اساتید اثر بخش، مربیانی اند که توانایی تعمیق یا تغییر در ساحتهای شناختی، عاطفی و عملکردی متربیان را در جهت حیات طیبه دارند. هدف از نگارش پژوهش حاضر، دستیابی به مؤلفه های شایستگی این اساتید از خلال رهنمودهای اسلامی بود. روش: روش این پژوهش، تحلیلی- استنتاجی به شیوه تحلیل متن و جامعه پژوهش، کتب معتبر حدیثی از مکتب اهل بیت(ع) است. در این راستا، مؤلفه های اثربخشی از متن روایاتی که مستقیم یا غیر مستقیم ناظر بر آداب تعلیم و تعلم بود، استخراج و در قالب مفاهیم و مقولات طبقه بندی و الگوی مفهومی ارائه شد. یافته ها: یافته های تحقیق نشان دهنده 27 مؤلفه در پنج حیطه نگرش، ارزش، دانش، منش و کنش از صلاحیتهای شناختی، عاطفی و وظیفه ای بود. نتیجه گیری: در مدل اسلامی نگرش و ارزش، لایه های زیرین شایستگی و دانش و منش و کنش، لایه های رویین به شمار می روند که هر یک متضمن زیرمقوله هایی از جمله: نگاه موهبتی و امانتی به علم، شوق به انسان سازی، کارامدی دانش، انگیزه الهی، اعتماد آفرینی، آزاد منشی، نقّادپروری، پرهیز از خود ستایی، اعتراف به عجز علمی و ... در اساتید اثربخش است.
بررسی عوامل مؤثر بر انتقال یادگیری برنامه های پرورش هیئت علمی در دانشگاههای منتخب شهر قم. روش: پژوهش حاضر با راهبرد اکتشافی و رویکرد ترکیبی انجام شد. در مرحله کیفی با روش نظریه زمینه ای و انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته شرایط زمینه ای، عوامل علّی و میانجی، راهبردها و پیامدهای فرایند انتقال یادگیری در برنامه های پرورش هیئت علمی بررسی و الگوی کیفی بر اساس مدل پاردایمی نظریه زمینه ای ترسیم شد. در مرحله کمّی از طریق پرسشنامه طراحی شده، نظرات 200 نفر از اعضای هیئت علمی دانشگاههای شهر قم، جمع آوری و تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: انگیزش و احساس نیاز اعضای هیئت علمی با انتقال یادگیری به عنوان پدیده محوری، رابطه معنادار داشتند؛ اما رابطه حرفه گرایی هیئت علمی با انتقال یادگیری تأیید نشد. همچنین ارتقای سطح آزادی علمی، جامعه پذیری اعضای هیئت علمی و شایستگی مدرّسان به عنوان راهبردهای الگوی طراحی شده بر بهبود عملکرد اعضای هیئت علمی تأثیر معنادار داشت. نتیجه گیری: ارتقای کیفی فرایند پذیرش و جذب دانشجویان، ارتقای سطح نعاملات بین المللی، پویایی برنامه های درسی و حاکمیت جو حمایتی در سطح محیط های دانشگاهی، نیازسنجی جامع و مشارکت اعضای هیئت علمی در طراحی برنامه های پرورش، ارتقای سطح آزادی علمی، اصلاح و پیاده سازی فرایند جامعه پذیری هیئت علمی و به کارگیری مدرّسان شایسته بر افزایش سطح اثربخشی برنامه های پرورش هیئت علمی تأثیرگذار است.
