هدف این مقاله، این است که به یاری چهار مقوله نشانه، ساخت، نقش و ارزش به چهار معیار در شناخت معانی اولیه زبانشناختی فهم و تاویل متن دست یابیم که عبارت است از: معیارهای نشانه ای، ساختاری، نقش و ارزش. بر اساس این معیارها به این نتایج می توان اشاره کرد: 1- بر پایه معیار نشانه ای، نشانه های زبانی و دلالت اختیاری و ثابت لفظ بر معنا در انتقال پیام به مخاطب در اثر زبانی و نشانه های ادبی و دلالت انگیخته ای و ناپایدار و غیر ثابت در پیوند بین نشانه و معنا در اثر ادبی مطرح است. 2- بر پایه معیار ساختی، تاثیر ساخت و روابط دستوری در شکل گیری پیام در اثر زبانی و عدم تاثیر ساختها و روابط در شکل گیری پیام در زبان ادبی جلوه می کند. 3- بر پایه معیار نقشی، ابلاغ معنا در اثر زبانی و القای معنا در اثر ادبی صورت می پذیرد. 4- بر پایه معیار ارزشی، پیوند اثر زبانی با مصداقهای عینی و پیوند پیام اثر ادبی با جهان درون متنی مطرح می شود. همچنین در این مقاله این نتایج به دست آمده است: الف- به یاری پژوهشی علمی و جامع و به کمک مطالعات زبانی، دانش نشانه شناسی و معیارهای علمی یاد شده، می توان به اصول و مبانی فهم متن دست یافت. ب- آشنایی با مقتضیات ساختار دلالتی در فهم متن ایجاب می کند به ساختارهای زبانی، جنبه های زیبا شناختی متن و بافت موقعیتی اثر دست یابیم. ج- بدون توجه به مباحثی مانند نظریه ارتباطی زبان و معیارهای نشانه ای، ساختاری، نقشی و ارزشی، نقد و تحلیل متون ادبی و جنبه های تاویل پذیر آن تقریبا دشوار است. د- معنایی که به کمک روابط دستوری، نشانه های زبانی و ساختهای زبانی متنهای ادبی به دست می آید، پذیرفتنی نیست. ه- در اثر زبانی با «ابلاغ معنا» و در اثر ادبی با «القای معنا» سرو کار داریم. و- به نظر می رسد ابزار اصلی آفرینش شعر، هنجار گریزی معنایی است.
فرهنگ نویسی یکی از اصلی ترین تلاش های بنیادی در جهت حفظ زبان فرهنگ یک جامعه است که نه تنها ایرانیان مقیم وطن بلکه فارسی زبانان هندی هم آن را وجهه همت خویش ساخته اند. با وجود اینکه تالیفات فارسی زبانان هندی عاری از اشتباه نیست؛ فرهنگ های مولفه در آن دیار به جهت ترویج و کمک به پیشرفت زبان و ادب فارسی، شایان تقدیر و ملاحظه اند. از جمله قدیمی ترین این فرهنگها، «موید الفضلا» است که همچون پلی ارتباطی شامل چهارده فرهنگ قبل از خود و موثر بر لغت نامه های پس از خود می باشد که در سال 925 ه. ق. به سه زبان فارسی، عربی، و ترکی تدوین گشته. مع الاسف تاکنون تصیحح منقحی از آن انجام نگرفته است و فقط در سال 1302 در مطبع «نول کشور» چاپ شده و استناد به این چاپ در لغت نامه دهخدا مصدر ورود سهوهایی به لغت نامه شده است. لذا در این مقاله به نقد اشتباهات چاپ سنگی می پردازیم؛ باشد که دلایل اقدام به تصحیح مجدد این فرهنگ تصریح گردد.
جهانی شدن و ظهور اقتصاد دانش به همراه شرایط رقابتی، پرسش از کیفیت آموزش عالی را برجسته کرده است. این کار بدون اصلاح نهادها و کنش های نهادسازی امکان پذیر نیست. «دیرآیندگان» توسعه، از جمله جامعه ایرانی، با مساله دوگانه ای دست به گریبان هستند. از یک سو هنجاری های مشترک و اجماعیات بین المللی در تضمین کیفیت آموزش عالی پیش روی آنهاست و از سوی دیگر، پابند محدودیت ها و دشواری های خاصی هستند که از پیچیدگی های ساختاری این نوع جوامع ناشی می شود. تحلیل روابط میان زمینه های فرهنگی و اجتماعی جوامع با مولفه های تضمین کیفیت آموزش عالی، با به دست دادن «نقشه ای شناختی»، امکان آن را فراهم می آورد که کنشگران در هر سه سطح جامعه، دانشگاه و دولت، با شناخت بیشتری بتوانند درباره ویژگی های الگوی مناسب ارزشیابی و اعتبارسنجی آموزش عالی و ملزومات سیاستی، راهبردی و عملیاتی مربوط به استقرار کیفیت، تصمیم بگیرند و عمل کنند
صنعت نفت از موثرترین و بزرگترین صنایع در جهان به ویژه ایران است. تاثیر برجسته این صنعت در اقتصاد، سیاست و توسعه ایران از دو بعد قابل تامل است؛ یکی نقش تکنولوژی های مرتبط با نفت در افزایش درآمد کشور و توسعه مناطق نفت خیز و دیگری ریسک آینده بدون نفت برای کشور و به خصوص برای جمعیت این مناطق است. مقاله حاضر با نگاهی اجتماعی، به تجربه توسعه صنعت و تکنولوژی نفتی از پیدایش تا سال 1357 می پردازد و به این منظور در میان رهیافت های موجود در جامعه شناسی تکنولوژی، بررسی عوامل اجتماعی اثرگذار در توسعه قابلیت های تکنولوژیک صنعت نفت این بخش را با تحلیل شبکه کنشگران این صنعت در سه مقطع زمانی به انجام رسانده است. در این راستا با ترسیم پیشرفتهای حاصله در کسب و توسعه قابلیت های تکنولوژیک، نشان داده شده است که در این صنعت علی رغم پیشرفت در ابعاد بهره برداری، فقدان اراده برای توسعه قابلیت های نوآورانه، عدم یکپارچگی در شبکه کنشگران این صنعت و ناتوانی در ترجمه مناسب خواست هایی که در خود قابلیت های متناظر با سطوح پیشرفته تر تکنولوژی را دربردارند از جمله عوامل ناکامی تحقق توسعه در سایر حوزه های تکنولوژی نفتی بوده اند.
