مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱۰۱.
۱۰۲.
۱۰۳.
۱۰۴.
۱۰۵.
۱۰۶.
۱۰۷.
۱۰۸.
نیازسنجی
الگوی توسعه فضایی برای هدایت و کنترل مسیر توسعه شهرها در آینده اهمیت ویژه ای دارد و دستورکارهای مداخله در ساختار فضایی شهر را برای سیستم مدیریت شهری ایجاد می کند. در این مقاله با به کارگیری رهیافت برنامه ریزی راهبردی فضای شهری مشکل سو، مبتنی بر سنجش نیاز و رضایت ساکنان در شهر دهسرخ (یک شهر کوچک و در حال گذار از روستا به شهر)، الگوی توسعه فضایی شهر در سطح راهبردی تولید و ویژگی های متمایز آن ردیابی و معرفی شده است. به منظور انجام تحلیل های مرتبط با نیازسنجی و رضایت سنجی از شیوه کمی و کیفی (ترکیبی) بهره گرفته شده است که فنون و روش های کمی (چون تحلیل های آماری توصیفی و آزمون میانگین فریدمن) و کیفی (چون تحلیل متن، تحلیل محتوا و تحلیل متون برآمده از گروه هیئت منصفه ذی نفعان کلیدی) و نیز از لحاظ هدف بیرونی کاربردی و توصیفی-تحلیلی-تجویزی است. مهم ترین یافته های پژوهش بیانگر ضرورت مداخله بر اساس مفاهیم بنیادین، چون پایداری، همبستگی اجتماعی و مشارکت عمومی است که مانع از گسیختگی اجتماعی و گسستگی کالبدی در ساختار فضایی شهر می شود و در مسیر ارتقا و بهبود دسترسی ساکنان به خدمات و امکانات پشتیبان سکونت، روند توسعه شهر را هدایت و کنترل می کند. ارتقای سطح رضایتمندی ساکنان (به ویژه در سطح محلات) ارتباط مستقیم با فراهم شدن دسترسی عادلانه و متعادل به امکانات و زیرساخت های شهری دارد.
نقش مدیران مراکز یادگیری محلی در پیشبرد اهداف و نیازهای جامعه محلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تربیتی پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴۷
۱۸۴-۱۵۴
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف واکاوی نقش مدیران مراکز یادگیری محلی در پیشبرد اهداف و نیازهای جامعه محلی انجام شده است. این پژوهش را میتوان در زمره پژوهش های رویکرد کیفی و روش آن را پدیدارشناسانه از نوع تفسیری قرار داد. میدان پژوهش، تمامی مدیران مراکز یادگیری محلی می باشند که با روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شده اند. با استفاده از دو روش فوق، در مجموع 26 نفر از میدان پژوهش مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته و همه آنها مورد مصاحبه قرار گرفتند. یافته های پژوهش با توجه به نظرات مشارکت کنندگان و به تفکیک سوالات موردنظر به سه بخش تقسیم شدند. در بخش مدیران در شناخت نیازها و مسائل مراکز یادگیری محلی بطور کلی 10 مقوله اصلی و 41 زیرمقوله استخراج شد. مقولات اصلی در این بخش عبارتند از نیازسنجی، شناخت محله و جامعه محلی، دغدغه های آموزشی، دغدغه های مالی، بررسی نیازهای اقتصادی مرکز، بررسی امکانات مرکز، بررسی مسائل اجرایی در نرکز، محتوای کتب، دوره های ضمن خدمت، بازخوردگیری. در ارتباط با نقش مدیران در پیشبرد اهداف مراکز یادگیری محلی نیز 5 مقوله اصلی و 18 زیرمقوله استخراج شد که مقولات اصلی عبارتند از توان جلب همکاری برای حل مسائل، ارتقای امکانات محیطی، ارتقای امکانات آموزشی، همه جانبه نگری مسائل، کمک به ایجاد کارآفرینی. همچنین در ارتباط با ارزیابی مدیران نسبت به میزان دستیابی به اهداف نیز 4 مقوله اصلی و 11 زیرمقوله استخراج گردید کهمقولات اصلی شامل رضایت از کیفیت اهداف، رضایت از نحوه انتقال اهداف به جامعه محلی، رضایت میزان تحقق اهداف، رضایت از دوره های ضمن خدمت برای مدیران می باشد. بطور کلی نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که مدیران مراکز یادگیری محلی نقش بسزایی در شناخت نیازهای جامعه محلی داشته و از طریق تعامل همه جانبه ای که با فراگیرانف اموزش دهندگان و مسئولین دارند، در پیشبرد اهداف بسیار موثر خواهند بود.
