برای فرزندپروری مؤثر که حاصل آن داشتن فرزندانی شاد، سالم و مولد است، لازم است که الگوی بومی مؤثر و مبتنی بر فرهنگ ایران طراحی گردد. هدف این پژوهش، مقایسه بهزیستی روانی نوجوانان با توجه به الگوهای ارتباط مادر فرزند در دانش آموزان ۱۸-14 ساله دبیرستانی شهر تهران است. بدین منظور، طی یک پژوهش توصیفی از نوع علّی مقایسه ای ۲۱۹ نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و پرسش نامه های والد فرزندی باقری و بهزیستی روانی ریف میان آنها اجرا گردید تا بهزیستی روانی و سبک ارتباط مادر فرزند را ارزیابی کند. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس یک راهه و آزمون تعقیبی فیشر استفاده شد. نتایج تحلیل داده ها نشان داد، بهزیستی روانی نوجوانان با توجه به الگوهای ارتباط مادر فرزند تفاوت معنادار داشت که ترتیب نمرات بهزیستی روانی از بالاترین به کمترین مربوط به سبک ارتباطی تعادلی، امنیت مدار، آزادمدار و در نهایت سبک متناقض بود.
هدف از این پژوهش مقایسه نگرش معلمان عادی و ویژه نسبت به دانش آموزان با نیازهای ویژه و آموزش فراگیر و شناسایی عوامل مرتبط با نگرش معلمان بوده است. در پژوهش پس رویدادی حاضر، 107 معلم ویژه و 107 معلم عادی مدارس ابتدایی از شهرهای زنجان و بیجار (در استانهای زنجان و کردستان) به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و در مطالعه شرکت کردند. برای اندازه گیری نگرش آنان، از مقیاس نگرش سنج به پژوه (1992) پس از اعمال انطباقهای ضروری استفاده شده است. در این پژوهش تماس اجتماعی، جنسیت، گذراندن دوره ضمن خدمت، سطح تحصیلات، میزان شناخت، رشته تحصیلی، سابقه تدریس، پایه تحصیلی مورد تدریس و داشتن تجربه رابط و تلفیقی، به عنوان متغیرهای پیش بین و نمرات نگرش معلمان متغیرهای ملاک بودند. یافته ها نشان دادند که: الف) معلمان ویژه در مقایسه با معلمان عادی نسبت به دانش آموزان با نیازهای ویژه و آموزش فراگیر به طور معناداری نگرشی مثبت تر داشتند. ب) در هر دو گروه معلمان، سه متغیر پیش بین داشتن تجربه فعالیت به عنوان معلم رابط و تلفیقی، رشته تحصیلی و گذراندن دوره ضمن خدمت، حدود ده درصد از واریانس نگرش نسبت به دانش آموزان با نیازهای ویژه را به طور معنادار پیش بینی کردند. ج) همچنین در هر دو گروه معلمان، تنها متغیر پیش بین میزان شناخت معلمان از دانش آموزان با نیازهای ویژه و برنامه آموزش فراگیر، توانست 7/4 درصد از واریانس نگرش نسبت به آموزش فراگیر را پیش بینی کند. بنابراین با افزایش دانش معلمان درباره دانش آموزان با نیازهای ویژه و برنامه آموزش فراگیر، می توان نگرش آنان را ارتقا و بهبود بخشید.
این پژوهش با عنوان بررسی رابطه بین عقده حقارت و خودکارآمدی با آرمان گرایی تحصیلی دانش آموزان متوسطه اول شهر گچساران انجام شد. این تحقیق از نظر ماهیت و روش از نوع توصیفی و همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش متشکل از کلیه دانش آموزان متوسطه اول شهر گچساران، مطابق اعلام مدیریت آموزش و پرورش شهر گچساران 1000 نفر اعلام شده است. حجم نمونه تعداد 278 نفر تعیین شد و روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای می باشد. داده های مورد نیاز این پژوهش از طریق پرسشنامه های احساس حقارت، پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی و پرسشنامه هدف گرایی تحصیلی گردآوری شد. تجزیه و تحلیل آماری به کمک نرم افزار SPSS23 و تست های آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیری به روش گام به گام و تحلیل واریانس چند راهه صورت گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که در سطح P<0.05 بین خودکارامدی و عقده حقارت و آرمان گرایی تحصیلی، در سطح P<0.01بین خودکارآمدی و آرمان گرایی تحصیلی، در سطح P<0.01بین عقده حقارت و خودکارآمدی، در سطح P<0.01بین عقده حقارت و آرمان گرایی تحصیلی رابطه معنی داری وجود دارد.
