مطالب مرتبط با کلیدواژه
۴۱.
۴۲.
۴۳.
۴۴.
۴۵.
۴۶.
۴۷.
۴۸.
۴۹.
۵۰.
الگوی برنامه درسی
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۶ پاییز ۱۴۰۳شماره ۳
92 - 107
حوزههای تخصصی:
هدف:هدف از پژوهش حاضر، طراحی الگوی برنامه درسی هنر مبتنی بر تعامل دانش آموزان با پلیس و همچنین شناسایی فعالیت-های یادگیری اثر بخش به منظور افزایش این تعاملات است.روش: این پژوهش به روش آمیخته و از رویکرد کیفی گرندد تئوری و رویکرد کمی توصیفی- پیمایشی بهره گرفته است.حوزه ی پژوهش در بخش کیفی معلمان خبره و با تجربه که26نفر به صورت هدفمند از نوع گلوله برفی و در بخش کمی نیز معلمان و مسئولان پرورشی دوره ابتدایی شهر شیراز بودند که310نفر به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته27سوالی که روایی آن توسط9نفر از متخصصان موضوعی و پایایی آن با آلفای(0.96)تایید شد، تجزیه و تحلیل داده-ها در بخش کیفی به شیوه ی اشتراوس کوربین و در بخش کمی از آزمون فریدمن وtتک نمونه بهره گرفته شد.یافته ها: پس از تحلیل متن مصاحبه ها و کدگذاری مؤلفه های آن، تعداد43کدباز،13کد محوری و5کدانتخابی استخراج گردید. علاوه براین،27فعالیت یادگیری شناسایی شد که به منظور ابزار بخش کمی از آن بهره گرفته شد. یافته های کمی نشان داد که از دیدگاه معلمان تمام فعالیت های یادگیری شناسایی شده در افزایش این تعاملات دارای اهمیت بوده و اجرای نمایش و مجسم کردن فداکاریهای پلیس، استفاده از شعر و موسیقی، دعوت از پلیس برای حضور در کلاس در رتبه های اول تا سوم قرار گرفتند.نتیجه گیری: نتایج بخش کمی پژوهش حاکی از آن است، فعالیت هایی که نیازمند بودجه، زیرساخت و زمان کافی است در رتبه های آخر قرار گرفته اند. علاوه براین، الگوی برنامه درسی ارائه شده در این پژوهش عوامل مؤثر در اجرای برنامه درسی و پیامدهای متصور از آن را به نمایش می گذارد.
اعتبار یابی الگوی برنامه درسی سبز برای مدارس ابتدایی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مدیریت فرهنگی سال ۱۷ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۶۲
1 - 12
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش: پژوهش حاضر، با هدف اعتبار یابی الگوی برنامه درسی سبز دانش آموزان دوره دوم ابتدایی انجام شد. روش پژوهش: این پژوهش با استفاده از روش توصیفی پیمایشی انجام پذیرفت. با توجه به مضامین شناسایی شده پرسشنامه ای با 73 گویه جهت اعتباریابی مدل طراحی گردید. روایی محتوایی پرسشنامه با استفاده از نظرات ده نفر از اساتید و صاحب نظران تأیید گردید. پایایی پرسشنامه برای مؤلفه های اهداف 89/0، محتوا 93/0، روش های تدریس 86/0 و برای مؤلفه ارزشیابی 89/0 به دست آمد. جامعه آماری پژوهش شامل متخصصان حوزه برنامه درسی، اساتید علوم تربیتی، معاونان و مدیران آموزش و پرورش بود. حجم کل جامعه آماری 395 نفر مشخص گردید. نمونه گیری در این مرحله به روش خوشه ای انجام شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل عاملی تأییدی) و رویکرد مدل سازی معادله ساختاری کواریانس محور و نرم افزار اس پی اس اس و نرم افزار ایموس گرافیک استفاده شده است. یافته ها: براساس نتایج تحلیل عاملی همه ی مضامین با بار عاملی بالا مورد تأیید قرار گرفتند. نتیجه گیری: برنامه درسی سبز سازگار و همگام با محیط زیست است و می تواند دانش آموزان را برای یک زندگی پایدار آماده سازد. بنابراین پیشنهاد می گردد الگوی برنامه درسی سبز با نظارت بیشتری در مدارس اجرا گردد.