نقشه مفهومی، در دانشگاه ها، انعکاس روشنی از اهداف، مأموریت و چشم انداز است که باعث می شود اجزاء آن ها مانند دانشکده ها هم مأموریت خود را متناسب با مأموریت دانشگاه تقویت کنند و توسعه دهند. این پژوهش آمیخته با هدف بررسی نگرش اعضای هیأت علمی نسبت به برخی عوامل مؤثر بر شکل گیری نقشه مفهومی توسعه دانشگاه (مشروعیت دانشگاه، کارکردها و توسعه رشته ها) انجام شده است. پژوهش از نوع تأییدی بوده که در بخش کمی به روش توصیفی - پیمایشی، از پرسشنامه محقق ساخته و آماره های (میانگین، فراوانی و درصد) و در بخش کیفی از روش مصاحبه گروه کانونی و کدگذاری و تحلیل محتوا برای گردآوری و تحلیل اطلاعات استفاده شده است. در بخش کمی، از میان اعضای هیأت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده، 234 نفر انتخاب شدند و در بخش کیفی، مصاحبه گروه کانونی با مشارکت 8 نفر از افراد صاحب نظر و با تجربه دانشگاه برگزار شده است. علاوه بر اعتبار صوری و محتوایی، پایایی پرسشنامه نیز در بخش کمی از طریق ضریب آلفا کرونباخ محاسبه و گزارش شده است. بر اساس نتایج بخش کمی، نخبگان علمی متقاضی مهاجرت به شهرها و کشورهای دیگر هستند. کارکرد آموزشی در اولویت دانشگاه است، و توجه به رشته های کاربردی متناسب با پتانسیل استان خوزستان دارای بیشترین اهمیت بوده است. همچنین نتایج نشان داد اعضای بخش گروه کانونی با چند مورد از نتایج ب دست آمده در بخش کمی موافق نبوده اند که مهم-ترین این موارد شامل تصور مثبت دانش آموختگان از محل تحصیل خود و اولویت داشتن توسعه رشته های مهندسی و علوم پایه و همچنین سطح نازل مهاجرت نخبگان علمی دانشگاه از استان، می شود.
امروزه توسعه یافتگی کشورها با شاخص آزادی اقتصادی ارزیابی می گردد.در این مقاله، تضمینات آزادی اقتصادی در نظام حقوق عمومی ایران با تحلیل و بررسی اصل 44 قانون اساسی، قانون سیاست های کلی اصل 44، قوانین برنامه اول تا ششم توسعه و بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی مطرح شده است و نتایج این بررسی حکایت می کند که قوانین مرتبط با آزادی اقتصادی دارای کاستی های عدیده ای از قبیل کارایی و تناسب در حوزه حاکمیت قانون هستند.علاوه برآن بدفهمی ها و برداشت های نادرست از مفهوم خصوصی سازی، سیاست های رقابتی را به عنوان تضمین کننده آزادی اقتصادی در مرحله تفسیر و اجرا با ابهامات جدی مواجه نموده است.همچنین، مالکیت به عنوان یکی از اصول کلاسیک حقوق اقتصادی عمومی و رابطه حمایتی آن با تضمینات آزادی اقتصادی، در نظام حقوق عمومی ایران مغفول مانده و امکان سلب مالکیت به منظور حفظ منافع عمومی بدون پرداخت غرامت در قانون اساسی نیز، تضمینات آزادی اقتصادی را با چالش اساسی روبه رو کرده است.پژوهش حاضر با رویکرد فوق الذکر به ارائه راهکار لازم در خصوص کاستی های فوق خواهد پرداخت.
ارزش پیشنهادی، دلیل ترجیح یک شرکت نسبت به سایر شرکت ها توسط مشتریان است. هر ارزش پیشنهادی متشکل از بسته ای منتخب از محصولات یا خدمات است که نیازهای یک بخش از مشتریان را برآورده می کند. هدف پژوهش حاضر، شناسایی مؤلفه های ارزش پیشنهادی به مشتری به عنوان یکی از مؤلفه های نه گانه مدل کسب وکار استروالدر بود. این پژوهش ازنوع کاربردی و ازنظر روش گردآوری داده ها، توصیفی - پیمایشی بود. جامعه آماری، مالکان و مدیران کسب وکارهای خدمات ورزشی و نیز خبرگان دانشگاهی بودند. تعداد 21 نفر با استفاده از راهبرد نمونه گیری گلوله برفی و به صورت هدفمند و غیرتصادفی تا مرحله اشباع نظری انتخاب شدند. مصاحبه ها باز و نیمه ساختاریافته انجام شدند. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و کدگذاری باز، محوری و تم انجام شد و مؤلفه های ارزش پیشنهادی به مشتری در حوزه خدمات ورزشی شناسایی شدند. نتایج نشان داد که ارائه خدمات آموزشی به مشتری، خدمات مشاوره، خدمات رفاهی، خدمات سلامتی، تندرستی، تفریحی، پاسخ گویی به نیازهای احساسی و خدمات پزشکی ورزشی، مهم ترین ارزش های قابل ارائه در کسب وکارهای ورزشی بودند. پس از آن، پاسخ گویی به نیازهای مالی و فروش محصولات در رتبه های بعدی قرار گرفتند. براساس یافته ها، به مدیران کسب وکارهای ورزشی پیشنهاد می شود با تحلیل نیازهای مشتریان، ارزش پیشنهادی رقبا و تحلیل درونی و بیرونی کسب وکار خود، نسبت به خلق مؤلفه های ارزش پیشنهادی مشتریان به عنوان عنصر کلیدی رقابت در کسب وکارهای خدماتی ورزشی توجه ویژه ای داشته باشند.
