مطالب مرتبط با کلیدواژه
۲۲۱.
۲۲۲.
۲۲۳.
۲۲۴.
۲۲۵.
۲۲۶.
۲۲۷.
خراسان
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۱۲)
149 - 184
حوزههای تخصصی:
روزنامه «فکر آزاد» از مجلاتی است که در اواخر دوره قاجار در مشهد به مدیریت احمد بهمنیار کرمانی منتشر می شد. از شماره پیشین در «خراسانیّات» اشعاری که در این مجله منتشر و در منابع دیگر درج نشده را استقصا و بر اساس ترتیب زمانی سلسله وار منتشر می کنیم.
نقش خراسان در انتقال و توسعه علوم عقلی در حوزه علمیه نجف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه و کلام اسلامی سال ۵۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
157 - 179
حوزههای تخصصی:
خراسان، به عنوان یکی از کانون های اصلی تمدن و اندیشه در ایران، دو مدرسه بزرگ فلسفی مشهد و سبزوار را در خود جای داده است. این دو مدرسه در طی دو قرن اخیر نقش بسزایی در انتقال و توسعه حکمت اسلامی ایفا کرده اند. به ویژه، تأثیر آنها بر حوزه علمیه نجف، به عنوان یکی از مهم ترین مراکز شیعه، بسیار چشمگیر بوده است. این پژوهش با رویکردی تاریخی-جغرافیایی و روش توصیفی-تحلیلی به بررسی دقیق این تأثیر می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که تأثیر مدارس فلسفی خراسان بر حوزه نجف در چند محور اصلی قابل بررسی است: 1) تلفیق علوم عقلی و نقلی، 2) تقویت رویکرد عقلانی در علوم دینی، 3) شکل گیری مکتب عرفانی- فلسفی شیعی در نجف، 4) گسترش افق فکری و زمینه سازی برای روشنفکری دینی و 5) تربیت نسل جدیدی از متفکران. این تعامل فکری منجر به تحولی عمیق در ساختار فکری حوزه نجف شد و زمینه را برای شکل گیری سنتی فکری در جهان تشیع فراهم کرد که تلفیقی از عقلانیت فلسفی، عرفان و فقاهت است و امروزه به عنوان یکی از مهم ترین جریان های فکری در جهان اسلام شناخته می شود.
عبور از موانع استقلال ایران با کاربست سیاست واقع گرایی اسلامی طاهر ذوالیمینین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سخن تاریخ سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
86 - 115
حوزههای تخصصی:
تلاش برای استقلال از عنصر بیگانه، یکی از واکنش های تاریخی هر قومی می باشد، با این وجود، ورود اعراب به خاک ایران با توجه به بار مذهبی این رخداد برای توده های مردم روزنه امیدی برای رهایی از شرایط آشفته سیاسی- اجتماعی جامعه ایران عهد ساسانی قلمداد شد و این امید سبب نوعی واکنش منفعلانه بخصوص از طرف طبقات فرودست در برابر اعراب شد. اما بزودی حاملان دین اسلام بویژه در دوره امویان، با رفتار سیاسی- اجتماعی خود، مردم را به واکنش واداشتند. حضور فعال موالی در نهضت عباسی نتوانست به آرمان های آنان تحقق بخشد، از اینرو تلاش هایی بویژه با لفافه مذهبی التقاطی و با رنگ مزدکی برای مقابله با سلطه اعراب به ظهور رسید که نتیجه آنی همگی چیزی غیر از شکست نبود. طاهر سرسلسله خاندان طاهری با به کارگرفتن نوعی سیاست سازش سیاسی- مذهبی آگاهانه با مامون و در واقع با اعراب، نه تنها توانست با قتل خلیفه عباسی به حیطه خدشه ناپذیر معنوی خلفا، آن هم در عصر طلایی خلافت عباسی لطمه وارد سازد، بلکه توانست با توجیه دینی آن اقدام، در ازای خدمات خود، خراسان را نیز به دست آورد و با سلوک سیاسی خود که مبتنی بر مردم داری بود، حتی پس از مرگش نیز مسبب تداوم قدرت در خاندانش باشد. در این مقاله با فرض اینکه سیاست واقع گرایی اسلامی طاهر را می توان اصلی ترین عامل در قدرت یابی طاهریان و استقلال نسبی ایران دانست، سعی شده است با تکیه بر منابع دست اول با روش توصیفی- تحلیلی، علاوه بر توجه به دشواری های استقلال ایرانیان، به جلوه های مختلف کاربست سیاست واقع گرایی اسلامی طاهر در لابه لای اعمال و گفتارش پرداخته شود.