شناسایی نیازهای مشاوره ای والدین دانش آموزان دوره اول متوسطه به منظور تدوین بسته آموزشی و راهنمای اجرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۸
187 - 232
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی نیازهای مشاوره ای والدین دانش آموزان دوره اول متوسطه به منظور تدوین بسته آموزشی و راهنمای اجرایی انجام گرفت. این پژوهش از نوع بنیادی و از نظر روش، کیفی است. نمونه پژوهشی در مرحله اول شامل: مبانی نظری و مقالات پژوهشی مرتبط، و مرحله دوم شامل: والدین در دسترس به تعداد30 نفر تا حد اشباع است. ابزار گردآوری داده ها: دسته اول شامل: تمامی لغات و مضامین مرتبط برگرفته از پیشینه پژوهشی و دسته دوم شامل: متون و مضامین حاصل از مصاحبه نیمه ساختار است. روش تجزیه و تحلیل: از نوع استقرایی «تحلیل نظام مند داده بنیاد»، که داده های حاصل از مطالعه متون فوق در قالب کدهای باز، مقوله ای و نظری به روش تحلیل محتوا کدگذاری شده اند. نیازها و مضامین استخراج شده در اختیار 5 ارزیاب خبره قرار گرفت که پس از ارائه برخی پیشنهادات، مورد تأیید قرار گرفت. یافته ها نشان داد: که مهم ترین نیازهای مشاوره ای والدین در چهار مؤلفه کلی به ترتیب شامل: نیازهای روانی – اجتماعی/ روانی – عاطفی/ شناختی – تحصیلی/ اخلاقی – معنوی قرار دارند و سه نمونه از مهم ترین نیازهای جزئی آنان به ترتیب شامل: افزایش مهارت خودآگاهی فرزندان، تنظیم و مدیریت هیجان، و ارتباط صحیح والد-فرزندی می باشند، که در قالب بسته آموزشی و راهنمای اجرایی تدوین شد. نتیجه گیری: این بسته به عنوان پیشنهادات اجرایی و آموزشی می تواند خدمات مشاوره برای والدین و همچنین پیشرفت دانش آموزان را فراهم نماید، تا به نیازهای شان بصورت مناسب پاسخ دهد.
نیازسنجی آموزش درس هنر در مدارس ابتدایی ایران (تجربۀ زیسته معلمان، والدین و متخصصان تربیت)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: اگرچه بسیاری از مردم خلاقیت را با هنر مرتبط می دانند، محصولات به هیچ وجه در انحصار آن نیست. در زمینه های مختلف زندگی اعم از علم تا حرفه های متعدد خلاقیت وجود دارد؛ اما میزان خلاقیّت در هر یک متفاوت است. روش ها : این پژوهش جزء پژوهش های کیفی و از نوع پدیدارشناسی است. پدیدارشناسی به معنای مطالعه تجربه زیسته یا جهان زندگی است که توسط یک فرد زیسته و تجربه می شود و به معنای جهان یا واقعیت جدایی از انسان نیست. در رویکردهای پژوهشی پدیدارشناسی دو روش پدیدارشناسی توصیفی (هوسرل) و پدیدارشناسی تفسیری (هایدگر) مطرح است. پژوهش حاضر براساس روش پدیدارشناسی توصیفی هوسرل انجام شد. یافته ها : معلمان باید سواد علمی خود را بالا ببرند و فعالیت های جدید هنری را بیاموزند و به دانش آموزان خود یاد بدهند. در زنگ هنر نیز دروس عقب مانده خود را تدریس نکنند؛ همچنین والدین نیز استعداد هنری کودکان خود را کشف کرده و با ثبت نام کردن در کلاس هنری مهارت هنری آنها را بالا ببرند تا در آینده به هنرمندان ماهر تبدیل شده و و دانش هنری خود را به آیندگان بیاموزند؛ معلمان نیز درصورت مشاهده استعداد هنری دانش آموزان خود، آنها را تشویق و حمایت کنند. نتیجه گیری: آموزش و پرورش با افزایش بودجه در مدارس برای لوازم هنری؛ فضایی مناسب برای این فعالیت های هنری فراهم نمایند تا متناسب با روحیه دانش آموزان تنظیم شود و معلم متخصص هنر را در مدارس ابتدایی استخدام نمایند.