این پژوهش کیفی با هدف غایی تدوین الگوی شایستگی مدیران سازمان های ورزشی کشور با استفاده از طرح سیستماتیک نظریه داده بنیاد انجام شده است. در این مطالعه، با انجام مصاحبه باز با 17 نفر از متخصصان و مسئولین مدیریت ورزشی، مجموعه ای از مضامین اولیه طی فرایند کدگذاری باز گردآوری شدند و از درون آن ها مقوله هایی استخراج شدند. در مرحله کدگذاری محوری، پیوند میان این مقوله ها ذیل عناوین شرایط علّی شامل بهره وری و عوامل اداری، پدیده محوری یا همان شایستگی مدیران ورزشی شامل شایستگی سخت، شایستگی نرم، شایتسگی رقابتی، عامل استراتژی ها شامل آموزشی و کنترل و نظارت، عوامل زمینه ای شامل بسترهای رفتاری و بسترهای رسمی، شرایط مداخله گر شامل انگیزشی، محیطی و سازمانی و پیامدها شامل رشد و توسعه و رکود سازمانی مدیران درقالب پارادایم کدگذاری تعیین شدند. در ادامه و در مرحله کدگذاری انتخابی، یک یک اجزای پارادایم کدگذاری تشریح شدند؛ سیر داستان ترسیم شد و نظریه تدوین و ارائه شد. مقوله شایستگی در مدیریت سازمان های ورزشی از اهمیت بسزایی برخوردار است و جنبه های مختلفی دارد. همچنین، شایستگی امری بی پایان است که مداوم باید در مدیریت سازمان ها به روز شود.
کارآفرینی، باتوجه به حرکت جامعه در مسیر توسعه اقتصادی و اجتماعی به موضوع مهم و موردتوجه محافل علمی تبدیل شده است. از دید جامعه شناسان، کارآفرینی، فرایندی است که در شبکهی متغیری از روابط اجتماعی قرار دارد. زنان به عنوان نیمی از جمعیت فعال کشور دارای نقش روزافزون و فزاینده ای در فعالیت های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی می باشند و نقش تعیین کننده ای در بهبود و ارتقای رشد و توسعه اقتصادی ایفا می کنند. ازطرف دیگر، ارتقای نقش زنان در فعالیت های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی به دستیابی به فرصت های بیشتر برای رشد و توسعه اقتصادی منجر می شود. هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر ویژگی های فردی، شخصیتی و ویژگی های اجتماعی زنان کارآفرین بر موفقیت در کارآفرینی آنان است. جامعه آماری پژوهش شامل زنان موفق کارآفرین شهر تهران به تعداد 100 نفر است. از پرسشنامه به عنوان ابزار اندازه گیری استفاده شد. نتایج پژوهش حاضر حاکی از وجود رابطه مثبت و معنی دار بین ویژگی های فردی و اجتماعی و ابعاد آن با موفقیت در کارآفرینی است. همچنین بین ویژگی های فردی - شخصیتی و موفقیت در کارآفرینی، رابطه مستقیم و معنی داری وجود دارد.
