مطالب مرتبط با کلیدواژه
۲۰۱.
۲۰۲.
۲۰۳.
۲۰۴.
۲۰۵.
۲۰۶.
۲۰۷.
۲۰۸.
۲۰۹.
۲۱۰.
۲۱۱.
۲۱۲.
۲۱۳.
۲۱۴.
۲۱۵.
۲۱۶.
۲۱۷.
۲۱۸.
۲۱۹.
۲۲۰.
کووید-19
حوزههای تخصصی:
مقدمه: واکسن نقش مهمی در جلوگیری از مرگ و میر در اثر بیماریهای عفونی دارد. هدف از مطالعه حاضر پیش بینی پذیرش واکسن کووید-19 بر اساس ویژگی شخصیتی، رفتار خود مراقبتی و سرمایه اجتماعی بود . روش: توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه کارکنان اداره آموزش پرورش اهواز است. حجم نمونه براساس فرمول تاپاچیک و فیدل حداقل 169 عضو برآورد شد که بصورت نمونه گیری در دسترس انتخاب گردید. پرسشنامه ها به صورت آنلاین توسط افراد تکمیل شد. از پرسشنامه ویژگی های شخصیتی هگزاکو-60 (اشتون و لی، 2009)، پرسشنامه رفتارهای خودمراقبتی (پویان فرد و همکاران، 1399)، پرسشنامه سرمایه اجتماعی (پاتنام، 2000) و پرسشنامه کوتاه محقق ساخته (پذیرش واکسن کرونا) در این پژوهش استفاده شد. تحلیل داده ها به وسیله نرم افزار spss و با استفاده از روش تحلیل ممیز صورت پذیرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که ویژگی های شخصیتی (وظیفه شناسی و هیجان پذیری)، رفتارهای خود مراقبتی و سرمایه اجتماعی، بهترین پیش بین پذیرش واکسن کووید-19 بودند. نتیجه گیری: با توجه به یافته ها، طراحی برنامه هایی برای افزایش میزان واکسیناسیون و ارائه راهکارها و اقدمات مناسب روان شناختی برای ارتقای مسئولیت پذیری افراد جامعه در رابطه با اعتماد به واکسیناسیون و تقویت روحیه مشارکت جویی در مردم ضروری به نظر می رسد.
رابطه سرزندگی تحصیلی و تجارب یادگیری با تفکر انتقادی دانشجویان در دوره کووید 19: نقش میانجی سرمایه روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فناوری های آموزشی در یادگیری دوره ۶ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱۹
84 - 104
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه سرزندگی تحصیلی و تجارب یادگیری با تفکر انتقادی با نقش میانجی سرمایه روان شناختی در دانشجویان انجام شد. روش پژوهش همبستگی بود. جامعه آماری، دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال در سال تحصیلی 1399-1400 که تعدادشان 17600 نفر بود. 210 شرکت کننده به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های تفکر انتقادی فاشیون (1990)، سرزندگی تحصیلی دهقانی زاده و حسین چاری (1391)، کیفیت تجارب یادگیری نیومن و نیومن (1993) و سرمایه روان شناختی لوتانز و همکاران (2007) جمع آوری و بوسیله آزمون های ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی تحلیل شدند. نتایج نشان داد که سرزندگی تحصیلی و تجارب یادگیری با تفکر انتقادی رابطه مثبت و معنادار دارند (01/0P<). نتایج تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی نشان داد که سرمایه روان شناختی در رابطه سرزندگی تحصیلی و تجارب یادگیری با تفکر انتقادی نقش میانجی معناداری دارد (01/0P<). نتایج شواهدی را نشان می دهد که سرزندگی تحصیلی و تجارب یادگیری از طریق درگیر ساختن دانشجویان در فرآیند یادگیری سازنده گرا روی تفکر انتقادی آنان تاثیر می گذارند و سرمایه روان شناختی با تقویت سازه های مثبت در دانشجویان، نقش سرزندگی تحصیلی و تجارب یادگیری را در پیش بینی تفکر انتقادی بیشتر تبیین می کند. لذا به منظور افزایش تفکر انتقادی دانشجویان پیشنهاد می شود به سرزندگی تحصیلی و تجارب یادگیری توجه شود و از طریق مشاوره و آموزش زمینه ارتقاء سرمایه روان شناختی فراهم شود.
پدیدارشناسی تجارب مثبت افراد متأهل از رضایت زناشویی در شرایط همه گیری کووید-19(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده درمانی کاربردی دوره ۴ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۱۸)
413 - 427
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر واکاوی تجارب مثبت افراد متأهل از رضایت زناشویی در شرایط همه گیری کووید-19 شهر اهواز بود. روش پژوهش: روش این مطالعه به شیوه کیفی و پدیدارشناسی بود. از میان متأهلین شهر اهواز 20 نفر (تعداد به اشباع رسیده) به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و از شرکت کنندگان مصاحبه ای نیمه ساختار یافته انجام شد. برای روایی یافته ها از دیدگاه خبرگان و برای پایایی نیز از ضریب توافق کدگذاری استفاده شد که مقدار آن 92/0 حاصل شد. یافته ها: از نتایج حاصل از تحلیل موضوعی از رضایت زناشویی زیر مضمون هایی شامل صمیمیت عاطفی و نزدیکی همسران، وقت گذرانی و فعالیت مشترک همسران، توانایی سازگاری همسران با شرایط جدید و مواجهه مثبت با تجربه جدید و فرصتی برای مهارت آموزی به دست آمد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده از این مطالعه، می توان دریافت که همه گیری کووید-19 علاوه بر جنبه های منفی آثار و پیامد های مثبتی را در زمینه های گوناگون بر روابط زناشویی داشته است.
