مطالب مرتبط با کلیدواژه
۴۱.
۴۲.
۴۳.
۴۴.
۴۵.
۴۶.
۴۷.
۴۸.
دانش آموزان پسر
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پژوهش حاضر باهدف تعیین اثربخشی مهارت مثبت اندیشی بر غرقگی تحصیلی و سازگاری با مدرسه دانش آموزان پسر دوره ی دوم متوسطه انجام شد. روش پژوهش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی موردمطالعه در این پژوهش تمام دانش آموزان مدارس دوره ی دوم متوسطه شهر بوکان در سال تحصیلی 1402-1403بودند که تعداد 40 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (20 نفر آزمایش و 20 نفر کنترل) گمارده شدند. سپس گروه آزمایش تحت آموزش مهارت مثبت اندیشی قرار گرفت و گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. برای گردآوری داده ها از سازگاری با مدرسه بیکر و سریاک (1984) و غرقگی تحصیلی مارتین و جکسون (2008) استفاده شد. برای تحلیل داده ها از آزمون آماری (تحلیل کوواریانس تک متغیره و چندمتغیره) و نرم افزار آماری SPSS نسخه 25 استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که آموزش مهارت مثبت اندیشی بر غرقگی تحصیلی و سازگاری با مدرسه دانش آموزان پسر دوره دوم متوسطه اثربخش است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده از این پژوهش، پیشنهاد می شود که آموزش مهارت مثبت اندیشی در کنار سایر مداخلات روان شناختی به عنوان یکی از روش های مؤثر در بهبود غرقگی تحصیلی و افزایش سازگاری دانش آموزان با مدرسه در نظر گرفته شود.
بررسی اثربخشی آموزش ایمن سازی در برابر استرس بر شایستگی هیجانی اجتماعی و تکانشگری دانش آموزان با اختلال رفتاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف از این پژوهش، بررسی اثربخشی آموزش ایمن سازی در برابر استرس بر شایستگی هیجانی اجتماعی و تکانشگری دانش آموزان با اختلال رفتاری بود. روش: روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش عبارت بود از تمامی دانش آموزان پسر ۱۵ - ۱۳ دوره متوسطه اول با اختلال رفتاری شهر بیرجند در سال تحصیلی ۱۴۰۲ - ۱۴۰۱ . از میان جامعه آماری تعداد ۲۸ دانش آموز با اختلال رفتاری به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب، و همگی به شیوه تصادفی در قالب 2 گروه آزمایشی ) ۱۴ نفر ( و گواه ) ۱۴ نفر ( گمارش شدند. گروه آزمایشی به مدت ۸ جلسه ی ۱ ساعته تحت آموزش ایمن سازی در برابر استرس قرار گرفت. به منظور جمع آوری داده های پژوهش، از پرسشنامه تکانشگری بارات، پرسشنامه شایستگی هیجانی-اجتماعی دانش آموزان ژو و ای ) ۲۰۱۲ ( و اختلالات رفتاری راتر )مقیاس معلم( استفاده شد. داده های پژوهش با استفاده از روش تحلیل کوواریانس تک متغیره و چندمتغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج تجزیه وتحلیل یافته های پژوهش نشان داد که آموزش ایمن سازی در برابر استرس در بهبود شایستگی هیجانی اجتماعی وکاهش تکانشگری دانش آموزان با اختلال رفتاری مؤثر است ) ۰۱ / .)p>۰ نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده از این پژوهش می توان گفت: از جمله رویکرد آموزشی مفید در جهت بهبود شایستگی هیجانی اجتماعی و کاهش تکانشگری دانش آموزان با اختلال رفتاری، آموزش ایمن سازی در برابر استرس است.