هدف این پژوهش بررسی و شناسایی مؤلفه های توانمندسازی مدیران زن در آموزش و پرورش استان خراسان شمالی و ارائه ی الگوی مناسب می باشد. روش پژوهش از نوع کیفی و کمّی و جامعه آماری شامل مدیران زن در آموزش و پرورش استان خراسان شمالی بود. برای نمونه گیری در بخش مطالعه ی کیفی از نمونه گیری هدفمند و در بخش کمّی از نمونه گیری تصادفی استفاده شد. در بخش کیفی تعداد 12 نفر در فرآیند مصاحبه و در بخش کمی با حجم جامعه 355 نفر، به صورت تصادفی ساده،183 نفر به عنوان نمونه در این پژوهش مشارکت داشتند. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل مصاحبه و پرسش نامه ی محقّق ساخته بود. و بعد از تأیید روایی ( قضاوت صاحب نظران و اساتید) و پایایی (محاسبه آلفای کرونباخ 92/0 ) در مدارس استان خراسان شمالی توزیع شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آماری توصیفی و استنباطی استفاده شد. در آمار توصیفی از شاخص مرکزی و پراکندگی مثل میانگین، انحراف معیار و در بخش استنباطی از تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی در سطح اطمینان 95% با نرم افزارهای اس پی اس اس 18 و لیزرل 80/8 انجام گرفت. بر اساس تجزیه و تحلیل داده های کیفی حاصل از مصاحبه های عمیق و اکتشافی و کدگذاری و تحلیل محتوای متن مصاحبه ها و در عین حال مطابقت آن ها با مبانی نظری، نتایج پژوهش در بخش کیفی بیانگر آن بود که در شناسایی مؤلفه های توانمند سازی مدیران زن، 10 مؤلفه در بعد اقتصادی، 10 مؤلفه در بعد سیاسی، 16 مؤلفه در بعد اجتماعی و 17 مؤلفه در بعد روانی را شامل می شد. در بخش کمّی پژوهش، یافته ها نشان داد که در بعد اقتصادی، مؤلفه ی سنوات و سابقه ی خدمت با بالاترین بار عاملی 92/0، در بعد سیاسی هم مؤلفه ی تلاش برای کسب حقوق برابر با بالاترین بار عاملی 90/0 ،در بعد اجتماعی مؤلفه ی تجربه ی شغلی با بالاترین بار عاملی 95/0، در بعد روانی مؤلفه ی وجود جو اعتماد و صمیمیت بین افراد با بالاترین بار عاملی95/0 از کل واریانس ها را تبیین و سایر متغیرها نیز هر کدام به ترتیب در درجات بعدی اهمیت قرار گرفتند. هم چنین الگوی نهایی پژوهش، با شاخص های برازش، ضرایب استاندارد مورد تأیید قرار گرفت. میزان ضریب تأثیر ابعاد در مؤلفه های توانمند سازی مدیران زن به تنهایی بالاترین ضریب تأثیرگذاری در بعد اجتماعی و روانی با 85/0 و کمترین در بعد سیاسی با73/0، بود.
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی دلزدگی زناشویی بر اساس هوش عاطفی، مهارت های ارتباطی و تعارضات زناشویی انجام و روش پژوهش همبستگی است. جامعه آماری : جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان متأهل دانشگاه آزاد همدان به تعداد 3029 نفر تشکیل داد. نمونه بر اساس فرمول فیدل و تاباچنیگ (2007) 107 نفر که به لحاظ احتیاط به 111 نفر افزایش و به روش نمونه گیری طبقه ای- نسبی تصادفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش چهار مقیاس استاندارد دلزدگی زناشویی پاینز (1996)، هوش عاطفی کوپر(1996)، مهارت های ارتباطی کویین دام (2004) و تعارض زناشویی جونز (1997) بود. تحلیل داده ها با استفاده از رگرسیون و همبستگی پیرسون تحلیل شد. نتایج نشان داد مقادیر بتا برای متغیر هوش عاطفی معنی دار است. مقدار بتا در متغیر مهارت های ارتباطی معنا دار نیست. رابطه معکوس و معنا داری بین هوش عاطفی و میزان دلزدگی زناشویی دیده می شود. بین متغیر دلزدگی زناشویی و مهارت های ارتباطی رابطه معنا داری دیده نمی شود. بین متغیر دلزدگی زناشویی و تعارضات زناشویی رابطه مستقیم و معنا داری دیده می شود. بین متغیرهای هوش عاطفی و مهارت های ارتباطی رابطه مستقیم و معنا داری دیده می شود. آزمون معنا داری همبستگی بین متغیرهای هوش عاطفی و تعارضات زناشویی معنا دار نیست. رابطه معنا داری بین متغیرهای مهارت های ارتباطی و تعارضات زناشویی دیده نمی شود.