ارائه و تبیین مدل ترک خدمت کادر درمان در زمان اپیدمی کووید19 (مورد مطالعه: بیمارستان های دولتی شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت دولتی سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۵۴
67 - 92
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی این مقاله، ارائه و تبیین مدل ترک خدمت کادر درمان در زمان همه گیری کووید 19 در بیمارستان های دولتی شهر تهران می باشد.طراحی/روش شناسی/رویکرد: پژوهش حاضر از جمله تحقیقات ترکیبی می باشد که بخش کیفی آن با استفاده از روش تحلیل مضمون و متعاقب آن بخش کمی بر اساس الگوی شناسایی شده در بخش کیفی انجام شد. در بخش کیفی از مبانی نظری موضوع و مصاحبه های نیمه ساختارمند استفاده شد. مصاحبه ها به صورت هدفمند و با روش گلوله برفی با خبرگان نظیر مدیران منابع انسانی و پزشکان متخصص و سرپرستاران با تجربه صورت گرفت و در بخش کمی پرسشنامه ای بر اساس الگوی استخراج شده طراحی و با میزان پایایی مطلوب (ضریب آلفای کرونباخ بالاتر از 0.7) توسط اعضای کادر درمان بیمارستان های دولتی شهر تهران تکمیل شد. تعداد افراد جامعه 14000 نفر برآورد گردید که تعداد نمونه با توجه به تعداد متغیرهای مکنون (9 عدد) و مضمون فرعی (26 سوال) در سطح خطای 0.05درصد 1960 نفر تعیین و روش نمونه گیری به صورت خوشه ای اجرا شد.یافته های پژوهش: در نتیجه تحلیل داده ها در بخش کیفی 50 کد گزینشی، 26 مضمون فرعی و 9 مضمون اصلی شناسایی شد. در بخش کمی مدل مورد نظر دارای برازش مناسب بوده و تمامی فرضیه ها مورد تایید قرار گرفت.محدودیت ها و پیامدها: بخش کیفی مبتنی بر پارادایم تفسیری است و در این بخش ذهنیت پژوهشگران و پیش فرض های آنان در استخراج مفاهیم تأثیرگذار بوده است. در بخش کمی نیز تعداد بالای اعضای مورد پژوهش و ماهیت مقطعی داده ها جمع آوری اطلاعات را بسیار دشوار کرده است.پیامدهای عملی: ترک خدمت کادر درمان در زمان اپیدمی کووید 19 از معضلات مراکز درمانی کشور می باشد که منجر به نارضایتی بسیاری از بیماران می گردد، از همین رو شناخت عوامل ترک خدمت کادر درمان کمک شایانی به افزایش کیفیت درمان از سوی مراکز درمانی می نماید.ابتکار یا ارزش مقاله: این پژوهش با ارائه و تبیین مدل ترک خدمت کادر درمان در زمان اپیدمی کووید 19، در بیمارستان های دولتی شهر تهران به شناسایی عوامل جدیدی در ترک خدمت کادر درمان کمک کرده است.نوع مقاله: مقاله پژوهشی
ارزیابی تاب آوری زنجیره تأمین واکسن کووید-19 با استفاده از شبکه های بیز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۵۰
39 - 64
حوزههای تخصصی:
طی دوره همه گیری کووید-19، مهم ترین چالش زنجیره تأمین واکسن کووید-19، مواجهه با اختلالات مختلفی است که آن را احاطه کرده است. حل این چالش ها به برون رفت از همه گیری منجر خواهد شد؛ بنابراین شناسایی و ارزیابی ریسک های موجود در زنجیره تأمین واکسن کووید-19 ضروری است. در این پژوهش از یک معیار جدید برای کمّی کردن تاب آوری زنجیره تأمین واکسن استفاده شده است. تاب آوری به عنوان تابعی از آسیب پذیری و قابلیت بازیابی عوامل ریسک تعریف شده و در ادامه با استفاده از روش شبکه های بیز، تاب آوری در زنجیره تأمین واکسن کووید-19 در ایران ارزیابی شده است. این رویکرد می تواند توسط مدیران برای سنجش تاب آوری و شناسایی دلایل کاهش عملکرد زنجیره تأمین واکسن کووید-19 به کار رود. نتایج نشان داد ریسک های شیوع غیرمنتظره بیماری، عدم دسترسی به تأمین کنندگان واکسن، کارایی پایین واکسن در برابر گونه های مختلف، عدم پیش بینی دقیق تقاضای واکسن و عدم موفقیت در انتخاب تأمین کنندگان درست، ریسک هایی هستند که با احتمال بالایی به اختلال در زنجیره تأمین واکسن منجر می شوند.
تأثیر یکپارچگی زنجیره تأمین بر عملکرد بنگاه با نقش میانجی تاب آوری زنجیره تأمین در دوران شیوع کرونا (بنگاه های صنایع غذایی استان تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۵۱
285 - 318
حوزههای تخصصی:
شیوع ویروس کرونا اهمیت یکپارچگی زنجیره تأمین را در کاهش اثرات اختلالات و تضمین پایداری سازمان ها برجسته کرد. مطالعات قبلی نشان داد که یکپارچگی زنجیره تأمین می تواند تأثیر مثبت مستقیم بر عملکرد سازمان ها داشته باشد؛ از طرفی یکپارچگی زنجیره تأمین می تواند با افزایش تاب آوری در شرایط بحرانی نظیر شیوع کرونا به بهبود عملکرد بنگاه کمک کند. از این نظر، تاب آوری زنجیره تأمین نقش میانجی در رابطه بین یکپارچگی و عملکرد ایفا می کند. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر ابعاد مختلف یکپارچگی زنجیره تأمین بر عملکرد سازمان، با نقش میانجی تاب آوری در طول شیوع ویروس کرونا انجام شده است. مدل مفهومی پژوهش بر اساس بررسی مبانی نظری توسعه یافته و با استفاده از داده های نظرسنجی جمع آوری شده از شرکت های صنایع غذایی استان تهران در طول همه گیری ویروس کرونا آزمایش شده است. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که یکپارچگی فرایند و محصول در ایجاد تاب آوری زنجیره تأمین نقش مهمی دارند. تاب آوری زنجیره تأمین نیز در رابطه یکپارچگی زنجیره تأمین و عملکرد بنگاه تأثیر بسزایی دارد. یافته های این مطالعه بینش های ارزشمندی را برای مدیران زنجیره تأمین صنایع غذایی در مورد اهمیت یکپارچگی و تاب آوری برای تضمین پایداری و عملکرد سازمانی در زمان های اختلال ارائه می کند.
الگویی جهت تحلیل عملکرد سازمانی با تأکید برغیبت گرایی در شرایط چند موجی کرونا در سازمان های دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق با هدف ارائه یک مدل کیفی برخواسته از تئوری داده بنیاد جهت تحلیل عملکرد سازمانی با تاکید بر غیبت گرایی در شرایط چندموجی کرونا در سازمان های دولتی، با مشارکت خبرگان، اساتید و کارشناسان سازمان های دولتی انجام گرفته است. روش نمونه گیری، نمونه گیر ی نظری(روش کیفی) می باشد.در مرحله ابتدایی به تحلیل داده های حاصل از بررسی پیشینه و ادبیات موضوع و همچنین مصاحبه با 11 نفر از خبرگان و اعضاء هیئت علمی آگاه به حوزه منابع انسانی پرداخته شده است.سپس بر اساس رویکرد داده بنیاد، مدل کیفی تحلیل عملکرد سازمانی با تاکید برغیبت گرایی در شرایط چندموجی کرونا در سازمان های دولتی طراحی گردید. نتایج نشان داد پدیده اصلی غیبت گرایی به دو مقوله اجتنابی و نگرشی،پدیدآورندگان غیبت گرایی به دو دسته عوامل سازمانی و فردی، شرایط زمینه ای غیبت گرایی به سه دسته عوامل شغلی،سازمانی و محیطی،مداخله گرهای غیبت گرایی به پنج دسته عوامل خدمات اجتماعی،توانمندسازی کارکنان،کسب شایستگی استخدامی،فضای اعتماد و احترام و عدالت سازمانی،راهبردهای کاهش غیبت گرایی بهداشت محیط کاری و فردی،تعادل بین کار و زندگی،بهبود و شفاف سازی فرایندهای سازمانی،نیازسنجی آموزشی شغل،آسیب شناسی شغل و بهبود ارتباطات کارمند/مدیر و پیامدهای پدیده غیبت گرایی شامل آسیبهای شغلی، نارضایتی ارباب رجوع، بیگانگی شغلی،افسردگی و افزایش هزینه های سازمان و پیامدهای مثبت شامل بهداشت فردی و محیط کار،کاهش هزینه های مادی سازمان،کمک به محیط زیست،افزایش رضایت فردی غائب،انعطاف پذیری کار روزانه می باشد و نتایج این تحقیق نشان می دهد عملکرد سازمانی در دوران پاندمی ها با حضور پدیده غیبت گرایی کاهش می یابد.
