استراتژی ایالات متحده آمریکا و اروپا برای ایجاد تغییرات اساسی در خاورمیانه و شمال آفریقا به طور خاص و جهان اسلام به نحو عام ، شامل ابعادی چون ملت ساز ی ، دولت سازی ، فرهنگ سازی ، مذهب سازی و نخبه سازی می شود . این ابعاد در قالب یکی از دو رویکرد « القاعده - قاعده » و « قاعده - القاعده » و یا ترکیبی از این دو با الویت های متفاوتی پی جویی می شود . رویکرد نخست بر اولویت تخریب ساختارهای موجود و پس از آن ایجاد هنجارها و ارزش های لیبرال بنا شده و رویکرد دوم نیز جا به جایی این اولویت را مد نظر دارد ..
هدف از مقاله حاضر بررسی رابطه میان قدرت و جنسیت در اخلاقیات منبعث از تفکر مزدایی در ایران پیش از اسلام است. بدین منظور سعی شده تا ضمن اشاره به آرایی درباره رابطه میان قدرت و جنسیت در بعد نظری، این مقولات در قالب آرا و توصیه های اخلاقی و فقهی در ایران پیش از اسلام به ویژه در آرای فقهی و اخلاقی زرتشتی و در قالب مفاهیمی چون مفهوم «اشه» و «خویشکاری» و مسایلی چون طهارت، آداب جنسی، مسایل و احکام مربوط به زن در دوره دشتان (حیض) و احکام مربوط به نحوه رفتار با بیگانگان مورد بررسی قرار گیرد. مطابق این بررسی روشن می شود که مناسبات قدرت در روابط میان زن و مرد در اخلاقیات از مشروعیت برخوردار بوده است. این مناسبات از شکل و قالبی انضباطی برخوردارند که ضمن تجویز آداب ویژه در نحوه برخورد با جسم و جنسیت به درونی کردن و نهادینه شدن کارکردهای انظباطی می انجامند که برآیند آنها فرودستی جنس مونث و تثبیت و تداوم نظام پدر سالار در خانواده و مناسبات اجتماعی بوده است.