هدف پژوهش حاضر سنجش تأثیر طراحی فعالیت های آموزشی مبتنی بر نظریهدیالکتیک ویگوتسکی بر پرورش تفکر حین عمل است. در این پژوهش از روش آزمایش و طرح پیش آزمون پس آزمون چند گروهی استفاده شد. جامعهآماری پژوهش را کلیهدانش آموزان پسر متوسطهاول، پایههشتم که در سال تحصیلی 96 95 در شهرستان اسدآباد مشغول به تحصیل بودند، تشکیل می دادند. جهت نمونه گیری از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای استفاده شد. در ابتدا از بین مدارس مقطع متوسطهاول، پایههشتم، 3 مدرسه، از بین کلاس های موجود در هر مدرسه، 1 کلاس و مجموعاً 3 کلاس انتخاب شد. از بین دانش آموزان هر کلاس به صورت تصادفی 20 دانش آموز انتخاب شدند. فعالیت های آموزشی درس تفکر و سبک زندگی به 3 حالت طراحی شد. هر گروه مبتنی بر یک حالت از سه حالتِ فعالیت های طراحی شده آموزش را دریافت کردند. ابزار مورد استفاده شامل آزمون تفکر حین عمل محقق ساخته شامل 47 گویه بود. روایی آزمون توسط متخصصان روان شناسی تربیتی تعیین و پایایی آن به روش آلفای کرونباخ 70/0 محاسبه شد. به منظور تحلیل داده ها از روش آماری تحلیل واریانس یک طرفه استفاده شد. نتایج تجزیه وتحلیل واریانس یک طرفه (336/123F= و 01/0P<) نشان داد که فعالیت های آموزشی طراحی شده که در آن مؤلفه های نظریه ویگوتسکی به بهترین شکل کاربردی شده بود (حالت 3) در پرورش تفکر حین عمل بهتر از حالت های 1 و 2 است و فعالیت های آموزشی طراحی شده که در آن مؤلفه های نظریه ویگوتسکی در حد متوسط کاربردی شده بود (حالت 2) در پرورش تفکر حین عمل بهتر از حالت 1 است.
هدف پژوهش حاضر تعیین تاثیر آموزش مدیریت استرس به شیوه شناختی - رفتاری بر اضطراب امتحان، پیشرفت تحصیلی و عملکرد کنکورِ دانش آموزان دختر و پسر داوطلب کنکور دبیرستان های ملایر در سال تحصیلی 94-95 بود. از بین این افراد، نمونه ای به حجم 100 نفره (50 پسر در قالب دو گروه 25 نفری آزمایش و کنترل؛ و50 دختر در قالب دو گروه 25 نفری آزمایش و کنترل ) به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شد. برای جمع آوری اطلاعات از آزمون اضطراب امتحان ساراسون برای سنجش اضطراب امتحان آزمودنی ها، استفاده شد. معدل دانش آموزان و نمره تراز کنکور آنها به عنوان پیشرفت تحصیلی و عملکرد کنکور محسوب شدند. در گروه های آزمایش به مدت10 جلسه 5/1 ساعت آموزش مدیریت استرس به شیوه شناختی رفتاری به صورت گروهی اج را شد، ولی گروه های کنترل هیچ گونه آموزشی دریافت نکردند. تحلیل داده ها با تحلیل واریانس چند متغیره عاملی نشان داد که: آموزش مدیریت استرس به شیوه شناختی-رفتاری بر پیشرفت تحصیلی، عملکرد کنکور و اضطراب امتحان دانش آموزان داوطلب در کنکور تأثیر دارد. آمورش مدیریت استرس مبتنی بر شیوه شناختی-رفتاری اضطراب امتحان دانش آموزان دختر و پسر را کاهش داد؛ پیشرفت تحصیلی و عملکرد کنکور دانش آموزان دختر و پسر را افزایش داد، اما بین دختر و پسر تفاوت معنی دار مشاهده نشد. بعلاوه، تعامل آموزش مدیریت استرس و جنسیت تآثیر معنی داری بر پیشرفت تحصیلی، عملکرد کنکور و اضطراب امتحان دانش آموزان داوطلب در کنکور نداشت.