مهاجرت و قدرت یابی طایفه چگینی در خراسان عصر صفوی(1038-907 ه.ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خاندان صفوی با یاری قزلباش های ترک آسیای صغیر به قدرت رسید اما با گذر زمان طوایف غیر ترک نیز توانستند در نظام سیاسی جدید نقش آفرین باشند. در این بین برخی طوایف کرد مورد توجه شاهان صفوی قرار گرفتند. پژوهش حاضر به بررسی پیشینه حضور و اقامت طایفه کرد چگینی در برخی نواحی خراسان می پردازد؛ یعنی منطقه ای که سکونتگاه و محل استقرار اصلی ایلات کرد نبوده است. اما بر اساس برخی سیاستهای داخلی جهت ایجاد امنیت در مرزها و نظم دهی به ایلات سرکش خراسان محل استقرار برخی از ایلات کرد گردید.برخلاف آنچه اغلب تصور می شود حضور کردها در بخش هایی از ناحیه خراسان به دوره ی سلطنت شاه عباس اول (1038-996ه.ق) منحصر نمی شود بلکه قبل از آن برخی طوایف کرد به خراسان مهاجرت کرده بودند که تاکنون کمتر بدان پرداخته شده است. تحقیق پیش رو درصدد است تا به ریشه شکل گیری مهاجرت طایفه کرد چگینی و کیفیت حضور آنان در سطوح سیاسی و اجتماعی خراسان عصر صفوی بپردازد. بر مبنای یافته های پژوهش طایفه ای که زمانی در گستره های غربی کشور حالت گریز از مرکز داشته و با ایجاد ناامنی در راه ها مانعی برای تجارت و کاروانها بوده اند با حضور در خراسان تغییر کارکرد داده و از این نیرو و توانایی آن در جهت نظم سیاسی و اجتماعی و امنیت مرزها استفاده شده است.
بسترها و کارکردهای وقف در خراسان و ماوراءالنهرِ دوره سامانیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وقف، به عنوان یکی از مهم ترین نهادهای اجتماعی در دوره سامانیان، بر ساختارهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، آموزشی و اعتقادی خراسان و ماوراءالنهر تأثیرات عمیقی داشته است. گروه های اجتماعی، متأثر از انگیزه های مختلف، با بهره گیری از وقف در عرصه های گوناگون منشأ خدمات متنوعی شدند. موقوفات علاوه بر حمایت از نهادهای علمی و مذهبی، در تقویت بنیان های اقتصادی و اجتماعی نیز نقش آفرین بودند. وقف با تأمین مالی خدمات رفاهی، ایجاد فرصت های شغلی و توزیع ثروت، به بهبود معیشت عمومی و کاهش نابرابری اجتماعی کمک می کرد. همچنین در ساخت و نگه داری رباط ها و کاروان سراها، دفاع از مرزها و امنیت راه ها نقش بسزایی داشته و موجب رونق تجارت شده است. بررسی این ابعاد نشان می دهد وقف نه تنها ابزاری برای توسعه علمی و فرهنگی، بلکه عاملی مؤثر در انسجام اجتماعی نیز بوده است. مسئله این پژوهش، بسترها و کارکردهای وقف در خراسان و ماوراءالنهر است. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی و تکیه بر منابع تاریخی، جغرافیایی، ادبی و زندگی نامه ای، نقش وقف را در توسعه مساجد، مدارس، خانقاه ها، رباط ها، کاروان سراها و زیرساخت های شهری بررسی می کند. فرضیه این پژوهش این است که بسترهای اجتماعی و فرهنگی خراسان و ماوراءالنهر، با نیازهای علمی و اقتصادی جامعه پیوند خورده و شرایطی را فراهم کرده که گروه های اجتماعی از طریق وقف، به ارائه خدمات اجتماعی، علمی، آموزشی و اقتصادی بپردازند. این فرایند بنیان های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و زیرساخت های شهری را تقویت کرده است.