طراحی الگوی برنامه درسی مهارت های روانشناختی در حوزه رفتار و حقوق شهروندی در آموزش دوره دوم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: آموزش مهارت های روانشناختی در حوزه مسائل شهروندی یکی از مهم ترین سرفصل ها در تدوین عناصر برنامه درسی دوره ابتدایی است؛ از طرفی رفتار حقوقی در آموزش دانش آموزان ابتدایی نیز از اهمیت فراوانی برخوردار است. بررسی ادبیات مربوط به حوزه شهروندی نشان می دهد که الگوی بومی مناسبی برای برنامه درسی مهارت های روانشناختی در این حوزه وجود ندارد. هدف: مطالعه حاضر با هدف طراحی الگوی برنامه درسی مهارت های روانشناختی حوزه شهروندی به دانش آموزان دوره دوم ابتدایی انجام شده است. روش: روش پژوهش حاضر داده بنیاد بود. جامعه آماری شامل تمامی متخصصان حوزه تعلیم و تربیت ابتدایی بود که از میان آن ها 21 نفر با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شد. ابزار اصلی گردآوری داده ها مصاحبه بود که داده های حاصل از آن از طریق کدگذاری باز، کذگذاری محوری و کدگذاری گزینشی انجام شد. تحلیل داده ها در نرم افزار مکس کیودا نسخه 12 انجام شد. یافته ها: نتایج این تحقیق به شکل الگویی متشکل از ۱۱ مقوله اصلی شامل شرایط علّی، برنامه ریزی عملکرد محور، شرایط زمینه ای، برنامه ریزی عملکرد محور زمینه ای (زمینه گرایی تربیتی و روانشناختی، اقتصادی، فرهنگی، و تفاوت های رفتاری عمل گرایانه شهروندی) مداخله گر (ویژگی های معلم و فراگیر) راهبردها (اولیه، آموزشی و بازخوردی) و پیامدها (ارتقاء سطح عملکرد دانش آموز و ایجاد برنامه درسی پایدار) ارائه شد. نتیجه گیری: ضروریست با توجه به اهمیت موضوع برنامه ای راهبردی در برنامه درسی حقوق شهروندی برنامه آموزشی در سطح ادارات و مدارس تصویب و تدوین شود، این برنامه قاعدتاً باید ضمن توجه به اهداف مؤلفه های نظام آموزشی کشور با جنبه های حقوقی مدنیت سیاسی فرهنگی اجتماعی و اخلاقی اسناد بالادستی و از آن جمله سند نقشه جامع علمی کشور هماهنگ باشد.
الگوی برنامه درسی مبتنی بر سواد فرهنگی در آموزش و پرورش در راستای برنامه ریزی منطقه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی الگوی برنامه درسی مبتنی بر سواد فرهنگی در آموزش و پرورش انجام شد. این پژوهش کیفی با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی انجام گرفت. جامعه آماری اسناد موجود در پایگاه ها و وب سایت های معتبر در فاصله زمانی سال های 8811 الی 8041 و 8818 الی 1410 بودند که جهت انتخاب نمونه پس از انتخاب متون یاد شده از نمونه گیری هدفمند ملاک محور استفاده گردید. با بررسی و واکاوی مقالات پژوهشی مرتبط با سواد فرهنگی در حوزه آموزش و پرورش، نمونه گیری انجام شد و تا سر حد اشباع ادامه یافت. برای جمع آوری داده ها از ابزار فیش برداری از کتاب ها، مقاالت، اسناد و متون مرتبط با سواد فرهنگی استفاده شد. سپس با استفاده از کد گذاری باز، کدگذاری محوری و کد گذاری گزینشی به ترتیب داده ها تلخیص شده و در قالب مفاهیم قرار گرفتند. نتایج نشان داد در واقع الگوی برنامه ریزی درسی مبتنی بر سواد فرهنگی در آموزش و پرورش شامل 04 مؤلفه است که به دستههای مختلف تقسیم میشوند. دسته اول؛ مؤلفه های ارزیابی که شامل ارزیابی انتقادی، ارزیابی شخصی، ارزیابی فرهنگی و ارزیابی محیطی می شود. دسته دوم؛ اهداف که شامل :اهداف اجتماعی، اقتصادی، آموزشی، بهداشت و سالمت، پرورشی و زیست محیطی است. دسته سوم؛ دانش شامل اجتماعی، تاریخی، زیستمحیطی، سیاسی، فرهنگی، مذهبی. دسته چهارم راهبردهای یادگیری شامل: ادبیاتی، اقتصادی، انگیزشی، بازی محور، تجربی، تحلیلی، تربیتی، تعاملی، تفکر محور، تکنولوژی محور، خالقیت محور، فرهنگی . دسته پنجم؛ عناصرشامل: اجتماعی، ارتباطی، اطالعاتی، پرورشی، شناختی، مهارتی