Background : The purpose of this research was the qualitative survey of effective factors on students' participation in extracurricular sports activities. Method: The research methodology was qualitative, the kind of phenomenology with targeted sampling gathered through in-depth interviews with 16 students from Allameh Tabataba’i University of Tehran, Iran. The number of students in this university (research population) was about 18,000 in the academic year 2016-17. All interviews were carefully recorded, and then the analysis of the text of the interview was carried out by Smith’s method. Results: Findings from the interviews with students was extracted in three main themes, including: Students' enthusiasm for sports activities, motivational factors of sports participation, and barriers to sports participation. 30 sub-themes are also included. Conclusions: Based on the results of this study, it is recommended that authorities and managers of extracurricular sports activities of universities pave the way for the development of extracurricular sports activities for students by removing barriers to sports participation and improving the factors of motivation and enthusiasm for sports.
به طور کلی قرن 9 ﻫ.ق برای شهر و منطقه یزد دورانی از رفاه بود. تاریخ های محلی که در این دوران نوشته شده اند علاوه بر اینکه خود محصولی از این رفاه هستند شواهد زیادی از فراوانی ثروت و اقتصاد توسعه یافته را نشان می دهند. پایه اصلی اقتصاد شهر بر تولید و تجارت منسوجات بود. یزد که به دلیل شرایط جغرافیایی نمی توانست بر اقتصاد کشاوررزی تکیه نماید از قرار گرفتن بر سر مسیرهای تجاری پررونق آن دوران نهایت بهره را برد. این شهر علاوه بر موقعیت باراندازی و بارگاهی توانست با تولید منسوجات مرغوب به خصوص از نوع ابریشمی و عرضه آن در بازارهای سرزمینی و فراسرزمینی اقتصادی شکوفا و پویا را برای خود رقم بزند. آشفتگی ها سیاسی اواخر حکومت شاهرخ، نزاع ها و درگیری بین مدعیان سلطنت پس از مرگ شاهرخ، اجحافات مالیاتی و بلایای طبیعی برای مدتی این توسعه و بالندگی را دچار رکود و وقفه کرد. این پژوهش بنا دارد با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی جایگاه شهر یزد در تجارت منسوجات ابریشمی در دوره تیموریان را مورد بررسی قرار دهد.
قضیه «هر ممکن بالذاتی نیازمند علت است» را باید تعبیر دقیق اصل علیت به شمار آورد؛ زیرا بنا بر اصالت ماهیت، امکان ذاتی مناط نیاز ماهیت به علت است و بنا بر اصالت وجود، نشانه احتیاج وجود آن به علت است. این اصل در خصوص صفات اشیا با تعبیر «العرضی یعلل» بیان می شود در برابرِ «الذاتی لا یعلّل» که به بی نیازی صفات ذاتی شیء از علت اشاره دارد. اصل علیت خود بیان حالت خاصی از اصل امتناع ترجح بلامرجح است و به آن فرو کاسته می شود؛ لذا از جهت بداهت و عدم بداهت و اثبات پذیری و اثبات ناپذیری تابع آن است، و همانند اصل مزبور بدیهیِ اثبات ناپذیر است. از اصل امتناع ترجح بلامرجح اصل دیگری منشعب می شود: اصل امتناع ترجیح بلامرجح که بیان اصل امتناع ترجح بلامرجح در خصوص فاعل مختار و افعال اختیاری اوست و مانند آن بدیهیِ اثبات ناپذیر است.
این پژوهش با هدف تعیین اثربخشیآموزشگروهیتحلیلرفتارمتقابلبرتحملپریشانیومهارت های ارتباطینوجوانانِبزهکار انجام شد. روش پژوهش شبه تجربی از نوع طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری و جامعه آماری، نوجوانانپسر بزهکارِ مقیم در کانون اصلاح و تربیت شهر قم بود که به روش نمونه برداری هدفمند، تعداد 30 نفر انتخاب و به طور تصادفی در گروه های آزمایش و گواه قرار گرفتند. آزمودنی ها به مقیاستحملپریشانی (سیمونز و گاهر، 2005) و آزمون مهارت های ارتباطی (کوئیندام، 2004) پاسخ دادند.آموزشگروهیتحلیلرفتارمتقابلبرای گروه آزمایش در 10 جلسه 90 دقیقه ای به اجرا گذاشته شدسپس، در پایان مداخلات درمانی و مجدداً پس از دو ماه، آزمودنی های گروه های آزمایش و گواه، توسط پرسشنامه های پژوهشمورد ارزیابی قرار گرفتند.نتایج تحلیلواریانس با اندازه گیری مکررنشان داد که در گروه آزمایش، تحملپریشانیومهارت های ارتباطیبه شکل معناداری افزایش یافته است. نتایج پژوهش اثربخشی به کارگیریآموزشگروهیتحلیلرفتارمتقابل را بر افزایش تحملپریشانیوبهبود مهارت های ارتباطینوجوانانبزهکارتأیید کرد.