کرونا – مانند هر بیماری دیگر- در ابتدای امر خود را همچون یک پدیده زیستی نشان داد که سلامت افراد را مورد تهدید قرار می دهد، ولی حتی بیماری های غیر واگیردار نیز همچون یک «واقعیت چندبعدی اجتماعی» عمل می کنند، در این مقاله؛ ابتدا سعی می گردد با مرور ادبیات نظری از دیدگاهی که بر واقعیت اجتماعی«پیچیده»، «لایه مند» و همراه با «برآیی یا emergent » تاکید دارد، در مقابل"برساخت گرایی رادیکال" دفاع شود، این نوشته همچنان تاکید دارد که "برساخت گرایی ملایم" دارای تعامل کامل با دیدگاه واقعیت اجتماعی پیچیده است. سپس در ادامه برداشت این دو رویکرد در بررسی همه گیری ویروس کرونا (به عنوان یک مسئله) بکار گرفته خواهد شد، کرونا در اینجا به مثابه یک واقعیت پیچیده در ابعاد زیستی، انسانی(عاملیت) و اجتماعی عمل می کند، این واقعیت پیچیده و چند وجهی است، هر سطح از واقعیت دارای قدرت های علی غیر تقلیل، مرتبط و متداخل با دیگری است. به همین منظور ما با نوعی از «پیچیدگی علی» در بررسی مسئله کرونا مواجهیم، بررسی واقعیت چند سطحی و پیچیده کرونا زمانی که فقط به نوعی «برساخت» فرو کاهیده می شود، باعث می شود سیاست های اتخاذی در مقابل آن هم با کم و کاستی های جدی روبرو شود، به عبارت دیگر فروکاهی واقعیت اجتماعی به فهم انسانی(مغالطه معرفت شناختی) نتیجه ای جز مجازات ما توسط واقعیت در بر نخواهد داشت، اشاره خواهد شد که این برساختگرایی در اشکال مختلف برنامه ریزی در مقابله با مسئله کرونا، در سیستم سلامت حاکم گردید و نتایج آن چیزی جز «انکشاف چندباره واقعیت»و انتخاب مسیر «آزمایش و خطا» یا گاها سردرگمی در سیاست گذاری برای جامعه نبوده است. برای همین باید بتوان قدرت های علی واقعیت های زیستی، فردی(عاملیت) و اجتماعی را همزمان در بررسی پدیده مذکور بررسی نمود.
پژوهش حاضر به تحلیل انتقادی گفتمان نامزدهای رقابت های دوازدهمین دوره ریاست جمهوری ایران پرداخته تا موضوعات مهم جامعه را در هر گفتمان شناسایی نماید. مواد خام تحلیل شامل متن مناظره های انتخاباتی و فیلم های مستند تبلیغاتی است که مورد تحلیل بینامتنی و بینا گفتمانی قرار گرفت. استخراج مضامین و محتوای دال های مرکزی بر اساس میزان تکرار و تأکید صریح نامزدها در مقایسه با متون رقبا، صورت گرفت. در این رقابت ها سه گفتمان اصول گرای اصلاح طلب، اصلاح طلبی اصول گرا و توسعه پایدار رقابت نمودند. در حوزه گفتمانی توسعه پایدار اجتماعی، هاشمی طبا وضعیت موجود کشور را نقد کرد؛ اما به دلیل ضعف سیاسی زنجیره هم ارزی (جامعه دانشگاهی) و کمتر ایدئولوژیک بودن، قدرت کافی در رقابت ها نیافت. مثلث رئیسی، قالیباف و آقا میرسلیم (اصول گرایی اصلاح طلب) مرز ضدیتی خود را بر عدالت و حمایت از اقشار محروم ترسیم کردند، قالیباف مدیریت مدرن عدالت محور خود را از دولت کار - کرامت رئیسی متمایز ساخت. زوج روحانی - جهانگیری در گفتمان اصلاح طلبی اصول گرا، موفق نشدند نماینده گفتمان اصلاح طلبی دوم خردادی باشند و تنها با یاری جوانان جویای امید پیروز گشتند. گفتمان های فوق، افزون بر همگرایی شدید انقلابی اسلامی، وقته های مشترک اقتصادی - اجتماعی (فقر و نابرابری های اقتصادی - اجتماعی) داشتند. فاصله طبقاتی، بی اخلاقی های سیاسی، فساد مالی و رانت خواری عناصر مشترک گفتمان ها بود.