تجربه زیسته دورکاری کارکنان در دوران همه گیری کووید- 19(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات منابع انسانی سال ۱۱ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴۲
50 - 73
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: همه گیری ویروس کرونا و نگرانی های ایجادشده در جهان باعث شد که سازمان ها دستخوش تغییر شوند و پذیرش دورکاری، به یکی از دغدغه های مهم کارکنان تبدیل شود. هدف از پژوهش حاضر، بررسی تجربه زیسته کارکنان در دوران وقوع این بیماری فراگیر است.
روش: پژوهش حاضر، پژوهشی کیفی با هدف اکتشافی است که رویکرد پدیدارشناسی را در پیش گرفته است. جامعه آماری پژوهش، کارکنان بخش های دولتی و خصوصی است که به دلیل شیوع پاندمی کووید 19 و پیامدهای آن مانند فاصله گذاری اجتماعی، ملزم شدند که بخش عمده ای از امور شغلی خود را از طریق دورکاری انجام دهند. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند با 47 نفر از افراد جامعه آماری مصاحبه شد. اعتبارسنجی یافته های پژوهش نیز طی فرایند تأیید یافته ها با بهره مندی از مشارکت کنندگان انجام گرفت.
یافته ها: نتایج پژوهش در قالب سه تم اصلی و ده تم فرعی دسته بندی شدند. تم های اصلی پژوهش عبارت اند از: عوامل فردی، عوامل خانوادگی و عوامل سازمانی. در سطح فردی، تم های فرعی آسیب های جسمی و روانی، تغییرات روانی و اجتماعی و یادگیری و رشد فردی قرار گرفت. سطح خانواده، با تم های فرعی فرصت بهبود روابط خانوادگی، چالش های خانوادگی و تاب آوری مالی دسته بندی شد. زیرساخت دورکاری، ادراکات شغلی، مدیریت دورکاری و نگرش/ضرورت های کاری جدید نیز در تم سطح سازمانی قرار گرفتند.
نتیجه گیری: با توجه به نوظهوربودن بیماری کرونا، سیر مطالعاتی در خصوص پیامدهای این بیماری در حوزه دورکاری نیز در مراحل اولیه توسعه خود است. با وجود این، عوامل استخراج شده، فعالیت های کارکنان را تحت تأثیر قرار داده و توجه به آنان برای پیشبرد فعالیت های کارکنان امری ضروری است.
تجربه زیسته مادران ایرانی از همیاری در شرایط همه گیری کووید-19(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی فرهنگی زن سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۵۷
31 - 44
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر توصیف تجربه مادران از همیاری در شرایط همه گیری کووید-19 می باشد.جامعه آماری شامل تمامی مادران ایرانی بود. نمونه پژوهش مادران ساکن شهر اهواز بودند که از بین آن ها 16 مشارکت کننده به روش هدفمند انتخاب شدند.روش این مطالعه کیفی و با استفاده از طرح پدیدارشناسانه انجام پذیرفت. داده ها به روش مصاحبه های عمیق همراه با سوالات بازپاسخ جمع آوری و با استفاده از روش هفت مرحله ای کلایزی مورد تحلیل قرار گرفت. در نهایت پس از تحلیل داده ها و طبقه بندی کدهای اولیه، 3 مضمون اصلی و 9 مضمون فرعی به دست آمد. مضمون اصلی اول هماهنگی زوجی شامل (تسهیل گری در امور خانه، حمایت عاطفی از یکدیگر، مراقبت در زمان بیماری و حمایت های مالی و شغلی)، مضمون اصلی دوم همراهی خویشاوندی شامل (حمایت های دو سویه با خانواده مبدا و تقویت روابط خانوادگی) و مضمون اصلی سوم همدلی اجتماعی شامل (برآوردن نیازهای مادی، برآوردن نیازهای عاطفی و تجربه شعف همیاری) استخراج گردید. نتایج نشان داد در شرایط همه گیری روحیه همیاری در بین زنان چه در کانون خانواده و چه در سطح وسیع تر در جامعه وجود داشت. هم چنین همایند شدن بیماری همه گیر به عنوان یک رویداد تنش زا با پدیده مثبتی هم چون همیاری، صحنه هایی از رد و بدل شدن تجارب ناب انسان دوستانه را نمایان ساخت. در واقع همیاری از تجارب ناب انسانی است که جایگاه آن در تاریخ مردم ایران زمین از گذشته های دور مشخص بوده و در حال حاضر جزئی از میراث اجتماعی و فرهنگی این سرزمین را تشکیل می دهد.
آموخته هایی از همه گیری کووید-۱۹ در برنامه ریزی آموزشیِ دانشکده مهندسی دانشگاه فردوسی مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش مهندسی ایران سال ۲۲ پاییز ۱۳۹۹ شماره ۸۷
49 - 71
آموزش الکترونیکی و نفوذ تدریجی آن در نظام آموزش عالی سال ها مد نظر صاحب نظران بوده است. در این مطالعه به صورت تحلیلی با توجه به وضعیت به وجود آمده در دنیا به دلیل شیوع بیماری کووید-19، آموزش الکترونیکی و تأثیرات آن در نظام آموزشی دانشکده مهندسی دانشگاه فردوسی مشهد بررسی شده است. همچنین تلاش شده است تا با توجه به شرایط ایجاد شده از همه گیری این بیماری و تعطیلی مراکز آموزشی حضوری در نیمسال دوم سال تحصیلی 99-1398، موضوع آموزش الکترونیکی و تأثیر آن در نظام آموزش بررسی شود. در این خصوص، از اطلاعات آماری دانشجویان مقاطع تحصیلی مختلف دانشکده مهندسی دانشگاه فردوسی مشهد به عنوان نمونه استفاده شده است. در گام اول پرسشنامه ای برای استفاده از نظرهای دانشجویان طراحی و سپس، با استفاده از اطلاعات به دست آمده، شرط لازم برای ارائه دروس به صورت الکترونیکی، ترکیبی یا حضوری مشخص شد. با توجه به امکان تبدیل تعداد چشمگیری از کلاس های حضوری به کلاس های الکترونیکی یا ترکیبی، این امر موجب آزادسازی برخی از کلاس های درسی و کمک بسیار به بهبود، اصلاح و برنامه ریزی فضاهای آموزشی و پژوهشی خواهد شد.