رویکردهای تکاملی در زمینه آسیب شناسی روانی در سالیان اخیر پیشرفت چشمگیری داشته است. در مقاله حاضر، یک چارچوب کلی برای تجزیه و تحلیل تکاملی ویژگی های روانشناختی براساس راهبردهای نظریه تاریخچه زندگی ارایه شده است. تحلیل حاضر، بر راهبردهای سریع و آهسته تاریخچه زندگی تمرکز دارد و نشان می دهد که تفاوت های فردی در این راهبردها، در شکل گیری ویژگی های شخصیتی و انواع اختلالات روانی موثر است. همچنین، به چهار مسیر اصلی سببی که منجر به بروز اختلالات روانی می شوند، اشاره شده است.
آشفتگی روابط زوجی از جمله شایع ترین عوامل استرس زای دهه های اخیر است که تأثیرات منفی قابل توجهی بر سلامت زیستی، روانی و اجتماعی زوجین و فرزندان آنها دارد. هدف پژوهش حاضر مطالعه درمان گروهی راه حل محور برای زوجین است. در این راستا پژوهش حاضر به مرور فرضیات، مبانی و اهداف زوج درمانی راه حل محور، مطالعه درمان راه حل محور در گروه و نیز ساختار جلسات درمان گروهی راه حل محور برای زوجین می پردازد. به طور کلی، بر اساس پژوهش حاضر می توان نتیجه گیری نمود که رویکرد راه حل محور را می توان در گروه برای زوجین دارای تعارضات زناشوئی استفاده نمود.
بیماری های قلبی و عروقی جزء بیماری های جدی محسوب می شوند. بنابراین اطلاع از خطرات و علائم هشدار دهنده می تواند حتی از مرگ جلوگیری نماید. خطر ابتلا به برخی از انواع بیماری های قلبی عروقی بستگی به عوامل زیادی دارد. برخی از این عوامل قابل کنترل و برخی دیگر غیر قابل کنترل می باشند. از این رو، مطالعه حاضر به منظور بررسی مقایسه مولفه های قابل کنترل روانی، نظیر کمالگرایی ، تنظیم شناختی هیجانی و خودآگاهی در افراد مبتلا به بیماری قلب و عروق و سالم پرداخت. این مطالعه مقطعی از نوع علی-مقایسه ای است. جامعه آماری پژوهش، بیماران قلبی و افراد فاقد بیماری بودند که در بازه زمانی شهریور تا آذر 1396 به مراکز درمانی مراجعه کرده بودند. تعداد 150 نفر (75نفر افراد مبتلا به بیماری قلبی، 75 نفر افراد فاقد بیماری قلبی) به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های کمالگرایی (تری شورت و همکاران، 1995)، نتنظیم شناختی هیجان (گرانفسکی، 2002) و خودآگاهی (نئواستروم و داویس، 2002) استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون آماری t گروههای مستقل و مانوا تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد که تفاوت معناداری از نظر کمالگرایی، نظم جویی هیجانی و خودآگاهی بین افراد مبتلا به بیماری قلبی و افراد سالم وجود دارد (01/0 > p ، 05/0 > p ) وتحلیل واریانس نیز یافته های پژوهش را تایید کرد. با توجه به یافته ها، می توان نتیجه گرفت که با برگزاری دوره های آموزشی و درمان شناختی-رفتاری و بیوفیدبک مبتلایان به بیماری قلبی می توان موجب بهبود اثرات روانشناختی بر پیشرفت بیماری شد.