نگاه امام خمینى(قدس سره)بنیانگذار جمهرورى اسلامىبهجمهوریت همواره موردتوجه صاحبنظران,نویسندگان و تحلیل گراناندیشه سیاسى ایشانبوده است. مجله به منظورانعکاس دیدگاه هاى مختلفمقالاتى را در همین شمارهبا نگاه هاى گوناگون منتشرمى کند.
نیاز به یادآورى نداردکه دیدگته هاى مطرح شدهدر مصاحبه ها و مقالاتلزوما دیدگاه مجله نیست.
شرح حال نیکیتین ساجدی صبا طهمورث بازیل پ. نیکیتین در اول ژانویه 1885 در شهر سوسنوویتس لهستان به دنیا آمد و در 8 ژوئن 1960 در پاریس درگذشت. (? آرین پور 1374، ص 224، پانوشت 1) وی شرح حال پر ماجرای زندگی خویش را در ایرانی که من شناخته ام (? منابع) گزارش کرده و تقریبا تمامی اطلاعات مربوط به تحصیلات، حرفه کنسولی و خاطراتش را در آن آورده است که ما قسمت هایی از آن را در اینجا نقل می کنیم. نگارش این کتاب ظاهرا در ایام تلخ اشغال پاریس به دست ارتش رایش سوم انجام گرفته است، چون با عبارت «سپتامبر 1941- پاریس» به پایان می رسد. پدر او روس و از خانواده های بزرگ سن پترزبورگ و مادرش لهستانی بود. از این رو، دوره تحصیلات اولیه اش را در ورشو می گذراند و، به لطف یک معلم فرانسوی که در کلاس درس فرانسه از شرح سفرهای خویش به مشرق زمین با جاذبه خاصی سخن می گفت، در او ذوق و شوق برای سفر به شرق پدید می آید. در طول سال های 1900 تا 1902، که پدرش در ماموریت ادسا بود، چند بار از این بندر دریای سیاه بازدید کرد و حتی به یالتا رفت ...
پیش از خواندن یادداشت نقادانه دکتر طبیب زاده با عنوان «رابطه فرهنگ نگاری و دستور نویسی» بر آن بودم که درباره جایگاه فرهنگ نگاری در برنامه ریزی زبان مطلب مختصری، با هدف معرفی مبنی عملی این برنامه ریزی، بنویسم. اکنون فکر می کنم که با شرکت در این بحث همان مقصود حاصل گردد. در یادداشت طبیب زاده، تلاش شده است که رابطه دستور نویسی و فرهنگ نگاری بیان شود و، با تاکید بر تفاوت های این دو حوزه، توصیه شده است که از خلط مباحث دستوری و فرهنگ نگاری و استفاده از شواهد یک حوزه در حوزه دیگر اجتناب گردد. در این یادداشت، رابطه این دو حوزه به رابطه علم و فن تشبیه، و دستور نویسی علم و فرهنگ نگاری حاصل علم معرفی شده است. طبیب زاده دستور نویسی و فرهنگ نگاری را از این جهت متفاوت می داند که ملاک، در فرهنگ نگاری، طبقه بندی اقلام واژگانی و ترتیب حروف الفباست که نظامی از پیش تعیین شده و قراردادی است ...
فرهنگستان زبان و ادب فارسی مرجع تشخیص فارسی بودن یا فارسی نبودن واژه هاست؛ از همین رو، شایسته است که در فرهنگی که فرهنگستان منتشر می سازد واژه های فارسی به نحوی مشخص شوند. افزون بر این، در گروه های تخصصی واژه گزینی و نیز شورای واژه گزینی فرهنگستان، بارها این سوال مطرح شده است که آیا فلان وام- واژه فارسی به شمار می آید و آیا می توان در معادل یابی از آن استفاده کرد. در این مقاله برای تشخیص واژه های فارسی معیارهایی پیشنهاد شده است. امید است اهل نظر از نقد این پیشنهادها دریغ نورزند تا بتوان سرانجام به معیارهایی صریح و دقیق در این عرصه دست یافت. زبان فارسی، مانند هر زبان دیرینه سال و صاحب ادبیات گسترده، واژگان خود را از منابع گوناگون اخذ کرده است. به گفته لغت شناسان، واژگان زبان فارسی- زبانی که اکنون زبان رسمی ایران به شمار می آید- عمدتا از زبان های زیر حاصل آمده است: دری قدیم، پهلوی، پارتی، هندی، عربی، ترکی، مغولی، اروپایی (عمدتا شامل فرانسوی، انگلیسی، روسی).
در این مقاله، با استفاده از مفاهیم متن ظاهری/ متن زایشی و امر نهادین/ امرنشانه ای – آن گونه که توسط کریستوا بسط یافته است – تحلیلی بینا متنی از داستان (قلعه ذات الصور) ارائه شده است. این تحلیل، در پی وضوح بخشیدن به (دیگر بودگی) متن و حضور نیرویی مخربی است که معنا و دلالت بر ساخته متن را با چالش مواجه می کند...