اثربخشی بسته آموزش گروهی مبتنی بر تقویت خانواده بر کاهش قلدری و مؤلفه های آن در دانش آموزان پسر(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
تحقیقات علوم رفتاری دوره ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۸۰)
335 - 345
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: قلدری در مدرسه از رفتار های ناسازگارانه دوره ی نوجوانی است که در دهه اخیر توجه بسیاری از پژوهشگران حیطه ی روانشناسی تربیتی را به خود معطوف ساخته است. در این راستا پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی بسته آموزشی مبتنی بر تقویت خانواده بر کاهش قلدری و مؤلفه های آن در دانش آموزان پسر انجام شد. مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه و پی گیری یک ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پسر مدارس دوره ی اول متوسطه شهر سنندج به همراه پدرشان در سال تحصیلی 1404-1403 بودند که از بین داوطلبان واجد شرایط و بر اساس نمونه گیری در دسترس تعداد 30 نفر انتخاب شده و به صورت تصادفی در گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) جایگزین شدند. ابزار اندازه گیری پرسش نامه قلدری ایلی نویز (2001) با مولفه های قلدری، نزاع و قربانی بود. گروه آزمایش طی ۱۱ جلسه ۶۰ دقیقه ای (دو جلسه در هفته) آموزش مبتنی بر تقویت خانواده دریافت کرد؛ در حالی که گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. تجزیه و تحلیل داده های آماری با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر صورت گرفت. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که بعد از مداخله، اثر بسته آموزشی مبتنی بر تقویت خانواده بر کاهش قلدری و مؤلفه های آن در دانش آموزان پسر معنادار بود و این تأثیرات مثبت در دوره پی گیری پایدار ماند (001/0p<). نتیجه گیری: نتایج مطالعه نشان داد بسته آموزشی مبتنی بر تقویت خانواده بر کاهش قلدری و مؤلفه های آن مؤثر است. بنابراین این یافته می تواند مبنای طراحی مداخلات پیشگیرانه در مدارس قرار گیرد.
امکان سنجی بسته آموزش گروهی تقویت خانواده بر تعارض والد-نوجوان و مؤلفه های آن در دانش آموزان پسر دوره اول متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ شهریور ۱۴۰۴ شماره ۶ (پیاپی ۱۱۱)
71 - 80
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف امکان سنجی بسته آموزش گروهی تقویت خانواده بر تعارض والد-نوجوان در دانش آموزان پسر دوره اول متوسطه انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پسر مدارس دوره ی اول متوسطه شهر سنندج همراه با والد پدر آن ها در سال تحصیلی 1404-1403 بود که تعداد 30 نفر از دانش آموزان همراه با والد پدر که تمایل به همکاری داشتند، به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و کنترل (15 نفر آزمایش و 15 نفر کنترل) گمارده شدند. والدین گروه آزمایش 11 جلسه ی 60 دقیقه ای (هفته ای 3 جلسه) تحت بسته آموزش گروهی تقویت خانواده قرار گرفت. ابزار اندازه گیری در این پژوهش پرسشنامه تعارض والد- نوجوان (CTSP، اشتراوس، 1990) بود. تحلیل داده های با استفاده از روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر صورت گرفت. یافته ها نشان داد که بین پیش آزمون و پس آزمون تعارض والد- نوجوان در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری در سطح 001/0 وجود داشت و همچنین بین میانگین پس آزمون و پیگیری در گروه آزمایش تفاوت معناداری در سطح 001/0 وجود نداشت و نتایج در دوره پیگیری حفظ شد. براساس نتایج پژوهش می توان گفت برنامه آموزش گروهی تقویت خانواده روش مداخله ای مناسبی بر بهبود تعارض والد-نوجوان در دانش آموزان پسر دوره اول متوسطه است.