نیازهای آموزشی مربیان پیش دبستانی آموزش و پرورش به منظور طراحی دوره های آموزشی ضمن خدمت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر تحت عنوان «بررسی نیازهای آموزشی مربیان پیش دبستانی آموزش و پرورش شهر قم در سال تحصیلی 99-98 به منظور طراحی دوره های آموزشی ضمن خدمت»، مجموعاً هشت سؤال پژوهشی، بررسی شد. روش پژوهش، توصیفی بوده که در خلال آن از مطالعه اسنادی و پیمایش، استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مربیان پیش دبستانی آموزش و پرورش شهر قم با تعداد بالغ بر 400 نفر است که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان تعداد نمونه با اطمینان 95 درصد، 196 نفر محاسبه شد و با روش طبقه ای تصادفی از بین مربیان پیش دبستانی شهر قم انتخاب شده اند. داده های حاصل از ابزارهای پژوهش به دو شیوه توصیفی و استنباطی تحلیل آماری شده اند. نتایج نشان داد؛ نیازهای آموزشی مورد بررسی مربیان پیش دبستانی آموزش و پرورش شهر قم درزمینه اجرای برنامه های فرهنگی و هنری برای کودکان پیش دبستانی، ساخت ابزار آموزشی ساده، آموزش محتوای برنامه درسی پیش از دبستان، ملاحظات شغلی مربی پیش دبستانی، ملاحظات شغلی مدیریت داخلی و سرپرستی قسمت های مختلف مراکز پیش از دبستان، ملاحظات شغلی دستیاری مشاوران و روان شناسان مراکز پیش دبستانی و درزمینه ملاحظات شغلی کارشناس آموزش و برنامه ریزی کودکان در حد متوسط به بالا، معنادار است. رتبه بندی بین انواع نیازهای هفت گانه مربیان پیش دبستانی آموزش و پرورش شهر قم به ترتیب اولویت شامل: درزمینه آموزش محتوای برنامه درسی پیش از دبستان به کودکان پیش دبستانی، درزمینه ملاحظات شغلی مربی پیش دبستانی، درزمینه ملاحظات شغلی دستیاری مشاوران و روان شناسان مراکز پیش دبستانی جهت رفع مشکلات خاص کودکان، درزمینه ملاحظات شغلی مدیریت داخلی و سرپرستی قسمت های مختلف مراکز پیش از دبستان، درزمینه اجرای برنامه های فرهنگی و هنری برای کودکان پیش دبستانی، درزمینه ساخت ابزار آموزشی ساده برای کودکان پیش دبستانی و درزمینه ملاحظات شغلی کارشناس آموزش و برنامه ریزی کودکان می باشد.