پژوهش پیش رو با هدف مقایسه روابط صمیمانه در کاربران وابسته و غیر وابسته به اینترنت در میان دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی شهر تهران در سال 1397 طراحی و اجرا شده است. روش پژوهش توصیفی است و با تکنیک پیمایش و ابزار اندازه گیری پرسشنامه انجام شده است. یافته های پژوهش نشان داد میزان و نوع روابط صمیمانه در کاربران وابسته و غیروابسته به اینترنت، تفاوت دارد. از میان ابعاد «روابط صمیمانه»، بعد «سطح نزدیکی به دیگری» در کاربران وابسته به اینترنت با کاربران غیروابسته تفاوت دارد. همچنین یافته ها تفاوت معناداری بین «بعد اشتراک گذاری ارزش ها» و «فعالیت مشترک» در کاربران وابسته و غیر وابسته به اینترنت نشان داد. بدین معنی که روابط صمیمانه در میان کاربران وابسته به اینترنت در ابعاد ذکرشده، ضعیف تراز کاربران غیروابسته است. امّا روابط صمیمانه در دو «بعد شناخت از یکدیگر» و «بعد روابط عاطفی» درمیان کاربران وابسته به اینترنت و کاربران غیروابسته تفاوتی ندارد.
هرفردی خواه در شهر خواه در روستاه برای رشد کامل استعدادهای خویش باید امکانات مساوی داشته باشد. زیرا هوش را هم در جاهای کم جمعیت می توان سراغ گرفت و هم در نقاط پر جمعیت، هم بر سر راه های باریک و هم بر سر شاهراه ها ، هر جا کودک باشد هوش هم هست. آموزش در کلاس های چند پایه، شیوه ای است که دسترسی کودکان روستایی را به کلاس درس بیشتر می کند. البته تدریس در این کلاس ها، نیازمند برخورداری از مهارت های ویژه و روشهای مناسب سازماندهی کلاس است. همچنین «به روز کردن شیوه های تدریس، کارآمد کردن بهره گیر ی از منابع، افزایش مشارکت جمعی و توسعه سواد» را می توان از دلایل تشکیل کلاس های چند پایه شمرد. با تاکید بر اینکه افزایش یادگیری از طریق آزاد گذاشتن دانش آموزان با نسبت های متفاوت در کلاس های چند پایه، می تواند امتیازی برای آن محسوب شود ، می توان گفت یکی از بهترین روش ها ، روش یادگیری خود راهبر می باشد که می تواند در مناطق دور از شهر (روستاها) و در کلاس های چند پایه به نحو احسن استفاده شود و کمبودهای موجود در ابعاد نیروی انسانی و امکانات آموزشی را برطرف کند. هدف از پژوهش حاضر " بررسی روشها و راهبردهای تدریس در کلاس های چند پایه با تاکید بر روش یادگیری خود راهبری" می باشد.