شناسایی الگوهای آموزشی معلّمان در تدریس درس تربیّت بدنی در مدارس چند پایه کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پژوهش حاضر، با هدف شناساییِ الگوهایِ آموزشیِ معلّمان در تدریس درس تربیّت بدنی در مدارس چندپایه کشور، انجام گرفت.روش : روش تحقیق آمیخته(کیفی و کمّی) بود. فاز اوّل روشِ کیفی، با استفاده از تحلیل موضوعی و فاز دوّم روشِ کمّی، با استفاده از مدل سازی ساختاری تفسیری و روابط متقابل(میک مک) انجام گرفت. جامعه آماری، شامل 19 نفر از استادان دانشگاه فرهنگیان، معلّمان با تجربه و کارشناسان حوزه اجرایی وزارت آموزش و پرورش بودند. الگوهای مطلوب مؤثّر، با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته و بهره مندی از نظرات کارشناسان شناسایی گردید. یافته ها: بر اساس مصاحبه های نیمه ساختاریافته 5 الگوی مؤثّر یا مطلوب، به عنوان الگوهای مورد استفاده معلّمان برای آموزش درس تربیّت بدنی در مدارس چندپایه کشور مشخص شدند، در فاز دوّم، با استفاده از مدل سازی ساختاری تفسیری به طرّاحی مدل ساختاری تفسیری و بر اساس تحلیل میک مک، میزان اثرپذیری و اثرگذاری این الگوها تعیین شد، در نهایت استفاده از 1) الگوهای فراگیر و هم راستا با اهداف بالادستی 2) الگوبرداری بر اساس تجارب شخصی 3) الگوبرداری بر مبنای منابع موجود به عنوان الگوها یا مؤلّفه های تاثیرگذار و الگوها یا مؤلّفه های 1) استفاده از روش تلفیقی 2) الگوبرداری بر اساس رشته های ورزشی انفرادی و جذّاب، شناسایی شدند. نتیجه گیری: بنابر این آنچه مشخص است، تلاش فعلی آموزش و پرورش باید روی الگوهای فراگیر و هم راستا با اهداف بالادستی، الگوبرداری بر اساس تجارب شخصی و الگوبرداری بر مبنای منابع موجود باشد تا بتواند، حدّاکثر بهره وری را در مدارس چندپایه معلّمان داشته باشند.
طراحی الگوی برنامه درسی تربیت معلم با رویکرد آینده پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهشی: هدف این پژوهش، طراحی الگوی برنامه درسی تربیت معلم با رویکرد آینده پژوهی بوده است. روش پژوهشی: این مطالعه با روش تحقیق نظریه داده بنیاد کلاسیک انجام شده است. جامعه پژوهش را متخصصان آینده پژوهی، متخصصان علوم تربیتی و مدرسین دانشگاه فرهنگیان و سایر دانشگاه های کشور در سال های 1402-1404 تشکیل دادند. با استفاده از نمونه گیری نظری، تعداد 23 نفر از اساتید برنامه ریزی درسی برای مصاحبه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، مصاحبه عمیق و غیرساختاریافته بود و داده ها با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که الگوی برنامه درسی تربیت معلم با رویکرد آینده پژوهی از ده بعد اصلی تشکیل شده است. این ابعاد عبارتند از: اهداف یادگیری، محیط یادگیری، محتوای یادگیری، گروه بندی یاددهی-یادگیری، منابع/مواد یادگیری، فعالیت های یادگیری، زمان بندی یادگیری، نقش معلمان، ارزشیابی یادگیری و منطق یادگیری. نتیجه گیری: بر اساس یافته ها می توان نتیجه گرفت که برای تربیت معلمانی که بتوانند نیازهای آینده را پیش بینی و پاسخ دهند، لازم است برنامه درسی جامعی طراحی شود که این ده بعد را به طور هماهنگ و با نگاه آینده نگرانه در بر گیرد. این الگو می تواند به عنوان چارچوبی اساسی برای بازنگری و تدوین برنامه های درسی تربیت معلم مورد استفاده قرار گیرد.