بررسی عملکرد فاتحان عرب در فتوحات اسلامی (مطالعه موردی، ربیع بن زیادالحارثی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال ۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۳۲)
43 - 58
حوزههای تخصصی:
تحولات و وقایع تاریخ صدر اسلام در مناطق مفتوحه اسلامی متأثر از شخصیت ها ی اثرگذار این دوران بوده است. هریک از رجال و فاتحان برجسته در دوره فتوحات اسلامی دارای خاستگاه اجتماعی و قبیله ای بودند که بر رفتار و کنش آنان در عصر اسلامی اثرگذار بود. یکی از این فاتحان عرب مسلمان که در دوره خلفاء و دوره اموی سرزمین های بسیاری از ایران را فتح کرد، ربیع بن زیاد الحارثی است. رفتار و عملکرد ربیع در جریان فتوح اسلامی در ایران نمونه بسیار خوبی برای تبیین ماهیت عملکرد فاتحان عرب می باشد. بر این اساس، سوال اصلی این است که عملکرد سیاسی و نظامی و نحوه مواجهه ی ربیع الحارثی با ایرانیان در جریان فتوحات چگونه بود؟ یافته ها نشان می دهد که در بسیاری از موارد، رفتار و اعمال فاتحانی چون ربیع، آمیزه ای متناقض از سنت ها و خُلقیات عرب پیش از اسلام و آموزه ها و الگوهای اسلامی بوده است. بنابراین، در برهه ای که ربیع الحارثی متأثر از سنت های جاهلی و قبیله ای عربی بود رفتارهای خشونت باری چون کشتار بیرحمانه، قساوت، تحقیر، بردگی اسیران، زنان و کودکان داشته؛ اما زمانی که با آموزه ها و سنت های اسلامی از طریق حسن بصری آشنا شد، برخورد خیرخواهانه و مسالمت آمیزتری با ایرانیان از خود بُروز داده است.
صنعت بافندگی و تجارت پارچه در قلمرو سامانیان بر اساس منابع مکتوب تاریخی و جغرافیایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پارچه بافی در قلمرو سامانیان، پیوند تنگاتنگی با دامداری، کشاورزی و باغداری داشت و متأثر از بسترهای طبیعی خراسان، ماوراءالنهر و خوارزم بود. تولید پشم، پنبه، کتان و ابریشم، صنعت پارچه بافی را تغذیه می کرد. ساختار شغلی این صنعت، نخ ریسی، بزازی و رنگرزی را در بر می گرفت. نیشابور، مرو، بخارا ، سمرقند و کاث مراکز تولید بودند. تنوع تولیدات شامل بافته های ابریشمی، پنبه ای و پشمی مانند پلاس و نمد بود. پارچه بافی از موقعیت تجاری نیشابور، مرو، بخارا و کاث بهره می برد. منسوجات از طریق شاهراه خراسان و جاده ابریشم، به سرزمین های دیگر صادر می شد. مسئله این پژوهش، ارتباط نساجی با ساختار اقتصادی، اجتماعی و جغرافیایی قلمرو سامانیان است. هدف پژوهش، بررسی نقش عوامل طبیعی، شبکه مشاغل، مراکز تولید و مسیرهای تجاری در بافندگی است. روش پژوهش کتابخانه ای متکی بر منابع تاریخی و جغرافیایی با رویکرد توصیفی– تحلیلی است. یافته های پژوهش نشان می دهد که وفور منابع آب، رونق کشاورزی و دامداری و موقعیت جغرافیایی، بستر مناسبی برای تولید مواد اولیه فراهم آورده بود. نیشابور، مرو، بخارا، سمرقند و کاث مراکز تولید پارچه بودند و منسوجات از طریق راه های بازرگانی به سرزمین های دیگر صادر می شد.