سناریوپردازی آینده رسانه های ورزشی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت ارتباطات در رسانه های ورزشی سال ۱۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴۵
135 - 149
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف سناریوپردازی آینده رسانه های ورزشی کشور انجام شد. روش مورداستفاده در این پژوهش برنامه ریزی مبتنی بر سناریو است که در هشت گام طراحی و پیاده شده است. روش گردآوری داده در این پژوهش کیفی و با استفاده از مصاحبه، پنل خبرگی و پیمایش دلفی است. 20 نفر از خبرگان دارای دانش تخصصی و یا تجربه عملی به عنوان اعضای گروه مشارکت کننده در پژوهش به صورت گلوله برفی انتخاب شدند. همچنین، از نرم افزارهای میک مک و سناریو ویزارد برای تجزیه وتحلیل داده ها استفاده شده است. یافته های این پژوهش در دو بخش ارائه شده است. بخش اول شامل شناسایی و دسته بندی مؤلفه های کلیدی، پیش ران ها و عدم قطعیت های مرتبط است. پنج پیشران تغییر محتوای رسانه های ورزشی، به روز شدن محتوای رسانه های ورزشی بر اساس نیاز روز جامعه، نیازسنجی از جامعه در خصوص محتوای رسانه های ورزشی، آموزش نیروهای انسانی و متخصص برای رسانه های ورزشی توسط مراکز آموزشی و دانشگاهی و تدوین برنامه جامع توسعه کیفی رسانه های ورزشی، در این بخش تعیین شده و روابط اثرگذاری و اثرپذیری میان مؤلفه ها تحلیل شده است. بخش دوم به شناسایی و توصیف سناریوهای محتمل و سازگار بر اساس پیشران ها و عدم قطعیت های ذی ربط، پرداخته است و مشخص گردید از بین دو سناریوی پیشنهادی، تنها یک سناریو در وضعیت امیدوارکننده وجود دارد (سناریوی شماره 1). سناریوی شماره 2 نیز در وضعیت بحرانی قرار دارد؛ یعنی با تغییر محتوا، به روز شدن محتوا، آموزش دادن به منابع انسانی و تدوین برنامه جامع رسانه های ورزشی، می توان انتظار بهبود وضعیت رسانه های ورزشی در آینده را داشت.
واکاوی الگوهای نیازسنجی در نظام آموزش عالی علمی کاربردی از نظریه تا عمل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در برنامه درسی سال ۱۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۴
139 - 162
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف شناسایی و اعتبارسنجی الگوهای نیازسنجی و بررسی فاصله وضعیت موجود و مطلوب در برنامه ریزی درسی آموزش عالی علمی کاربردی انجام شده است. با توجه به تغییرات شتابان در بازارکار، ظهور فناوری های نوین و ضرورت همسوسازی نظام آموزشی با نیازهای واقعی آن، ضرورت شناسایی الگوهای کارآمد نیازسنجی بیش از پیش احساس می شود. در این راستا، الگوهای مختلف با ادغام و انطباق با استانداردهای ملی و روندهای نوظهور بازار کار، مدلی بومی و عملیاتی برای نظام آموزش عالی علمی–کاربردی ارائه گردید. روش پژوهش ترکیبی اکتشافی (کیفی–کمی) بود. در بخش کیفی با انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۰نفر از متخصصان برنامه ریزی درسی، نشانگرهای نیازسنجی در نظام آموزش عالی علمی کاربردی شناسایی و طبقه بندی شدند. در بخش کمی، این نشانگرها با پرسشنامه محقق ساخته میان ۶۱متخصص اعتبارسنجی شد و روایی و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ (α =0.70) تأیید گردید. سپس، وضعیت موجود نشانگرها با پرسشنامه ای جداگانه توسط ۲۴کارشناس ارزیابی و داده ها با روش های آماری توصیفی و استنباطی تحلیل شدند. نتایج نشان داد چهار الگوی اصلی شامل مدل های CEBT، DACUM، استانداردهای شغلی و مرور نظام مند تجربیات، در وضعیت مطلوب اثربخشی بالاتری نسبت به وضعیت موجود دارند. یافته ها حاکی از آن است که ادغام مؤلفه های DACUM و CEBT، احصای استانداردهای شغلی و آموزشی، و مرور تجربیات، می تواند نیازهای نظام آموزش عالی علمی–کاربردی را به شکلی مؤثرتر پاسخ دهد. در پایان، پیشنهاداتی برای سیاست گذاران و پژوهشگران ارائه شد که شامل به روزرسانی مداوم مدل ها و گسترش همکاری صنعت و دانشگاه برای ارتقای اثربخشی آموزش می باشد.