اثر ارزیابی با بازخورد در پیشرفت تحصیلی دانشجویان مهندسی در آموزش مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش مهندسی ایران سال ۲۳ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۹۱
1 - 11
آموزش الکترونیکی و نفوذ آن در نظام آموزش عالی با شیوع بیماری کووید-19 به طور چشم گیری در دنیا افزایش یافته و شیوه آموزش مرسوم را به شکل غیر قابل باوری تغییر داده است. در ایران نیز همچون سایر کشورهای دنیا، از اوایل شروع بیماری همه گیر، آموزش چهره به چهره جای خود را به آموزش الکترونیکی در تمامی مراکز آموزشی داده است. از جمله معضلات و چالش های آموزش مجازی، اطمینان از پیشرفت تحصیلی مناسب دانشجویان و نحوه ارزیابی دانشجویان در این شیوه از آموزش است. در این پژوهش ضمن اشاره مختصر به روش های معمول در ارزیابی پیشرفت تحصیلی دانشجویان، چند نمونه مختلف از ارزیابی با بازخورد معرفی شده و اهمیت این شیوه از ارزیابی در کمک به پیشرفت تحصیلی دانشجویان بررسی شده و به دستاوردهای مهم آن اشاره گردیده است. در این شیوه از ارزیابی، ضمن امکان بررسی پیشرفت تحصیلی دانشجویان، به پیشرفت تحصیلی دانشجویان در حین ارزیابی نیز کمک شایان توجهی می شود. در این راستا این روش از آزمون در بعضی از دروس مقطع تحصیلی کارشناسی دانشکده مهندسی و دانشکده علوم ریاضی دانشگاه فردوسی مشهد اجرا شده و به تحلیل آن پرداخته شده است. نظر برخی از دانشجویان دروس مذکور نیز آورده شده و مورد بررسی قرار گرفته است.
نقش شفقت به خود و ناگویی خلقی در پیش بینی حمایت اجتماعی ادراک شده
حوزههای تخصصی:
هدف مطالعه حاضر بررسی نقش شفقت به خود و ناگویی خلقی در پیش بینی حمایت اجتماعی ادراک شده بود. یک نمونه غیربالینی شامل 181 بزرگسال (138 زن و 52 مرد) از شهر مشهد با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و مقیاس حمایت اجتماعی ادراک شده چندبعدی (MSPSS)، فرم کوتاه مقیاس شفقت به خود (SCS–SF) و مقیاس ناگویی خلقی تورنتو (FTAS) را تکمیل کردند. تجزیه و تحلیل داده ها با ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون گام به گام انجام شد. حمایت اجتماعی ادراک شده با شفقت به خود رابطه مثبت و با ناگویی خلقی رابطه منفی داشت. رگرسیون گام به گام بر حسب شفقت به خود و ناگویی خلقی 6/5 درصد از واریانس حمایت اجتماعی ادارک شده را تبیین می کرد. یافته های این پژوهش نشان داد که با افزایش شفقت به خود و کاهش در ناگویی خلقی، میزان حمایت اجتماعی ادراک شده افزایش می یابد. شفقت به خود سهم بیشتری در پیش بینی حمایت اجتماعی ادراک شده دارد. بر این اساس به نظر می رسد افرادی که شفقت بیشتری نسبت به خود دارند و در بروز هیجانات خود به خوبی عمل می کنند، ادراک بالاتری از حمایت های اجتماعی دریافتی خود دارند.
اعتیاد دانشجویان به اینترنت، خودکارآمدی تحصیلی و درگیری تحصیلی در همه گیری کووید-19
منبع:
نوآوری های اخیر در روان شناسی سال ۱ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱
76 - 89
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش اعتیاد به اینترنت در پیش بینی خودکارآمدی تحصیلی و درگیری تحصیلی دانشجویان در همه گیری کووید-19 انجام شد. نمونه ای شامل 150 نفر از دانشجویان دانشگاه بیرجند با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و آزمون اعتیاد به اینترنت (IAT)، مقیاس خودکارآمدی تحصیلی (CASES) و مقیاس درگیری تحصیلی (AES) را تکمیل کردند. داده ها با مدل یابی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) تحلیل شد. نتایج نشان داد که ضرایب مسیر مربوط به نقش پیش بینی-کننده اعتیاد به اینترنت در خودکارآمدی تحصیلی و درگیری تحصیلی به ترتیب (0/57-=β) و (0/64-=β) است. سایر نتایج نشان داد که اعتیاد به اینترنت می تواند 33 درصد از تغییرات خودکارآمدی تحصیلی و 41 درصد از تغییرات درگیری تحصیلی را تبیین نماید. مطابق با یافته های پژوهش، به نظر می رسد بخش عمده ای از باورهای خودکارآمدی دانشجویان و نیز درگیری فعالانه آن ها در موضوعات تحصیلی تحت تأثیر اعتیاد به اینترنت تضعیف می شود. از این رو، اجرای مداخلات موثر برای مدیریت استفاده از اینترنت در بین دانش آموزان از اهمیت بالایی برخوردار است.
اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر مثبت اندیشی بر افسردگی، استرس و اضطراب مادران با سابقه ابتلا به کووید-19(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: شیوع بیماری کووید-19 منجر به تغییراتی در زندگی عادی خانواده ها شده و سبک زندگی را به طور خاص تحت تأثیر قرار داده است. از سوی دیگر، زنان به دلیل رویدادهای بحرانی و استرس زا (بارداری، زایمان و...) در زندگی خود خطر ابتلا به اختلالات روانی را افزایش می دهند. لذا هدف این پژوهش به بررسی اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر مثبت اندیشی بر افسردگی، استرس و اضطراب مادران با سابقه ابتلا به کووید-19 بود. روش کار: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون بود. جامعه پژوهش کلیه مادران با سابقه ابتلا به کووید-19 شهر همدان در سال 1401 بودند. در ابتدا دو مرکز بهداشتی_درمانی به صورت تصادفی انتخاب شدند و سپس از بین مادران مراجعه کننده که سابقه ابتلا به کووید-19 داشتند، تعداد 40 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 20 نفر) قرار گرفتند. داده ها با استفاده از پرسشنامه جمعیت شناختی، پرسشنامه اضطراب و افسردگی Beck و پرسشنامه استرس Cohen جمع آوری شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده آزمون های همبستگی پیرسون و تحلیل کوواریانس به وسیله نرم افزار SPSS-24 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که سن 5/42 درصد مادران بین 30 تا 40 سال و 65 درصد آنها دارای مدرک دیپلم بودند. بر اساس نتایج بین سن مادران و استرس (0/000=P) و اضطراب (0/024=P) رابطه معناداری وجود داشت. تفاوت افسردگی پیش و پس از درمان شناختی مثبت اندیشی معنادار نبود (0/310=P)، اما این درمان بر استرس (0/038= P،2/486=F) و اضطراب مادران (0/000= P،11/96=F) تاثیر داشت. نتیجه گیری: مداخله مثبت اندیشی باعث کاهش افسردگی، استرس و اضطراب می شود که منجر به سازگاری با بیماری و کاهش مشکلات مربوط به اختلالات روانی و به طور کلی افزایش شرایط روانی بهتر در رابطه با بیماری کرونا می شود. با توجه به نتایج پژوهش حاضر، استفاده از شناخت درمانی مبتنی بر مثبت اندیشی در کلینیک های روان شناسی به عنوان یک روش مداخله ای مؤثر توصیه می شود.
