در این مقاله، نگاره سماع درویشان، اثر کمال الدین بهزاد (متعلق به سال 895 ق) بر اساس مفاهیم عرفان و تصوف تحلیل شده است. با توجه به تعلق نگاره به دوره تیموریان، در ابتدا، وضع تصوف در این دوره بررسی می شود. مؤلف سپس فرقه نقشبندیه را، که بهزاد عضو آن بوده است، معرفی می کند و با توجه به زمان ترسیم نگاره و سن مشایخ تصویرشده در آن، نتیجه می گیرد که بهزاد اجتماعی خیالی از مشایخ صوفیه نقشبندبه را به تصویر کشیده است. به نظر مؤلف، چهار نفر از شش نفری که در بالای تصویر ایستاده اند عبیدالله احرار و جامی و امیرعلی شیر نوایی و بهزادند و محل سماع درویشان باغ مدرسه و خانقاه اخلاصیه در محله جوی انجیل یا سر پل انجیل در هرات است. در ادامه مقاله، معنای سماع و مراتب آن در تصوف بررسی شده است و، با تقسیم نگاره به چهار بخش افقی، ربط هر بخش با مراتب تصوف و سماع تشریح شده است. از تقسیم عمودی نگاره نیز اعدادی به دست می آید که مؤلف به معانی آنها در تصوف پرداخته است. لباس صوفیان و انواع و رنگهای آن نیز در تصوف حاوی معانی و مفاهیمی است که در تحلیل نگاره سماع درویشان بدانها اشاره شده است.
"محدودیت ها و دشوارى هاى انتشار روزنامه در ایران باعث شده است تا نشریات براى بقا، به سیاستمداران و صاحبان ثروت متکى باشند و این افراد و نهادها نیز در قبال کمک به مطبوعات، حمایت هاى ویژه اى را از روزنامه ها طلب کنند. اگر مدیران روزنامه ها به انجام این حمایت ها تن دهند، استقلال و اخلاق حرفه اى روزنامه نگارى را زیر پا گذاشته اند و اگر بر استقلال و اخلاق حرفه اى روزنامه نگارى اصرار ورزند، با موانع گوناگون اقتصادى و سیاسى در نشر روبه رو مى شوند. در عمل، عوامل برون سازمانى و درون سازمانى روزنامه نگارى ایران، مدیران مسوول را وادار مى کند براى رشد نشریه خود، به برخى شیوه هاى غیرحرفه اى دست بزنند. این پژوهش، در پى آگاهى از وجود مؤلفه هاى مدیریت غیرحرفه اى مدیران روزنامه ها در این مواجهه است. براى یافتن جنبه هاى غیرحرفه اى مدیریت روزنامه هاى سراسرى و عمومى در تهران، از روش تحقیق پیمایش براى دو نمونه آمارى اعضاى تحریریه روزنامه ها و نمونه آمارى استادان و صاحب نظران روزنامه نگارى استفاده شده است. براى سنجش میزان حرفه اى بودن مدیریت روزنامه ها، شاخصى از ترکیب مؤلفه هاى اخلاقى، حرفه اى، اقتصادى و مدیریتى مطبوعات، محاسبه و شاخص توصیف شده توسط اعضاى تحریریه روزنامه ها با شاخص معیار صاحب نظران روزنامه نگارى، مقایسه شده است. در انتها نیز فرضیه تحقیق به اثبات رسیده و مشخص شده است که شیوه هاى مدیریت روزنامه هاى سراسرى و عمومى تهران، غیر حرفه اى است.
"