این پژوهش به منظور تعیین میزان اثربخشی رویکردهای مختلف درمانی بیماران معتاد به مواد مخدر انجام شده است . ابزارهای پژوهش پرسشنامه محقق ساخته زندگینامه شخصی و آزمون مکان کنترل راتر بود . نمونه پژوهش شامل 144 نفر معتاد بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند . داده ها با استفاده از تجزیه و تحلیل واریانس یک راهه و مربع خی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که درجه تاثیر رویکردهای درمانی متفاوت است. مداخله مکان کنترل در اثربخشی رویکردهای درمانی معنی دار نیست درحالی که ارتباط بین مکان کنترل شخصی (بیرونی–درونی ) در بین گروه های درمانی و اثربخشی روش درمان معنی دار است . سرانجام، مشخص شد اثربخشی درمان های مختلف تحت تأثیر نوع داروی مصرفی معتادان قرار نمی گیرد.
هدف این پژوهش تعیین و مقایسه رابطه بین هوش هیجانی با سبک های مقابله ای در نوجوانان دختر و پسر مناطق محروم بود . جامعه آماری مجموع دختران و پسران ن ها بودند که به منظور گذراندن اوقات فراغت خود به مدت یک هفته در تابستان 1385 در مراکز فرهنگی–ورزشی وابسته به امور مستضعفان و محرومان شرکت کرده بودند، در مجموع از 18 استان کشور 2160 نفر بودند که از هر استان 120 نفر ( 60 نفر دختر و 60 نفر پسر) به روش تصادفی ساده انتخاب شدند . ابزار پژوهش دو پرسشنامه هوش هیجانی بار -ان و راهبردهای مقابله با استرس بود. نتایج نشان داد که رابطه بین هوش هیجانی نوجوانان دختر و پسر مناطق محروم با سبک مقابله ای مسأله مدار مستقیم و از طرف دیگر رابطه بین هوش هیجانی نوجوا نان مناطق محروم با سبک مقابله ای هیجان مدار با توجه به جنس معکوس است . با این تفاوت که میزان همبستگی بین این دو متغیر در گروه دختران بیشتر است . همچنین دختران در پژوهش حاضر در دوازده مؤلفه هوش هیجانی : حل مسأله، خوشبختی، استقلال، خودشکوفایی، خودآگاهی هیجانی، واقع گرایی، روابط بین فردی، خوش بینی، عزت نفس، کنترل تکانش، مسئولیت پذیری و همدلی عملکرد بهتری از پسران نشان دادند.
پژوهش حاضر، با هدف تعیین میزان آگاهی دانشجویان از اعتیاد و مواد مخدر انجام شده است. روش تحقیق این پژوهش از نوع تحقیقات توصیفی به شیوه میدانی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش عبارت است از کلیه ی دانشجویان شاغل به تحصیل در دانشگاه های آزاد اسلامی منطقه چهار در سال 1386 که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، تعداد 3449 نفر انتخاب شده اند. ابزار مورد استفاده جهت جمع آوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته 60 سؤالی بوده است.نتایج نشان داد که 6/69% از دانشجویان حداقل یک ماده مخدر را می شناسند. اکثریت دانشجویان فرار از اندوه، فشارهای عصبی، مشکلات خانوادگی و هم نشینی با دوستان مصرف کننده را از مهم ترین دلایل گرایش دانشجویان به مصرف مواد ذکر کرده اند. اکثریت دانشجویان پسر (3/91%) و دختر (1/88%) می دانند که مصرف تفریحی مواد اعتیادآور است. بیشتر دانشجویان دختر (4/81%) و پسر (2/82%) ترویج فعالیت های ورزشی را از مهم ترین برنامه های پیشگیری از اعتیاد دانشجویان می دانند. 1/84% دانشجویان دختر و 3/78% دانشجویان پسر از شیوه های مناسب درمان اعتیاد آگاه هستند. در مجموع آگاهی اکثریت دانشجویان از دلایل گرایش به مصرف مواد (1/79%)، برنامه های پیشگیری (6/89%) و نشانه های مصرف (6/75%) بیشتر از متوسط است. با تحلیل داده ها مشخص شد که دیدگاه دانشجویان دختر با پسر در مورد اعتیاد، دلایل گرایش، برنامه های پیشگیری و شیوه های درمان تفاوت معناداری دارد. اما بین دیدگاه دانشجویان گروه های مختلف تحصیلی نسبت به دلایل گرایش و برنامه های پیشگیری تفاوت معناداری وجود ندارد