تحلیلی بر محتوای ارائه شده توسط کتابخانه های عمومی در شبکه های اجتماعی در دوران همه گیری کووید-19(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات اطلاع رسانی و کتابخانه های عمومی دوره ۲۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۴) ویژهنامه کووید-۱۹
۳۱۵-۲۹۸
حوزههای تخصصی:
هدف: شیوع کرونا و تعطیلی کتابخانه های عمومی موجب شد فعالیت های کتابخانه ها در فضای مجازی ادامه یابد و کتابداران به دنبال تولید محتوا برای کتابخانه های خود باشند. کتابخانه های وابسته به نهاد کتابخانه های عمومی کشور در این مدت در بستر شبکه های مجازی فعالیت داشتند و به ویژه تولید محتوا توسط کتابداران مورد حمایت و تشویق قرار گرفت. هدف پژوهش حاضر تحلیل محتوای تولیدشده توسط کتابداران کتابخانه های عمومی ایران در شرایط دورکاری ناشی از شیوع کرونا در بستر اینستاگرام است. روش : پژوهش حاضر توصیفی و کاربردی است و با استفاده از روشِ اسنادی ازطریق مراجعه به محتوای صفحات مجازی کتابداران کتابخانه های عمومی در شبکه اجتماعی اینستاگرام صورت گرفته است. از میان 2700 کتابخانه عمومی وابسته به نهاد کتابخانه های عمومی کشور، نمونه ای شامل 336 کتابخانه با استفاده از جدول مورگان به صورت طبقه بندی شده و با رعایت توزیع نمونه در استان های مختلف انتخاب شد. اطلاعات مربوط به پست ها، دنبال کنندگان و تگ های موضوعی استخراج و در نرم افزار اکسل وارد شد. برای این منظور، پست های موجود با توجه به تاریخ انتشار هر پست (پیش از دوران همه گیری کرونا، دوران تعطیلی کتابخانه ها در همه گیری کرونا و پس از آن) تفکیک شدند. در بخش تحلیلی، آزمون های هم بستگی و رگرسیون برای آزمون فرضیه های پژوهش به کار گرفته شد. یافته ها: محتوای تولیدشده در چهار گروه اصلی کارگاه ها، کلاس های آموزشی، برنامه های فرهنگی و برنامه های مناسبتی دسته بندی شد. از نظر محتوای تولید شده، در بخش کارگاه های آموزشی، استان تهران با 804 پست بیشترین و استان قم با 98 پست کمترین تعداد را داراست. در بخش کلاس های آموزشی، استان تهران با 75 پست بیشترین و استان چهارمحال و بختیاری با 3 پست کمترین تعداد را به خود اختصاص می دهد. در بخش اطلاع رسانی فراخوان های فرهنگی-ادبی، استان تهران با 112 پست بیشترین و استان آذربایجان شرقی با کمترین تعداد پست را داراست. در بخش برنامه های مناسبتی، استان تهران با 121 پست بیشترین و استان های کردستان وکهگیلویه و بویراحمد با 11 پست کمترین تعداد پست را به خود اختصاص دادند. آزمون فرضیه های پژوهش نشان داد که بین درجه کتابخانه و میزان محتوای تولیدشده، تعداد دنبال کنندگان و میزان تولید محتوا، درجه کتابخانه و فاصله بین انتشار پست ها و تعداد دنبال کنندگان و فاصله پست ها رابطه ای معنادار وجود دارد. اصالت/ارزش: شرایط کرونا و قرنطینه در دوره همه گیری کرونا باعث شد تا کتابخانه های عمومی فعالیت های خود را در بستر فضای مجازی ادامه دهند و اطلاع رسانی برنامه های آموزشی، فرهنگی و هنری کتابخانه ها از این طریق افزایش یابد. در پژوهش حاضر، مشخص شد که کتابخانه های کوچک تر، مطالب بیشتر و متنوع تری در بستر اینستاگرام عرضه کرده اند. به نظر می رسد که ارتباط نزدیک تری بین جوامع محلی و کتابداران کتابخانه های کوچک تر وجود دارد و مخاطبان این کتابخانه ها علاقه ای بیشتر به دنبال کردن صفحات کتابخانه های خود دارند، و این امر نیز به نوبه خود می تواند زمینه ساز تولید بیشتر مطالب و اخبار مرتبط با کتابخانه ها شود. تجربه حاصل از تولید محتوای آنلاین در شرایط همه گیری کرونا می تواند در گسترش دامنه خدمات غیرحضوری کتابخانه ها، مدیریت شرایط بحران و ایجاد انگیزه در کتابداران برای تولید محتوا به کار گرفته شود.