اثربخشی آموزش حل مسئله بر نگرش نسبت به مدرسه و انگیزه پیشرفت دانش آموزان
منبع:
آموزش خلاق و اثربخش دوره اول تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
99 - 81
حوزههای تخصصی:
یکی از روشهای بهبود تصمیم گیری و مقابله با شرایط دشوار، آموزش حل مساله است که می تواند بر دیدگاه و نگرش و همچنین نحوه برخورد فرد با شرایط موثر باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر آموزش حل مسئله بر نگرش نسبت به مدرسه و انگیزه پیشرفت دانش آموزان پسر پایه پنجم مقطع ابتدایی شهر زاهدان بود. پژوهش حاضر به صورت نیمه تجربی(شبه آزمایشی) با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل انجام گردید. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پسر پایه پنجم مقطع ابتدایی شهر زاهدان بودند. بر اساس روش پژوهش تعداد 20 دانش آموز در گروه کنترل و 20 دانش آموز در گروه آزمایش بصورت تصادفی ساده به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند.جلسات آموزش حل مساله در طی 8 جلسه 2 ساعته برای افراد گروه آزمایش انجام شد و گروه کنترل مداخله ای دریافت نکردند. ابزار گردآوری داده ها شامل پروتکل آموزشی حل مساله و پرسشنامه های استاندارد نگرش به مدرسه و انگیزه پیشرفت تحصیلی بود که روایی صوری و محتوایی آنها به تایید صاحبنظران رسید و پایایی ابزارهای پژوهش بر اساس آزمون آلفای کرونباخ به ترتیب برابر با 80/0 و 83/0 محاسبه شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 23 و تحلیل کوواریانس استفاده شد. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که آموزش حل مساله بر نگرش نسبت به مدرسه و انگیزه پیشرفت دانش اموزان پسر پایه پنجم مقطع ابتدایی شهر زاهدان تاثیر مثبت و معناداری دارد. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که آموزش حل مساله بر نگرش نسبت به مدرسه و انگیزه پیشرفت دانش اموزان پسر پایه پنجم مقطع ابتدایی شهر زاهدان تاثیر مثبت و معناداری دارد. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که آموزش حل مساله بر نگرش نسبت به مدرسه و انگیزه پیشرفت دانش اموزان پسر پایه پنجم مقطع ابتدایی شهر زاهدان تاثیر مثبت و معناداری دارد.
مدل ساختاری اهمال کاری تصمیم گیری بر اساس نیاز به شناخت: نقش واسطه ای راهبردهای یادگیری خودتنظیمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی تربیتی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۷
207 - 236
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، به بررسی نقش واسطه گری خودتنظیمی در یادگیری در رابطه بین نیاز به شناخت و اهمال کاری تصمیم گیری با رویکردی شناختی-انگیزشی پرداخته است. روش پژوهش حاضر، توصیفی-همبستگی و با بهره گیری از مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش (11200 نفر)، شامل تمامی دانش آموزان پسر مشغول به تحصیل در دوره متوسطه دوم نظری نواحی 1 و 2 شهرستان یزد در سال تحصیلی 1403-1402 بود. 377 نفر از دانش آموزانی که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شده بودند، پرسشنامه ها یی را تکمیل کردند که سطوح نیاز به شناخت (Cacioppo et al., 1996)، خودتنظیمی در یادگیری (Weinstein & Palmer, 2002) و اهمال کاری تصمیم گیری (Mann et al., 1997) آن ها را اندازه گیری می کردند. ضریب پایایی و شاخص های روایی تمامی ابزارها مطلوب گزارش شدند. بر اساس یافته های مدل ساختاری نهایی، اگرچه اثر مستقیم نیاز به شناخت بر اهمال کاری تصمیم گیری معنی دار نشد، اما نیاز به شناخت، بر خودتنظیمی در پردازش اطلاعات، انگیزش و مدیریت زمان و نیز، مؤلفه های سه گانه خودتنظیمی در یادگیری، بر اهمال کاری تصمیم گیری اثر مستقیم معنی داری داشتند. هم چنین، خودتنظیمی در یادگیری، در رابطه بین نیاز به شناخت و اهمال کاری تصمیم گیری نقش واسطه گری ایفا کرد. به طورکلی، یافته های پژوهش حاضر با مدل نظری تعارض تصمیم گیری هم خوانی داشته و نیز، با ارائه نشانه هایی از اهمیت و نقش اساسی انگیزش شناختی و راهبردهای خودتنظیمی در درک چگونگی رویارویی دانش آموزان با تعارض تصمیم گیری در موقعیت های تحصیلی، مبنایی نظری و تجربی را برای سبک های تصمیم گیری متعارض فراهم کردند.