آیات 17 تا 36 سوره مریم بیانگر آن است که حضرت مریم÷ بعد از اینکه از شرم مواجهه با قومش به مکان دوری پناه برد و درد زایمان او را فراگرفت، خدا ایشان را با بشارت به قرارگرفتن جوی آب در زیر پا و باردادن درخت خرما تسلّی داد. امّا ظاهرًا شرم از مواجهه با قوم، چیزی نیست که به وسیله طعام و شراب تسکین یابد. لوگزنبرگ کوشیده تا بین این دو مقوله ارتباطی برقرار سازد. او معتقد به نگارش قرآن به زبان عربی آرامی است و چون با رسم الخط ابتدایی و بی نقطه و اِعراب بوده، برخی از کلمات آن تصحیف شده است، مانند «تحت» و «سریّ» در آیه 24 که تصحیف «نحیت» به معنای «زایمان» و «شریّ» به معنای «مشروع» در زبان سریانی آرامی است. امّا شواهد تاریخی نشانگر آن است که مسلمانان در قرائت قرآن تحت تأثیر زبان سریانی نبوده اند و هیچ مفسری این دو واژه را مصحّف نمی داند. همچنین کتب لغت سریانی نیز معانی موردنظر لوگزنبرگ را تأیید نمی کنند. افزون بر اینکه ارتباط این آیات توجیه های دیگری نیز دارد که پذیرفتنی تر است.
«خلافت الهی» ازجمله مبانی کلامی مشروعیت سیاسی و همچنین روش تعیین حاکم به شمار می آید که دیدگاه های گوناگون از نصب الهی تا انتخاب مردم در این زمینه از آن بهره برده و سعی در ابتنای نظریه خود بر آن داشته اند. در تحقیق پیش رو با روشی تحلیلی توصیفی به رابطه مشروعیت و خلافت الهی انسان از دیدگاه محمد عماره خواهیم پرداخت. عماره خلافت الهی بشر را از مبانی نظریه انتخاب حاکم توسط مردم قلمداد کرده است. وی با توجه به دیدگاهی که در توحید در تشریع اتخاذ می کند، منشأ مشروعیت حاکم را الهی می داند، اما با توجه به انگاره نادرست او در باب خلافت الهی انسان، روش تعیین حاکم را انتخاب و رأی مردم تلقی می کند. این تلقی علاوه بر ناهمخوانی با دیدگاه وی در خاتمیت، نبوت و ربوبیت تشریعی، با ادله قطعی عقلی و نقلی نیز در تعارض است.
مطابق با تئوری جنسیت، زنان سهم قابل توجهی در افزایش عملکرد شرکت و نظارت بر مدیریت دارند. این مطالعه بررسی میکند که آیا جنسیت اعضای کمیته حسابرسی بهعنوان یکی از عوامل اثربخشی کمیته حسابرسی با ضعف در کنترلهای داخلی در ارتباط است یا خیر؟ مطالعه حاضر از مدل رگرسیون لوجستیک و اطلاعات مربوط به 662 مشاهده سال_شرکت در بورس اوراق بهادار تهران، طی سالهای 1391 تا 1396 استفاده میکند. علاوه براین، اعتبار نتایج پژوهش با کنترل مسائل درون زایی (با استفاده از روشهای تأخیر متغیر مستقل و متغیرهای ابزاری) مورد بررسی قرار میگیرد. نتایج پژوهش بعد از کنترل سایر عوامل مرتبط با ضعف در کنترلهای داخلی، نشان میدهد که حضور حداقل یک زن در کمیته حسابرسی با کاهش ضعف در کنترلهای داخلی در ارتباط است. این نتیجه با کنترل مسائل درون زایی و بهکارگیری معیارهای جایگزین تنوع جنسیتی نیز مورد تأیید قرار گرفت. این مطالعه برای اولین بار شواهدی در رابطه با جنسیت اعضای کمیته حسابرسی و ضعف در کنترلهای داخلی در بازارهای نوظهور فراهم میکند و به بسط ادبیات در این زمینه کمک مینماید. علاوه بر این، شواهد این مطالعه برای ناظران و سیاستگذاران در ایران مناسب است و علامت مثبتی به آنها در خصوص توصیه یا الزامی نمودن تنوع جنسیتی در هیئتمدیره و زیرگروههای آن مانند کمیته حسابرسی میدهد.