الگوی آموزشی برنامه درسی مبتنی بر روش قصه گویی برای دانش آموزان دوره اول ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی مولفه ها و اهداف برنامه درسی قصه گویی با روش کیفی بر پایه مصاحبه با متخصصان مرتبط انجام شده است. رویکر پژوهش از نوع کیفی است. جامعه آماری شامل کلیه خبرگان متخصصان برنامه درسی و اساتید آموزش ابتدایی در دانشگاه ها که در برنامه ریزی درسی و آموزش ابتدایی فعالیت های پژوهشی دارند بود. برای انتخاب نمونه، از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. هدف از این کار، این بود که احتمال حضور همه صاحبنظران این حوزه در نمونه افزایش یابد. پایه های نظری و مضامین اصلی از مصاحبه ها استخراج، کدگذاری و طبقه بندی شدند. توسط دو داور متخصص کدهای باز و مقوله های فرعی، مقوله های اصلی و در نهایت نولفه ها استخراج گردید. نتایج نشانگر مدل مفهومی است که دارای هفت بعد 1. مفهومی ساختن برنامه، 2. تشخیص، 3 انتخاب محتوا، 4. انتخاب تجربه های یادگیری، 5. اجرا، 6. ارزشیابی، 7. نگهداری برنامه می باشد که در مقوله های اصلی و فرعی کدگذاری شدند. بنابراین میتوان بر اساس الگوی آموزشی هاکینز، برای دروس دوره اول ابتدایی، برنامه درسی مبتنی بر قصه گویی طراحی کرد.
طراحی الگو و اعتباریابی برنامه درسی دوره پیش دبستانی با تأکید بر مهارت های زندگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناسی تربیتی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۹
62 - 34
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف طراحی الگو و اعتباریابی برنامه درسی دوره پیش دبستانی با تأکید بر مهارت های زندگی صورت پذیرفته است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف پژوهشی کاربردی – توسعه ای و به لحاظ اجرا آمیخته اکتشافی (کیفی-کمی) بود. در این راستا در بخش کیفی با استفاده از تکنیک تحلیل مضمون به ارائه الگو پرداخته شده است. جامعه آماری بخش کیفی 15 نفر از خبرگان حوزه برنامه درسی، روانشناسی و مدیران مهدکودک استان فارس با استفاده از نمونه گیری هدفمند تشکیل می دادند. جامعه آماری بخش کمی شامل کلیه مربیان مهد کودک استان فارس به تعدا 5112 نفر تشکیل بود؛ که بر اساس فرمول کوکران و شیوه خوشه ای دومرحله ای تعداد 375 نفر، در پژوهش شرکت داده شدند. به منظور گردآوری داده ها در بخش کیفی از مصاحبه نیمه ساختار یافته و در بخش کمی از پرسشنامه 69 سوالی محقق ساخته استفاده گردید. جهت تحلیل اطلاعات بخش کیفی از روش تحلیل مضمون و در بخش کمی، تکنیک تحلیل عاملی تأییدی مورد استفاده قرار گرفت. مدل احصا شده از نتایج بخش کیفی پژوهش دارای 9 مؤلفه اصلی و 69 شاخص شامل: آموزش حقوق شهروندی (ده شاخص)، مدیریت احساسات(پانزده شاخص)، تفکر انتقادی(هفت شاخص)، حل مسأله (یازده شاخص)، تفکر خلاق(هفت شاخص)، مهارت ارتباطی(ده شاخص)، مهارت تصمیم-گیری(شش شاخص)، خودآگاهی(هفت شاخص) و بهداشت جسمی(شش شاخص)" بوده است. در بخش کمی نیز روایی و پایایی مدل تحلیل عاملی تأییدی به ترتیب با استفاده از تکنیک های روایی سازه – همگرا و پایایی مرکب مورد تأیید قرار گرفت.
طرّاحی و اعتباریابی الگوی مطلوب برنامه درسی مبتنی بر یادگیری پدیده محور در دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر طراحی و اعتباریابی الگوی مطلوب برنامه درسی مبتنی بر یادگیری پدیده محور در دانشگاه فرهنگیان می باشد.پژوهش حاضر، از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت آمیخته اکتشافی متوالی است (کیفی -کمی)، از نظر گردآوری اطلاعات روش میدانی بود.جامعه آماری بخش کیفی صاحب نظران و اساتید دانشگاه فرهنگیان - آذربایجان غربی و شرقی /صاحبنظران و متخصصان برنامه ریزی درسی که با نمونه گیری هدفمند تا اشباع نظری انتخاب می شوندجامعه آماری بخش کمی شامل کلیه اساتید دانشگاه فرهنگیان - آذربایجان غربی و شرقی که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب می-شوندابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی شامل مصاحبه با صاحبنظران و خبرگان می باشدبعد از انجام بخش کیفی تحقیق و شناسایی مولفه های الگوی مطلوب برنامه درسی مبتنی بر یادگیری پدیده محور در دانشگاه فرهنگیان برای سنجش متغیرهای مدل از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شدهنگام تجزیه و تحلیل دقیق داده های بخش کیفی، مفاهیم از راه کدگذاری، به گونه مستقیم از رونوشت مصاحبه مشارکت کنندگان در پژوهش (کدهای زنده) یا با توجه به موارد مشترک کاربرد آن ها، ایجاد شد.در تحلیل کمی در طراحی مدل و تعیین میزان تاثیرگذاری متغیرها از آزمون های تحلیل مسیر، معادلات ساختاری، برازش مدل و ماتریس کوواریانس در نرم افزار آماری Lisrel نسخه 8.80 استفاده می شود.تحلیل داده های به دست آمده نشان داد که برنامه درسی مبتنی بر یادگیری پدیده محور، واجد ساختاری چندلایه و نظام مند است که مؤلفه ها و ابعاد آن نه به صورت تصادفی، بلکه در پاسخ به تحولات اجتماعی، فناوری، و نظریه های نوین یادگیری شکل گرفته اند. این مؤلفه ها که در قالب چهارده بُعد اصلی طبقه بندی شده اند، هر یک کارکرد مشخصی در جهت تحقق اهداف برنامه درسی مبتنی بر یادگیری دارند.همچنین نتایج به دست آمده از اعتبار الگوی برنامه درسی پدیده محور نشان دهنده آن هستند که این الگو در مجموع برای دانشگاه فرهنگیان از اعتبار مناسبی برخوردار است.