تحلیل نیازهای دانشجویی: بررسی اولویت ها در برنامه های معاونت فرهنگی دانشگاه گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش عالی ایران سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
45 - 65
حوزههای تخصصی:
هدف: نیازسنجی اغلب به منظور تخصیص یا توزیع مجدد منابع، طراحی برنامه ها، سیاست ها و خدمات انجام می شود. نیازسنجی را می توان به عنوان شکلی از ارزیابی برنامه نیز در نظر گرفت. تحلیل نیازها در دانشگاه ها فقط شناسایی خواسته ها و مطالبات دانشجویان نیست بلکه تغییرات نگرشی جامعه هدف را نسبت به گذشته مشخص می کند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل نیازهای دانشجویی و بررسی اولویت ها در برنامه های معاونت فرهنگی دانشگاه گیلان انجام پذیرفت. این مقاله با استفاده از رویکرد نظری پارسونز تدوین شده است. روش: این پژوهش از لحاظ روش، در زمره پژوهش های کمی قرار دارد و داده های پژوهش با حجم نمونه 384 دانشجو با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی و به وسیله پرسشنامه جمع آوری شده است. یافته ها: طبق یافته های پژوهش، اولویت اول دانشجویان نیاز به برنامه های مهارتی است و نیاز به برنامه های ورزشی، هنری، تفریحی، اجتماعی و مذهبی به ترتیب در اولویت های بعدی قرار دارند. میزان نیاز به برنامه های مهارتی، ورزشی، هنری، تفریحی و مذهبی در دانشکده های مختلف تفاوت معنادار دارد. میزان نیاز به برنامه های هنری در مقاطع تحصیلی مختلف تفاوت معنادار دارد و این نیاز در دانشجویان مقطع تحصیلی کارشناسی بیشتر از سایر مقاطع است. میزان نیاز به برنامه های ورزشی، هنری و تفریحی در دانشجویان دختر و پسر تفاوت معنادار دارد، نیاز به برنامه های ورزشی در دانشجویان پسر بیشتر از دانشجویان دختر است و نیاز به برنامه های هنری و تفریحی در دانشجویان دختر بیشتر از دانشجویان پسر است. میزان نیاز به برنامه های مذهبی با توجه به نوع سکونت تفاوت معنادار دارد، این نیاز در دانشجویانی که با خانواده خود زندگی می کنند بیشتر از دانشجویان ساکن خوابگاه و در دانشجویانی است که در خانه های دانشجویی در شهر زندگی می کنند. نتیجه گیری: اولویت دار بودن برنامه های مهارتی برای دانشجویان، نشان می دهد فرهنگ دانشگاهی بر یادگیری و توسعه مهارت های علمی تأکید دارد. این موضوع با نقش فرهنگ در شکل دهی به امیال و نیازهای فردی مطابقت دارد. برنامه های ورزشی، هنری و تفریحی نیز در اولویت های بعدی قرار دارند که نشان دهنده تنوع فرهنگی و نیاز به تعادل بین فعالیت های علمی و غیرعلمی در محیط دانشگاه است. تفاوت های جنسیتی، دانشکده ای و مقطعی نیز نشان دهنده نقش فرهنگ در شکل دهی به نیازهای دانشجویان در چارچوب نقش های اجتماعی و خرده فرهنگ های مختلف است. این موضوع نیز با نظریه پارسونز همخوانی دارد که فرهنگ نه تنها بر نیازهای فردی تأثیر می گذارد، بلکه از طریق نقش های اجتماعی نیز نهادینه می شود. برنامه های دانشگاه باید متناسب با نیازهای دانشجویان و با در نظر گرفتن تفاوت های جنسیتی، دانشکده ای و مقطعی طراحی شوند تا بتوانند به بهترین شکل به نیازهای دانشجویان پاسخ دهند.