تعیین میزان آمادگی کتابخانه ها و کتابداران کتابخانه های عمومی استان اصفهان در مواجهه با همه گیری کووید-19(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات اطلاع رسانی و کتابخانه های عمومی دوره ۲۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۴) ویژهنامه کووید-۱۹
۳۳۴-۳۱۸
حوزههای تخصصی:
هدف: شیوع گسترده و غافل گیرکننده ویروس کووید-19، منجر به تعطیلی بی سابقه کتابخانه های عمومی شد و این تعطیلی نشان داد کتابخانه های عمومی آمادگی و پیش بینی چندانی برای مقابله و تطبیق با وضعیت خاصی که از شیوع ویروس کووید – 19 ناشی شده بود نداشتند. هدف پژوهش حاضر، تعیین میزان آمادگی کتابداران و کتابخانه های عمومی استان اصفهان در مواجهه با بیماری کووید-19 است. روش: پژوهش حاضر مطالعه ای توصیفی-پیمایشی با هدف کاربردی و ازلحاظ زمانی، مقطعی است و به روشِ میدانی انجام شده است. جامعه آماری شامل کلیه کتابداران کتابخانه های عمومی استان اصفهان در سال 1400 (به تعداد 357 نفر) بود که از میان آن ها، 185 کتابدار با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شد. برای جمع آوری دیدگاه افراد، از پرسش نامه ای محقق ساخته استفاده شد. روایی محتوایی پرسش نامه ازطریق نظرسنجی از متخصصان علم اطلاعات و دانش شناسی و روایی سازه آن ازطریق تحلیل عاملی مرتبه دوم و با استفاده از نرم افزار Smart-PLS3 سنجیده و تأیید شد. پایایی پرسش نامه با محاسبه آلفای کرونباخ مورد سنجش قرار گرفت که 95/0 به دست آمد. برای تجزیه وتحلیل داده ها، از نرم افزار SPSS (نسخه 22) و از روش های آمار توصیفی مانند میانگین و انحراف معیار، و آزمون های آمار استنباطی مانند تحلیل واریانس، و تی تک متغیره و آزمون تحلیل واریانس یک راهه، آزمون تعقیبی دانکن و تحلیل عاملی استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد میزان آمادگی کتابداران و کتابخانه های عمومی استان اصفهان در مواجهه با بیماری کووید-19 با میانگین 81/3، به طور معناداری بالاتر از حد متوسط قرار دارد که در سطح قابل قبول و نزدیک به مطلوب است. آمادگی برای انجام دورکاری با میانگین 19/4، بالاترین، و آمادگی برای عملکرد شغلی در فضای مجازی با میانگین 36/3، پایین ترین رتبه در مؤلفه های میزان آمادگی کتابداران و کتابخانه های عمومی استان اصفهان را تشکیل داد؛ بین ادراکات پاسخ گویان برحسب جنسیت، سن، سنوات خدمت، رشته تحصیلی، و پست سازمانی، تفاوتی معنادار یافت نشد. بااین حال، بین ادراکات پاسخ گویان درباره آمادگی کتابخانه های عمومی استان اصفهان در مواجهه با بیماری کووید-19 برحسب مدرک تحصیلی و وضعیت تأهل، تفاوتی معنادار وجود دارد. پاسخ گویانِ دارای مدرک کاردانی و نیز پاسخ گویان متأهل میزان آمادگی کتابخانه ها را در سطح بالاتری نسبت به سایر گروه ها ارزیابی کرده اند. پیشنهاد می شود که مدیران به منظور تقویت عملکرد فضای مجازی، به آموزش کتابداران و تقویت زیرساخت های فناوری اطلاعات بپردازند. کتابخانه ها نیازمند تدوین سیاست های مناسب برای افزایش میزان آمادگی در مواجهه با بحران و بیماری های واگیردار هستند. این سیاست ها و ضوابط باید به صورت اصول کلی، قبل از وقوع و در زمان آغاز بحران، معین شده و در مواقع حساس با اضافه کردن موارد جزئی به کار گرفته شوند. اصالت/ارزش: نتایج پژوهش حاضر به دلیل نوظهور بودن ویروس کووید-19 و اندک بودن پژوهش های صورت گرفته در این حوزه، دارای اهمیت است و می تواند به شناخت بیشتر میزان آمادگی کتابخانه های عمومی و کتابداران منجر شود و به مدیران کتابخانه ها کمک کند تا با سیاست گذاری و برنامه ریزی مناسب، آمادگی لازم را در برابر مخاطرات تأثیرگذار بر خدمت رسانی مطلوب به مخاطبان کسب کنند.
تجارب کتابداران کتابخانه های عمومی در دوران همه گیری کووید-19: مطالعه موردی کتابخانه مرکزی پارک شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات اطلاع رسانی و کتابخانه های عمومی دوره ۲۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۴) ویژهنامه کووید-۱۹
۳۵۳-۳۳۶
حوزههای تخصصی:
هدف: همه گیری کووید-19 به عنوان یک پدیده پیش بینی نشده، تغییرات متعددی را در خدمات و نحوه خدمت رسانی سازمان های خدمت رسان به وجود آورد. در نتیجه، کتابخانه های عمومی و خدمات آن ها نیز به عنوان مراکز اجتماعی و خدماتی با چالش های متعددی روبه رو شدند. هدف از پژوهش حاضر، شناسایی تجارب کتابداران کتابخانه مرکزی پارک شهر تهران در ایام کرونا است. ازاین رو، ضمن بررسی تغییر روند فعالیت ها و خدمات بخش های مختلف کتابخانه با شیوع کرونا، رویکردهای جدید مورد استفاده و شناسایی و ضرورت به کارگیری و تداوم آن ها در دوره پساکرونا، از دیدگاه کتابداران کتابخانه مرکزی پارک شهر تهران بررسی شد. روش: این پژوهش از نوع کاربردی است و با استفاده از رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوا انجام شده است. ابزار گردآوری داده های پژوهش، مصاحبه ای نیمه ساختاریافته بود که به صورت حضوری انجام شد. جامعه این پژوهش شامل 13 نفر از کتابداران کتابخانه مرکزی پارک شهر تهران است که در بخش های مختلف کتابخانه در ایام کرونا و پساکرونا مشغول به کار بوده اند. مصاحبه ها در زمستان 1401 انجام شد و تحلیل داده ها نیز در بهار 1402 صورت گرفت. برای تجزیه وتحلیل و کدگذاری داده های پژوهش، از نرم افزار مکس کیودا (2020) استفاده شد. یافته ها: پس از کدگذاری مصاحبه ها، 436 مفهوم حاصل شد که با مقوله بندی آن ها، درمجموع 103 مقوله به وجود آمد. در نهایت با بررسی دوباره، مقوله های محوری شناسایی شد و در قالب مدل های حاصل از تحلیل نشان داده شد. ایجاد زیرساخت های فناورانه، لزوم ارتقای توانمندی های تخصصی و فناورانه کتابداران، لزوم خودکارسازی فرایندهای کتابخانه و تداوم فعالیت های کتابخانه در فضای مجازی، 4 مقوله ای بود که از تحلیل داده های پژوهش به دست آمد. این چهار مقوله، تدابیر و زیرساخت های لازم برای آمادگی هرچه بیشتر برای شرایط بحرانی و به منظور ارتقای عملکرد کتابخانه در این شرایط است. اگرچه مهیا نبودن شرایط برای ارائه خدمات با شیوع کرونا باعث تعطیلی کامل کتابخانه مرکزی پارک شهر تهران شد، اما لزوم ارائه خدمات در شرایط خاص به همراه کسب توانمندی های لازم برای حضور در فضای مجازی، سبب شد از شیوه های نوینی در ارائه خدمات استفاده شود. اجرای برنامه های فرهنگی به صورت مجازی، ارائه خدمات مرجع مجازی، خدمات پیک کتاب (یعنی تحویل و دریافت کتاب از درب منازل اعضا) ازجمله خدماتی بود که تا پیش از شیوع کرونا به طور ویژه به آن ها پرداخته نشده بود. یافته ها همچنین حاکی از لزوم پرداختن به تدابیر و زیرساخت هایی برای آمادگی هرچه بیشتر با شرایط بحرانی به منظور ارتقای عملکرد کتابخانه است. اثربخشی این تدابیر و شیوه ها در دوره پساکرونا از دیدگاه کتابداران و تأکیدشان بر لزوم تقویت این شیوه ها نشان می دهد که درحال حاضر تداوم آن ها وضعیتی قابل قبول برای ارائه خدمات و برنامه های فرهنگی و آموزشی کتابخانه فراهم آورده است. اصالت/ارزش: نقطه قوت این پژوهش، بررسی تغییرات ایجادشده در شیوه ارائه نشان داد تهدید کرونا باعث ایجاد فرصت تغییر و بهبود برخی فعالیت های کتابخانه از دیدگاه کتابداران شده است؛ زیرا با توجه به موقعیت خاص این کتابخانه و رویکردهای نوین آن، می تواند الگویی برای سایر کتابخانه های عمومی کشور باشد.