تأثیر کلاس معکوس بر یادگیری و انگیزه تحصیلی دانش آموزان پسر پایه دهم متوسطه در درس زبان انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فناوری های آموزشی در یادگیری دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۸
177 - 207
حوزههای تخصصی:
کلاس معکوس یک رویکرد آموزشی است که در آن دانش آموزان در خانه مطالب و محتوای درسی را فرا می گیرند و در کلاس درس به تمرین و حل مسئله می پردازند. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر کلاس معکوس بر یادگیری و انگیزه تحصیلی دانش آموزان پسر پایه دهم متوسطه شهرستان نیشابور در درس زبان انگلیسی انجام شد. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون با یک گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پسر پایه دهم متوسطه شهرستان نیشابور در سال تحصیلی 1403-1402 بود؛ که از میان آن ها، یک مدرسه پسرانه به صورت تصادفی انتخاب شد. درمجموع 30 دانش آموز به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به روش تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و گواه قرار گرفتند. گروه آزمایش در 10 جلسه آموزش به روش کلاس معکوس شرکت کرد؛ درحالی که گروه گواه به شیوه سنتی آموزش دید. برای جمع آوری داده ها در مرحله پیش آزمون و پس آزمون از دو ابزار پرسشنامه انگیزش تحصیلی هارتر (1981) و پرسشنامه پیشرفت تحصیلی فام و تیلور (1994) استفاده شد. داده های جمع آوری شده به روش تحلیل کوواریانس و با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل شدند. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد روش کلاس معکوس موجب افزایش یادگیری و انگیزه تحصیلی دانش آموزان گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل در پس آزمون شده است (01/0> p). بر اساس نتایج این پژوهش، می توان نتیجه گرفت که کلاس معکوس یک رویکرد آموزشی مؤثر برای افزایش یادگیری و انگیزه تحصیلی دانش آموزان در درس زبان انگلیسی است.
اثربخشی یادگیری مبتنی بر آموزش مغزی بر تاب آوری و بهزیستی تحصیلی دانش آموزان
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: مداخله یادگیری مبتنی بر آموزش مغزی با استفاده از یافته های علوم اعصاب در طراحی و اجرای فعالیت های یادگیری تلاش می کند آموزش را به گونه ای سازمان دهی کند که با ماهیت یادگیری مغز سازگار باشد. هدف از اجرای این پژوهش اثربخشی یادگیری مبتنی بر آموزش مغزی بر تاب آوری و بهزیستی تحصیلی دانش آموزان پسر پایه ششم ابتدایی منطقه زاغه بود. روش ها : روش تحقیق نیمه آزمایشی و در قالب استفاده از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری عبارت بود از تمامی دانش آموزان پسر پایه ششم مقطع ابتدایی شهرستان زاغه که در سال تحصیلی 1402-1401 مشغول به تحصیل بودند. از بین جامعه آماری، تعداد 40 دانش آموز به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و سپس به صورت تصادفی نیمی از آزمودنی ها در دو گروه آزمایش و نیمی دیگر در گواه گمارش شدند. مباحث یادگیری مغز محور به دانش آموزان گروه آزمایش طی ۸ جلسه ۴۵ دقیقه-ای به مدت ۲ ماه ارائه شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه تاب آوری تحصیلی ساموئلز (2004) و پرسشنامه بهزیستی تحصیلی پیترینن و همکاران (2014) جمع آوری و سپس با استفاده از آمار توصیفی و تحلیل کوواریانس در نرم افزار آماری SPSS22 تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها: برآیند تجزیه وتحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش یادگیری مبتنی بر مغز %40 در افزایش سطح تاب آوری تحصیلی و %41 در افزایش سطح بهزیستی تحصیلی دانش آموزان گروه آزمایش مؤثر بوده است (P<0/01). نتیجه گیری: می توان گفت یکی از رویکردهای سازنده در جهت بهبود و تقویت متغیرهای تحصیلی تاب آوری و بهزیستی، رویکرد آموزش یادگیری مبتنی بر مغز است.