طراحی الگوی برنامه درسی تنوع گرا مبتنی بر نظریه انعطاف پذیری شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف از این پژوهش، ارائه الگوی برنامه درسی تنوع گرا مبتنی بر نظریه انعطاف پذیری شناختی است. روش پژوهش : این مطالعه یک پژوهش کیفی است که برای پاسخ به سؤال اول پژوهش از شیوه مرور نظام مند استفاده شده است. در این پژوهش، برای جمع آوری داده های مربوط به سؤال اول پژوهش، به جستجوی مقالات، پایان نامه ها و متون مرتبط از پایگاه های معتبر اینترنتی از سال 1988 تا 2020 پرداخته شد. در نهایت، از میان این منابع، 28 منبع از مرتبط ترین متون مرتبط با سؤالات پژوهش، انتخاب شده و از طریق روش تحلیل مضمون، تحلیل شدند. سپس بر اساس یافته های به دست آمده، عناصر برنامه درسی تنوع گرا در پاسخ به سؤال دوم تا ششم، طراحی و اعتبارسنجی شده است. در پایان، بر اساس یافته ها، الگوی مفهومی برنامه درسی تنوع گرا، ارائه شده است. برنامه مذکور در اختیار 10 نفر از متخصصان برنامه درسی قرار گرفت که با توافق 90 درصد، عناصر مختلف برنامه را تأیید نمودند. یافته ها : بر اساس یافته ها، تعاریف، اهداف، اصول و معیارها و تأکیدات حوزه تدریس و یادگیری از جمله مضامین اصلی نظریه انعطاف پذیری شناختی بودند. مضامین فرعی مرتبط به هر مضمون اصلی نیز شناسایی شدند. بعد از شناخت ویژگی های نظریه انعطاف پذیری شناختی، بر اساس ویژگی ها، عناصر برنامه درسی تنوع گرا طراحی شدند. تنوع در نوع، سطح، شکل، و پیچیدگی از جمله مهمترین ویژگی های برنامه درسی تنوع گرا بود. عنصر هدف شامل (تنوع در حیطه ها/ سطوح /پیچیدگی)؛ عنصر محتوا شامل (تنوع در انواع محتوا)؛ عنصر روش های یاددهی یادگیری (تنوع در انواع روش)؛ عنصر فعالیت های یادگیری شامل (تنوع در محل، سطح، حیطه، شیوه، و نوع فعالیت)؛ عنصر ارزشیابی شامل (تنوع در مراحل، نوع، حیطه، پیچیدگی، شکل، و ابزارهای ارزشیابی) است. نتیجه گیری : در این پژوهش، برنامه درسی تنوع گرا بر پایه نظریه انعطاف پذیری شناختی، با تأکید بر تنوع در تمام عناصر آموزشی (اهداف، محتوا، روش، فعالیت و ارزشیابی) و توجه به یادگیری پیچیده، کاربردی و چندجانبه، جهت پرورش ذهنی انعطاف پذیر و توانمند در حل مسائل واقعی، ارائه شد. این برنامه، فضایی تعاملی، چندبعدی و غیرخطی برای ساخت فعال دانش فراهم می کند و به عنوان راهنمای عمل در تربیت افرادی با ذهن های خلاق، نوآور و انعطاف پذیر می تواند راهگشا باشد و مورد استفاده برنامه ریزان، مؤلفان و معلمان قرار گیرد.