مشارکت کتابداران در شبکه های اجتماعی مجازی برای ارائه خدمات در همه گیری کووید-19 (مطالعه موردی: کتابداران کتابخانه های عمومی شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات اطلاع رسانی و کتابخانه های عمومی دوره ۲۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۴) ویژهنامه کووید-۱۹
۳۷۲-۳۵۶
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین وضعیت مشارکت کتابداران کتابخانه های عمومی شهر تهران در شبکه های اجتماعی مجازی برای ارائه خدمات در همه گیری کووید-19 انجام شده است. روش: نوع این پژوهش کاربردی و روش آن پیمایشی است. جامعه مورد مطالعه در زمان پژوهش (تیر و مرداد ماه سال 1402) شامل همه کتابداران کتابخانه های عمومی شهر تهران (152 نفر) بود. حجم نمونه پژوهش طبق جدول مورگان، 109 نفر به دست آمد، و در تحلیل نهایی 105 پرسش نامه استفاده شد. برای سنجش میزان روایی ابزار گردآوری داده ها، نظرات سه نفر از صاحب نظران حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی اخذ و در تدوین نسخه نهایی پرسش نامه لحاظ شد. با توجه به اینکه پرسش نامه پژوهش محقق ساخته است، به منظور اطمینان از پایایی ابزار پژوهش، مطالعه ای مقدماتی با مشارکت 30 نفر از جامعه پژوهش اجرا و مقادیر آلفای کرونباخ برای هر سه متغیر اصلی پژوهش، یعنی شناخت، پذیرش و استفاده، محاسبه شد که به ترتیب مقادیر 878/0، 935/0 و 824/0 و برای کل پرسش نامه مقدار 965/0 به دست آمد. تجزیه وتحلیل داده ها با بهره گیری از نسخه 26 نرم افزار SPSS در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی انجام شد. برای بررسی میزان تفاوت میانگین بین متغیرهای اصلی پژوهش، ازآزمون پارامتریک تحلیل واریانس یک-راهه استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد کتابداران بیشترین شناخت را نسبت به پیام رسان «بله» و کمترین شناخت را نسبت به «سروش پلاس» داشتند. میزان شناخت کتابداران نسبت به ابزارهای شبکه های اجتماعی و میزان تأثیر سازمان در شناخت ابزارها پایین تر از حد متوسط (کم) بوده است. میزان ضرورت و پذیرش ابزارهای شبکه های اجتماعی در حد «زیاد» بوده است . میزان استفاده کتابداران از ابزارهای شبکه های اجتماعی برای پیشبرد اهداف کتابخانه ای در سطح متوسط ارزیابی شد. بین میانگین نظرات کتابداران در مورد شناخت و پذیرش و همچنین بین پذیرش و استفاده از این شبکه ها تفاوت معنا دار وجود داشت، درحالی که بین میانگین نظرات مشارکت کنندگان در مورد دو متغیر شناخت و استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی تفاوتی معنا دار مشاهده نشد. به عبارت دیگر، شناخت کتابداران از شبکه های اجتماعی و همچنین پذیرش و استفاده از این شبکه ها توسط آن ها به یک میزان نبوده است. اصالت/ارزش: اگرچه براساس نتایج این پژوهش میزان تأثیر سازمان در شناخت نسبت به ابزارهای شبکه های اجتماعی مجازی پایین تر از متوسط گزارش شده و ازسوی دیگر میزان تأثیر سازمان در شناخت ابزارهای تولید محتوا در شبکه های مجازی به میزان اندک گزارش شده است، اما نمی توان نقش سازمان را در شناخت جامعه پژوهش نسبت به شبکه های اجتماعی بی تأثیر دانست. ازاین رو، نتایج پژوهش حاضر با تعیین نگرش جامعه پژوهش نسبت به شبکه های اجتماعی، میزان پذیرش و استفاده از این شبکه ها توسط آن ها و شناسایی نقاط ضعف و قوت کتابخانه های عمومی در استفاده از شبکه های اجتماعی، می تواند برای مدیران و برنامه ریزان نهاد کتابخانه های عمومی در فراهم سازی بستر مناسب، ارتقای خدمات اطلاعاتی و رفع موانع استفاده از شبکه های مذکور مفید واقع شود.
