ادب فارسی، علی رغم تشابه ساختاری آنها با حکایتهای همسان، متفاوت است. بن مایه این حکایت ها سرزنش یکی از خواص دین است. این حکایت ها مربوط به دوره های زمانی و گویندگانی مختلف هستند و اشتراک ساختار آنها ذهن را متوجه نظامی بنیادی می کند که حکایت ها از آن برآمده اند. در این جستار، برپایه مکتب ساختارگرایی و با بهره گرفتن از روش پراپ در ریخت شناسی قصه های عامیانه، ابتدا به تحلیل ساختاری این حکایت ها پرداخته ایم، سپس رابطه این روساخت با ژرف ساخت آن (جامعه و دین) بررسی و تبیین شده است. حاصل آنکه این حکایت ها از نظامی سلسله مراتبی برآمده اند که در آن، برپایه اندیشه ملامتی و اصول فتوت، دوستان «عتاب» می شوند تا دشمنان عبرت گیرند و به گرویدن به راه راست ترغیب شوند. بن مایه پاره ای از حکایت های ادب فارسی، علی رغم تشابه ساختاری آنها با حکایتهای همسان، متفاوت است. بن مایه این حکایت ها سرزنش یکی از خواص دین است. این حکایت ها مربوط به دوره های زمانی و گویندگانی مختلف هستند و اشتراک ساختار آنها ذهن را متوجه نظامی بنیادی می کند که حکایت ها از آن برآمده اند. در این جستار، برپایه مکتب ساختارگرایی و با بهره گرفتن از روش پراپ در ریخت شناسی قصه های عامیانه، ابتدا به تحلیل ساختاری این حکایت ها پرداخته ایم، سپس رابطه این روساخت با ژرف ساخت آن (جامعه و دین) بررسی و تبیین شده است. حاصل آنکه این حکایت ها از نظامی سلسله مراتبی برآمده اند که در آن، برپایه اندیشه ملامتی و اصول فتوت، دوستان «عتاب» می شوند تا دشمنان عبرت گیرند و به گرویدن به راه راست ترغیب شوند.