هدف این پژوهش طراحی الگویی جهت ارزیابی کیفیت مبتنی بر توسعهی کارآفرینی دانشگاهی بود. برای انجام این پژوهش از روش آمیخته (کیفی/نظریه برخاسته از دادهها «داده بنیاد» و کمی/توصیفی- همبستگی) استفاده شد. جامعه آماری بخش کیفی شامل 12 نفر از خبرگان حوزه کارآفرینی بودند که با روش گلوله برفی انتخاب و با ابزار مصاحبهی عمیق تا رسیدن به حد اشباع نظری در گردآوری دادهها مشارکت داشتند. جامعهی آماری بخش کمی شامل اساتید و صاحبنظران حوزه کارآفرینی در دانشگاههای دولتی شهر تهران در سال تحصیلی 97-1396 بودند که با استفاده از فرمول کوکران نمونه آماری مشخص و 113 پرسشنامهی محققساخته جهت گردآوری دادهها، توزیع گردید. روایی و پایایی پژوهش در بخش کمی و کیفی مورد تأیید قرار گرفت. برای تحلیل دادههای بخش کیفی از روش کدگذاری (کدگذاری باز، محوری و گزینشی)؛ و در بخش کمی از روش معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد؛ ارزیابی کیفیت در دانشگاهها میتواند در دودسته عوامل درونی شامل (محتوای آموزشی، رهبری کارآفرینانه، منابع انسانی، عدالت آموزشی، کیفیت ارزشیابی، بازخورد از عملکرد، کیفیت فناوری اطلاعات، کیفیت فضای کالبدی) و عوامل بیرونی شامل (عوامل اقتصادی، عوامل اجتماعی، عوامل فرهنگی، عوامل جغرافیایی) موردبررسی قرار گرفته و تأثیرگذار باشد. همچنین ارزیابی کیفیت دانشگاهها در راستای توسعهی کارآفرینی دانشگاهی پیامدهایی چون (تجاریسازی، پاسخگویی، توسعهی مهارتهای کارآفرینانه، خلق ارزش و توسعهی اقتصادی) به همراه دارد.
اصلاحات فناوری محور، بهویژه در بخش دولتی، «با جامعه در حال دیجیتالی شدن» در دستور کار اکثر کشورهای دنیا قرار گرفته است. مدل «حکومت باز»، با تکیهبر «داده باز»، ازجمله مدلهای نوین حکمرانی دیجیتال برای پیادهسازی اصلاحات است. همگامی با برخی پارادایمها (پارادایم حکومت باز) ضرورتی اجتنابناپذیر در راستای کاربست خطمشیهای اصلاح نظام اداری است. حکومت باز، یکی از دیگر از نتایج تکامل دولت دیجیتال و پارادایم مذکور است. بنابراین، هدف این پژوهش ارائه الگویی مبتنی بر حکمرانی در عصر دیجیتال،«مدل حکومت باز»، جهت تسریع اصلاحات اداری در وزارت کشور است. روش اجرای پژوهش، کیفی و از نوع تحلیل مضمون است. این پژوهش بنیادی است. روش گردآوری داده و اطلاعات، روش کتابخانهای بوده با ابزار فیشبرداری انجام میشود. همچنین ضمن مصاحبه با خبرگان دانشگاهی و اجرایی صاحبنظر در موضوع مطالعه تلاش میشود تا دادههای مکمل جمعآوری و تحلیل شوند. این مصاحبهها به صورت هدفمند با 16 خبره دانشگاهی و اجرایی متخصص درزمینه موضوع انجام شدند. با کدگذاری باز و محوری دادههای حاصل از مصاحبه (بخش کیفی پژوهش)، 6 مضمون اصلی بر اساس «مدل استیفن و نگندی» برای اصلاح نظام اداری، شناسایی و سپس اولویتبندی شدند. در کدگذاری باز 71 کد اولیه از مصاحبه با خبرگان استخراج شد که نهایتاً این شبکه مضامین در 6 مضمون اصلی دستهبندی شدند. اولویت این مضامین از منظر خبرگان (در بخش کیفی پژوهش)، برای اصلاح خطمشیهای نظام اداری بهواسطه کاربست حکومت باز، به ترتیب نیازمند بازمهندسی نظام فرهنگی، فناوری، نظام اقتصادی بهمنزله مهمترین عوامل اصلاح نظام اداری است
هدف پژوهش حاضر به بررسی واکنش بازار نسبت به افشای اطلاعات با اهمیت و ریسک اطلاعات در بانک ها و موسسات مالی بین سال های 1393تا1397است. با استفاده از روش حذف سیستماتیک در مجموع 14 بانک (70 سال – شرکت) جهت بررسی رابطه بین متغیرهای پژوهش به عنوان نمونه انتخاب شد. در این پژوهش از رگرسیون چندمتغیره و نرمافزار ایویوز 10 جهت پیادهسازی و آزمون فرضیه ها استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که بین واکنش بازار و افشای اطلاعات با اهمیت رابطه معناداری وجود دارد. بین واکنش بازار و ریسک اطلاعات رابطه معناداری وجود دارد.