از دیر باز قصه ها که به صورت سنت شفاهی از نسلی به نسل دیگر انتقال یافته اند، بیانگر جهان بینی ها، نظام های اجرایی و اجتماعی بوده اند که در گذر از زبان ها، قرن ها، قاره ها و پیروی از فرهنگ های گوناگون دچار تغییراتی شده اند. با جمع آوری قصه ها از نقاط مختلف دنیا، از اقوامی با زبان ها و آداب و رسوم متفاوت، متوجه شباهت هایی میان آنها می شویم، بدین گونه که نه تنها تار و پود آنها یکی است، بلکه جایگاه عناصر داستانی نیز در همگی آنها یکسان است. این شباهت ها بیشتر اقوامی را در بر می گیرد که زبان آنها متعلق به خانواده زبان هندو اروپایی است و همگی از یک مبدأ حرکت خود را آغاز کرده اند. سفر کردن از خلال مکان و زمان برای جستجوی این قصه ها و نیز دست یافتن به معانی آنها از دیدگاه ساختاری، موجی است که از قرن بیستم در گستره علوم انسانی آغاز شد و رو به گسترش نهاد، هدف این مقاله را در بر می گیرد؛ بدین منظور روش کار پروپ، نخستین محقق در این زمینه مد نظر خواهد بود که بر روی چند قصه نمونه پیاده خواهد شد تا ببینیم آیا قصه های ایرانی نیز در چارچوب این روش می توانند قرار گیرند.
"در معرفت شناسی ادبیات رمانتیک و عرفان اسلامی، خیال جایگاه ویژه ای دارد. در این مقاله، تلاش بر این است تا نشان داده شود که:
اول، معرفت شناسی رمانتیسیسم با معرفت شناسی عرفان اسلامی، از لحاظ ارزش و اهمیت دادن به خیال، بسیار نزدیک به هم اند. به عبارت دیگر، در این نظام های فکری، خیال ابزار مهم شناخت است.
دوم، زیربنای معرفت شناسی خیال گرای رمانتیک و همچنین عرفان اسلامی وحدت است، بر خلاف معرفت شناسی عقل گرا که مبنای آن ثنویت است.
سوم، معرفت شناسی مبتنی بر خیال، گونه ای از وجود شناسی را مطرح می سازد که با وجود شناسی عصر خرد و همچنین وجود شناسی فلسفی مبتنی بر عقل، کاملا متفاوت است. وجودی که خیال آن را درک می کند، ثابت و ایستا نیست، بلکه پویا، متغیرن وسیال است. این وجود شناسی در ادبیات رمانتیک و عرفان اسلامی، مشابه است.
چهارم، اگر چه دیدگاه های رمانتیسیسم و عرفان اسلامی درباره جهان شباهت های بسیاری به یکدیگر دارند، اما تفاوت های چشمگیری نیز دارند که آن ها را از هم ممتاز می کند. در پایان این مقاله، این اختلاف ها نیز مورد بررسی قرار می گیرند.
در این مقاله برای تبیین دیدگاه رمانتیسیسم درباره خیال و ارزش و جایگاه آن در معرفت شناسی، به نظریات شاعران و نویسندگاه رمانتیک انگلیس، به ویژه کولرج، شلی، و کیتس اشاره می شود، و در ارتباط با عرفان اسلامی، دیدگاه های شیخ اکبر، محی الدین ابن عربی که بنیادگذار عرفان نظری است، خصوصا در کتاب او، فصوص الحکم، مورد بررسی قرار می گیرد."
بیش از یک سده است که دانشمندان خاورشناس و ادبا در تلاشند تا ریخت و قالب شعر و سرودهای پیش از اسلام ایران را یافته و تعریف و سرچشمه و سرآغاز شعر فارسی، به ویژه چکامه را تعین کنند. در این زمینه عقیده های گوناگونی ابراز شده است. گروهی ریشه های چکامه های فارسی را در دوره های پیش از اسلام جستجو کرده اند و بر این باورند که چکامه در ایران از دیرباز رواج داشته است. گروه دیگری برخلاف این، بر این باورند که شعر در زبان فارسی در اثر تماس و یا نزدیکی و تأثیرگذاری زبان عربی بر فارسی به وجود آمده است. از آنجا که بر اثر تغییر خط و زبان فارسی در درازای تاریخ چند هزارساله ایران - از فارسی باستان یا اوستایی به فارسی میانی یا پهلوی و سپس از پهلوی به فارسی دری- و در اثر بحران های سیاسی و نابسامانی های اجتماعی - حمله عرب ها و یورش مغول ها در چند نوبت- بیشترین گنجینه های ادبی و فرهنگی ایران از میان رفته و در نتیجه سند کتبی فراوانی در این زمینه در دست نمی باشد، پاسخ قاطع به این پرسش نیازد به پژوهش های فراوان دارد.