بررسی عوامل مؤثر بر تمایل به ادامه استفاده کاربران از صفحات اینستاگرام کتابخانه های عمومی استان آذربایجان غربی در دوران همه گیری کووید-19(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات اطلاع رسانی و کتابخانه های عمومی دوره ۲۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۴) ویژهنامه کووید-۱۹
۳۹۴-۳۷۴
حوزههای تخصصی:
هدف: صفحات اینستاگرام کتابخانه های عمومی بستری مناسب برای برقراری و حفظ ارتباط با کاربران و ارائه خدمات و اطلاعات مورد نیاز آ ن ها به خصوص در دوران همه گیری بیماری هایی از قبیل کووید 19 بودند. هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل مؤثر بر تمایل به ادامه استفاده کاربران از صفحات اینستاگرام کتابخانه های عمومی استان آذربایجان غربی در دوران همه گیری بیماری کووید 19 بود. روش: پژوهش حاضر ازلحاظ هدف، کاربردی و ازلحاظ شیوه گردآوری داده ها، توصیفی-پیمایشی از نوع هم بستگی است. زمان انجام پژوهش سال های 1399-1400 بود. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه ای محقق ساخته بود که روایی صوری آن توسط متخصصان این حوزه تأیید شد و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ به میزان 72 درصد محاسبه شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دنبال کنندگان صفحات اینستاگرام کتابخانه های عمومی استان آذربایجان غربی در دوران همه گیری کووید 19 بود که از میان آن ها 20 صفحه فعال انتخاب شدند و پرسش نامه پژوهش ازطریق خصوصی توسط مدیران صفحات در اختیار آن ها قرار گرفت و در نهایت 212 پرسش نامه برگشت داده شد. در بخش آمار توصیفی، برای تعیین فراوانی، درصد فراوانی، انحراف معیار و میانگین از نرم افزار SPSS، و برای بررسی روابط میان متغیرها و آزمون فرضیه های پژوهش از مدل سازی معادلات ساختاری به روشِ حداقل مربعات جزئی در نرم افزار SmartPLS استفاده شد. یافته ها: یافته های تحلیل ضرایب مسیر نشان داد سودمندی درک شده، پاسخ گو بودن، فواید اجتماعی و رضایت با تمایل به استفاده مداوم از صفحات اینستاگرام کتابخانه های عمومی استان آذربایجان غربی، رابطه ای مثبت و معنادار دارد. رضایت با ضریب مسیر 446/0 قوی ترین عامل در پیش بینی تداوم استفاده از صفحات اینستاگرام کتابخانه های عمومی استان آذربایجان غربی در دوران همه گیری کووید 19 بود. بعد از رضایت، به ترتیب پاسخ گو بودن، سودمندی و فواید اجتماعی، بیشترین تأثیر را بر تمایل به استفاده مداوم از این صفحات داشتند. جالب توجه اینکه متغیرهای سهولت استفاده، انتظارات، لذت درک شده، نوع پست بارگذاری شده، زمان بارگذاری پست، محتوا، نفوذ اجتماعی و هم بستگی با تمایل به استفاده مداوم از صفحات اینستاگرام کتابخانه های عمومی رابطه ای معنادار نشان ندادند. نتایج مربوط به ضرایب مسیر نشان داد که تأثیر عوامل نوع پست بارگذاری شده، زمان بارگذاری پست، سهولت استفاده و محتوا بر سودمندی درک شده کاربران از صفحات اینستاگرام کتابخانه های عمومی استان آذربایجان غربی مثبت و معنادار است و نوع پست بارگذاری شده با ضریب مسیر 290/0، قوی ترین عامل پیش بینی سودمندی درک شده است. همچنین، تحلیل ضرایب مسیر نشان داد که ضرایب تأثیر لذت درک شده و سودمندی درک شده بر رضایت کاربران رضایت کاربران از صفحات اینستاگرام کتابخانه های عمومی استان آذربایجان غربی معنادار نیست، اما ضرایب تأثیر سهولت استفاده و انتظارات بر رضایت کاربران مثبت و معنادار است. در کل، مقدار معیار نیکویی برازش، ۶۴۱/0 به دست آمد که نشانگر مناسب بودن برازش کلی مدل است. اصالت/ارزش: با توجه به اینکه داشتن تمایل و قصد ادامه استفاده از رسانه های اجتماعی یک عمل بعد از پذیرش است و تاکنون مطالعات اندکی به شناسایی عوامل مؤثر بر تمایل به ادامه استفاده از رسانه های اجتماعی به ویژه صفحات اینستاگرام در کتابخانه های عمومی پرداخته اند، نتایج این مطالعه می تواند دلالت های علمی و عملی ارزشمندی برای مدیران و سیاست گذاران این حوزه داشته باشد.
پذیرش استفاده از سامانه های یادگیری الکترونیک مجازی در دوران همه گیری کووید-19: مطالعه موردی کتابداران اداره کل کتابخانه های عمومی استان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات اطلاع رسانی و کتابخانه های عمومی دوره ۲۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۴) ویژهنامه کووید-۱۹
۴۱۲-۳۹۶
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین عوامل مؤثر بر پذیرش استفاده از سیستم ها یا سامانه های یادگیری الکترونیک مجازی توسط کتابداران اداره کل کتابخانه های عمومی استان تهران در دوران پاندمی کووید-19 است. در این پژوهش، تأثیر عوامل خودکارآمدی رایانه ای، تنوع مهارت، پشتیبانی سازمانی، ویژگی های مدرس و کیفیت محتوایی دوره بر متغیرهای مدل پذیرش فناوری شامل برداشت ذهنی از سودمندی، برداشت ذهنی از سهولت، نگرش نسبت به استفاده از فناوری و در نهایت قصد استفاده از سامانه های یادگیری الکترونیک مجازی بررسی شد. روش : پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی و ازنظر نحوه گردآوری و تحلیل داده ها توصیفی-هم بستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل کتابداران کتابخانه های عمومی استان تهران بود که از این میان، 217 نفر براساس فرمول کوکران به عنوان نمونه آماری پژوهش تعیین شد. ابزار اصلی گردآوری داده ها پرسش نامه ای بود که روایی آن توسط شش متخصص تأیید شد. برای تحلیل داده ها، از آزمون مدل سازی معادلات ساختاری به روشِ کمترین مربعات جزئی (PLS) و نرم افزار SmartPLS (نسخه 3) استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که برداشت ذهنی از سودمندی و برداشت ذهنی از سهولت استفاده بر قصد و تمایل کارکنان به استفاده از سامانه های یادگیری الکترونیک مجازی تأثیر می گذارند. همچنین، متغیرهای خارجی مورد بررسی در این پژوهش، یعنی خودکارآمدی رایانه ای، تنوع مهارت، پشتیبانی سازمان، ویژگی های مدرس و کیفیت دوره، تأثیری مثبت و معنادار بر تعیین پذیرش سامانه های یادگیری الکترونیکی در سازمان دارند. بیشترین اثر کل مربوط به متغیر تنوع مهارت و کیفیت محتوای دوره و کمترین اثر کل مربوط به متغیر حمایت سازمان و قصد رفتاری است. اصالت/ارزش: آموزش الکترونیک مجازی نقشی مهم در آموزش و توسعه در محیط سازمانی ایفا می کند، و سامانه های یادگیری الکترونیک مجازی به ابزاری محبوب برای تسهیل فرایندهای یاددهی-یادگیری تبدیل شده اند که امکان آموزش انعطاف پذیر یادگیری محور را فراهم می کنند. یافته های پژوهش حاضر راهنما و نقشه راهی برای پذیرش و استفاده از سامانه های یادگیری الکترونیک مجازی در میان کتابداران کتابخانه های عمومی بر مبنای تجارب به دست آمده در این زمینه در دوران همه گیری کووید-19 است. ازآنجاکه توسعه و استقرار فناوری ها برای برخورداری از مزایای آن ها کافی نیست و برای دستیابی به مزایای بالقوه یک فناوری باید پذیرش آن توسط کاربران مد نظر قرار گیرد، یافته های پژوهش حاضر می تواند پیامدهایی عملی برای مدیران سازمانی، مربیان و توسعه دهندگان سیستم های آموزشی فراهم آورد.