تعیین رژیم حقوقی دریای خزر از جمله خروجی های فروپاشی دولت شوروی و جانشینی کشورهای پس از آن می باشد. از زمان فروپاشی شوروی در آذرماه 1370 با وجود برگزاری قریب 40 نشست کارشناسی و 4 نشست سران کشورها و امضای دو سند در زمینه همکاری های محیط زیستی و امنیتی نظامی موضوع تعیین رژیم حقوقی جامع درباره کشورهای ساحلی دریای خزر با چالش ها و مشکلاتی روبرو بوده است. مسکو با اعمال مدل تصمیم گیری عمدتا براساس 1+4 (هرچند هنوز اختلافات میان باکو- عشق آباد به قوت خود باقیست) مانع از رسیدن ایران به حق خود شده بود. در سال 1397 کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر به توافق 5 کشور رسید، بنظر می رسد مشکلات بسیاری در این میان حل شده باشد اما تعیین مرجع بین المللی در صورت حدوث اختلاف میان کشورها از مواردی است که در این کنوانسیون نادیده گرفته شده و خط مبدأ و تعیین حدود مشخص نشده است. از نقاط قوت این کنوانسیون پایان دادن به ابهامات و پرس های مطرح شده طی این سالیان بوده و خزر را دریاچه معرفی کرده است. اما باید بیان داشت اظهارنظر در مورد مثمر ثمر بودن کنوانسیون برای شفاف شدن وضعیت دریای خزر به گذشت زمان نیاز دارد.
مهارت های زندگی یکی از راهبردهای مهم و ضروری است که از طریق افزایش توانایی کودکان و نوجوانان، ظرفیت آنان را در جهت مقابله با چالش ها و کشمکش های زندگی ارتقا می دهد و آنان را در برابر مشکلات ایمن می سازد. ژانر ادبی رمان، قالب مناسبی برای انتقال مهارت ها و تقویت آن ها در کودکان و نوجوانان است. هدف این پژوهش بررسی مهارت های زندگی (همدلی، تصمیم گیری، حل مسئله، خودآگاهی، مهارت فردی و تفکرخلاق) در رمان های فرهاد حسن زاده و اریش کستنر (Erich Kastner) است. روش پژوهش به صورت تحلیل کمی و کیفی محتوای آثار است. نتایج پژوهش نشان داد که مهارت همدلی، نسبت به دیگر مهارت ها، کاربرد بیشتری در آثار حسن زاده و کستنر دارند. مهارت هایی نظیر، تفکر انتقادی، تفکر خلاق و مهارت حل مسئله بسامد کمتری داشته اند. نکته ی دیگر اینکه مهارت های زندگی در آثار فرهاد حسن زاده در مقایسه با اریش کستنر، بسامد بیشتری دارند.
Interpersonal metadiscourse is considered as a significant mean of smoothing communication between the speaker/writer and listener/reader. The present study intends to explore the concept and type of interpersonal metadiscourse markers employed by Donald Trump’s campaign speeches as a persuasive strategy. Descriptive qualitative research design is used in the present study. Dafouz’s (2008) classification of interpersonal metadiscourse markers was employed to analyze the gathered data. The results revealed that Trump made use of all categories of interpersonal metadiscourse markers namely hedges, certainty markers, attributors, attitude markers, and commentaries, in his campaign speeches. The frequency of attitude markers and commentaries was more than other types of metadiscourse markers in Trump’s campaign speech, which demonstrates that he attempted to persuade the public to vote for him through making an emotional link.